پارانويا، بيماري توهم
ارسال شده: شنبه ۳ آذر ۱۳۸۶, ۶:۵۴ ب.ظ
، بيماري
پارانويا، در تعريف عام آن، حالتي است كه شخص در آن با اهميت فوق العاده و خارج از اندازه اي كه به سلامت جاني و مالي خود ميدهد، خود را شكنجه ميدهند. اين گونه از افراد مدام در اين فكر هستند كه عواملي انساني، طبيعي يا ماورا طبيعي خودشان، دارايي و افراد خانواده شان را تهديد ميكنند و همه، در فكر توطئه چيني بر ضد آنها هستند.
اميل كريپلين (Emil Kraepelin 1929-1856) روانشناس آلماني، در تلاش اوليه خود براي دسته بندي بيماريهاي رواني، از اصطلاح پارانوياي مطلق براي شرح حالت رواني اي استفاده كرد كه توهم، جزء اصلي آن باشد اما اين توهم هيچ صدمه و زوال آشكاري به سلامت عقل شخص وارد نكند و نشانه بيماريهاي ديگري چون جنون زودرس (يا dementia praecox) ، كه اصطلاح قديمي بيماري شيزوفرني است، در آن نباشد.
پارانويا، در معناي اصيل يوناني خود، به معناي ديوانگي است (پارا para = خارج و نوس nous = عقل). كريپلين با استفاده از اين ريشه لغوي، نامي براي تشخيص افكار توهمي به وجود آورد.
بنا به تعريف او هرگونه افكار توهمي، بدون احساسات خودآزارانه، در اين دسته ميگنجند. براي مثال كسي كه دچار اين توهم شده است كه يك شخصيت مهم سياسي يا ادبي است، ميتواند در دسته مبتلايان به پارانوياي مطلق بگنجد.
هرچند كه اصطلاح پارانوياي مطلق ديگر چندان استفاده ندارد و اصطلاح اختلال توهم يا Delusional disorder جايگزين آن شده است اما جديدا، از اين لغت براي شرح حالتي به كار ميرود كه شخص مبتلا به آن، از توهمات خود بسيار آزار ميبيند زيرا
1- اين شخص تصور ميكند كه صدمه يا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است يا قرار است رخ دهد.
2- شخص تصور ميكند كه شخصي قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.
مثالهايي از پارانوياي باليني
به طور كلي و با استفاده بي قيد و شرط از اصطلاح پارانويا، ميتوانيم بگوييم توهمات پارانوييد ميتوانند شامل مواردي چون اينكه شخص تصور ميكند تحت تعقيب است، مسموم شده است يا شخصي بسيار مهم (مانند يك شخصيت سينمايي، سياسي يا ورزشي)، دورادور عاشق اوست. چنين توهماتي به عنوان جنون جنسي نيز شناخته ميشوند.
توهمات پارانوييد معمول ديگر شامل اين باور است كه شخص خود را مبتلا به بيماريي تخيلي يا آلودگي انگلي ميداند، يا اينكه باور دارد ماموريتي ويژه داشته و يا اينكه برگزيده خداوند است، يا اينكه اعمال وي توسط نيرويي خارجي كنترل ميشود.
بسياري از حكام مستبد، به پارانويا مبتلا بوده اند. براي مثال استالين (Stalin) نمونه بارزي از شخص پارانوييد بوده است. اين مورد ميتواند سوال خوبي را به وجود بياورد كه در مورد استالين، در واقع دشمنان زياد او توهم نبودند.
آيا اين ممكن است كه داشتن دشمنان زياد، براي ابتلا به پارانويا كافي نيست؟ اين مبحث، موجب بروز مباحث فلسفي فراواني شده است كه به اين لطيفه نيز منجر شده است:
" اينكه تو پارانويا داري دليل نميشود كه كسي آن بيرون نخواهد تو را بكشد."
بروز پارانويا در فرهنگ عمومي
در فرهنگ عامه امروز، پارانويا اشكال و روشهاي مختلفي براي ابراز خود پيدا كرده است از جمله :
• اعتقاد به اينكه قدرت خاصي دارند يا در يك ماموريت مخصوص هستند (هذيان عظمت)
• تئوري ئوطئه يا اعتقاد به اينكه اخبار و وقايع كاملا نامربوط، درواقع اجزا يك نقشه بزرگ و توطئه آميز هستند.
• تعقيب شدن توسط دشمنان قدرتمندي چون تروريستها، بشقاب پرنده، سازمانهاي مخفي يا شياطين
• كنترل افكار توسط اشعه نامرئي و دستگاههاي پيشرفته
• ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اينكه بعضي مواد غذايي اصولا براي مسموم كردن بشر ساخته شده اند (مانند قند مصنوعي و آبهاي معدني)
درمان پارانويا
درمان پارانويا بيش از هرچيز با رفتار درماني (behavior therapy) انجام ميشود كه هدف آن كاستن از حساسيتهاي فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنين تقويت تواناييهاي اجتماعي او است. سر و كار داشتن با افراد پارانييد بسيار مشكل است زيرا بسيار زودرنج هستند و رفتارشان معمولا خصمانه است و از نظر احساسي بسيار بسته و نسبت به هر فعاليتي بي ميل هستند.
به همين دليل، درمان اين مشكل، از پيشرفت كندي برخوردار است.براي درمان اين افراد بايد كوشش شود كه در ابتدا چرخه شك و ترديد او شكسته شود و او با تمرينهاي آرامش بخش و روشهاي كنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و كمكم با كمك پزشك و اطرافيان خود، تغييراتي اساسي در رفتارهاي خود به وجود آورد.
