صفحه 1 از 1

آیا پیش­بینی دقیق نرخهای مبادله امکان­پذیر است؟

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۲۰ ب.ظ
توسط ganjineh
هیچ روش قابل اطمینان و معتبری درباره پیش­بینی نرخهای مبادله ارز وجود ندارد. این جمله شاید به نظر شگفتی آور نباشد، اما همه ما دوست داریم که با قابلیت اطمینان و با اتکا به نیرویی بتوانیم نرخهای مبادله را به درستی ارزیابی و پیش­بینی کنیم. پژوهشگران زیادی نسبت به توانایی پیش­بینی آینده نرخهای مبادله ارز بررسی و تحقیق کرده­اند. پل کروگمان[1] و موریس ابسفلد[2] در کتابشان معروف به "دانش اقتصاد بین­الملل: نظریه و سیاست"[3] نوشته­اند: « اگر نرخهای مبادله همان قیمتهای دارایی هستند که به سرعت به تغییر انتظارات و نرخهای بهره واکنش نشان می­دهند، آنها باید ویژگیها و خواص مشابهی با دیگر قیمتهای دارایی مانند قیمت سهام داشته باشند. بنابراین نرخهای مبادله باید به طور نیرومندی نسبت به اخبار اقتصادی و رویدادهای سیاسی غیرمنتظره واکنش نشان دهند و همچون قیمت سهام، باید به سختی پیش­بینی شوند.» در مطالعه و پژوهش دیگری که توسط ریچارد لویچ[4] انجام گرفت، وی با ثبت شواهد پیش­بینی شرکتها بر روی زوج ارزهای گوناگون دریافت که معمولا حرکت نرخهای مبادله ارز خیلی خوب قابل پیش­بینی نیستند.

تصویر
او شواهد محکمی مبنی بر پیش­بینی دقیق نرخهای مبادله پیدا نکرد. با این وجود وی با تکیه بر شواهد در دسترس دریافت که پیش­بینی­کنندگان حرفه­ای با استفاده از یک اسلوب معین نسبت به اشخاص عادی، بهتر نرخهای مبادله را ارزیابی و برآورد نموده­اند. برای مثال آنها از نرخهای سلف سه ماه آینده استفاده کرده­اند. البته این مطلب نمی­گوید که نرخهای سلف برآورد­کننده مناسبی است. در مجموع لویچ اشاره کرد که بوسیله ابزارها و شاخصهای دردسترس معمولا حرکتها و روند آینده به خوبی قابل پیش­بینی نیست. پژوهشهای دیگر نیز توسط برخی دانشجویان دانشگاههای آمریکا انجام گرفته است. آنها دریافتند که روندها قابل برآورد و پیش­بینی نیستند.

نمودارها توانایی پیش­بینی آینده را ندارند و تنها تصویری از آنچه در حال جریان دارد را نشان می­دهند و می­توانند به معامله­گران بگویند که هر زمان اخبار جدید از راه برسد، ممکن است روند جاری شکسته شود، اما اگر پیش­بینی نرخ مبادله ارز قابلیت اتکا و اطمینان ندارند، چرا معامله­گران خود را زحمت می­دهند؟

همانطور که می دانیم، هیچ تضمین و اطمینانی نسبت به پیش­بینی دقیق روند نرخهای مبادله وجود ندارد، اما ابزارهای سودمند، تئوریهای اقتصادی کارآمد، معیارهای ویژه دادوستد در دسترس معامله­گران هستند. آنها با بهره­گیری از توانایی تفسیر بنیادهای اقتصادی، تکنیکهای نموداری و بکارگیری ابزارهای مفید و تجربیات شخصی شانس داشتن معاملات سودآور را افزایش می­دهند. برخی تحلیلگران اغلب برای پیش­بینی افقهای زمانی کوتاه­مدت (یک روزه یا یک هفته) از روشهای نموداری و تفسیرهای تکنیکی استفاده می­کنند و معمولا روندهای بلند­مدت (سه ماه) را با استفاده از تئوریهایی همچون برابری قدرت خرید تحلیل می­کنند.

