آن روز که امير مدرسه ميرفت
ارسال شده: دوشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۳:۰۶ ب.ظ
امير قطر (منظور قطر با نصب ق و ط؛ يعني قََطَر است، هرچند که «امير قُطر» هم در برخي نسخهها ضبط شده که با توجه به ويژگي بارز امير، بيراه به نظر نميرسد!) به ايران آمد و با خيليها، از جمله آقاي احمدينژاد ديدار و گفتوگو کرد.
وي در جريان خداحافظي با رئيسجمهور ايران از واژه «خليج فارس عربي» استفاده کرد که با واکنش احمدينژاد روبهرو شد. خبرگزاريها گزارش دادند که احمدينژاد، پس از استعمال واژه «خليج فارس عربي» توسط امير قطر، گفته است: «البته وقتي امير به مدرسه ميرفتند، به ايشان نام خليج فارس را در مدرسه و کتابها ياد داده بودند». متأسفانه اين خبرگزاريها، ادامه اين گفتوگوها بين امير و رئيس را مخابره نکردند که اين زحمت را خبرنگار دوربرگردان در حوزه خليج فارس ميکشد.
امير قطر: ... الخليج الفارس العربي.
احمدينژاد: البته وقتي امير به مدرسه ميرفتند، به ايشان نام خليج فارس را در مدرسه و کتابها ياد داده بودند.
امير قطر: ماذا المدرسه؟ (ترجمه: مدرسه ديگه چيه؟)
احمدينژاد: همان جايي که در آنجا علم ميآموزند.
امير قطر: ماذا العلم؟
احمدينژاد: علم همان چيزي است که باعث تهذيب ميشود.
امير قطر: ماذا التهذيب؟
احمدينژاد: [با خودش] عجب گيري افتاديم ها! حالا چطور به اين امير 150 کيلويي، معني «خويشتنداري» و «کفّ نفس» رو حالي کنم؟
احمدينژاد: [رو به امير] در قديم به مدرسه، مکتب هم ميگفتهاند.
امير قطر: ماذا المکتب؟ ماذا معني کلمه «قديم»؟
احمدينژاد: اي بابا... شما معني کلمه «قديم» را هم نميدانيد؟ مثلا منظورم صد سال پيش است.
امير قطر: في ذلک الزمان، القَطَر لَيست موجود (ترجمه: آن زمان قطر وجود نداشته).
احمدينژاد: يعني چه «ليست موجود»؟
امير قطر: اعني في واحد قرن الماضي، نحن داخل في العثماني. (ترجمه: منظورم اينه که يک قرن پيش، ما همگي جزو عثماني بوديم).
احمدينژاد: آها... حالا افتاد... باشه يا اخي... لا اشکال، لا اشکال موجودٌ فيه. به قول معروف، حالا که اينجوري است، هيچ آدابي و ترتيبي مجو، هرچه ميخواهد دل تنگت بگو.
امير قطر: ماذا آداب؟
احمدينژاد: «آداب»، همان چيزي است که بعضي از اميرهاي عرب ندارند.
امير قطر: آها... فهمتُ في الحال المعني الآداب (ترجمه: آها... حالا دوزاريم افتاد که آداب يعني چي) الاراده، الشهامت، الوفاي به عهد، المروت، التربيت الصحيح، القناعت.... (الفلان و البيسار!)
وي در جريان خداحافظي با رئيسجمهور ايران از واژه «خليج فارس عربي» استفاده کرد که با واکنش احمدينژاد روبهرو شد. خبرگزاريها گزارش دادند که احمدينژاد، پس از استعمال واژه «خليج فارس عربي» توسط امير قطر، گفته است: «البته وقتي امير به مدرسه ميرفتند، به ايشان نام خليج فارس را در مدرسه و کتابها ياد داده بودند». متأسفانه اين خبرگزاريها، ادامه اين گفتوگوها بين امير و رئيس را مخابره نکردند که اين زحمت را خبرنگار دوربرگردان در حوزه خليج فارس ميکشد.
امير قطر: ... الخليج الفارس العربي.
احمدينژاد: البته وقتي امير به مدرسه ميرفتند، به ايشان نام خليج فارس را در مدرسه و کتابها ياد داده بودند.
امير قطر: ماذا المدرسه؟ (ترجمه: مدرسه ديگه چيه؟)
احمدينژاد: همان جايي که در آنجا علم ميآموزند.
امير قطر: ماذا العلم؟
احمدينژاد: علم همان چيزي است که باعث تهذيب ميشود.
امير قطر: ماذا التهذيب؟
احمدينژاد: [با خودش] عجب گيري افتاديم ها! حالا چطور به اين امير 150 کيلويي، معني «خويشتنداري» و «کفّ نفس» رو حالي کنم؟
احمدينژاد: [رو به امير] در قديم به مدرسه، مکتب هم ميگفتهاند.
امير قطر: ماذا المکتب؟ ماذا معني کلمه «قديم»؟
احمدينژاد: اي بابا... شما معني کلمه «قديم» را هم نميدانيد؟ مثلا منظورم صد سال پيش است.
امير قطر: في ذلک الزمان، القَطَر لَيست موجود (ترجمه: آن زمان قطر وجود نداشته).
احمدينژاد: يعني چه «ليست موجود»؟
امير قطر: اعني في واحد قرن الماضي، نحن داخل في العثماني. (ترجمه: منظورم اينه که يک قرن پيش، ما همگي جزو عثماني بوديم).
احمدينژاد: آها... حالا افتاد... باشه يا اخي... لا اشکال، لا اشکال موجودٌ فيه. به قول معروف، حالا که اينجوري است، هيچ آدابي و ترتيبي مجو، هرچه ميخواهد دل تنگت بگو.
امير قطر: ماذا آداب؟
احمدينژاد: «آداب»، همان چيزي است که بعضي از اميرهاي عرب ندارند.
امير قطر: آها... فهمتُ في الحال المعني الآداب (ترجمه: آها... حالا دوزاريم افتاد که آداب يعني چي) الاراده، الشهامت، الوفاي به عهد، المروت، التربيت الصحيح، القناعت.... (الفلان و البيسار!)