افغانستان
ارسال شده: پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۸۷, ۶:۲۸ ب.ظ
مقدمه
افغانستان کشوری است در آسیای میانه پایتخت آن کابل است. نخست از همه باید گفته شود که در ساختار سیاسی کنونی افغانستان هیچ چیزی قابل پیش بینی نیست. رژیم یکدست و متمرکزی در کشور وجود ندارد. نظام سیاسی واداری کنونی افغانستان متشکل از جناح های جنگسالاران محلی، نمایندگان برخی از گروه های مذهبی، فرزندان مالکین بزرگ قبلی و بروکرات های گذشته افغانستان است و همین عناصر موقعیت های کلیدی را در دست دارند. این ها به مثابه نمایندگان مالکین بزرگ و اشرافیت کنونی حاکم در کشور در ساختار سیاسی و هم در روند اقتصاد « شبه سرمایه داری» یعنی بازار آزاد، سهم کلی دارند. برخی از اعضای این نهادها که در متن رژیم حاکم افغانستان شامل اند از فضای باز و آزادی های فردی ( بت های موهوم سیاست جهانگرای لیبرالیسم نوین) سخن می گویند، تا دل سردمداران شرکت های بازارهای بین المللی را به دست آورند.
زبان رسمی پشتو، فارسی(دری)
بزرگترین شهر کابل
پایتخت کابل
رئیس جمهور حامد کرزای
پهناوری 647,500 كيلومتر مربع²
جمعیت (2004) 28,513,677
تراکم جمعیت 44.0/كیلومتر مربع²
استقلال 1919 از بریتانیا
یکای پول افغانی
منطقه زمانی UTC +4.5
سرود ملی سرود ملی افغانستان
دامنه اینترنتی af.
پیششماره بینالمللی تلفن 93
تاریخ
خلاصه تاریخ افغانستان
سرزمینی که امروز افغانستان نامیده میشود، تاخت و تازهای اقوام گوناگون و جهانگشایان و مهاجمان بیشماری را به یاد دارد. بخشهای گوناگونی از افغانستان طی سالهای طولانی با شاهنشاهیهای همسایه، تاریخ مشترک داشته و یا بخشی از آنها بودهاند. از اقوام آریایی و شاهان هخامنشی، همچنین اسکندر، مسمانان، و مغولان تا نیروهای تحت نفوذ شوروی بر این سرزمین حکم راندهاند و تاریخی پرحادثه را برایش رقم زدهاند.
احمد شاه درانی از شاهان پشتون افغانستان، در سال ۱۷۴۴ میلادی، نام این کشور را به طور رسمی افغانستان نامید. افغان (در لغت به معنای ناله و فغان) نامی بوده است که به اقوام پشتون گفته می شده و اکنون، به هر تبعه کشور افغانستان، افغان گفته می شود.
قسمتی از سرزمین کنونی افغانستان،(شامل هرات) تا ۱۵۰ سال پيش بخشی از خاک ایران بود که که انگلیس با تصرف بخشهایی از جنوب ایران ناصرالدین شاه قاجار را مجبور به قبول پیمان پاریس کرد و این سرزمینها از ایران جدا شد.
پس از جنگهای داخلی، حکومت طالبان، حمله امریکا، و دوران گذار دولت انتقالی، مردم افغانستان در یک رایگیری عمومی برای نخستین بار تحت نظارت سازمان ملل و دیگر نهادهای بینالمللی حامد کرزی را به عنون نخستین رییس جمهور منتخب خود برگزیدند و نظام كشور به جمهوري اسلامي تبديل گرديد.
تقسیمات کشوری
ولایات
افغانستان دارای ۳۴ ولایت (استان) است.
رديف
ولايت
شهر مركزي ولايت
1 وردک میدانشهر
2 هلمند لشگر گاه
3 هرات هرات
4 کابل کابل
5 قندهار قندهار
6 کاپیسابا محمود راقی
7 نیمروز زرنج
8 نورستان کامدیش
9 لغمان مهترلام
10 كنر اسدآباد
11 اروزگان ترین کوت
12 بادغيس قعلهٔ نو
13 بامیان بامیان
14 بدخشان فیضآباد
15 بغلان خمری
16 بلخ مزار شریف
17 پروان چاریکار
18 سر پل سر پل
19 غور چغچران
20 سمنگان ایبک
21 فراه فراه
22 ننگرهار جلالآباد
23 لوگر پل عَلَم
24 غزنی غزنی
25 فارياب میمنه
26 کندوز کندوز
27 زابل قلات
28 دايكندي نیلی
29 خوست خوست
30 چوزجان شبرغان
31 تخار تالقان
32 پنجشير بازارک
33 پكتيكا شرن
34 پکتیا گردیز
جغرافیا
افغانستان کشوری کوهستانی است که بخش مرکزی آن را رشتهکوههای بزرگ و سختگذر هندوکش، که از دشتها و جلگههای آسیای میانه تا بیابانها و هامونهای هند امتداد یافتهاست، میپوشاند. بلندترین قلهٔ این رشتهکوههای بزرگ در شمال شرقی کشور واقع است و بیش از ۷۰۰۰ متر ارتفاع دارد. مساحت افغانستان ۶۵۲٬۰۹۰ کیلومتر مربع است.
افغانستان در شمال هممرز است با تاجیکستان (۱۲۰۶ کیلومتر)، ترکمنستان (۷۴۴ کیلومتر)، و ازبکستان (۱۳۷ کیلومتر)، در شرق با پاکستان (۲۴۳۰ کیلومتر)، و در غرب با ایران دارای ۹۳۶ کیلومتر مرز مشترک است. طبق آمار سال ۲۰۰۲، جمعیت افغانستان بالغ بر ۲۸٬۷۱۷٬۲۱۳ نفر است. پایتخت کشور شهر کابل است و شهرهای بزرگ این کشور عبارتاند از مزارشریف،کابل، هرات،پلخمری، جلالآباد، کندز، و قندهار.
مردم
جمعیت افغانستان حدود ۳۰ میلیون نفر براورد میشود که از این بین ۳۹٪ پشتون،۲۵٪ تاجیک، ۲۰٪ هزاره و ازبک ٪۹)آیماق، ترکمن، بلوچ و ...) اند.
حدود ۸۰٪ مردم سنی و ۱۶٪ شیعهاندو بقیه دیگر مذاهب.مردم افغانستان به یکی از زبانهای فارسی ۵۰٪، پشتو ۳۵٪، ازبک، ترکمنی و بلوچی سخن میگویند. بر اساس قانون اساسی افغانستان، تمامی این زبانها در مناطقی که گویندگان زیادی دارد رسمی است و زبانهای فارسی دری و پشتو زبان ملی اند.
فرهنگ
آموزش و پرورش
در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی جنگهای داخلی این کشور(دهههای ۹۰ میلادی)، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. در دورهی قدرت طالبان حتی دختران خانهنشین شده و اجازهی تحصیل از آنها گرفته شد. در این دوره، به جای درسهای علمی مانند شیمی و فیزیک در مدارس، بیشتر بر آموزشهای مذهبی تاکید می شد. اکنون برآورد میشود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از حمله امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندکاندک رو به بهبودی میرود ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بیبهرهاند.
