فرشی از بمب
ارسال شده: دوشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷, ۹:۴۱ ق.ظ
از بمب
خاطره ای از سرهنگ خلبان "علیرضا نمکی"
[External Link Removed for Guests]
آن روز، فرماندهی پایگاه مرا احضار و به من ابلاغ کرد:
- سریعا خودت را به تهران برسان و در جلسه گروه طرح های تاکتیکی شرکت کن. گویا آنها نظریاتی دارند که شما باید با دقت، دریافت و ارزیابی شان کنی و نتیجه را برای من بیاوری.
با شناختی که از اخلاق ایشان داشتم، می دانستم کوشش برای طرح سوالات بیشتر دراین زمینه برای کسب اطلاعات دیگر، بی فایده خواهد بود. اگر لازم بود، ایشان خود گفتنی ها را می گفت! بلافاصله حرکت کردم و صبح روز بعد، خود را به ستاد نهاجا رسانده و در گردهمایی گروه طرح های تاکتیکی شرکت کردم.
مرحوم سرتیپ خلبان "ابوالفضل هوشیار" به عنوان رئیس گروه، در پشت میز کارش، مشغول نوشتن بود و افسران خلبان دیگر که هر یک به نوعی سمت استادی من را داشتند و قاعدتا از با تجربه ترین ها بودند، به واسطه عضویت در گروه، در آن جا حضور داشتند. با دیدن من، همگی بزرگوارانه برخاستند و من هم تواضع و فروتنی آنان را با احترام نظامی جبران کردم.
تیمسار هوشیار با لحنی که هم مرا شرمنده می کرد و هم تشویقی برایم محسوب می شد، گفت:
- مردی از قلب جبهه ها!
و سپس خواست که وضعیت پروازها و روحیه خلبانان، نحوه مشارکت ما در عملیات پشتیبانی از نیروهای خودی، وضع فرماندهی و کنترل در منطقه را برایش بازگو کنم. همه را پاسخ دادم و سوالات پراکنده دیگری نیز رد و بدل شد. در نهایت، مطلب اصلی را از زبان تیمسار "قاسمیان"، که او هم از خبرگان فن و از خلبانان برجسته بود، شنیدم.
[External Link Removed for Guests]
باید فرشی از بمب بر سر لشکرها و تجهیزات فرو بریزیم
تصمیم بر این بود که نیروی هوایی برای ایجاد نا امنی و تضعیف دشمن در مناطق نبرد و خطوط مقدم جبهه ها، با گستردن فرشی از بمب از ارتفاع بالا، بمب های فراوانی را بر سر قرارگاه ها، لشکرها و تیپ های دشمن فرو ریزد. برای لحظه ای، یکه خوردم و فورا حالت عدم موافقت به خود گرفتم. برای آنها توضیح دادم که موشک های زمین به هوای" سام2 "دشمن، در ارتفاع بالا، ما را بسیار تهدید خواهد کرد و ممکن است میزان ضایعات به قدری بالا برود که روحیه خلبانان را کاهش دهد. تاثیرات جوی بر روی بمب ها و پرواز مشکل هواپیماها در ارتفاع بالا، درحالی که هر یک حامل چند تن بمب هستند واحتمال حمله شکاری های دشمن را که دراین صورت، بی شباهت به حمله گرگ های گرسنه به گله ای از گوزن های آبستن نیست را نیز مطرح کردم.
گروه طرح های تاکتیکی برای هر سوالی جوابی داشتند
سرتیپ هوشیار، که قبلا طرح کاملی تهیه کرده بود، همه موارد را یک به یک پاسخ داد. حمایت بمب افکن ها را به هواپیماهای اف 14 سپرده بود و مساله موشک های زمین به هوای " سام 2 " را نیز با ارائه تمهیدی مطلوب در برنامه جنگ الکترونیک توجیه کرد. برای دقت نشانه روی و تاثیرات جوی بر روی بمب ها و نحوه پرواز هواپیماها نیز راه حل های حساب شده و مناسبی ذکر کرد. من که تا آن زمان موشک های سام2 را ندیده بودم، هنوز نگران گروه خلبانان جوانی بودم که ممکن بود شکار این موشک ها بشوند.
[External Link Removed for Guests]
هرکاری کردم علتی بتراشم نشد !
سعی کردم که دلیلی برای رد این تاکتیک جدید بیابم و یا بهتر بگویم علتی بتراشم. به سرعت، برگ برنده ای ارائه دادم و گفتم که در ارتفاع بالا بین چهل هزار تا هفتاد هزارپا، موضوع ناوبری دقیق مطرح است و برای موجه جلوه دادن گفته هایم، پیشنهاد کردم که یک هواپیمای اکتشاف هوایی "آر،اف-4"، که هواپیمای بسیار ارزشمندی است و دستگاه های ناوبری و شناسایی مسیر مجهز آن زبانزد است، در پیشاپیش ما حرکت کند و قبل از رها کردن بمب ها، یک عکس از منطقه هدف بگیرد و ضمن دستور پرتاب بمب ها، به واسطه دقت فراوانی که دارد، پس از عملیات نیز به نحوی وارد منطقه شده، تصویر بعد از بمباران را نیز بگیرد. تا حدودی مطمئن بودم که با این پیشنهاد، به علت ارزش فوق العاده هواپیمای مذکور، آنها مجاب خواهند شد و دست از پافشاری در انجام این ماموریت خواهند کشید.
اتفاقا یک خلبان شجاع هواپیمای شناسایی "آر،اف-4" (سرلشکر شهید عباس دوران) در آن جا بود و گفت:
- جناب سرگرد (من در آن زمان درجه سرگردی داشتم)، هیچ ایرادی ندارد. من شخصا حاضرم این ماموریت را رهبری و هدایت کنم. بهترین حسن این کار، این است که چون به سیستم اعلام خبر راداری پیشرفته ای مجهز هستم، اگر هواپیماهای دشمن، نزدیک دسته های پروازی شوند، سریعا می توانیم وضعیت را اطلاع دهیم.
رئیس گروه طرح سرتیپ هوشیار، با نگاهی تشکر آمیز، او را ستود و گفت دیگر بهانه ای نخواهد بود و این مورد نیز تصویب گردید.
پس از صرف ناهار و کمی شوخی و خنده، پاکتی مهر و موم شده که می دانستم حاوی اطلاعات و دستورهایی راجع به هدف و ماموریت است، به دستم دادند تا به فرمانده پایگاه خودم برسانم. به محض مراجعت به پایگاه و تماس با فرمانده یگان، پاکت را تقدیم کردم و او پس از مطالعه مفاد درون آن، فورا دستورهایی در مورد آغاز پروازهای آموزشی بمباران از ارتفاع بالا را به واحد عملیات پایگاه صادر کرد.
[External Link Removed for Guests]
بعد از پروازهای آموزشی، دستور انجام عملیات صادرشد
چندی گذشت و یک روز صبح، ایشان مرا به پست فرماندهی فراخواند و در حضور معاون عملیاتی، موضوع انجام عملیات واقعی را برایم توضیح داد و زمان رسیدن روی هدف و سایر دستورها را ابلاغ کرد. من در خود فرو رفته بودم و تمام افکارم متوجه موشک های " سام2 " بود و این که اگر نتوانیم آنها را منحرف کنیم، چگونه از اصابت آنها مصون بمانیم؟
از تهدید شکاری ها نگرانی نداشتم؛ چون در مرحله اول، آنها قادر نبودند آسیبی به ما برسانند؛ زیرا اصلا آمادگی این کار را نداشتند و در ثانی، خلبانان اف-14 ما را همراهی می کردند و دشمن ترس فراوانی ازاین نوع هواپیماها داشت.
وقتی به نقشه تهدیدات مراجعه کردم، دیدم که چند موضع موشک های زمین به هوای "سام 6 " در اطراف هدف و یک موضع موشک "سام2" در نقطه ای دور دست قراردارد که با توجه به اطلاعات تکنیکی موجود از توانایی "سام2"، احتمال مورد اصابت قرار دادن، تقریبا به میزان قابل توجهی کاهش می یافت؛ اما وقت کافی برای فکر و بررسی بیشتر وجود نداشت. سایر خلبانان را به اتاق جنگ فرا خواندم و توجیهات پروازی و اصل ماموریت را بازگو کردم. به سوالات متعدد خلبانان همان پاسخ هایی را دادم که با آن توجیه شده بودم. اگر این پرواز با موفقیت توام می شد سیل پروازها و حملات هوایی مشابه، روانه جبهه ها، خطوط مقدم و قرارگاه های تاکتیکی دشمن می گردید و اگر با شکست توام می شد...
آخرین مسیر و سمت پرواز به سوی هدف را به گونه ای برگزیدم که حداقل زمان را در محدوده تاثیرات موشک "سام2" داشته باشیم. در ارتفاع پرواز و شرایط پروازی ما، احتمال قرار گرفتن در برد موشک های "سام6" در حد ضعیفی وجود داشت. سرانجام آخرین سمت پرواز به سوی هدف، طبق قرار قبلی، به وسیله رمز، به تهران اطلاع داده شد.
[External Link Removed for Guests]
عملیات در سکوت کامل رادیویی آغاز شد
با شروع ماموریت در سکوت مطلق رادیویی، یکی پس از دیگری فرودگاه را پشت سر گذاشتیم و با آمادگی برای الحاق به دسته پروازی هواپیماهای "اف14" ادامه مسیر دادیم.
برای غافلگیر کردن دشمن، از حداکثر امکانات استفاده کرده و خطاهای حفاظتی را به حداقل رسانیده بودیم. این عملیات، کاری ناآزموده بود و برای اولین مرتبه و به صورت آزمایشی انجام می شد. یعنی ممکن بود وقایعی در شرف وقوع باشد که ما پیش بینی آن را نکرده باشیم. ابهامات و تاریکی ها هنوز در ذهنم موج می زد.
هواپیماهای اف 14 و شناسایی را دیدم
در یک لحظه، پرواز جمع هواپیماهای "اف14" و شکاری شناسایی "آر،اف4" را در گوشه افق مشاهده کردم. آنها وظیفه داشتند که ما را بیابند و با ما همراه بشوند. هواپیمای "آر،اف-4" نیز طبق قرار قبلی، در جلو قرار بگیرد. همه چیز مطابق برنامه پیش رفته بود. هر کدام از هواپیماها، از یکی از پایگاه های نیروی هوایی پرواز کرده و هماهنگی و دقت عمل آنها شایان قدردانی بود. کارها با سرعت قابل قبولی انجام شد. هواپیما اکتشافی "آر،اف4" محل ما را در آسمان یافت و به همراه هواپیماهای شکاری "اف14" پرواز موزون و حساب شده ای را به سمت هدف شروع کردیم. ارتفاع لازم را نیز به تدریج به دست آوردیم و آخرین سمت به سوی هدف را ساختیم و آماده برای فرو ریختن بمب ها شدیم.
[External Link Removed for Guests]
پرواز در ارتفاع بالا تا هدف و شلیک اولین موشک دشمن
پرواز در ارتفاع بالا، به علت کم شدن غلظت هوا، بسیار مشکل می گردد وتاثیرات الیاف هوا بر روی سطوح فرامین نسبتا کم شده، مانورهای هواپیما بسیار کند صورت می گیرد. در نتیجه، از آن چابکی که هواپیماهای شکاری معمولا در سطح زمین برخوردارند، در ارتفاع بالا خبری نیست.
از طرفی اگر مسیر پرواز در ارتفاعات بالا دچار اندک تغییراتی بشود، برای تصحیح آن، وقت زیادی لازم است و به سرعت امکان پذیر نخواهد بود. هواپیمایی که می خواهد بمب های خود را رها کند و با دقت هدف را مورد اصابت قرار دهد، باید اشتباهات مسیر را به حداقل ممکن کاهش داده و هواپیما نیز به تجهیزات مناسب، با حساسیت زیاد، برای ناوبری و هدف گیری دقیق مجهز باشد.
