صفحه 1 از 1

عیاران_نینجا های ایرانی ( لطفا این متن را از دست ندهید )

ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۴:۱۱ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
(لطفا متن زیر را با آرامش و خیالی آسوده بخوانید . هر جا که لازم شد تامل بیشتری روی لغات انجام دهید .

ارادتمند
آبان )


مرام و سیرت و صفات عیاران

استاد فقید مرحوم سعید نفیسی 72 صفت در کتاب سرچشمه ی برای جوانمردان از قول فتوت نامه ها بیان فرموده اند :

راستی ، اندیشه کردن از بدی ، یاری ، آزادی از بند نفس ، پاک داشتن چشم و دامن ، وفا ، بخشودن بر دوست و دشمن ، خواستن برای دیگری آنچه برای خود می خواهند ، جان دل بستن در راه کسی که مهر بریده باشد ، زبان را به بد گفتن نیاموختن ، در زور خود را کمتر از مور دانستن ، بر آوردن مراد نامرادان ، کردن کاری را و نگفتن و کردن آنچه از دست برآید ، رضا دادن در خشم ، دل آزار نبودن ، خویشتن بین نبودن ، بردباری ، نان دادن ، زبان و دل یکی داشتن و از پس و پیش یکی بودن ، نکردن کاری که دیدن و شنیدن را نشاید ، از برد باری دم نزدن راه پارسائی ورزیدن ، تزویر نکردن ، درون را از گین پاک داشتن ، رفتن بجائی که او را بخوانند اگر هم بیم جان باشد ، دماغ از کبر خالی داشتن ، تواضع کردن ، از تکبر دور بودن ، سخن نرم و لطیف و تازه و به اندازه گفتن ، راز دل با هر کسی نگفتن ، حسد نورزیدن ، به فرزند طمع نداشتن ، بجای آوردن هر چه بگویند اگر هم سر بر سر آن کار نهند ، راه مروت را بخود نرفتن ، ریاضت کشیدن ، ناخوانده به جائی نرفتن ، به چشم شهوت بر دوست ننگریستن ، کج بین نبودن ، خود کام نبودن و بام خود یک گام بر نداشتن ، با اهل زمانه مروت کردن ، جز مردم سخی را دوست نداشتن ، مدارا کردن با پیران و بخشودن بر جوانان ، با دوست و دشمن لاف نزدن ، داد خلق دادن و دستگیری کردن ، بخود مغرور نبودن ، ادب نگه داشتن ، خدمت کردن ، به عزت بودن ، اگر سیلاب خون آید آن را پوشاندن ، نام کسی را جز به نکویی نبردن ، گرد عصیان نکشتن ، هوای نفس خود را شکستن ، پیر و جوان را چنان تربیت کردن که شرمسار نشود ، نصیحت در نهان کردن ، لباس خود را بهر ناسزا ندادن ، همه کس را چون فرزند تربیت کردن ، قناعت داشتن ، بطاعت کوشیدن و دیندار بودن ، خدای را پرستیدن و پیرو فرمان بودن ، قدم در راه نیستی زدن ، صبوری پیشه کردن ، در نعمت خدای را شکر کردن ، در محنت صبر کردن ، با میهمان شیرین زبان بودن ، تکلف از میان برداشتن و هر چه باشد پیش آوردن ، دلها را به احسان و کرم بدست آوردن ، در راه احسان چالاک بودن ، در انتظار شکرانه نبودن ، چون شمع در میان جمع سوختن ، با عشق صبر کردن ، گفتار خود را راست داشتن و همچنین متذکر شده اند که دوازده فرقه را سزاوار جوانمردی نیست : کافر ، منافق ، کاهن ، مدمن اخمر ( میخواره ) ، دلاک ، دلال ، جولاه ، قصاب ، جراح ( منظور پزشک و طبیب نیست ) ، صیاد ، عامل ( کارگزار دیوان ) ، محتکر .
صاحب قابوس نامه سه شرط اساسی برای جوانمردی قائل شده که صفا و وفا و سخا می باشد .
این سیرت و صفات اخلاقی و انسانی و عرفانی تواما با سلحشوری و تهور باعث ایجاد نوعی عشق و علاقه ی مفرط و انجام اعمال شگرف باعث جذب جوانان آزاده به جرگه ی جوانمردان عیار شده و این امر آنان را تا حدودی از خمولی و سستی و بی قیدی رهانیده است .