چهره ها
احمدشاه مسعود
احمدشاه مسعود از فرماندهان و مجاهدین افغان بود که سالها با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و درگیریهای نظامیای هم با گروه طالبان داشت. وی روز نهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست عرب مرتبط با شبکه القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، کشته شد.
دوران کودکی و نوجوانی احمدشاه مسعود
احمدشاه مسعود فرزند دگروال (سرهنگ) دوست محمد خان در ۱۱ سنبله (۱۱ شهریور) سال ۱۳۳۲ هجری شمسی مطابق به ۲ سپتامبر ۱۹۵۳ میلادی در قریهٔ جنگلک ولسوالی پنجشیر ولایت پروان زاده شد.پدر احمد شاه مسعود دگروال دوست محمد از افسران ارتش افغانستان در دوران سلطنت محمد ظاهر شاه بود. پدر بزرگش یحیی خان یکی از بزرگان مردم پنجشیر به حساب میرفت که در دوران پادشاهی امان الله خان به عنوان کارمند و مامور رسمی دولت وظیفهٔ خزانهدار نقدی را به عهده داشت. او همچنان در تشویق و جمعآوری مجاهدان و مبارزان از زادگاه خود، وادی پنجشیر برای کسب استقلال از استعمار بریتانیا در سلطنت شاه امان الله شخص فعال و پر تحرک محسوب میشد. دگروال دوست محمد مانند بسیاری از افسران ارتش و کارمندان دولت در سالهای کار رسمی بعد از هر چند سالی محل کار و وظیفه اش تغییر میافت. و از یک ولایت به ولایت دیگر مؤظف میگردید. از این رو موصوف در سالهای کارش به حیث افسر ارتش یا صاحب منصب اردو در ولایات: ننگرهار، بدخشان، بغلان، غزنی، هرات و کابل وظایفی را به عهده داشتهاست.او علاوه بر کار در ارتش که مربوط وزارت دفاع میشد گاهی در وزارت داخله نیز وظایف رسمی را به سر رسانیدهاست. آنچنانکه او در هرات چندسالی در بخش وزارت داخله سمت فرماندهی یا قوماندانی ژاندارم و پلیس هرات را به دوش داشت. بنابر این احمدشاه مسعود همراه با پدر و خانواده به ولایات مختلف رفت و دوران کودکی و نوجوانی را در مکاتب و مدارس بیرون از زادگاهش سپری نمود.مسعود سالهای آغاز کودکی را در زادگاهش دره پنجشیر گذراند. در پنج سالگی شامل صنف اول مکتب بازارک گردید. قبل از آنکه صنف اول را به پایان برساند با خانواده به کابل رفت و در مکتب شاه دوشمشیره شامل شد. اما اندکی بعد پدرش در سمت قوماندان ژندارم و پولیس هرات به ولایت هرات رفت و احمدشاه مسعود صنوف دوم، سوم و چهارم را در مکتب مؤفق شهر هرات به درس و تعلیم ادامه داد. در همینجا بود که علوم دینی و مذهبی را نزد مدرس مدرسه جامع هرات فرا گرفت .در پایان صنف چهارم با پدرش که از هرات به کابل تبدیل گردید دوباره به شهر کابل بازگشت.دوران متوسطه و لیسه را در لیسه استقلال کابل به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ با شرکت در امتحان کانکور وارد دانشکدهٔ مهندسی پولیتخنیک گردید.
در نوجوانی علاقه زیادی به ادامهٔ تحصیل در حربی پوهنتون(دانشگاه نظامی) از خود نشان میدهد. اما به توصیه دوستان پدرش که دل ناخوش از نظام عسکری و نارضایتی از عدم کفاف معاش و شکایت از روزگار داشتند، تشویق به ادامهٔ تحصیل در دانشکدههای طب یا انجنیری (مهندسی) میگردد. و زمانی که یکی از دوستان جوانش عمارت زیبای پولیتخنیک کابل را نشانش میدهد، علاقمندی ورودش را به آن دانشگاه کتمان نمیکند و به این ترتیب وارد دانشکده مهندسی پولیتکنیک کابل میشود.همزمان با ورود به دانشکدهٔ مهندسی پولیتخنیک کابل در سال ۱۳۵۲ رسماً عضویت نهضت اسلامی افغانستان را میپذیرد. و در تابستان سال ۱۳۵۴ رهبری مبارزه در نخستین قیام پنجشیر در برابر حکومت وقت را به عهده میگیرد، قیام ناکام میگردد و همکاران مسعود تعدادی از جمله شاه ابدال دستگیر و سپس اعدام میشوند.
اسماعیلخان
اسماعیل خان از فرماندهان مجاهدين افغانستان در سالهای جنگ علیه نیروهای شوروی و طالبان است.او ابتدا (پیش از حضور شوروی در افغانستان ) به عنوان افسر با رتبه یا درجه جکتورن (معادل سروان در ایران) در فرقه یا تيپ شماره هفده هرات خدمت میکرد.با آغاز جنگهای مجاهدین افغان علیه شوروی سابق به جمع مجاهدين پیوست.نخستین حضور وی در جمع مجاهدين، مربوط به قیام بیست و چهار حوت (اسفند ) سال ۱۳۵۷ خورشيدی است که هزاران تن از مردم هرات در آن کشته شدند.پس از آن اسماعیل خان از نگاه حکومت کابل، یک یاغی به حساب میآمد که علیه حکومت تحت حمایت شوروی در کشورش میجنگید. هنگامی که حکومت کمونیستی افغانستان در آغاز دهه هفتاد خورشیدی، در سراشیبی سقوط قرار گرفت، و دکتر نجيب الله، آخرین رئیس جمهور نظام کمونیستی افغانستان، پذیرفت که حکومت را به شورای رهبری مجاهدین بسپارد، درست نه روز پیش از ورود مجاهدین به کابل، اسماعیل خان به همراه نیروهای تحت امرش، وارد شهر هرات در غرب کشور شد و کنترل آن را در دست گرفت.اسماعیل خان تا سال ۱۳۷۴ خورشیدی، فرمانده قدرتمند قل اردو (لشکر ) شماره چهار ارتش افغانستان در غرب کشور و والی (استاندار ) ولایت هرات بود.اسماعیل خان، در غرب کشور یکی از حامیان عمدهء دولت برهان الدين ربانی در کابل بود.این فرمانده جمعيت اسلامی افغانستان، در سال ۱۳۷۴، از شمال با شبه نظامیان ازبک تبار تحت امر ژنرال عبدالرشيد دوستم میجنگید و از جنوب، با نیروهای شورشی تازه شکل گرفته طالبان.اسماعیل خان تا اواسط سال ۱۳۷۴، سرگرم نبرد با طالبان بود و توانست مواضع آنها را تا نزدیکی ولایت هلمند در جنوب کشور واپسبراند.
