تبليغ خودكشي در شبكه چهار سيما!
ارسال شده: یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۶, ۵:۰۴ ب.ظ
متاسفانه گويا اصطلاح هميشگي برخي مسئولان سيماي جمهوري اسلامي كه همواره در برخي جلسات خصوصي براي دليل پخش بي رويه فيلمهاي سينمايي خارجي عنوان ميكنند، يعني «اضطراب آنتن»! كار را در رسانه ملي به جاهاي باريك كشانده است.
به نوشته «كيهان»، نمونه بارز آن پخش فيلمي به نام «درياي درون» در برنامه جمعه 28 ارديبهشت ماه 1386 از برنامه «سينما 4» شبكه چهارم سيما بود. اگرچه پيش از اين نيزگردانندگان برنامه فوق، در اين زمينه كارنامه چندان قابل قبولي از خود به جاي نگذاشته و در چند مورد (از جمله پخش فيلم صهيونيستي «اسرار حروف» به تاريخ 5 آبان ماه سال گذشته كه در كيهان هم نسبت به آن روشنگري به عمل آمد) در ميانه نبرد فرهنگي امروز ميان اسلام و غرب، به دروازه خودي گل زده بودند، اما گويا اين بار دستاندركاران شبكه 4 سيما پا را فراتر گذارده و علاوه بر ترويج علني سكولاريزم، پوچ گرايي و نيهيليسم را هم تبليغ كردهاند. به اين ترتيب به نظر ميآيد كه نه تنها اين گونه افراد در تلويزيون لانه كردهاند، بلكه انگار از پشتوانه بسيار قوي هم برخوردارند كه عليرغم هشدار و تاكيد دلسوزان نظام به جاي آنكه كمي دست و پاي خود را جمع كنند، آشكارتر به ميدان آمده و عرضاندام مينمايند!!
فيلم «درياي درون» (كه يكي از كارشناسان برنامه، خود رسما نگرش نويسنده و كارگردان آن را سكولار خواند!) درباره معلولي است كه 27 سال قبل در اثر حادثهاي از گردن به پايين كاملا فلج شده و زندگي اش را وبال گردن پدر و بعد برادر و زن برادرش ميداند. از همين رو در طول اين 27 سال همواره تلاش بر خودكشي داشته و حتي سعي نموده اين امر را از طريق مراجع قانوني عملي ساخته تا جرمش متوجه هيچيك از اطرافيانش نشود. در طول فيلم فوق، تمامي سعي فيلمساز بر موجه نماياندن خودكشي و مثبت جلوه دادن آن متمركز بوده و همه تلاش اطرافيان معلول حتي كشيشي كه خود نيز به هماناندازه معلوليت دارد، مبني بر دادن انگيزه زندگي به وي، با شكست روبرو ميشود، چرا كه از كوچكترين بار معنوي و ديني تهي به نظر ميرسد. در جايي از فيلم كه كشيش مورد بحث سعي دارد به معلول قهرمان داستان بفهماند، زندگي وي متعلق به خودش نيست كه بخواهد به آن پايان دهد و بخشي از هستي الهي تلقي شده و در اختيار قادر مطلق است، از زبان يكي از كاراكترهاي فيلم به تمسخر و مضحكه با اين سخن برخورد ميشود. و سرانجام معلول مذكور در نهايت شعف و شادي و رضايت، خودكشي ميكند و در آخر فيلم فرد ديگري هم كه شبيه وي بوده، اما به هر دليل خودكشي نكرده را ميبينيم كه در شرايط بسيار رقت باري حتي حافظه اش را از دست داده تا اينگونه به ذهن مخاطب باورانده شود كهاي كاش او نيز خودكشي ميكرد!!