[1] Paul Krugman

2 Maurice Obstfeld

3 International Economics: Theory and Policy, New York, HarperCollins,1994

4 Richard M. Levich ("Evaluating the Performance of the Forecasters", in: Donald R. Lessard, ed., "International Financial Management", New York: John Wiley:1985, pp. 218-233(



منبع : کتاب بنیادهای اقتصادی در بازار ارز| موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمای

حقایق و واقعیتهایی درباره بازارهای مالی

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۵۵ ب.ظ
توسط ganjineh
شاید تاکنون به افرادی که به تجارت و دادوستد ساده­انگارانه نگاه می­کنند، برخورد کرده باشید. حتی ممکن است با سرمایه­گذارانی روبرو شده­ باشید که بدون توجه به ریسکهای کسب و کار از بازده­ها و سودهای کلان سخن به میان می­آورند. بهتر است پیش از به هیجان آمدن در مورد سودهای بالقوه و بازده­های بزرگ، در مورد هر کسب و کار و تجارت بیشتر بدانیم. آیا تاکنون به چنین گفته­های ساده­ای فکر کرده­اید؟



سرمایه­گذاران و معامله­گران تازه­واردی وجود دارند که بازارهای مالی را مکانی بسیار سودآور می­پندارند. آنها شنیده­اند که هیجان و پولهای آسان نیمه پر لیوان است. باید بدانید که ...



بازارهای مالی هیجان آور، جذاب و سودآور هستند، اما حقایق و واقعیتهای دیگری نیز وجود دارند!.



این گفته یک حقیقت است...

» پیش از پرش در بازارهای مالی فراگیرد.

یادگیری دانش و کسب تجربه و مهارت تنها در گذر زمان موفقیت و کامیابی را نصیب سرمایه گذارن و معامله­گران بازارهای مالی می سازد. بدون دانش کافی و تنها اکتفا کردن به برخی اصول تحلیل بازار شانس چندانی برای پیروزی نخواهید داشت. برای آغاز هر کسب و کار و معامله گری نیاز به سرمایه گذاری است. کسب مهارت و دانش به همراه یادگیری تکنیکهای معامله در بازارهای مالی یک سرمایه گذاری به شمار می رود.





این گفته واقعیت دیگری را بازگو می کند ...

» دانش به تنهایی نمی تواند رمز موفقیت باشد.

برای انجام تجارت و اجرای معاملات موفق به برنامه ریزی و نظام تجاری نیاز است.



حقایق و واقعیتهایی که به آن کمتر توجه می شود...

» بیشتر معامله گران در بازارهای مالی پول خود را از دست می دهند

برآوردها نشان میدهد که در بازارهای پرریسک شمار اندکی از معامله گران و سرمایه گذاران در بلندمدت موفق بوده اند.این نشان می دهد که معامله گری در بازارهای مالی ساده و آسان نیست.



این گفته یک حقیقت است...

» جوانه های دانش، زمان و فرصت کافی نیاز دارند.



بازارهای مالی هیجان آور، جذاب و سودآور هستند، اما حقایق و واقعیتهای دیگری نیز وجود دارند!.



این یک واقعیت است...

» دادوستد در بازارهای مالی با ریسک بالایی همراه است.

» هیچ تضمینی برای کسب درآمد و یا حفظ سرمایه وجود ندارد.



یک واقعیت دیگر ...

» دادوستد بر اساس آزمودن شانس و بکارگیری حدس و گمان بزرگترین اشتباه به شمار می­آید.

» بازارهای مالی مکانی برای امتحان بخت و شانس در زندگی نیست.

می دانیم بازارهای مالی در درون خود با ریسک همراه هستند. عامل ریسک تنها بر پایه دانش و مهارت کنترل و مدیریت می شود. بازارهای مالی آزمایشگاه نیست که در هر زمان و مکان بر اساس شرایط نتیجه مشخص و مشابهی از خود برجا گذارد. آزمودن بازارهای مالی خطا است. متاسفانه افرادی وجود دارند که با ناآگاهی از شرایط بازارهای مالی، پس انداز و یا سرمایه خود را در راه آزمودن دادوستدها از دست می دهند. با کسب مهارت و دانش کافی می توانیم به شیوه مناسبتری شرایط درآمدی را بهبود بخشیم.



