خدا در همسايگي ماست
ارسال شده: سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۱۲:۳۵ ق.ظ
چرا همه نقشههاي جغرافيا دو قسمت دارند؟
چرا همه چيز به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم ميشود؟
چرا رنگ آسمان در شمال شهر آبي و در جنوب شهر خاكستري است؟
چرا پرندگان جنوب شهري با بالهاي وصلهدار پرواز ميكنند؟
چرا بهار در جنوب شهر زرد است؟
چرا برف در جنوب شهر سياه است؟
چرا مگسهاي شمال شهري زبالههاي بهداشتي و بستهبندي شده ميخورند؟
چرا پشههاي شمال شهري اگر به زبالههاي جنوب شهر دست بزنند مسموم ميشوند؟
چرا گربههاي شمال شهري شير پاستوريزه ميخورند؟
چرا بچههاي شمال شهر وقتي كه فوتبال بازي ميكنند، گلهاي تازه و قشنگ و رنگارنگ به يكديگر ميزنند.
چرا دنياي بچههاي جنوب شهر سياه و سفيد است؟
چرا دنياي بچههاي شمال شهر رنگي است: سفرههاي رنگين، خوابهاي رنگين، لباسهاي رنگي، فيلمهاي رنگي؟
مگر خون آنها رنگينتر است؟
چرا آنها در شمال به دنيا ميآيند؟ در شمال گهواره ميخوابند؟ در شمال ميز مينشينند؟
شمال غذا را ميخورند؟ قطب شمالي ميوه را گاز ميزنند و قطب جنوبي آن را دور ميريزند؟ براي مسافرت به شمال ميروند؟
در شمال زندگي ميكنند؟ و وصيت ميكنند كه آنها را در شمال قبرستان به خاك بسپارند؟
اگر شمال بهتر است، چرا جهت قبله به سمت جنوب است؟
چرا خدا خانه خود را در جهت جنوب ساخته است؟
من به سمت جنوب نماز ميخوانم.
خدا در همسايگي ماست.
خدا در همه جاست! خدا بايد در همه جا باشد!
من اين نقشهها را قبول ندارم.
چه كسي اين نقشهها را براي ما كشيده است؟
وقتي كه باران بهاري ببارد، همه نقشههاي كاغذي را خراب ميكند و همه اين نقشهها را نقش برآب ميكند.
چرا همه چيز به دو قسمت شمالي و جنوبي تقسيم ميشود؟
چرا رنگ آسمان در شمال شهر آبي و در جنوب شهر خاكستري است؟
چرا پرندگان جنوب شهري با بالهاي وصلهدار پرواز ميكنند؟
چرا بهار در جنوب شهر زرد است؟
چرا برف در جنوب شهر سياه است؟
چرا مگسهاي شمال شهري زبالههاي بهداشتي و بستهبندي شده ميخورند؟
چرا پشههاي شمال شهري اگر به زبالههاي جنوب شهر دست بزنند مسموم ميشوند؟
چرا گربههاي شمال شهري شير پاستوريزه ميخورند؟
چرا بچههاي شمال شهر وقتي كه فوتبال بازي ميكنند، گلهاي تازه و قشنگ و رنگارنگ به يكديگر ميزنند.
چرا دنياي بچههاي جنوب شهر سياه و سفيد است؟
چرا دنياي بچههاي شمال شهر رنگي است: سفرههاي رنگين، خوابهاي رنگين، لباسهاي رنگي، فيلمهاي رنگي؟
مگر خون آنها رنگينتر است؟
چرا آنها در شمال به دنيا ميآيند؟ در شمال گهواره ميخوابند؟ در شمال ميز مينشينند؟
شمال غذا را ميخورند؟ قطب شمالي ميوه را گاز ميزنند و قطب جنوبي آن را دور ميريزند؟ براي مسافرت به شمال ميروند؟
در شمال زندگي ميكنند؟ و وصيت ميكنند كه آنها را در شمال قبرستان به خاك بسپارند؟
اگر شمال بهتر است، چرا جهت قبله به سمت جنوب است؟
چرا خدا خانه خود را در جهت جنوب ساخته است؟
من به سمت جنوب نماز ميخوانم.
خدا در همسايگي ماست.
خدا در همه جاست! خدا بايد در همه جا باشد!
من اين نقشهها را قبول ندارم.
چه كسي اين نقشهها را براي ما كشيده است؟
وقتي كه باران بهاري ببارد، همه نقشههاي كاغذي را خراب ميكند و همه اين نقشهها را نقش برآب ميكند.