صفحه 1 از 1
شگفتي پنتاگون از اطلاعات ايران درباره تحرکات آمريکا در عراق
ارسال شده: سهشنبه ۳ بهمن ۱۳۸۵, ۱۱:۳۵ ب.ظ
توسط JASON
-----
چند تن از روزنامهنگاران آمريکايي که بخشهايي از سخنان اين مسئول ايراني را در مانيتورينگ خود مهم يافته بودند، ضمن تماس با سخنگوي پنتاگون، صحت اين اظهارات و مشارکت اعضاي مجاهدين خلق در بازجويي از ديپلماتهاي ايراني را جويا شدند..
--
مصاحبه محسن رضايي با شبکه دوم سيما در اعلام اين مطلب که نيروهاي گروه مجاهدين خلق به همراه نظاميان آمريکا در بازجويي از ديپلماتهاي ايراني دستگيرشده در بغداد دست داشتهاند، شگفتي سخنگوي پنتاگون را به همراه داشته است.
يک روزنامهنگار آمريکايي با بيان اين مطلب به خبرنگار «بازتاب» گفت: برنامههاي رسانهها و شبکههاي تلويزيوني ايران، بهويژه بخشهاي سياسي آنها به صورت روزانه در آمريکا مانيتور شده و سپس بخشهاي گزيده آن ترجمه و بر روي اخبار ويژه خبرگزاريهاي آمريکايي و سرويسهاي اطلاعاتي اين کشور قرار ميگيرد که جزو اصليترين برنامههاي مانيتورينگ سرويسهاي اطلاعاتي آمريکاست.
به گفته وي، چند تن از روزنامهنگاران آمريکايي که بخشهايي از سخنان اين مسئول ايراني را در مانيتورينگ خود مهم يافته بودند، ضمن تماس با سخنگوي پنتاگون، صحت اين اظهارات و مشارکت اعضاي مجاهدين خلق در بازجويي از ديپلماتهاي ايراني را جويا شدند که سخنگوي پنتاگون از اينکه چگونه ايران به اين اطلاعات دست يافته، اظهار تعجب نموده است.
استفاده از اعضاي سازمان تروريستي مجاهدين خلق در ارتش آمريکا براي بازجويي، از سوژههايي است که مورد توجه افکار عمومي آمريکا قرار ميگيرد و اکنون خبرنگاران آمريکايي درصدد کسب اطلاعات و کدهاي دقيقتر در اين باره هستند. برخي محافل مطبوعاتي آمريکا نيز با انتقاد از اين موضوع و دست يافتن مقامات ايراني به اطلاعات آن، اين مورد را نيز به رسواييهاي اطلاعاتي کاخ سفيد و پنتاگون افزودهاند.
گفتني است، روز گذشته دولت عراق رسما فعاليت سازمان مجاهدين خلق را که نام آن در ليست گروههاي تروريستي وزارت امور خارجه آمريکا قرار دارد، در اين کشور ممنوع اعلام کرد.
---
منبع : بازتاب
لینک : [External Link Removed for Guests]
تحسين توان اطلاعاتي ايران توسط سرويس جاسوسي آمريكا
ارسال شده: سهشنبه ۱۵ اسفند ۱۳۸۵, ۹:۴۴ ب.ظ
توسط كيارش
به گفته ارشدترين مقام ضداطلاعات دولت آمريكا، سرويسهاي اطلاعاتي چين، جزو خطرناكترين جاسوسان حاضر در آمريكا هستند و پس از آنها نيز جاسوسان كوبايي، روسي و ايراني قرار دارند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب» به نقل از «واشنگتنتايمز»، «جوئل برنر»، رئيس جديد اداره ضد اطلاعات ملي، در نخستين مصاحبه خود پس از انتصابش در ماه آگوست گفت: اين سرويسها اطلاعات ما را ميخورند.
برنر، بازرس كل سابق آژانس امنيت ملي آمريكا گفت: آمريكا هنوز هم هدف شماره يك تمام آژانسهاي مهم جاسوسي در سراسر جهان است. اين در حالي بود كه فعالان اطلاعاتي چين در دستيابي به تكنولوژيهاي پيشرفته آمريكا، معمولا پيش از انتشار بسيار فعال و موفق بودهاند.
