صفحه 1 از 1
پيشينه اي پر افتخار از ايران
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۳۷ ب.ظ
توسط bahram.de
سلام دوستان ميخوام يكسري مطالب از تاريخ وطنمون براتون بگذارم به اميد اينكه يادمون بياد چي بوديم و چي...
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۳۹ ب.ظ
توسط bahram.de
قسمت اول: پوران دخت و نخستین سخن فمینیستی
تاریخچه فمنیسم در دنیا به بیش از ۱۵۰ سال نمیرسد، اما «پوراندخت»، پادشاه ایرانی دوره ساسانی ۱۴۰۰ سال پیش اولین سخن «فمنیستی» ایرانی را بیان کرد. «پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف رفتار کند.
پوراندخت در نامهای که به سپاهیانش نوشته بود جمله فمنیستی خود را بیان کرد و خود را در لیست اولین پیروان تساوی حقوق زن و مرد قرار داد.
پس از کشتن خسروپرویز به دست پسرش شیرویه در سال ۶۲۸ م، شیرویه بیش از شش ماه حکومت نکرد و دختر بزرگ خسروپرویز پوراندخت به سلطنت نشست.
«محمد باقر وثوقی»، استاد تاریخ باستان دانشگاه تهران درباره پوراندخت میگوید: «بر خلاف دوره حکومت هخامنشیان که جنسیت اهمیت زیادی نداشت، دوره حکومت ساسانیان دوره تفوق و برتری مرد بر زن بود. در دوران هخامنشیان، سرپرست کارگاههای تخت جمشید، بیشتر زن بودند. عدهای از زنان دو برابر مردان حقوق میگرفتند. این زنان، مهندسان و طراحانی بودند که بهترین و زیباترین هنرها را در تخت جمشید آفریدند. حتی زنان در این دوره جیره زایمان میگرفتند. دوره ساسانی کاملا متفاوت از دوره هخامنشیان بود. در امپراطوری ساسانی، زن شخصیت حقوقی نداشت و فرد محسوب نمیشد. زن از هر نظر تحت سرپرستی «کتک ختای» یا کدخدای خانواده بود. در چنین شرایطی پوراندخت در تیسفون تاج بر سر گذاشت و بدون توجه به جنسیت خود، قدرت را بار دیگر به خاندان از هم پاشیده ساسانی بازگرداند.»
وثوقی، درباره شرایط آن دوران گفت: «البته هنگامی که شیرویه و پسرش اردشیر مردند، مردان و سران ساسانی در مدائن، از میان خاندان شاهی، هیچ مردی را نیافتند که به تخت سلطنت بنشانند پس به ناچار دختر پرویز را به سلطنت نشاندند. شرایط آن زمان نشان میدهد که حتی کودکی برای پادشاهی باقی نمانده بود زیرا خاندانهای حکومتگر به جان هم افتاده و کشت و کشتار بزرگی راه انداخته بودند.»
فردوسی هم در اشعار خود گفته است:
یکی دختری بود پوران بنام چون زن شاه شد کارها گشت خام
پوراندخت با تمام آشفتگیها و طرز فکرهایی که درباره زنان در آن زمان رواج داشت تصمیم گرفت تا اوضاع کشور را سر و سامان دهد. نخست یک سال مالیات را بر مردم بخشید. با هراکلیوس، قیصر رم معاهده صلحی امضا کرد.
برگرداندن صلیب مقدس حضرت عیسی به اورشلیم یکی دیگر از اقدامات مهم او بود. به افتخار بازگرداندن این صلیب در بیتالمقدس جشن باشکوهی گرفته شد. حتی فردوسی که با به سلطنت نشستن زنان مخالف است مجبور شد در اشعارش به اقدامات او اشاره کند.
کسی را که درویش باشد، ز گنج توانگر کنم، تا نماند به رنج
ز کشور کنم دور بدخواه را بر آیین شاهان کنم راه را
پوراندخت به معنای دختری با چهره گلگون، نخستین زن ایرانی است که به مقام سلطنت رسید. دوران سلطنت او مصادف بود با اواخر خلافت ابوبکر و اوایل خلافت عمر.
در کتب او زنی عاقل، عادل و نیکو سیرت آوردهاند که چون شاه شد در میان رعایا عدل را گسترش داد. وی زمانی که سپاهی برای جنگ با اعراب فرستاد در مداین بیمار شد و در همانجا درگذشت.
