صفحه 1 از 1
مرصاد جواب همه خيانتها را داد
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۹:۰۸ ب.ظ
توسط Fariborz
مرصاد جواب همه خيانتهاي منافقان به ملت و نظام اسلامي را داد
هر وقت سخن از مرصاد و عمليات بزرگ آن به ميان ميآيد بر نقش مهم و تاثيرگذار تيزپروازان هوانيروز کرمانشاه تاکيد ميشود، سهمي که هوانيروز در زمينگير کردن نيروهاي منافقين در مرصاد داشت به اندازهاي است که هيچ کس توان ضعيف جلوه دادن آن را نخواهد داشت.
سرهنگ خلبان فريدون خسروي، جانشين پايگاه هوانيروز کرمانشاه در گفتوگو با خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، منطقه کرمانشاه با گراميداشت ياد و خاطره شهداي هشت سال دفاعمقدس به ويژه شهداي عمليات مرصاد،نوع عمليات مرصاد را به لحاظ نظامي جزو عملياتهاي عقبنشيني اختياري دانست و در تشريح آن گفت: در اين تاکتيک نيروهاي خودي با اختيار و اراده خود و با هدف قرار دادن دشمن در موقعيتي دلخواه، مبادرت به عقبنشيني كردند.
وي با بيان اين که فرماندهان نظامي ما در عمليات مرصاد عقبنشيني اختياري را براي وارد آوردن ضربه کاريتر به منافقين انتخاب کردند، گفت: تنگه چهارزبر (مرصاد) مناسبترين منطقهاي بود که به لحاظ وجود معبري صعبالعبور امکان وارد آوردن ضربه کاري به منافقين در آن به بهترين نحو امکانپذير بود، چرا که منافقين بايد در اين اقدام اشتباه خود به کلي نابود ميشدند.
سرهنگ خسروي افزود: اگر اين اقدام در محل ديگري انجام ميگرفت به طور حتم از اين حجم از تاثيرگذاري برخوردار نميبود و اين امکان وجود داشت که منافقين بتوانند به راحتي در دشتهاي اطراف پراکنده و راه نفوذ ديگري به کرمانشاه داشته باشند.
وي به نقش مهم و تأثيرگذار هوانيروز در عمليات مرصاد تأکيد کرد و با اشاره به فرماندهي شايسته شهيد سپهبد صيادشيرازي در آن تصريح کرد: هوانيروز در مرحله اول با شناسايي وضعيت موجود، اصليترين نقش را در زمينگير و مسدود کردن راه منافقان انجام داد به نحوي که هليکوپترهاي شکاري کبري با هدف قرار دادن تانکهاي و ادوات نظامي منافقين در ابتداي گردنه چهارزبر، اصلي ترين عامل پيشروي منافقين شدند چرا که به لحاظ سوقالجيشي منطقه، امکان حرکت را از منافقين گرفتند، زيرا گردنه مرصاد در آن زمان تنها يک معبر عبور داشت که به لحاظ دقت خلبانان شکاري در هدف قرار دادن تانکها و نقليه دشمن آنها در ابتداي اين گردنه عملا زمينگير شده و راه عبوري براي آنها باقي نماند.
سرهنگ خسروي نقش مهم ديگر هوانيروز را در هليبرد نيروهاي تيپ 45 تکاور و ديگر نيروها در پشت قواي عمل کننده منافقين عنوان و تصريح کرد: منافقين در تجاوز خود به ميهن اسلاميمان، از سمت قصرشيرين وارد کشور شده و با استفاده از ستون خودرويي شهرهاي سرپل ذهاب، کرند غرب و اسلام آبادغرب را به تصرف خود درآورده و تا ابتداي گردنه چهارزبر نيز پيشروي کرده بودند که به واسطه زمينگير شدن در اين منطقه، راه پيشروي آنها عملا سد شد و در اين مرحله بود که با تدبير شهيد صياد شيرازي يگانهايي توسط هليکوپترهاي شنوک هوانيروز به پشت نيروهاي منافقين در پشت ارتفاعات کرند، حسن آباد و ديگر ارتفاعات منطقه منتقل شده و بدين ترتيب، منافقين در محاصره نيروهاي اسلام قرار گرفتند و راه خروج و بازگشت به عراق بر روي آنها بسته شد.
وي با بيان اين مطلب که در آن زمان ستاد عملياتي در داخل پايگاه هوانيروز تشکيل شده بود، افزود: از نکات مهم عمليات مرصاد مستقل عمل کردن هوانيروز در اين عمليات بود که اين مهم با فرماندهي امير شهيد صياد شيرازي به خوبي انجام شد.
[External Link Removed for Guests]
سرهنگ خسروي با تاکيد بر اين که هوانيروز در عمليات مرصاد بهترين کارآيي و کيفيت را به نمايش گذاشت،ادامه داد: در مرصاد بيشتر تانکها و ادواتي که منافقين قصد نفوذ بيشتر با آنها به ايران را داشتند در عمليات هوايي منهدم و از بين رفت و اين در حالي بود که ما هيچگونه تلفاتي در هوانيروز نداشتيم و همه پروازها به سلامت به پايگاه باز گشتند.
جانشين پايگاه هوانيروز کرمانشاه، پيروزي نيروهاي اسلام در مرصاد را باعث خنثي شدن بسياري از توطئه هاي موجود بر عليه نظام جمهوري اسلامي دانست و با اشاره به اين که شکست منافقين در مرصاد فقط محدود به آنها نبود، گفت:صدام و کشورهاي غربي حامي منافقين نيز در مرصاد به لحاظ سياسي شکست سنگيني خوردند، چرا که منافقين در پشت سر خود بوق بزرگ سياسي حاميان غربي را به همراه داشتند که با شکست مفتضحانه منافقين همه اين صداها نيز تا مدتها خفه شد.
وي گفت: مرصاد به عنوان يک عمليات بزرگ در طول تاريخ دفاع مقدس مطرح است که در آن منافقين و متجاوزان به خاک ميهن اسلامي به سزاي اعمال خود رسيدند و هميشه افتخار اين دلاوري براي نيروهاي مسلح هوانيروز و مردم ايران خواهند ماند.
سرهنگ خسروي با اشاره به تاثير پيام امام راحل در اين عمليات از ايشان به عنوان «روح حرکت ملي» در کشور ياد و تصريح کرد: هر جمله امام سرنوشت جبههها را تغيير ميداد و در مواقع حساس هميشه پيامهاي ايشان راهگشاي بسياري از مشکلات موجود در جبههها بود.
