لباس ملي نبايد چيز عجيب و غريبي باشد
ارسال شده: شنبه ۹ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۱:۴۲ ب.ظ
دكتر مسرت ابراهيمي، يك زنِ وبلاگنويس به موضوع «لباس ملي» پرداخته است.
به عقيده اميرابراهيمي، همين لباس محجبهاي كه بخش عمدهاي از زنان غيرچادري (روپوش و شلوار و روسری/ مقنعه) انتخاب ميكنند، ميتواند به عنوان لباس ملي براي زنان تلقي شود.
او در بخشي از يادداشت اخير خود نوشته است: ...و اما زمانی که همه نمایندگان جوش لباس ملی را میخورند، باید سوال کرد پس روپوش و شلوار و روسری چیست؟ مگر لباس ملی چه چیزی به غیر از این می تواند باشد؟ مگر نه این است که اگر در جایی از دنیا زنی با روپوش و شلوار و روسری، مقنعه ببینید فوری فکر میکنید که او ایرانی است؟ مگر لباس ملی چه چیزی بیش از این است که باید معرف یک ملت باشد. هر چند که در اوایل قرن بیست و یکم بحثی از این بیهوده تر وجود ندارد به خصوص که حتما هیچ کس به عواقب اقتصادی آن نیز کوچکترین توجهی نمی کند که اگر قرار شود 70 میلیون نفر جمعیت لباسهای خود را دور بریزد تا لباس ملی بپوشد چه عواقبی خواهد داشت! بحث لباس ملی مرا به یاد یکی از اساتید فرانسوی ایرانشناس میاندازد که هر گاه که به ایران میآید تا دربرخی از جلسات رسمی شرکت کند میگوید، بروم لباس محلی خودمان را بپوشم! که عبارت باشد از کت و شلوار و کراوات که به زعم وی این هم لباس محلی آنهاست! یعنی لباسی که معرف غربیها در محیطهای رسمی و غیر اروپائی (مثل ایران) است.
به عقيده اميرابراهيمي، همين لباس محجبهاي كه بخش عمدهاي از زنان غيرچادري (روپوش و شلوار و روسری/ مقنعه) انتخاب ميكنند، ميتواند به عنوان لباس ملي براي زنان تلقي شود.
او در بخشي از يادداشت اخير خود نوشته است: ...و اما زمانی که همه نمایندگان جوش لباس ملی را میخورند، باید سوال کرد پس روپوش و شلوار و روسری چیست؟ مگر لباس ملی چه چیزی به غیر از این می تواند باشد؟ مگر نه این است که اگر در جایی از دنیا زنی با روپوش و شلوار و روسری، مقنعه ببینید فوری فکر میکنید که او ایرانی است؟ مگر لباس ملی چه چیزی بیش از این است که باید معرف یک ملت باشد. هر چند که در اوایل قرن بیست و یکم بحثی از این بیهوده تر وجود ندارد به خصوص که حتما هیچ کس به عواقب اقتصادی آن نیز کوچکترین توجهی نمی کند که اگر قرار شود 70 میلیون نفر جمعیت لباسهای خود را دور بریزد تا لباس ملی بپوشد چه عواقبی خواهد داشت! بحث لباس ملی مرا به یاد یکی از اساتید فرانسوی ایرانشناس میاندازد که هر گاه که به ایران میآید تا دربرخی از جلسات رسمی شرکت کند میگوید، بروم لباس محلی خودمان را بپوشم! که عبارت باشد از کت و شلوار و کراوات که به زعم وی این هم لباس محلی آنهاست! یعنی لباسی که معرف غربیها در محیطهای رسمی و غیر اروپائی (مثل ایران) است.