خداحافظ الگانس ( بابا اینا که الگانس نیستند کلاس C و E هستند اما همه میگن الگانس

)
فرورتيش رضوانيه: در نخستين هفته بكارگيري مرسدس در نيروي انتظامي، در تهران دو جوان تصميم ميگيرند نخستين كساني باشند كه در آن محله سوار مرسدسهاي جديد ميشوند.
آنها در حضور دوستانشان هنگام عبور يك اتومبيل گشتي پليس با يكديگر درگير ميشوند. مرسدس آژيركشان خود را ميرسانند، ماموران به دو جواني كه دعوا ميكردند دستبند ميزنند.
يكي از آنها با بيسيم از كلانتري درخواست ميكند كه يك خودرو پيكان براي حمل متهمان اعزام شود. بارها مشاهده شده كه سارقان و متهمان دستگير شده هنگام انتقال به كلانتري، داخل محفظه صندوقعقب خودروهاي پليس قرار داده ميشوند.
عدم تجهيز خودروهاي گشتي پليس به صفحه جداكننده اتاق اتومبيل، باعث ميشود ماموران مجبور باشند براي انتقال بيخطر متهم او را داخل صندوق قرار دهند.
صفحه جداكننده، قسمت عقب اتاق خودرو را از كابين راننده جدا ميكند تا متهم هيچگونه دسترسي به سرنشينان نداشته باشد. همچنين درهاي عقب از سوي راننده قفل ميشود و شيشهها پايين نميآيد و متهم در اين حالت حتي اگر دستبند نيز نداشته باشد، قادر به فرار كردن نيست.
در فيلمهاي خارجي ديدهايد كه ماموران پليس وقتي به اتومبيل اداره آسيب ميرسانند، به محل كار خود بازميگردند و پس از نوشتن و ارائه گزارش عمليات و شرح اين كه چاره ديگري براي دستگير متهم نداشتند، يك اتومبيل ديگر تحويل ميگيرند. گفته ميشود نيروي انتظامي به علت هزينههاي بالاي تعميرات مرسدسها به ماموران خود توصيه كرده است كه به اتومبيلها آسيب نرسانند.
ادامه اين محدوديت براي رانندگان خودروهاي نيروي انتظامي باعث شد خلافكاران مطمئن باشند كه پليس هنگام تعقيبوگريز به اتومبيل آنها ضربه نخواهد زد. توصيه عدم خسارت شامل تمام مدل خودروهاي پليس ميشود. وقتي يك پليس با خودرو ديگري تصادف كند و پس از صدور كروكي راننده پليس مقصر شناخته شود،
بايد خسارت تعمير آن را بپردازد، در غير اين صورت به دادگاه نظامي فرستاده ميشود.
همچنين اگر پس از تعقيبوگريز اتومبيل پليس آسيب ديده باشد، راننده به سختي ميتواند ضروري بودن تصادف را اثبات كند. حساسيت نيروي انتظامي بر سالم ماندن خودروهاي پليس، ماموران را در بسياري موارد مجبور به انصراف از تعقيبوگريز ميكند.
يك جوان كه با دوستانش در خيابآنها مسابقه ميدهد، ميگويد: «هر وقت پليس دنبالم افتاد، سعي ميكنم از روي جدول يا جويآب عبور كنم، چون ميدانم كه اتومبيل پليس براي آسيب نرسيدن به اتومبيلش اين كار را نميكند.» در فيلمهاي مستند خارجي ديدهايد كه پليس در مواقع خطرناك با ضربه زدن به خودرو مظنون، آن را متوقف ميكند.
اگر يك خودرو گشتي پليس در خيابان يك اتومبيل ماكسيماي سرقتي را با رانندهاش مشاهده كند، به او دستور ايست ميدهد. اگر راننده ماكسيما فرار كند و تعقيبوگريز آغاز شود، آيا اتومبيل پليس ميتواند با ضربه زدن به آن مظنون را متوقف و دستگير كند؟
در چنين مواردي تامين خسارت اتومبيل پليس و خودرو گرانقيمت ديگري در ميان است.
گاهي علت عدم دستگير شدن خاطيان قانون، حرفهاي نبودن افراد پليس عنوان ميشود اما اين در حالي است كه محدوديتها آزادي را از مامور پليس سلب ميكند.
هزينه تعميرات و صافكاري خودرو سمند LX بسيار كمتر از مرسدس است، اما اگر پس از پايان جايگزيني باز هم نيروي انتظامي بر عدم وارد آمدن خسارت به اتومبيلها اصرار داشته باشد، فرار متهمان و از بين رفتن روحيه و انرژي افراد پليس ادامه خواهد داشت.
در فيلمهاي خارجي هيچيك از اتومبيلهاي پليسي كه هنگام فيلمبرداري آسيب ميبينند يا واژگون ميشوند متعلق به پليس نيستند. شركتهايي وجود دارند كه با تبديل اتومبيلهاي شخصي به پليسي، آنها را به گروههاي فيلمسازي كرايه ميدهند.
فردي كه در ايران به دروغ ادعا كرده بود در كشور آلمان بدلكار حرفهاي است، در جريان فيلمبرداري صحنههاي تعقيبوگريز در اتوبانهاي تهران، بارها به خودروهاي پليس آسيب رساند كه منجر به دلسردي نيروي انتظامي نسبت به همكاري با گروههاي فيلمسازي شد.
طراحي بدنه اتومبيل پليس و انتخاب چراغگردان يك تخصص است كه در ايران به آن اهميتي داده نميشود. مدتها نيروي انتظامي از عبارت «NAJA» بر روي لباسهاي ماموران استفاده ميكرد كه مورد انتقاد واقع شد.
اين كلمه در زبان غيرفارسي معنايي ندارد و استفاده از عبارت «Police» در مقابل آن پيشنهاد شد. نصب چراغگردان بزرگ بر روي سقف سمند، انتخابي بسيار اشتباه و غيركارشناسي است. توليد مرسدسهاي سفيد با يك خط سبز يا آبي نيز نيازي به طراحي و تحقيق نداشته است.
در كشور آلمان، پليس در ايالات مختلف از خودروهاي كمپانيهاي محلي استفاده ميكند. شهري كه كارخانه Audi در آن قرار دارد، از اين خودرو بهره ميگيرد. به همين علت است كه علاوه بر آئودي، ب.ام.و، مرسدس و فولكس بيشترين اتومبيلهايي هستند كه در ناوگان پليس آلمان استفاده ميشوند.
يك خودرو امدادرساني هميشه بايد آماده انجام عمليات باشد. تسريع در سرويسدهي به اتومبيلهاي امدادي، تامين بودن قطعات اصل و سالم از ضرورتهايي است كه در ايران به آن توجهي نميشود. چند سال قبل سازمان آتشنشاني تصميم گرفت موتورسيكلت امداد را به ناوگان خود اضافه كند.
گروه تحقيقاتي «Rescue Squad» موتورسيكلت پرقدرت F650GS را در تهران مورد آزمايش قرار داد كه انجام مانور امدادرساني داخل بازار تهران، تردد سريع در خيابآنهاي پرترافيك تهران و طي كردن مسير اتوبان در جهت خلاف از آيتمهاي اين آزمايش بود كه همه آنها با موفقيت انجام شد.
با توجه به اين كه راهنمايي و رانندگي از زمان برگزاري اجلاس سران كشورهاي اسلامي در تهران و خريداري موتورسيكلتهاي پليسي ب.ام.و از سرويسدهي اين كمپاني رضايت كامل داشت، يكي از سازمانهاي نظامي نيز اقدام به خريد موتورسيكلتهاي جديد از ب.ام.و كرد.
