صفحه 1 از 1

جنگ 33 روزه؛عملیات نامتقارن حزب الله علیه اسرائیل و ویژگی‌های آن

ارسال شده: دوشنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۷, ۹:۱۹ ب.ظ
توسط renger
 تصویر 
تا قبل از ژوئن 2006 کلیه جنگ‌های اعراب و اسرائیل کمتر از هفت روز و در عملیات خوشه‌های خشم 16 روز ادامه داشت.زیرا در استراتژی جنگی اسرائیل به علت عمق استراتژیک محدود و حساسیت تلفات نیروی انسانی، ارتش این کشور، در کلیه جنگ‌های خود به دبنال وارد آوردن ضربات برق آسا و سریع در کمتر از یک هفته و سپس آغاز مذاکرات با طرف مقابل بوده است. اما در جنگ 33 روزه اسرائیل علیه حزب الله لبنان سرنوشت جنگ به گونه‌ای دیگر رقم خورد. به نحوی که حزب الله برای اولین بار در جنگ‌های نوین و کلاسیک با استفاده از جنگ نامتقارن توانست حریف مقتدر و تا به دندان مسلح خود را شکست دهد. حال به بررسی آن می‌پردازیم.

*الف ) تعریف جنگ متقارن و نامتقارن
1- جنگ متقارن:
تقارن بر وزن تفاعل است و به معنی قرین شدن می‌باشد و جنگ متقارن به نبردی اطلاق می‌شود که طرفین درگیر آرایش مشابه با یکدیگر داشته و با روش‌های معمول و متداول نظامی در نبرد با یکدیگر می‌پردازند.
طرفین درگیر از امکانات و تجهیزات،‌نفرات معادل و مشابه علیه هم استفاده می‌کنند و به صورت کلاسیک به جنگ می‌پردازند.
2- جنگ نامتقارن :
جنگ نامتقارن به نبردی اطلاق می‌شود که یک طرف از جنگ از روش‌های خاص و منحصر به خود علیه حریف نیرومند خود بهره می‌گیرد. عدم توازن در قوا، عدم تناسب در شرایط توانائی‌ها و امکانات وجود دارد.
نشریه Jaint strategic surrey در سال 1999 در تعریف عدم تقارن می‌نویسد: رهیافت نامتقارن تلاش‌هائی در راستای دور زدن یا تحت الشعاع قرار دادن توانائی‌های ایالات متحده آمریکا و قدرت هژمون در عین بهره‌گیری از ضعف‌های آن و سودجوئی از روش‌هایی است که تا حد زیادی با روش‌های مورد انتظار این کشور تفاوت دارند.
این رهیافت‌ها بیشتر در پی ایجاد تاثیر روانشناختی عمده‌ای مانند ایجاد شوک، اخلال و آشفتگی بر ابتکار،آزادی عمل و اراده طرف مقابل هستند. روش‌های نامتقارن مستلزم افزایش نقاط ضعف و گستره آسیب‌پذیری‌های حریف می‌باشند که اغلب، از فناوری‌ها تاکتیک‌ها و سلاح‌های ابتکاری و غیررسمی بهره‌ می‌برند و می‌توانند در سطوح مختلف جنگ، اعم از استراتژیک عملیاتی و تاکتیکی در سراسر سطوح عملیات نظامی کاربرد داشته باشند. روش‌های نامتقارن عملیات چریکی، جنگ درازمدت فرسایشی، نبرد سیاسی و عملیات روانی و تمایل به شهادت طلبی و ایثارگری متکی بوده است. در جنگ نامتقارن ضعفا می‌کوشند تا حداکثر استفاده را از آسیب‌پذیری طرف نیرومند ببرند.

*ب. ویژگی‌های جنگ نامتقارن
جنگ نامتقارن طبق تعاریفی که ذکر شد ویژگی‌های خاص خود را دارد که این ویژگی‌ها عبارتند از :
1. استفاده از روش‌های نامعمول و نامتجانس
2. جنگ نامتقارن فقط در سطح نظامی نیست بلکه در سطح استراتژیک کاربرد دارد که استفاده از جنگ رسانه‌ای، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، اطلاعات و روانی از جمله آنهاست.
3. انگیزه و روحیه بالای شهادت طلبی جهت از بین بردن نفرات و ادوات دشمن .
4. سرعت عمل بالا، از بین بردن اراده طرف مقابل، شوک بهت، نامرئی بودن و عدمت تشخیص ضربات وارده توسط حریف نیرومند از دیگر ویژگی‌های جنگ نامتقارن است.