اما طالبان که در جبهه کابل قادر به تصرف آن شهر و پیشروی به سمت شمال افغانستان نشده بودند، به حوزهء جنوب غرب توجه نموده و با کمک پنامیان پاکستان بعد از نبردهای سنگین در ولایت فراه موفق به تصرف شهر هرات شدند. با تصرف هرات توسط طالبان اسماعیل خان جبههای به نام امارت عمومی حوزه جنوب غرب تشکیل داد و اندکی بعد، به همراه گروهی از مجاهدین تحت امر خود،به مناطق مرکزی و شمال افغانستان رفت و به جنگ علیه طالبان ادامه داد.
حضور اسماعیل خان در شهر فارياب در شمال افغانستان، با یک سلسله معاملات پنهان سیاسی میان شبه نظامیان ازبک به رهبری ژنرال عبدالملک و شورشیان طالبان همراه بود که در اثر پیوستن جنرال ملک به طالبان، اسماعیل خان به همراه جمعی از همرزمانش به دست طالبان اسیر شد.طالبان به مدت سه سال اسماعیل خان را در اسارت داشتند و در این مدت، فرزندش ميرويس صادق در شهر مشهد ایران، سرپرستی امارت عمومی حوزه جنوب غرب را به عهده داشت.اسماعیل خان در سال ۱۳۷۷ از زندان "سرپوزه" قندهار و از جنگ طالبان گریخت و به همراه سرباز طالبان که به او در فرار از زندان کمک کرده بود، وارد ایران شد.او بار دیگر با پیوستن به جبهه متحد برای دفاع از افغانستان که ائتلافی از گرو های مخالف طالبان در افغانستان بود به تشکیل جبهه دیگری، به مناطق مرکزی و شمال افغانستان رفت و تا زمان فروپاشی طالبان با حمله ائتلاف بين المللی ضد تروریسم (به رهبری آمریکا ) به عملیات نظامی ادامه دادتا سرانجام با فروپاشی طالبان، در ماه عقرب (آبان ) سال ۱۳۸۰، دوباره هرات را به تصرف آورد.اسماعیل خان بخشی از درآمد گمرک اسلام قلعه را، صرف آبادی هرات کرده است. و به تلاش برای خریداری برق بیست و چهارساعته از ترکمنستان و ایران برای ولایت هرات پرداخته و سرانجام موفق به تکميل اين پروژه شد. در دوره فرمانروایی او پارکها و مراکز تفریحی چندی در هرات ساخته شده و بخشی از جادهها و خیابانهای آن اسفالت شده است. احداث شهرک صنعتی هرات و پروژه دانشگاهی هم در این دوره انجام شده که دولت افغانستان، گويا به دليل نداشتن بودجه کافی، توان تکميل پروژه دوم را ندارد.اسماعیل خان حدود شصت سال سن دارد و پس از میرویس صادق که در سال ۸۳ کشته شد، دو پسر دیگر به نامهای یاسر و طاها و یک دختر برای او باقی مانده است.
برهانالدین ربانی
برهانالدین ربانی رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان است.این حزب مشی ای معتدل داشته و از آغاز تاسیس تحت تاثیر جنبش اخوان المسلمین مصر بوده است. ربانی از سال 1371 الی حمله امریکا به افغانستان به عنوان رئیس جمهور افغانستان ایفای وظیفه مینمود. در سالهای ریاست جمهوری وی افغانستان درگیر جنگهای داخلی میان گروه های مختلف بود که به تازگی رژیم کمونیستی افغانستان را ساقط نموده بودند.
پیشینه ربانی
در سال 1940 در شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان بدنیا آمد. در سال 1963 ار فاکولته شرعیات (دانشکده الهیات) فارغ گردیده و در سال 1968 جهت تحصیلات عالی به مصر رفته در دانشگاه الازهر مصروف (مشغول) تحصیلات عالی شد. پس از ختم تحصیلات به کشور بازگشت و در فاکولته شرعیات کابل مصروف تدریس گردید. در سال 1974 پس از حمله حکومت بر ضد اسلامگراها، به پاکستان رفت و بوسیله ذولفقار علی بوتو تجهیز و مسلح گردیده دوباره به همراه با سایر اسلامگرایان به افغانستان بازگشت. با شروع کودتای ثور، برهانالدین ربانی به فعالیت هایش ادامه داده، یکی از بزرگترین احزابی بود که بر ضد شوروی ها میجنگید و قسمت اعظم کمکهای سی آی ای و آی اس آی به این حزب داده میشد. در اپریل 1992 نیروهای ربانی تحت فرماندهی مسعود داخل کابل شدند و در ماه جون بحیث رئیس دولت اسلامی تعیین گردید. وی به این وظیفه تا تشکیل حکومت موقت در 22 دسمبر 2001 ادامه داد هرچند از سال 1996 به بعد عملا پایتخت بدست طالبان بود.ربانی فعلا عضو پارلمان افغانستان است.
حامد کرزی
حامد کَرزی سیاستمدار برجسته افغان، در حال حاضر رييس جمهور كشور افغانستان است. وی از زمان سرنگونی حكومت طالبان تاكنون اين سمت را بر عهده دارد. نام وی در بعضی از متون فارسی ایران، حامد كرزای نوشته شده است.
پيشينه کرزی
حامد کَرزی در ۲۴ دسامبر سال ۱۹۵۷ ميلادی، در روستای کرز در نزديکی قندهار (ولايتی در جنوب افغانستان) متولد شد.پدرش عبدالاحمد کرزی، از متنفذان قوم پوپلزی و معاون رييس پارلمان افغانستان در سالهای دهه شصت ميلادی بود. عبدالاحمد کرزی، در اواخر دهه نود، در شهر کویته پاکستان کشته شد.حامد کرزی در کابل، در مکتب (مدرسه) ابتدايی محمد هوتکی، متوسطه (راهنمايی) سيد جمال الدين افغان و ليسه (دبيرستان) حبيبيه درس خواند، و تحصيلات عالی خود را در رشته علوم سياسی و ارتباطات بين المللی در هند به انجام رساند.در سال ۱۹۹۰، آقای کرزی با دکتر زينت قريشی ازدواج کرد. حامد کرزی شش برادر و يک خواهر دارد.
سوابق سیاسی کرزی
حامد کرزی در دوران جهاد (جنگ افغانها با اشغالگران شوروی) در پاکستان، در مدارس مجاهدین افغان فعالیتهای آموزشی داشت.با روی کار آمدن دولت مجاهدین در سال 1992، آقای کرزی معاون وزير خارجه اين کشور شد.در سالهای آخر حکومت طالبان، آقای کرزی به جمع مخالفان این گروه پیوست و مبارزات مسلحانه با طالبان را آغاز کرد.حامد کرزی نخستين ريیس جمهور منتخب افغانستان است.حامد کرزی در کنار عبدالستار سيرت (از حقوقدانان زمان ظاهر شاه)، از گزينه های گروههای مذاکره کننده افغان در کنفرانس بن در آلمان بود، که سرانجام، در اين کنفرانس، به رياست دولت موقت افغانستان برگزيده شد؛ نخستین دولتی که پس از طالبان روی کار آمد.او در انتخابات دموکراتیک افغانستان در سال 2004، با به دست آوردن بيش از 55 درصد آرا، به عنوان نخستين رييس جمهور منتخب مردم افغانستان قدرتش را حفظ کرد.او به زبانهای فارسی، پشتو، انگلیسی و اردو بهطور روان سخن می گويد و از اسبسواری و مطالعه فلسفه لذت میبرد.
