صفحه 1 از 2

پدرجاسوسان جهان

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۲۴ ق.ظ
توسط Fantoom121
 « بازنا»معروف‌ترین جاسوس جهان است که به او لقب پدر جاسوسان را داده‌اند. بازنا که ده‌ها اسم و عنوان داشت نه تنها برای دستگاه سری آلمان و اینتلجنت سرویس انگلستان مردی مرموز بود،بلکه برای خودش نیز مردی اسرار آمیز بود و به نام و ماسک‌های مختلف زندگی کرد.

تصویر
او در طول عمر خود کارهایی کرد که از یک فرد عادی ساخته نبود.
برگی از پرونده اسرارآمیز این جاسوسی را مرور می‌کنیم.
در بیست و ششم اکتبر سال 1943 فرد ناشناسی که خود را «پیر»معرفی کرده بود،به سفارت آلمان نازی در کشور ترکیه نامه‌ای ‌فرستاد. او در این نامه چنین نوشته بود:
-اسناد ومدارک مهمی در دست من وجود دارد که مستقیماً از سفارت بریتانیای کبیر خارج شده است من حاضرم تمامی این اسناد مهم را طی شرایطی در اختیار شما قرار دهم. برای دریافت پاسخ شما چهار روز دیگر تماس می‌گیرم.
امضاء:ناشناس
او بعد از امضاء یادآور شده بود که اسناد او 20 هزار لیره انگلیسی ارزش دارد.
یک روز بعد یعنی 27 اکتبر ریبن‌ تروب وزیر وقت امور خارجه آلمان تلگرام رمزی از سفارت آلمان در ترکیه دریافت کرد. در این تلگراف به نامه ارسال شده از طرف مرد ناشناس اشاره شده بود و خواسته شده بود که در خصوص پاسخ به نامه دستورات لازم به آن‌ها داده شود.
همان روز وزارت امور خارجه آلمان به سفیر خود در ترکیه دستور داد که به فرد ناشناس پاسخ مثبت داده شود و در هان حال نماینده‌ای نیز از آلمان راهی ترکیه شد.
درست چهار روز بعد ساعت 3 بعدازظهر 30 اکتبر زنگ تلفن سفارت آلمان در آنکارا به صدا درآمد. سفیر کبیر خود گوشی را برداشت. مرد ناشناس با صدای زمختی و بدون مقدمه گفت:
-آیا نامه را دریافت کرده‌اید؟
سفیر پاسخ داد:
-بله، ما آمــــاده مذاکره هستیم.
همان شب قرار ملاقات گذشته شد و مرد ناشناس که خودش را«پیر»معرفی می‌کرد در سفارت حاضر و پس از دریافت 20 هزار لیره،دو حلقه فیلم در اختیار سفیر آلمان قرار دارد.
همان زمان فیلم‌ها ظاهر شدند و آلمانی‌ها در کمال بهت و حیرت متوجه شدند، به محرمانه‌ترین اسرار جنگی متفقین دست یافته‌اند. این عکس‌ها،شامل پنجاه و دو سند بود که همه پرده از اسرار محرمانه متفقین چه از نظر نظامی و چه از جهت سیاسی کنار می‌زد.
حالا باید دید این اسناد محرمانه که اسرار جنگی را در خود داشت چگونه در دفتر سفیرکبیر انگلستان بوده و مهم‌تر این که چگونه به‌دست «پیر»افتاده است؟
در آن زمان کشور ترکیه با این که در جنگ دوم جهانی بی‌طرف بوده اما صحنه یکی از شدیدترین نبردهای پنهانی بین سیاستمداران و جاسوسان دو طرف متخاصم شده بود.
هیتلر،یکی از بزرگ‌ترین شخصیت‌های سیاسی آلمان به نام «فن پارسن»را که سابقه نخست وزیری «رایش»را هم داشت به ترکیه اعزام کرده بود.
انگلیسی ها هم به نوبه خود یکی از ورزیده‌ترین سیاستمداران خود را به نام «سرهیوناچیول‌هاگسن»را به ترکیه فرستادند.
«چیول هاگسن»از طراحان سیاست انگلیس در خاورمیانه بود و باید از تمام فعل و انفعالات سیاسی بین متفقین آگاهی پیدا می‌کرد.
به همین دلیل فردای آن روز که پیر«آن اسناد مهم را تحویل» فن یان داد،سفیر کبیر آلمان فریاد زد:
-باور نکردنی است! سرقت این اسناد کار جن و پری است!بعد هم نامی بر روی «پیر»گذاشت و او را به یاد خطیب بزرگ روم «سیسرون»نام گذاشت و از آن پس این نام همیشه بر روی او ماند.