وي گفت: جريان تكنولوژي به چين در ميان ديگر كشورها، مشكل بسيار جدي است و اشاره كرد كه «FBI» در حال بهبود تلاشهايش براي شناسايي و حمايت از تكنولوژيهاي حساس است.
برنر گفت: پكن در نفوذ و نابودي تلاشهاي اطلاعاتي آمريكا در مورد چين از طريق «كاترينا لئونگ»، يك زن تاجر زن لوسآنجلسي كه مدتها مخبر «FBI» و به طور پنهاني وفادار به پكن بوده، موفق بوده است.
اداره برنر كه به نام NCIX معروف است، در حال كار روي يك استراتژي ضد اطلاعات رياستجمهوري جديد است.
برنر ادامه داد: حزبالله يا «القاعده» نيز بدون عملياتهاي اطلاعاتي، دست به هيچ اقدام تروريستي نميزنند و در كار خود بسيار ماهرند.
NCIX و برنر به شدت در زمينه فعاليتهاي ضد جاسوسي كامپيوتري و اينترنتي نيز در تلاش هستند كه برنر آن را تهديدي رو به رشد ميداند و بر اين باور است با پيشرفت اين جنبه، ديگر نيازي به تربيت جاسوس نيست.
NCIX فعلا در حال بررسي صدمات وارده از پرونده جاسوس خانم لئونگ است كه به طور سري، جاسوس چينيها بوده و با اغواي جنسي جيمز اسميت و بيل كليولند، دو مقام ارشد «FBI»، اطلاعات مهمي را به سرقت برده است.
لئونگ از طريق وكيلش اين اتهامات را رد كرده است. برنر گفت: وي جاسوس چينيها بوده و عمليات خود را نيز با موفقيت انجام داده است. وي دامهاي جنسي را يكي از مهمترين حيلههاي جاسوسان ميداند.
علاوه بر چين، سرويسهاي اطلاعاتي كوبا نيز مانند روسيه و ايران، هنوز هم تهديدهاي بزرگ هستند. برنر افزود: سرويسهاي اطلاعاتي كوبايي واقعا حرفهاي هستند و ادامه داد: «آنها توسط KGB آموزش ديده و هماكنون نيز ونزوئلاييها آنام را آموزش ميدهند. سرويسهاي روس نيز بسيار خطرناك بوده و ايرانيان هم تواناييهاي بسيار بالايي دارند».
Please Login or Register to see this code
دقيقترين اطلاعات از تحركات مشكوك آمريكا در اطراف ايران
ارسال شده: یکشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۵۲ ب.ظ
توسط gigi64
دقيقترين اطلاعات از تحركات مشكوك آمريكا در اطراف ايران
(عربستان توليدات سوخت هواپيماها را که مورد استفاده هواپيماهاي آمريکا در خليج فارس است، به شدت افزايش داده است. اين آمار با افزايش ناوهاي هواپيمابر آمريکا در خليج فارس کاملا هماهنگي دارد. وجود خيل عظيم انبار باروت و سوختهاي سريع الاحتراق اين توان را به ايران ميدهد که نيروهاي آمريکايي را در آتشي بزرگ محاصره کند).
بهروز جاوداني، كارشناس مسائل خاورميانه، در يادداشتي دقيق، آخرين تحركات و امكانات نظاميان آمريكايي در نقاط اطراف ايران را بررسي كرده است.
برخي از اين تحركات به ويژه قراردادهايي براي افزايش دريافت سوخت هواپيماهاي جنگي، احتمال جدي يك برنامه نظامي گسترده توسط آمريكا در ماههاي آينده را مطرح ميكند.
در اين يادداشت آمده است: با آنکه آمريکا مدعي است سياست ديپلماسي و راه حلهاي سياسي را براي حل مشکلات با ايران در پيش گرفته است، روند فعل و انفعالات نظامي و امنيتي آمريکا و متحدانش و نيز حجم بالاي نيروهاي نظامي اش در منطقه، نشان مي دهد که محور برخورد نظامي با ايران را همچنان در سياستهايش حفظ کرده است. با آنکه بسياري و چه بسا در يک جنگ رواني عليه ايران، گمانه زني حمله نظامي به ايران را در فصل بهار پيشبيني ميکردند، هم اکنون اين گمانه زنيها به فصل تابستان يا پاييز انتقال يافته است که حتي اگر در قالب يک فشار رواني جديد عليه ايران باشد، نمي توان آن را ناديده گرفت، به ويژه آنکه تيم محافظهکاران کاخ سفيد، همچنان استفاده از سياست زور و تجاوزگري را پيشه خود دارند.