در دوران آشفتگی دربار ساسانی او تنها حاکمی بود که به مرگ طبیعی درگذشت. زمان حکومت او یک سال و چهار ماه بود. بسیاری معتقدند که اگر پوراندخت زمان دیگری به حکومت میرسید کفایت و لیاقت بیشتری از خود نشان میداد.
ارسال شده: یکشنبه ۱۳ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۴۱ ب.ظ
توسط bahram.de
قسمت اول: پوران دخت و نخستین سخن فمینیستی
تاریخچه فمنیسم در دنیا به بیش از ۱۵۰ سال نمیرسد، اما «پوراندخت»، پادشاه ایرانی دوره ساسانی ۱۴۰۰ سال پیش
اولین سخن «فمنیستی» ایرانی را بیان کرد. «پادشاه چه زن باشد چه مرد باید سرزمینش را نگاه دارد و با عدل و انصاف
رفتار کند.
پوراندخت در نامهای که به سپاهیانش نوشته بود جمله فمنیستی خود را بیان کرد و خود را در لیست اولین پیروان تساوی
حقوق زن و مرد قرار داد.
پس از کشتن خسروپرویز به دست پسرش شیرویه در سال ۶۲۸ م، شیرویه بیش از شش ماه حکومت نکرد و دختر بزرگ
خسروپرویز پوراندخت به سلطنت نشست.
«محمد باقر وثوقی»، استاد تاریخ باستان دانشگاه تهران درباره پوراندخت میگوید: «بر خلاف دوره حکومت هخامنشیان که
جنسیت اهمیت زیادی نداشت، دوره حکومت ساسانیان دوره تفوق و برتری مرد بر زن بود. در دوران هخامنشیان، سرپرست
کارگاههای تخت جمشید، بیشتر زن بودند. عدهای از زنان دو برابر مردان حقوق میگرفتند. این زنان، مهندسان و طراحانی
بودند که بهترین و زیباترین هنرها را در تخت جمشید آفریدند. حتی زنان در این دوره جیره زایمان میگرفتند. دوره ساسانی
کاملا متفاوت از دوره هخامنشیان بود. در امپراطوری ساسانی، زن شخصیت حقوقی نداشت و فرد محسوب نمیشد. زن از
هر نظر تحت سرپرستی «کتک ختای» یا کدخدای خانواده بود. در چنین شرایطی پوراندخت در تیسفون تاج بر سر گذاشت و
بدون توجه به جنسیت خود، قدرت را بار دیگر به خاندان از هم پاشیده ساسانی بازگرداند.»
وثوقی، درباره شرایط آن دوران گفت: «البته هنگامی که شیرویه و پسرش اردشیر مردند، مردان و سران ساسانی در
مدائن، از میان خاندان شاهی، هیچ مردی را نیافتند که به تخت سلطنت بنشانند پس به ناچار دختر پرویز را به سلطنت
نشاندند. شرایط آن زمان نشان میدهد که حتی کودکی برای پادشاهی باقی نمانده بود زیرا خاندانهای حکومتگر به جان
هم افتاده و کشت و کشتار بزرگی راه انداخته بودند.»
فردوسی هم در اشعار خود گفته است:
یکی دختری بود پوران بنام چون زن شاه شد کارها گشت خام
پوراندخت با تمام آشفتگیها و طرز فکرهایی که درباره زنان در آن زمان رواج داشت تصمیم گرفت تا اوضاع کشور را سر و
سامان دهد. نخست یک سال مالیات را بر مردم بخشید. با هراکلیوس، قیصر رم معاهده صلحی امضا کرد.
برگرداندن صلیب مقدس حضرت عیسی به اورشلیم یکی دیگر از اقدامات مهم او بود. به افتخار بازگرداندن این صلیب در
بیتالمقدس جشن باشکوهی گرفته شد. حتی فردوسی که با به سلطنت نشستن زنان مخالف است مجبور شد در
اشعارش به اقدامات او اشاره کند.
کسی را که درویش باشد، ز گنج توانگر کنم، تا نماند به رنج
ز کشور کنم دور بدخواه را بر آیین شاهان کنم راه را
پوراندخت به معنای دختری با چهره گلگون، نخستین زن ایرانی است که به مقام سلطنت رسید. دوران سلطنت او مصادف
بود با اواخر خلافت ابوبکر و اوایل خلافت عمر.
