نگاهي به خبرنگاران همراه در جنگ
ارسال شده: دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۸۶, ۲:۴۲ ب.ظ
اگر کتابها ومقالاتي را که درمورد پوشش خبري جنگ عراق هستند مطالعه کرده باشيد، حتماً با اصطلاح embedded journalist برخورد کردهايد. اين روزنامهنگاران، خبرنگاراني هستند که به واحدهاي نظامي درگير عمليات جنگي الحاق ميشوند.
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "شاتوت" به نشاني [External Link Removed for Guests] در ادامه ميخوانيد: شايد بتوان اين اصطلاح را براي اطلاق به خبرنگاران حاضر در جنگهاي گذشته نيز يه کار برد اما اين عبارت اولين بار در پوشش رسانهاي جنگ عراق در سال ٢٠٠٣ به کار برده شد. رسانههاي خبري آمريکا از ميزان دسترسي خبرنگارانشان به اخبار و اطلاعات در جنگ اول خليج فارس در سال ١٩٩١ و حمله آمريکا به افغانستان در سال ٢٠٠١ رضايت نداشتند. به همين علت نيز ارتش آمريکا با طراحي برنامهاي جديد به فشارهاي اين رسانهها پاسخ داد. مقامات ارتش آمريکا خود بارها علت اتخاذ چنين سياستي را پيروزي در جنگ اطلاعات عنوان کردهاند و اين برنامه را تلاشي در جهت سلطه بر محيط اطلاعاتي ميدانند.
در نوامبر سال ٢٠٠٢ دورههايي براي آموزش اين خبرنگاران قبل ازحمله ابتدايي به عراق در مارس ٢٠٠٣، آغاز شد. در آغاز جنگ حدود ٧٧٥ خبرنگار و عکاس خبري تحت عنوان embedded journalist به مناطق جنگي اعزام شدند. البته اين خبرنگاران و سازمانهاي خبري متبوعشان قبل از اعزام و الحاق به واحدهاي نظامي قراردادهايي را با ارتش آمريکا امضا ميکردند. اين قراردادها موضوعاتي را که خبرنگاران اجازه داشتند درمورد آنها گزارش و خبر تهيه کنند، مشخص مي کردند. خبرنگاران اجازه ندارند در گزارشهاي خود به مأموريتهاي بعدي يا تسليحات به کار رفته در عمليات نظامي اشاره کنند. مفاد اين قراردادها آن قدر محدود کننده است که ارتش آمريکا ميتواند با کوچکترين بهانهاي جلوي فعاليت اين خبرنگاران را بگيرد؛ همان طور که اين مسأله بارها نيز رخ داده است. در اين طرح همه ارتباطات ماهوارهاي بين اين خبرنگاران و سازمانهاي متبوعشان تحت نظارت ارتش آمريکا قرار دارد. البته ارتش اين محدوديتها را به علت پارهاي ملاحظات امنيتي مي داند. ارتش معتقد است دشمن ميتواند با رهگيري ارتباطات ماهوارهاي، از محل دقيق استقرار واحدهاي نظامي مطلع شود.
يکي ديگر از محدوديتهاي اين طرح آن است که خبرنگاراني که خواهان شرکت در اين طرح هستند حتماً بايد به رسانهاي خبري وابسته باشند. به عبارت ديگر اجازه حضور و همراهي با واحدهاي نظامي و تهيه گزارش از جنگ براي روزنامهنگاران آزاد ميسر نيست.
بسياري از استادان روزنامهنگاري به ادامه اين روند بدبين هستند و اين سياست را گامي در جهت تحريف پوشش خبري جنگ ميدانند. از نظر اين منتقدان اين گونه از خبرنگاران چنان با واحد نظامي همراهشان خو ميگيرند و يکي ميشوند که خود را عضوي از آن ميدانند و بنابراين ازانتشار اخبار و تهيه گزارشهايي که به ضرر اين گروه باشند، خودداري ميکنند. بدين ترتيب عينيت گزارشهاي آنان نيز زير سوال ميرود. اين نگراني نيز بارها از سوي بنياد پوينتر که يکي از سازمانهاي بزرگ رسانهاي است، مطرح شده است.
با اين حال به يمن حضور اين خبرنگاران و همراهي آنان با واحدهاي نظامي است که در جنگ عراق شاهد گزارش ها و تصاويري هستيم که در مقايسه با گزارشها و تصاوير جنگ افغانستان چه از نظر فراواني و چه از نظر کيفيت بسيار متفاوت هستند. تعداد گزارشها و تصاويري که يه صورت زنده از صحنههاي جنگ پخش مي شود در مقايسه با جنگهاي گذسته بسيار چشمگير است.
[External Link Removed for Guests]
به گزارش سرويس نگاهي به وبلاگهاي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، در وبلاگ "شاتوت" به نشاني [External Link Removed for Guests] در ادامه ميخوانيد: شايد بتوان اين اصطلاح را براي اطلاق به خبرنگاران حاضر در جنگهاي گذشته نيز يه کار برد اما اين عبارت اولين بار در پوشش رسانهاي جنگ عراق در سال ٢٠٠٣ به کار برده شد. رسانههاي خبري آمريکا از ميزان دسترسي خبرنگارانشان به اخبار و اطلاعات در جنگ اول خليج فارس در سال ١٩٩١ و حمله آمريکا به افغانستان در سال ٢٠٠١ رضايت نداشتند. به همين علت نيز ارتش آمريکا با طراحي برنامهاي جديد به فشارهاي اين رسانهها پاسخ داد. مقامات ارتش آمريکا خود بارها علت اتخاذ چنين سياستي را پيروزي در جنگ اطلاعات عنوان کردهاند و اين برنامه را تلاشي در جهت سلطه بر محيط اطلاعاتي ميدانند.
در نوامبر سال ٢٠٠٢ دورههايي براي آموزش اين خبرنگاران قبل ازحمله ابتدايي به عراق در مارس ٢٠٠٣، آغاز شد. در آغاز جنگ حدود ٧٧٥ خبرنگار و عکاس خبري تحت عنوان embedded journalist به مناطق جنگي اعزام شدند. البته اين خبرنگاران و سازمانهاي خبري متبوعشان قبل از اعزام و الحاق به واحدهاي نظامي قراردادهايي را با ارتش آمريکا امضا ميکردند. اين قراردادها موضوعاتي را که خبرنگاران اجازه داشتند درمورد آنها گزارش و خبر تهيه کنند، مشخص مي کردند. خبرنگاران اجازه ندارند در گزارشهاي خود به مأموريتهاي بعدي يا تسليحات به کار رفته در عمليات نظامي اشاره کنند. مفاد اين قراردادها آن قدر محدود کننده است که ارتش آمريکا ميتواند با کوچکترين بهانهاي جلوي فعاليت اين خبرنگاران را بگيرد؛ همان طور که اين مسأله بارها نيز رخ داده است. در اين طرح همه ارتباطات ماهوارهاي بين اين خبرنگاران و سازمانهاي متبوعشان تحت نظارت ارتش آمريکا قرار دارد. البته ارتش اين محدوديتها را به علت پارهاي ملاحظات امنيتي مي داند. ارتش معتقد است دشمن ميتواند با رهگيري ارتباطات ماهوارهاي، از محل دقيق استقرار واحدهاي نظامي مطلع شود.
يکي ديگر از محدوديتهاي اين طرح آن است که خبرنگاراني که خواهان شرکت در اين طرح هستند حتماً بايد به رسانهاي خبري وابسته باشند. به عبارت ديگر اجازه حضور و همراهي با واحدهاي نظامي و تهيه گزارش از جنگ براي روزنامهنگاران آزاد ميسر نيست.
بسياري از استادان روزنامهنگاري به ادامه اين روند بدبين هستند و اين سياست را گامي در جهت تحريف پوشش خبري جنگ ميدانند. از نظر اين منتقدان اين گونه از خبرنگاران چنان با واحد نظامي همراهشان خو ميگيرند و يکي ميشوند که خود را عضوي از آن ميدانند و بنابراين ازانتشار اخبار و تهيه گزارشهايي که به ضرر اين گروه باشند، خودداري ميکنند. بدين ترتيب عينيت گزارشهاي آنان نيز زير سوال ميرود. اين نگراني نيز بارها از سوي بنياد پوينتر که يکي از سازمانهاي بزرگ رسانهاي است، مطرح شده است.
با اين حال به يمن حضور اين خبرنگاران و همراهي آنان با واحدهاي نظامي است که در جنگ عراق شاهد گزارش ها و تصاويري هستيم که در مقايسه با گزارشها و تصاوير جنگ افغانستان چه از نظر فراواني و چه از نظر کيفيت بسيار متفاوت هستند. تعداد گزارشها و تصاويري که يه صورت زنده از صحنههاي جنگ پخش مي شود در مقايسه با جنگهاي گذسته بسيار چشمگير است.
[External Link Removed for Guests]