كالبدشكافي سوانح بزرگ هوايي در ايران و جهان
ارسال شده: یکشنبه ۲۵ آذر ۱۳۸۶, ۸:۰۱ ب.ظ
ايران با چهارده مورد سقوط هواپيما از سال 1986 تاكنون، رتبه 33 در جهان را داراست كه چهار مورد آن، مربوط به هواپيماهاي هركولس «C-130»، يك مورد ايرباس «A-300»، يك مورد فوكر «F-28»، يك مورد ياك 40، يك مورد توپولوف 154، يك مورد آنتونوف 140، يك مورد ايلوشين 76 و يك مورد، فوكر 50 بوده است
گسترش بيسابقه سوانح ناگوار هوايي، چندين رسانه اروپايي را وادار كرده تا گزارشهايي را در تشريح آمار تلفات اين سوانح، ارائه دهند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، با وجود سوانح متعدد در ايران، طي سالهاي گذشته، رتبه ايران در اين مورد، چندان بالا نيست!
در اين گزارش آمده است: بر پايه آمار تعداد كشتهشدگان سوانح هوايي با دو برابر شدن در سال گذشته، در هفت سال گذشته، بيسابقه بوده است به گونهاي كه تعداد سوانح مرگبار هوايي با شش مورد افزايش به 34 سانحه رسيده، اما تعداد مسافران و خدمهاي كه جان خود را در اين حوادث از دست دادهاند، از 466 نفر به 1050 نفر رسيده است.
يكي از علل عمده اين سوانح، «پرواز كنترلشده در مناطق مسطح» است كه طي آن، هواپيما بدون اينكه خدمه آن از خطر آگاه باشند، با قدرت تمام به زمين برخورد ميكند. علت عمده ديگر، خارج شدن هواپيما از كنترل به علل گوناگون است. اين در حالي است كه تا سال 2004 آمار اين حوادث رو به كاهش بوده است.
«ديويد ليرمونت» از متخصصان ايمني پرواز در مجله «Flight» مينويسد: بيشتر حوادث سال گذشته، مربوط به كشورهايي با اقتصادهاي نابسامان بوده كه در آنها، فعاليتهاي قاعدهمند در ليست اولويتهاي سياسي قرار ندارند.
براي حدود دو دهه، خطوط هوايي آفريقايي، بخشهايي از آمريكاي لاتين و آسيا با در اختيار داشتن ميزان كمي از پروازها جديترين سوانح را داشتهاند.
در اينباره بايد گفت كه در سال گذشته نيجريه دو حادثه هوايي مرگبار را داشت كه باعث كشته شدن 225 نفر شد؛ سودان نيز شاهد سه حادثه بود كه هر دوي اين سوانح، مربوط به هواپيماهاي ساخت شوروي سابق بوده است.
در حالي كه بيشتر اين حوادث، مربوط به هواپيماهاي قديمي است، حادثه اخير آتن در ماه آگوست كه منجر به كشته شدن 115 نفر شده، مربوط به يك هواپيماي جت مدرن بود.
ايمني خطوط هوايي در نيمه نخست سال 2001 با سيزده حادثه و 114 كشته به سطح بالايي رسيده بود، در حالي كه خطوط هوايي بزرگ، هيچ حادثهاي نداشتهاند.
احتمال كشته شدن در يك حادثه هوايي نسبت به حوادث ديگر، 1 در 11 ميليون است؛ به عبارت ديگر، احتمال كشته شدن در يك حادثه رانندگي، 1 در 5000 است. درواقع، شما در مسير رانندگي به فرودگاه، در معرض خطر بيشتري هستيد تا در هنگام پرواز، با اين تفاوت كه در اين مسير، سرنوشت به دست خود انسان است. اين در حالي است كه ساليانه، حدود پانصد هزار نفر در اثر سوانح رانندگي از بين ميروند.
ترافيك هوايي تا سال 2001 به شدت افزايش پيدا كرد اما پس از حملات تروريستي به سازمان تجارت جهاني و مشكلات مالي براي بسياري هواپيماها، اين ميزان كاهش پيدا كرد تا در سال 2005 كه دوباره اين عامل افزايش يافت؛ 1/34 ميليون ساعت پرواز در سال 2004 ميزان بالايي است.
امروزه، احتمال حوادث هوايي نسبت به بيست سال پيش، كمتر است، حال آنكه هواپيماهاي بيشتري پرواز ميكنند. معمولا پروازهاي منطقه، احتمال حادثه كمتري دارند، در حالي كه اين احتمال در پروازهاي خارج از برنامه (چارتر، باري، آزمايشي، آموزشي و نمادين) بيشتر است.