وي افزود: نفس قدسي بنيانگذار کبير جمهوري اسلامي به نيروهاي عمل کننده در عمليات جاني دوباره مي بخشيد که وصف آن غيرقابل توصيف است.
سرهنگ خسروي در ادامه از شهيد سپهد علي صياد شيرازي به عنوان يکي از نخبگان نظامي دنيا ياد کرد و با اشاره به نقش مهم و تاثيرگذار اين امير رشيد اسلام در پيروزي نيروهاي عمل کننده در عمليات مرصاد اظهار داشت: يکي از عوامل مهم در پيروزي نيروهاي اسلام در عمليات مرصاد درايت و تدبير اين فرمانده بزرگ بود که در تشخيصي مناسب تنگه چهارزبر را بهترين محل براي زمين گير کردن منافقين انتخاب کرد و با اين اقدام علاوه بر سد کردن راه نفوذ آنها، منافقين را در يک محاصره قرار داد.
وي استعداد، توانايي و تدبير اين شهيد اسلام را در فرماندهي عملياتها بينظير دانست و گفت: به جرات مي توان ادعا کرد که در زمان عمليات خواب به چشمان شهيد صياد نميآمد و در عمليات مرصاد با پروازهاي مکرر از هوا فرماندهي عمليات را به عهده و ابتکار عمل را به طور کامل در دست داشت.
سرهنگ خسروي در پايان با اشاره به جايگاه فعلي منافقين، شناسايي آنها به عنوان يک گروهک تروريستي را نشانه در جايگاه ضعف قرار گرفتن آنها دانست و تصريح کرد: مرصاد منافقين را به سزاي اعمالشان رساند و جواب همه خيانتکاري آنها به ملت و نظام جمهوري اسلامي را داد به نحوي که امروز منافقين به لحاظ نظامي و شبه نظامي از هيچ جايگاهي برخوردار نيستند.
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: سهشنبه ۲ مرداد ۱۳۸۶, ۱۰:۱۶ ب.ظ
توسط Fariborz
تحليلى بر حماسه غرورآفرين مرصاد
اشاره:
در ايام آغاز عمليات غرورآفرين مرصاد قرار داريم. عملياتى که در نتيجه آن تارو پود جريان نفاق در هم پيچيده شد و براى هميشه به حيات ننگين آنان پايان داده شد. در گراميداشت سالروز اين حماسه بزرگ مطلب زير را تقديم حضورتان مىکنيم که براساس روايت سرتيپ جعفرى از امراى ارتش جمهورى اسلامى ايران که در صحنههاى آن حماسه بزرگ حاضر بودهاند به رشته تحرير درآمده است.
بررسى حوادث نيمه اول سال 1367 در ارتباط با جنگ ايران و عراق به خوبى نشان مىدهد که از نظر نظامى دشمن با حمايتهاى مستقيم و غيرمستقيم و همه جانبه توان قابل ملاحظهاى يافته و در مقابل محاصره اقتصادى و نظامى موجب کاهش نسبى توان نظامى ايران گرديد. در چنين شرايطى با دخالت آمريکا در جنگ و سرنگونى هواپيماى مسافربرى ايرانى در اوايل تيرماه سال 67 تهاجم دشمن آغاز شد و در کمتر از سه ماه تمام مناطق تصرف شده توسط ايران را بازپس گرفت. فعل وانفعالات نظامى نهايتا موجب اقدام شجاعانه و تدبير حکيمانه رهبر انقلاب اسلامى امام خميني(ره) مبنى بر پذيرش قطعنامه گرديد. دشمن که احساس مىکرد مواضع نظامى ايران در حالت ضعف قرار دارد، بعد از پذيرش قطعنامه اقدام به دو حمله سراسرى در منطقه عملياتى جنوب و غرب کشور نمود. در جنوب مجددا تا دروازه اهواز پيشروى کرد اما حضور رئيس جمهور وقت (مقام معظم رهبري) در اهواز واعلان باقىماندن در منطقه تا عقب راندن دشمن باعث شد تا نه تنها سيل نيروهاى مردمى به سوى جبهه سرازير شود، بلکه نيروهاى نظامى نيز سريع خود را بازسازى نموده و با حمله به دشمن بيش از 300 دستگاه تانک و نفربر را منهدم نموده و يا غنيمت گرفته و صدها نفر از دشمن را به اسارت درآورده و آنها را مجبور به عقبنشينى تا خطوط مرزى نمودند.
در منطقه غرب نيز که دشمن قصد پيشروى داشت نيروهاى آماده منافقين را به طرف ايران گسيل نمود و با پروازهاى بالگردها و هواپيماهاى نظامي، پشتيبانى مستقيمى را از ستون نظامى منافقين انجام داد.
[External Link Removed for Guests]
منافقين و پيشروى براى فتح تهران
ستون نظامى منافقين بعد از عبور از مرز به سمت شهر اسلامآباد حرکت نمود. در بين مسير مقاومتهاى موردى توسط نيروهاى پراکنده در منطقه صورت گرفت از جمله مقاومت در پادگان ابوذر و حماسه شهادت فرماندهان و سربازان پادگان.
ستون منافقين با درک ناصحيح از شرايط سياسى و اجتماعى داخلى ايران مغرور از پيشروى روى جاده بعد از گذشتن از اسلامآباد به طرف کرمانشاه حرکت نمود تا به اصطلاح بعد از آزادى اين شهر بتواند راه پيشروى خود را به سوى تهران هموار نمايد. در چنين شرايطى مسئولان نظامى و سياسى کشور با تدبيرى هوشمندانه توانستند عمليات غرورآفرين مرصاد را طراحى و با فرماندهى امير سرافراز ارتش جمهورى اسلامى ايران، سپهبد شهيد على صياد شيرازى و با شرکت يگانهاى ارتش و سپاه پاسداران اجرا نمايند. مهمترين محورهاى عمليات مذکور به طور خلاصه به شرح زير است:
1- متوقف شدن دشمن در تنگه مرصاد با حضور يگانهاى سپاه پاسداران انقلاب اسلامى و ارتش جمهورى اسلامى ايران در منطقه عملياتى با توجه به اينکه منافقين به صورت ستون و متکى بر جاده در حال حرکت بودند، ايجاد جبهه زمينى را از روبرو بسيار مشکل مىنمود، لذا بعد از توقف منافقين طراحى عمليات به طرف استفاده از برترى هوايى جهت پيدا کرد.