*ج. جنگ 33 روزه و عدم تقارن
مهمترین ارزش و حیاتی‌ترین مسئله یک کشور، امنیت ملی آن است. دولت غاصب صهیونیستی در 60 سال حیات نامشروع خود همواره به دنبال امنیت ملی بوده است. ماهیت نظامی، امنیتی اسرائیل و محاصره آن توسط کشورهای عربی که موجودیت آن را به رسمیت نمی‌شناسند، امنیت ملی این کشور مصنوعی را مورد تهدید قرار داده است.
برای حل این معضل امنیتی، رژیم صهیونیستی جهت رفع تهدیدات نظامی خارجی به قدرت نظامی و ارتش کلاسیک خود تکیه کرده به نحوی که در طول 60 سال گذشته 6 بار با همسایگان خود جنگیده است.
ششمین جنگ اسرائیل با اعراب در 12 ژوئن 2006 با تهاجم گسترده و همه جانبه اسرائیل به لبنان به منظور نابودی حزب الله جهت دستیابی به منافع استراتژیک در جنوب لبنان به وقوع پیوست . نبردی تمام عیار که 33 روز به طول انجامید و با صدور قطعنامه 1701 شورای امنیت، مبنی بر ترک مخاصمه پایان پذیرفت .
جنگ حزب الله و اسرائیل نبردی نابرابر و نامتجانس و از نوع نامتقارن محسوب می‌گردد. زیرا عدم تقارن، همه جانبه بر دو طرف جنگ حاکم بود. از یک طرف یک حزب و گروه سیاسی به نام حزب الله و طرف دیگر دولت غاصب اسرائیل قرار داشت وکمترین تقارن بین توان ، ابزارها ، راهبردها ، تاکتیک‌ها ، اهداف، عناصر قدرت، سازماندهی ، فرماندهی حزب الله و رژیم غاصب اسرائیل وجود داشت.
شکست سریع و کم هزینه دشمن از جمله اهداف عالیه نظامی است که استراتژیست‌های نظامی همواره درصدد دستیابی بدان بوده‌اند. تاثیرگذاری بر اراده، درک و برداشت دشمن برای پاسخگویی، ایجاد شوک و بهت از ایجاد یک شکست سریع به دست می آید. به قول «کلاتیز ویتس» هدف از یک جنگ سریع، از بین بردن اراده دشمن است.
ارتش مجهز و اسطوره‌ای رژیم صهیونیستی که از ابتدای پیدایش در هیچ جنگی از اعراب شکست نخورده بود، تا قبل از جنگ 33 روزه و حتی جنگ 16 روزه خوشه‌های خشم، کلیه جنگ های اعراب و اسرائیل کمتر از هفت روز بوده است. استفاده از سلطه سریعف عملیات برق آسا به جهت عمق استراتژیک محدود و حساسیت تلفات نیروی انسانی در جامعه، از رئوس استراتژی جنگی رژیم صهیونیست می باشد.
نکته قابل توجه، تحمیل شکست برطرف مقابل و سپس آغاز مذاکره جهت دستیابی به اهداف سیاسی از سیاست‌های جنگ اسرائیل در طول 60 سال گذشته بوده است. اما استفاده از جنگ نامتقارن علیه استراتژی سلطه سریع رژیم صهیونیستی توسط حزب الله لبنان توانیست پنجمین ارتش قدرتمند دنیا را با تمامی تجهیزات پیشرفته در هم بکوبد.
رژیم صهیونیستی بنا بود در این جنگ طبق عملیات باران‌های تابستانی ظرف یک هفته کار حزب الله را تمام کند اما سرنوشت جنگ به گونه‌ای دیگر رقم خورد.

