سيستم ناوبري تركام (tercom)
ارسال شده: شنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۵۶ ق.ظ
سيستم ناوبري تركام:
سيستم ناوبري TERCOM يا TERrain Contour Matching از نقشه ي عوارض زميني مسير كه در كامپيوتر پروازي موشك كروز ذخيره شده است ، براي ناوبري استفاده ميكند. سيستم تركام به ميزان قابل ملاحظه اي دقت هدفگيري موشكهاي كروز را نسبت به استفاده تنها از ناوبري اينرسي بهبود ميبخشد. ضمناً با استفاده از اين سيستم ، موشك ميتواند در ارتاف كمتري نسب به سطح زمين پرواز كند كه به خودي خود باعث ميشود احتمال رديابي موشك بوسيله رادار پدآفند به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش يابد.
سيستم تركام معمولاً در كنار سيستم ناوبري اينرسي يا INS استفاده ميشود كه به اين روش هدايت و ناوبري TAINS يا Tercom Aided Inertial Navigation System ميگوييند. ناوبري اين سيستم بدين صورت است كه INS اطلاعات تقريبي مورد نياز ناوبري را تامين و اطلاعات دقيق تر بر اساس تركام تامين ميشوند. بدين صورت كه با استفاده از اطلاعات سيستم ناوبري اينرسي ، موشك در مسير تقريبي و با دقت كم قرار گرفته و سپس با استفاده از سيستم تركام روي مسير دقيق قرار ميگيرد. سپس با مقايسه سطح زير موشك با داده هاي ذخيره شده در حاظه ي كامپيوتر آن ، موشك محل خود را اصلاح كرده و سپس محل جديد به سيستم ناوبري اينرسي پسخورد داده ميشود. سيستم تركام از نقشه هاي بسيار دقيقي (بطور مثال با قدرت تفكيك 1 متر) كه از حوالي مسيرش به هدف در آن ذخيره شده است استفاده ميكند.
مسير انتخابي براي موشكهاي كروز در سيستم تركام داراي محدوديتهايي است. اولاً طول اين مسير نبايستي از برد موشك فرا تر رود. ثانياً عوارض نامطلوب زميني مانند دره هاي با شيب زياد يا دامنه هاي كوه هاي مرتفع در مسير آن نبايد قرار بگيرد. تجمع نيرو هاي پدآفندي دشمن نيز مورد ديگري است كه بايد در طراحي مسير اين گونه وسايل مد نظر قرار گيرد چرا كه مسير پرواز بايد تا حد امكان از اين مورد پاك باشد. نقطه شروع مسير نيز بايد از يك نقطه ابتدايي معين باشد.
تهيه اين مسير و همچنين نقشه هاي عوارض سطح نيازمند داده هاي بسيار دقيق جغرافيايي است كه حتي كمترين تغييرات در ارتفاع سطوح مسير را نيز در نقشه لحاظ كنند.
ديگر سيستمهاي ناوبري موجود براي هدايت موشكهاي كروز:
DSMAC يا Digital Scene-Mapping Area Correlator نيز در كنار تركام براي هدايت موشك در فاز نهايي استفاده ميشود. اساس كار اين سيستم كه دقت بسيار بالايي دارد تحليل تصوير ذخيره شده از هدف با تصويري كه دوربين موشك از هدف ارائه ميكند ميباشد. در واقع اين شيوه هدايت در موشكهاي هوا به زمين AGM-65 Maverick نيز استفاده ميشود. ضمن اينكه اين سيستم في الواقع سيستم مكمل تركام است كه براي افزايش دقت موشك هنگام برخورد با هدف استفاده ميشود. طراحان مسير بايد بر روي تصوير هدف نقاط خاصي را معين كنند تا موشك با مقايسه ي اين نقاط مرجع روي تصوير دريافتي از دوربين خود هنگام اصابت به هدف و تصوير ذخيره شده ، مسير خود را اصلاح كند. اين روش نيازمند تصاويري است كه در محدودي خاصي از Contrast قرار داشته باشند. ضمن اينكه شرايط زمان هدفگيري و همچنين شرايط جوي و فصلي نيز براي كامپيوتر موشك تعريف شده باشد. چرا كه بسته به ساعت در شبانه روز (شب يا صبح) يا بسته به فصول ، Contrast تصاوير دريافتي موشك يا ذخيره شده در حافظه ي آن ممكن است تغيير كند.
