صفحه 1 از 1

زبان قصه، زبان تربيت

ارسال شده: شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۸۷, ۸:۵۲ ب.ظ
توسط ganjineh
قصه‌گويي، اندوخته عظيم انرژي و افكار خلاقانه را در كودك شما آشكار مي‌كند.



قصه‌گويي ، يك عنصر اساسي و فوق مهم در ساختن نبوغ است. اين كار قدرت تفكرات خارق‌العاده را در يك نابغه زنده مي‌كند. طبق نظريه روان‌شناسان كودك، روند رشد ذهني كودك تا قبل از سن شش سالگي به نحو نفس‌گيري سريع است. بين شش تا هفت سالگي سرعت آن كاهش مي‌يابد و رشد آهسته و ماندگار تثبيت مي‌شود.



برانگيختن: قصه‌هاي خوب پيام‌هايي از اميد، تلاش و موفقيت در خود دارند، بدون آن كه حرفي از پند و موعظه در بين باشد. قصه‌ها نيروي تفكر او را برمي‌انگيزند.



بيداري بصري: قصه ، استعداد تصويرسازي كودك را بيدار مي‌كند، قوه تخيل رشد يافته و پيشرفته اساس شكوفايي نبوغ است.



گوشي براي گفت و شنود: كلمات زماني كه با آهنگ و لحن متفاوت بيان شوند، مجذوب كننده مي‌شوند.



تجربه‌هاي تازه: با قصه گفتن، فرزند شما به دنياهاي اسرارآميز و جادويي مي‌رود. در قصه‌ها به علايق بچه‌ها پي‌برده مي‌شود و از طرفي با خواندن مطالب درباره علايق كودك، اشتياق او را به سمت خواندن سوق مي‌دهيد .


درك ديگران: او در داستان شخصيت‌هاي مختلف را درك مي‌كند و تفاوت‌ها را درمي‌يابد و افق ديد او وسيع‌تر مي‌شود.

قصه‌هاي محلي: قصه‌هاي محلي فرهنگ ملت‌ها را به كودك مي‌آموزد.



الهام گرفتن از داستان‌هاي واقعي: درباره افراد برجسته ي جهان داستان‌هاي شنيدني براي كودك بگوييد. در زمينه تاريخ، علوم، رياضيات، مهندسي، موسيقي، سياست و هنر. او با همسان‌سازي با افراد ديگر سعي مي‌كند خود را به سوي آنان سوق دهد. زندگي مشاهير مي‌تواند براي كودكان منبع الهام بزرگي باشد.



حرف‌هاي بعد از قصه: گفت‌وگوهاي بعد از قصه مي‌تواند شروعي براي كسب تجربيات جديد باشد و با سوالات مختلف از كودك او را به سمت يافته‌هاي جديد هدايت كنيد.
گاهي مي‌تواند سوالات را از زبان اسباب‌بازي‌هاي او مطرح كنيد.براي مثال خرس كوچولوي تو مي‌پرسد چرا فيل در داستان آن‌گونه عمل كرد؟ بدين وسيله سبب رشد بخش تحليلگر مغز او مي‌شويد.

قصه‌گويي، اندوخته عظيم انرژي و افكار خلاقانه را در كودك شما آشكار مي‌كند. قصه‌گويي جرقه كوچكي را كه شعله نبوغ را در خود دارد، مستقل مي‌كند تا در دنيايي كه سرشار از امكانات عظيم است بدرخشد.
نيچه، فيلسوف آلماني مي‌گويد: محال است چيزي به بار بنشيند، بي‌آنكه ارواح سالم و برومند در ايجادش دخيل نبوده باشند.