دادفر سپنتا
دکتر رنگين دادفر اسپنتا(سپنتا)، وزير خارجه کنونی افغانستان، در پانزده دسامبر سال ۱۹۵۳ ميلادی در ولسوالی (بخشداری) کرُخ در ولايت هرات افغانستان زاده شد.او تحصيلات ابتدايی و متوسطه را در شهر هرات به پايان رساند و سپس در ميانه سال ۱۹۷۰ وارد دانشگاه کابل شد.دکتر اسپنتا دارای مدرک دانشگاهی در رشته روابط بين الملل از ترکيه است. او به دنبال اشغال کشورش توسط شوروی سابق، در سال ۱۹۸۲ به کشور آلمان مهاجرت کرد.او همچنين مسئول انستيوی مطالعات جهان سوم در دانشگاه آخن آلمان بود.داکتر رنگين دادفر اسپنتا، در سالهای حکومت طالبان در افغانستان و سالهای بعد از آن، تا سال ۲۰۰۵ ميلادی، به عنوان تحليگر مسايل سياسی افغانستان، در مطبوعات غربی، به ويژه راديو بی بی سی فارسی شناخته شد.او در سال ۲۰۰۵ ميلادی برای تدريس در دانشگاه کابل، به عنوان استاد مهمان به کشورش بازگشت و سپس، مشاور رييس جمهور حامد کرزی در امور بين الملل شد.آقای کرزی، دکتر اسپنتا را در کابينه جديد خود که در سال ۲۰۰۶ ميلادی تشکيل شد، به عنوان وزير امور خارجه به پارلمان معرفی کرد و آقای اسپنتا توانست با به دست آوردن رای اعتماد مجلس نمايندگان افغانستان، نخستين وزير خارجه اين کشور شود که با رای اعتماد پارلمان کشور، آغاز به کار می کند.دکتر اسپنتا که دارای تابعيت دوگانه آلمانی - افغانی بود، پس از انتصاب به عنوان وزير خارجه افغانستان، تابعيت آلمانی خود را کنار گذاشت.
ببرک کارمل
بَبـرَک کارمِل رئیس جمهور افغانستان در دهه ۱۹۸۰ میلادی بود.او در تاریخ ۶ ژانویه سال ۱۹۲۹ در دهکدهٔ کمری واقع در شرق کابل زاده شد و در تاریخ 3 دسامبر سال ۱۹۹۶ در شهر مسکو درگذشت. او سیاستمداری افغان بود که از سال ۱۹۷۹ تا سال ۱۹۸۶ در دوران مداخلهٔ شوروی سومین رئیس جمهور جمهوری دموکراتیک افغانستان بود.وی را مردم کشور شاه شجاع ثانی نامیدند زیرا تحت حمایه و دست نشانده مستقیم روسها بود.کارمل در سال ۱۹۴۷ پس از فراغت از دبیرستان آلمانیزبان امانی شهر کابل در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه کابل به تحصیل پرداخت. در اینجا او برای بار اول با فعالین سیاسی مارکسیست آشنا میگردد. کارمل بزودی رهبر جنبش دمکراتیک دانشجویان ویش زلمیان (جوانان بیدار) گردید.
پیشینه سیاسی کارمل
کارمل در اواسط دههٔ ۱۹۵۰ به دلیل فعالیتهای ضدرژیم زندانی شد. در سال ۱۹۵۶ از حبس رها شد و به عنوان کارمند در وزارت پلان (وزارت برنامه و بودجه) منصوب گردید. کارمل با نام مستعار مرید یک پلاتفرم کمونیستی تأسیس کرد. در تاریخ اول ژانویه سال ۱۹۶۵ همراه با ۲۹ نفر رفقایش و نورمحمد ترهکی از نویسندگان و اعضاء این سازمان، حزب دموکراتیک خلق افغانستان را بنیانگذاری کرد. در سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۶۸ هربار برای چهار سال به عنوان وکیل در پارلمان افغانستان انتخاب گردید. درسال ۱۹۶۷ حزب دموکراتیک خلق افغانستان به دو فراکسیون حزب خلق و حزب پرچم منشعب گردید. کارمل رهبر فرمعتدل پرچم شد. علیرغم مخالفت کارمل، حزب در سال ۱۹۷۷ دوباره متحد گردید. پس از کودتای ۲۷ آوریل سال ۱۹۷۸ حزب دموکراتیک خلق افغانستان نقش حزب حکومتی را به عهده گرفت .کارمل به عنوان معاون صدراعظم تعین گردید. پس از آنکه فراکسیون خلق چرخ مبارزات درون حزبی برای کسب قدرت را به نفع خود برگرداند، اعضای پرچم در سال ۱۹۷۸ از وظایف شان در دستگاه حکومت کشور سبکدوش شدند. کارمل به عنوان سفیر به پراگ اعزام شد. در سال ۱۹۷۸ همراه با ۵ نفر دیگر از اعضاء پرچم به اتهام خیانت ملی از حزب دموکراتیک خلق افغانستان اخراج و به کشور فراخوانده شد. او با این دستور مخالفت کرد.حزب دموکراتیک خلق افغانستان تلاش نمود افغانستان را بر بنیاد اندیشههای سوسیالیستی، نوین سازد اما نتوانست ثبات را در افغانستان تأمین کند. در جریان مداخلهٔ ارتش سرخ به افغانستان اتحاد شوروی کارمل را فراخواند و در سال ۱۹۷۹ پس از کشته شدن حفیظالله امین به عنوان رئیس جمهور منصوب گردید. مشخصهٔ عمده دورهٔ حکومت کارمل جنگ با شورشگران مجاهدین است.پس از آنکه میخائیل گورباچف منشی کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی گردید، اتحاد شوروی سیاست خود را در مورد افغانستان تغییر داد. بدلیل تلفات بیشمار در جریان اشغال، شورویها برای خروج قوای خود آماده میشدند. برای توافق با رهبران مجاهدین، کارمل که تحت فشارهای سیاسی قرار داشت، مانع تلقی میگردید. در ۱۹۸۶ کارمل از مقام منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دمکراتیک خلق افغانستان سبکدوش و محمد نجیبالله جانشین او گردید و بعداْ در نوامبر ۱۹۸۶ بهوسیلهء نجیبالله از مقامش به عنوان رئیس جمهور برکنار شد..کارمل برای مدتی تحت حمایت ژنرال دوستم در شهر مزار شریف به سر میبرد، اما دوباره به مسکو بر میگردد. در تاریخ سال ۱۹۹۲ در آنجا به علت پمریضی جگر وفات کرد.