در کتب او زنی عاقل، عادل و نیکو سیرت آوردهاند که چون شاه شد در میان رعایا عدل را گسترش داد. وی زمانی که
سپاهی برای جنگ با اعراب فرستاد در مداین بیمار شد و در همانجا درگذشت.
در دوران آشفتگی دربار ساسانی او تنها حاکمی بود که به مرگ طبیعی درگذشت. زمان حکومت او یک سال و چهار ماه بود.
بسیاری معتقدند که اگر پوراندخت زمان دیگری به حکومت میرسید کفایت و لیاقت بیشتری از خود نشان میداد.
استفاده از مطالب فقط با ذكر منبع : دوست عزيزم genera mk aria
ارسال شده: دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۲۸ ق.ظ
توسط kaveh606
آيا به نظر شما اين جمله فمينيستي بود وآيا فمينيسم که يک روش غربي هست افتخاره

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷, ۴:۱۰ ب.ظ
توسط bahram.de
كاوه عزيز
اگه مطلب رو كامل بخوني متوجه ميشي كه در دوران ساساني براي زن حقوقي وجود نداشته و يك زن اينطور از حفظ وطن صحبت ميكنه و بعدها نيز به سلطنت ميرسه در ضمن مگه برابري زن و مرد غربي يا شرقي حاليشه اصل مطلب هم اين بود كه انقدر غربي شرقي نكنيد و حرف حسابو از هرجا مياد قبول كنيد و يه مقايسه داشته باشيد بين ديروز و امروز ايران
در ضمن از دوستان خوهش ميكنم تاپيكو با اين طور مطالب شلوغ نكنيد اگه مسالهاي هم هست توي pm بگيد مرC
در ضمن در صورتي كه استقبال بشه مطالب ادامه پيدا خواهد كرد

ارسال شده: دوشنبه ۱۴ مرداد ۱۳۸۷, ۷:۲۳ ب.ظ
توسط KH.I.A.2500
دوستان عزيز ، پيشينه ايران و ايرانيان بقدري درخشنده و پر افتخار است که اصلا نيازي نميبينم در مورد اون بحثي بکنم . پيشينه ايران براي ما که هيچ ، براي غريبه ها هم روشن و واضحه ( به شرطي که خودشون رو به نفهمي نزنن مثل اماراتيها ) . چيزي که هست اين است که گذشتگان به نوبه خود سعي در حفظ اين آب و خاک و فرهنگ و تمدن داشته اند و اکنون که آنان نيستند ما امروز بايد اين راه را ادامه دهيم و وطن و ميراث گذشتگان خود را حفظ کنيم . نه اينکه فقط به گذشته و افتخارات آنها بنازيم .
ارسال شده: سهشنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۷, ۱۰:۴۱ ق.ظ
توسط bahram.de
دقيقا دوست عزيز

منم هدفم از گذاشتن اين پستها مقايسه ديروز و امروزمونه تا به اين فكر كنيم كه چطور فردامون رو بسازيم

ارسال شده: پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۸۷, ۳:۴۹ ب.ظ
توسط bahram.de
قسمت دوم : نبرد ترموپیل اين همون داستان فيلم 300 است كه اون نامردا اونطوري پيچونده بودنش
نهم اوت سال 480 پیش ازمیلاد (مطابق 18 مرداد) واحدهای کوهستانی ارتش ایران - تنها ابر قدرت بر روی کره زمین در آن
زمان - در جریان لشکرکشی خشایارشا به یونان و اروپای جنوبی، پس از یک رشته جنگ شدید در ارتفاعات مشرف بر تنگه
ترموپیل (Thermopylae) واقع در شمال یونان، سربازان اسپارت و «تسپی ان» ها از جمله «لئونیداس» شاه اسپارت را نابود
و راه را برای عبور واحدهای پیاده و سوار امپراتوری باز و بی خطر کردند تا به سوی آتن به پیشروی خود ادامه دهند.
