صفحه 1 از 1

تغییر در مراسم ختم و سال مرگ

ارسال شده: دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶, ۸:۴۹ ب.ظ
توسط ganjineh
نکته اول=
هر روز تعداد زیاید از مردم در یک شهر می میرند.رسم غلطی هست که جنازه هولناک و وحشتناک را بر می دارند در محله و خیابانها و کوچه می گردانند!تا به ارامگاه برسانند.و کودکان و پیران و بیماران و ضعیف قلبان و غیره از دیدن این صحنه چنان اثر بد روانی می بینند که از نظر روان شناسی تا مدتها روان انها را ازار خواهد داد.همین چند سال پیش کودکی 5 ساله بر اثر شدت ترس و فضای هولناک گرداندن جنازه در کوچه به حالت اغما فرو رفت و متاسفانه فوت کرد.
اقا جان این جنازه را ببرید در ارامگاه و گورستان انجا محل این جور قضایا است و دیگر در انجا هر کاری دوست دارید بکنید!هر روز عده زیادی می میرند.اگر قرار باشد هر کدام را در شهر بچرخانیم که روان مردم این شهر سیاه می شود و از بین می رود!ما باید سنتهای خوبمان را حفظ کنیم و سنتهای غلط را اصلاح کنیم یا کنار بگذاریم.
نکته دوم=اگر ما کسی را دوست داریم باید سال روز تولدش را گرامی بداریم.اگر ما سال روز مرگ کسی را گرامی بداریم انگاری که از مرگش خوشحال شده ایم.ضمن اینکه هر سال تعدادی افراد مشهور می میرند.اگر بخواهیم برای همه انها سال مرگ و عزاداری بگیریم ان وقت پس از چندین سال تمام روزهای سال می شود ماتم و سال مرگ !پس به احترام کسانی که دوستشان داریم سال روز تولدشان را جشن بگیریم و به یادشان باشیم.و گرامیداشت یک شخص در حقیقت اینگونه است که اثار و افکار او را بررسی کنیم و اگر نیکوست راهش را ادامه دهیم.
نکته سوم=بعضی ها در هنگام مرگ یک شخص چنان گریه و زاری می کنند که انگاری تا کنون در جهان هیچ مرگی رخ نداده و یک امر غیر عادی صورت گرفته است!از حدود 760 میلیارد انسانی که از دهها هزار سال پیش تاکنون روی زمین متولد شدند حدود 754 میلیاردشان مرده اند!پس مرگ طبیعتی تر از زندگی بوده است!و عجیب اینکه این معتقدان ادیان ابراهیمی که این همه داستان برای بعد از مرگ ساخته اند اما هنگام مرگ یک شخص گریه وزاریشان فجیع تر و شدید تر از غیر معتقدان است!
(داخل پرانتز اما یک اعترافی را باید بکنیم!اینکه با وجود سابقه داشتن زیاد مرگ باز هم انسانها در مرگ عزیزی گریه می کنند افسون یک باور درونی انسانهاست به جاودانگی...)

یکی دیگه از بدبختی های ما آوردن بدعت و نوآوریهای جدید و پرخرج و روحیه چشم و هم چشمی ما ایرانیان است .
زمانی که یک خانواده ، عزیزی رو از دست می دهد افراد خانواده نمی دونن باید گریه کنن یا به فکر نهار و شام خیل دوستان همدردشان باشن جالبه همدرد!!!!!! و اگه مهمون از شهر دیگه باشن به فکر راحتی و خواب و سه وعده غذا باشن .
بعد از اوون شروع می شه تهیه تراکت های پیام های تسلیت و فتوکپی آن درتعداد فراوون و مسئولیت میزبان در به رویت رساندن اون به مهمونا بعد دنبال تزئینات حلوا و میوه و.... بر سر مزار ، زدن پرچم های سیاه مختلف و موندن اونها بر در و دیوار خانه و سیاهی دل تا چند ماه . سوم و هفتم و چهلم و سال ، از همه جالب تر یه کار اشتباه فیلمبرداری از مراسم تعزیه و بدتر از اون مراحل دفن متوفی .
الانم که خرید قبر هم برای یعضی از خانواده ها صرف نمی کنن و سعی می کنن که زنده بمانن .
خلاصه اینکه مراسم عزاداری ما به کل اشتباست ازمسابقه بلندترین ریش و ژولیده ترین صورت گرفته تا جیغ و داد و فریاد که هر چی بیشتر جیغ و
داد کنیم معلومه عزاداران خوب و محترمی هستیم غش هم بکنیم که نور علی نوراست .
باید یه فرهنگ سازی حسابی کرد .

ارسال شده: دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶, ۸:۵۰ ب.ظ
توسط ganjineh
روزهای مردگان و پنجشنبه آخر سال در آیین زردشتی

یکی از آیـین های کهن پـیش از نوروز یاد کردن از مردگان است که به این مناسبت به گورستان می روند و خوراک می برند و به دیگران می دهند.

