اگر گوش براي شنيدن نداريد ، لطفا صحبت نكنيد
ارسال شده: جمعه ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۵, ۷:۲۶ ب.ظ
كسي كه گوش براي شنيدن ندارد، دهان براي گفتن هم ندارد.
بايد شنيد؛ كلمه، جمله، عبارت و...
بايد شنيد و بر شنيده ها تامل كرد تا گفتن را بياموزيم. پس نشنيدن، نگفتن هم هست .
مردي كه حاضر نيست حرفهاي همسرش را بشنود، قاعدتاً حرفي براي گفتن به او ندارد و نيز نبايد انتظار شنيدن حرفهايش را داشته باشد! شنيدن براي رسيدن به تفكر، تعامل و گفت وشنود است .
بايد بشنويم تا بتوانيم بگوييم .
پدر بايد حرف فرزند رابشنود تا بتواند به او بگويد\" به آنچه مي گويم گوش كن وبه آن عمل كن \".
زني كه پرگوست و كمتر گوش شنيدن دارد ، بايد بداند بيشتر آنچه را كه مي گويد از سوي شوهرش شنيده نمي شود.
پس اگر زياد مي گوييم ، زياد هم بايد بشنويم؛ اگرمي گوييم، بايد انتظار شنيدن هم داشته باشيم. جز اين اگر باشد، تعامل وگفت وشنودي منطقي ومتوازن بر قرار نمي شود. اگر مي خواهيم صداي ما را بشنوند، بايد اجازه بدهيم ديگران هم سخن بگويند و ما بشنويم.
وقتي مي گوييم ، يعني فكر كرده ايم وگفته ايم.
تنها در خانواده هايي تعامل و گفت و شنود وبحث موجه و مستدل صورت مي گيرد كه اعضاي خانواده همان قدر كه مي خواهند بگويند، همان قدرهم آماده شنيدن باشند.
ترديدي نيست درچنين رويكردي بايد وزن و جايگاه هر گوينده اي رعايت و ملاحظه شود.
پدر كيست، چه مسووليت ها و اختياراتي دارد؟ مادر كيست، چه مسووليت ها واختياراتي دارد؟ فرزند كيست، چه مسووليت ها و اختياراتي دارد؟ براي گفتن ، براي شنيدن ، براي تعامل وگفت وشنود بايد بدانيم كيستيم؟ از چه مي گوييم وچرا مي گوييم؟ سرپرست خانواده اگر آگاه و بينا بر نقش و وظايف خود وهر يك از اعضاي خانواده باشد، مي داند و به درستي مي داند كِي بايد بشنود وكِي بايد سخن بگويد.
بايد شنيد؛ كلمه، جمله، عبارت و...
بايد شنيد و بر شنيده ها تامل كرد تا گفتن را بياموزيم. پس نشنيدن، نگفتن هم هست .
مردي كه حاضر نيست حرفهاي همسرش را بشنود، قاعدتاً حرفي براي گفتن به او ندارد و نيز نبايد انتظار شنيدن حرفهايش را داشته باشد! شنيدن براي رسيدن به تفكر، تعامل و گفت وشنود است .
بايد بشنويم تا بتوانيم بگوييم .
پدر بايد حرف فرزند رابشنود تا بتواند به او بگويد\" به آنچه مي گويم گوش كن وبه آن عمل كن \".
زني كه پرگوست و كمتر گوش شنيدن دارد ، بايد بداند بيشتر آنچه را كه مي گويد از سوي شوهرش شنيده نمي شود.
پس اگر زياد مي گوييم ، زياد هم بايد بشنويم؛ اگرمي گوييم، بايد انتظار شنيدن هم داشته باشيم. جز اين اگر باشد، تعامل وگفت وشنودي منطقي ومتوازن بر قرار نمي شود. اگر مي خواهيم صداي ما را بشنوند، بايد اجازه بدهيم ديگران هم سخن بگويند و ما بشنويم.
وقتي مي گوييم ، يعني فكر كرده ايم وگفته ايم.
تنها در خانواده هايي تعامل و گفت و شنود وبحث موجه و مستدل صورت مي گيرد كه اعضاي خانواده همان قدر كه مي خواهند بگويند، همان قدرهم آماده شنيدن باشند.
ترديدي نيست درچنين رويكردي بايد وزن و جايگاه هر گوينده اي رعايت و ملاحظه شود.
پدر كيست، چه مسووليت ها و اختياراتي دارد؟ مادر كيست، چه مسووليت ها واختياراتي دارد؟ فرزند كيست، چه مسووليت ها و اختياراتي دارد؟ براي گفتن ، براي شنيدن ، براي تعامل وگفت وشنود بايد بدانيم كيستيم؟ از چه مي گوييم وچرا مي گوييم؟ سرپرست خانواده اگر آگاه و بينا بر نقش و وظايف خود وهر يك از اعضاي خانواده باشد، مي داند و به درستي مي داند كِي بايد بشنود وكِي بايد سخن بگويد.