*د. ویژگی‌های جنگ 33 روزه و پیروزی حزب الله
همانطور که قبلا اشاره شد رویکرد نامتقارن ویژگی‌های خاص خود را داشته و جنگ حزب الله و رژیم صهیونیستی با این رویکرد مطابقت دارد و اثراتی که این جنگ در سطوح مختلف بر دو طرف تخاصم بر جا ماند. ویژگی‌های خاص خود را دارد که به آن می‌پردازیم.
1. اولین ویژگی مهم جنگ نامتقارن حزب الله علیه اسرائیل استفاده از اصل غافلگیری است . غفلت یک طرف متخاصم سبب استفاده از اصل غافلگیری طرف دیگر می‌شود. ابتدا حزب الله با حمله به نیروهای اسرایئلی در روز 12 ژوئیه 2006 در آغاز عملیات نسبت به اسرائیل پیش دستی کرد این پیش دستی، ارتش اسرائیل را که از ماه‌ها قبل تهاجم به لبنان و حزب الله را طراحی کرده بود کاملا غافلگیر کرد اقدامش یک شوک و بهت شدیدی بر ارتش اسرائیل وارد نمود.
یک مقام ارشد نظامی رژیم صهیونیستی در گفتگو با هاآرتص در رابطه با غفلت این رژیم در مورد حزب الله می گوید:« پس از عقب‌نشینی ارتش ما از جنوب لبنان در سال 2000 فرصت طلائی 6 ساله‌ای در اختیار نیروی حزب الله گذاشتیم و از آن غافل شدیم تا با فراغ بال، استحکامات و تجهیزات نظامی پیشرفته خود را در این منطقه سوق‌الجیشی (جنوب لبنان)‌، مستقر نماید و اینک آن به دژی تسخیر ناپذیر تبدیل شده است.
2. دومین ویژگی جنگ نامتقارن حزب الله علیه رژیم صهیونیستی از بین بردن اراده دشمن برای ادامه جنگ بود. جنگ فرسایشی در عملیات نامتقارن به مانند خرید وقت و زمان، به منظور ضربه زدن به دشمن در فرصت‌های مناسب است و همین امر سبب گردید تا رژیم صهیونیستی در جایگاه، زمان و اهداف جنگ سیطره نداشته باشد و عملیات برق‌‌آسا و استراتژی ضربه اول با ناکامی روبرو گردید.
پس از پایان دو هفته از جنگ 33 روزه در هفته سوم وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به صراحت اعلام کرد که ما توان مقابله با حزب الله را نداریم.
جنگ فرسایشی حزب الله علیه این رژیم توانست توان ارتش را به تحلیل ببرد.
3. سومین ویژگی استفاده از «دفاع متحرک همه جانبه» حزب الله علیه ارتش رژیم صهیونیستی است. با توجه به نامتقارن بودن این جنگ، حزب الله از لحاظ استعداد نیروی نظامی نسبت به ارتش اسرائیل در اقلیت به سر می‌برد.
اصل تحرک، حزب الله را قادر ساخت که کمبود نیروی نظامی خود را جبران نماید و با فشار بر نقاط ضعف و آسیب‌پذیر اسرائیل حریف قوی خود را به زمین بزند.
حزب الله با این توانایی محدود خود در نیروی انسانی و با استفاده از دفاع متحرک در قالب جنگ چریکی و ضربات برق آسا و نامرئی توانست عملکردی از خود بروز دهد که در طول تاریخ جنگ رژیم صهیونیستی بی‌سابقه بوده است.
4. استفاده از جنگ روانی علیه رژیم صهیونیستی توسط حزب الله در این جنگ نامتقارن در طول 33 روز جنگ مشهود بود. به قول یکی از استراتژیست‌های غرب «این جنگ نسل چهارم جنگ‌های نامتقارن بوده است.»
تمایل شهادت طلبانه و ایثارگری، هدفمند بودن انگیزه رزمندگان حزب الله در بعد درونی پیروزی را برای آنان در برابر روحیه پایین ارتش اسرائیل به ارمغان آورد. تعهد انسانی، ایمانی و اخلاقی رزمندگان حزب الله سبب بیرون راندن اشغالگران صهیونیست گردید. آزاد کردن اسراء لبنان، حفظ جان و مال مردم لبنان و در هدف کلان آزادی قدس شریف از دست صهیونیست‌های اشغالگر است.
منابع پزشکی رژیم صهیونیستی اعلام کردند که 245 نظامی اسرائیلی بر اثر صدمه روحی جنگ علیه لبنان در تابستان 1385 گذشته دچار بیماری روانی شدند. که این حاکی از بی‌انگیزگی ارتش اسرائل در جنگ با حزب الله بوده است و همین امر، شکست روانی ارتش اسرائیل را به همراه داشته است.
5. یکی از مهمترین ویژگی‌های جنگ 33 روزه که آن را از سایر جنگ‌های چریکی و کلاسیک متمایز می‌سازد، کسب، حفاظت و ضد اطلاعات نظامی از سوی حزب الله می باشد. سیستم اطلاعاتی و ضد جاسوسی پیشرفته و پیچیده، حزب الله را قادر ساخت در عین حفظ اسرار نظامی خود، اطلاعات فوق سری را از ارتش و اهداف اسرائیل به دست آورد؛ به نحوی که یکی از دلایل ناکامی ارتش اسرائیل را عدم اطلاعات دقیق و کافی از تجهیزات، تسلیحات، مهارت‌های جنگی و رزمی نیروهای حزب الله از یک سو و دسترسی حزب الله به اطلاعات فوق سری ارتش اسراییل از سوی دیگر می َدانند.
به نحوی که در حال حاضر استفاده از موبایل در ارتش اسرائیل ممنوع شده است(11) و این نشان از قدرت اطلاعاتی حزب الله می‌باشد.