منبع:سایت ایرانیان انگلستان
پارانويا، در تعريف عام آن، حالتي است كه شخص در آن با اهميت فوق العاده و خارج از اندازه اي كه به سلامت جاني و مالي خود ميدهد، خود را شكنجه ميدهند. اين گونه از افراد مدام در اين فكر هستند كه عواملي انساني، طبيعي يا ماورا طبيعي خودشان، دارايي و افراد خانواده شان را تهديد ميكنند و همه، در فكر توطئه چيني بر ضد آنها هستند.
اميل كريپلين (Emil Kraepelin 1929-1856) روانشناس آلماني، در تلاش اوليه خود براي دسته بندي بيماريهاي رواني، از اصطلاح پارانوياي مطلق براي شرح حالت رواني اي استفاده كرد كه توهم، جزء اصلي آن باشد اما اين توهم هيچ صدمه و زوال آشكاري به سلامت عقل شخص وارد نكند و نشانه بيماريهاي ديگري چون جنون زودرس (يا dementia praecox) ، كه اصطلاح قديمي بيماري شيزوفرني است، در آن نباشد.
پارانويا، در معناي اصيل يوناني خود، به معناي ديوانگي است (پارا para = خارج و نوس nous = عقل). كريپلين با استفاده از اين ريشه لغوي، نامي براي تشخيص افكار توهمي به وجود آورد.
بنا به تعريف او هرگونه افكار توهمي، بدون احساسات خودآزارانه، در اين دسته ميگنجند. براي مثال كسي كه دچار اين توهم شده است كه يك شخصيت مهم سياسي يا ادبي است، ميتواند در دسته مبتلايان به پارانوياي مطلق بگنجد.
هرچند كه اصطلاح پارانوياي مطلق ديگر چندان استفاده ندارد و اصطلاح اختلال توهم يا Delusional disorder جايگزين آن شده است اما جديدا، از اين لغت براي شرح حالتي به كار ميرود كه شخص مبتلا به آن، از توهمات خود بسيار آزار ميبيند زيرا
1- اين شخص تصور ميكند كه صدمه يا حادثه آزار دهنده در حال رخ دادن است يا قرار است رخ دهد.
2- شخص تصور ميكند كه شخصي قصد آزار و صدمه رساندن به او را دارد.
مثالهايي از پارانوياي باليني
به طور كلي و با استفاده بي قيد و شرط از اصطلاح پارانويا، ميتوانيم بگوييم توهمات پارانوييد ميتوانند شامل مواردي چون اينكه شخص تصور ميكند تحت تعقيب است، مسموم شده است يا شخصي بسيار مهم (مانند يك شخصيت سينمايي، سياسي يا ورزشي)، دورادور عاشق اوست. چنين توهماتي به عنوان جنون جنسي نيز شناخته ميشوند.
توهمات پارانوييد معمول ديگر شامل اين باور است كه شخص خود را مبتلا به بيماريي تخيلي يا آلودگي انگلي ميداند، يا اينكه باور دارد ماموريتي ويژه داشته و يا اينكه برگزيده خداوند است، يا اينكه اعمال وي توسط نيرويي خارجي كنترل ميشود.
بسياري از حكام مستبد، به پارانويا مبتلا بوده اند. براي مثال استالين (Stalin) نمونه بارزي از شخص پارانوييد بوده است. اين مورد ميتواند سوال خوبي را به وجود بياورد كه در مورد استالين، در واقع دشمنان زياد او توهم نبودند.
آيا اين ممكن است كه داشتن دشمنان زياد، براي ابتلا به پارانويا كافي نيست؟ اين مبحث، موجب بروز مباحث فلسفي فراواني شده است كه به اين لطيفه نيز منجر شده است:
" اينكه تو پارانويا داري دليل نميشود كه كسي آن بيرون نخواهد تو را بكشد."
بروز پارانويا در فرهنگ عمومي
در فرهنگ عامه امروز، پارانويا اشكال و روشهاي مختلفي براي ابراز خود پيدا كرده است از جمله :
• اعتقاد به اينكه قدرت خاصي دارند يا در يك ماموريت مخصوص هستند (هذيان عظمت)
• تئوري ئوطئه يا اعتقاد به اينكه اخبار و وقايع كاملا نامربوط، درواقع اجزا يك نقشه بزرگ و توطئه آميز هستند.
• تعقيب شدن توسط دشمنان قدرتمندي چون تروريستها، بشقاب پرنده، سازمانهاي مخفي يا شياطين
• كنترل افكار توسط اشعه نامرئي و دستگاههاي پيشرفته
• ترس از مسموم شدن و اعتقاد به اينكه بعضي مواد غذايي اصولا براي مسموم كردن بشر ساخته شده اند (مانند قند مصنوعي و آبهاي معدني)
درمان پارانويا
درمان پارانويا بيش از هرچيز با رفتار درماني (behavior therapy) انجام ميشود كه هدف آن كاستن از حساسيتهاي فرد مبتلا، نسبت به انتقادها و همچنين تقويت تواناييهاي اجتماعي او است. سر و كار داشتن با افراد پارانييد بسيار مشكل است زيرا بسيار زودرنج هستند و رفتارشان معمولا خصمانه است و از نظر احساسي بسيار بسته و نسبت به هر فعاليتي بي ميل هستند.
به همين دليل، درمان اين مشكل، از پيشرفت كندي برخوردار است.براي درمان اين افراد بايد كوشش شود كه در ابتدا چرخه شك و ترديد او شكسته شود و او با تمرينهاي آرامش بخش و روشهاي كنترل اضطراب، از حالت انزوا خارج شود و كمكم با كمك پزشك و اطرافيان خود، تغييراتي اساسي در رفتارهاي خود به وجود آورد.
منبع:سایت ایرانیان انگلستان