یک حقیقت که گاهی آن را نادیده می انگاریم...

» در یک دوره کوتاه به ثروت بزرگ دست نخواهیم یافت

برخی از افرادی که پا به میدان بزرگ و پیچیده بازارهای مالی می گذارند، تنها با تصویر ثروت بزرگ در کوتاه مدت اقدام به سرمایه گذاری می کنند. این اندیشه نادرستی است که بخواهیم در ظرف مدت کوتاهی ثروتمند شویم. با برنامه ریزی، رعایت اصول، پشتکار، کسب مهارت و دانش، ... میتوان در گذر زمان به کامیابی و اهداف دست پیدا کرد.



این یک واقعیت است...

» دانش، مهارت، کارآزمودگی و تجربه شانس کامیابی و موفقیت در دادوستد و تجارت را افزایش می دهد.



پیشنهاد می شود ...

» اگر دانش کافی ندارید

» اگر به قوانین و اصول دادوستد تسلط کامل ندارید

» اگر در اندیشه کسب پول آسان هستید

وارد بازارهای مالی نشوید



-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

منبع : موسسه آموزش و پژوهش اقتصادی رهنمون سرمایه

تجارت و سرمایه گذاری در بازارهای مالی- شناخت مفاهیم و مقالات مرتبط

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۵۶ ب.ظ
توسط ganjineh
مسیر و برنامه­ای برای سرمایه گذاری و تجارت در بازارهای مالی

آیا مایل هستید به عنوان یک معامله گر پا به گستره بزرگ و ژرف بازارهای مالی بگذارید؟

متن خلاصه شده زیر فرایند تجارت و سرمایه گذاری را مورد بررسی قرار داده است. فرایند تصمیم گیری و مراحل گام نهادن به بازارهای مالی به صورت زیر ترسیم شده است:

1- بررسی اهداف با توجه به دوره های زمانی

پیش از گام نهادن در بازار تصمیم جدی بگیرید. تصمیمی که برای کار و فعالیت در بازارهای مالی می­گیرید نباید ساده انگارانه­ باشد. برخی از تصمیمات انسان در زندگی راهبردی و استراتژیک قلمداد می شود و در واقع اشاره بر فعالیتهایی دارد که بازگشت و تغییر مسیر کلی در آن هزینه­های معنوی و مادی بالایی را دربرمی­گیرد. از ابن رو جبنه های پذیرفتن کار در بازارهای مالی پیش از هر اقدامی باید بررسی و تحلیل شود. گزینش بازارهای مالی برای کار و فعالیت روزانه یک تصمیم راهبردی در زندگی است و برای آن باید برنامه ریزی نمود و هدفهای کوتاه مدت و بلندمدت معینی باید ترسیم شود. اهداف و چشم اندازهای هر کسب و کار نخستین گام در تجارت است.

2- گزینش بازار و شناخت کلی از بازار هدف

3- یادگیری و آموزش

3-1 بررسی مبانی و مفاهیم

3-2 یادگیری تحلیل و تفسیر

3-3 راهبردهای دادوستد، نظام تجاری و بررسی مبانی مدیریت سرمایه گذاری

3-4 آزمون راهبردها و شبیه سازی تجارت در دنیای آزمایشی

4- گزینش راهبرد مناسب، تجزیه و تحلیل کارکرد

5- تعیین میزان ریسک و بازده انتظاری و برآورد میزان ریسک و بازده بازار

6- پیاده سازی نظام تجاری

7- کسب مهارت، تجربه و کارآزمودگی

8- سنجش عملکرد سرمایه گذاری در دوره های معین و بازنگری در چرخه کسب و کار







..............................................................................................................................................