در مورد قدرت اطلاعاتی حزب‌الله می‌توان اشاره کرد که حزب‌الله به دور از سیستم اطلاعاتی اسرائیل پیش از وقوع جنگ در یک زمان مناسب موفق شده بود که تونل‌هائی را در عمق خاک اسرائیل و لبنان حفر کند به نحوی که در این تونل‌ها از برد تخریبی بمب‌های خوشه‌ای اسرائیل بیشتر بود. در نتیجه جنگجویان حزب‌الله در زمان جنگ 33 روزه در مناطق امن قرار داشتند از طرفی دیگر نیروهای مهاجم در معرض دید رزمندگان حزب‌الله قرار داشته‌اند.
در مورد حفاظت اطلاعات و ارزش جنگی چریکی و نامتقارن علیه اسرائیل، سید حسن نصرالله به مناسبت هفتمین سالگرد مقاومت و عقب‌نشینی ارتش اشغالگر از جنوب لبنان در سال 2000 می‌گوید: «درست است که ما عاشق شهادت هستیم، اما درست نیست که خود را در معرض نابودی قرار دهیم، اگر عملیاتی را می‌توان با دو شهید انجام داد نباید در آن عملیات سه نفر کشته شوند.»(12)
این نشان از اهمیت حفاظت اطلاعات در میان رزمندگان حزب‌الله لبنان و دبیر کل این حزب سید حسن نصرالله می‌باشد. چرا که با رعایت حفاظت اطلاعات و ضد جاسوسی از تلقات نیروی نظامی در جنگ می‌کاهد.
مطابق آمار تایید شده حزب‌الله در این جنگ 74 شهید از میان جنگجویان خود تقدیم کرد در مقابل اسرائیل 117 سرباز و افسر عالیرتبه کشته داد که در طول جنگ‌های رژیم صهیونیستی این آمار بی‌سابقه بوده است. (13) در حالی که در جنگ 6 روزه 1967 ارتش رژیم صهیونیستی فقط 16 کشته داد. (14)
6 ویژگی دیگر این جنگ استفاده از ضربات از راه دور سریع و مهلک بر ارتش اسرائیل و ساختار اقتصادی و جمعیتی این رژیم اشغالگر، توسط حزب‌الله لبنان بوده است.
استفاده از حملات موشکی با دقت بالا از عناصر پیشرفته در جنگ‌های نامتقارن است. حزب‌الله بیش از 2500 موشک به شهرهای شمالی اسرائیل و تاسیسات اقتصادی و نظامی فرود آورد. از طرفی در نبرد نزدیک به موشک‌های دست‌ساز و کوتاه برد 30 دستگاه تانک ضد گلوله «مرکاوا» و چندین دستگاه بلدوزر نظامی ارتش رژیم صهیونیستی منهدم شد.(15)
حزب‌الله با استفاده از این تاکتیک پیچیده و موثر توانست در جنگ زمینی ارتش اسرائیل خصوصا تیپ ویژه «گولانی» را در مثلث مارون‌الراس، نبت، الجلیل و عبترون زمین گیر کند و آنان را مجبور به عقب‌نشینی از خاک لبنان نماید.‌(16)
نتیجه‌گیری:
اصولا ارتش‌های دنیا و کلاسیک با فرمول‌های نظامی معین و مشخصی کار می‌کنند و برای هر موقعیت جنگی فرمولی ثابت و روشن دارند که خارج از آن عمل نمی‌کنند. در طی سه دهه اخیر موضوع جنگ‌های پارتیزانی، نامنظم و نامتقارن از موضوع‌های داغ و در عین حال خاص مورد بحث قرار گرفته است.
همسایگان فلسطین اشغالی در طی 60 سال گذشته همواره مورد تهدید ارتش کلاسیک رژیم صهیونیستی بودند و لبنان نیز از این مورد بی‌نصیب نبوده است. حزب‌الله لبنان یک حزب شناخته شده لبنانی در طول 30 سال گذشته در جنوب این کشور است که دارای فعالیت‌های مختلف سیاسی، فرهنگی و نظامی بوده است.
حزب‌الله لبنان پس از عقب‌نشینی رژیم صهیونیستی از جنوب لبنان در سال 2000 میلادی توانست خود را در لبنان به عنوان یک حزب شیعی - اسلامی ملی معرفی نماید و به فعالیت‌های خود ادامه دهد. پس از عملیات «باران‌های تابستانی» اسرائیل به نوار غزه و سپس ربودن دوسرباز اسرائیلی توسط حزب‌الله رژیم صهیونیستی حملات همه جانبه خود را بر جنوب لبنان انجام داد و برای اولین بار دو طرف از کنترل خارج شده و خارج از مرزهای خود در یک نبردی سنگین با یکدیگر روبرو شدند و در طی 33 روز حزب‌الله توانست شکست سنگینی بر رژیم صهیونیستی تحمیل کند و به قول «اوبگیدور لیبرمن» وزیر مقابله با تهدیدات استراتژیک کابینه ایهود المرت، شکست اسرائیل در جنگ 33 روزه یک شکست استراتژیک بود که در ابعاد سیاسی، روانی، اقتصادی و نظامی اسرائیل را با شکست روبرو کرد و ساختار تهاجمی ارتش را متزلزل ساخت.(17)
این برای اولین بار در طول تاریخ موجودیت اسرائیل بود که موشک‌های فراوانی به اعمال خاک اسرائیل شلیک شد که خساراتی بیش از 10 میلیارد دلار بر اقتصاد اسرائیل وارد کرد و حیفا، بندر تجاری اقتصادی رژیم صهیونیستی، را به شهر مردگان تبدیل کرد.(18)
حزب‌الله با جنگ نامتقارن توانست صهیویست را به ذلت و خواری بکشد و در میان جنبش‌های اسلامی الگوی مناسبی برای دولت‌های عرب منطقه باشد.
[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: سه‌شنبه ۲۵ تیر ۱۳۸۷, ۳:۵۶ ق.ظ
توسط Frogfoot
یکی از بهترین تحلیل ها درباره جنگ 33 روزه این مقاله 3 قسمتی هست:
How Hizbollah Defeated Israel
By Alastair Crooke and Mark Perry, Asia Times, October 12, 2006