2- يورش بىامان، دلاورانه و پرتوان نيروى هوايى ارتش جمهورى اسلامى ايران با جنگندههاى تيزپرواز به طرف ستون نظامى منافقين آغاز گرديد. سازمان رزم دشمن در همان حملات اوليه متلاشى و نفرات پياده سراسيمه به طرف جاده و کوههاى اطراف پناه بردند.
3- هواپيمايى نيروى زمينى ارتش (هوانيروز قهرمان) با اجراى نقش اصلى خود در اين عمليات، صحنههايى از حماسه و ايثار را آفريد که بارها در طول جنگ تکرار شده بود. با استفاده از جناحين و در طول جاده و ارتفاعات مناسب اطراف جاده بالگردها موضع گرفته و به طرف ستون به هم ريخته، آتش گشودند و نفرات پياده را که در کوهها متوارى شده بودند تعقيب کرده و به هلاکت رسانده و يا به تسليم واداشتند.
[External Link Removed for Guests]
از نظر آمارى اقدامات هوانيروز به شرح زير صورت گرفته است:
ساعت پرواز:708 ساعت، حمل مجروحين 439 نفر
سورتى پرواز:727 سورتي، حمل بار و تجهيزات 239 تن
حمل نفرات: 405 نفر، مهمات مصرفى 50 تن
اقدام هوانيروز در هلىبرد تيپ 55 هوابرد، تيپ 45 تکاور و يگانهاى سپاه پاسداران در عقبه ستون زمينه را براى محاصره کامل منافقين فراهم آورد.
4- يورش و حمله يگانهاى مستقر در تنگه چهار زبر (مرصاد) به منافقين و دستگيرى نفرات متوارى دشمن.
5- بستن عقبه دشمن و جلوگيرى از فرار به طرف عراق توسط نيروهاى مردمى حاضر در منطقه و تيپ 55 هوابرد، تيپ 45 تکاور، تيپ 35 تکاور و يگانهايى از لشکر 81 زرهي. به اين ترتيب منافقين با دو راهکار روبرو بودند، يکى خودکشى و يکديگر را کشتن که تعداد قابل توجهى به اين شکل خود را به هلاکت رساندند و ديگرى تسليم شدن به نيروهاى اسلام که تعداد قابل توجهى نيز به اسارت درآمدند.
6- جهت جلوگيرى از فرار منافقين به طرف ايلام نيز، تعدادى از يگانهاى تيپ 45 از طريق زمين وارد منطقه درگيرى شده و در فرودگاه اضطرارى اسلامآباد موضع گرفتند و يگانهايى نيز با هلىبرد در ارتفاعات قلاويزان پياده شده و مسيرهاى مورد نظر را تحت کنترل قرار دادند.
7- در اين عمليات که آخرين عمليات جنگ 8 ساله محسوب مىشود علاوه بر يگانهاى نظامى از سپاه پاسداران وارتش جمهورى اسلامى ايران، نقش نيروهاى مردمى سازمان يافته و خودجوش بسيار مهم و سرنوشتساز بوده است. حمايت روحى و روانى مردم و مسئولين کشور، پشتيبانى سازمانى و غيرسازمانى در تدارک رزمندگان توسط پشتيبانى منطقه يک نيروى زمينى ارتش و گروه مخابرات 404 کرمانشاه نيز توانست نقش موثرى را در متلاشى نمودن منافقين به عمل آورد.
8- سرانجام بعد از 5 روز درگيرى آخرين گلولههاى شليک شده در 8 سال دفاع مقدس بر سينه دشمن پرکينه نشست و برگ زرين و افتخار ارزشمند ديگرى را براى نيروهاى مسلح و مردم اين سرزمين رقم زد تا دشمنان قسم خورده بدانند که دفاع از کيان انقلاب اسلامى و مرزهاى مقدس جمهورى اسلامى در هر زمان و مکانى مقدور بوده و بيگانه و مزدور هيچ جاى پايى در ايران نداشته و نخواهند داشت.
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: سهشنبه ۹ مرداد ۱۳۸۶, ۱۱:۳۰ ب.ظ
توسط Fariborz
عملیات مرصاد، ضربه ای مهلک بر پیکر منافقین
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: چهارشنبه ۱۰ مرداد ۱۳۸۶, ۹:۳۸ ق.ظ
توسط moh-597
روز شمار عمليات مرصاد
31/4/1366
- روزنامه نيويورك تايمز از عمليات ناوگان امريكا در محافظت از نفتكشهاي كويتي انتقار كرد و اين عمليات را در جهت حمايت از عراق دانست.
- پارسونز: "رغبت ايران براي باز نگهداشتن تنگه هرمز، بيش از عراق است"
- سفير عراق در لندن: "ما به كشتيها حمله خواهيم كرد"
- وزير نفت كويت: "نبايد عراق تنها بماند"
- به گفته بي. بي. سي، انگيزه آمريكا از محافظت از نفتكشهاي كويتي، اعاده اعتبار از دسترفته در جريان مك فارلين است.
- تبيين موضع جمهوري اسلامي در قبال خليجفارس و قطعنامه 598 در مصاحبه مطبوعاتي رييس جمهوري و سخنان نخست وزير.
- آيتالله خامنهاي: "برخورد ما با آمريكا مهلك خواهد بود."
- ميرحسين موسوي (نخست وزير): "آمريكا قطعنامه 598 را زير پا گذاشته است."
- عراق اعلام كرد كه قطعنامه 598 را پذيرفته است. سخنگوي دولت عراق: "تصويب قطعنامه 598 پيروزي سياسي براي عراق است."
- موضع محافل انقلابي لبنان صدور قطعنامه 598 سازمان ملل.
- سفر دكتر ولايتي به آلمان غربي و مذاكره با مقامات اين كشور.
- نيروهاي سازمان منافقين با پشتيباني و تحريك رژيم عراق، از طريق نوار مرزي سر پل ذهاب و قصر شيرين، تجاوز خود را با نام عمليات «فروغ جاويدان» آغاز كردند.
28/4/1367
- پذيرش قطعنامه 598 سازمان ملل از سوي ايران.
31/4/1367
-هارولد بروان: "شكستهاي اخير ايران در جنگ و اختلافات داخلي، نقش اساسي در قبول قطعنامه 598 به عهده دارد و در عين حال، تهران خود را به طور فزايندهاي مواجه با حضور امريكا در خليجفارس ميديد."
- سه روز پس از اعلام تصميم جمهوري اسلامي (28/4/1367) مبني بر پذيرش قطعنامه عزيز، هيچ اشارهاي به پذيرش قطعنامه نكرده و در عوض يك طرح صلح چند مادهاي را مطرح كرد.
