صفحه 1 از 1

قيصر امين پور دار فاني را وداع گفت

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۸:۴۱ ق.ظ
توسط torabi89
تهران / واحد مرکزي خبر / علمي و فرهنگي 1386/08/08
قيصر امين پور شاعر معاصربامداد امروز در يكي از بيمارستانهاي تهران دار فاني را وداع گفت .
قيصر امين پور شب گذشته به علت عارضه قلبي به اورژانس بيمارستان دي منتقل شد اما تلاش پزشکان براي مداواي بي نتيجه ماند و نهايتا اين شاعرانقلابي اوايل بامدادامروزدار فاني را وداع گفت. .
قيصر امين‏پور متولد دوم ارديبهشت 1338 در شهرستان دزفول است .وي تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در گتوند و دزفول به پايان برد سپس به تهران آمد و دکتراي خود را در از دانشگاه تهران در سال 1376اخذ کرد. وي فعاليت هنري خود را از حوزه انديشه و هنر اسلامي در سال 1358 آغاز کرد . وي
در سال 1367 سردبير مجله سروش نوجوان شدو از همان سال تاکنون در دانشگاه الزهرا و دانشگاه تهران به تدريس اشتغال داشت .

در سال 1382 نيز به عنوان عضو فرهنگستان ادب و زبان فارسي انتخاب شد. امين پور
اولين مجموعه شعرش را با عنوان "تنفس صبح" به وسيله انتشارات حوزه هنرى در سال 63 منتشر کرد و در همين سال دومين مجموعه شعرخود را با عنوان "در کوچه آفتاب" در قطع پالتويى توسط انتشارات حوزه هنرى وابسته به سازمان تبليغات اسلامى به بازار فرستاد.
شادروان امين پور در سال 1365 "منظومه ظهر روز دهم" را توسط انتشارات برگ وابسته به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى به بازار عرضه كرد . وي در اين منظومه 28 صفحه‏اى ظهر عاشورا، غوغاى کربلا و تنهايى عشق را به عنوان جوهره سروده بلندش در نظر گرفت ودر سال 69 برگزيده دو دفتر تنفس صبح و در کوچه آفتاب با عنوان »گزيده دو دفتر شعر توسط انتشارات سروش از وى منتشر شد .»

در اواسط دهه هفتاد دومين دفتر از اشعار امين‏پور با عنوان "آينه ‏هاى ناگهان 2"منتشر ‏شد که حاوى اشعارى است که بعدها در کتاب‏هاى درسى به عنوان نمونه ‏هايى از شعرهاى وي به نسل انقلاب معرفي شد.
0001/10104/87/22
[External Link Removed for Guests]
================
کلمات از وصف این مصیب عاجز هستند.
به همه اهالی قلم و شعر تسلیت میگم :sad:

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۹:۰۲ ق.ظ
توسط Reza 313
:sad: :lol: :AA:
خدا رحمتش کنه ...
:sad: :lol: :AA:

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۹:۲۰ ق.ظ
توسط mohayer
خسته ام از آرزوها، آرزوهاى شعارى
شوق پرواز مجازى، بال هاى استعارى

لحظه هاى كاغذى را روز و شب تكرار كردن
خاطرات بايگانى، زندگى هاى ادارى

آفتاب زرد وغمگين، پله هاى رو به پايين
سقف هاى سرد و سنگين، آسمان هاى اجارى

عصر جدول هاى خالى، پارك هاى اين حوالى
پرسه هاى بى خيالى، نيمكت هاى خمارى

رونوشت روزها را روى هم سنجاق كردم:
شنبه هاى بى پناهى، جمعه هاى بى قرارى

عاقبت پرونده ام را با غبار آرزوها
خاك خواهد بست روزى، باد خواهد برد بارى

روى ميز خالى من، صفحه باز حوادث
درستون تسليت ها، نامى از مايادگارى

خدايش بيامرزاد

تصویر

سراپا اگر زرد و پژمرده ايم
ولي دل به پاييز نسپرده ايم
چو گلدان خالي، لب پنجره
پر از خاطرات ترك خورده ايم
اگر داغ دل بود، ما ديده ايم
اگر خون دل بود، ما خورده ايم
اگر دل دليل است، آورده ايم
اگر داغ شرط است، ما برده ايم
اگر دشنه دشمنان، گردنيم!
اگر خنجر دوستان، گرده ايم؟!
گواهي بخواهيد، اينك گواه:
همين زخمهايي كه نشمرده ايم!
دلي سربلند و سري سر به زير
از اين دست، عمري به سر برده ايم

تصویر

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۹:۳۸ ق.ظ
توسط hamidreza6620
خدا بيامرزه، هيچوقت اشعارش رو كه تو كتاب هاي دبيرستان بود از ياد نمي برم... :sad: :lol:

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۳۶ ق.ظ
توسط درودبرايران
mohayer,
شعر اول که نوشتيد از ايشون خيلي قشنگ و خيلي دردناک بود. خدا بيامرزدش :sad:

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۱۰:۴۰ ق.ظ
توسط gerami
خسته ام از اين کوير، اين کوير کور و پير
اين هبوط بي دليل، اين سقوط ناگزير