خشایارشا که در صحنه نبرد بود پس از این که واحدهای کوهستانی ارتش ایران از جمله هزار مرد از منطقه پکتیا (این ایالت
خاوری ایران آن زمان، هنوز به همین نام است و در مشرق افغانستان قرار دارد) اسپارتی ها را درمحاصره گرفتند؛ به
لئونیداس پیشنهاد کرد که راه را برای فرار او و باقیمانده سربازانش باز می گذارد تا فرار کنند، ولی قانون اسپارت عقب
نشینی و تسلیم سرباز را منع کرده بود. بنابراین، اسپارتی ها به جنگ ادامه دادند و همه آنان جان دادند تا به قانون میهن
خود وفادار مانده باشند.
نوشته اند که خشایارشا [پسر و جانشین داریوش بزرگ ، نوه کوروش بنیادگذار کشور ایران و شوهر « استر » که در همدان
مدفون است ] از سربازانش خواسته بود که یکی از اسپارتی ها را زنده دستگیر کنند تا برود و خبر این شکست را به آتنی ها
بدهد.
یونانیان در نبردگاه ترموپیل یک مکان یادبود برای لئونیداس ایجاد کرده اند که مجسمه او و آخرین اظهاراتش در آنجا قرار داده
شده است و محلی است برای بازدید گردشگران.
ارتش ایران پس از عبور از تنگه ترموپیل شهر آتن را تصرف کرد. مقاومت لئونیداس در ترموپیل و تاخیر پیشروی ارتش ایران ،
به فرماندهی کل یونانیان این فرصت را داده بود که آتن را از سکنه اش تخلیه کند و آنان را به جزایر امن منتقل سازد.
خشاریارشا در جریان همین لشکر کشی، در سرزمین یونان یک آبراه نسبتا طولانی ساخت تا کشتی ها مجبور نشوند شبه
جزیره را که دریایی توفانی آن را در برگرفته است دور بزنند. بقایای این آبراه اخیرا کشف، و نشان می دهد که ایرانیان 2 هزار
و 484 سال پیش در علم مهندسی تا چه حد پیشرفت داشتند.
پاره ای از مورخان قرن 20 با محاسبات تازه تقویمی، پایان جنگ ترمومیل را دهم اوت سال 480 پیش از میلاد ذکر کرده و
نوشته اند که این نبرد سه روز طول کشیده بود که قبلا نوشته شده بود : دو روز
«هرودوت» درکتاب 9 جلدی خود زیر عنوان «جنگ پارسی ها» جزئیات جنگهای ایرانیان از آغاز کار تا پایان لشکرکشی
خشایارشا به یونان را شرح داده است.
دانش تاریخنگاری (هیستریوگرافی) در جهان با همین نوشته های هرودوت (جنگ پارسی ها) آغاز شده است. با وجود این،
ارقامی که هرودوت از نیروهای ایران و کشتی های جنگی خشایارشا در حمله به یونان به دست داده به نظر اغراق می آید.
اسناد دیگر، این ارقام را به مراتب کمتر از آنچه را که هرودوت نوشته، نشان می دهد
ارسال شده: سهشنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۷, ۹:۴۲ ق.ظ
توسط bahram.de
قسمت سوم بانو آتوسا بهآتوسا زن آسمانی و زمینی ایران قدیم
آتوسا دختر کورش و همسر دو پادشاه هخامنشی کمبوجیه و داریوش و مادر خشایار شاه برجسته ترین زن در تاریخ ایران قدیم است. . هوتوسا علاقه مند به ازدواج با
گشتاسب بود. با او ازدواج کرد و چندین فرزند به دنیا آورد. او اولین شخصی بود که به دین زرتشت گروید. زرتشت ادعا کرد که هوتوسا به آیین مزدیسنا گرویده است.
سپس هوتوسا از شوهر خود گشتاسب درخواست کرد که دین زرتشت را بپذیرد. از این پس دین زرتشت به طور رسمی پذیرفته شد. از اینجا هوتوسای افسانه ای به
عنوان یک زن سیاسی و با نفوذ و با قدرت معرفی شد. از آن پس به خاطر احترام به وی پارسیان نام او را بر دختران خود می گذاشتند. از میان آن دختران مهم تر از
همه آتوسا دختر کورش بود. خواهر و همسر اردشیر دوم و همسر اردشیر سوم زنان دیگری هستند که آتوسا نام داشتند.