منبع :

عیاران نینجا های ایرانی به قلم هوشنگ شکری انتشارات احرار تبریز

ارسال شده: جمعه ۱ تیر ۱۳۸۶, ۴:۱۸ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
(لطفا متن زیر را با آرامش و خیالی آسوده بخوانید . هر جا که لازم شد تامل بیشتری انجام دهید .

ارادتمند
آبان )



اصول و مرامنامه ی عیاران

1_ جوانمردی : مولف سمک عیار مینویسد : در جوانمردی روا نیست که قومی را در بلا رها کنیم .
عیاران راستین به این صفت متصف بوده و از آنان جز جوانمردی و رادی انتظار نمی رفت .
آنان با اعمال نیک و پسندیده و حفظ نوامیس مردم و دفاع از ضعفا در قبال ستمگران ایجاد داد و دهش و قضاوت به عدل و پاک دامنی و عفت و دستگیری از فقرا و نیالودن به خصال ناجوانمردی شهره بودند .
عیاران سعی بلیغ بکار می بردند که خود را به ناجوانمردی نیالایند و جوانمردی را نه تنها در قول بلکه در عمل ( سیفی ) نیز به قدرت و شدت رعایت کنند .
آنان با حمایت ازبیچارگان و غربا و مسافران و ایجاد امنیت برای شهر ها وروستاها موجب آسایش مردمان آن نواحی شده و با این اعمال خصال پاک اخلاقی و انسانی و راد مردی را نصب العین ( پیش چشم ، در برابر چشم ) خود می نمودند و در تمامی عمر بدین شیوه عمل می کرده و روزگار میگذراندند .
بنابراین یکی از اصول عیاری رعایت صفت جوانمردی چه در خلوت و چه در جلوت خود عیاران بوده و داستانهای فراوانی از جوانمردی های ایرانیان و عیار مردان این مرز و بوم در کتب تاریخی وداستانهای حماسی و پهلوانی ذکر شده است .

2_ راستی : جوانمردان عیار راستی و صداقت را سرلوحه ی زندگی خود قرار داده و در همه حال با این صفت روزگار میگذراندند چنانچه از عیاران و جوانمردان راستین بجز راستی دیده و شنیده نشده است .
جوانمردان عیار در تمامی شئون زندگی چه در گفتار و چه در پندار و کردار پای از دایره ی راستی بیرون نگذاشته و کذب را به درون خود راه نمیدادند و هرگز از آن خارج نمی شده اند .
برای عیار واقعی دروغ مصلحتی نیز روا نبوده گرچه راستی و صداقت به ضرر جوانمرد عیار تمام شده باشد .
عنصر المعالی کیکاووس در کتاب نفیس قابوس نامه به فرزند خود در مورد سفارش به صفت راستی مینویسد : دوم آنکه راستی خلاف نکنی ( یعنی ای فرزند تو هرگز خلاف راستی را انجام ندهی ) .

