صفحه 1 از 3

کورش بزرگ در روايتهاي ديني

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۹:۰۳ ب.ظ
توسط Tomcattter
کورش کبير اولين پادشاه هخامنشي، افزون بر ايرانيان ، به دليل صدور نخستين اعلاميه حقوق بشر نزد همه جهانيان و انديشمندان محترم است .در دوران باستان نيز بسياري از انديشمندان (مانند افلاطون، فيثاغورث، هرودت، گزنفون، ديودور سيسيلي و...) او را ستوده اند.

كوروش بزرگ بنا به پژوهشهاي 100 ساله اخير دانشمندان مسلمان همان ذوالقرنين (که برخي او را پيامبر الهي مي دانند) است كه در سوره كهف قرآن (آيات83 تا 99) از او ياد شده است. از جمله معروفترين اين محققان مي توان به افراد زير اشاره کرد:
مولانا ابوالكلام آزاد مفسر بزرگ قرآن و وزير فرهنگ هند در زمان گاندي در تفسيرالبيان (با ترجمه دکتر باستاني پاريزي) ـ علامه طباطبايي در تفسير الميزان ـ آيت‌الله العظمي ناصر مكارم شيرازي و 10 نفر از مفسران قرآن در تفسير نمونه _تابنده گنابادي در کتاب سه داستان عرفاني از قرآن _ آيت الله مير محمد کريم علوي در تفسير کشف الحقايق (با ترجمه عبدالمجيد صادق نوبري) _ حجه الاسلام سيد نورالدين ابطحي در کتاب ايرانيان در قرآن و روايات _ سيد صدر بلاغي در قصص قرآن _ دکتر فريدون بدره اي در کتاب کورش در قرآن و عهد عتيق _ جلال رفيع در کتاب بهشت شداد _آيت الله سيد محمد فقيه استاد اخلاق و عضو مجلس خبرگان دوم _ استاد محيط طباطبايي _ حجه الاسلام شهيد هاشمي نژاد _ سر احمد خان بنيانگذار دانشگاه اسلامي عليگر هند.
قاسم آذيني فر در کتاب کورش پيام آور بزرگ صفحه 89 مي گويد: خواجه عبداله انصاري در تفسير ادبي عرفاني خود در سوره کهف پس از آيه «انا مکناه له في الارض=ما او را در زمين نيروي بسيار داديم» اين دو را يکنفر مي شمارد.

كوروش نزد يهوديان ،زرتشتيان ، مسيحيان و مسلمانان از جنبه آسماني و تقدس برخوردار است . در كتاب تورات ( اشعيا ـ دانيال نبي ـ حزقيال ــ ارمياي نبي ) از او به عنوان حضرت مسيح ، فرستاده پروردگار، چوپان خدا، شکست دهنده فرعونيان، شاهين خدا، نجات بخش و دانشمند خدا نام برده شده است .
درصحف عزراي پيامبر (حضرت عزير) آمده است:کورش فرمود خداوند به من دستور داده است تا خانه اي براي او در بيت المقدس بسازم.
ابوريحان بيروني (قرن 4 هجري) و غياث الدين خواند مير (قرن 6 هجري در کتاب حبيب السير، جلد يک، صفحه 136) از او بعنوان باني بيت المقدس و مسجد الاقصي (يا همان قبله نخست مسلمانان) نام مي برند.
در تفسير قرآن ابوالفتح رازي آمده است: که خداي تعالي بر زبان بعضي پيغمبران امر کرد پادشاهي از پادشاهان پارس را نام او کورش و او مردي بود مومن.

مسعودي در کتاب مروج الذهب،صفحه606 مي نويسد :
اين خبر در انجيل هست كه كورش پادشاه، ستاره را كه هنگام مولود عيساي مسيح طالع شده بود،ديده بود...وما تفصيل اين قصه را با آنچه مجوس ونصاري در باره ي آن گفته اند...در كتاب«اخبارالزمان» آورده ايم.

آرامگاه باشكوه كوروش بزرگ در پاسارگاد طرحي گيرا ، باوقار ، متوازن ، مقدس و اهورايي دارد. ساختمان اين گونه آرامگاه ، پيش و پس از آن ( به جز يك مورد و در اندازه‌اي كوچكتر كه آن هم از نياكان يا نوادگان كوروش است ) ديده نشده است .
پس از اسلام در دوران پادشاهي اتابكان فارس (در قرن 5 و 6 هجري خورشيدي ) به دليل جنبه تقدس آرامگاه ، مسجدي در اطراف آرامگاه ساخته ، درون آرامگاه هم محرابي از سنگ تراشيده و پيرامون آن آياتي از قرآن به خط ثلث نگاشته‌اند.(دکتر رضامرادي غياث آبادي در کتاب نقش رستم وپاسارگاد).
قبله نمايي نيز در سنگ در کنار مهراب تراشيده اند.در زمان گذشته نوشته اي در آرامگاه به خط ميخي بوده كه متن آن ، چنين است :
« اي رهگذر ، من كوروش هستم كه پادشاهي جهان را به پارسيان دادم ، به مشتي خاك كه پيكرم را در برگرفته رشك مبر .»

پس از اسلام ( حداقل هزار سال) ، به دليل ندانستن صاحب آرامگاه ، آن را به نام هاي مسجد مادر سليمان(ع) ، مشهد مادر سليمان ، گور مادر سليمان ، گور سليمان(ع) ، مشهد ام النبي ، مقبره سليمان(ع) و مشهد مرغاب ناميده اند . همچنين بر روي تپه مشرف به آرامگاه باقيمانده يك دژ وجود دارد كه به نام تخت سليمان معروف است.
حاج ميراز حسن فسائي (در کتاب فارسنامه ناصري صفحه 301) مي نويسد : « مشهد محل شهادت و قبر انبياء و اولياء و بزرگان دين را گويند و چون اين بلوك را مشهد ام النبي گفتند و چون عجم حضرت سليمان (ع) و جمشيد را يكنفر و پيامبر دانسته اند آنرا مشهد مادر سليمان نيز گفته اند.
که در هر صورت (چه سليمان نبي، چه مادر او، چه جمشيد و چه کورش) نشان دهنده الهي و سپند بودن صاحب آرامگاه است.

در دشت مرغاب در پاسارگاد ، نقش برجسته‌اي از كوروش كبير باقيمانده است كه همچون فرشتگان ، با بالهايي آسماني تراشيده شده است .
نكته جالب است كه ايرانيان از زمان باستان تا‌كنون اين پيكره را مقدس مي‌دانند و با اينكه پيكره‌هاي ديگر در سراسر ايران در اثر ناداني آسيب ديده است هيچ‌كس جرأت نداشته به اين پيكره اهورايي آسيب برساند. هنوز هم تصور مقدس بودن اين پيكره در ميان مردم بومي باقي است .(دکتر بهرام فره وشي در کتاب ايرانويچ) مردم محلي دستان او را رو به قبله و در حالت نيايش مي دانند.
تا چند دهه پيش ، مراسم روز تاسوعا و عاشوراي حسيني اهالي دشت مرغاب در دورادور آرامگاه پاسارگاد انجام مي‌شد و مردم منطقه نذرهاي خود را تقديم آرامگاه مي‌كردند و آن را همانند امامزاده‌ها با پارچه‌هاي رنگي و قفل مي‌پوشاندند.( دكتر باستاني پاريزي در كتاب كوروش ذوالقرنين )
آب رودخانه پلوار نيز هميشه آبي مقدس و شفابخش به شمار مي آمد.(دکترعليرضا شاپور شهبازي در کتاب پاسارگاد)

دکتر جمشيد صداقت کيش در ويژه نامه فصلنامه فارس شناخت در نوشتار مسجدهاي فارس در صفحه 88 مي نويسد : در روايتهاي اسلامي هم از مقدس و آسماني بودن اين جايگاه سخن بسيار رفته است از جمله در كتابهاي زير :
1 ـ مسالك و ممالك ( اصطخري به سال 320 هجري ) صفحه‌هاي 109 و 141
2 ـ حدود العالم من المشرق الي المغرب ( نوشته شده به سال 372 هـ ) صفحه 131
3 ـ اشكال العالم ( ابوالقاسم جيهاني به سال 367 هـ ) صفحه‌هاي 113 و 123
4 ـ نزهت‌القلوب ( حمداله مستوفي به سال 740 هـ ) صفحه 178

در كتاب شيرازنامه نوشته زركوب شيرازي ( سال 740 هـ ) در صفحه 144 آمده است:
« نقل است كه : شيخ محمد‌بن يزيد عروس ( هم زمان با مأمون 218 ـ 198 هـ . ق ) نقل فرمود كه در عهد او جمعي از زهاد و عرفا بيت‌المقدس به شيراز آمدند و طلب متصوفه و ائمه شيراز مي‌كردند . ايشان را به من حواله كردند . سؤال كردم كه سبب آمدن شما به اين طرف چه بود و باعث اين نهضت چيست ؟ گفتند كه : ما در بعضي از اخبار خوانده‌ايم كه در شيراز به طرف حوامه شهر مسجدي هست كه آن را مسجد سليمان (يا همان آرامگاه كوروش ) مي‌گويند و در بعضي كوهستان كه در برابر مسجد است ، چشمه‌اي هست و آن به چشمه مرغان (يا همان دشت مرغاب ) مشهور است . سليمان نبي آن مسجد بنا كرده و آن چشمه از آثار قدم او پديد آمده . هر كس كه در آن آب وضو سازد و در آن مسجد دوگانه‌اي بگذارد ، حق سبحانه و تعالي حاجات دين و دنيايي او برآورده گرداند. ما به اين بيت متوجه گشتيم تا زيارت مسجد دريابيم .»

در پايان بد نيست نگاهي داشته باشيم به گفتار استاد ابراهيم پورداود ( کتاب ذوالقرنين و کورش از محمد کاظم توانگر زمين): هر ايراني همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود يک بار به حج مشرف شود شايسته است که يک بار هم به زيارت کورش که پايگاه مليت ايراني است خود را برساند. نه فقط ايراني بلکه به جهت زيارت فردي که قرآن بيشترين تعريف (17 آيه) در مورد يک زمامدار را از او کرده است.
[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۳۷ ق.ظ
توسط Mohsen1001
هر ايراني همانگونه که مکلف است در صورت استطاعت در مدت عمر خود يک بار به حج مشرف شود شايسته است که يک بار هم به زيارت کورش که پايگاه مليت ايراني است خود را برساند

با اين تيکه موافق نيستم :x

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۴۶ ق.ظ
توسط Mahdi1944
mohsen1001 من موافقم، همونگونه که براي دين بايد ارزش و اهميت قائل بشيم براي مليت و تمدن خودمون هم بايد احترام قائل باشيم (البته نه در حد دين)
البته اين رو هم فراموش نکنيد که ذوالقرنين در قران از اون ياد شده و ..... :D

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۰۳ ق.ظ
توسط Mohsen1001
Mahdi1944, من اگه ميخواستم بگم با کل مقاله مخالفم که اون تيکه رو انتخاب نميکردم منظورم اين بود که اين تيکه از حرفش خيلي چنگي به دل نميزنه که مثلا ديدار پاسارگاد رو در کنار زيارت کعبه دانسته و مثلا شايد حتي واجبتر از زيارت ائمه :-P

ولي کلا در کوروش که مساله اي نيست همانطور که شما هم گفتيد حتي احتمال ميدن يکي از پيامبران بوده :D

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۳۱ ق.ظ
توسط Reza6662
mohsen1001,
به نظر من هويت فرهنگي ما خيلي از اعراب با ارزش تر هستش.
ضمن اينکه هميشه پيامبران براي قوم يا افراد نادان نازل شده اند و ايرانيان در آن زمان فرهنگ بسيار مترقي تر داشته اند چون دختران را زنده به گور نمي کردند و خداي تعالي را مي شناخته و عبادت مي کردند. :o :-o

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۳۶ ق.ظ
توسط Mahdi1944
Reza6662 حرف شما در مورد تمدن رو قبول دارم، اما دين اسلام تنها در عربستان نازل شده و دليل اون هم تمام کردن حجت بر اعراب جاهل بوده و همينطور هم مي‌بينيد الان از اسلام چيزي در اختيار اونها نيست و فقط نامش رو دارند
پس لطفا دين رو با اعراب يکي ندونيد و .... :)

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۴۱ ق.ظ
توسط Mohsen1001
Reza6662, پيامبر ما براي اعراب نازل نشد بلکه به علت اينکه در اون زمان تقريبا کم سوادترين ادمها و پايينترين درجه فرهنگي در اعراب بوده پيامبر را خدا در اونجا نازل کرد که به بگويد از ميان همچين قومي همچين شخصي را با اين مشخصات بينظير و اين معجزه اش (قران) برگزيدم :-o

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱:۴۷ ق.ظ
توسط su34
همه جا خوب و بد داره...همه ي ايرانيها از عربها متنفر هستن (تقريبا) ولي نميدونم چرا؟؟؟
فلسطيني ها هم عربن...لبناني ها و سوري ها هم عربن...اماراتي ها هم عرب هستن...
خب چون اماراتيا چشم به خاک ما دارن همه ي عربا بدن؟؟؟
عراقيا هم تا 4 سال پيش عرب مارمولک خور بي ادب و نفهم بودن ولي الان شدن ملت برادر ما و...
:? :? :? :?

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۱۸ ق.ظ
توسط Mahdi1944
su34,
اين موضوعات ربطي به هم نداره، موضوع شما به مسائل سياست مربوط مي‌شه که جاي بحثش اينجا نيست، اما در جهل و ناداني اونها در زمان پيامبر هيچ کس شکي نداره، و چيزي هست که بارها در اسناد تاريخي از اون ياد شده

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۲:۵۸ ق.ظ
توسط Mohsen1001
su34,
احيانا اين پست رو براي يه تاپيک ديگه در نظر نداشتيد اما اينجا اشتباها تايپ کرديد؟؟؟!!!!!! :-P

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۱۶ ب.ظ
توسط Saeid12345
 آي کوروش جان کجايي که يادت بخير 

:lol:

ارسال شده: چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۲۷ ب.ظ
توسط Leila
به نظرم اشتباه محض كه حج خونه ي خدا رو با كوروش كه يه ادم
معموليه مقايسه كنيم :-(