انتقاد شديد اللحن و بي سابقه يک کارگردان از ضرغامي
ارسال شده: دوشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۶, ۴:۱۸ ب.ظ
محمد نوريزاد نويسنده و كارگردان مجموعه ی جهل سرباز طي مقالهاي دغدغهها و نگرانيهاي خود را درباره برنامههاي خبري، مذهبي، حجاب و سختيهاي كار در سيما را تشريح كرد.
نوريزاد در اين مقاله كه رونوشت آن را در اختيار اين خبرگزاري قرار گرفته، نوشته است: مهندس ضرغامي، تا آنجا كه نويسنده ميشناسد و تجربه دارد، حتي نقدهاي تند را با رويي گشاده ميپذيرد. من حقيقتاً خود را دوست و دوستدار ضرغامي ميدانم. هرگز بناي تخريب او را و نديدن زحمتهاي او را ندارم. نگران اين هستم كه ناگهان به خود آييم و فرصتها را از كف رفته ببينيم. پيشاپيش از ضرغامي، به خاطر صراحت قلم خود پوزش ميخواهم و خداي متعال را در خيرخواهي اين مطلب، شاهد ميگيرم.
وي در مورد كار در سيما يادآور شده است: كار كردن در تلويزيون، هم در حوزه برنامهسازي، و هم در جايگاه مديريتي، بسيار حساستر و نافذتر و فرسايندهتر از ساير رسانههاست. چرا كه جدا از برنامههاي زنده، توليد يك برنامه تلويزيوني، به عبور از مراحلي نيازمند است كه آميزهاي از هنر و مديريت و فن و ابزار و طرح و برنامه را ميطلبد.
به گفته محمد نوريزاد، ضرغامي در بدو ورود به صدا و سيما، چهار مرحله سخت پيش رو داشت: 1 ـ فراواني كاركنان صدا و سيما، 2 ـ مديران متفرق، 3 ـ اغتشاش در طرح و برنامه، 4 ـ نوسان بودجه.
وي تاكيد كرد: با خوشرويي متداولي كه در ضرغامي بود و هست، دستي به تركيب ساختاري صدا و سيما نخورد. او اصلاً بناي اين را نداشت كه يك كارمند فلان شبكه و بهمان شهرستان، حتي اگر بيكار و اضافي باشد، از او رنجيده خاطر شود.
به گفته وي، ضرغامي سطح كيفي مديريت حاكم بر صدا و سيما را پايين كشيد. گاه افرادي را بر منصبهايي نشاند كه با اطمينان ميشود بر سوختن و هدر رفتن آن موقعيت رسانهاي تاكيد ورزيد.
محمد نوريزاد در خصوص مذهب در تلويزيون تاكيد كرده است: مذهبي است كه امكان ارتباط با ساير نحلههاي فكري را از خود سلب كرده و يك جانبه بر سر مخاطب بارانده ميشود. مذهبي فرسوده و خسته و از رمق افتاده. در اين مذهب، از انعطافها و پيچشهاي ظريف فقهي و تطابق آن با ظرفيتهاي روز يا بهتر بگويم: نشاطي كه ذاتي مذهب است، خبري نيست... حال آنكه، مذهب، يك شاهراه است تا مردمان از آن بهره ببرند و به مقصد برسند.
وي افزود: آزاردهندهترين جلوه مذهب ضرغامي، آنجاست كه قرار است مستقيماً يك گزارش ورزشي خارجي و بينالمللي پخش شود. ضرغامي اگر ميدانست حذف پيدرپي صحنهها، چه خراشي به جان مردم مياندازد، و همزمان اگر از وزن نفرت مردمان نيز خبر داشت، چه بسا ترجيح ميداد مثل بسياري از موارد مشابه، از خير پخش مستقيم آن مسابقات صرف نظر كند و گلچين آن را با كمي تاخير تحويل مردم دهد.
به گفته وي، ضرغامي در اين سالهاي رياست خود بر سازمان صدا و سيما، اگر بيست درصد براي كيفيت برنامهها و دكلهاي بالاي كوهها در سراسر كشور و جشنوارهها و مقتضيات كاركنان، وقت و انرژي صرف كرده باشد، هشتاد درصد دغدغه و حساسيتش را به مذهبي كردن همه شبكهها و ريز و درشت اين نگراني محوري اختصاص داده است.
وي در مورد حجاب در صدا و سيما تاكيد كرد: رسانهاي كه افتخار ميكند به «ملي» بودنش، به مسله حجاب كه ميرسد، كاملاً عموميت خود را كنار ميگذارد و به ناشيانهترين وجه ممكن، اتفاقاً حجاب را به زير ميكشد. ضرغامي يك سند، بله فقط يك سند ندارد كه با اين همه اصرار بر پوشش بازيگران و حذف بدپوششي رهگذران يك گزارش خياباني، جمعيت حجاب دوستان از جايگاهي به جايگاهي بالاتر صعود كرده باشد. چرا، پاسخش مشخص است: پذيرش حجاب، يك پذيرش دروني است كه با «رشد» حاصل ميشود. حجاب يك يونيفورم تشكيلاتي يا پوشش متحدالشكل كارگران يك كارخانه نيست.
وي تاكيد كرد: آراستگي صورت ظاهر جامعه ميبايستي از ذات جامعه بجوشد، و گرنه آشوبي از ظاهرسازيها و تزويرها و دوروييها و تظاهر به مذهب در عرض و طول جامعه ميپيچد و چارستون باورها و ذخاير روحي و رواني و فرهنگي و ايماني جامعه را ميجود، ضرغامي اما از همگان در اين عرصه پيشي گرفت.
نوريزاد يادآور شده است: برجستگي و ذكاوت و هوشمندي يك مدير فرهنگي در اين نيست كه كركرههاي خاصي از جامعه را پايين بكشد و بسياري را بالا نگاه دارد. بلكه هوشمندي در اين است كه با ارائه تصويري درست از جامعه، مخاطبان اين نظام را فزوني دهد.
محمد نوريزاد سپس به سانسور در تلويزيون پرداخته و مينويسد: منصفانه اين كه سانسور در يك رسانه و يك تلويزيون نميتواند نباشد. بزرگترين رسانههاي آزاد جهان نيز بنا به ضرورت اهل سانسور و مميزياند. اما اين روند، در تلويزيون ضرغامي، از اندازه بيرون شده است.
وي مينويسد: اين همه شبكه راديويي و تلويزيوني را مگر ميشود با درايت و درستي و هموشمندي اداره كرد، پس بايد با چند بخشنامه، رگ حساسيت تمامي شبكهها را بيرون كشيد و همه را به خنثي گويي واداشت. چرا كه در بستر وسيع خنثي گويي و خنثي سازي، احتمال خطا و آسيب و پرخاش مسئولان برتر، به حداقل ميرسد.
به گفته وي، ضرغامي از بين تمامي كشورهاي توليد كننده آثار سينمايي، فيلمهاي آمريكايي را بيش از همه پخش ميكند. و اولين چيزي را كه در اين فيلمها سانسور ميكند، پرچم آمريكا است. اين حساسيت، نشان از پرداختن به سطح پوك يك مناسبت سياسي دارد. مثل اين كه ما غذاي آمريكايي را بخريم و بخوريم و در جهت انكار همان غذا، بر چسب كارخانه اش را بكنيم و در سطح زباله اندازيم.
وي در اين مقاله مينويسد: اين همه موسيقي كه با بشكن و كوبش دست و پا توليد نشده. اگر حرام است چرا پخش ميشود، ميبينيد كه اين سوالهاي سرگردان در سطح جامعه ما رواج دارد و همزمان مردم به كياست ما ميخندند. اما ضرغامي، هرگز نخواست يك سلسله برنامه استدلالي بين يكصد جوان پرسشگر و يك مرجع فهيم و نترس، بسازد و پخش كند و ريشه اين پرسشهاي ويرانگر را بيرون بكشد و به دور اندازد.
نظر سنجيهاي تلويزيوني موضوع ديگري است كه نوريزاد آن را مدنظر قرار داده و مينويسد: نظر سنجيهاي گاه به گاه، دقيقاً همان چيزي است كه در جامعه ما، به نجات مسئولين ما آمده است. و ضرغامي نيز هرگز نتوانسته از اقبال مردمي در اين نظر سنجيها شگفت زده نشود. هدايت اين نظر سنجيها در اين است كه او هرگز به سراغ كارهاي نكرده خويش نميرود. و مثلاً از مردم نميپرسد: ما چگونه بايد باشيم، و چه بايد ميكرديم كه نكرده ايم، و چه فرصتهايي را از دست داده ايم، چه ظرافتها و دقتها و هوشمنديهايي كه به كار نبسته ايم، نسبت به سطح جهاني و رويارويي با جنبههاي مختلف احقاق حق مردم، در كجا قرار گرفته ايم،
وي در مقاله خود در مورد زير پوست خبر سيما نوشته است: شايد زير پوست غفلتهاي هريك از ما حادثهاي خانه كرده باشد، اما براي مسئولين و يك نظام چشم به راه، غفلتها، از اندازه كه بيرون روند، به فاجعه بدل ميشوند...صدا و سيماي ما، به هر دليل، از كنار برخي از حادثههاي بزرگ كشوري، صورت برميگرداند و سياست شتر ديدي نديدي اتخاذ ميكند. اين نديدن حادثهها، و نديدن عاملان آن، بر خلاف نظر ضرغامي و دوستانش، باعث خفه شدن و كمرنگ شدن آنها نميشود.