3_ ستاری : پرده پوشی اسرار و نقایص مردم و آشکار ننمودن آن و اغماض و چشم پوشی از خطاهای آنان از وظایف عیاران می باشد و جوانمردان در رعایت این صفت سعی بلیغ به کار می برند .
عیاران تا آن جایی که مقدور بوده و حق فرد یا افرادی ضایع نگردد در کتمان اسرار اقدام می نمودند و باز قابوس وشمگیر در کتاب خود در این باره داستانی را نقل مینماید :
« شنودم که روزی به قهستان قومی از عیاران نشسته بودند ، مردی از در آمد و سلام کرد و گفت : من رسولم از عیاران مرو و شما را سلام فرستادند و میگویند که در قهستان چنین و چنین عیارانند یک کس از ما به خدمت شما می آید و سوالی داریم ، اگر سوال ما را جواب به ثواب دهیت که ما راضی شویم اقراردهیم به کهتری شما و اگر جواب ندهید اقرار دهیت به کهتری ما ،گفتند : بگوی . گفت : بگویند که جوانمردی چیست و ناجوانمردی چیست و میان جوانمردی و ناجوانمردی فرق چیست و اگر عیاری بر راه گذری نشسته باشد ، مردی بر وی بگذرد و زمانی باشد مردی با شمشیر از پس وی فراز آید و قصد کشتن وی دارد و عیار را برسد که ، فلان مرد از اینجا گذشت : عیار را چه جواب باید داد ، اگر غمزه کرده باشد و اگر نگوید دروغ گفته باشد و آن هر دو عیار پیشگی نیست ، عیاران قهستان چون این مسئله بشنودند به یکدیگر همی نگریستند ، مردی بود در آن میان نام او فضل همدانی برخاست و گفت : من جواب دهم . گفتند : بگوی . گفت : اصل جوانمردی آن است که هرچه بگوئی بکنی و میان جوانمردی و ناجوانمردی فرق آنست که صبر کنی و جواب عیاران آن بود که : از آن جا که نشسته باشد یک قدم فراتر نشیند و گوید ، تا من اینجا نشسته ام کس نگذشت ، تا راست گفته باشد و چون این سخن دانسته باشی درست گشت تو را که مایه ی جوانمردی چیست » و از این داستان مشهود میباشد که کتمان اسرار و ستاری در میان جوانمردان عیار تا چه حد دارای ارزش و اعتبار می باشد .

4_ مروت : عیاران واقعی در صفت اخلاقی مروت حد و مرزی قائل نشده و در تمامی شئون زندگی خود را ملزم به رعایت صفت مروت حتی بر بیگانگان و دشمنان خود نیز بودند ( عیاران و جوانمردان مروت را بدایت جوانمردی و نهایت آن را بدایت فتوت و نهایت فتوت را بدایت و ولایت متصور شده سخت بدین امر و رعایت جزء به جزء آن معتقد بودند و در رسیدن به سر چشمه ی ولایت که در وجود ذی وجود سرور جوانمردان عالم علی المرتضی ( ع ) و اولاد پاکش متجلی گشته از هیچ کوششی فرو گذاری نمی کردند ) .
عیاران بنا به اصل مروت هر کسی که به آن ها پناه می آورد وی را در کنف ( جانب ، سایه ) حمایت خود قرار داده و از جان و دل پذیرای میهمان خود بوده و احترام و ارزش فراوانی برای او قائل شده و دشواری و گاها خطراتی را نیز از جانب میهمانان فراری و تعقیب شدگان توسط دستگاه های حکومتی بر جان می خریدند .
بودند عیارانی که در راه میهمان و حفظ و صیانت از وی جان و مال خود را فدا کرده اند و یا عیاران بنا به همین اصل در مقابل دفاع از زنان و دختران فقرا و یا دستگیری از ضعفا و یا جلو گیری از ظلم و ستم شحنه گان ( داروغه ، پلیس ، پاسبان و نگهبان شهر ) به نبرد های خونین دست یازیدند .
مولف سمک عیار مینویسند :
از جوانمردی کدام شقه داری ، روح افزا گفت : از جوانمردی امانت داری به کمال دارم که اگر کسی را کاری افتد و به من حاجت آرد من جان پیش او سپر کنم و منت بر جان دارم ، بو یار باشم و اگر کسی در زینهار ( پناه ، امان ) من آید به جان از دست ندهم تا جانم باشد و هرگز راز کسی با کسی نگویم و سر او را آشکار نکنم .

