صفحه 1 از 1

فرشته اي بنام مادر

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۰۴ ق.ظ
توسط Farhad3614
كودكي كه اماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد. اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي توانم براي زندگي به انجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از ميان تعداد بسياري از فرشتگان , من يكي را براي تو در نظر گرفته ام . او در انتظار توست و از تو مراقبت خواهد كرد.
كودك دوباره پرسيد: اما اينجا در بهشت , من هيچ كاري جز خنديدن و اواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند. خداوند گفت : فرشته تو به تو لبخند خواهد زد و هر روز برايت آواز خواهد خواندو تو عشق او را احساس خواهي كردو شاد خواهي بود. كودك ادامه داد : من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان انها را نمي فهمم؟
خداوند اور را نوازش كرد و گفت :فرشته تو زيباترين و شيرين ترين واژه هائي را كه ممكن است بشنوي را در گوشت زمزمه خواهدكرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني.
كودك سرش را برگرداند و پرسيد : شنيده ام كه در زمين انسانهاي بدي هم زندگي مي كنند چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟ خداوند جواب داد : فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد, حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.كودك با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.
خداوند گفت : فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد اموخت اگر چه من هميشه در كنار تو خواهم بود.
در ان هنگام بهشت ارام بود اما صدائي از زمين شنيده مي شد. كودك ميدانست كه بايد بزودي سفرش را اغاز كند او به ارامي يك سئوال ديگر از خداوند پرسيد: لطفا نام فرشته ام را به من بگوئيد. خداوند بار ديگر او را نوازش كرد و پاسخ داد: به راحتي مي تواني او را مادر صدا كني! :)

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۴:۱۱ ق.ظ
توسط sina_sina
Farhad3614 نوشته شده:كودكي كه اماده تولد بود نزد خدا رفت و از او پرسيد: مي گويند فردا شما مرا به زمين مي فرستيد. اما من به اين كوچكي و بدون هيچ كمكي چگونه مي توانم براي زندگي به انجا بروم؟
خداوند پاسخ داد: از ميان تعداد بسياري از فرشتگان , من يكي را براي تو در نظر گرفته ام . او در انتظار توست و از تو مراقبت خواهد كرد.
كودك دوباره پرسيد: اما اينجا در بهشت , من هيچ كاري جز خنديدن و اواز خواندن ندارم و اينها براي شادي من كافي هستند. خداوند گفت : فرشته تو به تو لبخند خواهد زد و هر روز برايت آواز خواهد خواندو تو عشق او را احساس خواهي كردو شاد خواهي بود. كودك ادامه داد : من چطور مي توانم بفهمم مردم چه مي گويند وقتي زبان انها را نمي فهمم؟
خداوند اور را نوازش كرد و گفت :فرشته تو زيباترين و شيرين ترين واژه هائي را كه ممكن است بشنوي را در گوشت زمزمه خواهدكرد و با دقت و صبوري به تو ياد خواهد داد كه چگونه صحبت كني.
كودك سرش را برگرداند و پرسيد : شنيده ام كه در زمين انسانهاي بدي هم زندگي مي كنند چه كسي از من محافظت خواهد كرد؟ خداوند جواب داد : فرشته ات از تو محافظت خواهد كرد, حتي اگر به قيمت جانش تمام شود.كودك با نگراني ادامه داد: اما من هميشه به اين دليل كه ديگر نمي توانم شما را ببينم ناراحت خواهم بود.
خداوند گفت : فرشته ات هميشه درباره من با تو صحبت خواهد كرد و به تو راه بازگشت نزد من را خواهد اموخت اگر چه من هميشه در كنار تو خواهم بود.
در ان هنگام بهشت ارام بود اما صدائي از زمين شنيده مي شد. كودك ميدانست كه بايد بزودي سفرش را اغاز كند او به ارامي يك سئوال ديگر از خداوند پرسيد: لطفا نام فرشته ام را به من بگوئيد. خداوند بار ديگر او را نوازش كرد و پاسخ داد: به راحتي مي تواني او را مادر صدا كني! :)
اگر خدا كفيل رزق است غصه چرا؟
اگر رزق تقسيم شده است حرص چرا؟
اگر بهشت حق است تظاهر به ايمان چرا؟
اگر جهنم حق است اين همه نا حق كردن حق چرا؟
اگر قبر حق است ساختمانهاي مجلل چرا؟ :?
اگر حساب حق است جمع مال حرام چرا؟
اگر دنيا فريبنده است اعتماد به آن چرا؟
اگر قيامتي است خيانت به مال مردم چرا؟
واگر دشمن انسان شيطان است پيروي از او چرا؟
چرا چرا چرا


:?

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۸:۴۵ ق.ظ
توسط ARMIN
سلام
Farhad3614, واقعا که يک فرشته است. خيلي ها قدر مادر خود را نمي دانند ولي بي شک فرشته اي است در زمين. ممنون از مطلب زيبايت.
sina_sina, ورودت را به اين فروم خوش آمد مي گويم. جملات زيبايي نوشتي. دستت درد نکنه.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۰:۰۸ ق.ظ
توسط Mohsen1001
از هر دو دوستان ممنون واقعا جملات قشنگي بود ، بيشتر بايد قدر پدر و مادرمون رو بدونيم و بيش از اينها بهشون خدمت کنيم :-o

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۳۹ ب.ظ
توسط Leila
مادرها كه قطعا فرشته هستند
اگرم چيزي پيش مياد و اونها به ما تذكر مي دن صلاح ما رو مي خوان ولي بعضيا فكراي ديگه مي كنن
و اينكه ادم تا چيزيو داره قدرشو خوب نمي دونه
وقتي خداي نكرده از دستش داد مي فهمه چه نعمتي بوده.