مروري بر دلایل جنگ ويرانگر هشت ساله ايران و عراق
ارسال شده: جمعه ۱۳ مهر ۱۳۸۶, ۱:۳۳ ق.ظ
«رهبري حزب بعث عراق، معتقد بود پس از سقوط شاه (فقيد) ، و خصوصا پس از تصفيه و پاكسازي ارتش ايران از نيروهاي زبده، اين نيرو به شدت ضعيف شده است.»
روزنامه السفير مورخ 29 / 8 / 1989
[font=Microsoft Sans Serif]31 شهریور 1359
تجاوز ارتش رژيم بعث عراق به ايران، با استعداد 48 يگان سازماندهي شده در قالب تيپها و لشگرهاي زرهي، مكانيزه و پياده، با برخورداري از پشتيباني 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانك، 400 قبضه توپ ضدهوايي، 366 فروند هواپيما و 400 فروند هلی كوپتر به تاريخ 22 سپتامبر 1980 برابر با 31شهريور 1359 آغاز شد.
مقصود رهبر حزب بعث عراق از تجاوز، اين بود كه با شكست نظامي ايران، آرزوهاي قديمي خود مبني بر لغو قرارداد 1975 الجزاير، الحاق خوزستان به عراق به عنوان استان عربستان با مركزيت شهري كه قرار بود الاحواز ناميده شود، تامين نمايد.
رژيم بعث عراق كه پيش از انقلاب، به علت قدرت برتر نظامي ايران، قادر به اجراي نقشههاي شوم و بلندپروازنه خود نبود، با وقوع انقلاب و تصفيه ارتش، شرایط را بسيار مساعد يافت و پس از واقعه احمقانه گروگانگيري دپيلمات هاي آمريكايي در تهران، حمايت ضمني ايالات متحده را نيز توانست براي حمله دريافت كند.
اندك مقاومت نيروهاي نظامي ارتش و ژاندارمي در برخي خطوط مرزي، نتوانست مانع پيشروي نيروهاي دشمن شود.
اهميت و جايگاه استراتژيك خوزستان در نزد افكار رهبر جاه طلب عراق، از سال ها قبل از پيروزي انقلاب، ذهن اين فرد جنايتكار را به خود مشغول كرده بود.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
* لشگرهاي 1 مكانيزه و 10 زرهي با پيشروي در منطقه رودخانه كرخه، در عرض 4 روز، فاصله 80 كيلومتري مرز تا رودخانه را پشت سر گذاشتند.
* لشگر 10 عراق، در اين محور، از تاريخ 1/7/1359 تجاوز خود را آغاز كرده و در ساعت 9 صبح 5/7/1359 در كنار پل نادري مستقر شد.
* در محور بستان - سوسنگرد، لشگر 9 زرهي در همان خيز اول، با اشغال بستان و محاصره سوسنگرد و حميديه، به دروازههاي اهواز رسيد كه با شبيخون نيروهاي مردمي اهواز، به فرماندهي شهيد «غيور اصلي»، اقدام به عقبنشيني كرد.
* در محور جنوب غربي اهواز، لشگر 5 مكانيزه، پس از تصرف جفير و پادگان حميد، تا منطقه نورد در 15 كيلومتري جنوب اهواز پيشروي كرد؛ سپس از حركت ايستاد.
*لشگر 3 زرهي همراه با تيپ 33 نيروي مخصوص، براي اشغال آبادان و خرمشهر وارد عمل شد كه بر اثر مقاومت مردم و تني چند از ارتشيان غيور و تكاوران دلاور نيروي دريايي در خرمشهر تا چهارم آبان 1359 - به مدت 34 روز- دشمن نتوانست اين شهر را تصرف كند. نيروهاي لشگر 3 در 19 مهر 1359 با عبور از رودخانه كارون در موقعيتي كه هيچ گونه مواضع دفاعي در اين منطقه وجود نداشت، شهر آبادان را به محاصره درآوردند.
عراقيها در اين مرحله، بيش از 15000 كيلومتر مربع از اراضي ايران به اشغال خود درآورده بودند.
* تیپ سوم از لشگر 92 زرهی اهواز، تنها توانست سه روز در مرز برابر لشگر 9 زرهی و بسیار مجهز عراق ایستادگی و پدافند فعال انجام دهد. نیروهای لشگر 9 زرهی عراق، پس از آن، با عبور از شهرهای بستان، سوسنگرد و حمیدیه، در آستانه ورود به اهواز قرار داشتند که بر اثر شبیخون نيروهاي ژاندارمري مجبور به عقبنشینی شدند.
* اما ارتش عراق برای خرمشهر، تیپ 33 نیروی مخصوص را در نظر گرفت ولی به دلیل مقاومت ارتشيان دلار و تكاوران شجاع نيروي دريايي، سرانجام پس از 34 روز جنگ و گریز، به به کارگیری 2 لشگر بسیار مجهز، موفق به اشغال خرمشهر شد. تداوم مقاومت نیروهای مردمی و تفنگداران نیروی دریایی، توان زیادی از دشمن گرفت و اشغال شهر با تاخیر و خسارت فراوان برای دشمن همراه شد. در این مرحله بیشترین فشار ارتش عراق بر اشغال آبادان متمرکز شد. صدام امیدوار بود با اشغال آبادان و تصرف ساحال شمالی رودخانه اروند، به یکی از اهداف خود مبنی بر لغو قرارداد 1975 الجزایر دست یابد.
* تشدید مقاومت در آبادان و عقب راندن نیروهای عراق از نخلستان های بهمنشیر، در واقع استراتژی عراق را در نقطه اصلی آن با شکست همراه کرد.
[External Link Removed for Guests]
جهان عرب، از تخیلات دیرین صدام
[External Link Removed for Guests]
جمعه خرمشهر (مهر 1359)
صلح تحمیلی
در وضعیتی که دشمن بعثی در مناطق اشغالی حضور داشت، کلیه هیات های صلح، ابتدا از ایران درخواست میکردند که آتشبس را بپذیرد، اما مقامات ایران، بدون عقبنشینی و پرداخت غرامت از سوی عراق، حاضر به قبول شرائط دیگری نبودند.
رژیم عراق که از جنگ تحمیلی برای صلح تحمیلی نتیجهای نگرفته بود، دو راه حل «عقب نشینی» یا «استقرار در مواضع اشغالی» را پیش رو داشت. صدام برای عقبنشینی توضیحی نداشت زیرا بدون این که از تهاجم به ایران نتیجهای کسب کرده باشد، باید به داخل خاک عراق عقبنشینی میکرد. استقرار در مواضع اشغالی بر پایه این تصور که قوای نظامی ایران، به دلیل وقوع انقلاب و تصفیه نیروها، قادر به بیرون راندن متجاوزین نخواهد بود، مورد توجه صدام قرار گرفت. صدام تنها یک روز پس از تهاجم به ایران در سخنانی گفت:
«اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش خودمان اقتضا نماید که در این سرزمینها باشیم، آن را برای همیشه تحت اشغال خود قرار خواهیم داد.»
(روزنامه میزان 1 / 7 / 1359)
در واقع ناتوانی نظامی ایران برای حمله به نیروهای عراق، ضامن امنیت آن ها برای حضور در مناطق اشغالی بود.عراقیها در مرحله جدید و با اطمینان از تضمین امنیت نیروهای عراقی در مواضع اشغالی و همچنین بحران سیاسی در داخل ایران، در انتظار تشدید بحران در داخل ایران و سرانجام مجبور ساختن ایران به پذیرش مفاد صلح تحمیلی بودند. در عین حال برای تقویت توان نظامی و کسب حمایت های سیاسی، بر تلاش های خود افزودند. طارق عزیز، حداقل سه بار به فرانسه سفر کرد که از مهمترین موضوعات این سفرها، دریافت 80 فروند جنگنده «میراژ اف1» بود. سفر طارق عزیز به مسکو نیز با هدف ترمیم روابط و رفع تحریم تسلیحاتی عراق انجام گرفت.
[External Link Removed for Guests]
F1-EQ
در این مرحله، با هدف آزادسازی مناطق اشغالی، 4 عملیات طرح ریزی و اجرا شد:
1) عملیات نیروهای ارتش در 23 مهر 1359 در منطقه غرب رودخانه کرخه که با هدف آزادسازی این منطقه انجام پذیرفت ولی موفقیت آمیز نبود و نیروها به مواضع قبلی خود عقبنشینی کردند.
2) به دنبال محاصره آبادان، نیروهای ارتش به تاریخ 3 آبان 1359، برای شکستن محاصره این شهر به اجرای عملیات اقدام کردند که به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی، با ناکامی روبه رو شدند.
3) به تاریخ 16 دی 1359، عملیات نصر که بعدها به عملیات هویزه معروف شد در منطقه غرب کارون و با هدف آزادسازی خرمشهر اجرا شد. این عملیات علیرغم موفقیت اولیه، به شکست انجامید.
4) عملیات توکل به تاریخ 20 دی 1359 با هدف شکستن محاصره آبادان و آزادسازی خرمشهر انجام شد که نتیجهای همانند عملیات های پیشین دربرداشت. پس از عملیات ناموفق توکل، از روز 21 دی ماه 1359، وضعیت منطقه عملیاتی آبادان - ماهشهر به حالت قبل از اجرای حمله بازگشت و طرفین به تبادل آتش توپخانه پرداختند. عراقیها با مشاهده بنبست نظامی در جبههها، بر صحت ارزیابی خود از ناتوانی نظامی ایران پی بردند و اندیشه عملیات آفندی دوباره در آنها قوت گرفت. به همین دلیل، ارتش عراق به دنبال اجرای عملیات در منطقه آبادان و اشغال کامل این شهر بود.
بحران سیاسی در داخل کشور
به دنبال وقایع خونین و وقوع جنگ های خیابانی در خرداد 1360 و خلع بنی صدر از ریاست جمهوری، سازمان مجاهدین خلق، موجی از ترور و بمبگذاری را در سراسر کشور به راه انداخت.
حوادث بمب گذاری 7 تیر 1360 در محل حزب جمهوری اسلامی و 8 شهریور 1360 در محل ساختمان نخست وزیری، از این جمله بودند. بدین ترتیب سال اول جنگ، در وضعیتی به پایان رسید که هیچ گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمین های اشغالی به دست نیامد و کشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و امنیتی فرو رفت.
ادامه دارد...
روزنامه السفير مورخ 29 / 8 / 1989
[font=Microsoft Sans Serif]31 شهریور 1359
تجاوز ارتش رژيم بعث عراق به ايران، با استعداد 48 يگان سازماندهي شده در قالب تيپها و لشگرهاي زرهي، مكانيزه و پياده، با برخورداري از پشتيباني 800 قبضه توپ، 5400 دستگاه تانك، 400 قبضه توپ ضدهوايي، 366 فروند هواپيما و 400 فروند هلی كوپتر به تاريخ 22 سپتامبر 1980 برابر با 31شهريور 1359 آغاز شد.
مقصود رهبر حزب بعث عراق از تجاوز، اين بود كه با شكست نظامي ايران، آرزوهاي قديمي خود مبني بر لغو قرارداد 1975 الجزاير، الحاق خوزستان به عراق به عنوان استان عربستان با مركزيت شهري كه قرار بود الاحواز ناميده شود، تامين نمايد.
رژيم بعث عراق كه پيش از انقلاب، به علت قدرت برتر نظامي ايران، قادر به اجراي نقشههاي شوم و بلندپروازنه خود نبود، با وقوع انقلاب و تصفيه ارتش، شرایط را بسيار مساعد يافت و پس از واقعه احمقانه گروگانگيري دپيلمات هاي آمريكايي در تهران، حمايت ضمني ايالات متحده را نيز توانست براي حمله دريافت كند.
اندك مقاومت نيروهاي نظامي ارتش و ژاندارمي در برخي خطوط مرزي، نتوانست مانع پيشروي نيروهاي دشمن شود.
اهميت و جايگاه استراتژيك خوزستان در نزد افكار رهبر جاه طلب عراق، از سال ها قبل از پيروزي انقلاب، ذهن اين فرد جنايتكار را به خود مشغول كرده بود.
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
* لشگرهاي 1 مكانيزه و 10 زرهي با پيشروي در منطقه رودخانه كرخه، در عرض 4 روز، فاصله 80 كيلومتري مرز تا رودخانه را پشت سر گذاشتند.
* لشگر 10 عراق، در اين محور، از تاريخ 1/7/1359 تجاوز خود را آغاز كرده و در ساعت 9 صبح 5/7/1359 در كنار پل نادري مستقر شد.
* در محور بستان - سوسنگرد، لشگر 9 زرهي در همان خيز اول، با اشغال بستان و محاصره سوسنگرد و حميديه، به دروازههاي اهواز رسيد كه با شبيخون نيروهاي مردمي اهواز، به فرماندهي شهيد «غيور اصلي»، اقدام به عقبنشيني كرد.
* در محور جنوب غربي اهواز، لشگر 5 مكانيزه، پس از تصرف جفير و پادگان حميد، تا منطقه نورد در 15 كيلومتري جنوب اهواز پيشروي كرد؛ سپس از حركت ايستاد.
*لشگر 3 زرهي همراه با تيپ 33 نيروي مخصوص، براي اشغال آبادان و خرمشهر وارد عمل شد كه بر اثر مقاومت مردم و تني چند از ارتشيان غيور و تكاوران دلاور نيروي دريايي در خرمشهر تا چهارم آبان 1359 - به مدت 34 روز- دشمن نتوانست اين شهر را تصرف كند. نيروهاي لشگر 3 در 19 مهر 1359 با عبور از رودخانه كارون در موقعيتي كه هيچ گونه مواضع دفاعي در اين منطقه وجود نداشت، شهر آبادان را به محاصره درآوردند.
عراقيها در اين مرحله، بيش از 15000 كيلومتر مربع از اراضي ايران به اشغال خود درآورده بودند.
* تیپ سوم از لشگر 92 زرهی اهواز، تنها توانست سه روز در مرز برابر لشگر 9 زرهی و بسیار مجهز عراق ایستادگی و پدافند فعال انجام دهد. نیروهای لشگر 9 زرهی عراق، پس از آن، با عبور از شهرهای بستان، سوسنگرد و حمیدیه، در آستانه ورود به اهواز قرار داشتند که بر اثر شبیخون نيروهاي ژاندارمري مجبور به عقبنشینی شدند.
* اما ارتش عراق برای خرمشهر، تیپ 33 نیروی مخصوص را در نظر گرفت ولی به دلیل مقاومت ارتشيان دلار و تكاوران شجاع نيروي دريايي، سرانجام پس از 34 روز جنگ و گریز، به به کارگیری 2 لشگر بسیار مجهز، موفق به اشغال خرمشهر شد. تداوم مقاومت نیروهای مردمی و تفنگداران نیروی دریایی، توان زیادی از دشمن گرفت و اشغال شهر با تاخیر و خسارت فراوان برای دشمن همراه شد. در این مرحله بیشترین فشار ارتش عراق بر اشغال آبادان متمرکز شد. صدام امیدوار بود با اشغال آبادان و تصرف ساحال شمالی رودخانه اروند، به یکی از اهداف خود مبنی بر لغو قرارداد 1975 الجزایر دست یابد.
* تشدید مقاومت در آبادان و عقب راندن نیروهای عراق از نخلستان های بهمنشیر، در واقع استراتژی عراق را در نقطه اصلی آن با شکست همراه کرد.
[External Link Removed for Guests]
جهان عرب، از تخیلات دیرین صدام
[External Link Removed for Guests]
جمعه خرمشهر (مهر 1359)
صلح تحمیلی
در وضعیتی که دشمن بعثی در مناطق اشغالی حضور داشت، کلیه هیات های صلح، ابتدا از ایران درخواست میکردند که آتشبس را بپذیرد، اما مقامات ایران، بدون عقبنشینی و پرداخت غرامت از سوی عراق، حاضر به قبول شرائط دیگری نبودند.
رژیم عراق که از جنگ تحمیلی برای صلح تحمیلی نتیجهای نگرفته بود، دو راه حل «عقب نشینی» یا «استقرار در مواضع اشغالی» را پیش رو داشت. صدام برای عقبنشینی توضیحی نداشت زیرا بدون این که از تهاجم به ایران نتیجهای کسب کرده باشد، باید به داخل خاک عراق عقبنشینی میکرد. استقرار در مواضع اشغالی بر پایه این تصور که قوای نظامی ایران، به دلیل وقوع انقلاب و تصفیه نیروها، قادر به بیرون راندن متجاوزین نخواهد بود، مورد توجه صدام قرار گرفت. صدام تنها یک روز پس از تهاجم به ایران در سخنانی گفت:
«اگر تاکتیک نظامی و امنیت ارتش خودمان اقتضا نماید که در این سرزمینها باشیم، آن را برای همیشه تحت اشغال خود قرار خواهیم داد.»
(روزنامه میزان 1 / 7 / 1359)
در واقع ناتوانی نظامی ایران برای حمله به نیروهای عراق، ضامن امنیت آن ها برای حضور در مناطق اشغالی بود.عراقیها در مرحله جدید و با اطمینان از تضمین امنیت نیروهای عراقی در مواضع اشغالی و همچنین بحران سیاسی در داخل ایران، در انتظار تشدید بحران در داخل ایران و سرانجام مجبور ساختن ایران به پذیرش مفاد صلح تحمیلی بودند. در عین حال برای تقویت توان نظامی و کسب حمایت های سیاسی، بر تلاش های خود افزودند. طارق عزیز، حداقل سه بار به فرانسه سفر کرد که از مهمترین موضوعات این سفرها، دریافت 80 فروند جنگنده «میراژ اف1» بود. سفر طارق عزیز به مسکو نیز با هدف ترمیم روابط و رفع تحریم تسلیحاتی عراق انجام گرفت.
[External Link Removed for Guests]
F1-EQ
در این مرحله، با هدف آزادسازی مناطق اشغالی، 4 عملیات طرح ریزی و اجرا شد:
1) عملیات نیروهای ارتش در 23 مهر 1359 در منطقه غرب رودخانه کرخه که با هدف آزادسازی این منطقه انجام پذیرفت ولی موفقیت آمیز نبود و نیروها به مواضع قبلی خود عقبنشینی کردند.
2) به دنبال محاصره آبادان، نیروهای ارتش به تاریخ 3 آبان 1359، برای شکستن محاصره این شهر به اجرای عملیات اقدام کردند که به دلیل عدم وجود اطلاعات کافی، با ناکامی روبه رو شدند.
3) به تاریخ 16 دی 1359، عملیات نصر که بعدها به عملیات هویزه معروف شد در منطقه غرب کارون و با هدف آزادسازی خرمشهر اجرا شد. این عملیات علیرغم موفقیت اولیه، به شکست انجامید.
4) عملیات توکل به تاریخ 20 دی 1359 با هدف شکستن محاصره آبادان و آزادسازی خرمشهر انجام شد که نتیجهای همانند عملیات های پیشین دربرداشت. پس از عملیات ناموفق توکل، از روز 21 دی ماه 1359، وضعیت منطقه عملیاتی آبادان - ماهشهر به حالت قبل از اجرای حمله بازگشت و طرفین به تبادل آتش توپخانه پرداختند. عراقیها با مشاهده بنبست نظامی در جبههها، بر صحت ارزیابی خود از ناتوانی نظامی ایران پی بردند و اندیشه عملیات آفندی دوباره در آنها قوت گرفت. به همین دلیل، ارتش عراق به دنبال اجرای عملیات در منطقه آبادان و اشغال کامل این شهر بود.
بحران سیاسی در داخل کشور
به دنبال وقایع خونین و وقوع جنگ های خیابانی در خرداد 1360 و خلع بنی صدر از ریاست جمهوری، سازمان مجاهدین خلق، موجی از ترور و بمبگذاری را در سراسر کشور به راه انداخت.
حوادث بمب گذاری 7 تیر 1360 در محل حزب جمهوری اسلامی و 8 شهریور 1360 در محل ساختمان نخست وزیری، از این جمله بودند. بدین ترتیب سال اول جنگ، در وضعیتی به پایان رسید که هیچ گونه پیروزی نظامی در جهت آزادسازی سرزمین های اشغالی به دست نیامد و کشور در گرداب عمیقی از بحران سیاسی و امنیتی فرو رفت.
ادامه دارد...
