از خاطرات يک آدمخوار
ارسال شده: جمعه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۴۰ ق.ظ
برت فيش، پيرمردي مهربان مينمود اما هيولاي خونخوار در اعماق وجود وي نهفته بود، قاتلي كه جان دست كم 15 كودك را گرفت.يك روانپزشك كه در سال 1934 با اين پيرمرد 66 ساله مصاحبه كرد در پرونده وي مينويسد كاري نبود كه آلبرت فيش نكرده باشد. فيش يك نقاش ساختمان و پدر 6 فرزند علاوه بر قتل و اذيت و آزار كودكان، آدمخوار نيز بود. اينگونه ادعا ميشود كه فيش به بيش از 100 كودك حمله كرده است. مسائلي راكه وي در جريان اعترافاتش در دادگاه افشا كرده به حدي تكاندهنده بود كه دادستانها از بلند خواندن دادخواست در دادگاه ابا داشتند.آلبرت فيش در واشنگتن به دنيا آمد و پدرش، يك ناخدا در زمان تولد وي 75 سال سن داشت. تعدادي از اعضاي خانواده فيش دچار اختلالات رواني بودند. يك برادر وي بشدت رواني و برادر ديگرش الكلي بود. پدر فيش هنگامي كه وي 5 ساله بود درگذشت و وي را به يتيمخانه فرستادند و وي بارها از يتيمخانه گريخت. فيش در 49 سالگي با حادثهيي روبرو شد كه زندگي وي را تغيير داد. زنش با ترك وي به سراغ مردي ديگر رفت. پس از آن بود كه شخصيت وي بتدريج دگرگون و رفتارش بشدت عجيب و خصمانه شد. قرباني وي كودكاني بودند كه جذب رفتار مهربان و پدرانه وي ميشدند، هيولايي كه شكنجههاي غيرقابل تصوري را بر روي قربانيان خردسال خود به كار گرفت. وي به جمعآوري اخبار مربوط به آدمخواراني چون فريتز هارمن معروف به «خوناشام هانوور» علاقه داشت. فيش در سال 1928 علاقهاش به خوردن گوشت انسان را نمايان كرد و در آن سال دختري 12 ساله به نام گراس باد را قرباني اين عادت عجيبش كرد. گراس فرزند پدر و مادري بود كه فيش را ميشناختند و به وي اعتماد داشتند. والدين گراس هنگامي كه با پيشنهاد فيش براي بردن دخترشان به يك جشن روبرو شدند، مقاومتي نكرده و به وي اجازه چنين كاري را دادند. فيش به جاي اينكه گراس را به جشن ببرد، به كلبه خود در وچستر كانتي نيويورك برده و دختر 12 ساله را خفه كرده، سر بريده و بدنش را مثله كرد. سپس قطعات بدن وي را در داخل قابلمه انداخته و با پياز و هويج پخت.فيش پس از اين جنايت ناپديد شد، چندين سال بعد خانواده گراس نامهيي را از فيش دريافت كردند كه در آن وي آنچه را كه بر سر دختر آنها آورده بود، جز به جز تشريح كرد. ماموران با استفاده از آدرس روي پاكت نامه توانستند فيش را در خانهيي اجارهيي در مانهاتان به دام اندازند. فيش دستگير و سريعا محاكمه شد. هيات منصفه سابقه رواني وي را ناديده انگاشته وي را به اعدام با صندلي الكتريكي محكوم كرد. عكسبرداري با اشعه ايكس از وجود 29 سوزن در كشاله ران وي خبر داد كه وي طبق عادت به بدن خود فرو ميكرد. فروكردن سوزن به بدن قربانيان از جمله علاقهمنديهاي فيش بود. فيش در 16 ژانويه سال 1936 اعدام شد. وي پيش از اعدام حتي به مامور اجراي اعدام خود كمك كرد تا كمربندهاي صندلي الكتريكي را به پاهايش ببندد.آخرين جملهيي كه وي به زبان راند اين بود: من سالها پيش در خشكسالي كه در چين روي داد، به خوردن گوشت انسان علاقهمند شدم. خيلي خوشمزه است. گوشت دختران لذيذتر از پسران كوچولو است.