حضور ناوهاي هواپيمابر آيزنهاور و جان استينز و اضافه شدن ناوهاي هواپيمابر ريگان و نيميتز که در مجموع ميتواند چهارصد هواپيماي جنگي را با خود حمل کنند، بر اين گمانهزنيها افزوده است... .
آمريکا با فرض اينکه ايران در يک برخورد نظامي احتمالي، اقدام به مين گذاري آبهاي خليج فارس و به ویژه تنگه هرمز خواهد کرد، يکي از وظايف ناو رونالد ريگان را از بين بردن مينها در آبهاي خليج فارس قرار داده است ... اين ناوها به دليل استفاده از سوخت اتمي، مي توانند براي يک دوره 20 تا 25 ساله در آبهاي جهان، بدون هرگونه مشکلي در تأمين سوخت حرکت کنند و تنها مشکلي که براي اين ناوها وجود دارد، تأمين سوخت هواپيماهاي جنگي و راداري و جاسوسي است... .
اکنون بيش از پيش روشن شده است که ديدارهاي وزير خارجه آمريکا با اعضاي کميته چهارجانبه عرب در قاهره، پيش از کنفرانس اخير سران عرب در رياض، متمرکز بر دريافت موافقت آنها براي هر گونه حمله به ايران و هماهنگيهاي لازم براي جلوگيري از هرگونه واکنشهايي در لبنان، فلسطين و عراق بوده است. اتهامهاي اخير آمريکا عليه کشورمان، مبني بر پيدا شدن اسلحههاي ساخت ايران در افغانستان، موج جديدي از سياستهاي رواني و هجومي آمريکا عليه ايران است تا هرگونه برخورد نظامي عليه ايران را به عنوان عامل ناامني و عدم استقرار در منطقه توجيه کند. .. .
پايگاه عملياتي هوايي العديد (Al Udeid Air Base) در 35 کيلومتري جنوب دوحه، پايتخت قطر و در 70 کيلومتري مرز مشترک اين کشور با عربستان سعودي قرار دارد که از اکتبر 2001 به مهم ترين پايگاه هوايي آمريکا در آسيا و خاورميانه تبديل شده است (از همين سال شهرکي با نام کمپ اندي بنا شد که اکنون هزاران نظامي آمريکايي در آن زندگي مي کنند).
پيش از آن مرکز فرماندهي نيروي هوايي آمريکا در پايگاه Macdill فلوريدا قرار داشت، اما با انتقال اين فرماندهي به قطر، اکنون فرماندهي عملياتي اين کشور CENTCOM در پايگاه العديد قطر قرار دارد... .
و اما آمريکا فقط در قطر نيست که داراي پايگاههاي نظامي است؛ بندر سلمان، فرودگاه المحرق و پايگاه هوايي شيخ عيسي و پايگاه نظامي الجفير در منامه که مرکز فرماندهي ناوگان پنجم آمريکا با 1200نظامي در آن قرار دارد، از مهم ترين پايگاههاي آمريکا در بحرين به شمار مي رود.
و اما پايگاه نظامي علي السالم و پايگاه هوايي احمدالجابر نيز از پايگاههاي استقرار نيروهاي نظامي آمريکا در کويت به شمار ميرود که بيش از ده هزار نظامي آمريکايي، 522 واحد توپخانه، 52 جنگنده آمريکايي، 75 هلي کوپتر آپاچي و موشکهاي پاتريوت در آن استقرار دارند.
با آنکه از سال 2001 پايگاههاي آمريکا از عربستان به قطر انتقال يافته است، اما هنوز نيز نيروهاي آمريکايي در الدمام و منطقه الظهران و پايگاه دريايي ملک فهد و پايگاه هوايي ملک خالد و پايگاه نظامي هوايي الامير سلطان در جنوب رياض استقرار دارند... .
