شناخت خدا از طريق برهان(بررسي بيگ بنگ . تکامل و...)
ارسال شده: دوشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۶, ۴:۰۰ ب.ظ
شناخت خدا از طريق برهان
هارون يحيي
درباره نويسنده
تحت اسم مستعار هارون يحيي، مؤلف كتابهاي بيشماري را در خصوص مسائل سياسي، مذهبي و اعتقادي به چاپ رسانده است. بخش عمده اي از آثار او به نقطه نظر ماده گرايان و تاثير آن در تاريخ جهان و سياست مربوط مي شود. (اسم مستعار، برگرفته از اسامي ”هارون“ { آرون } و ” يحيي“ {يوهان} است كه به احترام ياد دو پيامبري كه بر عليه كفر جنگيدند، گذاشته شده است.)
آثار او عبارتند از: ” دست پنهان“ در بوسني، حقه قتل و عام با حريق، پشت صحنه تروريسم، كارت برنده كردها در اسرائيل، ترفند ملي براي تركيه، پاسخ دروس اخلاقي قرآن، ضديت داروين با تركها، بند 1 ، بند 2 ، مصيبتهايي كه داروين بر بشريت وارد كرد، حقه تكامل، ملل از بين رفته، موسي پيامبر، عصر طلايي، هنر خدا در رنگها، شكوه همه جا است، حقايق زندگي در اين دنيا، اعترافات تكامل گرايان، اشتباه فاحش تكامل گرايان 1 ، اشتباه فاحش تكامل گرايان 2 ، جادوي شيطاني داروين، مذهب داروين گرايان، هدايت به سوي دانش از طريق قرآن، منشاء اصلي حيات، خود آگاهي سلول، خلقت گيتي، معجزات قرآن، طرح طبيعت، فداكاري و گونه هاي هوشمندانه در حيوانات، جهان آخرت از ازل بوده است، فرزندان داروين دروغ مي گفتند! پايان داروين گرايي، تفكرعميق، عدم زمان و واقعيت سرنوشت، هرگز بهانه بي اطلاعي نداشته باشيد، اسرار دي.ان.اي (DNA)، معجزه اتم، معجزه نهفته در سلول، معجزه نهفته در سيستم ايمني بدن، معجزه نهفته در چشم، معجزه خلقت در گياهان، معجزه در عنكبوت، معجزه در مورچه، معجزه در پشه، معجزه در زنبور عسل، معجزه دانه، معجزه در موريانه، معجزه بدن انسان و معجزه در خلقت بشر.
از كتابچه هاي او مي توان به اسرار اتم، شكست تئوري تكامل: واقعيت خلقت، شكست ماده گرايي، پايان ماده گرايي، اشتباه فاحش تكامل گرايان 1 ، اشتباه فاحش تكامل گرايان 2 ، شكست فرضيه ميكروبيولوژي تكامل گرايان، واقعيت خلقت، شكست تئوري تكامل در پاسخ به 20 سؤال و بزرگترين حقه در تاريخ زيست شناسي، داروين گرايي اشاره كرد.
از آثار ديگر نويسنده در رابطه با مسائل قرآني نيز، تفكر جاوداني درباره حقيقت؟، ايثار در راه خدا، ترك معاشرت با بي خردان، بهشت، تئوري تكامل، ارزشهاي اخلاقي قرآن، دانش قرآن، مهاجرت بخاطر خدا، توضيح ويژگيهاي افراد رياكار در قرآن، اسرار افراد رياكار، اسامي خدا، انتقال پيام و بحث در قرآن، مفهوم اساسي در قرآن، پاسخهاي قرآن، جهنم،پپپ تجديد حيات پس از مرگ، تلاش مريدان، شيطان دشمن قسم خورده، مذهب افراد گمراه، تكبر شيطان، عبادت در قرآن، اهميت وجدان در قرآن، هرگز روز جزا را فراموش نكنيد، قضاوتهاي نامحترمانه درباره قرآن، ويژگيهاي انسان بي خرد، اهميت صبر در قرآن، اطلاعات كلي از قرآن، فهم سريع ايمان 1-2-3 ، استدلال پيش پا افتاده بي ايماني، ايمان كامل، قبل از اينكه پشيمان شويد، مراد دهندگان ما چنين مي گويند، نجات براي اهل ايمان، ترس از خدا، كابوس بي اعتقادي، عيسي پيامبر باز خواهد گشت، زيبايي هاي حيات در قرآن، تحسين زيبايي هاي خدا 1-2-3-4 ، شرارت با عنوان ” ريشخند“، رمز آزمايش، خرد صحيح مطابق با قرآن، نزاع با مذهب بي مذهبان، مكتب يوسف، اتحاد با خردمندان، افتراها بر ضد مسلمانان در طول تاريخ، اهميت استفاده از كلمات نيكو، چرا خودتان را فريب مي دهيد؟، اسلام: مذهب سهولت، اشتياق و حرارت در قرآن، نيكي را در همه چيز پيدا كنيد، چگونه بي خردان قرآن را تفسير مي كنند؟، برخي از اسرار قرآن، شهامت مؤمنان، اميد در قرآن، عدالت و شكيبايي در قرآن.
كتابهاي نشر كلمه خوب
جهت استحضار خواننده
دليل اينكه چرا يك فصل به شكست تئوري تكامل اختصاص داده شده، به اين خاطر است كه اين فرضيه اساس فلسفه هاي ضد مذهبي را در بر مي گيرد. از آنجايي كه داروين گرايي واقعيت خلقت و همينطور خدا را انكار مي كند، لذا اين طرز تفكر در طول 140 سال اخير سبب شده است كه مردمان بيشماري اعتقاداتشان را از دست داده و به شبهه و گمان روي آورند. بنابراين براي اينكه ثابت كنيم اين فرضيه حقه اي بيش نيست، وظيفه خيلي مهمي را به عهده ما وامي گذارد كه شديداً با مذهب در ارتباط مي باشد. لذا لازم است كه اين وظيفه مهم به سمع و نظر همه افراد برسد. برخي از خوانندگان ممكن است فقط فرصت خواندن يكي از كتابهاي ما را داشته باشند. از اينرو به نظر ما لازم است كه فصلي را خلاصه در ارتباط با اين موضوع اختصاص دهيم.