پس از ارسال اسنادی که پیر تحویل داده بود به آلمان، این اسناد آنقدر مهم بود که آلمانی‌ها در صحت آن‌ها شک کردند. وزیر خارجه آلمان معتقد بوده خود انگلیسی‌ها «پیر»را مامور جاسوسي کرده‌اند و اسنادی را هم که در اختیارش گذاشته‌اند جعلی است و برای گمراه کردن ارتش آلمان شده است. بدین ترتیب این اسناد به حال خود رها شد. در این میان سفیر آلمان در ترکیه که اطمینان داشت این اسناد جعلی نیست برای این که به مقامات ارشد سوم ثابت کند این اسناد قلابی نبوده است به برلین سفر کرد و شروع به رایزنی کرد اما هیچ‌کس حرفش را باور نکرد و این در حالی بود که اگر نازی‌ها از این اسناد استفاده می کردند، شاید آلمان نازی سرنوشت دیگری پیدا می‌کرد.
در 25 نوامبر ملاقات‌هایی بین فرستاده وزارت امور خارجه آلمان به نام مومیزیش و سیسرون انجام گرفت. مومیزیش،ماموریت داشت نام واقعی سیسرون را کشف کند. شبی که این دو مرد در داخل اتومبیلی از نوع اپل نشسته و در آنکارا گردش می‌کردند،سیسرون به آهستگی گفت:
-دانستن نام حقیقی من نه به شما مربوط است و نه به برلین من مسلماً نام واقعی خود را به شما نخواهم گفت. ولی شما می‌توانید این نکته را به برلین اطلاع دهید. من نه ترک هستم و نه از اهالی آلبانی.
«مومیزیش»بیشتر از این نتواست از او اطلاعاتی کسب کند. از طرفی تحقیقات پیرامون او نیز خطرناک بود.
در این میان سفیرکبیر آلمان در ترکیه به «سیسرون»و اخبار او ایمان داشت دایم با وی در تماس بود. «سیسرون» طبق قرار،هر چند گاهی ،حلقه های فیلم را در اختیار سفیر قرار می‌داد و در مقابل چند هزار لیره دریافت می‌کرد. سفیر هم پس از تجزیه و تحلیل اسناد آن‌ها را به برلین می‌فرستاد. پس از گذشت چند هفته برلین نیز به اهمیت اسناد پی برد و شروع به استفاده ازآن‌ها کرد و از آن پس بود که «سیسرون» به مهره‌ا‌ی پر اهمیت و باارزش برای آلمان‌ها تبدیل شد.
در این میان انگلیسی‌ها متوجه شدند اسراری از آن‌ها لو رفته و در اختیار آلمان‌ها قرار ‌گرفته است. لذا تحقیقات گسترده‌ای را انجام دادند،تا این که پی بردند، این اسناد از سفارت آن‌ها در ترکیه خارج می‌شود. بلافاصله چند مامور ورزیده از لندن وارد ترکیه شدند و به اشکال مختلف سفارت را تحت نظر قرار دادند و از طرفی با استفاده از وسایل پیشرفته الکترونیکی،محیط داخلی سفارت را تحت نظر قرار دارند. با تمام این اقدامات سیسرون که به عنوان خدمت‌کار در سفارت کار می‌کرد دست از کار نکشید.
او با مهارت فوق‌العاده و اعتمادی که در سفارت جلب کرده بود در فرصت‌های مناسب از اسناد موجود در سفارت عکس می‌گرفت و طبق معمول در اختیار سفارت آلمان قرار می‌داد.
در بهار سال 1944 دو کلمه جدید در اسناد انگلیسی‌ها مشاهده شد و بدین ترتیب تحقیقات انگلیسی‌ها به نتیجه نرسید.
«عملیات اورلود»در تمام اسنادی که سیسرون ارسال می کرد، سخن از این بودکه عملیات اورلود نزدیک است.
معنی اورلود چه بود؟مسلماً اهمیت مهم نظامی داشت. سفیر آلمان در ترکیه با مهارت و حوصله بسیاری که داشت،شب‌ها اسناد را مورد مطالعه قرارداد و با تطبیق آن‌ها بالاخره رمز اورلود را کشف کرد. عملیات اورلود معنی اش پیاده شدن قوای متفقین در اروپا بود!وی بلافاصله جریان را به برلین خبر داد. آلمانی‌ها بدین ترتیب به نحوی بی‌سابقه‌از زمان حمله آگاه شده بودند،اما باز آن را باور نکردند و پاسخ کوتاهی به سفارت آلمان در ترکیه فرستادند:«ممکن است. ولی احتمال آن بسیار ضعیف است.»