زردشـتیان معـتـقدند که :
" روان و فروهر مردگان، هیچ گاه کسی را که بوی تعلق داشت فراموش نمی کند و هر سال هنگام جشن فروردین به خانه و کاشانه خود برمی گردند ".

در روزهای پنجه، از جمله رسم ها، تهیه کردن غذا، آیـینی مذهبی بوده، ابوریحان می نویسد:
... و گبرکان در این پنج روز خورش و شراب نهند، روان های مردگان را و همی گویند، که جان مرده بیاید و آن غذا گیرد. غذا پختن و بر مزار مردگان بردن در قرن چهارم رسم بوده است؛ از خوارزم تا فارس : خوارزمیان پنج روز آخر اسفند و پنج روز دیگری که در پی آن است و ملحق به این ماه مانند اهالی فارس، در روزهای فروردگان برای ارواح مردگان در گورستان غذا می گذارند.

یکی از صورت های برجا ماندهً این رسم، در شهر و روستا، به گورستان رفتن " پنجشنبه آخر سال " است. به ویژه خانواده هایی که در طول سال عضوی را از دست داده اند.

ارسال شده: دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶, ۸:۵۱ ب.ظ
توسط ganjineh
در میان بسیاری از طوایف ایرانی مراسم پر خرج و دست و پاگیر کفن و دفن ، ختم ، سوم ، هفتم ، چهلم و سالگرد، هنوز وبال گردن خانواده ی متوفی و دیگر افراد از بستگان و آشنایان و دوستان است.
در بخشی از ایران خودم شاهد بوده ام که بعد از فوت یکی از افراد ِ طایفه ، زنان و مردان مجبور بودند تا 7 روز اول را با لباس های مخصوص ، سنگین و گرانقیمت به خانه ی شخص فوت شده بروند و حتی زنان مجبور بودند برای ابراز همدردی با بازماندگان ، ( ولو به ظاهر ) صورت خود را با ناخن هایشان بخراشند .
متاسفانه اینها سنت هائی است که از پیش از اسلام بر جای مانده است .
می دانیم که اسلام چقدر این مراسم را ساده و کوتاه در نظر گرفته است.
از جمله توصیه می کند که تا چندین روز در خانه ی متوفی نباید غذائی پخته شود و هیچ زحمتی برای آنان ایجاد شود.
پوشیدن لباس مشکی نیز در اسلام مکروه است.

ارسال شده: دوشنبه ۱۹ آذر ۱۳۸۶, ۸:۵۳ ب.ظ
توسط ganjineh
در گذشته در شعبان آیین های خاص انجام می شد.دو نمونه تقدیم می شود:

1- چراغ برات :
از صبح 12 تا عصر 14 شعبان کاشمری ها انیس اموات خود می شوند.در گذشته خیمه ها و چادر ها بر فراز قبور عزیزان نصب می شد.همه منتظر بودند تا دیگران بر حسب رابطه کوچکی و بزرگی بر سر قبر عزیز سفر کرده شان حاضر شوند وفاتحه ای بخوانند و خرمایی و نقلی و شکلاتی و تکه ای حلوا نوش جان کنند و بروند.

همه بر سر قبور همه حاضر می شونددر کاشمر به ماه شعبان ماه برات هم می گویند.نوعی یاری گری است در وادی تسلیت گویی و ابراز همدردی. نوعی صله رحم همگانی است.ترویج عاطفه است.دیدو بازدیدی بر سر قبور از برای عبرت گیری از حال و احوال رفتگان خوشبخت و ماندگان بدبخت.مجموعه ای با عکس در این رابطه تهیه کرده ام که بماند برای آینده.!

2- طلب حاجت: در گذشته در آخرین ساعات 14 شعبان بعد از نماز مغرب و عشا هر فرد به تعداد آرزوهای پاک و خالصانه اش ترکه ای از درختی پاک سرشت (انار و انگور) مهیا می کرد و در چهار گوشه پشت بام خانه اش نصب می کرد.بر انتهای هر ترکه تکه ای پنبه و یا پارچه ای پاک به نیت آرزوی مورد نظروصل می شد.فرد به تنهایی و یا در حضور خانواده نیت و آرزویش رابعد از حمد و ثنای خدا و صلوات بر نبی اکرم (ع) و طلب سلامتی برای امام زمان (عج) مطرح می کردو خدا را به حق ولی عصر (عج)قسم میداد تا گره گشایی مشکلاتش(شان) باشد.تصور بفرمایید روستایی را که همه بر پشت بام برای چند ثانیه ترکه های را روشن کرده باشند.البته این رسم چند دهه است که به صورت جمعی برگزار نمی شود و فردی شده است.