5_ امانت داری : یکی دیگر از اصول اساسی از مرام و مراحل عیاران صفت بارز امانت داری بوده است و عیاران راستین رعایت آن را در تمامی شئون زندگی خود بر خود فرض و لازم میدانستند .
جوانمردان عیار به جهت صفات عالی واخلاقی خود همواره مورد اعتماد و اطمینان غاطبه ی مردان و زنان اهل زمان خود بودند و چه بسا که در بسیاری از موارد جوانمردان محرم راز این افراد بوده و به عنوان اعتماد مکنونات ( پنهان داشته شده ) قلبی و اسرار یا انواع و اقسام اشیاء خود را جهت حفظ و حراست نزد و ایشان میسپردند و جوانمردان خود را ملزم به حفظ و حراست این امانات تا پای جان مینمودند .
در تواریخ به کرات از افرادی که جهت سفر به اماکن مقدسه ، اشیاء گرانبهای خود را نزد ایشان به امانت سپرده و بعد از سالیان دراز هنگام مراجعت آن امانت را از جوانمرد شهر و یا منطقه ی خود باز پس گرفته اند ، یاد شده است .
و یا بازرگانانی که مال التجاره ی خود را به عناوینی به جوانمرد عیاری سپرده اند و بعد از مدت های مدیدی بعلت عدم مراجعه به علل و عناوین مختلف از جمله بیماری و یافوت امانت دهنده ، توسط این جوانمردان امانت موجود به بازماندگان آن فرد مسترد می شده است .
یا به عنوان اعتماد به پاکدامنی جوانمرد عیاری کفالت و حفظ و حراست از نوامیس افرادی بنا به دلایلی از جمله سفر و یا زندان و ... سپرده شده و آنان افراد خانواده ی وی را همانند نوامیس خود تلقی نموده و از حریم این افراد بعینه مانند حریم خود نگه داری می کردند .
یا ما یملک ( دارای کسی ) پیر زنان و یا از کار افتادگان و یا یتیمان به این افراد سپرده میشد و جوانمردان خود را ملزم به حفظ و حراست آنان از دست بعضی فرصت طلب ها می نموده در مواقع لازم به بستگان امین این افراد باز میرساندند .
امانت داری جوانمردان عیار دامنه ی گسترده تری داشته است از جمله :
امانت در گفتار ، امانت در کردار ، امانت در اندیشه و اسرار دیگران ، امانت در کار و پیشه و ... بوده است .
عیاران راستین در تواریخ و حتی قصه ها و افسانه های ایرانی مظهر حفظ و صیانت از امانت سپرده شده به آنان بوده اند .

6_ وفای به عهد : یکی دیگر از اصول و مبانی عیاران واقعی وفای به عهد و پیمان بوده و جوانمردان عیار در این امر شهره ی خاص و عام بودند .
عیاران در اثر پیمان و قولی که میدادند تا پای جان پیش می رفتند و اگر قولی از عیاری گرفته میشد جوانمرد عیار تا انجام وعده ی داده شده از پای نمینشست و تمام دشواری و سختی های موجود را در جهت میثاق بسته شده متحمل می شد .
از عیار مرد راستین خلف وعده سر نمیزده و اگر چنین امری پیش می آمد ناچارا عواقب ناشی از آن را به جان می خرید و تنبیهات سختی را به تشخیص پیر عیار و یا کهتر عیار مردان بالاجبار پذیرا می شده است .
از جمله این تنبیهات اصل اخراج یا به اصطلاح عیاران از جرگه ی جوانمردان « دک » می شد ( تنبیهات مختلف دیگری نیز نسبت به خطای خاطی توسط پیر عیار مد نظر قرار میگرفت که در تواریخ مدون ذکری بمیان نیامده بلکه در میان خود عیاران مرسوم بوده و جزء رمز و راز های آئین عیاری بوده است که سینه به سینه نقل گردیده ، از جمله بریدن گوش و یا انگشت کوچک فرد خاطی بجرم خلف وعده و ارتکاب گناهان بزرگ و تنبیهات دیگری نیز مرسوم عیاران بوده از جمله پر کردن آب انبار های پیر زنان و پیر مردان و یا تهیه ی هیزم مردمان از کار افتاده از بیابان به مدت معین و قراردادی و یا تمیز کردن تمامی مساجد و لنگر ها و دیگر مکانهای مقدس و ... انجام میگردید ) .
داستانهایی از عیاران منقول گردیده که جوانمرد عیاری جهت وعده ای که به پیر ( در مواقعی میر و کهتر ) عیاران و یا سایر یاران داده سالها در جهت وفای به عهد رنج و شدائد سفر های خطیری را بر جان خریده است و یا عیاری که قولی و پیمانی با فردی در جهت نگهداری از خانواده ی وی بسته و سال های متمادی بدون خستگی و با استواری به جهت عدم مراجعت ، از خانواده ی وی مراقبت کرده و آنان را در تشکیل خانواده نیز همراهی نموده و بعد از خود حتی در آخرین روز های حیات نیز همان خانواده را در جهت سر پرستی به جوانمردان دیگر سپرده تا خلف وعده ای در عهد و پیمان از او سر نزده باشد .

