صفحه 1 از 1
اولين بار چه كسي به چه كسي اين را گفته است؟؟؟؟
ارسال شده: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۷:۵۲ ب.ظ
توسط farzad_sh_2020
گر ز آزردن من هست غرض مردم من مردم ، آزار مکش از پی آزردن من
ارسال شده: جمعه ۱۱ آبان ۱۳۸۶, ۸:۰۳ ب.ظ
توسط Shahbaz
اگر خواهي نرنجي در حضور رنج و ناکامي ** مرنجان و مرنج و هرکه رنجاند ،مرنجانش
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۶, ۱۲:۰۲ ب.ظ
توسط farzad_sh_2020
ارسال شده: شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶, ۱:۰۲ ب.ظ
توسط farzad_sh_2020
كسي نبود جواب ما را بدهد؟
ارسال شده: شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶, ۳:۴۱ ب.ظ
توسط Shahbaz
ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را ... خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
.........
گر ز آزردن من هست غرض مردن من ... مردم و آزار مکش از پی آزردن من
جان من سنگ دلی، دل به تو دادن غلط است ... بر سر راه تو چون خاک فتادن غلط است
چشم امید به روی تو گشادن غلط است ... روی پر گرد به راه تو نهادن غلط است
.......
دیگر این قصه ی بی حد و نهایت نکنم ... خویش را شهره ی هر شهر و ولایت نکنم
خوش کنی خاطر وحشی بنگاری سهل است ... سوی تو گوشه چشمی ز تو گاهی سهل است
شعر از وحشی بافقی
ارسال شده: شنبه ۲۶ آبان ۱۳۸۶, ۳:۵۱ ب.ظ
توسط Shahbaz
زندگی نامه وحشی بافقی
كمال الدين بافقي متخلص به وحشي از شعراي مشهور دوره صفويه است. وي درسال ۹۳۰ هجري قمري در بافق بدنيا آمد و تحصيلات مقدماتي خود را در زادگاهش سپري نمود. وحشي در جواني به يزد رفت و از دانشمندان و سخنگويان آن شهر كسب فيض كرد و پس از چند سال به كاشان عزيمت نمود و شغل مكتب داري را برگزيد. وي پس از روزگاري اقامت در كاشان و سفر به بندر هرمز و هندوستان، در اواسط عمر به يزد بازگشت و تا پايان عمر در اين شهر زندگي كرد. وحشي بافقي در سال ۹۹۷ هجري قمريدر سن شصت و يك سالگي درگذشت . اين شاعر بزرگ روزگار خود را با اندوه و سختي و تنگدستي و تنهائي گذراند و دراشعار زيبا و دلكش او سوز و گداز اين سالهاي تنهايي كاملا مشخص است . وي غزل سراي بزرگي بود و در غزليات خود از عشقهاي نافرجام ،زندگي سخت و مصائب و مشكلات خود ياد كرده است. علاوه بر اين وحشي رباعيات ، ترجيع بند، تركيب بند و مثنويهاي زيبايي از خود به يادگار گذاشته كه تبحر و تسلط او را بر شعر و ادبيات فارسي نشان ميدهد. از شاهكارهاي هنري وحشي بافقي مي توان به مثنوي فرهاد و شيرين اشاره كرد كه ناتمام ماند و بعد ها وصال شيرازي از شعراي بزرگ قاجاريه آن را تكميل كرد. آثار باقي مانده از وحشي بافقي عبارتست از: -ديوان اشعار -مثنوي خلد برين -مثنوي ناظر و منظور -مثنوي فرهاد و شيرين. مشهورترین اثر او ترکیب بند شرح پریشانی است که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانیم.
ماهنامه افتاب
ارسال شده: یکشنبه ۲۷ آبان ۱۳۸۶, ۳:۵۵ ب.ظ
توسط farzad_sh_2020
shahbaz نوشته شده:زندگی نامه وحشی بافقی
كمال الدين بافقي متخلص به وحشي از شعراي مشهور دوره صفويه است. وي درسال ۹۳۰ هجري قمري در بافق بدنيا آمد و تحصيلات مقدماتي خود را در زادگاهش سپري نمود. وحشي در جواني به يزد رفت و از دانشمندان و سخنگويان آن شهر كسب فيض كرد و پس از چند سال به كاشان عزيمت نمود و شغل مكتب داري را برگزيد. وي پس از روزگاري اقامت در كاشان و سفر به بندر هرمز و هندوستان، در اواسط عمر به يزد بازگشت و تا پايان عمر در اين شهر زندگي كرد. وحشي بافقي در سال ۹۹۷ هجري قمريدر سن شصت و يك سالگي درگذشت . اين شاعر بزرگ روزگار خود را با اندوه و سختي و تنگدستي و تنهائي گذراند و دراشعار زيبا و دلكش او سوز و گداز اين سالهاي تنهايي كاملا مشخص است . وي غزل سراي بزرگي بود و در غزليات خود از عشقهاي نافرجام ،زندگي سخت و مصائب و مشكلات خود ياد كرده است. علاوه بر اين وحشي رباعيات ، ترجيع بند، تركيب بند و مثنويهاي زيبايي از خود به يادگار گذاشته كه تبحر و تسلط او را بر شعر و ادبيات فارسي نشان ميدهد. از شاهكارهاي هنري وحشي بافقي مي توان به مثنوي فرهاد و شيرين اشاره كرد كه ناتمام ماند و بعد ها وصال شيرازي از شعراي بزرگ قاجاريه آن را تكميل كرد. آثار باقي مانده از وحشي بافقي عبارتست از: -ديوان اشعار -مثنوي خلد برين -مثنوي ناظر و منظور -مثنوي فرهاد و شيرين. مشهورترین اثر او ترکیب بند شرح پریشانی است که بخش هایی از آن را در ادامه می خوانیم.
ماهنامه افتاب
منظورم شاعر نبود. اولين بار كي اين بيت را براي كي خونده؟؟