اگر پرواز را به چند مرحله تقسيم كنيم، يعني؛
1ـ از دروازههاي مسافران تا هواپيما،
2ـ حركت هواپيما در باند براي بلند شدن،
3ـ پرواز هواپيما تا نقطه اوج،
4ـ طي مسير هواپيما در هوا كه معمولا طولانيترين قسمت است،
5ـ نزديك شدن به باند براي فرود و
6ـ فرود و نشستن هواپيما و عمل ترمز و متوقف شدن باشد، بيش از نيمي از حوادث در مرحله ششم رخ ميدهد. اما بيشتر تلفات، مربوط به اين مرحله نيست، بلكه مربوط به پرواز هواپيما تا رسيدن به نقطه اوج است.
عمدهترين و ريشهايترين علت بروز حوادث، عامل انساني و علت بعدي، نقص هواپيماها است كه در هواپيماهاي مدرن، بسيار كمتر ديده ميشود.
در مورد حملات تروريستي هم بايد گفت كه هواپيماها به علت اينكه قابليت خبري بيشتري دارند، هدف خوبي براي بمبگذاريها و هواپيماربايي هستند. هرچند اينگونه اعمال در سالهاي اخير كاهش يافتهاند، اما باز هم هواپيماي حامل عده زيادي سرنشين، ميتواند هدف خوبي براي اين كار باشد.
به هر حال، هرچند تعداد هواپيماها به شدت افزايش پيدا كرده، اما ميزان اين حوادث كاهش يافته و به اين ترتيب، صنعت حملونقل هوايي را امنترين صنعت حملونقلي معرفي كرده است.
افزايش مدت زمان پروازها، يكي از علل كاهش اين رخدادهاست، چون بيشتر حوادث هوايي در زمان بلند شدن يا فرود اتفاق ميافتد؛ بنابراين، احتمال حادثه براي هواپيمايي كه دو بار در روز اين كار را انجام ميدهد، نسبت به هواپيمايي كه ده بار مسيرهاي كوتاه را ميرود، بسيار كمتر است.
و سرانجام اينكه هم افزايش تجربه توليدكنندگان هواپيما، تصويب قوانين و كنترل مقامات و مسئولان، از عوامل افزايش ايمنيهاي هوايي است.
بر پايه آمار، تا سال 2005، 42 درصد حوادث بدون بازمانده و 39 درصد با بازمانده هستند.
115.512 نفر تاكنون جان خود را از دست داده و 80.987 نفر زخمي شدهاند كه توجه به ميزان بيشتر كشتهشدگان نسبت به زخميها، نشانگر مخاطرهآميز بودن اين حوادث است.
به اين ترتيب بنا بر آمار، در 70 درصد موارد، علت حادثه، خطاي انساني، 19 درصد نقص فني، 6 درصد وضعيت جوي، 3 درصد خرابكاري و 2 درصد علل ديگر بوده است. 52 درصد حوادث در زمان فرود، 27 درصد در زمان پرواز، 5/20 درصد در زمان بلند شدن، 4/0 در زمان رفتن به هواپيما و 1/0 درصد به هنگام پارك كردن رخ دادهاند.
همچنين 5/35 درصد حوادث در فاصلهاي كمتر از 10 كيلومتري فرودگاه، 5/15 درصد در هواپيما، 10 درصد در كوهستانها، 5/9 درصد در دريا، 1 درصد در شهرها، 5/0 درصد در بيابانها و 10 درصد در مناطق نامعلوم بودهاند.
خلاصه آنكه 62/38 درصد حوادث، مربوط به پروازهاي منظم، 92/11 درصد پروازهاي نظامي، 08/11 درصد پروازهاي باري، 85/7 درصد پروازهاي خصوصي، 30/7 درصد پروازهاي آموزشي، 52/4 درصد پروازهاي چارتر، 30/3 درصد پروازهاي تحقيقاتي، 98/1 درصد پروازهاي پستي، 20/1 درصد پروازهاي آموزشي، 92/0 پروازهاي دولتي و 51/0 درصد، پروازهاي بشردوستانه بوده است.