هواپیما "آر،اف4" با جسارت تمام، پیشاپیش دسته های پروازی در حرکت بود. ما اطمینان خاطر داشتیم که مسیر پرواز و همچنین زمان دقیق رهایی را خلبان هواپیمای شناسایی محاسبه و اعلام خواهد کرد. مجالی برای تلف کردن وقت و مشاهده اتفاقات روی زمین و زیر هواپیما باقی نمانده بود. با تطبیق دستگاه نشانه روی هواپیمای من بر روی نقطه نشانی زمین و اعلام رمز، همه هواپیماها بمب های خود را فرو ریختند. در همین لحظه، شلیک موشک های زمین به هوای "سام6" آغاز گردید.
دستگاه های جنگ الکترونیک هواپیماهای ما هم بی وقفه و به خوبی کار می کردند و نتیجه خوب کار آنها را از منحرف شدن موشک های شلیک شده دشمن، به خوبی احساس می کردیم. سپس گردش به سوی نیروهای خودی را آغاز کردیم. همه چیز به خوبی پیش می رفت و با یک سوال رادیویی متوجه شدم که همه سالم هستند و موشک های "سام6" به خطا رفته اند.
شلیک موشک های "سام2" نیز توسط دستگاه های داخل کابین هواپیماها تایید شد. هیچ یک از آنها را ندیدم. با خوشحالی، از وضعیت "آر،اف4" و هواپیماهای "اف14" پرسیدم. آنها نیز هیچ ایرادی نداشتند.
[External Link Removed for Guests]
به سلامت برگشتیم و من بلافاصله به یاد تدبیر رئیس گروه طرح افتادم
در نقطه موعود، دسته های پروازی از یکدیگر جدا شدند و هواپیمای اکتشافی "آر،اف4" و هواپیماهای "اف14" هر کدام راهی پایگاه های خود شدند. ما نیز به سمت پایگاه خویش پر کشیدیم. پس از فرود، به شکرانه ی این ماموریت خطیر که به سلامت انجام شده بود، تعدادی گوسفند در جلو هواپیماها قربانی شد.
در آن لحظه، سخنان و تدابیر رئیس گروه طرح به یادم آمد و متوجه شدم که بینش او چقدر با تفکرات جوانی مثل من فرق می کرد و تجربه اش چه گنج گرانبهایی بود. به یاد بیت شعری افتادم:
آن چه در آینه جوان بیند
پیر در خشت خام بیند
پس از این عملیات موفقیت آمیز و آزمون عملی بمباران از ارتفاع بالا برای ریختن فرشی از بمب بر سر دشمن، راه و شیوه جدیدی در تاکتیک عملیات بمباران نیروی هوایی گشوده شد و این عملیات، منشا ثمرات فراوانی در جنگ، برای پشتیبانی از رزمندگان نیروی زمینی در جبهه ها گردید.
تصاویر زیبایی از شروع و خاتمه عملیات گرفته شده بود. به طور مثال بعدها دیدم که در عکس، قبل از رها کردن بمب ها، یک تانک در کنار یک جویبار قرار داشت و در عکس بعد از عملیات، یکی از بمب ها دقیقا همان تانک را مورد اصابت قرارداده بود. انهدام کامل یک قرارگاه تاکتیکی دشمن که آنتن های مخابراتی بر فراز آن مشاهده می شد نیز از نتایج اولیه این بمباران بود.
جا دارد اینجا از مرحوم سرتیپ خلبان هوشیار که ازجمله خلبانان کم نظیر در نیروی هوایی و معلم پرواز من بود و برای ایشان احترام فوق العاده ای قائل بودم، یادی کنم.
سرتیپ خلبان ابوالفضل هوشیار، یکی از خوشنام ترین خلبانان تامکت نهاجا در تمام طول خدمت شان بودند و ضمن انجام ماموریت های رزمی بسیار در طول این سخت جنگ، خلبانان زیادی را نیز تربیت نمودند.
بسیاری از خلبانان فعلی اف 14، به این می بالند که پروازهای آموزشی خود را در خدمت ایشان بوده اند.
لازم بذکر است او دو بار در دی ماه سال 1359 و مرداد ماه سال 1371 دو حادثه با هواپیمای اف 14 در حین سوختگیری هوایی داشته که در هر دو بار به رغم صدمات بسیار و آتش سوزی (در مورد سال 1371) موفق شد هواپیما را سالم فرود آورند.
یادش گرامی باد!
