صفحه 1 از 1

سوالي مهم و مبهم درباره جنگ

ارسال شده: دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶, ۴:۱۷ ب.ظ
توسط davodabadi
سلام
لطفا هر کدام از دوستان که می توانند به این سوال مهم جواب دهند که:
این نظریه که " جنگ از طرف عراق سیاسی شروع شد، ولی مردمی تمام شد.
اما جنگ از طرف ما مردمی شروع شد، ولی سیاسی تمام شد."
چه نکات پنهانی در خود دارد؟
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۶, ۵:۲۰ ب.ظ
توسط درودبرايران
پيامي که من از اين گفته برداشت مي کنم با تصورم از جنگ منطبق هست:
عراق جنگ رو بخاطر تحريکهاي خارجي شروع کرد ولي ما بخاطر ارزشهاي خودمون و دفاع از اونها به دفاع پرداختيم. در سالها يا ماههاي پاياني جامعۀ بين المللي خواستار اتمام جنگ بود ولي ما بدلائلي که جنبۀ سياسي داشت به جنگ ادامه داديم و تلفات بسيار داديم. در حاليکه عراق ... ؟
اين قسمت رو خودم نمي دونم. آيا عراق واقعاً خودشو توي جنگ پيدا کرده بود؟ چرا اين مطلب ميگه اونا جنگو مردمي تموم کردن؟ اگه کسي اطلاعات ديگه يي داره لطفاً بذاره. :-o

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶, ۱:۵۸ ق.ظ
توسط grimi
تنها پيام اينه كه دستايي پشت شرايط ايران وجود داره كه به نوشه در تمام ماجراهاي ايران يا سياسي شه يا با احساسات مردم بازي بشه كه افكار عمومي از اين گند كاري دور بمونه _ فقط دوست دارم ايران ايده ال اول انقلاب رو با ايران حال مقايسه كنيد به همه چيز پي ميبريد :shock:
8)

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶, ۱۰:۰۳ ق.ظ
توسط moh-597
درباره جنگ ايران و عراق صحبت زياد است

با يك نگاه اجمالي مي توان شروع درگيري ايران و عراق را در سال 1346 دانست كه در اين سال اولين درگيري مرزي رخ داد و تقريبا سه بعد شخصي كه از طرف ايران بعدها بعنوان ماهيگير معرفي شد توسط عراق دستگير شد (ايشان تقريبا حدود 20 سال در اسارت بود ) در درگيري ها كار به جايي رسيد كه در اواخر سال 51 از سوي عراق اعلام شد كه ديگر هيچ كشتي ايراني حق عبور از اروند رود را ندارد و هر كشتي يا بعبارت بهتر لنچ ايراني كه در اروند رود باشد مورد هدف قرار مي گيرد كه با دخالت ارتش ايران در همان سال بدين شكل عمل شد كه يك ناوچه ايراني كه بر عرشه آن فرمانده ارتش ايستاده بود عرض اروند رود را طي كرد و در ساحل غربي اروند رود پهلو گرفت در همان موقع از سوي ايران اعلام شد كه هر گونه تحرك عراق در قبال اين ناوچه به منزله شروع جنگ مي باشد و ايران حق خود مي داند كه دفاع را آغاز كند بدين ترتيب (البته در منبع فقط درباره نيروي هوايي توضيح داده شده بود ) سه پايگاه هوايي ايران (كه نام آنها ذكر نگرديده ) به حالت آماده باش كامل درآمدند و دو پايگاه ديگر كه احتمالا يكي از آنها پايگاه يكم شكاري بود نيز با 50% حالت عملياتي بكار خود ادامه داد با پرواز جنگنده بمب افكنهاي f-4 و جنگنده هاي f-5 بر فراز اروند رود و اسكورت ناوچه ايراني اين حركت آغاز شد كه كشور عراق جرات كوچكترين تحركي را بخود نداد اين ادامه پيدا كرد تا اينكه در سال 1354 درگيري ها شديد تر شد و با اعزام نيروهاي نظامي ايران به سمت جبهه غرب طبق معمول اعراب مداخله كردند و كشور عراق نيز كه حمايت كامل آمريكا را از ايران كاملا تجربه كرده بود سريعا پاي ميز مذاكره نشست و بدين ترتيب قرار داد معرف 1975 الجزاير به امضاي طرفين رسيد كه ايران بدليل برتري كامل نظامي و پشتيباني كامل امريكا از ايران تمامي مفاد ايران قرارداد بشكل دلخواه ايران تنظيم گرديد . البته همچنان درگيري هاي مرزي ادامه داشت كه اكثرا توسط مرزنشينان دفع مي شد .
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي زمزمه هاي حمله به ايران شنيده مي شد كه اين زمزمه ها بد از تسخير سفارت امريكا در ايران بيشتر شد و تقريبا بعد از حمله ناموفق امريكا در ارديبهشت سال 1359 به ايران عراق چراغ سبز امريكا را نيز جهت حمله به ايران دريافت كرد بدين ترتيب در تير ماه سال 59 از سوي كشور عراق قرارداد الجزاير يكرطفه لغو گرديد .
البته يه نكته منفي كه از اين به بعد وجود داره اينه كه عراق از اواخر تير ماه تحركات خود را در مرز ايران شروع كي نه ولي ايران اصلا توجهي به اين تحركات نداره و همچنان درگير مسائل داخلي است كه جاي بسي تعجب داره . :-(
بالاخره اولين درگيري هاي هوايي نيز آغاز مي شه در 24 شهريور سال 59 يكفروند su عراقي در حالي كه به حريم هوايي ايران تجاوز كرده بود توسط يكفروند f-14 پايگاه هشتم سرنگون شد و بسيار جاي تعجب بيشتر دارد كه ايران بازهم عكس العملي نشان نداد .
و سرانجام جنگ در موعد مقرر آغاز گرديد .