اطلاعات مورد نياز موشكها از موسسات جغرافيايي و سيستم هاي اطلاعاتي تامين ميشوند و براي موشكهاي تامهاوك آمريكا حدوداً 24 تا 80 ساعت زمان لازم است تا تصاوير و نشه هاي جغرافيايي دريافتي براي موشكهاي كروز قابل استفاده شوند.
راه ديگر هدايت موشكها استفاده از ناوبري ماهواره اي (GPS يا GLONASS) ميباشد. اين راه علاوه بر دقت خوب از نظر اقتصادي و تكنولوژيكي نيز مقرون به صرفه ميباشد. اما مشكل آن وابستگي آن به ماهواره هاي ارسال كننده است. در صورتيكه ماهواره از ارسال سيگنال باز بايستد يا اينكه سيگنالهاي ارسالي از ماهواره دچار اغتشاش هاي ناخواسته مانند Jamming شوند سيستم كارايي خود را از دست خواهد داد. در واقع اين سيستم داراي مشكلات پيش بيني نشده تكنولوژيكي خصمانه ميباشد و براي رويارويي با مشكلات پيش بيني نشده تكنولوژيكي خصمانه بهتر است كه از TAINS+DSMAC براي هدايت موشكها استفاده شود. ضمناً استفاده از GPS به موشك كمك ميكند تا آزادي عمل بيشتري در انتخاب مسير داشته باشد و بطور مثال دره ها و كوه ها ديگر پارامتر مهمي در انتخاب مسير به حساب نخواهند آمد. ( اين خاصيت در موشكهاي تام هاوك بلاك 3 بكار گرفته شده است.)
سيستم ناوبري TERCOM يا TERrain Contour Matching از نقشه ي عوارض زميني مسير كه در كامپيوتر پروازي موشك كروز ذخيره شده است ، براي ناوبري استفاده ميكند. سيستم تركام به ميزان قابل ملاحظه اي دقت هدفگيري موشكهاي كروز را نسبت به استفاده تنها از ناوبري اينرسي بهبود ميبخشد. ضمناً با استفاده از اين سيستم ، موشك ميتواند در ارتاف كمتري نسب به سطح زمين پرواز كند كه به خودي خود باعث ميشود احتمال رديابي موشك بوسيله رادار پدآفند به ميزان قابل ملاحظه اي كاهش يابد.
سيستم تركام معمولاً در كنار سيستم ناوبري اينرسي يا INS استفاده ميشود كه به اين روش هدايت و ناوبري TAINS يا Tercom Aided Inertial Navigation System ميگوييند. ناوبري اين سيستم بدين صورت است كه INS اطلاعات تقريبي مورد نياز ناوبري را تامين و اطلاعات دقيق تر بر اساس تركام تامين ميشوند. بدين صورت كه با استفاده از اطلاعات سيستم ناوبري اينرسي ، موشك در مسير تقريبي و با دقت كم قرار گرفته و سپس با استفاده از سيستم تركام روي مسير دقيق قرار ميگيرد. سپس با مقايسه سطح زير موشك با داده هاي ذخيره شده در حاظه ي كامپيوتر آن ، موشك محل خود را اصلاح كرده و سپس محل جديد به سيستم ناوبري اينرسي پسخورد داده ميشود. سيستم تركام از نقشه هاي بسيار دقيقي (بطور مثال با قدرت تفكيك 1 متر) كه از حوالي مسيرش به هدف در آن ذخيره شده است استفاده ميكند.