در تمام كتابهاي مؤلف، موضوعات در رابطه با مسائل ايماني در شناخت آيه هاي قرآن مورد بحث و تفحص قرار گرفته و از افراد دعوت بعمل آمده است تا كلمات الهي را فراگرفته و آنها را در زندگاني خود بكار برند. تمام موضوعاتي كه مربوط به آيه هاي قرآن مي باشد طوري شرح داده شده اند كه هيچگونه سؤال يا ظني را در ذهن خواننده بر جاي نميگذارد. با سبك اصيل، واضح و سليسي كه در اين كتابها بكار برده شده است، همه رده هاي سني جامعه و گروههاي اجتماعي را براحتي قادر به درك اين كتابها مي كند. اين شرح شفاف و مؤثر سبب مي شود تا كتابها را در نشستي ساده بتوان تعبير كرد. حتي كسانيكه شديداً معنويت را رد مي كنند، تحت تاثير واقعيتهايي كه در اين كتاب نقل شده است قرار گرفته و قادر به تكذيب حقايق محتوي آن نيستند.
اين كتاب و تمام كتابهاي ديگر نويسنده را مي توان بصورت انفرادي خوانده و يا در گروه هاي جمعي راجع به آن صحبت كرد. خوانندگاني كه تمايل به بهره وري از اين كتابها را دارند، چنانچه بتوانند بحث را از طريقي كه مطالب و تجربيات خود را از كتاب به ديگران انعكاس دهند، سودمند مي باشد.
علاوه بر اين، معرفي خواندن اين كتابها، كه صرفاً جهت رضايت پروردگار نوشته شده است، كمك شاياني به مذهب خواهد بود. تمام كتابهاي نويسنده متقاعد كننده مي باشند. به همين علت آنهايي كه تمايل گفتگو راجع به مذهب با ديگران را دارند، يكي از مؤثرترين روشها تشويق آنها به خواندن اين كتابها است.
اميد است كه خواننده وقتي را براي مرور كتابهاي ديگري كه در صفحات آخر كتاب به آنها اشاره شده است، صرف كرده و از منابع اطلاعات ارزشمندي كه در جهت موضوعات اعتقادي بكار رفته است، كه خواندن آنها هم خالي از لطف نيست، لذت ببرد.
در اين كتابها، همانند برخي كتابهاي ديگر، نقطه نظر شخصي نويسنده، توضيحات بر پايه منابع مشكوك، سبكهاي غير ملاحظه كارانه در احترام و تكريم به موضوعات مقدس، نااميدي، شك بر انگيزي و يا عذرهاي بدبينانه اي كه باعث انحراف قلبها مي شود وجود ندارد.
چاپ اول 2000
كتابهاي نشر كلمه خوب، 2000
چاپ هندوستان
توزيع توسط:
الرساله
مركز اسلامي
بازار غربي نظام الدين، پلاك 1 ، دهلي نو كد پستي 110013
تلفن: 4625454 ، 4611128 ، فاكس: 4697333 ، 4647980
[External Link Removed for Guests], e-mail:skhan@vsnl.com
ISBN81-87570-05-9
info@harunyahya.org پست الكترونيكي: [External Link Removed for Guests] شبكه وب سايت:/
فهرست
پيشگفتار 6
بخش اول (1)
حقيقت خلقت در شناخت شواهد علمي
مقدمه 10
از نيستي تا هستي 14
نشانه ها در زمين و آسمانها 30
دانشمندان وجود خدا را تاييد كرده اند 64
واقعيتهاي علمي و معجزه قرآن 70
قسمت دوم (2)
خطاي انكار واقعيت خلقت
حقه تكامل 100
فلسفه هايي كه اشتباه انكار خدا را شامل مي شوند 131
زيانهاي نگرش جامعه در بي اعتقادي نسبت به خدا 139
خانه وعده داده شده: جهان آخرت 144
نگرشي كاملاً متفاوت به ماده 156
نسبيت زمان و نسبيت سرنوشت 192
نتيجه گيري 204
پانويس ها 208
پيشگفتار
اينكه چرا اسم اين كتاب بعنوان ” شناخت خدا از طريق برهان“ تلقي شده است، دليل مهمي دارد. اكثر مردم اظهار مي كنند كه خدا را مي شناسند و به او اعتقاد دارند. با وجود اين، آنها، در حقيقت، او را نمي شناسند و خداوند را با وسعت حقيقي اش سنجش نمي كنند. به همين خاطر، انسان احتياج به ” دليل و خرد“ دارد.
نكته اي كه در اينجا مي بايست به آن اشاره كرد اين است كه وقتي كه گفته مي شود انسان احتياج به ” خرد“ دارد تا بتواند به شناخت خدا با وسعت حقيقي اش چنگ بزند، به اين معني نيست كه نياز به ” هوش“ داشته باشد. خرد و هوش دو مقوله كاملاً متفاوت مي باشند. هوش ظرفيت مغز است كه انسان از لحاظ زيست شناختي آن را دارا مي باشد. هوش نه كم مي شود و نه زياد. عقل، با اين حال، خصلت منحصر به فرد مؤمنين مي باشد. عقل نعمت بزرگي است كه از سوي خداوند به مؤمنيني كه تقوي پيشه مي كنند، اعطا شده است. عقل معياري است كه خداوند آن را به بندگان حقيقي خود داده تا بين حق و باطل را از يكديگر تشخيص دهند. توانايي انسان براي قضاوت، كه همان عقل مي باشد، در جهت متناسب با تقوايش افزايش پيدا مي كند.