در اين ميان، ايران با چهارده مورد سقوط هواپيما از سال 1986 تاكنون، رتبه 33 در جهان را داراست كه چهار مورد آن، مربوط به هواپيماهاي هركولس «C-130»، يك مورد ايرباس «A-300»، يك مورد فوكر «F-28»، يك مورد ياك 40، يك مورد توپولوف 154، يك مورد آنتونوف 140، يك مورد ايلوشين 76 و يك مورد، فوكر 50 بوده است.
منابع: اينديپندنت، بي.بي.سي
گسترش بيسابقه سوانح ناگوار هوايي، چندين رسانه اروپايي را وادار كرده تا گزارشهايي را در تشريح آمار تلفات اين سوانح، ارائه دهند.
به گزارش سرويس بينالملل «بازتاب»، با وجود سوانح متعدد در ايران، طي سالهاي گذشته، رتبه ايران در اين مورد، چندان بالا نيست!
در اين گزارش آمده است: بر پايه آمار تعداد كشتهشدگان سوانح هوايي با دو برابر شدن در سال گذشته، در هفت سال گذشته، بيسابقه بوده است به گونهاي كه تعداد سوانح مرگبار هوايي با شش مورد افزايش به 34 سانحه رسيده، اما تعداد مسافران و خدمهاي كه جان خود را در اين حوادث از دست دادهاند، از 466 نفر به 1050 نفر رسيده است.
يكي از علل عمده اين سوانح، «پرواز كنترلشده در مناطق مسطح» است كه طي آن، هواپيما بدون اينكه خدمه آن از خطر آگاه باشند، با قدرت تمام به زمين برخورد ميكند. علت عمده ديگر، خارج شدن هواپيما از كنترل به علل گوناگون است. اين در حالي است كه تا سال 2004 آمار اين حوادث رو به كاهش بوده است.
«ديويد ليرمونت» از متخصصان ايمني پرواز در مجله «Flight» مينويسد: بيشتر حوادث سال گذشته، مربوط به كشورهايي با اقتصادهاي نابسامان بوده كه در آنها، فعاليتهاي قاعدهمند در ليست اولويتهاي سياسي قرار ندارند.
براي حدود دو دهه، خطوط هوايي آفريقايي، بخشهايي از آمريكاي لاتين و آسيا با در اختيار داشتن ميزان كمي از پروازها جديترين سوانح را داشتهاند.
در اينباره بايد گفت كه در سال گذشته نيجريه دو حادثه هوايي مرگبار را داشت كه باعث كشته شدن 225 نفر شد؛ سودان نيز شاهد سه حادثه بود كه هر دوي اين سوانح، مربوط به هواپيماهاي ساخت شوروي سابق بوده است.
در حالي كه بيشتر اين حوادث، مربوط به هواپيماهاي قديمي است، حادثه اخير آتن در ماه آگوست كه منجر به كشته شدن 115 نفر شده، مربوط به يك هواپيماي جت مدرن بود.
ايمني خطوط هوايي در نيمه نخست سال 2001 با سيزده حادثه و 114 كشته به سطح بالايي رسيده بود، در حالي كه خطوط هوايي بزرگ، هيچ حادثهاي نداشتهاند.
احتمال كشته شدن در يك حادثه هوايي نسبت به حوادث ديگر، 1 در 11 ميليون است؛ به عبارت ديگر، احتمال كشته شدن در يك حادثه رانندگي، 1 در 5000 است. درواقع، شما در مسير رانندگي به فرودگاه، در معرض خطر بيشتري هستيد تا در هنگام پرواز، با اين تفاوت كه در اين مسير، سرنوشت به دست خود انسان است. اين در حالي است كه ساليانه، حدود پانصد هزار نفر در اثر سوانح رانندگي از بين ميروند.
ترافيك هوايي تا سال 2001 به شدت افزايش پيدا كرد اما پس از حملات تروريستي به سازمان تجارت جهاني و مشكلات مالي براي بسياري هواپيماها، اين ميزان كاهش پيدا كرد تا در سال 2005 كه دوباره اين عامل افزايش يافت؛ 1/34 ميليون ساعت پرواز در سال 2004 ميزان بالايي است.
امروزه، احتمال حوادث هوايي نسبت به بيست سال پيش، كمتر است، حال آنكه هواپيماهاي بيشتري پرواز ميكنند. معمولا پروازهاي منطقه، احتمال حادثه كمتري دارند، در حالي كه اين احتمال در پروازهاي خارج از برنامه (چارتر، باري، آزمايشي، آموزشي و نمادين) بيشتر است.
اگر پرواز را به چند مرحله تقسيم كنيم، يعني؛
1ـ از دروازههاي مسافران تا هواپيما،
2ـ حركت هواپيما در باند براي بلند شدن،
3ـ پرواز هواپيما تا نقطه اوج،
4ـ طي مسير هواپيما در هوا كه معمولا طولانيترين قسمت است،
5ـ نزديك شدن به باند براي فرود و
6ـ فرود و نشستن هواپيما و عمل ترمز و متوقف شدن باشد، بيش از نيمي از حوادث در مرحله ششم رخ ميدهد. اما بيشتر تلفات، مربوط به اين مرحله نيست، بلكه مربوط به پرواز هواپيما تا رسيدن به نقطه اوج است.
عمدهترين و ريشهايترين علت بروز حوادث، عامل انساني و علت بعدي، نقص هواپيماها است كه در هواپيماهاي مدرن، بسيار كمتر ديده ميشود.
در مورد حملات تروريستي هم بايد گفت كه هواپيماها به علت اينكه قابليت خبري بيشتري دارند، هدف خوبي براي بمبگذاريها و هواپيماربايي هستند. هرچند اينگونه اعمال در سالهاي اخير كاهش يافتهاند، اما باز هم هواپيماي حامل عده زيادي سرنشين، ميتواند هدف خوبي براي اين كار باشد.
به هر حال، هرچند تعداد هواپيماها به شدت افزايش پيدا كرده، اما ميزان اين حوادث كاهش يافته و به اين ترتيب، صنعت حملونقل هوايي را امنترين صنعت حملونقلي معرفي كرده است.
افزايش مدت زمان پروازها، يكي از علل كاهش اين رخدادهاست، چون بيشتر حوادث هوايي در زمان بلند شدن يا فرود اتفاق ميافتد؛ بنابراين، احتمال حادثه براي هواپيمايي كه دو بار در روز اين كار را انجام ميدهد، نسبت به هواپيمايي كه ده بار مسيرهاي كوتاه را ميرود، بسيار كمتر است.
و سرانجام اينكه هم افزايش تجربه توليدكنندگان هواپيما، تصويب قوانين و كنترل مقامات و مسئولان، از عوامل افزايش ايمنيهاي هوايي است.
بر پايه آمار، تا سال 2005، 42 درصد حوادث بدون بازمانده و 39 درصد با بازمانده هستند.
115.512 نفر تاكنون جان خود را از دست داده و 80.987 نفر زخمي شدهاند كه توجه به ميزان بيشتر كشتهشدگان نسبت به زخميها، نشانگر مخاطرهآميز بودن اين حوادث است.
به اين ترتيب بنا بر آمار، در 70 درصد موارد، علت حادثه، خطاي انساني، 19 درصد نقص فني، 6 درصد وضعيت جوي، 3 درصد خرابكاري و 2 درصد علل ديگر بوده است. 52 درصد حوادث در زمان فرود، 27 درصد در زمان پرواز، 5/20 درصد در زمان بلند شدن، 4/0 در زمان رفتن به هواپيما و 1/0 درصد به هنگام پارك كردن رخ دادهاند.
همچنين 5/35 درصد حوادث در فاصلهاي كمتر از 10 كيلومتري فرودگاه، 5/15 درصد در هواپيما، 10 درصد در كوهستانها، 5/9 درصد در دريا، 1 درصد در شهرها، 5/0 درصد در بيابانها و 10 درصد در مناطق نامعلوم بودهاند.
خلاصه آنكه 62/38 درصد حوادث، مربوط به پروازهاي منظم، 92/11 درصد پروازهاي نظامي، 08/11 درصد پروازهاي باري، 85/7 درصد پروازهاي خصوصي، 30/7 درصد پروازهاي آموزشي، 52/4 درصد پروازهاي چارتر، 30/3 درصد پروازهاي تحقيقاتي، 98/1 درصد پروازهاي پستي، 20/1 درصد پروازهاي آموزشي، 92/0 پروازهاي دولتي و 51/0 درصد، پروازهاي بشردوستانه بوده است.
در اين ميان، ايران با چهارده مورد سقوط هواپيما از سال 1986 تاكنون، رتبه 33 در جهان را داراست كه چهار مورد آن، مربوط به هواپيماهاي هركولس «C-130»، يك مورد ايرباس «A-300»، يك مورد فوكر «F-28»، يك مورد ياك 40، يك مورد توپولوف 154، يك مورد آنتونوف 140، يك مورد ايلوشين 76 و يك مورد، فوكر 50 بوده است.
منابع: اينديپندنت، بي.بي.سي