برتري زميني كامل عراق در 2 سال جنگ و برتري كامل هوايي ايران در همين مدت ، نابودي كامل نيروي درياي عراق در تاريخ 7 آذر 59 توسط نيروهاي هوايي و درياي در عمليات مرواريد و شكست حصر آبادان مهمترين وقايع اين دوسال بود و البته يك اشتباه ديگر كه به نظر من رخ داد حمايت ايران از چريكهاي افغان باعث شد كه شوروي صراحتا اعلام كرد كه به عراق كمكهاي نظامي و مالي مي كند كه همگي ديديم كه ما چقدر چوب اين حركت رو خورديم

بعد زا فتح خرمشهر برتري كامل با ايران بود البته ناگفته نمونه كه در همون موقع در جبهه غرب هنوز برتري با عراق بود و آنها در خاك ايران بودند كه در اين موقع طرح صلحي از سوي كشورهاي عربي ارائه شد كه بر مبناي آن دو كشور به مرزهاي بين المللي برگردند و عراق ( كه البته منظور كشورهاي عربي بود ) تمامي خسارت ايران را بپردازد ولي حرفي از اينكه دوباره مفاد قرارداد 1975 اجرا شود گفته نشد .
عراق قبول كرد ولي ايران اين درخواست را نپذيرفت كه هيچ وقت هم دلايل نپذيرفتن اين پيشنهاد مشخص نشد مي شه اينجوري استنباط كرد اگر صدام بازهم تقويت مي شد دوباره با قدرت بيشتر به ايران حمله مي كرد يا اينكه ايران فكر مي كرد كه مي تونه با پيشروي در خاك عراق حقانيت يا هرچيز ديگه اي رو ثابت كنه و يا چيزهاي ديگر كه من نمي دونم كه به نظرم اولي منطقي تره
جنگ در 2 سال بعد بصورتي بود كه هيچ كدام از طرفين حرتك خاصي نمي كردند يعني جنگ متعادل بود در حدفاصل 63 تا 65 برتري كامل با ايران بود كه باز هم در اواخر سال 65 ايران صلح را نپذيرفت كه به ناگاه حركتهاي كشورهاي ديگر شروع شد . در بحث زميني شوروي نسل جديد تانكهاي تي 72 خود را به عراق تحويل داد انگلستان انواع توپهاي خودكششي را تحويل داد در بحث هوايي ميگهاي پيشرفته 29 تحويل عراق شد ميگهاي 23 عراقي نيز بازسازي شد بمب افكنهاي TU-22M تحويل عراق شد ،موشكهاي r-60 به تعداد انبوه تحويل عراق شد موشكهاي سام 2 و 3 و 6 و 9 به تعداد انبوه تحويل عراق شد هلكي كوپترهاي MI شوروي تحويل عراق شد ميراژ هاي LQ5,6 همراه با موشكهاي R-550 و هواپيمهاي پيشرفته SUPER ETENDARD تحويل عراق شد سيستمي برروي ميراژ هاي عراق نصب شد كه توانايي هدف قرار دادن سامانه موشك هاگ را فراهم مي كرد و خيلي امكانات ديگر كه فاش نشد دراختيار عراق قرار گرفت . برتري كامل در زمين و هوا با عراق شد و اين برتري در آخر جنگ ادامه داشت مگر با جرقه هاي كه توسط نيروهاي غيور ايراني زده مي شد تعداد زيادي از هواپيماها و خلبانان شجاع خود را از دست داديم و تعداد زيادي تلفات داديم تا بالاخره در مرداد 67 قطعنامه را پذيرفتيم .

حال نتيجه را اين شكل مي توان گرفت جنگ ازسوي عراق زياد هم سياسي شروع نشد عراق مدتها بود كه مي خواست به ايران حمله كند ولي جرات نمي كرد و حمايتهاي كشورهاي غربي را نداشت وقتي حمايت مستقيم فرانسه امريكا و انگليس را ديد حمله را آغاز كرد پس هم سياسي بود چون امريكا دوست داشت به يك طريق با ايران ضربه بزند و چه چيزي بهتر از اينكه عراق را تحريك كند كه با اين كار به دو هدف رسيد ابتدا ايران را درگير كرد و دوم باعث شد صدام بيشتر از اينكه بود قوي تر نشود . براي خاتمه جنگ هم هم مردم عراق خواستند و هم با پذيرش قطعنامه عراق هم مجبور به ترك جنگ شد .
درباره ايران هم كاملا مشخص است كه حركت اول مردمي بود رئيس جمهور كه يه آدم بي خيال به نام بني صدر بود كه انقدر اين دست و اون دست كرد تا خرمشهر رو از دست داديم . درباره خاتمه نيز كاملا صحيح است ما مجبور به قبول قطعنامه شديم چون از طرفي فشار بين المللي زياد بود و از طرف ديگر ايران ديگر توان جنگ را نداشت نيروها كه تحليل رفته بود توان هوايي كامل پايين رفته بود و لازم به تجهيز بوديم كه هيچ كشوري نه هواپيما به ما مي فروخت و قطعات به ما مي دادند . توان دريايي كاملا پايين بود با توجه به هدف قرار گرفتن بزرگترين ناوچه هاي ايراني ( پيكان - سهند ) . توان زميني هم فقط بخاطر اين بالا بود كه جوانان ما از مرگ نمي ترسيدند و بعبارتي به جايي رسيده بوديم كه با سپر گوشتي جلوي دشمن را مي گرفتيم در هميم عمليات كربلاي 5 كه ما پيروز شديدم از 7 دژ دشمن گذشتيم كه بقدري تلفات داديم كه در كربلاي 4 انقدر تلفات نداديم . پس تمام شدن جنگ از سوي ايران مردمي اصلا نبود هم سياسي بود و هم اينكه ديگر توان ادامه نداشتيم

در پايان قابل ذكر است جنگ به هر شكل و هر نوع عملي ناپسنديده و محكوم است ولي قابل ذكر است كه ما دفاع كرديم در اين بين چقدر از جوانان اين مرز و بوم رفتند كه شايد دوست داشتند كه باشند وظيفه من وشما زنده نگه داشتن ياد اونها - دلاوريهاشون و خيلي چيزهاي ديگه است ما وظيفه داريم ارزشهاي جنگ رو حفظ كنيم



منبع قسمتهاي كه مربوط به قبل از انقلاب است : ماهنامه نيروي هوايي سال 1355

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶, ۱۲:۲۴ ب.ظ
توسط Frogfoot
بعد زا فتح خرمشهر برتري كامل با ايران بود البته ناگفته نمونه كه در همون موقع در جبهه غرب هنوز برتري با عراق بود و آنها در خاك ايران بودند كه در اين موقع طرح صلحي از سوي كشورهاي عربي ارائه شد كه بر مبناي آن دو كشور به مرزهاي بين المللي برگردند و عراق ( كه البته منظور كشورهاي عربي بود ) تمامي خسارت ايران را بپردازد ولي حرفي از اينكه دوباره مفاد قرارداد 1975 اجرا شود گفته نشد .
عراق قبول كرد ولي ايران اين درخواست را نپذيرفت كه هيچ وقت هم دلايل نپذيرفتن اين پيشنهاد مشخص نشد

دلایلش قبلا بارها توسط مسئولین توضیح داده شد. این طرح یک طرح آتش بس غیر الزام آور بود. این تصور وجود داشت که احتمال تبدیل شدن این جنگ به چیزی شبیه به جنگ اعراب و اسرائیل وجود داره. همین الان هم سوریه و اسرائیل در آنش بس به سر می برند و البته بلندی های جولان در اختیار اسرائیل هست! هنوز بخش های زیادی از خاک ایران در اختیار عراق بود، هر چند نقاط کلیدی از دست عراق خارج شده بود، اما هدف این بود که حتی یک وجب از خاک کشور به دست عراق نیافته.
احتمال تجدید قوای عراق و حمله مجدد بسیار زیاد بود، همانطوری که بعدا در جریان قطعنامه 598 هم دیدم که با قبول قطعنامه، بالافاصله عراق به ایران حمله کرد.
در طرح پیشنهادی اعراب هیچ راهکار عملی و مشخصی برای پرداخت غرامت به ایران و مشخص کردن متجاوز تعیین نشده بود.
همانطور که خودتان هم گفتید، در این طرح وضعیت مرزهای بین المللی مشخص نمی شد و هر لحظه امکان ادعای جدید عراق نسبت به خاک ایران وجود داشت.
ایران به دنبال راهی بود که از طرفی کل خاک کشور را حفظ کند و از طرف دیگر جامعه جهانی را وادار به مقصر شناختن عراق کند. برای این منظور هم جنگ را ادامه داد و سعی کرد حتی نقاطی از خاک عراق را اشغال کند و به این ترتیب از موضع قدرت در مذاکرات سیاسی شرکت کند. اما مشکل اینجا بود که هیچ قدرتی در دنیا خواستار پیروزی ایران نبود و به هیچ وجه حاضر نبودند با ایران پیروز معامله ایی بکنند. به همین دلیل هم هر کی به هر شکلی که می توانست به عراق کمک کرد، حتی آمریکا مستقیما با ایران وارد جنگ شد و از طرفی قیمت جهانی نفت پایین نگه داشته شد و صادرات به ایران تحریم شد و این تحریم به شدت نظارت میشد تا که ایران موضع دست بالای خود را از دست بدهد.
نهایتا وقتی مشخص شد که ایران موضع دست بالای خود را از دست داده، سعی شد که دوباره به ایران حمله شود، اما مقابله ایران نشان داد که اگر قرار باشد به خاک این کشور تعرض شود، مردم حاضرند هست و نیست خود را فدا کنند، پس عملا به زانو درآوردن ایران ممکن نبود، از طرفی قدرت ایران هم به شدت تحلیل رفته بود و ایران تا مدت ها نمی توانست نقش تاثیرگزاری در منطقه داشته باشد، پس تصمیم بر این شد که جنگ را به همین شکل خاتمه دهند که هم ایران موضع قدرت خود را در منطقه از دست داده باشد، هم عراق بیشتر از این سر افکنده نشود.
دقت کنید که با پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، موج جدیدی تمام منطقه خاورمیانه را فراگرفت. اگر این انقلاب به حال خودش رها میشد، تمام منطقه را در بر میگرفت، بخصوص که مردم سایر کشورهای منطقه هم پتانسیل خوبی برای مبارزه با ظلم حاکمان دست نشانده شان داشتند. اگر کار انقلاب به همان شکل ادامه پیدا می کرد، دیگه صدامی در عراق با 70% جمعیت شیعه باقی نمی ماند. حزب الله لبنان از اینی هم که هست قویتر می بود. صاف تن به سازش بیشتر با اسرائیل نمی داد. کشورهایی مثل بحرین، کویت و امارات به خطر می افتادند. مصر و عربستان اعتبار خود را از دست می دادند. مقاومت افغانستان بر علیه شوروی شدت می گرفت. پس این انقلاب باید مشغول میشد چه با جریانات داخلی و چه با جریانات خارجی، تا نتواند خودش را گسترش دهد. از همه بدتر این بود که این انقلاب مستقل از شرق و غرب بود، پس هر دو ابرقدرت در مبارزه با آن هم دل و یک صدا بودند، از طرفی در استراتژیکترین نقطه جهان صورت می گرفت.

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶, ۱۲:۳۵ ب.ظ
توسط Galadriel
تحلیل های سیاسی دوستمونFrogfoot واقعا تحسین برانگیزه :smile:
منکه از خوندنشون خیلی لذت می برم...
سبک نوشتارشون مثل دوستمونReza6662 هست که متاسفانه خیلی وقته از مقاله های زیباشون خبری نیست :sad:

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶, ۱۲:۵۰ ب.ظ
توسط davodabadi
با سلام خدمت دوستان عزیز و تشکر از توجه شان به این بحث.
اگر بخواهیم به ریشه های تاریخی جنگ ایران و عراق بپردازیم، باید خیلی عقب تر برویم. حداقل می پردازیم به زمانی که "میشل عفلق" بنیان "حزب سوسیالیستی بعث" را گذاشت که شعار معروف شان این بود:
"خداوند سه چیز را بیهوده خلق کرده که باید از بین ببریم. 1 - یهود 2 - مجوس (ایرانی ها) 3 - پشه.

توصیه شدید میشل عفلق به همه کارگزاران حکومت عراق بخصوص بعثی ها، این بود که خوزستان را از ایران بگیرند و جدا کنند.
پس این تفاسیر نظریه های ساده انگارانه ای را که اشغال لانه جاسوسی آمریکا را باعث و علت حمله عراق به ایران می دانند، رد می کند.

ولی پاسخ سوال مهم و مبهم من چی شد؟!!

ارسال شده: سه‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۸۶, ۲:۴۶ ب.ظ
توسط mostafa426211
در سال های آخر جنگ عراق دارای برتری زیادی از نظر نظامی بر ما بود
و به نظر من عراق جنگ رو کاملا سیاسی تموم کرد و زیر فشار امریکا و شوروی مجبور شد کوتاه بیاد والا حتی بعد از قبول قطع نامه باز هم به ما حمله کرد
اتفاقا عراق اون پشتیبانی مردمی که در داخل عراق در اوایل جنگ داشت در اواخر جنگ نداشت
شورشهای کردها در اون اواخر خیلی بیشتر شده بود
شیعیان عراق علیرغم سرکوبهای شدید صدام جسورتر شده بودند و با سازماندهی هایی که بعضا در داخل ایران انجام می گرفت فعالیت بیشتری داشتند
فقط حمایت اعراب از صدام بیشتر شده بود که اواخر جنگ سربازهاشون رو هم داده بودن به عراق
میشد گفت اول جنگ به دلیل همون بحث قدیمی عرب و عجم صدام در داخل عراقی ها (حتی بعضی گروه های شیعه) از حمایت خوبی برای جنگ با ایران برخوردار بود
فقط میمونه اینکه سرباز عراقی اونجوری که توی خاک خودش می جنگید توی خاک ما نمی جنگید همینطور سربازهای ما