قسمت اول: Winning the intelligence war
[External Link Removed for Guests]

قسمت دوم: Winning the ground war
[External Link Removed for Guests]

قسمت سوم: The political war
[External Link Removed for Guests]

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۲:۲۰ ق.ظ
توسط gordafarin
درود:
لطفا بفرماييد شنيده هاي بنده صحيح است يا خير
در رابطه با جنگ 33 روزه من ميدونم كه حزب الله چند نفر گروگان از سرباز هاي اسراييلي برد و اسراييل براي گرفتن سربازاش به دنبال حزب الله تا شمال لبنان رفت...و اينكه ميفرماييد حزب الله برنده اين جنگ بود اول از اونكه بايد د ر هرجنگي جوانمردي رو رعايت كرد همه ميدونيم كه مردم علت جنگ نيستند اما بيشترين اسيب رو ميبينن حزب الله ميومد خونه مردم لبنان سنگر ميگرفت بعد اسراييل ميزدش ميگفتن اسراييل مردم غير نظامي و ميكشه!
بعدشم سازمان هاي بين المللي پيشنهاد صلح دادن به خاطر اينكه مردم لبنان خيلي بهشون سخت ميگذشت و گرفتار جنگي بودن كه كاملا غير عرف بود و اسراييل پذيرفت و صلح كرد حالا من نميدونم چرا اين رويداد اينقدر دچار تحليلات مختلف ميشه
سپاس
بدرود

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۵:۱۸ ق.ظ
توسط SORENA
gordafarin نوشته شده:درود:
لطفا بفرماييد شنيده هاي بنده صحيح است يا خير
در رابطه با جنگ 33 روزه من ميدونم كه حزب الله چند نفر گروگان از سرباز هاي اسراييلي برد و اسراييل براي گرفتن سربازاش به دنبال حزب الله تا شمال لبنان رفت...و اينكه ميفرماييد حزب الله برنده اين جنگ بود اول از اونكه بايد د ر هرجنگي جوانمردي رو رعايت كرد همه ميدونيم كه مردم علت جنگ نيستند اما بيشترين اسيب رو ميبينن حزب الله ميومد خونه مردم لبنان سنگر ميگرفت بعد اسراييل ميزدش ميگفتن اسراييل مردم غير نظامي و ميكشه!
بعدشم سازمان هاي بين المللي پيشنهاد صلح دادن به خاطر اينكه مردم لبنان خيلي بهشون سخت ميگذشت و گرفتار جنگي بودن كه كاملا غير عرف بود و اسراييل پذيرفت و صلح كرد حالا من نميدونم چرا اين رويداد اينقدر دچار تحليلات مختلف ميشه
سپاس
بدرود


از آنجا که امکان دسترسی از طریق زمینی ، دریایی به شمال لبنان وجود نداشته و چاپرها در معرض خطر دوش پرتابها قرار داشتن احتمالا با f-16 میرفتن اسیراشونو آزاد کنن ولی دست خلبانا نمیرسیده دست اسیراشونو بگیره!