هرگونه برداشت و استفاده از این مطلب منوط به ذکر منبع و نام نویسنده می باشد
پایان
خاطره ای از سرهنگ خلبان "علیرضا نمکی"
[External Link Removed for Guests]
آن روز، فرماندهی پایگاه مرا احضار و به من ابلاغ کرد:
- سریعا خودت را به تهران برسان و در جلسه گروه طرح های تاکتیکی شرکت کن. گویا آنها نظریاتی دارند که شما باید با دقت، دریافت و ارزیابی شان کنی و نتیجه را برای من بیاوری.
با شناختی که از اخلاق ایشان داشتم، می دانستم کوشش برای طرح سوالات بیشتر دراین زمینه برای کسب اطلاعات دیگر، بی فایده خواهد بود. اگر لازم بود، ایشان خود گفتنی ها را می گفت! بلافاصله حرکت کردم و صبح روز بعد، خود را به ستاد نهاجا رسانده و در گردهمایی گروه طرح های تاکتیکی شرکت کردم.
مرحوم سرتیپ خلبان "ابوالفضل هوشیار" به عنوان رئیس گروه، در پشت میز کارش، مشغول نوشتن بود و افسران خلبان دیگر که هر یک به نوعی سمت استادی من را داشتند و قاعدتا از با تجربه ترین ها بودند، به واسطه عضویت در گروه، در آن جا حضور داشتند. با دیدن من، همگی بزرگوارانه برخاستند و من هم تواضع و فروتنی آنان را با احترام نظامی جبران کردم.
تیمسار هوشیار با لحنی که هم مرا شرمنده می کرد و هم تشویقی برایم محسوب می شد، گفت:
- مردی از قلب جبهه ها!
و سپس خواست که وضعیت پروازها و روحیه خلبانان، نحوه مشارکت ما در عملیات پشتیبانی از نیروهای خودی، وضع فرماندهی و کنترل در منطقه را برایش بازگو کنم. همه را پاسخ دادم و سوالات پراکنده دیگری نیز رد و بدل شد. در نهایت، مطلب اصلی را از زبان تیمسار "قاسمیان"، که او هم از خبرگان فن و از خلبانان برجسته بود، شنیدم.
[External Link Removed for Guests]
باید فرشی از بمب بر سر لشکرها و تجهیزات فرو بریزیم
تصمیم بر این بود که نیروی هوایی برای ایجاد نا امنی و تضعیف دشمن در مناطق نبرد و خطوط مقدم جبهه ها، با گستردن فرشی از بمب از ارتفاع بالا، بمب های فراوانی را بر سر قرارگاه ها، لشکرها و تیپ های دشمن فرو ریزد. برای لحظه ای، یکه خوردم و فورا حالت عدم موافقت به خود گرفتم. برای آنها توضیح دادم که موشک های زمین به هوای" سام2 "دشمن، در ارتفاع بالا، ما را بسیار تهدید خواهد کرد و ممکن است میزان ضایعات به قدری بالا برود که روحیه خلبانان را کاهش دهد. تاثیرات جوی بر روی بمب ها و پرواز مشکل هواپیماها در ارتفاع بالا، درحالی که هر یک حامل چند تن بمب هستند واحتمال حمله شکاری های دشمن را که دراین صورت، بی شباهت به حمله گرگ های گرسنه به گله ای از گوزن های آبستن نیست را نیز مطرح کردم.
گروه طرح های تاکتیکی برای هر سوالی جوابی داشتند
سرتیپ هوشیار، که قبلا طرح کاملی تهیه کرده بود، همه موارد را یک به یک پاسخ داد. حمایت بمب افکن ها را به هواپیماهای اف 14 سپرده بود و مساله موشک های زمین به هوای " سام 2 " را نیز با ارائه تمهیدی مطلوب در برنامه جنگ الکترونیک توجیه کرد. برای دقت نشانه روی و تاثیرات جوی بر روی بمب ها و نحوه پرواز هواپیماها نیز راه حل های حساب شده و مناسبی ذکر کرد. من که تا آن زمان موشک های سام2 را ندیده بودم، هنوز نگران گروه خلبانان جوانی بودم که ممکن بود شکار این موشک ها بشوند.
[External Link Removed for Guests]
هرکاری کردم علتی بتراشم نشد !
