هفت خطبه مولونا
ارسال شده: چهارشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۰:۴۵ ب.ظ
مجالس سبعه چنانکه از نامش پيداشت - از هفت خطبهي يا هفت مجلس پندگفتمان جلال الدين رومي گردآوري شده است. اين هفت مجلس را شاگردان مولانا گردآوري نمودهاند و امروز به دست ما رسيده است. به علاوه مجالس سبعه٬ از مولانا دو آثار منثور ديگر به زبان پارسي نيز کشف شده است. يکي کتاب فيه ما فيه است و ديگري مکتوبات(نامههاي) مولانا است.
اميدوارم در اين جستار با ياري دوستان ديگر از کتاب مجالس سبعه بهره ببريم . برخي جاها نيز جملههاي عربي آمده است و اين نشان ميدهد که چگونه مولانا با بهره برداري از قرآن و حديث و همچنين ادبيات فارسي مثال سنائي و عطار و خرقاني.. و همچنين آثار پدرش و شمس و سيد برهان الدين ترمذي٬ خطبههاي پختهاي را به يارانش ميفرمود.
---------------------------------------------------------------------
بخشي از آغاز خطبهي نخستين:
ملکا و پادشاها! آتشهاي حرص ما را به آب رحمت خويش بنشان. جان مشتاقان را شراب وحدت بچشان. ضمير دل ما را به انوار معرفت و اسرار وحدت, منوٌِر و روشن دار. دامهاي اميد ما را که در صحراي وسعت رحمت تو باز گشاده ايم به مرغان سعادت و شکارهاي کرامت مشرف و مکرم گردان, آه سحرگاه سوختگان راه را به سمع قبول و عاطفت استماع کن. دود دل بيدلان را که از سوز فراق آن مجمع ارواح, هر دم آن دود بر تابخانهي فلک بر مي آيد, به عطر وصال معطر گردان. قال و قيل ما را و گفت و شنود ما را که چون پاسبانان بر بام سلطنت عشق, چوبک ميزنند از اجراي "يوفيهم اجورهم بغير حساب( قران 35-30: خدا پاداش ايشان را بتماني ميدهد و از فضل خويش بيشتر هم دهد)" نصيب مدام بخشش فرما. قال ما را خلاصه ي حال گردان. حال ما را از شرفات قال درگذران. ما را از دشمنکامي هر دو جهان نگاه دار. آنچه دشمنان ميخواهد بر ما, از ما دور دار. آنچه دوستان ميخواهند و گمان ميبرند, ما را عاليتر و بهتر از آن گردان. اي خزانهي لطف تو بي پايان و اي درياي با پهناهي با کرم تو بيکران.
اميدوارم در اين جستار با ياري دوستان ديگر از کتاب مجالس سبعه بهره ببريم . برخي جاها نيز جملههاي عربي آمده است و اين نشان ميدهد که چگونه مولانا با بهره برداري از قرآن و حديث و همچنين ادبيات فارسي مثال سنائي و عطار و خرقاني.. و همچنين آثار پدرش و شمس و سيد برهان الدين ترمذي٬ خطبههاي پختهاي را به يارانش ميفرمود.
---------------------------------------------------------------------
بخشي از آغاز خطبهي نخستين:
ملکا و پادشاها! آتشهاي حرص ما را به آب رحمت خويش بنشان. جان مشتاقان را شراب وحدت بچشان. ضمير دل ما را به انوار معرفت و اسرار وحدت, منوٌِر و روشن دار. دامهاي اميد ما را که در صحراي وسعت رحمت تو باز گشاده ايم به مرغان سعادت و شکارهاي کرامت مشرف و مکرم گردان, آه سحرگاه سوختگان راه را به سمع قبول و عاطفت استماع کن. دود دل بيدلان را که از سوز فراق آن مجمع ارواح, هر دم آن دود بر تابخانهي فلک بر مي آيد, به عطر وصال معطر گردان. قال و قيل ما را و گفت و شنود ما را که چون پاسبانان بر بام سلطنت عشق, چوبک ميزنند از اجراي "يوفيهم اجورهم بغير حساب( قران 35-30: خدا پاداش ايشان را بتماني ميدهد و از فضل خويش بيشتر هم دهد)" نصيب مدام بخشش فرما. قال ما را خلاصه ي حال گردان. حال ما را از شرفات قال درگذران. ما را از دشمنکامي هر دو جهان نگاه دار. آنچه دشمنان ميخواهد بر ما, از ما دور دار. آنچه دوستان ميخواهند و گمان ميبرند, ما را عاليتر و بهتر از آن گردان. اي خزانهي لطف تو بي پايان و اي درياي با پهناهي با کرم تو بيکران.