شايد لزومي نداشته باشد تكرار شود كه اساس خودكشي در تمامي مذاهب و اديان الهي به خصوص دين مبين اسلام، مذموم، گناه كبيره و مغضوب الهي دانسته شده به طوري كه حتي در زمان مبارزه عليه شاه كه بسياري از انقلابيون غير مسلمان، براي گرفتارنشدن در چنگال ساواك و لو ندادن دوستانشان در زير شكنجه، از قرص سيانور براي خودكشي استفاده ميكردند، حضرت امام خميني(ره) براي پيروانشان چنين عملي را به كلي حرام دانسته بودند.
متاسفانه پس از اتمام فيلم «درياي درون» (در حالي كه خود فيلم هم ترغيب علني به خودكشي بود)، در كمال ناباوري، فردي كه به اصطلاح كارشناس برنامه بود به همه جانبازان و معلولين كه دچار ياس و سرخوردگي هستند، توصيه كرد، اين فيلم را ببينند و لابد از آن درس بگيرند!!! آيا منظور ايشان و گردانندگان برنامه «سينما4» و مديران شبكه چهارم سيما از نمايش چنين فيلمي و توصيههاي بعدي، اين است كه جانبازان يعني يادگاران هشت سال دفاع مقدس، خود را سربار جامعه حس كرده و بايد خودشان را از زندگي راحت نمايند؟! آيا مقايسه اين جانبازان با قهرمان فيلم «درياي درون» كه بنا به گفته همان كارشناس به طور ناخواسته دچار حادثه و معلوليت گرديد، به مفهوم اين است كه رزمندگان جانباز نيز به طور ناخواسته گرفتار معلوليت شدند و همه آن عشقها و ايثارها و فداكاريها هيچ بوده است؟!!
البته مثبت بودن پاسخ اين سؤال، چندان هم دور از انتظار نيست، چون همان جناب كارشناس در چند جمله بعد ميفرمايند كه اغلب اين جانبازان براي سرزميني جنگيدند كه حتي يك مترش هم متعلق به آنها نبود!! (البته تعبير ايشان از تعلق سرزمين و كشور به فرد به مانند خود فيلم و مفاهيمش، سكولاريستي است، چون كه به نظر ايشان اغلب جانبازان صاحب زميني در اين سرزمين نبودهاند!، پس لزوما اين سرزمين متعلق به آنها نيست!!!) جل الخالق! آيا واقعا كسي در رسانه ملي نيست كه به اين جملات و كارشناسها و برنامهها توجهي كند؟!!
آيا در زماني كه دشمنان قسم خورده اين آب و خاك، باز با سر دادن عربدههاي مستانه، نفس كش ميطلبند و روزي نيست كه اين ملت و سرزمين را به جنگ و تجاوز تهديد نكنند، تضعيف روحيه جانبازان (يعني سربار خواندن آنها و دعوتشان به خودكشي) خدشه دار نمودن پيشينه بارزترين و شاخص ترين بازماندگان دفاع مقدس از يك سو و بيهوده خواندن دفاع مقدسي ديگر در نزد نسل امروز نيست؟!! آن هم در دوراني كه بايستي بيشترين همت صرف توضيح و تشريح آرمانهاي اين عزيزان شود تا نسل سوم و جوانان امروز دريابند پدرانشان براي حفظ وجب به وجب اين آب و خاك چه كردند. چرا به اين همه معلول كه در تمام دنيا، انسانها و انسانيت را به شگفت آوردهاند، نمي پردازيد؟ چرا حتي از آن پرفسور علم فيزيك (استفنهاوكينز) نمي گوييد كه بر روي ويلچر، بي حركت افتاده و حتي زبانش نيز كار نمي كند ولي با يك دستگاه كامپيوتر و البته استفاده از مغزش دنياي علم و دانش را هر زمان تكان ميدهد؟
اين در شرايطي است كه همين روزها فيلمي به نام «سنگ، كاغذ، قيچي» بر پرده سينماهاست كه از قضا در آن فيلم هم، قشر مظلوم جانباز هدف گرفته شده است و آرمانها و فداكاريهايش، برباد رفته تصوير ميشود!
