اهواز توسط انگليسيها به ايران فروخته شده
ارسال شده: پنجشنبه ۲۱ تیر ۱۳۸۶, ۱۲:۰۶ ق.ظ
[External Link Removed for Guests] .baztab1.net/news/71210.php
نرمش در جزاير سهگانه و ادعاي عجيب سعوديها درباره اهواز!
برخي نرمشها درباره جزاير سهگانه منجر به گستاخي برخي منابع سعودي شده و روزنامه «الجزيره» عربستان در تحليل تازهاي مدعي شد اهواز توسط انگليسيها به ايران فروخته شده است!
۲۰ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۱۰ تعداد بازديد: 4606 كد خبر:
برخي نرمشها درباره جزاير سهگانه منجر به گستاخي برخي منابع سعودي شده و روزنامه «الجزيره» عربستان در تحليل تازهاي مدعي شد اهواز توسط انگليسيها به ايران فروخته شده است!
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، اين روزنامه چاپ رياض، روز دوشنبه در يادداشتي با ژست ضداستعماري و ضدانگليسي، با اشاره به اين ادعا نوشت: آيا نيروهاي استعمارگر حق دارند دولت ديگري را اشغال كرده و جزئي از زمينهاي دولت تحت استعمار خود را به دولت ديگري بفروشند؟
نويسنده ميافزايد: قانون به هيچ نيرويي اجازه نميدهد كه زميني را اشغال كرده يا به استعمار خويش درآورد و يا دولت ديگري وضع آن زمين را تغيير دهد. طبق قانون، تمام اقدامات استعمارگران و حاميان آنها كه باعث ميشود نيروهايي امور منطقهاي را اداره كنند يا دولتها را تغيير دهند، موقتي است و پس از استعمار، اقدامات باطل استعمارگران پايدار نميماند. همان گونه كه بسياري از نيروهاي سلطهجو بر زمينهايي تنها با اشغال و نيروي نظامي يا تباني و خريد سيطره پيدا كردند و آنها را جدا كردند.
وي براي نمونه به سه جزيره ايران اشاره ميکند و ميگويد: جزاير سه گانه امارات عربي: تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسي كه به گفته محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت خارجه ايران، در سال 1970، هنگامي كه انگليس ساحل خليج عربي! را همانند پادشاهي عمان و دولت امارات عربي و قطر و بحرين به استعمار گرفته بود، شاه ايران، رضا پهلوي، آنها را از انگليس خريد!
نويسنده آنچنان ناشيانه جملاتي را به سخنگوي وزارت خارجه ايران نسبت ميدهد كه حتي نام شاه سابق ايران در سال ۱۹۷۰ را غلط عنوان ميكند.
وي سپس ميافزايد: البته اين ادعا كه انگليس اين سه جزيره را به شاه ايران فروخته، پذيرفته نيست. چون انگليس حق ندارد جزئي از وطن و اراضي را كه حق تصرف در آن را ندارد، بفروشد و بنابراين ورثه شاه ايران و حكام ايراني نميخواهند موضوع بازگشت جزاير سهگانه امارات را به محاكم جهاني ارجاع دهند، حال آنكه دولت امارات عربي چنين خواستهاي دارد و حكم قانون هم در اين زمينه روشن است.
اين نويسنده در ادامه ميگويد: سرپيچي حكومت ايران و عدم موافقت آن براي تحكيم دولتها، به خاطر ترس از سر باز كردن قضيه سيطره دولت ايران در عهد شاهنشاهي بر مناطق عربي ديگر مانند امارت «احواز»! است كه آن را هم انگليسيها به شاه ايران فروختند و امير آنها «شيخ خزعل» پس از يك مهماني كه در كشتي جنگي انگليسي برگزار شد، آن را تسليم كرد و تاريخ اين ماجرا دور نيست، همان زماني كه قبايل عربي مثل بني كعب پس از نيرنگ انگليسيها به اميرشان، خود را به ايران ضميمه كردند.
نويسنده خيالپرداز در پايان نتيجه ميگيرد كه: پس آيا ايرانيان از اينكه قضيه جزاير سه گانه امارات در محاكم جهاني گشوده شود و نتيجه آن همانند قضيه عروبت بحرين به سود دولت امارات عربي رقم خورد، ميترسند؟ يا ميترسند قضيه سلطه بر شهر عربي «احواز»! باز شود و براي همين، ايران سرپيچي ميكند و به هر كسي كه براي اعاده حق خود همانند مطالبات دائمي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج عربي! تلاش كند، تهاجم ميكند؟
در حال حاضر انگيزه هاي سياسي سعودي ها، آنچنان آنان را از واقعيات دور كرده است كه حتي فرصت آن كه سري به تواريخ عمومي خودشان هم بزنند، ندارند. همه مي دانند كه وقتي حضرت محمد (ص) مبعوث شدند، نه تنها سواحل جنوبي خليج فارس زير سلطه ساساني ها بود، بلكه يمن هم زير سلطه ايرانيان بود. آن زمان عربها هيچ دولتي نداشتند. بعدها هم هميشه سواحل جنوبي خليج فارس و از جمله جزائر سهگانه زير نظر دولتي بود كه در ايران حكومت مي كرد.
مثلا زمان آل بويه تمام منطقه سواحل از بصره تا بحرين و عمان زير نظر دولت آل بويه بود. در دورههاي بعد هم سلجوقي ها و دولتهاي محلي ايراني در شيراز و بهبهان بر آن ناحيه حكومت مي كردند. دولت مشعشعي هم كه دولتي ايراني و مستقر در شوشتر و دزفول بود، بر اين مناطق تا بصره تسلط داشت. زمان شاه اسماعيل دولت مشعشعي به دولت صفوي پيوست. جالب است بدانيم كه قرنها عربها حتي يك دولت محلي هم نداشتند و زير سلطه ايراني ها يا عثماني ها بودند.
زماني كه عثماني ها به عراق آمدند، هيچ مرز مشخصي نبود. آنان با زور تلاش كردند اين منطقه را از تسلط ايران خارج كنند. قبل از عثماني ها قراقويونلوها و آق قويونلوها كه در تبريز دولت داشتند، حتي بغداد را هم زير نظر خود داشتند. در دوره ايلخانان هم بغداد پايتخت زمستاني آنها بود. زماني هم كه دولت عثماني مستقر شد، مرز ايران و عثماني كاملا معين بوده و هيچ گاه در هيچ زماني خوزستان از ايران جدا نبوده است.
از ابتداي صفويه به اين سوي تقريبا مرزها مشخص شد. شيخ خزعل هم يك ايراني بود و خودش در خرمشهر بود. او رهبر يك قبيله محلي بود و زماني كه انگليسي ها آمدند و مثل حالا كه دولتهاي عربي را بازي مي دهند، روساي عشاير را هم بازي مي دانند هر يك از روساي قبايل ايراني در خوزستان تلاش مي كرد با آنها كنار بيايد. زماني انگليسي ها به اين نتيجه رسيدند كه رضاشاه را سر كار بياورند و بساط عشايري را برچينند. همين امر سبب شد تا آنها نه تنها خزعل را بلكه روساي بختياري و ديگران هم از ميدان بيرون كنند و همه چيز را به دست دولت مركزي دادند.
معناي اين كار اين نبود كه مثلا اهواز به رضا شاه فروخته شده است. نويسنده نادان آن مقاله اصلا تاريخ نمي داند. حالا كه اينها در پرتو دولت امريكا و انگليس به نان و نوايي رسيدهاند فكر مي كنند ميتوان هر لاطائلي را به زبان جاري كرد. داستان اين حرفها مثل همان دروغ بزرگ خليج عربي است كه تا سه دهه قبل هرچه خودشان نقشه چاپ مي كردند خليج فارسي مي نوشتند، اما يك مرتبه شروع به تحريف كردند.
آنها تنها بايد بدانند كه اگر همين آمريكا و بوش پدر به كمكشان نيامده بودند، صدام همه را بلعيده بود و فرصت اين اظهار نظرها را پيدا نميكردند.
البته به نظر ميرسد وهابيون نژادپرست دلشان براي اعراب هم نميسوزد.والا چرا بايد روحاني محبوب عرب اهوازي را مقابل خانهاش به قتل ميرسا
[External Link Removed for Guests] .baztab1.net/news/71210.php
نرمش در جزاير سهگانه و ادعاي عجيب سعوديها درباره اهواز!
