مگس،شیمیایی و ایرانی از نگاه صدام!
ارسال شده: شنبه ۶ مهر ۱۳۸۷, ۴:۳۶ ب.ظ
مگس،شیمیایی و ایرانی از نگاه صدام!
با وجود گذشت چندین سال از اعدام دیکتاتور عراق، هم چنان زوایای پنهان زندگی صدام حسین از جذابیت های فراوانی برخوردار است.
به گزارش تابناک: صدام حسین دايي ای به نام خيرالله طلفاح داشت كه پدر عدنان خيرالله وزير دفاع عراق بود اما صدام وقتي11-10 ساله بود چون ناپدري داشت و او را تحمل نمي كرد،از خانه فرار كرد و به خانه دايي خود آمد. دايي او که استوار ارتش بود اما به دليل مسائل كودتا و تخلفات از ارتش اخراج شده و در مدرسه اي مشغول به تدریس شده بود تنها کسی بود که در قبيله البينجات دستش به دهانش مي رسيد و او تربیت صدام را به عهده گرفت.
وقتي صدام 17-16 ساله بود خيرالله طلفاح او را ترغيب مي كرد كه برادرش سعدي (دايي ديگرصدام ) را بكشد. خيرالله طلفاح كتابي داشت که يكي از مطالب آن اين بود كه: من از خدا تعجب مي كنم كه چرا يهودي، مگس و ايراني را خلق كرده است يعني اين ضرب المثل در عراق و كشورهاي عربي وجود دارد و نگاه آنها به ايران اينگونه بود و اينها را سه آفت طبيعت مي دانستند.
با این طرز فکر است که وقتی به صدام حسین می گویند چرا بر سر مردم ایران بمب شیمیایی می ریزی می گوید که مگر شما برای کشتن حشرات و مگس از ابزار شیمیایی استفاده نمی کنید؟
اينها با اين تدبير آمدند و جنگ با ايران را به احمد حسن البكر كه رئيس جمهور بود پيشنهاد كردند اما او نپذيرفت؛ هم به دليل كهولت سن و هم به خاطر اينكه سياست مدار كار كشته اي بوده و صدام معاون او بود كه اينها هم شهري و هم طايفه اي هستند.
البكر نظامي بود و پسري به نام هيثم داشت كه برادرهاي صدام او را گرفتند و بردند و در 17 ژوئيه 1986 كودتا كردند كه البكر به سركار آمد، پسر او باجناق صدام بود يعني خيرالله طلفاح يكي از دختران خود را به صدام داده بود و يكي را هم به پسر حسن البكر.
به البكر مي گويند: اگر پسر خود را مي خواهي چيزي را كه ما به تو مي گوئيم امروز بايد در تلويزيون اعلام كني و البكر هم مي گويد من صدام را به عنوان جانشين خود اعلام مي كنم.
صدام روي كار مي آيد و بعداً صدام، زن هيثم را براي برادرش مي گيرد، عدنان خيرالله كه وزير دفاع بود و با صدام اختلافات عميق خانوادگي داشت، گفت اين خواهر من بچه و شوهر دارد اما صدام گفت: من مي گويم زن هيثم از او طلاق بگيرد و زن برادرم شود.
استفاده شده از ویژه نامه هفته دفاع مقدس خبرگزاری فارس
با وجود گذشت چندین سال از اعدام دیکتاتور عراق، هم چنان زوایای پنهان زندگی صدام حسین از جذابیت های فراوانی برخوردار است.
به گزارش تابناک: صدام حسین دايي ای به نام خيرالله طلفاح داشت كه پدر عدنان خيرالله وزير دفاع عراق بود اما صدام وقتي11-10 ساله بود چون ناپدري داشت و او را تحمل نمي كرد،از خانه فرار كرد و به خانه دايي خود آمد. دايي او که استوار ارتش بود اما به دليل مسائل كودتا و تخلفات از ارتش اخراج شده و در مدرسه اي مشغول به تدریس شده بود تنها کسی بود که در قبيله البينجات دستش به دهانش مي رسيد و او تربیت صدام را به عهده گرفت.
وقتي صدام 17-16 ساله بود خيرالله طلفاح او را ترغيب مي كرد كه برادرش سعدي (دايي ديگرصدام ) را بكشد. خيرالله طلفاح كتابي داشت که يكي از مطالب آن اين بود كه: من از خدا تعجب مي كنم كه چرا يهودي، مگس و ايراني را خلق كرده است يعني اين ضرب المثل در عراق و كشورهاي عربي وجود دارد و نگاه آنها به ايران اينگونه بود و اينها را سه آفت طبيعت مي دانستند.
با این طرز فکر است که وقتی به صدام حسین می گویند چرا بر سر مردم ایران بمب شیمیایی می ریزی می گوید که مگر شما برای کشتن حشرات و مگس از ابزار شیمیایی استفاده نمی کنید؟
اينها با اين تدبير آمدند و جنگ با ايران را به احمد حسن البكر كه رئيس جمهور بود پيشنهاد كردند اما او نپذيرفت؛ هم به دليل كهولت سن و هم به خاطر اينكه سياست مدار كار كشته اي بوده و صدام معاون او بود كه اينها هم شهري و هم طايفه اي هستند.
البكر نظامي بود و پسري به نام هيثم داشت كه برادرهاي صدام او را گرفتند و بردند و در 17 ژوئيه 1986 كودتا كردند كه البكر به سركار آمد، پسر او باجناق صدام بود يعني خيرالله طلفاح يكي از دختران خود را به صدام داده بود و يكي را هم به پسر حسن البكر.
به البكر مي گويند: اگر پسر خود را مي خواهي چيزي را كه ما به تو مي گوئيم امروز بايد در تلويزيون اعلام كني و البكر هم مي گويد من صدام را به عنوان جانشين خود اعلام مي كنم.
صدام روي كار مي آيد و بعداً صدام، زن هيثم را براي برادرش مي گيرد، عدنان خيرالله كه وزير دفاع بود و با صدام اختلافات عميق خانوادگي داشت، گفت اين خواهر من بچه و شوهر دارد اما صدام گفت: من مي گويم زن هيثم از او طلاق بگيرد و زن برادرم شود.
استفاده شده از ویژه نامه هفته دفاع مقدس خبرگزاری فارس