منبع: بازتاب
نوريزاد در اين مقاله كه رونوشت آن را در اختيار اين خبرگزاري قرار گرفته، نوشته است: مهندس ضرغامي، تا آنجا كه نويسنده ميشناسد و تجربه دارد، حتي نقدهاي تند را با رويي گشاده ميپذيرد. من حقيقتاً خود را دوست و دوستدار ضرغامي ميدانم. هرگز بناي تخريب او را و نديدن زحمتهاي او را ندارم. نگران اين هستم كه ناگهان به خود آييم و فرصتها را از كف رفته ببينيم. پيشاپيش از ضرغامي، به خاطر صراحت قلم خود پوزش ميخواهم و خداي متعال را در خيرخواهي اين مطلب، شاهد ميگيرم.
وي در مورد كار در سيما يادآور شده است: كار كردن در تلويزيون، هم در حوزه برنامهسازي، و هم در جايگاه مديريتي، بسيار حساستر و نافذتر و فرسايندهتر از ساير رسانههاست. چرا كه جدا از برنامههاي زنده، توليد يك برنامه تلويزيوني، به عبور از مراحلي نيازمند است كه آميزهاي از هنر و مديريت و فن و ابزار و طرح و برنامه را ميطلبد.
به گفته محمد نوريزاد، ضرغامي در بدو ورود به صدا و سيما، چهار مرحله سخت پيش رو داشت: 1 ـ فراواني كاركنان صدا و سيما، 2 ـ مديران متفرق، 3 ـ اغتشاش در طرح و برنامه، 4 ـ نوسان بودجه.
وي تاكيد كرد: با خوشرويي متداولي كه در ضرغامي بود و هست، دستي به تركيب ساختاري صدا و سيما نخورد. او اصلاً بناي اين را نداشت كه يك كارمند فلان شبكه و بهمان شهرستان، حتي اگر بيكار و اضافي باشد، از او رنجيده خاطر شود.
به گفته وي، ضرغامي سطح كيفي مديريت حاكم بر صدا و سيما را پايين كشيد. گاه افرادي را بر منصبهايي نشاند كه با اطمينان ميشود بر سوختن و هدر رفتن آن موقعيت رسانهاي تاكيد ورزيد.
محمد نوريزاد در خصوص مذهب در تلويزيون تاكيد كرده است: مذهبي است كه امكان ارتباط با ساير نحلههاي فكري را از خود سلب كرده و يك جانبه بر سر مخاطب بارانده ميشود. مذهبي فرسوده و خسته و از رمق افتاده. در اين مذهب، از انعطافها و پيچشهاي ظريف فقهي و تطابق آن با ظرفيتهاي روز يا بهتر بگويم: نشاطي كه ذاتي مذهب است، خبري نيست... حال آنكه، مذهب، يك شاهراه است تا مردمان از آن بهره ببرند و به مقصد برسند.
وي افزود: آزاردهندهترين جلوه مذهب ضرغامي، آنجاست كه قرار است مستقيماً يك گزارش ورزشي خارجي و بينالمللي پخش شود. ضرغامي اگر ميدانست حذف پيدرپي صحنهها، چه خراشي به جان مردم مياندازد، و همزمان اگر از وزن نفرت مردمان نيز خبر داشت، چه بسا ترجيح ميداد مثل بسياري از موارد مشابه، از خير پخش مستقيم آن مسابقات صرف نظر كند و گلچين آن را با كمي تاخير تحويل مردم دهد.
به گفته وي، ضرغامي در اين سالهاي رياست خود بر سازمان صدا و سيما، اگر بيست درصد براي كيفيت برنامهها و دكلهاي بالاي كوهها در سراسر كشور و جشنوارهها و مقتضيات كاركنان، وقت و انرژي صرف كرده باشد، هشتاد درصد دغدغه و حساسيتش را به مذهبي كردن همه شبكهها و ريز و درشت اين نگراني محوري اختصاص داده است.
وي در مورد حجاب در صدا و سيما تاكيد كرد: رسانهاي كه افتخار ميكند به «ملي» بودنش، به مسله حجاب كه ميرسد، كاملاً عموميت خود را كنار ميگذارد و به ناشيانهترين وجه ممكن، اتفاقاً حجاب را به زير ميكشد. ضرغامي يك سند، بله فقط يك سند ندارد كه با اين همه اصرار بر پوشش بازيگران و حذف بدپوششي رهگذران يك گزارش خياباني، جمعيت حجاب دوستان از جايگاهي به جايگاهي بالاتر صعود كرده باشد. چرا، پاسخش مشخص است: پذيرش حجاب، يك پذيرش دروني است كه با «رشد» حاصل ميشود. حجاب يك يونيفورم تشكيلاتي يا پوشش متحدالشكل كارگران يك كارخانه نيست.
