صفحه 1 از 1

سرود اميد بي حاصل

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۸۵, ۱۰:۵۲ ق.ظ
توسط ARMIN
سلام
داشتم آرشيو روزنامه را نگاه مي کردم که به سرودي زيبا بر خورد کردم. سرودي که مدد جويان (زندانيان) کانون اصلاح و تربيت در حضور رئيس جمهور پيشين جناب آقاي خاتمي با نام اميد بي حاصل اجرا کرده بودند. گفتم بد نيست اين سرود را براي شما بنويسم :
شما از من چه مي دانيد؟
من اينجا در ميان ابري از اميد بي حاصل،
به چشمي اشک و چشمي خون
به دور از سايه بابا، نگاه گرم يک خواهر،
جدا از دامن مادر
هميشه ديده بر راهم.
کسي هر گز نمي داند،
مگر تنها خداي من
چه شبهايي سحر کردم
که اشکم بر سر مژگان فرو مي ماند و يخ مي زد
براي لقمه ناني
و جايي بهر خوابيدن
و چشمم پرسه مي زد تا درون خانه اي کز
شيشه هايش مهر مي تابد
و بانگ خنده مي باريد
من آواره بي خانمان تا صبح
به هر بيغوله اي سر کردم
و تا آنجا که ممکن بود
ز بد کاري حذر کردم
که ناگه دست نامردي
گريبانم گرفت و تا جنايت برد
و حالا پيش چشمان شما زنداني رنجم.
شما هرگز نمي دانيد
چه دردي در دلم دارم
که مي دانم شما در سرنوشت من،
دخالت داري و سهمي گران؛ زيرا
اگر يک در به رويم باز مي کرديد،
پناه بي پناهي هاي من بوديد
من اينک پا به پاتان،
در مسير زندگاني، آبرومندانه مي رفتم.