سعی کردم که دلیلی برای رد این تاکتیک جدید بیابم و یا بهتر بگویم علتی بتراشم. به سرعت، برگ برنده ای ارائه دادم و گفتم که در ارتفاع بالا بین چهل هزار تا هفتاد هزارپا، موضوع ناوبری دقیق مطرح است و برای موجه جلوه دادن گفته هایم، پیشنهاد کردم که یک هواپیمای اکتشاف هوایی "آر،اف-4"، که هواپیمای بسیار ارزشمندی است و دستگاه های ناوبری و شناسایی مسیر مجهز آن زبانزد است، در پیشاپیش ما حرکت کند و قبل از رها کردن بمب ها، یک عکس از منطقه هدف بگیرد و ضمن دستور پرتاب بمب ها، به واسطه دقت فراوانی که دارد، پس از عملیات نیز به نحوی وارد منطقه شده، تصویر بعد از بمباران را نیز بگیرد. تا حدودی مطمئن بودم که با این پیشنهاد، به علت ارزش فوق العاده هواپیمای مذکور، آنها مجاب خواهند شد و دست از پافشاری در انجام این ماموریت خواهند کشید.
اتفاقا یک خلبان شجاع هواپیمای شناسایی "آر،اف-4" (سرلشکر شهید عباس دوران) در آن جا بود و گفت:
- جناب سرگرد (من در آن زمان درجه سرگردی داشتم)، هیچ ایرادی ندارد. من شخصا حاضرم این ماموریت را رهبری و هدایت کنم. بهترین حسن این کار، این است که چون به سیستم اعلام خبر راداری پیشرفته ای مجهز هستم، اگر هواپیماهای دشمن، نزدیک دسته های پروازی شوند، سریعا می توانیم وضعیت را اطلاع دهیم.
رئیس گروه طرح سرتیپ هوشیار، با نگاهی تشکر آمیز، او را ستود و گفت دیگر بهانه ای نخواهد بود و این مورد نیز تصویب گردید.
پس از صرف ناهار و کمی شوخی و خنده، پاکتی مهر و موم شده که می دانستم حاوی اطلاعات و دستورهایی راجع به هدف و ماموریت است، به دستم دادند تا به فرمانده پایگاه خودم برسانم. به محض مراجعت به پایگاه و تماس با فرمانده یگان، پاکت را تقدیم کردم و او پس از مطالعه مفاد درون آن، فورا دستورهایی در مورد آغاز پروازهای آموزشی بمباران از ارتفاع بالا را به واحد عملیات پایگاه صادر کرد.
[External Link Removed for Guests]
بعد از پروازهای آموزشی، دستور انجام عملیات صادرشد
چندی گذشت و یک روز صبح، ایشان مرا به پست فرماندهی فراخواند و در حضور معاون عملیاتی، موضوع انجام عملیات واقعی را برایم توضیح داد و زمان رسیدن روی هدف و سایر دستورها را ابلاغ کرد. من در خود فرو رفته بودم و تمام افکارم متوجه موشک های " سام2 " بود و این که اگر نتوانیم آنها را منحرف کنیم، چگونه از اصابت آنها مصون بمانیم؟
از تهدید شکاری ها نگرانی نداشتم؛ چون در مرحله اول، آنها قادر نبودند آسیبی به ما برسانند؛ زیرا اصلا آمادگی این کار را نداشتند و در ثانی، خلبانان اف-14 ما را همراهی می کردند و دشمن ترس فراوانی ازاین نوع هواپیماها داشت.
وقتی به نقشه تهدیدات مراجعه کردم، دیدم که چند موضع موشک های زمین به هوای "سام 6 " در اطراف هدف و یک موضع موشک "سام2" در نقطه ای دور دست قراردارد که با توجه به اطلاعات تکنیکی موجود از توانایی "سام2"، احتمال مورد اصابت قرار دادن، تقریبا به میزان قابل توجهی کاهش می یافت؛ اما وقت کافی برای فکر و بررسی بیشتر وجود نداشت. سایر خلبانان را به اتاق جنگ فرا خواندم و توجیهات پروازی و اصل ماموریت را بازگو کردم. به سوالات متعدد خلبانان همان پاسخ هایی را دادم که با آن توجیه شده بودم. اگر این پرواز با موفقیت توام می شد سیل پروازها و حملات هوایی مشابه، روانه جبهه ها، خطوط مقدم و قرارگاه های تاکتیکی دشمن می گردید و اگر با شکست توام می شد...
