درباره جنگ ايران و عراق صحبت زياد است
با يك نگاه اجمالي مي توان شروع درگيري ايران و عراق را در سال 1346 دانست كه در اين سال اولين درگيري مرزي رخ داد و تقريبا سه بعد شخصي كه از طرف ايران بعدها بعنوان ماهيگير معرفي شد توسط عراق دستگير شد (ايشان تقريبا حدود 20 سال در اسارت بود ) در درگيري ها كار به جايي رسيد كه در اواخر سال 51 از سوي عراق اعلام شد كه ديگر هيچ كشتي ايراني حق عبور از اروند رود را ندارد و هر كشتي يا بعبارت بهتر لنچ ايراني كه در اروند رود باشد مورد هدف قرار مي گيرد كه با دخالت ارتش ايران در همان سال بدين شكل عمل شد كه يك ناوچه ايراني كه بر عرشه آن فرمانده ارتش ايستاده بود عرض اروند رود را طي كرد و در ساحل غربي اروند رود پهلو گرفت در همان موقع از سوي ايران اعلام شد كه هر گونه تحرك عراق در قبال اين ناوچه به منزله شروع جنگ مي باشد و ايران حق خود مي داند كه دفاع را آغاز كند بدين ترتيب (البته در منبع فقط درباره نيروي هوايي توضيح داده شده بود ) سه پايگاه هوايي ايران (كه نام آنها ذكر نگرديده ) به حالت آماده باش كامل درآمدند و دو پايگاه ديگر كه احتمالا يكي از آنها پايگاه يكم شكاري بود نيز با 50% حالت عملياتي بكار خود ادامه داد با پرواز جنگنده بمب افكنهاي f-4 و جنگنده هاي f-5 بر فراز اروند رود و اسكورت ناوچه ايراني اين حركت آغاز شد كه كشور عراق جرات كوچكترين تحركي را بخود نداد اين ادامه پيدا كرد تا اينكه در سال 1354 درگيري ها شديد تر شد و با اعزام نيروهاي نظامي ايران به سمت جبهه غرب طبق معمول اعراب مداخله كردند و كشور عراق نيز كه حمايت كامل آمريكا را از ايران كاملا تجربه كرده بود سريعا پاي ميز مذاكره نشست و بدين ترتيب قرار داد معرف 1975 الجزاير به امضاي طرفين رسيد كه ايران بدليل برتري كامل نظامي و پشتيباني كامل امريكا از ايران تمامي مفاد ايران قرارداد بشكل دلخواه ايران تنظيم گرديد . البته همچنان درگيري هاي مرزي ادامه داشت كه اكثرا توسط مرزنشينان دفع مي شد .
بعد از پيروزي انقلاب اسلامي زمزمه هاي حمله به ايران شنيده مي شد كه اين زمزمه ها بد از تسخير سفارت امريكا در ايران بيشتر شد و تقريبا بعد از حمله ناموفق امريكا در ارديبهشت سال 1359 به ايران عراق چراغ سبز امريكا را نيز جهت حمله به ايران دريافت كرد بدين ترتيب در تير ماه سال 59 از سوي كشور عراق قرارداد الجزاير يكرطفه لغو گرديد .
البته يه نكته منفي كه از اين به بعد وجود داره اينه كه عراق از اواخر تير ماه تحركات خود را در مرز ايران شروع كي نه ولي ايران اصلا توجهي به اين تحركات نداره و همچنان درگير مسائل داخلي است كه جاي بسي تعجب داره .
بالاخره اولين درگيري هاي هوايي نيز آغاز مي شه در 24 شهريور سال 59 يكفروند su عراقي در حالي كه به حريم هوايي ايران تجاوز كرده بود توسط يكفروند f-14 پايگاه هشتم سرنگون شد و بسيار جاي تعجب بيشتر دارد كه ايران بازهم عكس العملي نشان نداد .
و سرانجام جنگ در موعد مقرر آغاز گرديد .
برتري زميني كامل عراق در 2 سال جنگ و برتري كامل هوايي ايران در همين مدت ، نابودي كامل نيروي درياي عراق در تاريخ 7 آذر 59 توسط نيروهاي هوايي و درياي در عمليات مرواريد و شكست حصر آبادان مهمترين وقايع اين دوسال بود و البته يك اشتباه ديگر كه به نظر من رخ داد حمايت ايران از چريكهاي افغان باعث شد كه شوروي صراحتا اعلام كرد كه به عراق كمكهاي نظامي و مالي مي كند كه همگي ديديم كه ما چقدر چوب اين حركت رو خورديم
بعد زا فتح خرمشهر برتري كامل با ايران بود البته ناگفته نمونه كه در همون موقع در جبهه غرب هنوز برتري با عراق بود و آنها در خاك ايران بودند كه در اين موقع طرح صلحي از سوي كشورهاي عربي ارائه شد كه بر مبناي آن دو كشور به مرزهاي بين المللي برگردند و عراق ( كه البته منظور كشورهاي عربي بود ) تمامي خسارت ايران را بپردازد ولي حرفي از اينكه دوباره مفاد قرارداد 1975 اجرا شود گفته نشد .
عراق قبول كرد ولي ايران اين درخواست را نپذيرفت كه هيچ وقت هم دلايل نپذيرفتن اين پيشنهاد مشخص نشد مي شه اينجوري استنباط كرد اگر صدام بازهم تقويت مي شد دوباره با قدرت بيشتر به ايران حمله مي كرد يا اينكه ايران فكر مي كرد كه مي تونه با پيشروي در خاك عراق حقانيت يا هرچيز ديگه اي رو ثابت كنه و يا چيزهاي ديگر كه من نمي دونم كه به نظرم اولي منطقي تره
جنگ در 2 سال بعد بصورتي بود كه هيچ كدام از طرفين حرتك خاصي نمي كردند يعني جنگ متعادل بود در حدفاصل 63 تا 65 برتري كامل با ايران بود كه باز هم در اواخر سال 65 ايران صلح را نپذيرفت كه به ناگاه حركتهاي كشورهاي ديگر شروع شد . در بحث زميني شوروي نسل جديد تانكهاي تي 72 خود را به عراق تحويل داد انگلستان انواع توپهاي خودكششي را تحويل داد در بحث هوايي ميگهاي پيشرفته 29 تحويل عراق شد ميگهاي 23 عراقي نيز بازسازي شد بمب افكنهاي TU-22M تحويل عراق شد ،موشكهاي r-60 به تعداد انبوه تحويل عراق شد موشكهاي سام 2 و 3 و 6 و 9 به تعداد انبوه تحويل عراق شد هلكي كوپترهاي MI شوروي تحويل عراق شد ميراژ هاي LQ5,6 همراه با موشكهاي R-550 و هواپيمهاي پيشرفته SUPER ETENDARD تحويل عراق شد سيستمي برروي ميراژ هاي عراق نصب شد كه توانايي هدف قرار دادن سامانه موشك هاگ را فراهم مي كرد و خيلي امكانات ديگر كه فاش نشد دراختيار عراق قرار گرفت . برتري كامل در زمين و هوا با عراق شد و اين برتري در آخر جنگ ادامه داشت مگر با جرقه هاي كه توسط نيروهاي غيور ايراني زده مي شد تعداد زيادي از هواپيماها و خلبانان شجاع خود را از دست داديم و تعداد زيادي تلفات داديم تا بالاخره در مرداد 67 قطعنامه را پذيرفتيم .
حال نتيجه را اين شكل مي توان گرفت جنگ ازسوي عراق زياد هم سياسي شروع نشد عراق مدتها بود كه مي خواست به ايران حمله كند ولي جرات نمي كرد و حمايتهاي كشورهاي غربي را نداشت وقتي حمايت مستقيم فرانسه امريكا و انگليس را ديد حمله را آغاز كرد پس هم سياسي بود چون امريكا دوست داشت به يك طريق با ايران ضربه بزند و چه چيزي بهتر از اينكه عراق را تحريك كند كه با اين كار به دو هدف رسيد ابتدا ايران را درگير كرد و دوم باعث شد صدام بيشتر از اينكه بود قوي تر نشود . براي خاتمه جنگ هم هم مردم عراق خواستند و هم با پذيرش قطعنامه عراق هم مجبور به ترك جنگ شد .
درباره ايران هم كاملا مشخص است كه حركت اول مردمي بود رئيس جمهور كه يه آدم بي خيال به نام بني صدر بود كه انقدر اين دست و اون دست كرد تا خرمشهر رو از دست داديم . درباره خاتمه نيز كاملا صحيح است ما مجبور به قبول قطعنامه شديم چون از طرفي فشار بين المللي زياد بود و از طرف ديگر ايران ديگر توان جنگ را نداشت نيروها كه تحليل رفته بود توان هوايي كامل پايين رفته بود و لازم به تجهيز بوديم كه هيچ كشوري نه هواپيما به ما مي فروخت و قطعات به ما مي دادند . توان دريايي كاملا پايين بود با توجه به هدف قرار گرفتن بزرگترين ناوچه هاي ايراني ( پيكان - سهند ) . توان زميني هم فقط بخاطر اين بالا بود كه جوانان ما از مرگ نمي ترسيدند و بعبارتي به جايي رسيده بوديم كه با سپر گوشتي جلوي دشمن را مي گرفتيم در هميم عمليات كربلاي 5 كه ما پيروز شديدم از 7 دژ دشمن گذشتيم كه بقدري تلفات داديم كه در كربلاي 4 انقدر تلفات نداديم . پس تمام شدن جنگ از سوي ايران مردمي اصلا نبود هم سياسي بود و هم اينكه ديگر توان ادامه نداشتيم
در پايان قابل ذكر است جنگ به هر شكل و هر نوع عملي ناپسنديده و محكوم است ولي قابل ذكر است كه ما دفاع كرديم در اين بين چقدر از جوانان اين مرز و بوم رفتند كه شايد دوست داشتند كه باشند وظيفه من وشما زنده نگه داشتن ياد اونها - دلاوريهاشون و خيلي چيزهاي ديگه است ما وظيفه داريم ارزشهاي جنگ رو حفظ كنيم
منبع قسمتهاي كه مربوط به قبل از انقلاب است : ماهنامه نيروي هوايي سال 1355