هیچ زن دیگری از هم دوره های او با او برابری نمی کند. پس از آناهیتا او دومین کسی بود که لقب بانو که یک عنوان مذهبی بود، گرفت. زیرا اینچنین لقبی کمتر به
ملکه ها داده می شد. آشیلوس نمایشنامه نویس قرن پنجم پیش از میلاد در یکی از نمایشنامه های خود تحت عنوان ایرانیان که اختصاص به جنگ خشایار شاه با
یونانیان دارد از آتوسا به عنوان بانوی بانوان یاد می کند. آتوسا خواندن و نوشتن را به خوبی می دانست. و نقش تصمیم گیرنده در آموزش خود و دیگر درباریان داشت. .
به خوبی می توان حدس زد که آتوسا علی رغم موقعیت اجتماعی و نفوذی که داشته از زیبایی نیز برخوردار بوده است. پس از این که کمبوجیه در مصر خودکشی می
کند داریوش شاه با آتوسا ازدواج می کند. این ازدواج چند دلیل داشته است. 1- ازدواج با آتوسا که از سلاله هخامنشی بود حکومت او را قانونی جلوه می داد. 2- از
آنجا که آتوسا با هوش، با فرهنگ ، با قدرت و تفکر سیاسی بود در موقع لزوم کمک خوبی برای داریوش شاه به حساب می آمد. 3- از آنجا که آتوسا زنی جاه طلب و
قدرت طلب بود از طریق این وصلت می توانست به آرزوهای خود جامه عمل بپوشاند. از اینجاست که آتوسا لقب بانوی بانوان می گیرد. هرودوت می گوید آتوسا از
قدرت فوق العاده ای برخوردار بود و در دوره جنگ با یونان که به توصیه او انجام شده بود داریوش شاه همواره از نصیحت های او بهره می جست. او حتی علاقه مند
بود که در میدان کارزار نیز شوهرش را همراهی کند. هرودوت از قول آتوسا نقل می کند که آتوسا به داریوش شاه می گوید «چرا نشسته ای و عازم جنگ نمی شوی
و سرزمین های دیگر را تسخیر نمی کنی پادشاهی به جوانی و ثروتمندی تو شایسته است که عازم جنگ شود و به پیروزی هایی نایل شود تا به ایرانیان ثابت شود
مرد قابلی بر آن ها حکمرانی می کند.» اگر گفته هرودوت اغراق آمیز هم باشد باز هم بیانگر نفوذ آتوسا بر شوهرش می باشد. گفته شده است که آتوسا به خوبی
از اوضاع فرهنگی زمان خود اگاه بود. و از حضور یونانیان و دیگر ملیت ها به دربار بسیار بهره می برد. آتوسا از صلب داریوش شاه دارای 4 فرزند شد. که بزرگترین آن ها
خشایار شاه بود. اما آتوسا همسر اول داریوش شاه نبود. و داریوش شاه از همسر اولش دارای پسرانی بود که همگی از خشایارشاه بزرگتر بودند. مطابق قانون
سلطنت پسر بزرگ شاه پس از او به سلطنت می رسید. اما آتوسا آن قدر بر شوهر خود نفوذ داشت که توانست خشایار شاه را پس از داریوش به سلطنت برساند. در
زمان سلطنت خشایار شاه آتوسا به عنوان مادر پادشاه در امور دولت دخالت می کرد. همان طور که قبلا گفتیم آشیلوس در نمایشنامه خود همواره از او به عنوان
بانوی بانوان یاد می کرد. می توان گفت که در نمایشنامه آشیلوس پس از خشایار آتوسا بیشترین نقش را بازی می کند. آتوسا جنگ ایران و یونان را به صلاح نمی
دانست و از جمله کسانی بود که با این جگ مخالفت کرد. وقتی خبر شکست پسرش را شنید به شدت خشمگین شد. از زمان مرگ او هیچ اطلاعی در دست
نیست. تنها می دانیم تا زمانی که خشایار از جنگ یونان بر میگردد زنده بوده است. احتمالاً آرامگاه او در کنار آرامگاه داریوش کبیر در نقش رستم می باشد. نوشته
دکتر شیرین بیانی ترجمه: پارمیس
ارسال شده: چهارشنبه ۶ شهریور ۱۳۸۷, ۸:۳۵ ق.ظ
توسط TOPGUN
[External Link Removed for Guests]
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۷, ۴:۵۳ ق.ظ
توسط TOPGUN
بنام خداوند جان و خرد
لازم ديدم با توجه به علاقه ي دوستان مقالاتي در مورد ايران وتاريخ ان بگذارم
ایرانیان ۲۵۰۰ ساله؟!!