آخرین مسیر و سمت پرواز به سوی هدف را به گونه ای برگزیدم که حداقل زمان را در محدوده تاثیرات موشک "سام2" داشته باشیم. در ارتفاع پرواز و شرایط پروازی ما، احتمال قرار گرفتن در برد موشک های "سام6" در حد ضعیفی وجود داشت. سرانجام آخرین سمت پرواز به سوی هدف، طبق قرار قبلی، به وسیله رمز، به تهران اطلاع داده شد.
[External Link Removed for Guests]
عملیات در سکوت کامل رادیویی آغاز شد
با شروع ماموریت در سکوت مطلق رادیویی، یکی پس از دیگری فرودگاه را پشت سر گذاشتیم و با آمادگی برای الحاق به دسته پروازی هواپیماهای "اف14" ادامه مسیر دادیم.
برای غافلگیر کردن دشمن، از حداکثر امکانات استفاده کرده و خطاهای حفاظتی را به حداقل رسانیده بودیم. این عملیات، کاری ناآزموده بود و برای اولین مرتبه و به صورت آزمایشی انجام می شد. یعنی ممکن بود وقایعی در شرف وقوع باشد که ما پیش بینی آن را نکرده باشیم. ابهامات و تاریکی ها هنوز در ذهنم موج می زد.
هواپیماهای اف 14 و شناسایی را دیدم
در یک لحظه، پرواز جمع هواپیماهای "اف14" و شکاری شناسایی "آر،اف4" را در گوشه افق مشاهده کردم. آنها وظیفه داشتند که ما را بیابند و با ما همراه بشوند. هواپیمای "آر،اف-4" نیز طبق قرار قبلی، در جلو قرار بگیرد. همه چیز مطابق برنامه پیش رفته بود. هر کدام از هواپیماها، از یکی از پایگاه های نیروی هوایی پرواز کرده و هماهنگی و دقت عمل آنها شایان قدردانی بود. کارها با سرعت قابل قبولی انجام شد. هواپیما اکتشافی "آر،اف4" محل ما را در آسمان یافت و به همراه هواپیماهای شکاری "اف14" پرواز موزون و حساب شده ای را به سمت هدف شروع کردیم. ارتفاع لازم را نیز به تدریج به دست آوردیم و آخرین سمت به سوی هدف را ساختیم و آماده برای فرو ریختن بمب ها شدیم.
[External Link Removed for Guests]
پرواز در ارتفاع بالا تا هدف و شلیک اولین موشک دشمن
پرواز در ارتفاع بالا، به علت کم شدن غلظت هوا، بسیار مشکل می گردد وتاثیرات الیاف هوا بر روی سطوح فرامین نسبتا کم شده، مانورهای هواپیما بسیار کند صورت می گیرد. در نتیجه، از آن چابکی که هواپیماهای شکاری معمولا در سطح زمین برخوردارند، در ارتفاع بالا خبری نیست.
از طرفی اگر مسیر پرواز در ارتفاعات بالا دچار اندک تغییراتی بشود، برای تصحیح آن، وقت زیادی لازم است و به سرعت امکان پذیر نخواهد بود. هواپیمایی که می خواهد بمب های خود را رها کند و با دقت هدف را مورد اصابت قرار دهد، باید اشتباهات مسیر را به حداقل ممکن کاهش داده و هواپیما نیز به تجهیزات مناسب، با حساسیت زیاد، برای ناوبری و هدف گیری دقیق مجهز باشد.
هواپیما "آر،اف4" با جسارت تمام، پیشاپیش دسته های پروازی در حرکت بود. ما اطمینان خاطر داشتیم که مسیر پرواز و همچنین زمان دقیق رهایی را خلبان هواپیمای شناسایی محاسبه و اعلام خواهد کرد. مجالی برای تلف کردن وقت و مشاهده اتفاقات روی زمین و زیر هواپیما باقی نمانده بود. با تطبیق دستگاه نشانه روی هواپیمای من بر روی نقطه نشانی زمین و اعلام رمز، همه هواپیماها بمب های خود را فرو ریختند. در همین لحظه، شلیک موشک های زمین به هوای "سام6" آغاز گردید.