منبع: موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه

اندیشه تازه واردان و دیدگاههای برنامه ریزی

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶, ۸:۵۸ ب.ظ
توسط ganjineh
بازارهای مالی مکان مناسبی برای سرمایه گذاری هستند. همه مشارکت کنندگان با انگیزه کسب درآمد و بازده اقتصادی در آن فعالیت می کنند. اما زمانی که سخن از درآمد و بازده در بازارهای مالی به میان می­آید بدون توجه به ریسکهای آن پرسشهایی زیادی در ذهن ایجاد می شود.

گاهی اوقات افراد تازه وارد از خود می پرسند، اگر سرمایه گذاری یا معامله گری روزانه در بازار سهام، بورس اوراق قرضه یا بازار تبادلات ارزی سودآورند، پس چرا شاهد عدم موفقیت طیف گسترده ای از آنها هستیم. چرا برخی تازه واردان در ابتدا با شور و علاقه وارد می شوند و سرانجام بدون کامیابی از آن دور می شوند. آیا بازارهای مالی تنها برای افراد یا موسسات خاصی بنا نهاده شده یا آنکه هنر تجارت و دادوستد در آن دست نیافتنی است؟

بیایید در ابتدا رویکردها یا روشهایی که افراد یا تازه واردان برای برخورد با بازار و دادوستد انجام می دهند را بررسی کنیم. در واقع می خواهیم چگونگی برخورد و دیدگاه سه فرد را در مواجه با سرمایه گذاری و دادوستد در بازارهای مالی بازسازی کنیم.



دیدگاه فرد آ : دادوستد در بازارهای مالی با وجود بازده و درآمدی که در مقاطع زمانی دارد خالی از ریسک نمی باشد. ریسکهای کسب و کار می تواند مانند دو لبه چاقو عمل کند. سود و زیان یا ریسک و بازده را نمی توان از هم دور نمود. از این رو نمی توان همواره سود تضمین شده ای را از آن انتظار داشت. بدیهی است که فعالیتهای بدون ریسک معمولا بازده پایینی را دربردارند. بدین ترتیب برای رسیدن به هدف (درآمد و بازده اقتصادی) ابتدا باید نگرش مناسبی به سرمایه گذاری داشت. همچنین باید دوره زمانی آن را مشخص نمود. دیدگاه زمانی سه یا پنج سال برای سرمایه گذاری مناسب است و می توان در این راستا برنامه ریزی مالی نمود. تامین مالی سرمایه و دارایی که در بازار وارد می کنیم باید از محلی بدست آمده باشد که به آن نیازی نداشته باشیم. چنین پولی باید از پس انداز یا ارث بدست آمده باشد. مهمترین کار در سرمایه گذاری فرایند برنامه ریزی است. این فرایند یادگیری کاملی از بازاری که در آن فعالیت خواهیم کرد را در برمی­گیرد. در حقیقت این جمله به ما می گوید که پیش از پرش در بازار باید فرا گیریم. سپس ممارست و تمرین را در جهت کسب تجربه و کارآزمودگی از یاد نبریم.



" فرد آ " سرمایه گذاری را در یک بازه زمانی تعریف کرده و نمی خواهد در یک مدت کوتاه به ثروت بزرگی دست یابد. نگاه او به سرمایه گذاری روشن است و از ریسکهای کسب و کار آگاهی کافی دارد. وی پیش از ورود به بازار زمانی را صرف یادگیری و کسب مهارت می کند. او بر این باور است که دادوستد و سرمایه گذاری در بازار بدون برنامه ریزی، تحلیل نظام تجاری و ترسیم نقشه دادوستد امری دشوار است.



دیدگاه فرد ب : هر چند سرمایه گذاری موفق نیاز به یادگیری و کسب مهارت دارد، اما عامل شانس نیز در کامیابی نقش دارد. بینش معامله گر در تجارت نقش مهمی در کسب بازده ایفا می کند. سرمایه گذار یا معامله گر می تواند در دوره های کوتاه زمانی نیز به درآمد بالایی دست یابد. ممکن است در یک دادوستد کوتاه مدت با وارد کردن مبلغ زیاد در آن بتوان سود زیادی بدست آورد. در واقع سفته بازی روزانه و بهره گیری از فرصتهای کوتاه مدت روش مناسبی برای ثروتمند شدن است.



"فرد ب" هر چند بر یادگیری و کسب مهارت تاکید دارد، اما برنامه ریزی و سرمایه گذاری مشخصی را در نظر ندارد. وی می خواهد در فرصت کوتاهی به ثروت دست یابد و دوره معینی را برای اهداف در نظر نگرفته است. بلندپروازی و عدم مدیریت سرمایه گذاری می تواند از نکاتی باشد که رسیدن به درآمد را با چالش جدی روبرو سازد.



دیدگاه فرد ج : ابتدا باید در این مورد کنجکاوی نمود که درصد موفقیت در بازار چه میزان است. یافتن سرمایه گذاران موفق و استفاده از روشهای آنها به کمک برخی مقالات و تحلیلها روش خوبی برای کسب ثروت است. در ابتدا می توان روش محافظه کارانه ای را درپیش گرفت، بدین ترتیب که با میزان سرمایه کمی وارد بازار شد. بدین وسیله می توان بازار را محک زد و میزان موفقیت یا شکست را مورد سنجش قرار دارد. ابتدا نباید درصدد این باشیم که همه بازار را فراگیرم. درحدی که بتوان به دادوستد مشغول شویم کافی است و در حین تجارت به آموزه های خود نیز می افزاییم، چرا که باید همراه با یادگیری تجربه نیز بدست آورد.



" فرد ج" با این اندیشه که تجارت و مدیریت سرمایه گذاری در بازارهای مالی ساده است آن را برگزیده است. وی به کسب پول آسان فکر می کند و برنامه ریزی مشخصی برای ورود به بازار و فرایند سرمایه گذاری ندارد. پیش از یادگیری قصد آزمون کردن بازار را دارد. وی می خواهد با آزمون کردن بازار درصد کامیابی خود را اندازه گیری کند. اما آیا بازارهای مالی مکان مناسبی برای آزمون بخت و شانس هستند؟ آیا بازارهای مالی در ردیف مراکز قمار هستند که تنها باید شانس را در آن بیازماییم؟ تا حد زیادی پاسخ روشن است. اگر شانس در بازارهای مالی نقش اساسی را ایفا می کند پس چرا تحلیل گران و کارشناسان روندها و نوسانات آن را تابع بنیادهای بازار می دانند. اگر شانس تنها عامل موفقیت در بازار است پس مراکز پژوهشی و تحلیلی کار بیهوده ای انجام می دهند. به نظر می رسد دانش توانایی دارد که نرخها و قیمتها را با وجود تصادفی بودن ارزیابی نماید.





پژوهشها نشان می دهد که در هر فعالیت تجاری یادگیری و آموزش پایه های آن را تشکیل می دهد. پرورش تواناییها، کسب مهارت و کامیابی در بازارهای مالی بدون آموزش منظم و هدفمند با دشواریهای بزرگی روبرو خواهد بود. آیا بدون یادگیری پایه ها و مبانی خلبانی، بدون کسب مهارت و تجربه، بدون صرف زمان در شبیه سازی پرواز و دیگر موارد می توان هدایت یک هواپیما را برعهده گرفت؟ آیا ناکافی بودن دانش و صرف نکردن زمان برای کسب تجربه و کارآزمودگی نمی تواند یکی از دلایل عدم موفقیت و به بار آوردن زیان باشد؟

..............................................................................................................................................