- سخنگوي كاخ سفيد: امريكا معتقد است كه اكنون به عهده ايران است كه نخستين گام را در جهت عاديسازي روابط ميان واشنگتن و تهران بردارد.
- تصرف قصر شيرين و عبور از ارتفاعات سر پل ذهاب توسط عراق.
- عقبنشيني نيروهاي خودي از مناطق عملياتي ميمك و هلاله و پيشروي دشمن در مناطق تنگههايي بيجار و بيناي.
- موافقت ايران با اعزام هيأتي از ناظران سازمان ملل براي برنامهريزي نحوه اجراي آتشبس و نظارت بر اجراي آن.
2/4/1367
- فرانك كارلوچي وزير دفاع امريكا: "حضور نظامي امريكا در خليجفارس، تنها وقتي كاهش خواهد يافت كه آتشبس به خصومتها پايان دهد و معين شود كه خليجفارس براي كشتيراني امن است."
- كشته شدن ماهر عبدالرشيد، فرمانده سپاه سوم عراقي.
- سفر علياكبر ولايتي به نيويورك براي گفتگو با دبير كل سازمان ملل.
3/5/1367
- آغاز عمليات مرصاد؛ شكست پيچيدهترين ترفند دشمن و منافقين.
- رژيم عراق با به كارگيري گسترده سلاحهاي شيميايي در جبهههاي جنگ و موشكباران شهرها، توانست شرايط جنگ را به نفع خود تغيير دهد. اين در حالي بود كه كارشناسان نظامي و سياسي ايران، سرگرم بررسي و پذيرش قطعنامه 598 شوراي امنيت ملل متحد بودند و سرانجام اين قطعنامه در تاريخ 27/4/1367 از سوي جمهوري اسلامي ايران پذيرفته شد.
چهار روز پس از پذيرش قطعنامه سازمان ملل، قواي رژيم بغداد در 31/4/1367 به منظور تصرف بخشهاي از ايران، تجاوز گستردهاي را آغاز كردند؛ ولي با ايستادگي رزمندگان ايران بخش وسيعي از مناطق جنوبي كشور از خطر سقوط نجات يافت. همچنين ارتش عراق در جبهههاي مياني نيز دست به تحريكاتي زد، كه تا حدي ميتوانست براي تماميت ارضي و استقلال كشور ما خطري جاي بهشمار آيد. هدف دشمن در جبهه مياني، زمينهسازي براي هجوم سازمان مجاهدين خلق يا همان منافقين بود.
در اين جبهه، ارتش عراق با حمله به خطوط پدافندي خود، آنها را سرگرم كرده بود تا نيروي منافقين بتوانند پس از شكسته شدن خط به وسيله ارتش عراق، از نقطه ديگري حركت خود را آغاز كنند. به اين ترتيب، نيروهاي منافقين پس از تصرف جبهه نيروهاي ايراني در منطقه سر پل ذهاب به دست ارتش عراق، بدون آنكه روبهرو باشند، سوار بر خودروهاي خود، به سوي كرمانشاه حركت كردند و تا تنگه "چهارزبر" پيش آمدند. اين حركت سريع و حساب شده دشمن، طراحان جنگ و رزمندگان را عافلگير كرد. به محض رسيدن خبر هجوم منافقين و ارتش عراق به شهرهاي مختلف كشور، خيل عظيمي از نيروهاي داوطلب به سوي جبههها روانه شدند. همين امر، محاسبات دشمن را در تصرف بخشي از كشور ايران برهم زد.
در حاليكه هنوز حملات ارتش عراق در جنوب كشور قطعي نشده بود، بخشي از نيروهاي رزمنده جنوب، راهي غرب كشور شدند تا همراه مردم بسيج شوند و تحت عنوان عمليات "مرصاد"به سركوب حملات عراق و منافقين بپردازند.
عمليات مرصاد روز 5/5/1367 با رمز "يا صاحبالزمان(عجلالله تعالي وجهالشريف) ادركني" براي مقابله با حركت منافقين و بازپسگيري اشغال شده انجام گرفت.
در اين عمليات كه با فرماندهي سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و با پشتيباني هوانيروز ارتش اجرا شد، رزمندگان از سه محور چهارزبر، جاده قلاجه و جاده اسلامآباد ـ پلدختر وارد عمل شدند و نيروهاي ضد انقلاب را تا پشت نوار مرزي عقب راند؛ اما قواي ارتش عراق، ارتفاعات مرزي را همچنان در اشغال خود نگه داشتند. در عمليات مرصاد، بيش از 120 دستگاه تانك، 400 دستگاه نفربر، 240 قبضه خمپارهانداز 60 و 80 ميليمتري و 30 عراده توپ 106 ميليمتري دشمن منهدم شدند. همچنين بيش از 20 تيپ مشترك منافقين و ارتش عراق متلاشي شد و تعداد كشته و زخميهاي دشمن از مرز 4800 تن گذشت. در اين عمليات، نزديك به 1000 قبضه آر.پي.جي7، 700 قبضه تيربار كلاشينكوف، دهها دستگاه خودرو، دهها دستگاه تانك و نفربر، تعدادي تجهيزات پيشرفته الكترونيكي و مخابراتي و مقاديري اسناد درون گروهي منافقين به دست رزمندگان ايران افتاد.
3/5/1367
- بازپسگيري شهر گيلانغرب از دست نيروهاي سازمان منافقين و دشمن.
8/5/1367
- تاچر نخست وزير انگليس: "تشكليل جلسه شوراي امنيت، به روند برقراري صلح ميان ايران و عراق كمك خواهد كرد. برقراري صلح در منطقه، شكست بنيادگرايي تلقي خواهد شد."
8/5/1367
- چارلز دمن: امريكا از گروههايي كه در پي سرنگون ساختن دولت ايران از طريق زور هستند، حمايت نميكند.
21/5/1367
- انتخاب ژنرال اسلاو كايوويچ از كشور يوگسلاوي به سمت فرمانده كل گروه ناظران بر آتش بس ميان ايران و عراق.
21/5/1367
- ورود يك ديپلمات انگليسي به ايران ارزيابي امكان بهبود مناسبات با ايران.
ارسال شده: شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۳۹ ب.ظ
توسط بهنام41
همانگونه كه ميدانيد تعدادي از هوادران خارجي (اروپايي)همراه منافقين در اين عمليات شركت داشتند.
