زندگي دوباره و از كجا؟؟؟
ارسال شده: پنجشنبه ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۳:۵۸ ب.ظ
ايا تا كنون فكر كرده ايد كه اگر زندگي را دوباره اغاز كنيد چه كارهايي را دوست داريد انجام دهيد؟
نشريه ي ريدر دايجست طي يك نظر سنجي در كشورهاي اروپايي و امريكايي
مطالبي را در اين باره از قول افراد مختلف نوشته است:
_اوقات بيشتري را در كنار خانواده مي گذراندم.كمتر به تلويزيون توجه مي كردم
و بيشتر حواس و توجهم را جلب همسر و فرزندانم مي كردم.
_زمان بيشتري را با والدين و پدر و مادر بزرگم مي گذراندم و به خواسته هاي انان
جامعه ي عمل مي پوشاندم.
_به دوستانم اهميت مي دادم. حداقل يكبار انان را به خانه ام دعوت مي كردم
حتي اگر زندگيم نا مرتب مي بود و مواد غذايي انچناني نمي داشتم.
_به سلامتي خود بيشتر از هر چيز اهميت مي دادم.وقتي بيمار مي شدم در
خانه استراحت مي كردم و كار را در درجه ي دوم زندگي قرار مي دادم.
_جملات(دوستت دارم) و (ببخشيد) را به ويژه براي خانواده ام بيشتر به كار مي بردم.
_با بچه هايم به پارك مي رفتم و روي چمن ها با انان بازي مي كردم.
_به فكر سلامتي روح خود مي بودم و از لحظه لحظه ي زندگي خود لذت مي بردم.
_به همه لبخند مي زدم و در سلام كردن پيشي مي گرفتم.
_هميشه شاكر خداوند مي بودم و اوقاتي از روز را به عبادت و نيايش با خدا مي پرداختم.
_.................
شما چطور؟اگر دوباره زندگي را اغاز مي كرديد چه كار هايي انجام مي داديد؟؟؟
نشريه ي ريدر دايجست طي يك نظر سنجي در كشورهاي اروپايي و امريكايي
مطالبي را در اين باره از قول افراد مختلف نوشته است:
_اوقات بيشتري را در كنار خانواده مي گذراندم.كمتر به تلويزيون توجه مي كردم
و بيشتر حواس و توجهم را جلب همسر و فرزندانم مي كردم.
_زمان بيشتري را با والدين و پدر و مادر بزرگم مي گذراندم و به خواسته هاي انان
جامعه ي عمل مي پوشاندم.
_به دوستانم اهميت مي دادم. حداقل يكبار انان را به خانه ام دعوت مي كردم
حتي اگر زندگيم نا مرتب مي بود و مواد غذايي انچناني نمي داشتم.
_به سلامتي خود بيشتر از هر چيز اهميت مي دادم.وقتي بيمار مي شدم در
خانه استراحت مي كردم و كار را در درجه ي دوم زندگي قرار مي دادم.
_جملات(دوستت دارم) و (ببخشيد) را به ويژه براي خانواده ام بيشتر به كار مي بردم.
_با بچه هايم به پارك مي رفتم و روي چمن ها با انان بازي مي كردم.
_به فكر سلامتي روح خود مي بودم و از لحظه لحظه ي زندگي خود لذت مي بردم.
_به همه لبخند مي زدم و در سلام كردن پيشي مي گرفتم.
_هميشه شاكر خداوند مي بودم و اوقاتي از روز را به عبادت و نيايش با خدا مي پرداختم.
_.................
شما چطور؟اگر دوباره زندگي را اغاز مي كرديد چه كار هايي انجام مي داديد؟؟؟