از اونجا که هر لبنانی ممکنه یک عضو حزب الله باشه و از اونجا یک اسرائیلی طبق آیینش فقط هم کیش های خودش رو انسان حساب میکنه نه تنها اصلا اهمیتی نداره بمب رو سر یک توده از مردم اعم از نوزاد،کودک،زن،کهن سال در پناه گاه ها بیافته بلکه مایه مبهات اسرائیلی ها هم خواهد بود چون ممکنه یکی از اون آدمها عضو حزب الله باشه و یا در آینده ممکن بوده بشه! و چه بهتر هرچه بیشتر مردم کشته بشن بعدا گفته بشه حزب الله باعث مرگ اونهاست نه اسرائیل! البته طبق تئوری ه حمله پیشگیرانه اینطور میتوان برداشت کرد که هر نوزاد لبنانی ممکن است روزی به یک مباز حزب الله تبدیل شود و در مکانی ، زمانی و موقعیتی خاص به منافع اسرائیل ضربه بزند پس میتوان بر همین اساس و بخاطر حمایت از صهیونیستهای مظلوم سرتاسر عالم هستی این نوزاد را کشت و به آن افتخار کرد ، کسی هم اعتراض نخواهد کرد چون به یهود ستیزی متهم خواهد شد و به زندان افکنده خواهد شد ، البته هالیوود اقدامات بیشرمانه و ستیزه جوی و مخاطره آمیز نوزادان را به تصویر خواهد کشید و بتقدیر از اقدامات افتخار آمیز اسرائیلی ها خواهد پرداخت و نیازی به فکر کردن بیشتر در این موارد نیست و انچه در فیلمنامه هست و کارگردان آنرا بتصویر کشیده کافیست و همانا حجت است! البته برای بیشتر جای گرفت در ذهن مردم و قبولاندن به آندسته از مردم که آنرا قبول ندارند و برای ریختن قباحت این عمل در بین آن دسته از مخاطبان که کمی وجدان و عقل دارند میتوان از سیستم Trilogy فیلمها استفاده نمود.

و صد البته اسرائیل لطف کرد آتش بس رو پذیرفت چون اصلا در شرف آبروریزی های بیشتر قرار نداشت .

صدام میخواست یک هفته ای تهران رو بگیره اسرائیل هم میخواست چند روزه حزب الله رو نابود کنه . اولی تو خواب باطل بود دومی تو کابوس باطله ! البته روزی که به سرنوشت اولی دچار بشه دور نیست. به وعده خدا ملتهای ظالم نابود خواهند شد

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۱۰:۴۹ ق.ظ
توسط HARD
دوست گرامي شما درست ميفرماييد! :razz:
ولي خواهشا اين قدر ما رو با اين عرباي خيانتکار مقايسه نکن... :shock:

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۱۲:۲۶ ب.ظ
توسط Frogfoot
در رابطه با جنگ 33 روزه من ميدونم كه حزب الله چند نفر گروگان از سرباز هاي اسراييلي برد و اسراييل براي گرفتن سربازاش به دنبال حزب الله تا شمال لبنان رفت...و اينكه ميفرماييد حزب الله برنده اين جنگ بود اول از اونكه بايد د ر هرجنگي جوانمردي رو رعايت كرد همه ميدونيم كه مردم علت جنگ نيستند اما بيشترين اسيب رو ميبينن حزب الله ميومد خونه مردم لبنان سنگر ميگرفت بعد اسراييل ميزدش ميگفتن اسراييل مردم غير نظامي و ميكشه!
بعدشم سازمان هاي بين المللي پيشنهاد صلح دادن به خاطر اينكه مردم لبنان خيلي بهشون سخت ميگذشت و گرفتار جنگي بودن كه كاملا غير عرف بود و اسراييل پذيرفت و صلح كرد حالا من نميدونم چرا اين رويداد اينقدر دچار تحليلات مختلف ميشه