به منظور تكميل بحث عكس دو تن از هواداران چيني و فرانسوي منافقين كه در عمليات كشته شدند را مشاهده كنيد.
با استفاده از سايت سعيد شاهسوند
*
خانم سو-فان-جون چيني الاصل
[External Link Removed for Guests]
خانم آرت فرانسوي الاصل
ارسال شده: شنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۷, ۶:۴۸ ب.ظ
توسط Justice
Victoria beckham ? چی میگی یی ی ییییی
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۳۷ ق.ظ
توسط بهنام41
باعرض پوزش
اين دستگاه pcقاط داره
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۷, ۴:۴۲ ب.ظ
توسط بهنام41
براي تكميل بحث
ارتش به اصطلاح ازاديبخش !!پس از عمليات (فروغ جاودان)مرصاد اطلاعيه اي را صادر كرد و در آن به موارد زير تاكيد كرد:
كشته شدن1263نفر كه بعدا تا1304نفر افزايش يافت،ازجمله 5نفر از اعضاي هيات اجرايي و 11 نفر جانشين هيات اجرايي
1100نفر مجروح كه 11نفر از آنها فوت شدند
994 تن زخم سطحي
نابودي 612 خودرو از انواع گوناگون
نابودي 72 دستگاه تانك و زره پوش
از دست دادن 21 توپ 122 ميليمتري
از دست دادن 51 قبضه تفنگ 106 ميليمتري
تاكيد بر پيروزي!!!!! در عمليات
عمليات مرصاد نقطه پايان راه براي جنگ و منافقين
ارسال شده: یکشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۸, ۱۱:۱۶ ب.ظ
توسط CAPTAIN PILOT
خبرگزاري فارس: همزمان با پذيرش قطعنامه 598 از سوي حضرت امام (ره) تا طي مراحل قطعيت يافتن آن مجالي براي يكي از سفاكترين گروههاي تروريستي جهان با عنوان منافقين به وجود آمد كه به خيال خام خود نظام مستحكم جمهوري اسلامي ايران را ظرف سه روز ساقط كنند و... به گزارش خبرگزاري فارس از كرمانشاه اين خيال واهي نه تنها به وقوع نپيوست بلكه با لطف خدا و دلاورمردي رزمندگان و بسيجيان جان بركف دركمينگاه الهي چهارزبر، عمليات ظفرمند و غرورآفرين مرصاد، ضربه نهايي و بسيار محكم ملت ايران بر پيكره نفاق وارد و براي هميشه آنان را از خواب و خيال رويارويي با ملت قهرمان ايران ساقط كرد.
برنامه منافقين به گونهاي تدارك ديده شده بود كه در سوم مرداد ماه سال 1367 همزمان با آغاز حمله نيروهاي عراقي از منطقه جنوب ايران و در حالي كه بيشتر نگاهها و برنامه ها به آن خطه معطوف بود، نيروهاي سازمان منافقين بر اساس يك برنامه زمانبندي شده 33 ساعته با بهرهگيري از 25 تيپ! كه مجموعاً 4 تا 5 هزار نفر را تشكيل ميداد طي پنج مرحله از شهرهاي سرپل ذهاب، اسلامآباد غرب، كرمانشاه، همدان و قزوين عبور و خود را به تهران رسانده تا اعلام سقوط جمهوري اسلامي ايران را جشن بگيرند.
سخنگوي اين گروه تروريستي اهداف اين حمله را وارد آوردن تلفات هر چه بيشتر به نيروهاي ايراني و بازكردن راه براي يك انقلاب عمومي ضد امام خميني (ره) عنوان كرد.
عمليات فروغ جاويدان كه به (دروغ جاويدان) مشهور شد با پشتيباني هوايي رژيم بعثي صدام و همراهي ادوات مختلفي از جمله 120 دستگاه تانك، 400 دستگاه نفربر، 90 قبضه خمپاره انداز 80 ميليمتري، 30 قبضه توپ 122 ميليمتري، 150 قبضه خمپاره 400 ميليمتري، يك هزار قبضه تيربار كلاشينكف ، 30 قبضه توپ 106 ميليمتري و يك هزار دستگاه كاميون و تجهيزات متنوع و مختلف اهدايي صدام پشتيباني شد.
عمليات در سوم مرداد ماه 67 از سرپل ذهاب آغاز و با حمايت همه جانبه هوايي عراقيها و آتش توپخانه آنان، منافقين وارد شهرهاي سر پل ذهاب، كرند غرب و اسلامآباد غرب شده و به سمت كرمانشاه حركت كردند.
تنگه معروف و استراتژيك (چهارزبر) در 35 كيلومتري شهر كرمانشاه در مسير اسلامآباد غرب كه بعدها به تنگه مرصاد تغيير نام داد محل رويارويي سپاهيان دلير اسلام و منافقين بود.
نيروهاي دلير سپاه پاسداران انقلاب اسلامي و بسيج مردمي هميشه قهرمان با همراهي ارتش ظفرمند با طراحي عملياتي با عنوان مرصاد (كمينگاه) با رمز مبارك يا علي (ع) اجازه پيشروي تا چهار زبر را به منافقين دادند و در يك تاكتيك كاملا " مشخص و پيشبيني شده به طور همزمان در صبحگاه پنجم مرداد ماه از هوا و زمين به آنان يورش برده و طي دو روز درگيري سنگين، چهره بيآبروي منافقين را كنار زده و هيمنه پوشالي آنان را براي هميشه درهم شكستند.
با طلوع آفتاب هفتم مرداد ماه 67 اثري از منافقين باقي نماند و ياران خائن مسعود و مريم رجوي با تحمل شكست سنگين و متلاشي شدن تمام تجهيزات و ادوات جنگي و تحمل 4 هزار و 800 كشته و زخمي پا به فرار گذاشته و به عراق گريختند.
پيروزي قاطع و ظفرمندانه رزمندگان اسلام در مرصاد توان هرگونه باجخواهي را از صدام گرفت و او را مجبور كرد در 15 مرداد ماه همان سال آتش بس را پذيرفته و بر سر ميز مذاكره بنشيند.