از ششم آوریل 1944 سفیر آلمان در ترکیه به‌طورناگهانی ناپدید شد. بلافاصله آلمانی ها تحقیقات گسترده‌ی را برای یافتن او آغاز کردند. تا این که مشخص شد وی به آمریکا پناهنده شده است. از آن پس ادامه کارهای خارق‌العاده سیسرون غیر ممکن شد و در واقع فعالیت او خاتمه پیدا کرد و وی نیز مخفی شد. اما واقعاً سیسرون که بود؟!
آلن دکو مورخ فرانسوی که مطالعات زیادی درباره سیسرون انجام داده درباره او می‌نویسد:
11 سال پس از ماجرای فروش اسناد سفارت انگلیس به آلمانی‌ها،من توانستم سیسرون یا پیر با بازنا را پیدا کنم:
نام اصلی اش لیزا بازنا بود.
او در 18 ژوئیه سال 1804 در پریستینا یوگسلاوی متولد شد. او در دوران جوانی کارهای خارق‌العاده‌ای کرده بود و بعد هم بر اثر یک حادثه وارد سفارت انگلیس شده بود ...
سیسرون یا همان «بازنا» که به طور ناگهانی غیبش زده بود،بعد از پایان جنگ جهانی اول از مخفی‌گاه خود بیرون آمد. او یک موسسه بزرگ تجاری در آنکارا تاسیس کرد و به عنوان یک بازرگان متشخص شناخته شد.
موسسه بازرگانی بازما در رشته‌های صنعتی و تولیدی سرمایه‌گذاری می‌کرد.
او هر کجا معامله پرسودی می‌دید در آن شرکت می‌کرد،بازنا تصمیم داشت پول‌هایی را که از طریق جاسوسی به‌دست آورده بود هزینه کند.
او یک بار متوجه شد که شرکت فاسیس سهام خود را می‌فروشد،او با عجله اقدام به خرید نیمی از این سهام کرد. او بابت این سهام مقداری پول ترکی داد و بقیه را با پرداخت بیست و هزار لیره انگلیسی تصفیه کرد.
بازنا با خوشحالی از این موفقیت جشن مفصلی گرفت ولی خوشحالی او چندان طول و دوامی نیافت چون اسکناس هایی را که سفارت آلمان به او داده بود تقلبی از آب درآمدند!بازنا تحت تعقیب قانونی قرار گرفت و خیلی زود دستگیر و به دادگاه فرستاده شد.
او در جلسه دوم دادگاه به پرداخت دوازده هزار لیر ترک محکوم شد.
بازنا که تصور می‌کرد صاحب پول کلانی شده است اکنون آه در بساط نداشت او هر چه به دست آورده بود تنبلی بود. بنابراین به خاطر پرداخت جریمه،هر چه داشت را فروخت و از آن پس بیکار و سرگردان در خیابان‌های آنکارا به راه افتاد تا با گدایی و کارهای پست،زندگی‌اش را اداره کند.
با تمام این ناملایمات، او روحیه خود را از دست نداد و در آوریل سال 1954 نامه اي رسماً به پست تسلیم کرد که عنوان آن چنین بود:
جناب«شرف آدناتر» صدراعظم آلمان فدرال،بن.
سپس با ساده لوحی رقت آوری،داستان خود را برای وی تشریح کرد. بازنا تقاضا کرده بود که خسارت‌های وارده به او را تامین کند.
صدراعظم آلمان، شخصاً پاسخ نداد، ولی وزارت امورخارجه آلمان طی نامه‌ای مودبانه به او اطلاع داد که موضوع تحت رسیدگی است. سپس نامه دیگری به دست او رسید که وزارت امور خارجه با تاسف نوشته بود مقررات امروزی،اجازه هیچ پرداختی را نمی‌دهد.
چند ما بعد شانس به بازنا روکرد،یکی از روزنامه نگاران آلمانی که از جریان مطلع شده بود،خاطرات او را با تغییرات زیادی در آلمان به چاپ رساند. این نوشته شهرت زیادی برای او فراهم کرد به این ترتیب بازنا را به اروپا دعوت کردند و او توانست از آلمان، ایتالیا و فرانسه بازدید کند.
بعد از آن تا زمانی که چشم از جهان فرو بست زندگی ساده‌ای داشت و بدین ترتیب داستان زندگی یکی از بزرگ‌ترین جاسوسان جهان به پایان رسید.
 