دستگاه های جنگ الکترونیک هواپیماهای ما هم بی وقفه و به خوبی کار می کردند و نتیجه خوب کار آنها را از منحرف شدن موشک های شلیک شده دشمن، به خوبی احساس می کردیم. سپس گردش به سوی نیروهای خودی را آغاز کردیم. همه چیز به خوبی پیش می رفت و با یک سوال رادیویی متوجه شدم که همه سالم هستند و موشک های "سام6" به خطا رفته اند.
شلیک موشک های "سام2" نیز توسط دستگاه های داخل کابین هواپیماها تایید شد. هیچ یک از آنها را ندیدم. با خوشحالی، از وضعیت "آر،اف4" و هواپیماهای "اف14" پرسیدم. آنها نیز هیچ ایرادی نداشتند.
[External Link Removed for Guests]
به سلامت برگشتیم و من بلافاصله به یاد تدبیر رئیس گروه طرح افتادم
در نقطه موعود، دسته های پروازی از یکدیگر جدا شدند و هواپیمای اکتشافی "آر،اف4" و هواپیماهای "اف14" هر کدام راهی پایگاه های خود شدند. ما نیز به سمت پایگاه خویش پر کشیدیم. پس از فرود، به شکرانه ی این ماموریت خطیر که به سلامت انجام شده بود، تعدادی گوسفند در جلو هواپیماها قربانی شد.
در آن لحظه، سخنان و تدابیر رئیس گروه طرح به یادم آمد و متوجه شدم که بینش او چقدر با تفکرات جوانی مثل من فرق می کرد و تجربه اش چه گنج گرانبهایی بود. به یاد بیت شعری افتادم:
آن چه در آینه جوان بیند
پیر در خشت خام بیند
پس از این عملیات موفقیت آمیز و آزمون عملی بمباران از ارتفاع بالا برای ریختن فرشی از بمب بر سر دشمن، راه و شیوه جدیدی در تاکتیک عملیات بمباران نیروی هوایی گشوده شد و این عملیات، منشا ثمرات فراوانی در جنگ، برای پشتیبانی از رزمندگان نیروی زمینی در جبهه ها گردید.
تصاویر زیبایی از شروع و خاتمه عملیات گرفته شده بود. به طور مثال بعدها دیدم که در عکس، قبل از رها کردن بمب ها، یک تانک در کنار یک جویبار قرار داشت و در عکس بعد از عملیات، یکی از بمب ها دقیقا همان تانک را مورد اصابت قرارداده بود. انهدام کامل یک قرارگاه تاکتیکی دشمن که آنتن های مخابراتی بر فراز آن مشاهده می شد نیز از نتایج اولیه این بمباران بود.
جا دارد اینجا از مرحوم سرتیپ خلبان هوشیار که ازجمله خلبانان کم نظیر در نیروی هوایی و معلم پرواز من بود و برای ایشان احترام فوق العاده ای قائل بودم، یادی کنم.
سرتیپ خلبان ابوالفضل هوشیار، یکی از خوشنام ترین خلبانان تامکت نهاجا در تمام طول خدمت شان بودند و ضمن انجام ماموریت های رزمی بسیار در طول این سخت جنگ، خلبانان زیادی را نیز تربیت نمودند.
بسیاری از خلبانان فعلی اف 14، به این می بالند که پروازهای آموزشی خود را در خدمت ایشان بوده اند.
لازم بذکر است او دو بار در دی ماه سال 1359 و مرداد ماه سال 1371 دو حادثه با هواپیمای اف 14 در حین سوختگیری هوایی داشته که در هر دو بار به رغم صدمات بسیار و آتش سوزی (در مورد سال 1371) موفق شد هواپیما را سالم فرود آورند.
یادش گرامی باد!
هرگونه برداشت و استفاده از این مطلب منوط به ذکر منبع و نام نویسنده می باشد
پایان