عمليات غرورآفرين مرصاد دستاورد داخلي و خارجي بسياري براي كشور داشت كه از آن جمله ميتوان به اتحاد هر چه بيشتر نيروهاي نظامي، انتظامي و بسيج در داخل كشور، خواري و ذلت براي منافقين در سطح دنيا و قرار گرفتن آنان ليست گروهكهاي تروريستي حتي در تروريستترين كشور دنيا (امريكا)، هوشياري ملت ايران و نيروهاي مردمي، خنثي شدن تلاش مذبوهانه صدام و ايادي بعثي وي براي سهمخواهي از ايران در پاي ميز مذاكرات صلح و پذيرش قطعنامه 598، تثبيت قدرت و توان بالاي نظامي و امنيتي نظام جمهوري اسلامي در سطح منطقه و جهان و ارزيابي عكسالعمل سريع رزمندگان اسلام در برابر هرگونه تجاوز احتمالي و دهها دستاورد ديگر كه به مرور عيان ميشود، تنها بخشي از اين توفيقات بود.
عمليات مرصاد نقطه طلايي پيروزي لشگر اسلام بر كفر و نفاق بود كه با وحدت و همدلي همه نيروها تحت امر ولي فقيه و ولايت امر صورت گرفت.
امروز در شرايطي سالگرد عمليات مرصاد را گرامي ميداريم كه اين عمليات با ولادت خجسته اسطورههاي الهي ايثار، شهادت و عبادت يعني حضرت سيدالشهدا (ع)، حضرت ابوالفضل العباس (ع) و حضرت امام سجاد (ع) قرين شده و حصن ولايت كه بالاترين افتخار ايثارگران و رزمندگان اطاعت از ولي امرشان بود، امروز به دژي مستحكم، قوي و افتخارآفرين مبدل شده كه ميزان سنجش پايداري، استواري و مشروعيت و مقبوليت با اين عيار ناب سنجيده ميشود.
سرمايهاي كه حماسهآفرينان مرصاد و دهها عمليات ظفرمند ديگر براي هميشه در تاريخ به يادگار گذاردند و همواره بر تبعيت محض از فرامين ولي امر تاكيد كردند.
Re: عمليات مرصاد نقطه پايان راه براي جنگ و منافقين
ارسال شده: دوشنبه ۴ مرداد ۱۳۸۹, ۹:۵۸ ب.ظ
توسط oweiys
رویای "امروز مهران، فردا تهران" دو روزی بیشتر تا کابوس نه مهران،نه تهران فاصله نداشت؛خوابی که قرار بود در تهران تعبیر شود،در تنگه "چهار زبر" پریشان شد و نیروهای سازمان مجاهدین خلق(منافقین) با شکستی سنگین تارو مار شده و فراررا بر قرار ترجیح دادند و عقب نشینی کردند. در دو روز حضور آنها دربعضی شهرهای غربی استان کرمانشاه چنان جنایتی ثبت شد که روی سفاکان تاریخ را سفید کرد.
آیت الله هاشمی رفسنجانی مشاهدات خود را از اولین روزهای مرداد ماه 1367 چنین تصویر می کنند:« به همراه حضرت آیتالله خامنهای در یکی از قرارگاههای جنوب بودیم و قرار بر این شد که ایشان برای تمشیت امور در خوزستان بمانند و من برای سرکشی از وضعیت نیروها به جبهه غرب بروم. در مسیر خبر هجوم منافقین را در عملیاتی به نام فروغ جاویدان، که عملاً ظلمت جاویدان شد، دریافت کردم. از سفر به قلاّجه منصرف شدم و به کرمانشاه رفتم. در گوشهای از شهر مستقر شدم و در این استقرار، صحنههایی دیدم که از یک سوی نشان از عشق مردم به دفاع از وطن و از سوی دیگر نشان از خیانت گروهی خودفروخته به میهن خویش داشت که از سر پل ذهاب، کرند و اسلامآباد با پشتیبانی ارتش عراق گذشته و در مسیر اسلامآباد به کرمانشاه با نیروهای ما درگیر شدند. به قول جهانگشای جوینی که حمله مغولان را توصیف میکرد، "آمدند، سوختند و کشتند"، اما حضور برقآسای مردم رزمنده و نیروهای نظامی، به خصوص قبایل ساکن و نظامیان مستقر در منطقه نگذاشتند دو فعل آخر تاریخ جهانگشا، یعنی "بردند و رفتند" به فعلیت برسد و اینجانب به خاطر مسئولیت فرماندهی جنگ تا پایان رفع آن فتنه در کرمانشاه ماندم تا شاهد آخرین برخورد زمینی جنگهای هشت سال دفاع مقدس به اسم "مرصاد" باشم که مصداقی از "ختامه المسک" است. مسیر بین تنگه چهار زبر و گردنه حسنآباد، به همت و دلاوریهای مردم منطقه، سیل عظیم و خروشان نیروهای مردمی و به ویژه سلحشوری های مثال زدنی هوانیروز گورستانشان شد و آرزوی حاکمیت بر مردم را با خویش به گور بردند و بقایای آنان که روی برگشت به دامان وطن و خانوادههای خویش را نداشتند، آرزوهای بر باد رفته خویش را در قتل و غارت مردم عراق دیدند تا خوش خدمتی خویش به یک دیکتاتور سفاک را به کمال برسانند.»(3 مرداد 1389)
***
اما در روزهای سوم تا پنجم مرداد 67 چه گذشت؟چگونه شد که به فاصله چند روز پس از پذیرش قطعنامه 598 و آتش بس بین ایران و عراق،صد و چهارمین عملیات در طول 8 سال جنگ و هفتادمین عملیات آفندی نیروهای نظامیایران ثبت شد که از نظر طراحی،تاکتیک رزمی و اجرا آخرین عملیات بزرگ ارتش جمهوری اسلامی بود؟منافقین چه می خواستند و چه شد؟مسعود رجوی،سرکرده مجاهدین خلق(منافقین) با این تصور که پذیرش قطعنامه 598 شورای امنیت از سوی ایران، جمهوری اسلامی را از حیث نظامی در حداقل توان خود و از حیث روحیه و توان عملیاتی و تدافعی بسیار ضعیف کرده،با عملیات به قول خودشان «فروغ جاویدان» و با شعار “امروز مهران، فردا تهران”نقشه تسخیر دو روزه تهران را کشید؛مسعود رجوی حتی در جلسه توجیهی عملیات معروف به “توجیه فروغ” یا خداحافظی به محمود عطایی فرمانده محور تهران گفته بود:«وقتی که تهران را گرفتی در خیابان طالقانی به ساختمان بنیاد علوی میروی. در طبقه پنجم آنجا اتاقی است که روزی اتاق من و اشرف و موسی بوده است.آن اتاق را برای من نگه دار تا وقتی که به تهران آمدم در آنجا مستقر شوم.» و بعد خطاب به نیروها گفت:«بعد از ورود به تهران تا 48 ساعت هر کاری خواستید بکنید و هر کسی را که خواستید بکشید تا اینکه من فرمان عفو عمومی بدهم!» برخی نیروها حتی لوازم آرایش به همراه داشتند و با اقوامشان در ایران قرار گذاشته بودند.عمدتاً فرماندهان سازمان در عملیات فروغ جاویدان از ردههای بالای تشکیلاتی و غیر نظامی بودند و بعضاً اصول اولیه فرماندهی یک عملیات نظامیرا نمیدانستند. کلیه نیروهای سازمان،اعم از کادر و عضو و هوادار- به استثنای تعدادی که هدایت و پشتیبانی را به عهده داشتند- که در این عملیات شرکت کردند مجموعاً در حدود 4500 تا 5000 نفر برآورد شدهاند، که در حدود 25 درصد از آنان را زنان و دختران تشکیل میدادند.