زيرا به علت ايمني فوقالعاده بالاي اين موتورسيكلت تا امروز با وجود تصادفات متعدد افسران پليس، حتي يك مورد جراحت جدي نيز رخ نداده است،
اما سازمان آتشنشاني با بيان اين كه علاقهاي به خريداري موتورسيكلت از ب.ام.و ندارد، با يكي از كارخانههاي موتورسيكلت داخلي وارد مذاكره شد.
هنگامي كه درباره تصميم اشتباه آتشنشاني در يك كنفرانس مطبوعاتي موتورسيكلت پيشنهادي به نمايندگان رسانهها معرفي شد، چند خبرنگار با مطرح كردن اين اتهام كه گروه تحقيقاتي Rescue Squad قصد تبليغ ب.ام.و در ايران را دارند، به حمايت از تصميم آتشنشاني پرداختند.
چند ماه پس از خريداري و بكارگيري موتورسيكلتهاي داخلي، بيشتر آنها به علت نقصهاي فني بسيار از دور خارج شدند و طرح امدادرساني با موتورسيكلت هرگز عملي نشد.
مدتي بعد نيروي انتظامي نيز با ناديده گرفتن تجربه مفيد موتورسيكلتهاي ب.ام.و به يك كارخانه موتورسيكلت داخلي مراجعه كرده و چندين دستگاه موتور پليسي سفارش داد. اين موتورسيكلتها داراي قدرت مانور نبودند و تنها ظاهري شبيه بدنه موتورهاي پليسي داشتندو به ماكت معروف شدند.
سردار قاليباف، فرمانده وقت نيروي انتظامي در پاسخ به پرسشي مبني بر علت خريد موتورسيكلتهاي بدون كيفيت ساخت داخل گفت: «با بودجه كمي كه در اختيار داريم، براي ما مهم است مردم يك «موتور پليس» را ببينند، نه اينكه موتور پليسي ب.ام.و ببينند.»
اكنون در كلانتريها هنگام انجام عملياتها ماموران سعي ميكنند به جاي موتورسيكلتهاي ماكت، از CG استفاده كنند تا قدرت مانور بيشتري داشته باشند.
با توجه به اين كه تعميرگاه مركزي و واحدي براي تعمير و صافكاري بدنه مرسدسهاي پليس وجود ندارد، اين اتومبيلها به تعميرگاههايي در سطح شهر سپرده ميشوند. اين اتفاق در كشورهاي ديگر هرگز رخ نميدهد زيرا هنگامي كه اتومبيل پليس در تعميرگاه است، اين احتمال وجود دارد كه خلافكاران از بيسيم خودرو استفاده كنند يا آن را به سرقت ببرند. ر تمام دنيا خودروهاي پليس در تعميرگاههاي پليس تعمير ميشوند.
هنگام سپرده شدن اتومبيل پليس به يك تعميرگاه شخصي، ممكن است قطعات اصلي خودرو پنهاني تعويض شود يا حتي عدهاي با دستكاري ترمز يا سيستم سوخترساني، جان نيروهاي پليس را به خطر بيندازند. سرقت يك اتومبيل پليس از داخل تعميرگاه حتي براي يك ساعت، براي امنيت پليس و شهروندان بسيار خطرناك است.
سرقت خودرو پليس عمل دور از انتظاري نيست؛ زيرا هر روز افرادي به جرم معرفي خود به عنوان پليس دستگير و روانه دادگاه و زندان ميشوند. در چند سال قبل جسارت جاعلان عنوان پليس تا حدي افزايش يافت كه با خودرو زانتيا در اتوبآنها شهروندان را متوقف ميكردند و با معرفي خود به عنوان پليس اتوبان، اقدام به اخاذي ميكردند.
از آن پس، روي بدنه اتومبيلهاي پليس نامحسوس، آرم نيروي انتظامي نصب شده است. در حالي كه يك اتومبيل پليس مخفي نبايد ديده شود و جلبنظر كند.