منابع نفتي اروپايي چندي پيش رسما اعلام نمودند عربستان توليدات سوخت هواپيماها را که مورد استفاده هواپيماهاي آمريکا در خليج فارس است، از فوريه 2007 به شدت افزايش داده است. بر همين اساس شرکت نفتي آرامکو در عربستان که توسط کارشناسان آمريکايي اداره مي شود، از همين تاريخ تا کنون يک ميليون تا يک ميليون و دويست تن سوخت هواپيما را که احتمالا توسط هواپيماهاي موجود در ناوهاي هواپيمابر آمريکايي در خليج فارس (همچون ناو هواپيمابر استينس و ريگان که بيش از 180 هواپيماي جنگي بر روي آن مستقرند) مورد استفاده قرار ميگيرد، ذخيره کرده اند. اين در حالي است که همين آمار در مقايسه با سال 2006 نشان مي دهد که ميزان ذخيره سوخت مصرفي اين هواپيماها از سوي آرامکو فقط 200 تن بوده است. اين آمار با افزايش ناوهاي هواپيمابر آمريکا در خليج فارس کاملا هماهنگي دارد... .
آمريکا برنامه نظامي خود را بر حملات برق آسا تنظيم کرده است تا با همه امکانات خود و در صورت بروز هرگونه جنگي، مانع اقدامات دفاعي ايران شود. از همين رو بايد به تحرکات سياسي و نظامي آمريکا در سطح بينالملل و منطقه با يک نگاه هماهنگ و کاملا منسجم نگريست تا در يک فضاي بسته قرار نگيريم.
جريان انتقال سوخت جنگ افزارهاي نظامي آمريکايي با آنکه در يک نگاه اوليه ممکن است يک جريان طبيعي جلوه کند، اما در همان نگاه اوليه نيز مي توان از آن به عنوان يک اشاره بسيار بدبينانه از سوي آمريکا نگريست. البته ناگفته پيداست که همين امر به خودي خود امكان پاسخگويي ايران را در يک جنگ احتمالي بسيار و بيش از بيش افزايش مي دهد، چرا که وجود خيل عظيم انبار باروت و سوختهاي سريع الاحتراق خود گوياي آن است که اگر آمريکا اولين گلوله را به سوي ايران نشانه رود؛ در يک پاسخگويي ساده نظامي، اين انبار بزرگ اين توان را به ايران مي دهد که نيروهاي آمريکايي را در آتشي بزرگ محاصره کند.
منبع:بازتاب
استراتژی آمريکا در مورد ايران و خاورميانه
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶, ۲:۳۷ ب.ظ
توسط Reza6662
استراتژی آمريکا در مورد ايران و خاورميانه
مجله آمريکايی نيويورکر در تازه ترين شماره خود با انتشار گزارشی به موضوع تغيير سياست آمريکا در خاورميانه و همچنين موضع اين کشور در قبال ايران پرداخته و آورده است که آمريکا در نظر دارد برای انجام طرحهای جديد خود در اين منطقه، از جمله از کمکهای مالی عربستان سعودی استفاده کند.
سيمور هرش، نگارندهء اين مقاله می گويد جورج بوش، رييس جمهور آمريکا، به پنتاگون دستور داده بمباران ايران را طوری طراحی کند که با آماده باشی 24 ساعته قابل اجرا باشد. به گفته وی اين دستور در دنبالهء سياست آمريکا در قبال ايران صادر شده است. سيمور هرش در مقاله خود آورده که يک گروه ويژه از برنامهريزان آمريکايی، که گروهی از بلندمرتبهترين مقامات نظامی آمريکا عضو آن هستند، طبق دستور آقای بوش، شمار اهداف در نظر گرفته شده برای بمباران در ايران را افزايش داده است.
به گفته مقالهنويس مجله نيويورکر، اين اهداف نه تنها شامل تاسيسات هسته ای ايران، بلکه همچنين شامل مکانهايی می شود که (از ديد آمريکا) محل برنامهريزی و کمکرسانی به شورشيان شيعه در عراق است.
مجله نيويورکر مینويسد آمريکا با جنگ عليه عراق به طور ناخواسته باعث افزايش قدرت ايران در منطقه شده و اکنون میخواهد با استراتژی جديد خود وضعيت را معکوس کند و از قدرت ايران در منطقه بکاهد. سيمور هرش در ادامه به بررسی استراتژی آمريکا در قبال ايران میپردازد و مینويسد: «يکی از جنبههای ضد و نقيض در استراتژی جديد آمريکا اين نکته است که اغلب ناآرامیها و حملات خشونتبار عليه نظاميان آمريکايی در عراق، از سوی نيروهای سنی مذهب طرفدار رژيم سابق بعث و نه شيعه بوده است.» سيمور هرش پيشبينی میکند که اين استراتژی جديد، احتمالن کشورهای منطقه را به نبردی علنی نزديکتر میکند و اين خطر را نيز به همراه دارد که در منطقه آتش جنگ فرقهای را ميان شيعيان و اهل سنت برافروزد.
هرش از جمله برخوردهای جديد و شديد آمريکا در قبال ايران را اين گونه دستهبندی میکند:
* عمليات مخفيانه عليه ايران و سوريه و همچنين جنبش حزب الله لبنان - با اين که اين رويه تقويت افراطگرايان سنی مذهب طرفدار شبکهء القاعده را در برخواهد داشت.
* اعزام نيروهای ويژهء آمريکايی به داخل خاک ايران برای رديابی عناصر ايرانی فعال در عراق و همچنين جمعآوری اطلاعات مخفی.
* برخی هزينههای عمليات مخفی آمريکا در منطقه توسط عربستان سعودی تامين خواهد شد تا لزومی به بررسی اين عمليات در کنگره نباشد.»
سيمور هرش به اعزام ناوهای آيزنهاور و استنيس به منطقه اشاره دارد و مینويسد: «مانورهای نظامی قبلی نشان داده که اين گونه ناوها نمیتوانند به راحتی در تنگهء هرمز حرکت کنند و همچنين در مقابل حمله پرتعداد قايق های کوچک آسيب پذير هستند، تاکتيکی که ايران سالها پيش در آن مهارت پيدا کرده است.»
اين خبرنگار آمريکايی مینويسد ديک چنی، معاون رئيسجمهور آمريکا، اليوت آبرامز، معاون مشاور امنيت ملی، و زلمایخليلزاد، سفير فعلی اين کشور در بغداد و شاهزاده بندربنسلطان، مشاور امنيت ملی عربستان سعودی، بازيگران اصلی تغيير استراتژی آمريکا در خاورميانه هستند. هرش معتقد است شاهزاده بندر در تلاش دولت آمريکا برای مهار قدرت ايران در خاورميانه به شدت نفوذ دارد. وی برای 22 سال (تا سال 2005) سفير عربستان در ايالات متحده بود و دوستی خود با جورج بوش و ديک چنی را همچنان حفظ کرده است.
اين خبرنگار آمريکايی همچنين می گويد ترس از ايران، انگيزه سعودی ها از همکاری با آمريکاست. عربستان نگران است ايران توازن قدرت را نه تنها در خاورميانه بلکه همچنين در داخل اين کشور برهم زند. نفوذ اقليت شيعه در شرق عربستان، نفتخيزترين منطقه اين کشور، قابل توجه است.
سيمور هرش در ادامه مقاله بلند خود در نيويورکر می نويسد: «در يک سال گذشته، سعودیها، اسرائيلیها و دولت آمريکا دست کم در مورد چهار موضوع اتفاق نظر پيدا کردهاند:
* به اسرائيل اطمينان داده شود که امنيت اين کشور برای آمريکا و عربستان سعودی و ديگر کشورهای سنی مذهب که از قدرت گرفتن ايران بيم دارند، اهميت زيادی دارد.
* سعودیها مصرانه از حماس، گروه فلسطينی که از سوی ايران حمايت میشود، میخواهد که خصومت و خشونت عليه اسرائيل را متوقف کند و به طور جدی برای تشکيل دولت وحدت ملی با جنبش فتح وارد گفتگو شود.
* دولت آمريکا برای مقابله با افزايش قدرت شيعيان در منطقه خاورميانه به طور مستقيم با کشورهای سنی مذهب همکاری خواهد کرد.
* دولت سعودی با تائيد آمريکا به طرحهای تضعيف دولت بشار اسد در سوريه، کمک مالی و لجيستيکی خواهد کرد.
سيمور هرش در ادامه مینويسد: «ابعاد کلی سياست جديد آمريکا در خاورميانه به طور علنی به بحث گذاشته شده است. اندوليزا رايس، وزير خارجه اين کشور، در ماه ژانويه در سنا گفت طبق طرح جديد خاورميانه، اصلاحطلبان و افراطگرايان تفکيک شده و کشورهای سنی به عنوان محور ميانهرو و ايران و سوريه و حزب الله لبنان در طرف ديگر اين تفکيک قرار دارند.»