برخي نرمشها درباره جزاير سهگانه منجر به گستاخي برخي منابع سعودي شده و روزنامه «الجزيره» عربستان در تحليل تازهاي مدعي شد اهواز توسط انگليسيها به ايران فروخته شده است!
۲۰ تير ۱۳۸۶ - بعد از ظهر ۱۹:۱۰ تعداد بازديد: 4606 كد خبر:
برخي نرمشها درباره جزاير سهگانه منجر به گستاخي برخي منابع سعودي شده و روزنامه «الجزيره» عربستان در تحليل تازهاي مدعي شد اهواز توسط انگليسيها به ايران فروخته شده است!
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، اين روزنامه چاپ رياض، روز دوشنبه در يادداشتي با ژست ضداستعماري و ضدانگليسي، با اشاره به اين ادعا نوشت: آيا نيروهاي استعمارگر حق دارند دولت ديگري را اشغال كرده و جزئي از زمينهاي دولت تحت استعمار خود را به دولت ديگري بفروشند؟
نويسنده ميافزايد: قانون به هيچ نيرويي اجازه نميدهد كه زميني را اشغال كرده يا به استعمار خويش درآورد و يا دولت ديگري وضع آن زمين را تغيير دهد. طبق قانون، تمام اقدامات استعمارگران و حاميان آنها كه باعث ميشود نيروهايي امور منطقهاي را اداره كنند يا دولتها را تغيير دهند، موقتي است و پس از استعمار، اقدامات باطل استعمارگران پايدار نميماند. همان گونه كه بسياري از نيروهاي سلطهجو بر زمينهايي تنها با اشغال و نيروي نظامي يا تباني و خريد سيطره پيدا كردند و آنها را جدا كردند.
وي براي نمونه به سه جزيره ايران اشاره ميکند و ميگويد: جزاير سه گانه امارات عربي: تنب بزرگ و تنب كوچك و ابوموسي كه به گفته محمدعلي حسيني، سخنگوي وزارت خارجه ايران، در سال 1970، هنگامي كه انگليس ساحل خليج عربي! را همانند پادشاهي عمان و دولت امارات عربي و قطر و بحرين به استعمار گرفته بود، شاه ايران، رضا پهلوي، آنها را از انگليس خريد!
نويسنده آنچنان ناشيانه جملاتي را به سخنگوي وزارت خارجه ايران نسبت ميدهد كه حتي نام شاه سابق ايران در سال ۱۹۷۰ را غلط عنوان ميكند.
وي سپس ميافزايد: البته اين ادعا كه انگليس اين سه جزيره را به شاه ايران فروخته، پذيرفته نيست. چون انگليس حق ندارد جزئي از وطن و اراضي را كه حق تصرف در آن را ندارد، بفروشد و بنابراين ورثه شاه ايران و حكام ايراني نميخواهند موضوع بازگشت جزاير سهگانه امارات را به محاكم جهاني ارجاع دهند، حال آنكه دولت امارات عربي چنين خواستهاي دارد و حكم قانون هم در اين زمينه روشن است.
اين نويسنده در ادامه ميگويد: سرپيچي حكومت ايران و عدم موافقت آن براي تحكيم دولتها، به خاطر ترس از سر باز كردن قضيه سيطره دولت ايران در عهد شاهنشاهي بر مناطق عربي ديگر مانند امارت «احواز»! است كه آن را هم انگليسيها به شاه ايران فروختند و امير آنها «شيخ خزعل» پس از يك مهماني كه در كشتي جنگي انگليسي برگزار شد، آن را تسليم كرد و تاريخ اين ماجرا دور نيست، همان زماني كه قبايل عربي مثل بني كعب پس از نيرنگ انگليسيها به اميرشان، خود را به ايران ضميمه كردند.
نويسنده خيالپرداز در پايان نتيجه ميگيرد كه: پس آيا ايرانيان از اينكه قضيه جزاير سه گانه امارات در محاكم جهاني گشوده شود و نتيجه آن همانند قضيه عروبت بحرين به سود دولت امارات عربي رقم خورد، ميترسند؟ يا ميترسند قضيه سلطه بر شهر عربي «احواز»! باز شود و براي همين، ايران سرپيچي ميكند و به هر كسي كه براي اعاده حق خود همانند مطالبات دائمي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج عربي! تلاش كند، تهاجم ميكند؟
در حال حاضر انگيزه هاي سياسي سعودي ها، آنچنان آنان را از واقعيات دور كرده است كه حتي فرصت آن كه سري به تواريخ عمومي خودشان هم بزنند، ندارند. همه مي دانند كه وقتي حضرت محمد (ص) مبعوث شدند، نه تنها سواحل جنوبي خليج فارس زير سلطه ساساني ها بود، بلكه يمن هم زير سلطه ايرانيان بود. آن زمان عربها هيچ دولتي نداشتند. بعدها هم هميشه سواحل جنوبي خليج فارس و از جمله جزائر سهگانه زير نظر دولتي بود كه در ايران حكومت مي كرد.
مثلا زمان آل بويه تمام منطقه سواحل از بصره تا بحرين و عمان زير نظر دولت آل بويه بود. در دورههاي بعد هم سلجوقي ها و دولتهاي محلي ايراني در شيراز و بهبهان بر آن ناحيه حكومت مي كردند. دولت مشعشعي هم كه دولتي ايراني و مستقر در شوشتر و دزفول بود، بر اين مناطق تا بصره تسلط داشت. زمان شاه اسماعيل دولت مشعشعي به دولت صفوي پيوست. جالب است بدانيم كه قرنها عربها حتي يك دولت محلي هم نداشتند و زير سلطه ايراني ها يا عثماني ها بودند.
زماني كه عثماني ها به عراق آمدند، هيچ مرز مشخصي نبود. آنان با زور تلاش كردند اين منطقه را از تسلط ايران خارج كنند. قبل از عثماني ها قراقويونلوها و آق قويونلوها كه در تبريز دولت داشتند، حتي بغداد را هم زير نظر خود داشتند. در دوره ايلخانان هم بغداد پايتخت زمستاني آنها بود. زماني هم كه دولت عثماني مستقر شد، مرز ايران و عثماني كاملا معين بوده و هيچ گاه در هيچ زماني خوزستان از ايران جدا نبوده است.
از ابتداي صفويه به اين سوي تقريبا مرزها مشخص شد. شيخ خزعل هم يك ايراني بود و خودش در خرمشهر بود. او رهبر يك قبيله محلي بود و زماني كه انگليسي ها آمدند و مثل حالا كه دولتهاي عربي را بازي مي دهند، روساي عشاير را هم بازي مي دانند هر يك از روساي قبايل ايراني در خوزستان تلاش مي كرد با آنها كنار بيايد. زماني انگليسي ها به اين نتيجه رسيدند كه رضاشاه را سر كار بياورند و بساط عشايري را برچينند. همين امر سبب شد تا آنها نه تنها خزعل را بلكه روساي بختياري و ديگران هم از ميدان بيرون كنند و همه چيز را به دست دولت مركزي دادند.
معناي اين كار اين نبود كه مثلا اهواز به رضا شاه فروخته شده است. نويسنده نادان آن مقاله اصلا تاريخ نمي داند. حالا كه اينها در پرتو دولت امريكا و انگليس به نان و نوايي رسيدهاند فكر مي كنند ميتوان هر لاطائلي را به زبان جاري كرد. داستان اين حرفها مثل همان دروغ بزرگ خليج عربي است كه تا سه دهه قبل هرچه خودشان نقشه چاپ مي كردند خليج فارسي مي نوشتند، اما يك مرتبه شروع به تحريف كردند.
آنها تنها بايد بدانند كه اگر همين آمريكا و بوش پدر به كمكشان نيامده بودند، صدام همه را بلعيده بود و فرصت اين اظهار نظرها را پيدا نميكردند.
البته به نظر ميرسد وهابيون نژادپرست دلشان براي اعراب هم نميسوزد.والا چرا بايد روحاني محبوب عرب اهوازي را مقابل خانهاش به قتل ميرسا
[External Link Removed for Guests] .baztab1.net/news/71210.php