مسير انتخابي براي موشكهاي كروز در سيستم تركام داراي محدوديتهايي است. اولاً طول اين مسير نبايستي از برد موشك فرا تر رود. ثانياً عوارض نامطلوب زميني مانند دره هاي با شيب زياد يا دامنه هاي كوه هاي مرتفع در مسير آن نبايد قرار بگيرد. تجمع نيرو هاي پدآفندي دشمن نيز مورد ديگري است كه بايد در طراحي مسير اين گونه وسايل مد نظر قرار گيرد چرا كه مسير پرواز بايد تا حد امكان از اين مورد پاك باشد. نقطه شروع مسير نيز بايد از يك نقطه ابتدايي معين باشد.
تهيه اين مسير و همچنين نقشه هاي عوارض سطح نيازمند داده هاي بسيار دقيق جغرافيايي است كه حتي كمترين تغييرات در ارتفاع سطوح مسير را نيز در نقشه لحاظ كنند.
ديگر سيستمهاي ناوبري موجود براي هدايت موشكهاي كروز:
DSMAC يا Digital Scene-Mapping Area Correlator نيز در كنار تركام براي هدايت موشك در فاز نهايي استفاده ميشود. اساس كار اين سيستم كه دقت بسيار بالايي دارد تحليل تصوير ذخيره شده از هدف با تصويري كه دوربين موشك از هدف ارائه ميكند ميباشد. در واقع اين شيوه هدايت در موشكهاي هوا به زمين AGM-65 Maverick نيز استفاده ميشود. ضمن اينكه اين سيستم في الواقع سيستم مكمل تركام است كه براي افزايش دقت موشك هنگام برخورد با هدف استفاده ميشود. طراحان مسير بايد بر روي تصوير هدف نقاط خاصي را معين كنند تا موشك با مقايسه ي اين نقاط مرجع روي تصوير دريافتي از دوربين خود هنگام اصابت به هدف و تصوير ذخيره شده ، مسير خود را اصلاح كند. اين روش نيازمند تصاويري است كه در محدودي خاصي از Contrast قرار داشته باشند. ضمن اينكه شرايط زمان هدفگيري و همچنين شرايط جوي و فصلي نيز براي كامپيوتر موشك تعريف شده باشد. چرا كه بسته به ساعت در شبانه روز (شب يا صبح) يا بسته به فصول ، Contrast تصاوير دريافتي موشك يا ذخيره شده در حافظه ي آن ممكن است تغيير كند.
اطلاعات مورد نياز موشكها از موسسات جغرافيايي و سيستم هاي اطلاعاتي تامين ميشوند و براي موشكهاي تامهاوك آمريكا حدوداً 24 تا 80 ساعت زمان لازم است تا تصاوير و نشه هاي جغرافيايي دريافتي براي موشكهاي كروز قابل استفاده شوند.
راه ديگر هدايت موشكها استفاده از ناوبري ماهواره اي (GPS يا GLONASS) ميباشد. اين راه علاوه بر دقت خوب از نظر اقتصادي و تكنولوژيكي نيز مقرون به صرفه ميباشد. اما مشكل آن وابستگي آن به ماهواره هاي ارسال كننده است. در صورتيكه ماهواره از ارسال سيگنال باز بايستد يا اينكه سيگنالهاي ارسالي از ماهواره دچار اغتشاش هاي ناخواسته مانند Jamming شوند سيستم كارايي خود را از دست خواهد داد. در واقع اين سيستم داراي مشكلات پيش بيني نشده تكنولوژيكي خصمانه ميباشد و براي رويارويي با مشكلات پيش بيني نشده تكنولوژيكي خصمانه بهتر است كه از TAINS+DSMAC براي هدايت موشكها استفاده شود. ضمناً استفاده از GPS به موشك كمك ميكند تا آزادي عمل بيشتري در انتخاب مسير داشته باشد و بطور مثال دره ها و كوه ها ديگر پارامتر مهمي در انتخاب مسير به حساب نخواهند آمد. ( اين خاصيت در موشكهاي تام هاوك بلاك 3 بكار گرفته شده است.)