وی در ادامه آورده: «اما برخی رويکردهای اساسی برای تغيير جهت آمريکا در خاورميانه علنی نشدهند. انجام عمليات مخفی با کمک مالی عربستان سعودی (احتمالن برای اين) طراحی شده اند تا در کنگرهء آمريکا مطرح و برملاء نشوند.»
سيمور هرش از يک مشاور پنتاگون چنين نقل میکند: «منابع غيرقانونی و پراکندهای از کمکهای مالی وجود دارد که در سراسر جهان برای انواع ماموريتها مورد استفاده قرار میگيرند.»
هرش در پايان گزارش خود ادعا میکند که دليل استعفای «جان نگروپونته» از پست مدير اطلاعات ملی آمريکا، ناراضی بودن وی از پاگذاشتن در راهی بوده که میتواند به نتيجهای مشابه رسوايی دههء هشتاد ميلادی موسوم به «ايران کنترا» منتهی شود.
سيمور هرش با افشاگری قتلعام «مای لی» در جريان جنگ ويتنام شهرت يافت. وی از جمله اولين خبرنگاران آمريکايی بود که از رسوايی سوءرفتارها در زندان ابوغريب بغداد گزارش داد.
ناظران میگويند با اين که جالبترين بخشهای گزارش وی در مجله نيويورکر براساس اطلاعات کسب شده از منابع ناشناس است، شهرت و اعتبار سيمور هرش در رسانههای آمريکا باعث شد روز گذشته (25 فوريه) شبکههای تلويزيونی آمريکا به طور گسترده به اين گزارش بپردازند. بنا به گزارشها، پنتاگون انکار کرده که فعالانه سرگرم برنامهريزی برای حمله نظامی به ايران است.
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶, ۴:۳۴ ب.ظ
توسط mehregan
gigi64 و Reza6662
دوستان از زحمات شما تشکر می کنم ..اما..
آیا آمریکا برای کشتن یه پشه از بمب اتمی استفاده می کنه
ببینید دوستان وضعیت دولت و جایگاه احمدی نژاد بسیار پیچده است
در طی دوران سکان داری احمدی نژاد دولت وقت بسیار تلاش کرده تا طرفداران خودش را در گوشه و کنار کشور افزایش دهد ( توجه داشته باشید اصلا مهم نیست که چه قدر موفق بوده) طرفداران اجمدی نژاد معمولا افرادی هستند که فراجناحی فکر می کنند همان طور که خود دولت احمدی نژاد فراجناحی عمل می کند.این خوب نیست چون این عملکرد باعث تشدید دشمنی چپ و راست با دولت می گردد در کل این وضعیت مانند نوعی کینه توزی است که جناح ها نسبت به دولت دارند.
>>>مانند کوهی از باروت که به جرقه ای نیاز دارد<<<
جریان دیپلماتیک سیاسی ما بین جناح ها داخلی بسیار کند است اما متوقف نشده است و این جریان در کلیت خود تنها در جهت نابودی دولت قدم بر می دارد
در صورت یک تزلزل خفیف این جریان دیپلماتیک سرعت می گیرد و تشدید می شود ...چرا؟
چون همه منتظر نوعی اختلال ریشه ای در کار دولت می گردند تا ضربه بزنند
یک عملیات محدود چریکی از طرف آمریکا مانند جرقه ای است که سیلی به پا می دارد
و همه ی جریانات جناحی را همراه می کند تا وضع دولت به شکل کشتی در حال غرق در آید
با توجه به مسائلی که اخیرا فاش شده راجع به برقراری ارتباط با خارج از کشور به خصوص مسئله موسوی
باید انتظار همراه شدن جناح های تازه روی کار آمده با جریان ضد دولت را داشته باشیم
پس سر به نیست کردن دولت سخت نخواهد بود
سیاست مداران کاخ سفید از دیپلماسی قوی استفاده می کنند
پس نباید انتظار داشت ...... >>برای کشتن پشه از بمب استفاده کنند<<
به هر حال هر نوع عملیاتی پیامد های سنگینی برای کاخ سفید دارد
پس آمریکا راه استفاده از جریانات داخلی را بر می گزیند
که آن هم با توجه به قدرت وزارت ا.ط.ل.ع.ا.ت و سربازان گمنام امام زمان دشوار است
من هیچ پیش بینی نمی کنم فقط عقیده دارم با توجه به اعلام وزارت امور خارجه
آمریکا مبنی این که آمریکا قصد رویارویی نظامی را ندارد
پس از راه نا امن کردن داخل و همراه کردن جریانت مخالف دولت داخلی استفاده می کند
من گفتم عقیده دارم نه این که پیش بینی می کنم
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۲۶ ب.ظ
توسط lolo_babo1
ببين الان آمريکا با دولت مشکل نداره چراکه برنامه ي هسته اي از دولت خاتمي شروع شد و شما مقدمه رو بر پشه بودن ايران ميزاريد و اگ بعدا بيان کنيد که منظور دولته حاکم هست پس سخت در اشتباهيد
_____________
بزاريد هرچه ميخوان حرف بزنن!