ستاد کل تحت فرماندهی مسعود و مریم رجوی و مرکب از 4 نفر ستادی و 5 نفر فرمانده محور بود؛ ستاد نظامیتحت فرماندهی مستقیم رجوی،مرکب از 7 فرمانده ستاد نظامیو 25 فرمانده تیپ رزمیبود که علاوه بر آنان،4 نفر در رده فرمانده تیپ در محور تهران سازماندهی شده بودند.هر تیپ شامل 160 تا 180 نیرو مرکب از دو گردان پیاده،یک گردان تانک،یک گردان ادوات،یک گردان ارکان،یک گروهان پشتیبانی رزمی و یک دفتر بود که هر گردان پیاده شامل 50 نفر میشد که در 5 دسته 10 نفره سازماندهی شده بودند. تجهیزات سازمان 120 تانک سبک کاسکا و پل برزیلی، 40 نفربرPMP،30 توپ 122 میلیمتری،حدود 240 خمپاره،1000 آرپی جی هفت،700 تیربار،20 توپ 106 میلیمتری، 60 مسلسل دوشکا و حدود 1000 خودرو به همراه پشتیبانی هواپیماهای عراقی بود.
***
طبق زمانبندی نیروهای منافقین- متشکل از نیروهای ارتش آزادیبخش،هواداران اروپایی که به سازمان پیوسته بودند و جمعی از اسرای ایرانی- که بهصورت ستونی به راه افتاده بودند،میبایست ساعت 6 بعد از ظهر روز دوشنبه 3 مرداد به کرند و ساعت 8 شب به اسلام آباد و 10 شب به کرمانشاه میرسیدند و در این شهر جمهوری دموکراتیک اسلامیاعلام میکردند و با پشتیبانی نیروی هوایی عراق راهی تهران میشدند. اما از آن جمهوری دموکراتیک اسلامی،صحنه هایی دهشتناک از کشتار بجا ماند،و به تعبیر هاشمی رفسنجانی شبیه حمله مغول بود؛روایت یکی از جداشدگان منافقین چنین است:«استراتژی سازمان در عملیات فروغ استراتژی "پرچم نظامی» بود. یعنی هر کس که جلوی شما را گرفت او را بکشید و این «هر کس» یعنی پاسدار. یکی از دوستان تعریف میکرد که تعدادی از نیروهای پاسدار را در عملیات فروغ اسیر کردیم و آنها را با دست بسته در گوشهای نگه داشتیم. هوا خیلی گرم بود و آنها بسیار تشنه بودند. یکی از افراد پیش فرمانده گردان «عبد الوهاب فرجی» (افشین) رفت و از او پرسید با این اسرا چه کار کنیم؟ افشین که علاقه زیادی به کلت داشت اسلحهاش را بیرون آورد و با اشاره گفت همه آنها را این طور آب بدید. با اشاره افشین، همه اسرا تیرباران شدند و اجساد آنها روی هم ریخته شد و از آن عکس گرفتند. این عکس تا مدتها به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای عملیات فروغ جاویدان در جلسات معرفی میشد.»( تشریح عملیات مرصاد به روایت هادی شعبانی،عضو گروهک منافقین-خبرگزاری فارس)
در حالی که اغلب یگانهای نظامیایران در جبهه جنوب مستقر بودند، مهاجمان تا تنگه چهارزبر(بین اسلامآباد و کرمانشاه) پیشروی کردند؛تنگهای که درگیری اصلی در آنجا رخ داد و پس از آن اسمش را گذاشتند تنگه مرصاد. شهید علی صیاد شیرازی برای مقابله با ستونهای نظامی منافقین پیشنهاد داد از هوانیروز استفاده شود؛اما مشکل اصلی از همانجا شروع شد؛خودی و غیر خودی در هم آمیخته بود:«من به آقای شمخانی که آن وقت معاون عملیاتی در ستاد کل بود گفتم: زنگ بزن به فرمانده هوانیروز،خلبانها ساعت 5 صبح آماده شوند، من میروم توجیهشان میکنم.(از زمین که کسی را نداریم) با خلبانان حمله میکنیم.ایشان به فرمانده هوانیروز زنگ میزند،میگوید: من شمخانی هستم. فرمانده هوانیروز میگوید: من به آقای شمخانی ارادت دارم، ولی از کجا بفهمم که پشت تلفن شمخانی باشد،منافق نباشد؟»(خاطرات صیاد شیرازی)
صیاد چون تجربه ماموریتهای زیادی با خلبانها را داشت،اکثرشان را میشناخت و در نهایت خلبان انصاری صدایش را شناخت و قرار و مدار گذاشته شد:«5 صبح ما رفته بودیم؛همه خلبانها توی پناهگاه آماده بودند،توجیهشان کردیم که اوضاع خراب است،دوتا هلیکوپتر جنگی کبری،یک 214 آماده بشوند و با من بیایند.اول ببینم کار را از کجا شروع کنیم؟بعد،بقیه آماده باشند تا گفتیم،بیایند.این دو تا کبری را داشتیم؛خودمان توی هلیکوپتر 214 جلو نشستیم. گفتم: همین جور سر پائین برو جلو ببینیم این منافقین کجایند. 25 کیلومتر که گذشتیم،رسیدیم به گردنه چهارزبر... یک دفعه نگاه کردم،مقابل اونور خاکریز،پشتسرهم تانک،خودرو و نفربر همین جور چسبیده و همه معلوم بود مربوط به منافقین است... معلوم شد که حدود 3 تا 4 کیلومتر طول این ستون است.به خلبان گفتم: اینها را میبینید؟ اینها دشمنند...گفتم بروید شروع کنید به زدن تا بقیه هم برسند. خلبانهای دوتا کبریها رفتند به طرف ستون،دیدم هر دویشان برگشتند.من یک دفعه داد و بیدادم بلند شد، گفتم: چرا برگشتید؟ گفتند: بابا! ما رفتیم جلو،دیدیم اینها هم خودیاند. چیچی بزنیم اینهارو؟!خوب اینها ایرانی بودند، دیگه مشخص بود که ظاهرا مثل خودیها بودند و من هر چه سعی داشتم به آنها بفهمانم که بابا! اینها منافقند،گفتند: نه بابا! خودی را بزنیم! برای ما مساله دارد؛ فردا دادگاه انقلاب، فلان.آخر عصبانی شدم،گفتم بنشین زمین. او هم نشست زمین. دیدیم حدودا 500 متری ستون زرهی نشستهایم و ما هم پیاده شدیم...گفتم: بابا! من با این درجهام مسوولم. آمدم که تو راحتبزنی؛ مسوولیت با منه. گفت: به خدا من میترسم؛من اگر بزنم،اینها خودیاند، ما را میبرند دادگاه انقلاب. حالا کار خدا را ببینید!»حین صحبت بودند که گلوله پرتاب شده از سوی نیروهای سازمان از فاصله 50 متری به زمین خورد و همین عاملی شد که صیاد ثابت کند اینها خودی نیستند: «گفتم: دیدی خودیها را؟ اینها بچه کرمانشاه بودند، با لهجه کرمانشاهی گفتند: به علی قسم الان حسابش را میرسیم. سوار هلیکوپتر شدند و رفتند.جایتون خالی. اولین راکتی که زد، کار خدا بود،اولین راکت خورد به ماشین مهماتشان.»