اي مسافر غريب، در ديار خويشتن
با تو آشنا شدم،با تو در همين مسير

از کوير سوت و کور، تا مرا صدا زدي
ديدمت ولي چه دور! ديدمت ولي چه دير

اين تويي در آن طرف ، پشت ميله ها رها
اين منم در اين طرف پشت ميله ها اسير

دست خسته ي مرا، مثل کودکي بگير
با خودت مرا ببر، خسته ام از اين کوير

روحش شاد و قرين رحمت باد :razz:

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۰۰ ق.ظ
توسط DON LEO
باز هم بزرگي از ميان رفت،کاش قدر ديگران که هستند رو بيشتر بدانيم.
روحش شاد و خدايش بيامرزد. :razz: :AA:

ارسال شده: سه‌شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶, ۱۱:۳۷ ق.ظ
توسط majidjon13
تصویر

قيصر امين پور شاعر معاصر ايراني و استاد دانشگاه تهران، بامداد امروز (سه شنبه ۸ آبان) در سن چهل و هشت سالگي در تهران درگذشت.
منابع خبري در ايران گزارش داده اند که آقاي امين پور، به دليل بيماري قلبي، در بيمارستان دي تهران بستري بود.

گفته مي شد که اين شاعر معاصر ايراني، پس از يک حادثه تصادف در سال ۱۳۷۸ خورشيدي، از بيماري هاي مختلفي رنج مي برد و دست کم دو عمل جراحي قلب و پيوند کليه را پشت سرگذاشته بود.

او دوشنبه شب پس از احساس درد به بيمارستان دي تهران منتقل شد و ساعاتي بعد درگذشت.

قيصر امين پور، زاده ارديبهشت ماه سال ۱۳۳۸ خورشيدي در توابع دزفول در استان جنوب غربي خوزستان بود.

او تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را در ديار زادگاهش سپري کرد و براي تحصيل در رشته ادبيات به پايتخت رفت و در دانشکده ادبيات دانشگاه تهران مشغول به تحصيل شد.



از قيصر امين پور شاعر نوپرداز ايراني، شعرهاي زيادي در وصف جنگ ايران و عراق نيز برجاي مانده است.

او که به نوشته خبرگزاري فارس، در سال ۱۳۷۶ خورشيدي موفق به اخذ درجه دکترا از دانشکده ادبيات دانشگاه تهران شد، بعدها رساله خود با عنوان "سنت و نوآوري در شعر معاصر" را در قالب کتاب منتشر کرد:

"مى ‌خواستم شعرى براى جنگ بگويم
ديدم نمى شود
ديگر قلم زبان دلم نيست
گفتم:
بايد زمين گذاشت قلم‌ها را
ديگر سلاح سرد سخن کارساز نيست
بايد سلاح تيزتري برداشت
بايد براى جنگ
از لوله تفنگ بخوانم
با واژه فشنگ"

تصویر


'دستور زبان عشق'

"دستور زبان عشق" آخرين دفتر شعر قيصر امين پور، تابستان امسال در تهران منتشر شد و بر اساس گزارش ها، در کمتر از يک ماه به چاپ دوم رسيد.

آثار ديگر او، "در کوچه آفتاب"، "تنفس صبح"، "طوفان در پرانتز"، "منظومه ظهر دهم"، "مثل چشمه مثل رود"، "بي‌بال پريدن"، "به قول پرستو"، "گزينه اشعار"، "گل‌ ها همه آفتاب‌ گردانند"، "سنت و نوآوري در شعر معاصر" و "شعر و کودکي" از ديگر آثار منتشر شده آقاي امين پور است.

پيکر قيصر امين پور، صبح چهارشنبه با حضور اعضاي خانواده و علاقه مندانش، در تهران تشييع مي شود.

نمونه اي از شعر امين پور

دست عشق از دامن دل دور باد!
مي‌توان آيا به دل دستور داد؟

مي‌توان آيا به دريا حکم کرد
که دلت را يادي از ساحل مباد؟

موج را آيا توان فرمود: ايست!
باد را فرمود: بايد ايستاد؟

آنکه دستور زبان عشق را
بي‌گزاره در نهاد ما نهاد

خوب مي‌دانست تيغ تيز را
در کف مستي نمي‌بايست داد

از واپسين اثرش: دستور زبان عشق

بي بي سي

ارسال شده: چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶, ۱:۰۵ ق.ظ
توسط mqx
يادش بخير خيلي از شعر هاي دوران مدرسه از اون بود خدا رحمتش کنه هم استاني ما هم بود

ارسال شده: چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۱۴ ب.ظ
توسط PASARGAD
و قاف حرف آخر عشق است
آنجا که نام من آغاز مي شود...
قيصر :lol:


// زنده ها خیلی براش کهنه بودند
خودش و تو مرده ها جا زد و رفت //

روحش شاد

ارسال شده: چهارشنبه ۹ آبان ۱۳۸۶, ۵:۴۹ ب.ظ
توسط DANG3R
:lol: :lol: :lol: :razz: :razz: :razz: :razz: :AA: :AA: :AA:
خدا رحمتش کنه ! چه شعرایی که تو کتابا ازش گذاشته بودن ! :sad: