دردلهاي يك تماشاگر فوتبال خارج از كشور
ارسال شده: سهشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۸۵, ۹:۵۸ ب.ظ
پرتغال دو ـ ايران يك و يا پرتغال چهار ـ ايران يك؟
شكست سنگين تيم ملي فوتبال ايران در نخستين ديدار خود در جام جهاني 2006 آلمان، صداي همه را درآورده است. ميرزاپور، دايي، برانكو، دادكان و عليآبادي، نه تنها بايد پاسخگوي ايرانيان داخل كشور و دور از ميهن كه پس از شكست، اشك حسرت ريختند، بلكه بايد پاسخگوي آسياييها و فوتبالدوستان جهان كه با رجزخوانيهاي برانكو، باورشان شده بود، «عليآباد هم شهر است» نيز باشند.
يادتان هست، خود ما چه چيزها كه به عربستان پس از كيسه گل شدنش در جام جهاني گذشته، نگفتيم، حالا با چه رويي بايد به آسياييها بگوييم، نخستين بازي آسياييها در جام جهاني آلمان، چيزي جز افتضاح برانكو و دوستدارانش نبود؛ همه آن شكست را براي برانكو و همين دوستدارانش بنويسيد و بس. آيا قبول ميكنند؟
اما چه كنيم؟ آش كشك خاله است، بخوريم پايمان است، نخوريم پايمان است. بايد با دادكان و عليآبادي و همه دوستيها و اختلافهايشان تا پس از جام جهاني بسازيم و گلهها را به بعد، واگذاريم. بايد با كادر تيم ملي و بازيكنانش، دو بازي ديگر را ادامه دهيم. اما چگونه؟
اين دو يار شفيق فوتبال ما، اكنون براي حفظ آبرو هم كه شده، بد نيست اين مطلب را با نگاهي واقعبينانه بخوانند تا شايد با شوك پيشنهادي، كمي از آلام مردم فوتبالدوست كاسته شود. اين آقايان بدانند، قيافه مردم در شهرهاي ايران، پس از اين شكست، درست مانند همان تماشاگران ايراني حاضر در آلمان است؛ با همان اعتراضها و درددلهايشان با شما! بالاخره كسي كه خربزه ميخورد و مسئول ميشود، بايد پاي اين درددلها هم بنشيند. نوش جان.
آقاي عليآبادي، دادكان، تيم ملي فوتبال ايران نياز به شوك شديد دارد؛
1ـ اين شوك بيترديد، ميتواند و بايد بركناري برانكو باشد.
2ـ سرمربيگري تيم ملي را در بازي پرتغال و آنگولا به آقاي همايون شاهرخي، مدير فني تيم بسپاريد.
3ـ علي دايي، ميرزاپور و حتي نصرتي، رحمان رضايي و گلمحمدي را به مرخصي بفرستيد و در بازي پرتغال، اين چند نفر را هم در فهرست ذخيرهها قرار ندهيد.
4ـ در بازي پرتغال به بقيه بازيكنان ديدار نخست و بقيه نفرات اعزامي اعتماد كنيد.
5ـ از رجزخواني بپرهيزيد.
6ـ تيم ملي در بازي با پرتغال و آنگولا، ميتواند دستكم خوب بازي كند و اگر هم باخت، بد نبازد.
آيا دو بر يك باختن، بهتر از چهار بر يك باختن نيست؟
شكست سنگين تيم ملي فوتبال ايران در نخستين ديدار خود در جام جهاني 2006 آلمان، صداي همه را درآورده است. ميرزاپور، دايي، برانكو، دادكان و عليآبادي، نه تنها بايد پاسخگوي ايرانيان داخل كشور و دور از ميهن كه پس از شكست، اشك حسرت ريختند، بلكه بايد پاسخگوي آسياييها و فوتبالدوستان جهان كه با رجزخوانيهاي برانكو، باورشان شده بود، «عليآباد هم شهر است» نيز باشند.
يادتان هست، خود ما چه چيزها كه به عربستان پس از كيسه گل شدنش در جام جهاني گذشته، نگفتيم، حالا با چه رويي بايد به آسياييها بگوييم، نخستين بازي آسياييها در جام جهاني آلمان، چيزي جز افتضاح برانكو و دوستدارانش نبود؛ همه آن شكست را براي برانكو و همين دوستدارانش بنويسيد و بس. آيا قبول ميكنند؟
اما چه كنيم؟ آش كشك خاله است، بخوريم پايمان است، نخوريم پايمان است. بايد با دادكان و عليآبادي و همه دوستيها و اختلافهايشان تا پس از جام جهاني بسازيم و گلهها را به بعد، واگذاريم. بايد با كادر تيم ملي و بازيكنانش، دو بازي ديگر را ادامه دهيم. اما چگونه؟
اين دو يار شفيق فوتبال ما، اكنون براي حفظ آبرو هم كه شده، بد نيست اين مطلب را با نگاهي واقعبينانه بخوانند تا شايد با شوك پيشنهادي، كمي از آلام مردم فوتبالدوست كاسته شود. اين آقايان بدانند، قيافه مردم در شهرهاي ايران، پس از اين شكست، درست مانند همان تماشاگران ايراني حاضر در آلمان است؛ با همان اعتراضها و درددلهايشان با شما! بالاخره كسي كه خربزه ميخورد و مسئول ميشود، بايد پاي اين درددلها هم بنشيند. نوش جان.
آقاي عليآبادي، دادكان، تيم ملي فوتبال ايران نياز به شوك شديد دارد؛
1ـ اين شوك بيترديد، ميتواند و بايد بركناري برانكو باشد.
2ـ سرمربيگري تيم ملي را در بازي پرتغال و آنگولا به آقاي همايون شاهرخي، مدير فني تيم بسپاريد.
3ـ علي دايي، ميرزاپور و حتي نصرتي، رحمان رضايي و گلمحمدي را به مرخصي بفرستيد و در بازي پرتغال، اين چند نفر را هم در فهرست ذخيرهها قرار ندهيد.
4ـ در بازي پرتغال به بقيه بازيكنان ديدار نخست و بقيه نفرات اعزامي اعتماد كنيد.
5ـ از رجزخواني بپرهيزيد.
6ـ تيم ملي در بازي با پرتغال و آنگولا، ميتواند دستكم خوب بازي كند و اگر هم باخت، بد نبازد.
آيا دو بر يك باختن، بهتر از چهار بر يك باختن نيست؟