يكي از واضح ترين ويژگيهاي يك انسان عاقل، ترس از خدا و توجه به وجدان و ارزيابي هر لحظه از تجربيات خود در مسير قرآن و رضايت پروردگار در همه احوال است.
حتي اگر انساني داراي بيشترين ميزان عقل و هوش و دانش در دنيا باشد، چنانچه فاقد اين ويژگيها و قابليت درك باشد، انساني بي خرد بوده و قادر به فهم خيلي از واقعيتها نيست.
ما مي توانيم تفاوت بين هوش و خرد را با يك مثال روشن كنيم: دانشمندي ممكن است تحقيقات گسترده اي را در جهت دستگاه عصبي بدن شروع كند. او ممكن است با تخصص ترين فرد جهان در زمينه انتقال بيش از اندازه سيستمهاي عصبي در بدن باشد. با اين وجود، اگر او فاقد عقل باشد، بيشتر از شخصي كه اطلاعات بيشماري را در خصوص فرآيند شكل گيري بين سلولهاي عصبي دارد، فراتر نخواهد رفت. به بيان ديگر، او قادر به درك واقعيتهاي مهمي كه در پشت اين اطلاعات نهفته است نمي باشد. با اين حال، انسان داراي خرد، حوادث معجزه آسايي را كه در دستگاه عصبي اتفاق مي افتد و يا مكانيسم كامل با جزئياتش را ديده و به اين موضوع پي مي برد كه چنين ساختار بي نقصي مي بايستي خالق و طراح دانشمندي داشته باشد. چنين شخصي با خود مي گويد: ” قدرتي كه دستگاه عصبي را با چنين شيوه معجزه آسايي خلق كرده است مي بايست بطور يقين خالق تمام موجودات زنده ديگر باشد. پس او قدرت خلق مكان پس از مرگ را نيز خواهد داشت.“
حركت اصلي اين كتاب به اين خاطر است كه به خوانندگان اجازه دهد تا شاهد وجود خدا با عقل خود باشند. برخي از مردم به وجود خدا اعتقاد ندارند و برخي ديگر مي گويند كه بخاطر عقل و وجدانشان نيست كه وجود خدا را باور ندارند بلكه به آنها تعليم داده شده است كه چنين باور كنند. با اين وجود، چونكه آنها از خرد خود استفاده نمي كنند لذا قادر به دسترسي شرايطي كه بتوانند از طريق آن به ضرورت حتمي اعتقاد به خدا پي ببرند، نيستند. البته مؤمنين خردمند وجود و خلقت خدا را با فكر و منطق خود ديده و از خدايي كه قدرت جاودان دارد مي ترسند.
پس از اشاره به علائم آفرينش در قرآن، خداوند اذعان مي فرمايد كه اين علائم براي كساني است كه با خرد باشند؛ و يكي از آيات الهي همان رعد و برق است كه شما را از صاعقه عذاب مي ترساند و به رحمت باران آسمان كه زمين را پس از مرگ زنده مي كند اميدوار مي گرداند در اين امر نيز ادله قدرت ايزد براي اهل خرد آشكار است. (سوره الروم، آيه: 24)
قسمت اول (1)
حقيقت خلقت در شناخت شواهد علمي
مقدمه
نگاهي به اطراف و جايي كه در آن نشسته ايد بياندازيد. متوجه خواهيد شد كه چيزهايي در اتاق ” وجود دارند “ : ديوارها، مبل و پرده، سقف، صندلي كه بر روي آن نشسته ايد، كتابي كه در دست داريد، ليوان روي ميز و خيلي چيزهاي ديگر. هيچكدام از اينها خود به خود در اتاق شما قرار نگرفته است. حتي گره هاي فرش توسط شخصي درست شده است؛ آنها خود بخود و از روي اتفاق درست نشده اند.
شخصي كه قصد خواندن كتابي را دارد به اين نكته واقف است كه نويسنده كتاب، آن را براي مقصود خاصي نوشته است. حتي اين تصور هم براي او بوجود نميآيد كه ممكن است كتاب از روي تصادف نوشته شده باشد. در حالت مشابه، وقتي شخصي با مجسمه اي روبرو مي شود، ترديدي ندارد كه اين مجسمه را يك مجسمه ساز ساخته باشد. نه تنها فقط در رابطه با آثار هنري، بلكه حتي چند تكه آجري كه بر روي يكديگر قرار گرفته اند باعث مي شود كه انسان با خود فكر كند كه كسي آنها را با نقشه اي مشخص بر روي هم چيده است. بنابراين در هر جايي كه نظمي باشد، چه كوچك و چه بزرگ، بنيانگزار و محافظ اين نظم مي بايستي وجود داشته باشد. اگر روزي شخصي بيايد و ادعا كند كه آهن خام و ذغال با يكديگر تصادفي تركيب شده و فولاد و در نهايت برج ايفل را تشكيل داده اند، آيا او و افرادي كه به او اعتماد دارند، وي را بعنوان فردي ديوانه در نظر نمي گيرند؟
ادعاي فرضيه تكامل، روش بي نظير رد وجود خدا، با اين ادعا متفاوت نيست. طبق اين فرضيه، مولكولهاي غير طبيعي از روي تصادف اسيدهاي آمينه را ساخته و اسيدهاي آمينه از روي تصادف پروتئين، و در نهايت پروتئينها دوباره از روي تصادف موجودات زنده را شكل دادند. با اين حال، احتمال وجود تصادفي يك موجود زنده كمتر از احتمال ساخت برج ايفل در حالت مشابه است زيرا حتي ساده ترين سلول بدن، پيچيده تر از ساختارهاي دست بشر در دنيا مي باشد.
چگونه ممكن است فكر كنيم كه هماهنگي در دنيا از روي اتفاق صورت گرفته است در حالي كه هماهنگي فوق العاده طبيعت حتي با چشمان غير مسلح قابل مشاهده است؟ اين ادعايي غير منطقي است كه بگوييم: جهان، كه هر گوشه اش خبر از وجود خالقي را مي دهد خود آفريننده خويش بوده است.
بنابراين براي هماهنگي هايي كه در همه جا، از بدن ما گرفته تا دورترين گوشه گيتي پهناورغير قابل تصور، قابل رؤيت مي باشد مي بايستي خالقي را در بر داشته باشد. از اينرو چه كسي اين همه چيزها را هوشمندانه و منظم خلق كرده است؟
هيچگونه ماده حاضر در گيتي قطعاً نمي تواند خالق باشد چون كه مي بايستي داراي اراده بوده باشد چنان كه قبل از پيدايش جهان وجود داشته و آنوقت به آفرينش آن اقدام مي كرد. خالق توانا، خالقي است كه هركسي وجود آن را حس كرده و وجود او بدون هيچ شروع يا انتهايي بوده باشد.
مذهب، ما را با خالقمان كه وجودش را با منطق كشف كرده ايم آشنا مي سازد. با مذهبي كه آفريدگار برايمان به ارمغان آورد متوجه شديم كه او خداي بخشنده و مهرباني است كه زمين و آسمان را از هيچ خلق كرد.
اگرچه اكثر مردم قابليت فهم اين حقيقت را دارند، ولي زندگيشان را با بي خبري از اين موضوع سپري مي كنند. هنگامي كه آنها به نقاشي منظره اي نگاه مي كنند، در اينكه چه كسي نقاش اين اثر بوده است در شگفت مي مانند. بعدها آنها هنرمند را بخاطر كار زيبايش مدتها تحسين مي كنند. علي رغم اين واقعيت كه آنها با نقاشيهاي واقعي بيشماري كه در اطرافشان قرار گرفته مواجه مي شوند، ولي هنوز وجود خدا را كه تنها مالك همه زيباييها است در نظر نمي گيرند. در حقيقت، تحقيق گسترده براي فهم وجود خدا لازم نيست. حتي اگر كسي در اتاقي، از زماني كه در آن متولد شده زندگي مي كند، شواهد زيادي فقط در اين اتاق به اندازه كافي خواهد بود كه وجود خدا را درك كند.
بدن انسان چنان لبريز از نشانه هاي زياد مي باشد كه در هيچ دائرة المعارف دو جلدي هم جا نمي گيرد. حتي تامل دقيق و چند دقيقه اي براي فهم وجود خدا كافي خواهد بود. نظم موجود و محافظت از آن به عهده خدا مي باشد.
فقط بدن انسان لازمه انديشه نمي باشد. حيات موجود در هر گوشه از زمين نيز مي تواند توسط انسان مشاهده و يا ناديده گرفته شود. دنيا سرشار از كثرت موجودات زنده، از تك سلولي تا گياهان، از حشرات تا موجودات دريايي و از پرندگان تا خزندگان مي باشد. اگر شما يك مشت خاك را بر داشته و به آن نگاه كنيد، حتي در درون آن مي توانيد موجودات زنده متعددي را با ويژگيهاي گوناگون پيدا كنيد. اين مسئله براي هوايي كه آن را تنفس مي كنيد نيز صادق است. حتي بر روي پوست شما موجودات زنده بيشماري وجود دارند كه اسامي شان براي شما آشنا نمي باشند. در روده هاي تمام موجودات زنده، ميليونها باكتري يا موجودات زنده تك سلولي وجود دارند كه به عمل هضم كمك مي كنند. تعداد حيوانات در دنيا به مراتب بيشتر از تعداد انسانها مي باشد. وقتيكه ما به دنياي گياهان نيز نظري مي اندازيم به اين نكته پي مي بريم كه نقطه اي در زمين يافت نمي شود كه در آن حيات وجود نداشته باشد. تمام موجوداتي كه در حوزه ميليونها كيلومتر مربع پخش مي باشند، ساختار بدني متفاوت، زندگي متفاوت و سهم متفاوت از توازن بوم شناختي دارند. اينكه ادعا كنيم همه اينها از روي تصادف و بدون هدف يا قصدي بوجود آمده اند ادعايي مضحك است. هيچ اتفاق تصادفي نمي تواند به يك چنين دستگاه پيچيده اي تبديل شود.
تمام اين شواهد ما را به اين نتيجه مي رساند كه جهان با ” خود آگاهي“ معيني بكار خود ادامه مي دهد. پس چه چيزي منشاء اين خود آگاهي است؟ بطور حتم اين منشاء نه از حيات و نه از موجودات غير زنده درون آن مي باشد. همچنين از كساني كه هماهنگي را ايجاد مي كنند و از اين هماهنگي محافظت مي كنند نيز اين كار بر نمي آيد. وجود وعظمت خدا خودش را با دلايل بيشماري در جهان ثابت مي كند. در واقع هيچ انساني بر روي زمين پيدا نمي شود كه اين حقيقت را قلباً نپذيرد. قرآن در اين باره مي گويد: و با آنكه پيش نفس خود، به يقين دانستند باز ” از كبر انكار آن كردند“. (سوره النمل، آيه:14)
اين كتاب براي اين نوشته شده است تا به واقعيتي كه برخي از مردم بخاطر ضرر در منفعتشان از خدا روي برگردانده و افشاي كلاه برداريها و استنتاجهاي ابلهانه اي كه برخي از ادعاهاي نادرست از آن حمايت مي كند، بپردازد. به همين خاطر از موضوعات متنوعي در اين كتاب بطور جدي صحبت شده است.
آنهايي كه اين كتاب را مي خوانند يكبار ديگر به دليل بي چون و چراي وجود خدا پي برده و گواهي مي دهند كه وجود خدا تمام چيزها را شامل مي شود؛ ” منطق“ اين را مي داند. خدا كسي است كه تمام اين نظم هاي فرا گرفته را خلق كرده و از آنها بي وقفه نگهداري مي كند.
هارون يحيي
درباره نويسنده
تحت اسم مستعار هارون يحيي، مؤلف كتابهاي بيشماري را در خصوص مسائل سياسي، مذهبي و اعتقادي به چاپ رسانده است. بخش عمده اي از آثار او به نقطه نظر ماده گرايان و تاثير آن در تاريخ جهان و سياست مربوط مي شود. (اسم مستعار، برگرفته از اسامي ”هارون“ { آرون } و ” يحيي“ {يوهان} است كه به احترام ياد دو پيامبري كه بر عليه كفر جنگيدند، گذاشته شده است.)
آثار او عبارتند از: ” دست پنهان“ در بوسني، حقه قتل و عام با حريق، پشت صحنه تروريسم، كارت برنده كردها در اسرائيل، ترفند ملي براي تركيه، پاسخ دروس اخلاقي قرآن، ضديت داروين با تركها، بند 1 ، بند 2 ، مصيبتهايي كه داروين بر بشريت وارد كرد، حقه تكامل، ملل از بين رفته، موسي پيامبر، عصر طلايي، هنر خدا در رنگها، شكوه همه جا است، حقايق زندگي در اين دنيا، اعترافات تكامل گرايان، اشتباه فاحش تكامل گرايان 1 ، اشتباه فاحش تكامل گرايان 2 ، جادوي شيطاني داروين، مذهب داروين گرايان، هدايت به سوي دانش از طريق قرآن، منشاء اصلي حيات، خود آگاهي سلول، خلقت گيتي، معجزات قرآن، طرح طبيعت، فداكاري و گونه هاي هوشمندانه در حيوانات، جهان آخرت از ازل بوده است، فرزندان داروين دروغ مي گفتند! پايان داروين گرايي، تفكرعميق، عدم زمان و واقعيت سرنوشت، هرگز بهانه بي اطلاعي نداشته باشيد، اسرار دي.ان.اي (DNA)، معجزه اتم، معجزه نهفته در سلول، معجزه نهفته در سيستم ايمني بدن، معجزه نهفته در چشم، معجزه خلقت در گياهان، معجزه در عنكبوت، معجزه در مورچه، معجزه در پشه، معجزه در زنبور عسل، معجزه دانه، معجزه در موريانه، معجزه بدن انسان و معجزه در خلقت بشر.
از كتابچه هاي او مي توان به اسرار اتم، شكست تئوري تكامل: واقعيت خلقت، شكست ماده گرايي، پايان ماده گرايي، اشتباه فاحش تكامل گرايان 1 ، اشتباه فاحش تكامل گرايان 2 ، شكست فرضيه ميكروبيولوژي تكامل گرايان، واقعيت خلقت، شكست تئوري تكامل در پاسخ به 20 سؤال و بزرگترين حقه در تاريخ زيست شناسي، داروين گرايي اشاره كرد.
از آثار ديگر نويسنده در رابطه با مسائل قرآني نيز، تفكر جاوداني درباره حقيقت؟، ايثار در راه خدا، ترك معاشرت با بي خردان، بهشت، تئوري تكامل، ارزشهاي اخلاقي قرآن، دانش قرآن، مهاجرت بخاطر خدا، توضيح ويژگيهاي افراد رياكار در قرآن، اسرار افراد رياكار، اسامي خدا، انتقال پيام و بحث در قرآن، مفهوم اساسي در قرآن، پاسخهاي قرآن، جهنم،پپپ تجديد حيات پس از مرگ، تلاش مريدان، شيطان دشمن قسم خورده، مذهب افراد گمراه، تكبر شيطان، عبادت در قرآن، اهميت وجدان در قرآن، هرگز روز جزا را فراموش نكنيد، قضاوتهاي نامحترمانه درباره قرآن، ويژگيهاي انسان بي خرد، اهميت صبر در قرآن، اطلاعات كلي از قرآن، فهم سريع ايمان 1-2-3 ، استدلال پيش پا افتاده بي ايماني، ايمان كامل، قبل از اينكه پشيمان شويد، مراد دهندگان ما چنين مي گويند، نجات براي اهل ايمان، ترس از خدا، كابوس بي اعتقادي، عيسي پيامبر باز خواهد گشت، زيبايي هاي حيات در قرآن، تحسين زيبايي هاي خدا 1-2-3-4 ، شرارت با عنوان ” ريشخند“، رمز آزمايش، خرد صحيح مطابق با قرآن، نزاع با مذهب بي مذهبان، مكتب يوسف، اتحاد با خردمندان، افتراها بر ضد مسلمانان در طول تاريخ، اهميت استفاده از كلمات نيكو، چرا خودتان را فريب مي دهيد؟، اسلام: مذهب سهولت، اشتياق و حرارت در قرآن، نيكي را در همه چيز پيدا كنيد، چگونه بي خردان قرآن را تفسير مي كنند؟، برخي از اسرار قرآن، شهامت مؤمنان، اميد در قرآن، عدالت و شكيبايي در قرآن.
كتابهاي نشر كلمه خوب
جهت استحضار خواننده
دليل اينكه چرا يك فصل به شكست تئوري تكامل اختصاص داده شده، به اين خاطر است كه اين فرضيه اساس فلسفه هاي ضد مذهبي را در بر مي گيرد. از آنجايي كه داروين گرايي واقعيت خلقت و همينطور خدا را انكار مي كند، لذا اين طرز تفكر در طول 140 سال اخير سبب شده است كه مردمان بيشماري اعتقاداتشان را از دست داده و به شبهه و گمان روي آورند. بنابراين براي اينكه ثابت كنيم اين فرضيه حقه اي بيش نيست، وظيفه خيلي مهمي را به عهده ما وامي گذارد كه شديداً با مذهب در ارتباط مي باشد. لذا لازم است كه اين وظيفه مهم به سمع و نظر همه افراد برسد. برخي از خوانندگان ممكن است فقط فرصت خواندن يكي از كتابهاي ما را داشته باشند. از اينرو به نظر ما لازم است كه فصلي را خلاصه در ارتباط با اين موضوع اختصاص دهيم.
در تمام كتابهاي مؤلف، موضوعات در رابطه با مسائل ايماني در شناخت آيه هاي قرآن مورد بحث و تفحص قرار گرفته و از افراد دعوت بعمل آمده است تا كلمات الهي را فراگرفته و آنها را در زندگاني خود بكار برند. تمام موضوعاتي كه مربوط به آيه هاي قرآن مي باشد طوري شرح داده شده اند كه هيچگونه سؤال يا ظني را در ذهن خواننده بر جاي نميگذارد. با سبك اصيل، واضح و سليسي كه در اين كتابها بكار برده شده است، همه رده هاي سني جامعه و گروههاي اجتماعي را براحتي قادر به درك اين كتابها مي كند. اين شرح شفاف و مؤثر سبب مي شود تا كتابها را در نشستي ساده بتوان تعبير كرد. حتي كسانيكه شديداً معنويت را رد مي كنند، تحت تاثير واقعيتهايي كه در اين كتاب نقل شده است قرار گرفته و قادر به تكذيب حقايق محتوي آن نيستند.
اين كتاب و تمام كتابهاي ديگر نويسنده را مي توان بصورت انفرادي خوانده و يا در گروه هاي جمعي راجع به آن صحبت كرد. خوانندگاني كه تمايل به بهره وري از اين كتابها را دارند، چنانچه بتوانند بحث را از طريقي كه مطالب و تجربيات خود را از كتاب به ديگران انعكاس دهند، سودمند مي باشد.
علاوه بر اين، معرفي خواندن اين كتابها، كه صرفاً جهت رضايت پروردگار نوشته شده است، كمك شاياني به مذهب خواهد بود. تمام كتابهاي نويسنده متقاعد كننده مي باشند. به همين علت آنهايي كه تمايل گفتگو راجع به مذهب با ديگران را دارند، يكي از مؤثرترين روشها تشويق آنها به خواندن اين كتابها است.
اميد است كه خواننده وقتي را براي مرور كتابهاي ديگري كه در صفحات آخر كتاب به آنها اشاره شده است، صرف كرده و از منابع اطلاعات ارزشمندي كه در جهت موضوعات اعتقادي بكار رفته است، كه خواندن آنها هم خالي از لطف نيست، لذت ببرد.
در اين كتابها، همانند برخي كتابهاي ديگر، نقطه نظر شخصي نويسنده، توضيحات بر پايه منابع مشكوك، سبكهاي غير ملاحظه كارانه در احترام و تكريم به موضوعات مقدس، نااميدي، شك بر انگيزي و يا عذرهاي بدبينانه اي كه باعث انحراف قلبها مي شود وجود ندارد.
چاپ اول 2000
كتابهاي نشر كلمه خوب، 2000
چاپ هندوستان
توزيع توسط:
الرساله
مركز اسلامي
بازار غربي نظام الدين، پلاك 1 ، دهلي نو كد پستي 110013
تلفن: 4625454 ، 4611128 ، فاكس: 4697333 ، 4647980
[External Link Removed for Guests], e-mail:skhan@vsnl.com
ISBN81-87570-05-9
info@harunyahya.org پست الكترونيكي: [External Link Removed for Guests] شبكه وب سايت:/
فهرست
پيشگفتار 6
بخش اول (1)
حقيقت خلقت در شناخت شواهد علمي
مقدمه 10
از نيستي تا هستي 14
نشانه ها در زمين و آسمانها 30
دانشمندان وجود خدا را تاييد كرده اند 64
واقعيتهاي علمي و معجزه قرآن 70
قسمت دوم (2)
خطاي انكار واقعيت خلقت
حقه تكامل 100
فلسفه هايي كه اشتباه انكار خدا را شامل مي شوند 131
زيانهاي نگرش جامعه در بي اعتقادي نسبت به خدا 139
خانه وعده داده شده: جهان آخرت 144
نگرشي كاملاً متفاوت به ماده 156
نسبيت زمان و نسبيت سرنوشت 192
نتيجه گيري 204
پانويس ها 208
پيشگفتار
اينكه چرا اسم اين كتاب بعنوان ” شناخت خدا از طريق برهان“ تلقي شده است، دليل مهمي دارد. اكثر مردم اظهار مي كنند كه خدا را مي شناسند و به او اعتقاد دارند. با وجود اين، آنها، در حقيقت، او را نمي شناسند و خداوند را با وسعت حقيقي اش سنجش نمي كنند. به همين خاطر، انسان احتياج به ” دليل و خرد“ دارد.
نكته اي كه در اينجا مي بايست به آن اشاره كرد اين است كه وقتي كه گفته مي شود انسان احتياج به ” خرد“ دارد تا بتواند به شناخت خدا با وسعت حقيقي اش چنگ بزند، به اين معني نيست كه نياز به ” هوش“ داشته باشد. خرد و هوش دو مقوله كاملاً متفاوت مي باشند. هوش ظرفيت مغز است كه انسان از لحاظ زيست شناختي آن را دارا مي باشد. هوش نه كم مي شود و نه زياد. عقل، با اين حال، خصلت منحصر به فرد مؤمنين مي باشد. عقل نعمت بزرگي است كه از سوي خداوند به مؤمنيني كه تقوي پيشه مي كنند، اعطا شده است. عقل معياري است كه خداوند آن را به بندگان حقيقي خود داده تا بين حق و باطل را از يكديگر تشخيص دهند. توانايي انسان براي قضاوت، كه همان عقل مي باشد، در جهت متناسب با تقوايش افزايش پيدا مي كند.
يكي از واضح ترين ويژگيهاي يك انسان عاقل، ترس از خدا و توجه به وجدان و ارزيابي هر لحظه از تجربيات خود در مسير قرآن و رضايت پروردگار در همه احوال است.
حتي اگر انساني داراي بيشترين ميزان عقل و هوش و دانش در دنيا باشد، چنانچه فاقد اين ويژگيها و قابليت درك باشد، انساني بي خرد بوده و قادر به فهم خيلي از واقعيتها نيست.
ما مي توانيم تفاوت بين هوش و خرد را با يك مثال روشن كنيم: دانشمندي ممكن است تحقيقات گسترده اي را در جهت دستگاه عصبي بدن شروع كند. او ممكن است با تخصص ترين فرد جهان در زمينه انتقال بيش از اندازه سيستمهاي عصبي در بدن باشد. با اين وجود، اگر او فاقد عقل باشد، بيشتر از شخصي كه اطلاعات بيشماري را در خصوص فرآيند شكل گيري بين سلولهاي عصبي دارد، فراتر نخواهد رفت. به بيان ديگر، او قادر به درك واقعيتهاي مهمي كه در پشت اين اطلاعات نهفته است نمي باشد. با اين حال، انسان داراي خرد، حوادث معجزه آسايي را كه در دستگاه عصبي اتفاق مي افتد و يا مكانيسم كامل با جزئياتش را ديده و به اين موضوع پي مي برد كه چنين ساختار بي نقصي مي بايستي خالق و طراح دانشمندي داشته باشد. چنين شخصي با خود مي گويد: ” قدرتي كه دستگاه عصبي را با چنين شيوه معجزه آسايي خلق كرده است مي بايست بطور يقين خالق تمام موجودات زنده ديگر باشد. پس او قدرت خلق مكان پس از مرگ را نيز خواهد داشت.“
حركت اصلي اين كتاب به اين خاطر است كه به خوانندگان اجازه دهد تا شاهد وجود خدا با عقل خود باشند. برخي از مردم به وجود خدا اعتقاد ندارند و برخي ديگر مي گويند كه بخاطر عقل و وجدانشان نيست كه وجود خدا را باور ندارند بلكه به آنها تعليم داده شده است كه چنين باور كنند. با اين وجود، چونكه آنها از خرد خود استفاده نمي كنند لذا قادر به دسترسي شرايطي كه بتوانند از طريق آن به ضرورت حتمي اعتقاد به خدا پي ببرند، نيستند. البته مؤمنين خردمند وجود و خلقت خدا را با فكر و منطق خود ديده و از خدايي كه قدرت جاودان دارد مي ترسند.
پس از اشاره به علائم آفرينش در قرآن، خداوند اذعان مي فرمايد كه اين علائم براي كساني است كه با خرد باشند؛ و يكي از آيات الهي همان رعد و برق است كه شما را از صاعقه عذاب مي ترساند و به رحمت باران آسمان كه زمين را پس از مرگ زنده مي كند اميدوار مي گرداند در اين امر نيز ادله قدرت ايزد براي اهل خرد آشكار است. (سوره الروم، آيه: 24)
قسمت اول (1)
حقيقت خلقت در شناخت شواهد علمي
مقدمه
نگاهي به اطراف و جايي كه در آن نشسته ايد بياندازيد. متوجه خواهيد شد كه چيزهايي در اتاق ” وجود دارند “ : ديوارها، مبل و پرده، سقف، صندلي كه بر روي آن نشسته ايد، كتابي كه در دست داريد، ليوان روي ميز و خيلي چيزهاي ديگر. هيچكدام از اينها خود به خود در اتاق شما قرار نگرفته است. حتي گره هاي فرش توسط شخصي درست شده است؛ آنها خود بخود و از روي اتفاق درست نشده اند.
شخصي كه قصد خواندن كتابي را دارد به اين نكته واقف است كه نويسنده كتاب، آن را براي مقصود خاصي نوشته است. حتي اين تصور هم براي او بوجود نميآيد كه ممكن است كتاب از روي تصادف نوشته شده باشد. در حالت مشابه، وقتي شخصي با مجسمه اي روبرو مي شود، ترديدي ندارد كه اين مجسمه را يك مجسمه ساز ساخته باشد. نه تنها فقط در رابطه با آثار هنري، بلكه حتي چند تكه آجري كه بر روي يكديگر قرار گرفته اند باعث مي شود كه انسان با خود فكر كند كه كسي آنها را با نقشه اي مشخص بر روي هم چيده است. بنابراين در هر جايي كه نظمي باشد، چه كوچك و چه بزرگ، بنيانگزار و محافظ اين نظم مي بايستي وجود داشته باشد. اگر روزي شخصي بيايد و ادعا كند كه آهن خام و ذغال با يكديگر تصادفي تركيب شده و فولاد و در نهايت برج ايفل را تشكيل داده اند، آيا او و افرادي كه به او اعتماد دارند، وي را بعنوان فردي ديوانه در نظر نمي گيرند؟
ادعاي فرضيه تكامل، روش بي نظير رد وجود خدا، با اين ادعا متفاوت نيست. طبق اين فرضيه، مولكولهاي غير طبيعي از روي تصادف اسيدهاي آمينه را ساخته و اسيدهاي آمينه از روي تصادف پروتئين، و در نهايت پروتئينها دوباره از روي تصادف موجودات زنده را شكل دادند. با اين حال، احتمال وجود تصادفي يك موجود زنده كمتر از احتمال ساخت برج ايفل در حالت مشابه است زيرا حتي ساده ترين سلول بدن، پيچيده تر از ساختارهاي دست بشر در دنيا مي باشد.
چگونه ممكن است فكر كنيم كه هماهنگي در دنيا از روي اتفاق صورت گرفته است در حالي كه هماهنگي فوق العاده طبيعت حتي با چشمان غير مسلح قابل مشاهده است؟ اين ادعايي غير منطقي است كه بگوييم: جهان، كه هر گوشه اش خبر از وجود خالقي را مي دهد خود آفريننده خويش بوده است.
بنابراين براي هماهنگي هايي كه در همه جا، از بدن ما گرفته تا دورترين گوشه گيتي پهناورغير قابل تصور، قابل رؤيت مي باشد مي بايستي خالقي را در بر داشته باشد. از اينرو چه كسي اين همه چيزها را هوشمندانه و منظم خلق كرده است؟
هيچگونه ماده حاضر در گيتي قطعاً نمي تواند خالق باشد چون كه مي بايستي داراي اراده بوده باشد چنان كه قبل از پيدايش جهان وجود داشته و آنوقت به آفرينش آن اقدام مي كرد. خالق توانا، خالقي است كه هركسي وجود آن را حس كرده و وجود او بدون هيچ شروع يا انتهايي بوده باشد.
مذهب، ما را با خالقمان كه وجودش را با منطق كشف كرده ايم آشنا مي سازد. با مذهبي كه آفريدگار برايمان به ارمغان آورد متوجه شديم كه او خداي بخشنده و مهرباني است كه زمين و آسمان را از هيچ خلق كرد.
اگرچه اكثر مردم قابليت فهم اين حقيقت را دارند، ولي زندگيشان را با بي خبري از اين موضوع سپري مي كنند. هنگامي كه آنها به نقاشي منظره اي نگاه مي كنند، در اينكه چه كسي نقاش اين اثر بوده است در شگفت مي مانند. بعدها آنها هنرمند را بخاطر كار زيبايش مدتها تحسين مي كنند. علي رغم اين واقعيت كه آنها با نقاشيهاي واقعي بيشماري كه در اطرافشان قرار گرفته مواجه مي شوند، ولي هنوز وجود خدا را كه تنها مالك همه زيباييها است در نظر نمي گيرند. در حقيقت، تحقيق گسترده براي فهم وجود خدا لازم نيست. حتي اگر كسي در اتاقي، از زماني كه در آن متولد شده زندگي مي كند، شواهد زيادي فقط در اين اتاق به اندازه كافي خواهد بود كه وجود خدا را درك كند.
بدن انسان چنان لبريز از نشانه هاي زياد مي باشد كه در هيچ دائرة المعارف دو جلدي هم جا نمي گيرد. حتي تامل دقيق و چند دقيقه اي براي فهم وجود خدا كافي خواهد بود. نظم موجود و محافظت از آن به عهده خدا مي باشد.
فقط بدن انسان لازمه انديشه نمي باشد. حيات موجود در هر گوشه از زمين نيز مي تواند توسط انسان مشاهده و يا ناديده گرفته شود. دنيا سرشار از كثرت موجودات زنده، از تك سلولي تا گياهان، از حشرات تا موجودات دريايي و از پرندگان تا خزندگان مي باشد. اگر شما يك مشت خاك را بر داشته و به آن نگاه كنيد، حتي در درون آن مي توانيد موجودات زنده متعددي را با ويژگيهاي گوناگون پيدا كنيد. اين مسئله براي هوايي كه آن را تنفس مي كنيد نيز صادق است. حتي بر روي پوست شما موجودات زنده بيشماري وجود دارند كه اسامي شان براي شما آشنا نمي باشند. در روده هاي تمام موجودات زنده، ميليونها باكتري يا موجودات زنده تك سلولي وجود دارند كه به عمل هضم كمك مي كنند. تعداد حيوانات در دنيا به مراتب بيشتر از تعداد انسانها مي باشد. وقتيكه ما به دنياي گياهان نيز نظري مي اندازيم به اين نكته پي مي بريم كه نقطه اي در زمين يافت نمي شود كه در آن حيات وجود نداشته باشد. تمام موجوداتي كه در حوزه ميليونها كيلومتر مربع پخش مي باشند، ساختار بدني متفاوت، زندگي متفاوت و سهم متفاوت از توازن بوم شناختي دارند. اينكه ادعا كنيم همه اينها از روي تصادف و بدون هدف يا قصدي بوجود آمده اند ادعايي مضحك است. هيچ اتفاق تصادفي نمي تواند به يك چنين دستگاه پيچيده اي تبديل شود.
تمام اين شواهد ما را به اين نتيجه مي رساند كه جهان با ” خود آگاهي“ معيني بكار خود ادامه مي دهد. پس چه چيزي منشاء اين خود آگاهي است؟ بطور حتم اين منشاء نه از حيات و نه از موجودات غير زنده درون آن مي باشد. همچنين از كساني كه هماهنگي را ايجاد مي كنند و از اين هماهنگي محافظت مي كنند نيز اين كار بر نمي آيد. وجود وعظمت خدا خودش را با دلايل بيشماري در جهان ثابت مي كند. در واقع هيچ انساني بر روي زمين پيدا نمي شود كه اين حقيقت را قلباً نپذيرد. قرآن در اين باره مي گويد: و با آنكه پيش نفس خود، به يقين دانستند باز ” از كبر انكار آن كردند“. (سوره النمل، آيه:14)
اين كتاب براي اين نوشته شده است تا به واقعيتي كه برخي از مردم بخاطر ضرر در منفعتشان از خدا روي برگردانده و افشاي كلاه برداريها و استنتاجهاي ابلهانه اي كه برخي از ادعاهاي نادرست از آن حمايت مي كند، بپردازد. به همين خاطر از موضوعات متنوعي در اين كتاب بطور جدي صحبت شده است.
آنهايي كه اين كتاب را مي خوانند يكبار ديگر به دليل بي چون و چراي وجود خدا پي برده و گواهي مي دهند كه وجود خدا تمام چيزها را شامل مي شود؛ ” منطق“ اين را مي داند. خدا كسي است كه تمام اين نظم هاي فرا گرفته را خلق كرده و از آنها بي وقفه نگهداري مي كند.