Mohammad 1985 نوشته شده:البته حاج مهدي به نظر من اين تايپيك به همان سرنوشتي كه خودتان پيشبيني كرديد دچار خواهد شد پس بهتره كه قفل يا حذف بشه .
به زنبور درشت لا مروت بگویید اگر عسل نمی دهد نیش نزند
به نام خالق آسمانها و زمین
قبل ادامه بحث لازم است که توضیح بدم که من در این مدت که شروع به نوشتن تاپیک کردم متاسفانه همواره در سفر هستم نه جای ثابتی دارم نه دسترسی دائمی به اینترنت بنابر این اگر مطالب با وقفه به دست عزیزان می رسد پوزش می طلبم
و اما بعد...
دوست خوبم machkol نوشته:
((در حال حاضر تنها وظیفه حکومت را اسلامی بودن(اجرای عدالت-دفاع از حقوق کشور و .. )می دانم.
از دید تاریخی اگر بخواهم نگاه کنم پاسخ موارد بالا نخواهد بود.بلکه میزان کسب افتخار ملاک است! ))
من در اینجا اول می خواهم گفته های این عزیز را تحلیل و بعد به اصل موضوع بپردازم
اولین نکته ای که گفته های دوستمان می شود برداشت کرد این است که کشور در وضعیت خاص و ویژه ای قرار دارد ( در حال حاضر تنها وظیفه حکومت ) زیرا همان طور که همه می دانید پیشرفت کشور در گرو موفقیت متوازن دولت در همه ی وظایفش است وقتی گفته می شود در حال حاضر یعنی کشور در موقیتی متفاوت از همیشه قرار دارد و وقتی بیان شود تنها وظیفه یعنی اینکه کشور از این منظر تحت فشار است
در هر دو حالت باید بگویم اری حق با دوستمان است هم امروز کشور در وضعیت خاصی است هم در موضع اسلام تحت فشار یم
اما نکته ای باریکتر ز مو اینجاست و آن اینکه دوست ما اسلامی بودن را اجرای عدالت و دفاع از حقوق کشور و مواردی از این دست مثبت بیان می کند که جای بحث بسیار دارد اما ما دراینجا از دو قسمت دچار محدودیت هستیم یک سواد و صلاحیت بنده در کارشناسی کردن این موضوع و دیگری قوانین سایت. این گفته های من را دوستان مدعی تفسیر به مخالفت با اسلام نکنند که سخن به بیراهه می رود
گفته های من در این راستاست که یک ، عدالتی که ما امروزه در جوامع غربی و نهاد های اکادامیت مشاهده می کنیم با عدالتی که اسلام تعریف می کند متفاوت است . دو ، دفاع در برابر تهاجم معنا پیدا می کند و این تصور که حقوق ما از سوی دیگران در معرض تهاجم قرار دارد و نیاز به دفاع احساس می شود از نظر من جای سوال و تامل دارد
از کودکی برای من این پرسش مطرح بود که چرا ما با غرب و تمدن غرب مشکل داریم در حالی که هر دو حداقل در ظاهر یک شعار مطرح می کنیم هر دو از ارزش های عدالت می گوییم هر دو بر بهداشت عمومی پای می فشاریم هر دو فقر و غارت و چپاول را محکوم می کنیم هر دو با مواد مخدر مبارزه می کنیم هر دو خود را از تروریست جدا می دانیم
و غیره اولین پاسخی که به سوال من داده شد این بود که ما غربیان را به دروغ گویی و فریب متهم کردیم گرچه که شخصا این موضوع را قبول دارم ولی این دلیل اصلی نبود چرا که آنها هم ما را به همین اتهام محکوم می کنند و اساسا دروغ و فریب راهکاری کوتاه مدت است چرا که با گذر زمان دروغ افشا و دروغگو رسوا می شود نه این پاسخ سوال نبود سرنخ ماجرا در خط مقدم این صف آرایی یعنی در فلسطین یافتم وقتی دیدم پس از یک رویارویی و پس از محکومیت تروریست توسط دو طرف ما بر کشته های فلسطینی گریستیم و برای آنها مجلس یادبود گرفتیم وغرب برای اسراییلی ها با دنبال کردن این سرنخ به این نتیجه رسیدم که گرچه هم ما و هم غرب عدالت و ... را نکو میدانیم اما عدالت ما با عدالت آنها متفاوت است هر چند که هم اسم باشند چرا که از دو خواستگاه متفاوتند عدالت ما ریشه در مفاهیم اسلامی دارد و عدالت آنها از خاستگاه علم جدید و تجربیات تاریخی سر چشمه گرفته است.
میدانم که از مبحث اصلی دور که چه عرض کنم پرت شده ام اما نیازی بود که باید پاسخ داده می شد و از این بابت از دوست خوبم machkol سپاس گذارم
اما بپردازیم به بحث اصلی
از دیدگاه علم امروز مهمترین وظیفه دولت تامین منافع مردم است و این وظیفه است که باید سیاست ها و راهکارهای کلی هر دولتی را تیین کند و بر این اساس است که سیاست را روش تامین این مهم با کمترین هزینه تعریف می کنند
اما این که منافع مردم را چه چیزی تشکیل می دهد اصلی ترین چالش دولت های امروز است زمانی منافع آلمان باز کشت به جامعه جهانی و گریز از خطر قریب الوقوع کمونیست بود بنابر این حاضر به دادن خیلی از امتیاز ها شد مثل ایجاد پایگاه های آمریکایی در داخل کشور و منع تولیدات استراتژیک نظامی و غیره اما امروز منافع آلمانی ها احیای غرور ملی است و این دلیل مخالفت ها و نا ارامی های گاه و بیگاه امروز جوانان آلمانی است فریاد دویچلند دویچلند را در جام جهانی گذشته به خاطر بیاورید
دلیل نا آرامی های فرانسه و شکسن قانون اساسی سابق اروپا نیز با همین نگاه قابل توجیه است و یا دیگر موضوعات.
پس از جنگ جهانی دوم یک سری منافع مشترک بین کشور ها ایجاد شد که تحت جهان دو قطبی ظهور کرد و بر این اساس نظم موجود جهانی شکل گرفت اما با با فرو پاشی شوروی و نابودی آن منافع مشترک و به مجود آمدن منافعی غیر هم سو با دیگر کشور ها امروزه نظم موجود توان پاسخ گویی به نیاز های بشر را ندارد و از این رو رو به احتزار است
حمله به عراق و افغانستان و سایر دست و پا زدن های آمریکا به عنوان متولی این نظم تلاش های نا امیدانه برای بهبودی این نظم است و شهار های تحت عنوان نظم نوین جهای راهکار هایی برای برون رفت از این بن بست است
در یک کلام مشکل دنیای امروز منافع متفاوت و گاها متضاد بین کشور هاست که ممکن است زمینه ساز جنگ جهانی سود باشد
در این جا به پایان بخش اول می رسیم از این به بعد حکومت های ایران را از اپتدا بر اساس تامین منافع مردم مورد بررسی قرار می دهیم
من را از نظراتتون بی نصیب نگذارید