وي تاكيد كرد: آراستگي صورت ظاهر جامعه ميبايستي از ذات جامعه بجوشد، و گرنه آشوبي از ظاهرسازيها و تزويرها و دوروييها و تظاهر به مذهب در عرض و طول جامعه ميپيچد و چارستون باورها و ذخاير روحي و رواني و فرهنگي و ايماني جامعه را ميجود، ضرغامي اما از همگان در اين عرصه پيشي گرفت.
نوريزاد يادآور شده است: برجستگي و ذكاوت و هوشمندي يك مدير فرهنگي در اين نيست كه كركرههاي خاصي از جامعه را پايين بكشد و بسياري را بالا نگاه دارد. بلكه هوشمندي در اين است كه با ارائه تصويري درست از جامعه، مخاطبان اين نظام را فزوني دهد.
محمد نوريزاد سپس به سانسور در تلويزيون پرداخته و مينويسد: منصفانه اين كه سانسور در يك رسانه و يك تلويزيون نميتواند نباشد. بزرگترين رسانههاي آزاد جهان نيز بنا به ضرورت اهل سانسور و مميزياند. اما اين روند، در تلويزيون ضرغامي، از اندازه بيرون شده است.
وي مينويسد: اين همه شبكه راديويي و تلويزيوني را مگر ميشود با درايت و درستي و هموشمندي اداره كرد، پس بايد با چند بخشنامه، رگ حساسيت تمامي شبكهها را بيرون كشيد و همه را به خنثي گويي واداشت. چرا كه در بستر وسيع خنثي گويي و خنثي سازي، احتمال خطا و آسيب و پرخاش مسئولان برتر، به حداقل ميرسد.
به گفته وي، ضرغامي از بين تمامي كشورهاي توليد كننده آثار سينمايي، فيلمهاي آمريكايي را بيش از همه پخش ميكند. و اولين چيزي را كه در اين فيلمها سانسور ميكند، پرچم آمريكا است. اين حساسيت، نشان از پرداختن به سطح پوك يك مناسبت سياسي دارد. مثل اين كه ما غذاي آمريكايي را بخريم و بخوريم و در جهت انكار همان غذا، بر چسب كارخانه اش را بكنيم و در سطح زباله اندازيم.
وي در اين مقاله مينويسد: اين همه موسيقي كه با بشكن و كوبش دست و پا توليد نشده. اگر حرام است چرا پخش ميشود، ميبينيد كه اين سوالهاي سرگردان در سطح جامعه ما رواج دارد و همزمان مردم به كياست ما ميخندند. اما ضرغامي، هرگز نخواست يك سلسله برنامه استدلالي بين يكصد جوان پرسشگر و يك مرجع فهيم و نترس، بسازد و پخش كند و ريشه اين پرسشهاي ويرانگر را بيرون بكشد و به دور اندازد.
نظر سنجيهاي تلويزيوني موضوع ديگري است كه نوريزاد آن را مدنظر قرار داده و مينويسد: نظر سنجيهاي گاه به گاه، دقيقاً همان چيزي است كه در جامعه ما، به نجات مسئولين ما آمده است. و ضرغامي نيز هرگز نتوانسته از اقبال مردمي در اين نظر سنجيها شگفت زده نشود. هدايت اين نظر سنجيها در اين است كه او هرگز به سراغ كارهاي نكرده خويش نميرود. و مثلاً از مردم نميپرسد: ما چگونه بايد باشيم، و چه بايد ميكرديم كه نكرده ايم، و چه فرصتهايي را از دست داده ايم، چه ظرافتها و دقتها و هوشمنديهايي كه به كار نبسته ايم، نسبت به سطح جهاني و رويارويي با جنبههاي مختلف احقاق حق مردم، در كجا قرار گرفته ايم،
وي در مقاله خود در مورد زير پوست خبر سيما نوشته است: شايد زير پوست غفلتهاي هريك از ما حادثهاي خانه كرده باشد، اما براي مسئولين و يك نظام چشم به راه، غفلتها، از اندازه كه بيرون روند، به فاجعه بدل ميشوند...صدا و سيماي ما، به هر دليل، از كنار برخي از حادثههاي بزرگ كشوري، صورت برميگرداند و سياست شتر ديدي نديدي اتخاذ ميكند. اين نديدن حادثهها، و نديدن عاملان آن، بر خلاف نظر ضرغامي و دوستانش، باعث خفه شدن و كمرنگ شدن آنها نميشود.
منبع: بازتاب