افغانستان کشوری است در آسیای میانه پایتخت آن کابل است. نخست از همه باید گفته شود که در ساختار سیاسی کنونی افغانستان هیچ چیزی قابل پیش بینی نیست. رژیم یکدست و متمرکزی در کشور وجود ندارد. نظام سیاسی واداری کنونی افغانستان متشکل از جناح های جنگسالاران محلی، نمایندگان برخی از گروه های مذهبی، فرزندان مالکین بزرگ قبلی و بروکرات های گذشته افغانستان است و همین عناصر موقعیت های کلیدی را در دست دارند. این ها به مثابه نمایندگان مالکین بزرگ و اشرافیت کنونی حاکم در کشور در ساختار سیاسی و هم در روند اقتصاد « شبه سرمایه داری» یعنی بازار آزاد، سهم کلی دارند. برخی از اعضای این نهادها که در متن رژیم حاکم افغانستان شامل اند از فضای باز و آزادی های فردی ( بت های موهوم سیاست جهانگرای لیبرالیسم نوین) سخن می گویند، تا دل سردمداران شرکت های بازارهای بین المللی را به دست آورند.
زبان رسمی پشتو، فارسی(دری)
بزرگترین شهر کابل
پایتخت کابل
رئیس جمهور حامد کرزای
پهناوری 647,500 كيلومتر مربع²
جمعیت (2004) 28,513,677
تراکم جمعیت 44.0/كیلومتر مربع²
استقلال 1919 از بریتانیا
یکای پول افغانی
منطقه زمانی UTC +4.5
سرود ملی سرود ملی افغانستان
دامنه اینترنتی af.
پیششماره بینالمللی تلفن 93
تاریخ
خلاصه تاریخ افغانستان
سرزمینی که امروز افغانستان نامیده میشود، تاخت و تازهای اقوام گوناگون و جهانگشایان و مهاجمان بیشماری را به یاد دارد. بخشهای گوناگونی از افغانستان طی سالهای طولانی با شاهنشاهیهای همسایه، تاریخ مشترک داشته و یا بخشی از آنها بودهاند. از اقوام آریایی و شاهان هخامنشی، همچنین اسکندر، مسمانان، و مغولان تا نیروهای تحت نفوذ شوروی بر این سرزمین حکم راندهاند و تاریخی پرحادثه را برایش رقم زدهاند.
احمد شاه درانی از شاهان پشتون افغانستان، در سال ۱۷۴۴ میلادی، نام این کشور را به طور رسمی افغانستان نامید. افغان (در لغت به معنای ناله و فغان) نامی بوده است که به اقوام پشتون گفته می شده و اکنون، به هر تبعه کشور افغانستان، افغان گفته می شود.
قسمتی از سرزمین کنونی افغانستان،(شامل هرات) تا ۱۵۰ سال پيش بخشی از خاک ایران بود که که انگلیس با تصرف بخشهایی از جنوب ایران ناصرالدین شاه قاجار را مجبور به قبول پیمان پاریس کرد و این سرزمینها از ایران جدا شد.
پس از جنگهای داخلی، حکومت طالبان، حمله امریکا، و دوران گذار دولت انتقالی، مردم افغانستان در یک رایگیری عمومی برای نخستین بار تحت نظارت سازمان ملل و دیگر نهادهای بینالمللی حامد کرزی را به عنون نخستین رییس جمهور منتخب خود برگزیدند و نظام كشور به جمهوري اسلامي تبديل گرديد.
تقسیمات کشوری
ولایات
افغانستان دارای ۳۴ ولایت (استان) است.
رديف
ولايت
شهر مركزي ولايت
1 وردک میدانشهر
2 هلمند لشگر گاه
3 هرات هرات
4 کابل کابل
5 قندهار قندهار
6 کاپیسابا محمود راقی
7 نیمروز زرنج
8 نورستان کامدیش
9 لغمان مهترلام
10 كنر اسدآباد
11 اروزگان ترین کوت
12 بادغيس قعلهٔ نو
13 بامیان بامیان
14 بدخشان فیضآباد
15 بغلان خمری
16 بلخ مزار شریف
17 پروان چاریکار
18 سر پل سر پل
19 غور چغچران
20 سمنگان ایبک
21 فراه فراه
22 ننگرهار جلالآباد
23 لوگر پل عَلَم
24 غزنی غزنی
25 فارياب میمنه
26 کندوز کندوز
27 زابل قلات
28 دايكندي نیلی
29 خوست خوست
30 چوزجان شبرغان
31 تخار تالقان
32 پنجشير بازارک
33 پكتيكا شرن
34 پکتیا گردیز
جغرافیا
افغانستان کشوری کوهستانی است که بخش مرکزی آن را رشتهکوههای بزرگ و سختگذر هندوکش، که از دشتها و جلگههای آسیای میانه تا بیابانها و هامونهای هند امتداد یافتهاست، میپوشاند. بلندترین قلهٔ این رشتهکوههای بزرگ در شمال شرقی کشور واقع است و بیش از ۷۰۰۰ متر ارتفاع دارد. مساحت افغانستان ۶۵۲٬۰۹۰ کیلومتر مربع است.
افغانستان در شمال هممرز است با تاجیکستان (۱۲۰۶ کیلومتر)، ترکمنستان (۷۴۴ کیلومتر)، و ازبکستان (۱۳۷ کیلومتر)، در شرق با پاکستان (۲۴۳۰ کیلومتر)، و در غرب با ایران دارای ۹۳۶ کیلومتر مرز مشترک است. طبق آمار سال ۲۰۰۲، جمعیت افغانستان بالغ بر ۲۸٬۷۱۷٬۲۱۳ نفر است. پایتخت کشور شهر کابل است و شهرهای بزرگ این کشور عبارتاند از مزارشریف،کابل، هرات،پلخمری، جلالآباد، کندز، و قندهار.
مردم
جمعیت افغانستان حدود ۳۰ میلیون نفر براورد میشود که از این بین ۳۹٪ پشتون،۲۵٪ تاجیک، ۲۰٪ هزاره و ازبک ٪۹)آیماق، ترکمن، بلوچ و ...) اند.
حدود ۸۰٪ مردم سنی و ۱۶٪ شیعهاندو بقیه دیگر مذاهب.مردم افغانستان به یکی از زبانهای فارسی ۵۰٪، پشتو ۳۵٪، ازبک، ترکمنی و بلوچی سخن میگویند. بر اساس قانون اساسی افغانستان، تمامی این زبانها در مناطقی که گویندگان زیادی دارد رسمی است و زبانهای فارسی دری و پشتو زبان ملی اند.
فرهنگ
آموزش و پرورش
در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی جنگهای داخلی این کشور(دهههای ۹۰ میلادی)، شالوده آموزش و پرورش افغانستان از هم پاشید. در دورهی قدرت طالبان حتی دختران خانهنشین شده و اجازهی تحصیل از آنها گرفته شد. در این دوره، به جای درسهای علمی مانند شیمی و فیزیک در مدارس، بیشتر بر آموزشهای مذهبی تاکید می شد. اکنون برآورد میشود کمتر از نیمی از مدارس افغانستان دسترسی به آب آشامیدنی داشته باشند. پس از حمله امریکا به افغانستان در سال ۲۰۰۱ میلادی و فروپاشی طالبان، با روی کار آمدن دولت انتقالی وضعیت تحصیل اندکاندک رو به بهبودی میرود ولی با این وجود هنوز بیش از ۶۰٪ مردم افغانستان از سواد خواندن و نوشتن بیبهرهاند.