منبع : موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمایه

چگونه دادوستد در بازارهای مالی را فرا گیریم؟

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۶, ۹:۰۱ ب.ظ
توسط ganjineh
چنانچه بپذیریم که دانش اساس و پایه تجارت و دادوستد در بازارهای مالی را تشکیل می­دهد، باید این نکته را نیز بپذیریم که برنامه ریزی و روش یادگیری با اهمیت است. در زیر فرایند یادگیری در بازارهای مالی به طور خلاصه مورد بررسی قرار گرفته است.
تصویر
1- مفاهیم سرمایه گذاری: هدف از ارائه این بخش آشنایی با مفاهیم سرمایه گذاری است. در اینجا به این موضوع اساسی پرداخته می­شود که هدف از سرمایه گذاری در بازارهای مالی چیست و چه دیدگاههایی نسبت به آن وجود دارد. همچنین به این بحث پرداخته می شود که چه تفاوتی بین سرمایه گذاری در بخش حقیقی و بخش مالی اقتصاد وجود دارد. در مجموع اهداف، دیدگاهها، رویکردهای گوناگون و مفاهیم سرمایه گذاری به طور آشکار روشن می­گردد.



2- مبانی و مفاهیم بازار: رشته­های گوناگونی در بازارهای مالی برای بررسی و سرمایه گذاری وجود دارد. عوامل مختلفی از جمله ریسک پذیری افراد، اهداف، سلیقه و علاقه، ریسک و بازدهی و ... می تواند در گزینش بازار جهت سرمایه گذاری و دادوستد نقش ایفا کند. پس از گزینش بازار، باید پایه­ها، مفاهیم و مبانی آن مورد بررسی قرار گیرد، تا بدین ترتیب تصویر روشنی از آنچه سرمایه گذار می­خواهد انجام دهد، بدست آید. اساس و بنیاد، چگونگی پدید آمدن بازار و تاریخچه، ساختار، ریسک و بازده، بازیگران بازار، عوامل سازنده بازار، نقش بازار در اقتصاد، چگونگی پیوند اجزاء بازار، ابزارهای دادوستد و دیگر مسائل موضوعات کلیدی در این بخش هستند. همچنین عوامل و پارامترهای گوناگون و موثر بر قیمتها در بازار باید مورد بررسی کامل قرار گیرد.



3- ریسک و بازده: پس از شناخت مخاطرات و ریسکهای بازار، باید مفهوم ریسک و بازده روشن شود. دیدگاه افرد نسبت به ریسک و نحوه ریسک پذیری به صورت کوتاه بررسی می گردد، اما موضوع مهم در این بحث شناخت مفاهیم ریسک و بازده و ریسک سرمایه گذاری است. محاسبه ریسک و بازده و نیز ارزیابی آن مدنظر قرار می گیرد.



4- تفسیر و تحلیل بازار: متغیرهای بسیاری بر عرضه و تقاضای بازار اثر می گذارند. برای پی بردن به چگونگی تغییر قیمتها و تجزیه و تحلیل روابط موجود سرمایه گذار باید با تحلیل و تفسیر بازار مورد نظر آشنایی پیدا کند. سرمایه گذار در یک فرایند و کاوش با بکارگیری اطلاعات در دسترس و داده­ها تلاش دارد که روابط را تشریح کرده و نتایجی را بدست آورد. دو روش رایج برای تجزیه و تحلیل و تفسیر بازارهای مالی وجود دارد: یکی بهره­گیری از نمودار قیمتها و دیگری بکارگیری بنیادهای اقتصادی



4-1 تفسیر نموداری (تکنیکی): در این روش تحلیلی سرمایه گذار تنها بر پایه نمودار قیمتها و پیشینه تاریخی تلاش دارد که تغییرات نرخها و قیمتها را تفسیر نماید. اساس تحلیل تکنیکی بر تفسیر قیمتها و حجم مبادلات استوار است و ابزارهای ریاضی و هندسی در روش تحلیل کاربرد فراوان دارد.



4-2 تفسیر بنیادی: این رویکرد به تحلیل بنیادهای اقتصادی توجه دارد و در آن تلاش می­شود که اساس و بنیاد حرکت نرخها و قیمتها مورد بررسی قرار گیرد. تفسیر بنیادی بر این باور است که عرضه و تقاضا تحت تاثیر بنیادهای اقتصادی قرار دارد و با تحلیل آن چشم اندازهای آینده قیمت بدست می آید.