نام سرزمین و فرهنگ و تمدن ایران در جهان نامی دیر اشنا و شناخته شده میباشد .
ادب و فرهنگ و تاریخ سرزمین ایران نه اکنون بلکه درتمام دوران تاریخ بر تارک تاریخ جهان درخشان میباشد . چه انزمانی که ایرانیان بر اوج قله قدرت و بزرگی بر جا بوده اند و چه هنگامیکه بر خاک تباهی و بندگی کشیده شده اند همواره نام نیک و بزرگی از خود بر جای گذاشته اند . ایران نامی نیست که در همین چند سده اخیر شکل گرفته و شناخته شده باشد . فرهنگ ایرانی فرهنگ نو پا و جوانی نیست که تازه پا به عرصه وجود گذاشته باشد و یا جان مایه خود را از دیگر فرهنگها و مللها وام گرفته باشد.
چه در دوران باستان و چه دراین زمان همواره در نوشته های ادبی ، علمی و تاریخی کشورهاو ملل جهان از ایران و فرهنگ ان نام برده شده است . از متون کهن یونانی و بابلی گرفته تا اسناد مصری – رومی – هندی و غیره تا نوشته های امروز کشورهایی چون فرانسه – روسیه – ژاپن – چین و ...... از ادب و فرهنگ و ایین این سرزمین و اخلاق و منش مردمان ان سخن بمیان امده است . در بسیاری از متون کهن و اثار بجای مانده از دانشمندان و بزرگان ادب و دانش جهان باستان چون سقراط و بقراط – گزنفون – استرابون – هرودوت و فیثا غورس گرفته تا متون دینی چون تورات نام بزرگان و سرزمین ایران بطور مکرر اورده شده است . از نوشته ها و متون و گزارشات گذشته و حال که بگذریم در دانش باستانی شناسی و شرق شناسی ( ایرانشناسی ) چه در ایران و چه در کشورهای دیگر به این گوشه از سیاره زمین که ایران نام گرفته توجه ویژه ای شده است . تقریبا پس از اغاز رنسانس در اروپا ( قرن پانزدهم میلادی ) و شکل گیری دانش تاریخ و باستانشناسی بطور علمی و اکادمی منطقه شرق بویژه ایران بسیار مورد پژوهش و جستجو و کاوش قرار گرفته و تقریبا از قرن هجدهم تا کنون که حدود 3 سده را در بر میگیرد پژوهشهای دامنه داری در پهنه خاک ایران انجام گرفته که اثار بسیاری از این کاوشها بدست امده است .
بی گمان با توجه به اثار یافت شده و پژوهشهاو کاوشهای انجام گرفته امروز دیگر برای جهانیان و ایرانیان بخوبی اشکار گشته که تاریخ و تمدن ایران دارای چه دیرینگی و ارزشی میباشد . برکسی پوشیده نیست که یکی از والاترین و پر افتخارترین تمدن های جهانی که بدست بشر شکل گرفته تمدن و فرهنگ ایرانی است . اما با توجه به موارد مستند یافت شده و اثار برجای مانده متاسفانه همچنان در بسیاری از کتابها – نوشته ها و گزارشات تحقیقی – متون دانشگاهی و دبیرستانی – روزنامه ها – اخبار – سایت های اینترنتی و ........ بسیاری دیگر از این دست رسانه ها ما درباره تاریخ و تمدن ایران با گزارشات درست و بجا روبرو نمیشویم ! و اگر هم دانشمندان و پژوهشگرانی جسته و گریخته با گزارشهای بجا و مستند و علمی توانسته اند به درستی و واقعی به فرهنگ و تاریخ تمدن ایران اشاره نمایند یا از درون ایران و یا از بیرون از مرزهای این سرزمین مورد بی لطفی و بی مهری و بی توجهی و تحت الشعاع ارای دیگران قرارگرفته و نتوانسته اند انگونه که باید و شاید در تغییر دادن امارهای اشتباه و مغرضانه دیگران تاثییر بسزایی بگذارند !
اکنون اندیشه و بینش از این نوشته ها و سخنان چیست ؟
نگارنده این جستار میخواهد از دیدگاهی دیگر به ایرانشناسی بپردازد ! در این گزارش بطور مفصل یا حرفه ای و یا به گفتار و سخن ویژه ای پیرامون یک اثر باستانی یا یک دوره تاریخی نمی پردازیم . حتی این گزارش بران نیست تا بخواهد از اغاز به تاریخ و فرهنگ ایران بپردازد . پیشتر اورده شد که ایران و فرهنگ درخشان ان از چه دورانها و تا چه حدود و در نزد بیگانه و دوست شناخته شده میباشد ، اما با توجه به شناخت و بدست امدن اسناد و مدارک از این سرزمین پهناور اهورایی که اکنون یک سوم ان بنام ایران خوانده میشود ؟! و مابقی تکه تکه بنامهای دیگر تغییر هویت و شخصیت یافته همچنان گزارشهای مستند نادرست در بسیاری از نوشته و پژوهشها بچشم میخورد و دردا که در خود ایران بیشتر از جاهای دیگر به این مهم نادرست و نابجا پافشاری میگردد ، و چه بسا که دانشگاهها و اساتید ارجمند و میراث فرهنگی بیشتر به ان دامن میزنند و بر ان پافشاری مینمایند!!
این گزارش تنها با مطرح کردن چندین پرسش میخواهد ضمیر ناخوداگاه و یا گاهی ضمیر اگاه ایرانیان را بیدار نموده و بر ان است که اندکی بیاندیشند که در جهان کنونی دارای چه وضعیت و در کجا ی تمدن جهانی جای دارند ؟
مگر با این نگاه بتوانیم تکلیف خودمان را با کشور و فرهنگمان بدانیم . در واقع پرسشها جهت به چالش کشیدن اندیشه فراماسونری و استثماری جهانی میباشد که سده هاست با مردم فریبی و اگاهی رسانی نابجا و غرض الود بر روی این مرزو بوم سایه سیاه افکنده است .
1-تاریخ و تمدن ایران به یکباره از 559 پیش از میلاد هنگام اغازشاهنشاهی
کوروش بزرگ هخامنشی اغاز میگرددو به همگان شناسانده میگردد و چه در داخل و چه در خارج در بیشترمتون و کتابها کوشش بران است که همین تاریخ به خورد ایران داده شود ؟!!
2- نام مکانهایی چون دریای کاسپین (هیرکانه ) به خزر و گاهی با اصرار خلیج پارس به خلیج عرب و یا دریای اریتره به عمان شناخته و شناسانده میشود ؟!!
3- کوشش و تلاشهای بسیاری انجام گرفته که ایرانیان را به سرزمین خودشان مهاجر و کوچنده بشناسانند و جایگاه ایرانیان و اریاها را در نقطه ای دور و مبهم به مردم ایران بشناسانند ؟!!
4- هنگامی که از ایران میخواهند نام ببرند به اقوام هند و اروپایی اشاره مینمایند ( نام من دراوردی ) و به ناگاه منطقه ای بسیار گسترده و مهمی از لحاظ تاریخی و فرهنگی و استراتژیکی بنام ایران که یکسر ان در مرزهای هند و چین و مرز دیگران در انسوی میان رودان ( بین النهرین ) میباشد از روی نقشه محو میگردد؟!!
5- همواره کوشش بر ان است تا ادبیات شفاهی و بومی و ادبیات کتبی ایرانیان از 3 هزارسال بیشتر نشود ؟!!
6- تاریخ ظهور پیامبر ایرانیان اشو زرتشت به یکباره به دوره هخامنشی می انجامد و هزاره ها از تاریخ ان کوتاه میگردد؟!!
7- ایین مهر ایرانیان بی اغاز است و گاهی تخیلی ؟!!
8- تاریخ شعر و سرود و ترانه در ایران پس از یورش اعراب به ایران اغاز میگردد؟!!
9- اثار کهن و باستانی و شهرنشینی بیشتر در غرب و مربوط به غیر ایرانیان شناخته میشود ؟!!
10- اغاز شکل گیری دبیره نویسی ( الفبا و خط ) و دانش ستاره شناسی و ریاضی را ایرانیان از دیگران اموخته اند ؟!!
11- فلسفه و منطق و عرفان در ایران باستان ناشناخته بیان میگرددو شکوفایی ان پس از ورود اعراب میباشد؟!!
12- منطقه اتروپاتن ( اذربایجان ) سرزمینی اصیل ترک نشین و زبان اذری همان زبان ترکی شناخته میشود ؟!!