چگونه به ما در اوج قدرت و ايمان و روحيه حمله ميکنن؟
اونا چندين ساله دارن فکر ميکنن که اگه به ايران حمله کنن چي بر سر خودشان مياد! اين يادتون نره
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ خرداد ۱۳۸۶, ۷:۰۲ ب.ظ
توسط mehregan
ای داد بی داد....باز این تفسیرات من باعث گمراهی شد؟!عزیزان من با مذاکره مخالفم با سازش مخالفم اما ما نباید دشمنان و سازش کاران داخلی را فراموش کنیم که قربانش برم کم هم نیستم در پایین :
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
جواب من با تفسیرات متعلقه
پشه دقیقا جریان 3 تیر است که روی آب قرار دارد !!!!!
جریان محرکه 3 تیر همانا احمدی جان است عزیز
کسایی تو این نظام هستن که عقیده دارن باید در هر کوچه یک پلیس یا پاسدار گذاشت
>> در مقابل آدم های سازش کار چه در اصولگرایی چه در اصلاح طلبی کم نیستن <<
بعضی از سازش کارها معتقد هستن مذاکره با آمریکا و گرفتن امتیاز از داشتن انرژی هسته ای بهتره... ..چرا؟
طبق اعلام رسمی وزارت نفت تنها یک سوم از زخایر نفتی کشف شده ی ایران برداشت شده
پس ما حالا.....حالا ها نفت و بنزین داریم پس بهتره با آمریکا روابط داشته باشیم نه انرژی هسته ای !!!!
این بهانه ی اصلی سازش کارها است باید اضافه کنم سازش کارها بعضا دارای پست های مهم در نظام هستن
که اگه آمریکا بتونه آنها را راضی کنه آن وقت کشتن> پشه ای نژاد< زیاد سخت نیست
این دولت در حالتی قرار داره که کون فیکون کردن آن به آنی قابل انجام است تنها یه جرغه که گفتم می تونه یه عملیات محدود نظامی باشه دوجر یان راست و چپ را به یک سیل عظیم تبدیل می کند و همه مطالبات خود را عرضه می دارند
که احمدی گفت خبری نیست .....احمدی مرغ گرون کرد ....احمدی بیچاره کرد .....احمدی ...احمدی...
و این گونه دولت بی دولت سازش کارها پیش مردم قدرت می گیرن و از صلح و صفا و جهان بدون احمدی حرف می زنن!!!
>ببین من نگفتم نابودی کل نظام ج.ا چون این کار حتی با جنگ اتمی هم امکان نداره<
اما دولت حاکم رفتنی است با سیاست های غلطی که در پیش گرفته دست دشمن را برای جلب نظر
مخالفان و سازش کاران باز گذاشته
برنامه های هسته ای همان گونه که خود شما گفتی در زمان حکومت خاتمی (جریان دوم خرداد) فقط یک برنامه بود !!
و تا رسیدن به مراحلی که حالا به اون رسیدیم خیلی فاصله داشت برابر با7 سال تا عملیاتی شدن
اگه احمدی نژاد رییس جمهور نمی شد راه مذاکرات با اروپا باز تر بود
>>>>>>دلیلش هم خارج از بحثه زیادی سیاسی می شه <<<<<<
این را فراموش نکنید این عقیده شخصی من نیست بلکه اتفاقی است که ممکنه صورت بگیره
در کل من تمام این حرف های بالا را زدم که بگم آمریکا برای رسیدن به هدفش نیاز به جنگیدن نداره
>>>>>این به معنی موافقت من با این امر یعنی مذاکره و سازش نیست <<<<<<