7_ حق نمک : عیاران به حق نمک و حفظ حرمت آن سخت معتقد و پای بند بودند .
اگر جوانمرد عیاری با فرد و یا افرادی نمک می خورد هرگز نمکدان نمی شکست و در هر زمان حق نمک را حتی بعد از سالیان دراز نیز حفظ و حراست می نمود .
هر گز خیانتی از عیار واقعی نسبت به حق نمک دیده نشده و قسم عیاران به نمک همانند قسم های بزرگ بوده است .
اهمیت نمک و حق آن در میان عیاران چنان دارای اهمیت و ارزش بوده که رهبران این آئین طالبین و نو خاستگان را با خوراندن نمک وارد جرگه ی خود می نمایند .
در این مورد داستانی از عیاران راستین نقل قول تواریخ بوده است که « جوانمرد عیاری به خزینه ی امیر و یا پادشاهی نقب زده و در هنگام جمع کردن اشیاء نفیس دست عیار به سنگی برخورد نموده و به گمان ثمین ( قیمتی ) بودن آن را با دهان چشیده و سپس متوجه شده که نمک می باشد ، بنابر اصل جوانمردی چون نمکی از این فرد چشیده رعایت حق نمک بر وی واجب گردیده بدین جهت تمامی اشیاء را بر سر جای خود گزارده و برای اینکه به وسیله ی نقب ( سوراخ و راه باریک در زیر زمین ) کنده شده ی وی دزدان و دیگر عیاران دستبرد نزنند ، مردمان را با داد و فریاد آگاهانیده که به خزینه ی فلان شخص نقب زده اند و بلافاصله خود از آن جا گریخته است » .
نمک و حق نمک آن در میان طوایف و نژاد های مختلف ایران تا به امروز مرسوم بوده و اگر با شخصی بیگانه نمک خورده شود فرد در کنف ( سایه ، جانب ) حمایت میزبان قرار گرفته و همچنین مال و جان و نوامیس میزبان نیز همانند نوامیس و جان و مال فرد نمک خورده بوده و خیانت به هیچ عنوان قابل گذشت و اغماض نمی بوده است .
و در زمان حال نیز به فردی که بدی و یا خیانتی را نسبت به دیگری انجام می دهد می گویند نمک خورده و نمکدان شکست .
حق نمک در میان طبقات اصیل و سنتی ایرانی تا به امروز حفظ و صیانت گردیده و یکی از خصال با ارزش اخلاقی این سرزمین کهن می باشد .

منبع :

عیاران نینجا های ایرانی به قلم هوشنگ شکری انتشارات احرار تبریز

:razz:

ارسال شده: یک‌شنبه ۳ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۰۰ ب.ظ
توسط ASHK HIKAYESI
جسارتا یک درخواست :

از مدیر محترم این بخش خواهشمندم عنوان این تاپیک را از عیارن به شکل درست عیاران تغییر دهد .

با تشکر فراوان_ لطفا پس از انجام شدن ، این پست زاید را حذف کنید .

:razz: