صفحه 1 از 2

مشکل مزمن در برنامه نويسي

ارسال شده: یک‌شنبه ۶ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۴۲ ب.ظ
توسط big-man
سلام دوستان من یه مشکلی دارم یعنی میخام برنامه نویسی یاد بگیرم اما نمیدونم چیکار کنم چون اولا نمیره توو مغزم .دوما تا میخام بخونم زود خسته میشم ..زود یادم میره اصلا گیج میشم....
شما عزیزان میتونی بنده را راهنمایی فرمایید ...
ممنون میشم

ارسال شده: یک‌شنبه ۶ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۴۹ ب.ظ
توسط mohayer
براي يادگيري دو عامل موثر است:

1- علاقه مفرط

2- کاربرد

بايد حد اقل يکي از اين دو عامل وجود داشته باشد تا يادگيري مفهوم پيدا کند.

شايد عشق به برنامه نويسي نداري يا اينکه برنامه نويسي هيچ کاربردي براي شما ندارد.

ارسال شده: یک‌شنبه ۶ آبان ۱۳۸۶, ۳:۲۳ ب.ظ
توسط درودبرايران
برنامه نويسي نوعي تفکر خاص منطقي ميطلبه که بايد داشته باشيد. در واقع به اون دو عامل که آقاي mohayer گفتن استعداد رو هم اضافه کنيد.
ولي اين حرفايي که زديد به معناي نداشتن استعداد نيست. حالا که اينقدر به موضوع اهميت ميديد بنظر مياد علاقه داريد. فقط شايد تمرين مناسب انجام نميديد.

افراد ممکنه از همون اولي که شروع به برنامه نويسي مي کنن بسيار موفق باشن (من چنين افرادي رو ديدم که با ديدن چند برنامۀ نوشته شده اونهم توي 13-14 سالگي تونستن برنامه نويسي رو بخوبي شروع کنن). اين به خاطر استعداد بالاشونه. ولي کساني هم هستن که با تمرين مناسب برنامه نويسان بسيار خوبي شدن اگرچه از اول نبودن. بايد راه درست رو در مطالعه و تمرين منطقي بريد و حوصله داشته باشيد.
:-)

ارسال شده: دوشنبه ۷ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۱۱ ق.ظ
توسط limo_torosh
big-man نوشته شده:اولا نمیره تو مغزم .دوما تا میخام بخونم زود خسته میشم ..زود یادم میره اصلا گیج میشم....

نمیره تو مغزم-زود یادم میره
اینها نشان دهنده این است که شما هدفتون برای خودتون کوجیکه سعی کنید اهدافتون رو گسترش دهید مثلا فکر کنید که الان یه برنامه نویس حرفه ای شدید و اون چیزهایی رو که از برنامه نویسی توقع دارید رو برای خود بزرگ کنید مثلا اگه از برنامه نویسی پول می خواین اون رو در بهترین وضع ممکن تصور کنید سعی کنید با یه برنامه نویس حرفه ای ملاقاتی داشته باشید و کمی در زندگی اون کنجکاوی کنید
این یکی از بخش های اونه بخش های دیگه ای هم داره مثل علاقه
همین که شما رشته برنامه نویسی رو انتخاب کردید نشان دهنده این است که شما حداقل علاقه را به اون دارید حالا شما باید سعی کنید که این علاقه رو گسترش دهید. ساده بگم بین معرفت (شناخت)و علاقه رابطه مستقیمی وجود داره یعنی اگه شما به چیزی معرفت بیشتری پیدا کنید علاقه بیشتری هم پیدا می کنید مثلا اگه شما فوتبالیست خوبی باشید به فوتبال علاقه شدیدی پیدا می کنید ولی اگر فوتبال بلد نباشید نا خود آگاه به اون بی علاقه می شید (این همون نتیجه گرایش امواج مثبت و منفیه)پس سعی کن معرفتت به برنامه نویسی بیشتر بشه برو از اساتید این کار بپرس که برنامه نویسی چیه چکار می کنه درامدش چیه و... هر چه به ذهنت میرسه رو بپرس .
من خودم تازه برنامه نویسی رو شروع کردم و گرنه با کمال میل راهنمایت می کردم.

کلی تر بگم اگه از یه چیزی خوشت نیاد تو مغزت نمی ره اگرم به زور ریختی تو مغزت تو حافظه بلند مدتد نمی ره ،می ره تو حافظه کوتاه مدتد حافظه بلند مدتم علاقه و پشت کار می خواد
زود خسته می شم :
من سه تا علت می تونم براش بگم
1-ا برنامه ریزی ندارید که خسته میشید. همین طور کتاب رو باز کردن ،هر موقع دوست داشنید بخونید ،هر موقع دوست دارید خوابیدن دردی از ما دوا نمی کنه ساعت خوابت رو منظم کن ساعت مطالعت رو هم منظم کن که بدنت عادت کنه چه ساعتی بر روی کتاب تمرکز داشته باشه و چه ساعتی آماده خواب بشه

2-عمل اکسیژن رسانی به مغزت رو درمان کن ما ورزشکارا وقتی می خوایم مبارزه کنیم قبلش نرمش می کنیم تا اکسیژن به کل بدنمون برسه بعد شروع می کنیم به نفس عمیق کشیدن در دو حالت
حالت اول : به این صورت که دست ها رو مشت می کنیم و از کناره بدن به روی شانه های مخالف می بریم(مشت راست روی شانه چپ و بر عکس) به طوری که ماهیچه های پشت شش ها منقبض بشه سپس همین مسیر رو بر می گردیم و از همانجا نفس رو محکم به بیرون پرتاب می کنیم
حالت دوم :مشت ها را از پهلو های مخالف بدن به پهلوهای موافق می بریم به طوری که ماهیچه های جلویی شش منقبض بشه سپس دست رو به طرف پائین می کشیم و دوباره نفس رو محکم به بیرون پرتاب می کنیم
ما با این کار اون مقدار دی اکسید کربن جمع شده دردیواره مویرگ ها پشت و جلوی شش را به زور به شش ها و سپس به بیرون هدایت می کنیم (مثل آب گرفتن لباس بعد از شستن آن)
بعد از این اکسیژن رسانی به جسم و به خصوص به مغزمان تمرکز بسیار بالایی پیدا می کنیم و می توانیم با حواس کاملا جمع مبارزه کنیم.

3- سعی کن فکرهای مزاحم رو از ذهنت بیرون کنی اگه از یه چیزی ناراحتی به اون فکر نکن چون بدجوری ذهنت رو خسته می کنه این مطلب رو آخر سر نوشتم تا بیشتر بهش توجه کنی سعی کن تو زندگیت به خدا توکل کنی و از اسارت گناهان خارج بشی تا اون موقع برسی به الا به ذکر الله تطمئن القلوب
«جز به ذکر خدا دلها آرام نمی گیرد»

ارسال شده: دوشنبه ۷ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۴۷ ق.ظ
توسط big-man
ممنون از راهنماييهاي شما دوستان گرامي به خصوص ليمو ترش....
ول ياگه چند تا کتاب يا سايتي ، چيزي معرفي کنيد که براي شروع کار به درد بخوره ممنون ميشم....
با تشکر

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۱۱ ب.ظ
توسط big-man
راهنما نبووود

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۴۶ ق.ظ
توسط big-man
لطفا يه کتابي معرفي کنيد که به درد شروع برنامه نويسسي بخوره


خواهش ميکنم

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۰ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۱۴ ب.ظ
توسط DANG3R
سلام
شما باید اول آلگوریتم ها و فلوچارت ها رو یاد بگیرید تا بتونید به فراگرفتن حرفه ای برنامه نویسی بپردازید و من هم کتاب مبانی کامپیوتر و آلگوریتم ها نوشتۀ مهندس عین الله جعفرنژاد قمی و مهندس انیس کریم پور ؛ ویراست دوم-انتشارات علوم رایانه پیشنهاد می کنم و دقت نمایید که جلدش هم قرمز باشه چون این کتاب بهترین هست !
و باز هم این نکته که از "ارسال پست هایی با محتوای یکسان به طور متوالی بپرهیزید" !
موفق باشید :P

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۱۵ ب.ظ
توسط big-man
ممنون از اطلاعاتت....ولي اگه توجه به تاريخ ارسال پست متوجه ميشي كه چند بار راهنمايي خواستم ولي كسي به دادم نرسيد......

Mon 7 1386 - 11:47

Tue 8 1386 - 12:11

Sun 20 1386 - 11:46

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۱:۵۶ ب.ظ
توسط DANG3R
big-man,سلام
شما در یکشنبه 20 ساعت 11:46 سوال کردید ! و ساعت 12:14 پاسخ دادم،به نظر شما 26دقیقه خیلی است !؟ به هر حال اگر من زودتر می دیدم که زودتر جواب می دادم ! :D از قدیم گفتن هر وقت جلوی ضرر را بگیری ، منفعت است یا هیچ وقت برای شروع دیر نیست ! :-)

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۴ آبان ۱۳۸۶, ۲:۲۸ ب.ظ
توسط limo_torosh
منظورشان پست پنجم اين تاپيک بود که در تاريخ: دوشنبه 7 آبان 1386 - نوشته شده بود.

ارسال شده: جمعه ۲۵ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۰۹ ق.ظ
توسط big-man
بله منظورم همون پست بود............ :grin: :grin:


خدا رو شکر که شما جوابمو داديد وگرنه هر بار که مياومدم توو انجمن اين درخواستو ميکردم....