4-3 روانشناسی بازار: این بخش در کنار تحلیل و تفسیر بازار قرار می گیرد و به معامله گر کمک می کند که بتواند رفتار بازار را بهتر تجزیه و تحلیل کند. روانشناسی بازار به این بحث می پردازد که انسانها در دادوستدها چگونه می اندیشند و حرکت قیمتها بر اساس رفتار آنها چگونه قابل تفسیر است. خواندن روانشناسی بازار دیدگاه سرمایه گذار نسبت به دادوستد را گسترده تر می سازد.



5- نظام تجاری و دادوستد: هر فعالیت تجاری پس از ارزیابی ریسک و بازده طرح نیاز به تدوین نقشه تجاری و برنامه ریزی دارد. در این بخش سرمایه گذار باید نمای روشنی از آینده و چشم اندازهای کسب و کار داشته باشد و بر اساس آن چگونگی اداره سرمایه را ترسیم نماید. بخشها و اجزایی که نظام تجاری و دادوستد را به یکدیگر پیوند می زنند تا بدان وسیله سرمایه گذار در چارچوب آن فعالیت نماید مورد بررسی قرار می گیرند.

5-1 مدیریت دارایی: یکی از اجزاء نظام تجاری و دادوستدی نحوه اداره دارایی و سرمایه است که میزان دارایی را با ریسکهای کسب و کار متناسب و متعادل می سازد. تعادل بين سرمايه و ريسكهاي بازار بخشي از مهارت سرمایه گذار در جهت مديريت سرمایه گذار را دربرمی گیرد. مدیریت دارایی فرایند تحلیل میزان حجم دادوستد با توجه به ریسک و عامل بالقوه سود می باشد.



5-2 مدیریت ریسک: کنترل و مدیریت ریسکهای کسب و کار بخش مهمی از کامیابی و موفقیت در تجارت به شمار می­آید. هرچند ریسکها می­توانند مهار و مدیریت شوند، اما آنها هرگز به طور کامل نمی­توانند از میدان بازی زدوده و حذف شوند.



6- اصول و قوانین دادوستد: در هر تجارتی پایه ها و اصولی وجود دارد که یادگیری آنها از دیدگاه کلان به سرمایه گذار یاری می رساند.



7- روانشناسی فردی و بهداشت روانی: این بخش به تصمیم گیریهای سرمایه گذار و رفتار وی در مدیریت سرمایه گذاری می پردازد. کنترل احساسات و رفتار سرمایه گذار در مواجه با تجارت مورد بررسی قرار می گیرد.



8- آشنایی با روش نگارش تفسیر بازار: اصول و روش ثبت و نگارش تحلیل موضوعی است که در اینجا بررسی می گردد.



9- بکارگیری راهبردهای دادوستد: خط مشی و سیاست تجاری در این بخش مورد بحث قرار می گیرد. راهبردها و خط مشیهای بسیاری برای دادوستد در بازارهای مالی وجود دارد. سرمایه گذار باید با مخاطرات و مزایای هر راهبرد آشنا شود و با توجه به نظام تجاری و دادوستدی خود تصمیم بگیرد که چه راهبرد (هایی) را برای خود برگزیند.



10- کارآموزی و آزمون راهبردها: پس از شناخت کامل تحلیل و تفسیر بازار و آشنایی با راهبردهای آن نیاز است که در دنیای آزمایشی سرمایه گذار فرایند تجاری و دادوستد خود را آزمون نماید. شبیه سازی الگوی تجاری در یک دوره زمانی مهترین بخش فرایند آموزش و یادگیری را تشکیل می دهد.



11- پژوهش در بازار: اکنون سرمایه گذار می تواند در ادامه یادگیری، تجربیات و اندوخته های علمی خود را در قالب مشخص به نگارش درآورد. پژوهشهای آماری در زمینه های گوناگون می تواند در دستور کار قرار گیرد.



"اطلاعات به طور نسبی کم ارزش می نمایند، مگر آنکه باتجربه و کارآزمودگی آمیخته شوند. کلارنس دی، 1920"

..............................................................................................................................................................................



منبع: موسسه آموزش و پژوهشهای اقتصادی رهنمون سرمای