و صدها پرسش تامل برانگیز دیگر مانند اینها که همواره تلاش بر کوچک نمودن و بی اهمیت و ارزش جلوه دادن تاریخ و فرهنگ ایران میباشد . به یکباره تاریخ تمدن بیش از ده هزارسال ایرانیان به 2500 تا 3000 سال نهایتا پایان میابد !!هدف از این گزارشها و نگارش های نابجا در طول تاریخ بدست دشمنان ایرانیان بخوبی اشکار و روشن میباشد ، اما چرا ایرانیان خود نیز بدان میپردازند ؟!!
چرا با توجه به اینکه هزاران و میلیونها اثار معماری – هنری – تاریخی – نوشتاری و شهرنشینی در این سرزمین وجود دارد همچنان ایرانیان به مشتی نوشته ها و چرندیات خنده اور بیگانگان سود جو میپردازند و به انها استناد میجویند ؟ چرا هنوز اساتید و به اصطلاح دانشمندان تاریخ و باستانشناسی و ادبیات و هنر و یا فلان نگارنده کتاب و مقاله نگاره فروهر را اهورامزدا– اغاز تمدن ایرانیان را 2500 ساله شاهنشاهی – دریای کاسپین را خزر – تاریخ و گزارشات دوران پیش از ماد و هخامنشی را اساطیری و داستانی و یا تخیلی – سرزمین اصلی ایران را جایگاهی واهی و مبهم – کوچ ایرانیان را به سرزمین ایران وووووو می نگارد ؟! و ا ز همه مهمتر اینکه اجازه چاپ و نشر ان هم فرا هم میگردد و از همه بدتر اینکه در دانشگاهها بطور تخصصی و در مدارس بطور عمومی خوراک دانش و ادب فرزندان این سرزمین میگردد؟!!
ایا براستی هنوز ما ایرانیان متوجه نشده ایم که تا کنون از سوی دشمن و بیگانه چه بلایی بر سرمان امده و در اینده چه بلایی قرار است بر سرمان بیاورند که اینگونه ما را مدهوش و حیران خود نموده اند ؟! ایا در پس پرده این گفتارها و گزارشهای به اصطلاح ایراندوستان دشمن شاد چهره سیاه و زشت استثمار و دست تجاوز و چپاول بیگانگان سو د جو برای ما نمایان نگشته که این چنین به پیروی از گفتار انان استناد جوییم و همانی را بگوییم که انان میخواهند ؟!!
ایا نمیخواهند از ایران سرزمینی دیگر با نام و نشانی دیگر بسازند ؟ ایا اکنون دو سوم خاک ایران را با همین ترفند ها و ریاکاریها در طی دو سده اخیر از سرزمینمان جدا نکرده اند و به ان هویتی پوشالی دیگر نبخشیده اند ؟!!
ایا ما بقی این تمدن و سرزمین هم درادامه نقشه های پیشین نمیخواهند دستخوش نادانی و نا اهلی خود ایرانیان به نفع بیگانگان گردد؟!
براستی تا کنون اندیشیده ایم که چرا سخن و پیام و دانش و باورو بینش بیگانه بر این سرزمین چیره گشته و ما را بازیچه دست خود قرار داده است ؟ چرا بایستی اثار سرزمین ما به چپاول برود و در کشورهای دیگر به حراج گذاشته شود؟ چرا اثاری که هر کدام از انها موجبات دگرگونی تاریخ جهان را بوجود می اورند بایستی اکنون در تاریکخانه ها و سردابهای موزه های دیگر کشورها بایگانی گردد و دانش و تاریخ ان اشکار نگردد؟!
از این چرا و چراهای دیگر بسیار است که هر ایرانی خردمندی را به اندیشه و ا میدارد و بر ان میدارد تا در پس تاریخ گذشته و حال چشمانش را به واقعیات و درستی ها باز نماید . نه به ان اندیشه ها و ارای پوچ و بی اساسی که تا کنون به نامها و عناوین فریبنده به خوردمان داده اند !
ایدون باد
مهرداد پارسایی
ارسال شده: پنجشنبه ۱۴ شهریور ۱۳۸۷, ۵:۲۲ ق.ظ
توسط TOPGUN
زنده باد
مما لک متهده اقوام ايرانی
UNITED STATES OF IRANIC PEOPLE