ببینید، اولا جنگ 33 روزه بخاطر نجات 2 سرباز شروع نشد. خود اسرائیل هم بعد از جنگ اعلام کرد که قصد داشته شخصا دست به خلع سلاح حزب الله بزنه و در تابستان بر علیه آن جنگی را آغاز کنه. از طرفی، بعد از آنکه اسرائیل در سال 2004 در مبادله اسراء علی رقم توافقات قبلی سمیر قنطار را آزاد نکرد، سید حسن نصرالله اعلام کرد که حزب الله برای آزادی وی هر کاری خواهد کرد، و حتی در سخن رانی مربوط به آزادی اسراء در سال 2004 رسما اعلام کرد که تنها راه پیش روی ما برای آزاد کردن اسراء گرفتن گروگان هست، پس عملیات حزب الله چیزی نبود که اسرائیل انتظارش را نداشته باشد.
از نظر شکست یا پیروزی، شگست و پیروزی یک جناح در جنگ را براساس اهدافی که آن جناح برای خود ترسیم کرده می سنجند. اسرائیل اعلام کرد که قصد دارد حزب الله را نابود کند و سران آن را بکشد، ولی نه حزب الله را نابود کرد، نه توانست محل هیچ یک از سران آن را پیاده کرده و آنها را بکشد، نه توانست جلوی شلیک موشک های حزب الله را بگیرد. از طرفی حزب الله هم توانست در جنگ زمینی نیروهای اسرائیلی را عقب بزند، هم شلیک موشک های خود را ادامه داده و حود یک میلیون نفر در شمال اسرائیل را وادار به مهاجرت کند، هم اسیران اسرائیلی را حفظ کند، هم نیروی دریایی اسرائیل را از سواحل لبنان دور کند. اسرائیل از روی عصبانیت و با توجه به این ایده که اگر مردم کشته شوند و زیرساخت های لبنان تخریب شوند، مردم همه را از چشم حزب الله خواهند دید. همانطور که صدام فکر می کرد اگر به شهرهای ایران حمله کند، ملت دست از مقاوت می کشند. هیتلر هم تصور می کرد اگر شهرهای انگلیس را بمباران کند، مردم انگلیس تسلیم آلمان ها می شوند. ولی هر سه گروه در پیش بینی های خود اشتباه کردند. الان در اسرائیل این سوال مطرح هست که اگر قرار بود با حزب الله مبادله اسرا کنیم، چه نیازی به جنگ 33 روزه و دادن تلفات 160 نفری - البته این آمار رسمی خود اسرائیل هست- بود؟!
از طرفی جنگ 33 روزه موقعیت حزب الله را در لبنان مستحکم کرد، ولی موقعیت تمام سران اسرائیل را که در جنگ دخیل بودند، تضعیف کرده. ماجرای گزارش وینوگراد، استعفاء فرمانده هان ارتش، و افتضاحات اولمرت همه تایید کننده این مسئله هستند.
از طرفی آمریکا امید به تشکیل خاورمیانه جدید داشت، بقول خانوم رایس، این جنگ درد زایمان تولد یک خاورمیانه جدید هست! ولی بچه در حین زایمان تلف شد!!
اما مجامع بین المللی، هیچ مجمع بین الملی کار مثبتی در جریان جنگ انجام نداد. تمام قطعنامه های سازمان ملل برای آتش بس و پایان جنگ توسط آمریکا وتو شد تا زمانی که آمریکا به این نتیجه رسید که اسرائیل در جنگ شکست خورده و ادامه جنگ موجب افزایش افتضاح بار آمده خواهد شد!

نویسندگان مقالات بالا هم که در پست قبلی به آنها اشاره کردم، عرب و ایرانی نیستند، بلکه تحلیل گران اروپایی هستند که جنگ را تحلیل کردند. در هر حال، شکست اسرائیل در جنگ ادعای حزب الله نیست، بلکه خود اسرائیلی ها جنگ 33 روزه را شکست خود می دانند. این امر در گزارش وینوگراد و در گزاش مطبوعات اسرائیل روشن هست.

علت اینکه چرا این رویداد اینقدر مهم هست هم مشخص هست، این رویداد موجب برهم خوردن نقشه خاورمیانه جدید شد، از طرفی موجب تضعیف اعراب طرفدار آمریکا و افزایش نفوذ ایران شد، از طرفی شکست اسرائیل باعث شد که تمام سناریوهای نظامی برای جنگ های آینده دچار تغییرات فاحشی شوند. از یک طرف، سبک جنگی از کلاسیک متوجه نامتقارن شد، از طرفی نقش نیروی هوایی در جنگ های آینده مورد بازنگری جدی قرار گرفت، از طرف دیگه، اتکا به اشراف اطلاعاتی بر دشمن هم زیر سوال رفت. از بعد از جنگ جهانی دوم، غرب در هیچ جنگی وارد نشده بود که از نظر اطلاعاتی در آن دست بالا را نداشته باشد، اما این جنگ موجب شد که این اصل زیر سوال برود و مشخص شود که غرب نمی تواند همیشه این اشراف اطلاعاتی خود را حفظ کند.