***
هواپیماهای ایران،تانکهای منافقین را زیر آتش گرفتند و سازمانیها مجبور به فرار شدند؛ نیروهای سپاه هم بعد از 24 ساعت از خوزستان رسیدند،نیروهای ارتش از محور ایلام پیوستند.صیاد روایت کرده که نیروهای فراری مجاهدین با خوردن سیانور خودکشی کردند:«همه اینها محاصره شدند،ولی هرچی زده بودیم،باز جایش سبز شده بود.اینان چه عذابی دیدند... بعضی از آنها فراری میشدند توی این شیارهای ارتفاعات، که شیارها بسته بود،راه نداشت،هرچه انتظار میکشیدیم، نمیآمدند. میرفتیم دنبال آنها،میدیدیم مردند.اینها همه سیانور خوردند،خودشان را کشتند. توی اینها، دخترها مثلا فرماندهی میکردند.از بیسیمها شنیده میشد: زری، زری! من بگوشم. التماس، درخواست چه بکنند؟ اوضاع برای آنها خراب بود. ما دیدیم اینها هم منهدم شدند...»
در درگیری تنگه مرصاد،نیروهای سازمان با دادن 2500 کشته زمینگیر شدند و از همانجا تصمیم به فرار گرفتند. مشکلی که نیروهای ایرانی با آن مواجه بودند تعقیب منافقین بود.آنها با قرار دادن نیروهای انتحاری در گردنههای مختلف،مقاومت جدی از خود نشان میدادند تا سایر نیروها موفق به فرار به خاک عراق شوند. این جنگ و گریز تا پل ماهی در نزدیکی سرپل ذهاب ادامه یافت ولی سازمانیها با انفجار پل ماهی مانع ادامه تعقیبشان شدند. بلافاصله پس از آزادسازی شهر اسلامآباد، یگانهای سپاه پیشروی را به سوی کرند آغاز کردند. از ساعت 7 روز 4 مرداد حملات هوانیروز باختران روی ستون سازمان شروع شد. صبح روز چهارشنبه 5 مرداد عملیات مرصاد با رمز " یاعلی بن ابی طالب (ع)" آغاز شد. نیروهای نظامیایران از دو جبهه،از طرف پادگان اللهاکبر و از منطقه جنوب اسلامآباد،به سمت اسلامآباد هجوم آوردند و مناطق غربی و جنوبی شهر را زیر فشار گذاشتند.در اولین ساعات روز چهارشنبه نیروهای ارتش آزادیبخش با امیدواری به پیشروی به سمت باختران،برای گرفتن تنگه چهارزبر به آن منطقه هجوم بردند که تلاششان ناکام ماند.غروب روز چهارشنبه درگیری تنگه چهارزبر با عقبنشینی نیروهای ارتش آزادیبخش پایان یافت و از شب پنجشنبه عقبنشینی کامل آغاز شد.
شکست منافقین باعث شد که سازمان و خط مشی آن از سوی برخی اعضای آن زیر سوال برود. اما برای جبران این مساله رجوی علت شکست و ناکامی را در خود پرسنل سازمان و بیایمانی و ضعف آنها دید و گفت: «اگر ایراد و مشکلی هست، در خود شماست. خط مشی ما مشکلی نداشته.» او اضافه کرد: «شما در تنگه چارزبر گیر نکردید. بلکه در تنگه توحید زمینگیر شدید. ضعف ایدئولوژیک شما باعث شد تا در تنگه آرزوها و خصلتها و خواستههایتان درجا بزنید.» (سازمان مجاهدین خلق، پیدایی تا فرجام، ص 327)
در عملیات مرصاد،یگانهای عملکننده ارتش مشتمل بر لشگر 81 زرهی کرمانشاه، تیپ مستقل 45 تکاور نیروی زمینی ارتش و یگانهای توپخانه، نیروی هوایی، پدافند هوایی و هوانیروز به شکلی هماهنگ به فرماندهی امیر سپهبد علی صیاد شیرازی توانستند با حداکثر استفاده از اصل غافلگیری، مجاهدین خلق را وادار به فرار کنند.
جماران
Re: مرصاد جواب همه خيانتها را داد
ارسال شده: پنجشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۹, ۱۲:۳۱ ق.ظ
توسط ali1371
Re: مرصاد جواب همه خيانتها را داد
ارسال شده: یکشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۹, ۵:۱۲ ب.ظ
توسط بوي گل ياس
ما تازه يك ماه پيش جاي شهداي گمنام تنگه ي مرصاد بوديم خيلي غريبن خيلي جاي با صفاييه من يه خاطره ي خيلي خوب تو ذهنم براي هميشه موند براي شادي روح ان عزيزان كه نه خواهري و نه برادري نه پدر مادري دارند كه بيان سر قبرشون صلوات.