چهره ها
احمدشاه مسعود
احمدشاه مسعود از فرماندهان و مجاهدین افغان بود که سالها با ارتش شوروی سابق که افغانستان را اشغال کرده بود جنگید و درگیریهای نظامیای هم با گروه طالبان داشت. وی روز نهم سپتامبر سال ۲۰۰۱ میلادی، بر اثر انفجار انتحاری دو تروریست عرب مرتبط با شبکه القاعده که خود را خبرنگار معرفی کرده بودند، کشته شد.
دوران کودکی و نوجوانی احمدشاه مسعود
احمدشاه مسعود فرزند دگروال (سرهنگ) دوست محمد خان در ۱۱ سنبله (۱۱ شهریور) سال ۱۳۳۲ هجری شمسی مطابق به ۲ سپتامبر ۱۹۵۳ میلادی در قریهٔ جنگلک ولسوالی پنجشیر ولایت پروان زاده شد.پدر احمد شاه مسعود دگروال دوست محمد از افسران ارتش افغانستان در دوران سلطنت محمد ظاهر شاه بود. پدر بزرگش یحیی خان یکی از بزرگان مردم پنجشیر به حساب میرفت که در دوران پادشاهی امان الله خان به عنوان کارمند و مامور رسمی دولت وظیفهٔ خزانهدار نقدی را به عهده داشت. او همچنان در تشویق و جمعآوری مجاهدان و مبارزان از زادگاه خود، وادی پنجشیر برای کسب استقلال از استعمار بریتانیا در سلطنت شاه امان الله شخص فعال و پر تحرک محسوب میشد. دگروال دوست محمد مانند بسیاری از افسران ارتش و کارمندان دولت در سالهای کار رسمی بعد از هر چند سالی محل کار و وظیفه اش تغییر میافت. و از یک ولایت به ولایت دیگر مؤظف میگردید. از این رو موصوف در سالهای کارش به حیث افسر ارتش یا صاحب منصب اردو در ولایات: ننگرهار، بدخشان، بغلان، غزنی، هرات و کابل وظایفی را به عهده داشتهاست.او علاوه بر کار در ارتش که مربوط وزارت دفاع میشد گاهی در وزارت داخله نیز وظایف رسمی را به سر رسانیدهاست. آنچنانکه او در هرات چندسالی در بخش وزارت داخله سمت فرماندهی یا قوماندانی ژاندارم و پلیس هرات را به دوش داشت. بنابر این احمدشاه مسعود همراه با پدر و خانواده به ولایات مختلف رفت و دوران کودکی و نوجوانی را در مکاتب و مدارس بیرون از زادگاهش سپری نمود.مسعود سالهای آغاز کودکی را در زادگاهش دره پنجشیر گذراند. در پنج سالگی شامل صنف اول مکتب بازارک گردید. قبل از آنکه صنف اول را به پایان برساند با خانواده به کابل رفت و در مکتب شاه دوشمشیره شامل شد. اما اندکی بعد پدرش در سمت قوماندان ژندارم و پولیس هرات به ولایت هرات رفت و احمدشاه مسعود صنوف دوم، سوم و چهارم را در مکتب مؤفق شهر هرات به درس و تعلیم ادامه داد. در همینجا بود که علوم دینی و مذهبی را نزد مدرس مدرسه جامع هرات فرا گرفت .در پایان صنف چهارم با پدرش که از هرات به کابل تبدیل گردید دوباره به شهر کابل بازگشت.دوران متوسطه و لیسه را در لیسه استقلال کابل به پایان رساند و در سال ۱۳۵۲ با شرکت در امتحان کانکور وارد دانشکدهٔ مهندسی پولیتخنیک گردید.
در نوجوانی علاقه زیادی به ادامهٔ تحصیل در حربی پوهنتون(دانشگاه نظامی) از خود نشان میدهد. اما به توصیه دوستان پدرش که دل ناخوش از نظام عسکری و نارضایتی از عدم کفاف معاش و شکایت از روزگار داشتند، تشویق به ادامهٔ تحصیل در دانشکدههای طب یا انجنیری (مهندسی) میگردد. و زمانی که یکی از دوستان جوانش عمارت زیبای پولیتخنیک کابل را نشانش میدهد، علاقمندی ورودش را به آن دانشگاه کتمان نمیکند و به این ترتیب وارد دانشکده مهندسی پولیتکنیک کابل میشود.همزمان با ورود به دانشکدهٔ مهندسی پولیتخنیک کابل در سال ۱۳۵۲ رسماً عضویت نهضت اسلامی افغانستان را میپذیرد. و در تابستان سال ۱۳۵۴ رهبری مبارزه در نخستین قیام پنجشیر در برابر حکومت وقت را به عهده میگیرد، قیام ناکام میگردد و همکاران مسعود تعدادی از جمله شاه ابدال دستگیر و سپس اعدام میشوند.
اسماعیلخان
اسماعیل خان از فرماندهان مجاهدين افغانستان در سالهای جنگ علیه نیروهای شوروی و طالبان است.او ابتدا (پیش از حضور شوروی در افغانستان ) به عنوان افسر با رتبه یا درجه جکتورن (معادل سروان در ایران) در فرقه یا تيپ شماره هفده هرات خدمت میکرد.با آغاز جنگهای مجاهدین افغان علیه شوروی سابق به جمع مجاهدين پیوست.نخستین حضور وی در جمع مجاهدين، مربوط به قیام بیست و چهار حوت (اسفند ) سال ۱۳۵۷ خورشيدی است که هزاران تن از مردم هرات در آن کشته شدند.پس از آن اسماعیل خان از نگاه حکومت کابل، یک یاغی به حساب میآمد که علیه حکومت تحت حمایت شوروی در کشورش میجنگید. هنگامی که حکومت کمونیستی افغانستان در آغاز دهه هفتاد خورشیدی، در سراشیبی سقوط قرار گرفت، و دکتر نجيب الله، آخرین رئیس جمهور نظام کمونیستی افغانستان، پذیرفت که حکومت را به شورای رهبری مجاهدین بسپارد، درست نه روز پیش از ورود مجاهدین به کابل، اسماعیل خان به همراه نیروهای تحت امرش، وارد شهر هرات در غرب کشور شد و کنترل آن را در دست گرفت.اسماعیل خان تا سال ۱۳۷۴ خورشیدی، فرمانده قدرتمند قل اردو (لشکر ) شماره چهار ارتش افغانستان در غرب کشور و والی (استاندار ) ولایت هرات بود.اسماعیل خان، در غرب کشور یکی از حامیان عمدهء دولت برهان الدين ربانی در کابل بود.این فرمانده جمعيت اسلامی افغانستان، در سال ۱۳۷۴، از شمال با شبه نظامیان ازبک تبار تحت امر ژنرال عبدالرشيد دوستم میجنگید و از جنوب، با نیروهای شورشی تازه شکل گرفته طالبان.اسماعیل خان تا اواسط سال ۱۳۷۴، سرگرم نبرد با طالبان بود و توانست مواضع آنها را تا نزدیکی ولایت هلمند در جنوب کشور واپسبراند.