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۱:۵۰ ب.ظ
توسط marge bozorg
سلام
در مورد اين جنگ مطالب بسيار وجود دارد اما مطالبي که به اون اشاره نشد شايد يکي قدرت تبليغاتي حزب الله بود که تنها با يک شبکه ماهواره اي يعني المنار کاري با اسرائيليا کرد که 1000 تا موشک هم نميتونست انجام بده.
کار به جايي رسيد که اسرائيل مقر اين شبکه رو بمباران کرد اما تنها براي 24 ساعت توانست اين شبکه رو قطع کنه چون با برنامه ريزي درست حزب الله اين برنامه ظرف کمتر از 24 ساعت از جايي نامعلوم به پخش برنامه پرداخت و تا پايان جنگ هم اسرائيل نتوانست جاي اون رو کشف کنه.
البته دوستان تا اونجا که من در برنامه هاي مختلف ديدم موشکايي که حزب الله با اونها تانکهاي مرکاوا را ساقط ميکرد موشک هاي ماليوتکاي روسي بود که با سيم هدايت ميشن. اين موشکها روي نفربرهاي BMP1 نصب ميشه و قدرت نابود کنندگي تانک وحشتناکي داره. خيلي از تانک هاي ما هم در جنگ با عراق توسط اين موشک هدايت شونده نابود شد.
در زمينه اطلاعات حزب الله همين بس که هرجا که اسرائيل قصد حمله به اون رو داشت چريک هاي لبناني اونجا آماده بودند.
در ضمن از مطالب همه دوستان خصوصا renger عزيز ممنونم :( :smile:

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۶:۰۲ ب.ظ
توسط HARD
marge bozorg نوشته شده:سلام
البته دوستان تا اونجا که من در برنامه هاي مختلف ديدم موشکايي که حزب الله با اونها تانکهاي مرکاوا را ساقط ميکرد موشک هاي ماليوتکاي روسي بود که با سيم هدايت ميشن. اين موشکها روي نفربرهاي BMP1 نصب ميشه و قدرت نابود کنندگي تانک وحشتناکي داره. خيلي از تانک هاي ما هم در جنگ با عراق توسط اين موشک هدايت شونده نابود شد.
:( ::

ولی من فکر میکردم موشک های مورد استفاده ی حزب الله در برابر اسراییل رو اغلب موشک های ضدزره کورنت تشکیل می دادند! :-( :-x :-(

ارسال شده: یک‌شنبه ۳۰ تیر ۱۳۸۷, ۶:۴۱ ب.ظ
توسط Shahbaz
[External Link Removed for Guests]
کورنت


[External Link Removed for Guests]
مالیوتکا


[External Link Removed for Guests]
تاو


[External Link Removed for Guests]
مراکز مخابرات
[External Link Removed for Guests]


...

ارسال شده: دوشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۷, ۱:۲۲ ق.ظ
توسط gordafarin
دوستان سپاس!
اره ديگه الان مبادله اسرا شروع شده ...
راستي الان بعضي از دوستان از تسليحات حزب الله گفتن ---حزب الله منبع تغذيش از كجاست؟چه از نظر تسليحاتي و چه بودجه اي همونطوري كه ميدونيم بعضي از بانك هاي ايران در تحريم هستن چون بر طبق اسنادي كه گفته بودن از طريق اين بانك ها پول به حساب بعضي گروه هاي اين چنيني ريخته ميشده و متاسفانه اثر بد اقتصادي اين بود كه بازار فاركس در اروپا براي ايران در گردش نيست!!!
اگر در اين رابطه هم كسي اطلاع داره بگه
با درود فراوان
خدايا ز ايران انيران بتاران :razz:

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۷, ۱۲:۳۹ ب.ظ
توسط SERPICO
سلام.
ببينيد، زياد غره نشيد.
گولاني کم ارتشي نيست؛ بهترين ارتش دنيا، ارتشي که وقتي ارتش هاي ويژه ي کشور هاي ديگه اسمشو مي شنون، مو به تنشون سيخ مي شه و امثال اين تعاريف رو زياد شنيدم، راستم هستش.
پيروزي حزب الله لبنان به ارتش اسرائيل در جنگ 33 روزه، يک معجزه و تنها يک معجزه بوده و هست. همون طور که فتح خرمشهر يک معجزه بود. يعني خدا خواست؛ اگه حرفي داريد بريد و به خدا بزنيد و ازش تشکر کنيد. که قطعا اگر يک لحظه خداوند نيروهاي حزب الله رو به حال خودشون واگذار مي کرد، نتيجه اين نبود و شايد الان حزب اللهي وجود نداشت.
«رحماء بينهم و اشداء علي الکفار» قرآن مجيد.