چه خبر است؟ تهاجم پشت سر هم به اين قشر پاكباز و مقاوم، در اين دوره و زمانه چه معني و مفهومي ميتواند داشته باشد؟ آيا جز اين است كه نسل جوان قانع شود، جانبازي و فداكاري در راه دين و كشور، آخر و عاقبتي جز آنچه آقايان نشان ميدهند، ندارد؟
نكته قابل ذكر اينكه چندين هفته، نمايش فيلم مذكور از برنامه «سينما4» اعلام گرديد ولي فيلم، به نمايش در نمي آمد، شايد كساني در اين شبكه بودهاند كه با پخش فيلم ياد شده، مخالفت ميكردند ولي گويا بالاخره زور اين طرفيها چربيده و فيلم «درياي درون» پخش شد. فيلمي كه در خود كشور آمريكا (به دليل درونمايه خودكشي و در نتيجه دارا نبودن درجه مجاز براي مخاطب همه سنين) هرگز اجازه پخش از شبكههاي تلويزيوني سراسري را پيدا نمي كند.
متاسفانه اين نخستين بار نيست كه در تلويزيون و به خصوص شبكه چهارم سيما، چنين برنامههايي توليد و پخش ميشود كه گويا اينگونه كج سليقگيها (البته اگر خيلي خوشبينانه تعبير كنيم!) حتي با تغيير مدير اين شبكه نيز سروسامان نيافته است. زماني در اوج بحث هلوكاست، پي درپي از اين شبكه فيلمهايي پخش ميشد كه بر جنايت آلمانها در حق يهوديان تاكيد داشت و زماني ديگر براي كارشناسي برنامه ويژه مشروطيت، از «احسان نراقي» دعوت به عمل آمد كه اوضاع سياسي و تفكراتش (بنا بر آنچه در خاطرات و نوشتههاي خودش علنا انتشار داده) در وابستگي به محافل امپرياليستي و صهيونيستي «اظهر من الشمس» است!!
شايد اين نوشتهها مانند دفعات پيشين، باز هم تاثير چنداني بر جاي نگذارد و به قول معروف گوش شنوايي وجود نداشته باشد ولي فقط براي اينكه نزد خداي خود، ان شاءالله به وظيفه و تكليف خويش عمل كرده باشم، مينويسم و ميگويم، بقاياي قضيه هم باشد براي روز داوري.
به نوشته «كيهان»، نمونه بارز آن پخش فيلمي به نام «درياي درون» در برنامه جمعه 28 ارديبهشت ماه 1386 از برنامه «سينما 4» شبكه چهارم سيما بود. اگرچه پيش از اين نيزگردانندگان برنامه فوق، در اين زمينه كارنامه چندان قابل قبولي از خود به جاي نگذاشته و در چند مورد (از جمله پخش فيلم صهيونيستي «اسرار حروف» به تاريخ 5 آبان ماه سال گذشته كه در كيهان هم نسبت به آن روشنگري به عمل آمد) در ميانه نبرد فرهنگي امروز ميان اسلام و غرب، به دروازه خودي گل زده بودند، اما گويا اين بار دستاندركاران شبكه 4 سيما پا را فراتر گذارده و علاوه بر ترويج علني سكولاريزم، پوچ گرايي و نيهيليسم را هم تبليغ كردهاند. به اين ترتيب به نظر ميآيد كه نه تنها اين گونه افراد در تلويزيون لانه كردهاند، بلكه انگار از پشتوانه بسيار قوي هم برخوردارند كه عليرغم هشدار و تاكيد دلسوزان نظام به جاي آنكه كمي دست و پاي خود را جمع كنند، آشكارتر به ميدان آمده و عرضاندام مينمايند!!
فيلم «درياي درون» (كه يكي از كارشناسان برنامه، خود رسما نگرش نويسنده و كارگردان آن را سكولار خواند!) درباره معلولي است كه 27 سال قبل در اثر حادثهاي از گردن به پايين كاملا فلج شده و زندگي اش را وبال گردن پدر و بعد برادر و زن برادرش ميداند. از همين رو در طول اين 27 سال همواره تلاش بر خودكشي داشته و حتي سعي نموده اين امر را از طريق مراجع قانوني عملي ساخته تا جرمش متوجه هيچيك از اطرافيانش نشود. در طول فيلم فوق، تمامي سعي فيلمساز بر موجه نماياندن خودكشي و مثبت جلوه دادن آن متمركز بوده و همه تلاش اطرافيان معلول حتي كشيشي كه خود نيز به هماناندازه معلوليت دارد، مبني بر دادن انگيزه زندگي به وي، با شكست روبرو ميشود، چرا كه از كوچكترين بار معنوي و ديني تهي به نظر ميرسد. در جايي از فيلم كه كشيش مورد بحث سعي دارد به معلول قهرمان داستان بفهماند، زندگي وي متعلق به خودش نيست كه بخواهد به آن پايان دهد و بخشي از هستي الهي تلقي شده و در اختيار قادر مطلق است، از زبان يكي از كاراكترهاي فيلم به تمسخر و مضحكه با اين سخن برخورد ميشود. و سرانجام معلول مذكور در نهايت شعف و شادي و رضايت، خودكشي ميكند و در آخر فيلم فرد ديگري هم كه شبيه وي بوده، اما به هر دليل خودكشي نكرده را ميبينيم كه در شرايط بسيار رقت باري حتي حافظه اش را از دست داده تا اينگونه به ذهن مخاطب باورانده شود كهاي كاش او نيز خودكشي ميكرد!!
شايد لزومي نداشته باشد تكرار شود كه اساس خودكشي در تمامي مذاهب و اديان الهي به خصوص دين مبين اسلام، مذموم، گناه كبيره و مغضوب الهي دانسته شده به طوري كه حتي در زمان مبارزه عليه شاه كه بسياري از انقلابيون غير مسلمان، براي گرفتارنشدن در چنگال ساواك و لو ندادن دوستانشان در زير شكنجه، از قرص سيانور براي خودكشي استفاده ميكردند، حضرت امام خميني(ره) براي پيروانشان چنين عملي را به كلي حرام دانسته بودند.
متاسفانه پس از اتمام فيلم «درياي درون» (در حالي كه خود فيلم هم ترغيب علني به خودكشي بود)، در كمال ناباوري، فردي كه به اصطلاح كارشناس برنامه بود به همه جانبازان و معلولين كه دچار ياس و سرخوردگي هستند، توصيه كرد، اين فيلم را ببينند و لابد از آن درس بگيرند!!! آيا منظور ايشان و گردانندگان برنامه «سينما4» و مديران شبكه چهارم سيما از نمايش چنين فيلمي و توصيههاي بعدي، اين است كه جانبازان يعني يادگاران هشت سال دفاع مقدس، خود را سربار جامعه حس كرده و بايد خودشان را از زندگي راحت نمايند؟! آيا مقايسه اين جانبازان با قهرمان فيلم «درياي درون» كه بنا به گفته همان كارشناس به طور ناخواسته دچار حادثه و معلوليت گرديد، به مفهوم اين است كه رزمندگان جانباز نيز به طور ناخواسته گرفتار معلوليت شدند و همه آن عشقها و ايثارها و فداكاريها هيچ بوده است؟!!
البته مثبت بودن پاسخ اين سؤال، چندان هم دور از انتظار نيست، چون همان جناب كارشناس در چند جمله بعد ميفرمايند كه اغلب اين جانبازان براي سرزميني جنگيدند كه حتي يك مترش هم متعلق به آنها نبود!! (البته تعبير ايشان از تعلق سرزمين و كشور به فرد به مانند خود فيلم و مفاهيمش، سكولاريستي است، چون كه به نظر ايشان اغلب جانبازان صاحب زميني در اين سرزمين نبودهاند!، پس لزوما اين سرزمين متعلق به آنها نيست!!!) جل الخالق! آيا واقعا كسي در رسانه ملي نيست كه به اين جملات و كارشناسها و برنامهها توجهي كند؟!!
آيا در زماني كه دشمنان قسم خورده اين آب و خاك، باز با سر دادن عربدههاي مستانه، نفس كش ميطلبند و روزي نيست كه اين ملت و سرزمين را به جنگ و تجاوز تهديد نكنند، تضعيف روحيه جانبازان (يعني سربار خواندن آنها و دعوتشان به خودكشي) خدشه دار نمودن پيشينه بارزترين و شاخص ترين بازماندگان دفاع مقدس از يك سو و بيهوده خواندن دفاع مقدسي ديگر در نزد نسل امروز نيست؟!! آن هم در دوراني كه بايستي بيشترين همت صرف توضيح و تشريح آرمانهاي اين عزيزان شود تا نسل سوم و جوانان امروز دريابند پدرانشان براي حفظ وجب به وجب اين آب و خاك چه كردند. چرا به اين همه معلول كه در تمام دنيا، انسانها و انسانيت را به شگفت آوردهاند، نمي پردازيد؟ چرا حتي از آن پرفسور علم فيزيك (استفنهاوكينز) نمي گوييد كه بر روي ويلچر، بي حركت افتاده و حتي زبانش نيز كار نمي كند ولي با يك دستگاه كامپيوتر و البته استفاده از مغزش دنياي علم و دانش را هر زمان تكان ميدهد؟
اين در شرايطي است كه همين روزها فيلمي به نام «سنگ، كاغذ، قيچي» بر پرده سينماهاست كه از قضا در آن فيلم هم، قشر مظلوم جانباز هدف گرفته شده است و آرمانها و فداكاريهايش، برباد رفته تصوير ميشود!
چه خبر است؟ تهاجم پشت سر هم به اين قشر پاكباز و مقاوم، در اين دوره و زمانه چه معني و مفهومي ميتواند داشته باشد؟ آيا جز اين است كه نسل جوان قانع شود، جانبازي و فداكاري در راه دين و كشور، آخر و عاقبتي جز آنچه آقايان نشان ميدهند، ندارد؟
نكته قابل ذكر اينكه چندين هفته، نمايش فيلم مذكور از برنامه «سينما4» اعلام گرديد ولي فيلم، به نمايش در نمي آمد، شايد كساني در اين شبكه بودهاند كه با پخش فيلم ياد شده، مخالفت ميكردند ولي گويا بالاخره زور اين طرفيها چربيده و فيلم «درياي درون» پخش شد. فيلمي كه در خود كشور آمريكا (به دليل درونمايه خودكشي و در نتيجه دارا نبودن درجه مجاز براي مخاطب همه سنين) هرگز اجازه پخش از شبكههاي تلويزيوني سراسري را پيدا نمي كند.
متاسفانه اين نخستين بار نيست كه در تلويزيون و به خصوص شبكه چهارم سيما، چنين برنامههايي توليد و پخش ميشود كه گويا اينگونه كج سليقگيها (البته اگر خيلي خوشبينانه تعبير كنيم!) حتي با تغيير مدير اين شبكه نيز سروسامان نيافته است. زماني در اوج بحث هلوكاست، پي درپي از اين شبكه فيلمهايي پخش ميشد كه بر جنايت آلمانها در حق يهوديان تاكيد داشت و زماني ديگر براي كارشناسي برنامه ويژه مشروطيت، از «احسان نراقي» دعوت به عمل آمد كه اوضاع سياسي و تفكراتش (بنا بر آنچه در خاطرات و نوشتههاي خودش علنا انتشار داده) در وابستگي به محافل امپرياليستي و صهيونيستي «اظهر من الشمس» است!!
شايد اين نوشتهها مانند دفعات پيشين، باز هم تاثير چنداني بر جاي نگذارد و به قول معروف گوش شنوايي وجود نداشته باشد ولي فقط براي اينكه نزد خداي خود، ان شاءالله به وظيفه و تكليف خويش عمل كرده باشم، مينويسم و ميگويم، بقاياي قضيه هم باشد براي روز داوري.