اما طالبان که در جبهه کابل قادر به تصرف آن شهر و پیشروی به سمت شمال افغانستان نشده بودند، به حوزهء جنوب غرب توجه نموده و با کمک پنامیان پاکستان بعد از نبردهای سنگین در ولایت فراه موفق به تصرف شهر هرات شدند. با تصرف هرات توسط طالبان اسماعیل خان جبههای به نام امارت عمومی حوزه جنوب غرب تشکیل داد و اندکی بعد، به همراه گروهی از مجاهدین تحت امر خود،به مناطق مرکزی و شمال افغانستان رفت و به جنگ علیه طالبان ادامه داد.
حضور اسماعیل خان در شهر فارياب در شمال افغانستان، با یک سلسله معاملات پنهان سیاسی میان شبه نظامیان ازبک به رهبری ژنرال عبدالملک و شورشیان طالبان همراه بود که در اثر پیوستن جنرال ملک به طالبان، اسماعیل خان به همراه جمعی از همرزمانش به دست طالبان اسیر شد.طالبان به مدت سه سال اسماعیل خان را در اسارت داشتند و در این مدت، فرزندش ميرويس صادق در شهر مشهد ایران، سرپرستی امارت عمومی حوزه جنوب غرب را به عهده داشت.اسماعیل خان در سال ۱۳۷۷ از زندان "سرپوزه" قندهار و از جنگ طالبان گریخت و به همراه سرباز طالبان که به او در فرار از زندان کمک کرده بود، وارد ایران شد.او بار دیگر با پیوستن به جبهه متحد برای دفاع از افغانستان که ائتلافی از گرو های مخالف طالبان در افغانستان بود به تشکیل جبهه دیگری، به مناطق مرکزی و شمال افغانستان رفت و تا زمان فروپاشی طالبان با حمله ائتلاف بين المللی ضد تروریسم (به رهبری آمریکا ) به عملیات نظامی ادامه دادتا سرانجام با فروپاشی طالبان، در ماه عقرب (آبان ) سال ۱۳۸۰، دوباره هرات را به تصرف آورد.اسماعیل خان بخشی از درآمد گمرک اسلام قلعه را، صرف آبادی هرات کرده است. و به تلاش برای خریداری برق بیست و چهارساعته از ترکمنستان و ایران برای ولایت هرات پرداخته و سرانجام موفق به تکميل اين پروژه شد. در دوره فرمانروایی او پارکها و مراکز تفریحی چندی در هرات ساخته شده و بخشی از جادهها و خیابانهای آن اسفالت شده است. احداث شهرک صنعتی هرات و پروژه دانشگاهی هم در این دوره انجام شده که دولت افغانستان، گويا به دليل نداشتن بودجه کافی، توان تکميل پروژه دوم را ندارد.اسماعیل خان حدود شصت سال سن دارد و پس از میرویس صادق که در سال ۸۳ کشته شد، دو پسر دیگر به نامهای یاسر و طاها و یک دختر برای او باقی مانده است.
برهانالدین ربانی
برهانالدین ربانی رهبر حزب جمعیت اسلامی افغانستان است.این حزب مشی ای معتدل داشته و از آغاز تاسیس تحت تاثیر جنبش اخوان المسلمین مصر بوده است. ربانی از سال 1371 الی حمله امریکا به افغانستان به عنوان رئیس جمهور افغانستان ایفای وظیفه مینمود. در سالهای ریاست جمهوری وی افغانستان درگیر جنگهای داخلی میان گروه های مختلف بود که به تازگی رژیم کمونیستی افغانستان را ساقط نموده بودند.
پیشینه ربانی
در سال 1940 در شهر فیض آباد مرکز ولایت بدخشان بدنیا آمد. در سال 1963 ار فاکولته شرعیات (دانشکده الهیات) فارغ گردیده و در سال 1968 جهت تحصیلات عالی به مصر رفته در دانشگاه الازهر مصروف (مشغول) تحصیلات عالی شد. پس از ختم تحصیلات به کشور بازگشت و در فاکولته شرعیات کابل مصروف تدریس گردید. در سال 1974 پس از حمله حکومت بر ضد اسلامگراها، به پاکستان رفت و بوسیله ذولفقار علی بوتو تجهیز و مسلح گردیده دوباره به همراه با سایر اسلامگرایان به افغانستان بازگشت. با شروع کودتای ثور، برهانالدین ربانی به فعالیت هایش ادامه داده، یکی از بزرگترین احزابی بود که بر ضد شوروی ها میجنگید و قسمت اعظم کمکهای سی آی ای و آی اس آی به این حزب داده میشد. در اپریل 1992 نیروهای ربانی تحت فرماندهی مسعود داخل کابل شدند و در ماه جون بحیث رئیس دولت اسلامی تعیین گردید. وی به این وظیفه تا تشکیل حکومت موقت در 22 دسمبر 2001 ادامه داد هرچند از سال 1996 به بعد عملا پایتخت بدست طالبان بود.ربانی فعلا عضو پارلمان افغانستان است.
حامد کرزی
حامد کَرزی سیاستمدار برجسته افغان، در حال حاضر رييس جمهور كشور افغانستان است. وی از زمان سرنگونی حكومت طالبان تاكنون اين سمت را بر عهده دارد. نام وی در بعضی از متون فارسی ایران، حامد كرزای نوشته شده است.
پيشينه کرزی
حامد کَرزی در ۲۴ دسامبر سال ۱۹۵۷ ميلادی، در روستای کرز در نزديکی قندهار (ولايتی در جنوب افغانستان) متولد شد.پدرش عبدالاحمد کرزی، از متنفذان قوم پوپلزی و معاون رييس پارلمان افغانستان در سالهای دهه شصت ميلادی بود. عبدالاحمد کرزی، در اواخر دهه نود، در شهر کویته پاکستان کشته شد.حامد کرزی در کابل، در مکتب (مدرسه) ابتدايی محمد هوتکی، متوسطه (راهنمايی) سيد جمال الدين افغان و ليسه (دبيرستان) حبيبيه درس خواند، و تحصيلات عالی خود را در رشته علوم سياسی و ارتباطات بين المللی در هند به انجام رساند.در سال ۱۹۹۰، آقای کرزی با دکتر زينت قريشی ازدواج کرد. حامد کرزی شش برادر و يک خواهر دارد.
سوابق سیاسی کرزی
حامد کرزی در دوران جهاد (جنگ افغانها با اشغالگران شوروی) در پاکستان، در مدارس مجاهدین افغان فعالیتهای آموزشی داشت.با روی کار آمدن دولت مجاهدین در سال 1992، آقای کرزی معاون وزير خارجه اين کشور شد.در سالهای آخر حکومت طالبان، آقای کرزی به جمع مخالفان این گروه پیوست و مبارزات مسلحانه با طالبان را آغاز کرد.حامد کرزی نخستين ريیس جمهور منتخب افغانستان است.حامد کرزی در کنار عبدالستار سيرت (از حقوقدانان زمان ظاهر شاه)، از گزينه های گروههای مذاکره کننده افغان در کنفرانس بن در آلمان بود، که سرانجام، در اين کنفرانس، به رياست دولت موقت افغانستان برگزيده شد؛ نخستین دولتی که پس از طالبان روی کار آمد.او در انتخابات دموکراتیک افغانستان در سال 2004، با به دست آوردن بيش از 55 درصد آرا، به عنوان نخستين رييس جمهور منتخب مردم افغانستان قدرتش را حفظ کرد.او به زبانهای فارسی، پشتو، انگلیسی و اردو بهطور روان سخن می گويد و از اسبسواری و مطالعه فلسفه لذت میبرد.