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱:۲۱ ق.ظ
توسط arash_slayer
فکر نمي کنم کسي با اين سوابقي که دوستمان گفته او شايستگي لقب پدر جاسوسان جهان را داشته باشد اگر اين طور حساب کنيم پس در صورتي که اتهامات موسويان ثابت بشود بايد لقب پدربزرگ جاسوسان تاريخ را به او داد.

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۰۷ ق.ظ
توسط Fantoom121
دوست خوبم با توجه به اهترامی که برای تکتک ا اعضا قايلم ولی بايد به شما تزکر بدم که اين مطلب در هده يک خبر و مطلب
هست برای خوندن و فضای سايت فضايی است اروم و خارج از تشنج در کل هيچ کدوم ما ادمهای سياسی نيستيم و با سياست هم کاری نداريم
و اجازه بروز همچين بحثهای هم از طرف هيچ يک از کاربران داده نميشه در صورت ادامه بحث تاپيک توست شورای نزارت و ادمينها قفل ميشه از بروز تشنج و بحثهای بيهوده خارج از مقررا سايت جدا خوددری کنيد
:razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۳۲ ق.ظ
توسط Kingman_62
arash_slayer نوشته شده:فکر نمي کنم کسي با اين سوابقي که دوستمان گفته او شايستگي لقب پدر جاسوسان جهان را داشته باشد اگر اين طور حساب کنيم پس در صورتي که اتهامات موسويان ثابت بشود بايد لقب پدربزرگ جاسوسان تاريخ را به او داد.


دوست عزیز اصولا ما ایرانی ها عادت داریم همیشه یک موضوع رو حتی اگر بهمون مرتبت نمیشه رو به جنجال بکشیم و به خودمون ربطش بدیم و با یک چیزی مقایسه ای نادرست بکنیم

سعی کنید مطلبی اگر خبری هت خبری بمونه اگر تحلیلی هم هست یک تحلیل درست انجام بدید

موفق باشید

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۸:۲۷ ق.ظ
توسط mohammad tomcat
به نظر من یه تاپیک در مرد داستانهای جاسوسی راه بندازید به نظرم جالب باشه

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۹:۵۰ ق.ظ
توسط Reza 313
Fantoom121 عزیز ممنون از مطلبتون :smile:

arash_slayer عزیز ؛ مطالب درج شده در این تاپیک تنها گوشه کوچکی از فعالیتهای «بازنا» را در بر میگیرد ؛ شاید همین موضوع باعث شده تا تصور نمایید که لقب پدر جاسوسان بدون دلیل به وی اطلاق میشود.... :D

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۱:۳۴ ق.ظ
توسط vaziri
سيا يه جاسوس هايي داره که جاسوس هاي ايران و اسراييل و اروپايي توش گم ميشن

اين ها بچه جاسوس هستند

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۱۲:۳۶ ب.ظ
توسط Saeid12345
vaziri,
بله همين جاسوسهاي سيا و موساد ديديم که در جنگ لبنان چه کردند؟! :::P دوست من هم اکنون آموزش جاسوسان در ايران آنقدر پيشرفته شده است که حتي از دقيقترين آزمايشات سازمانهاي غربي با موفقيت عبور ميکنند. حتي دستگاههاي مغزخوان (فکر نکنم با اين دستگاه آشنا باشيد!) هم تاکنون نتوانسته اند جاسوسي از ما کشف کنند. :-)

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۱۲ ب.ظ
توسط osilatoria
یه سوال ؟؟؟ :-(

این اسناد با این درجه از اهمیت در مورد انگلستان در سفارت ترکیه چیکار میکرده ؟ یعنی چرا باید چنین مدارکی در سفارت انگلستان در ترکیه نگهداری بشه ؟ :-(

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۲:۴۲ ب.ظ
توسط arash_slayer
vaziri,
دوست عزيز لطفا از بيان مطالبي بدون دليل و از روي نا اگاهي جدا خود داري کنيد :x

Fantoom121,
ان پست شما در خطاب به من انقدر تند و بدور از تامل بود که ترجیه می دهم از پاسخ گویی به ان امتناع کنم
و درضمن من به هیچ وجه یک شخصیت سیاسی نیستم فقط مثل تمام مردم دنیا دارای بینش سیاسی هستم :x

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۳:۰۸ ب.ظ
توسط ghadami2005
اقا صلوات بفرستين .هيچي تو اين دنياي خراب شده ارزش اينو نداره كه ادم واسش ,دوستش رو ناراحت كنه. :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz: :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۷:۳۶ ب.ظ
توسط Fantoom121
arash_slayer نوشته شده:vaziri,
دوست عزيز لطفا از بيان مطالبي بدون دليل و از روي نا اگاهي جدا خود داري کنيد :x

Fantoom121,
ان پست شما در خطاب به من انقدر تند و بدور از تامل بود که ترجیه می دهم از پاسخ گویی به ان امتناع کنم
و درضمن من به هیچ وجه یک شخصیت سیاسی نیستم فقط مثل تمام مردم دنیا دارای بینش سیاسی هستم :x



دوست عزيز اين که شما جواب بديد يا نديد مقوله آی ديگر است تا الان بيش از 2000 پست داشتم و هيچ وقت برای دادن پست منتزره جواب پست قبلی نبودم و در سانی خوهش کردم از متشنج کردن جو خوددری کرده و اينکه ميفرمايد بينش سياسی حرفتون کاملا درست و سنجيده است تمام مردم دنيا درای بينش سياسی هستند ولی خوهش ميکنم اين بينش رو همونتور که من و ديگر مديران و دوستان پيش خودمون باش کنار ميايم شما هم اين گزينه رو انتخاب کنيد و از دادن نظراتی که مربوت به سياست کشورمون و موزوع ات مربوت به اون ميشه خوداری کنيد هرفهای من رو تند برداشت نکنيد خواهش ميکنم ممنونم دوست عزيز


دوستدار شما حسين