دادفر سپنتا
دکتر رنگين دادفر اسپنتا(سپنتا)، وزير خارجه کنونی افغانستان، در پانزده دسامبر سال ۱۹۵۳ ميلادی در ولسوالی (بخشداری) کرُخ در ولايت هرات افغانستان زاده شد.او تحصيلات ابتدايی و متوسطه را در شهر هرات به پايان رساند و سپس در ميانه سال ۱۹۷۰ وارد دانشگاه کابل شد.دکتر اسپنتا دارای مدرک دانشگاهی در رشته روابط بين الملل از ترکيه است. او به دنبال اشغال کشورش توسط شوروی سابق، در سال ۱۹۸۲ به کشور آلمان مهاجرت کرد.او همچنين مسئول انستيوی مطالعات جهان سوم در دانشگاه آخن آلمان بود.داکتر رنگين دادفر اسپنتا، در سالهای حکومت طالبان در افغانستان و سالهای بعد از آن، تا سال ۲۰۰۵ ميلادی، به عنوان تحليگر مسايل سياسی افغانستان، در مطبوعات غربی، به ويژه راديو بی بی سی فارسی شناخته شد.او در سال ۲۰۰۵ ميلادی برای تدريس در دانشگاه کابل، به عنوان استاد مهمان به کشورش بازگشت و سپس، مشاور رييس جمهور حامد کرزی در امور بين الملل شد.آقای کرزی، دکتر اسپنتا را در کابينه جديد خود که در سال ۲۰۰۶ ميلادی تشکيل شد، به عنوان وزير امور خارجه به پارلمان معرفی کرد و آقای اسپنتا توانست با به دست آوردن رای اعتماد مجلس نمايندگان افغانستان، نخستين وزير خارجه اين کشور شود که با رای اعتماد پارلمان کشور، آغاز به کار می کند.دکتر اسپنتا که دارای تابعيت دوگانه آلمانی - افغانی بود، پس از انتصاب به عنوان وزير خارجه افغانستان، تابعيت آلمانی خود را کنار گذاشت.
ببرک کارمل
بَبـرَک کارمِل رئیس جمهور افغانستان در دهه ۱۹۸۰ میلادی بود.او در تاریخ ۶ ژانویه سال ۱۹۲۹ در دهکدهٔ کمری واقع در شرق کابل زاده شد و در تاریخ 3 دسامبر سال ۱۹۹۶ در شهر مسکو درگذشت. او سیاستمداری افغان بود که از سال ۱۹۷۹ تا سال ۱۹۸۶ در دوران مداخلهٔ شوروی سومین رئیس جمهور جمهوری دموکراتیک افغانستان بود.وی را مردم کشور شاه شجاع ثانی نامیدند زیرا تحت حمایه و دست نشانده مستقیم روسها بود.کارمل در سال ۱۹۴۷ پس از فراغت از دبیرستان آلمانیزبان امانی شهر کابل در دانشکدهٔ حقوق دانشگاه کابل به تحصیل پرداخت. در اینجا او برای بار اول با فعالین سیاسی مارکسیست آشنا میگردد. کارمل بزودی رهبر جنبش دمکراتیک دانشجویان ویش زلمیان (جوانان بیدار) گردید.
پیشینه سیاسی کارمل
کارمل در اواسط دههٔ ۱۹۵۰ به دلیل فعالیتهای ضدرژیم زندانی شد. در سال ۱۹۵۶ از حبس رها شد و به عنوان کارمند در وزارت پلان (وزارت برنامه و بودجه) منصوب گردید. کارمل با نام مستعار مرید یک پلاتفرم کمونیستی تأسیس کرد. در تاریخ اول ژانویه سال ۱۹۶۵ همراه با ۲۹ نفر رفقایش و نورمحمد ترهکی از نویسندگان و اعضاء این سازمان، حزب دموکراتیک خلق افغانستان را بنیانگذاری کرد. در سالهای ۱۹۶۵ و ۱۹۶۸ هربار برای چهار سال به عنوان وکیل در پارلمان افغانستان انتخاب گردید. درسال ۱۹۶۷ حزب دموکراتیک خلق افغانستان به دو فراکسیون حزب خلق و حزب پرچم منشعب گردید. کارمل رهبر فرمعتدل پرچم شد. علیرغم مخالفت کارمل، حزب در سال ۱۹۷۷ دوباره متحد گردید. پس از کودتای ۲۷ آوریل سال ۱۹۷۸ حزب دموکراتیک خلق افغانستان نقش حزب حکومتی را به عهده گرفت .کارمل به عنوان معاون صدراعظم تعین گردید. پس از آنکه فراکسیون خلق چرخ مبارزات درون حزبی برای کسب قدرت را به نفع خود برگرداند، اعضای پرچم در سال ۱۹۷۸ از وظایف شان در دستگاه حکومت کشور سبکدوش شدند. کارمل به عنوان سفیر به پراگ اعزام شد. در سال ۱۹۷۸ همراه با ۵ نفر دیگر از اعضاء پرچم به اتهام خیانت ملی از حزب دموکراتیک خلق افغانستان اخراج و به کشور فراخوانده شد. او با این دستور مخالفت کرد.حزب دموکراتیک خلق افغانستان تلاش نمود افغانستان را بر بنیاد اندیشههای سوسیالیستی، نوین سازد اما نتوانست ثبات را در افغانستان تأمین کند. در جریان مداخلهٔ ارتش سرخ به افغانستان اتحاد شوروی کارمل را فراخواند و در سال ۱۹۷۹ پس از کشته شدن حفیظالله امین به عنوان رئیس جمهور منصوب گردید. مشخصهٔ عمده دورهٔ حکومت کارمل جنگ با شورشگران مجاهدین است.پس از آنکه میخائیل گورباچف منشی کمیتهٔ مرکزی حزب کمونیست اتحاد شوروی گردید، اتحاد شوروی سیاست خود را در مورد افغانستان تغییر داد. بدلیل تلفات بیشمار در جریان اشغال، شورویها برای خروج قوای خود آماده میشدند. برای توافق با رهبران مجاهدین، کارمل که تحت فشارهای سیاسی قرار داشت، مانع تلقی میگردید. در ۱۹۸۶ کارمل از مقام منشی عمومی کمیته مرکزی حزب دمکراتیک خلق افغانستان سبکدوش و محمد نجیبالله جانشین او گردید و بعداْ در نوامبر ۱۹۸۶ بهوسیلهء نجیبالله از مقامش به عنوان رئیس جمهور برکنار شد..کارمل برای مدتی تحت حمایت ژنرال دوستم در شهر مزار شریف به سر میبرد، اما دوباره به مسکو بر میگردد. در تاریخ سال ۱۹۹۲ در آنجا به علت پمریضی جگر وفات کرد.