استراتژي جنگ دقيق و ويژگيهاي آن(1)
ارسال شده: چهارشنبه ۱۰ مهر ۱۳۸۷, ۱۱:۱۰ ق.ظ
سید احسان صدر
کارشناس ارشد مهندسی هوافضا
اتخاذ مواضع اصولی از سوی کشورمان موجب بروز تعارضاتی با برخی قدرت های منطقه ای و جهانی شده است. این تعارضات گاهی آنچنان پیش می رود که احتمال وقوع حمله در کلام و گفتار مقامات عالی رتبه دیپلماتیک نیز هویدا می شود. اگرچه جمهوری اسلامی بارها عنوان کرده که با هرنوع تعرض به تمامیت ارضی کشور به شکلی کوبنده و با توام قوا مقابله خواهد کرد ولی نباید این گونه تهدیدات را دست کم شمرد. مواجهه با تهدیدات احتمالی دشمن نیازمند هوشمندی و ارتقای دانش و آگاهی نسبت به سناریوهای احتمالی حمله و ابزار احتمالی تهاجم است.
شکل جنگ هاي امروزي به ويژه در دهه اخير تفاوت چشمگيري با گذشته پيدا کرده است. نگاهی به جنگهای اخیر نشان می دهد که کشور بايد آمادگي مواجهه با يک جنگ دقيق، شديد، گسترده و قابل اجرا در تمام شرايط آب و هوايي را داشته باشد.
براي روشنتر شدن نحوه وقوع و هدايت حمله احتمالي و نيز ابزار حمله مورد استفاده، در سلسله مقالاتی، مروري اجمالي خواهيم داشت بر استراتژي حمله دقيق و مشخصات آن. این مقاله به عنوان اولین مقاله از این مجموعه مروری کوتاه و مختصر خواهد داشت به نحوه شکل گیری و توسعه جنگ های دقیق. البته مباحث اینچنینی بسیار گسترده و پردامنه اند که پرداختن به تمام وجوه آنها از حوصله این مطلب خارج است و مطمئنا نیروهای دفاعی کشور با بهره گیری از کارشناسان خبره در این زمینه اطلاعات جامع و کاملی در این حوزه داشته و نسبت به کیفیت تهدیدات احتمالی وقوف کامل دارند. به هرحال مطلب حاضر مقدمه ای برای ورود به این حوزه است.
استراتژی جنگ دقیق
در جنگ خليج فارس حدود 7 درصد مواد منفجره به کار گرفته شده عليه عراق را انواع بمبها و موشکهاي هدايت دقيق تشکيل ميداد. آمار اين جنگ نشان ميدهد درصد موفقيت هواپيماهايي که از انواع PGM براي حمله به اهداف خود استفاده ميکردند حدود 10 برابر هواپيماهايي بود که از بمبهاي غير هدايت شونده عليه اهداف خود بهره ميجستند.
در اين جنگ در طول 6 هفته، نيروهاي متحد حدود دو برابر بمبهاي ليزري را که در طول 9 ماه عليه ويتنام استفاده شده بود بر سر عراق ريختند. پس از جنگ خليج فارس نيز در نبردهاي بعدي استفاده از انواع PGM رشد فزاينده و چشمگيري به خود گرفت.
در شش درگيري نظامي از هفت درگيري نظامي اخيري که ايالات متحده در آن نقش داشته، انواع PGM دست کم 60 درصد مواد منفجره روانه شده به سوي اهداف را شامل ميشده است. در جنگ يوگسلاوي سهم تسليحات هدايت شونده مورد استفاده از کل تسليحات حدود 30 درصد بود که رشد بیش از 4 برابري را نسبت به جنگ خليج فارس نشان ميدهد. در اين جنگ نيمي از ساختمانهاي دولتي، پليس، پدافند هوايي و تاسيسات شبکه برق که در طول جنگ مورد هدف قرار گرفت با استفاده از موشکهاي کروز تاماهاوک مورد تهاجم واقع شد.
در اين نبرد همچنين از تاماهاوک براي هدف قرار دادن اهداف متحرک استفاده شد( 26 موشک تاماهاوک عليه 18 هدف متحرک) و از کل 218 موشک تاماهاوک پرتاب شده 181 فروند به اهداف از پيش تعيين شده اصابت نمود.
JDAM براي اولين بار در اين عمليات مورد استفاده قرار گرفت و نشان داد قادر است ضعف هاي بمب هاي ليزري را در شرايط بد آب و هوايي پوشش دهد. ديگر مزيت JDAM در مقابل بمبهاي ليزري امکان رهاسازي آن از ارتفاعات بالاتر بود (20000 پايي). بين 60 تا 70 درصد بمب ها و مواد منفجرهاي که در افغانستان استفاده شد، قابليت استفاده در شرايط بد آب و هوايي و نيز عوامل محدوديتزايي نظير دود، شن و گرد و غبار را داشت که نسبت به جنگ يوگسلاوي افزايش 5 برابري را نشان ميدهد.
در يکي از حملات جنگ افغانستان، 100 JDAM در 20 دقيقه بر سر اهداف ريخته شد (هر دقيقه 5 بمب). در جنگ عراق در سال 2003 تمام موارد منفجرهاي که در بغداد ريخته شد از نوع هدايت شونده بود.
متوسط انحراف 6500 JDAM که بر عليه اهداف عراقي به کار گرفته شد، حدود 10 تا 12 فوت بود. در اين جنگ 750 موشک تاماهاوک پرتاب شد که به معني پرتاب روزانه 35 موشک به طور متوسط در طول جنگ بوده است. اين موشکها از خليج فارس، درياي سرخ و شرق درياي مديترانه به سوي اهداف عراقي شليک ميشدند.
شدت حمله در عمليات OIF(عراق 2003) تقريبا دو برابر شدت حمله در جنگ خليج فارس بود (دو برابر مواد منفجره در يک بازه زماني مشابه).
سه روز در اين عمليات طوفان شديد شن به وقوع پيوست که استفاده از بمبهاي ليزري را ناممکن ساخت ولي نبرد با بمبهاي ديگر ادامه داشت.
به نظر ميرسد حرکت به سمت توسعه و به کارگيري مواد منفجره هدايت شونده و قابل استفاده در همه شرايط آب و هوايي با شتاب بيشتري در دهه آينده نيز از سوي ايالات متحده دنبال خواهد شد. نيروهاي نظامي ايالات متحده هم اکنون در حال توسعه انواع جديدي از اين نوع تسليحات هستند که برخي از آنها عبارتند از:
- انواع جديدي از JDAM با برد بيشتر (40 کيلومتر) و با مقاومت افزونتر در برابر Jamming
- بمبهاي کوچک دقيق 250 پوندي (SDB) که بمب افکنها، هواپيماهاي جنگنده و نيز هواپيماهاي بدون سرنشين را قادر ميسازد در يک سورتي پرواز اهداف بيشتري را مورد تهاجم قرار دهند.
- موشک کروزهواپرتاب JASSM با بهبود برد تا 350 کيلومتر و دقت بيشتر تا حدود 3 متر با يک سر جنگي 1000 پوندي
- موشک کروز TacTom يا تاماهاوک تاکتيکال که قادر خواهد بود حدود 3 ساعت بر فراز منطقه هدف به گشت زني بپردازد و بدين ترتيب موقعيت اهداف متحرک را در اين مدت شناسايي کرده و به سوي آن حرکت کند.
PGM ها علاوه بر دقت، روز به روز قدرت تخريب و نيز هوشمندي بيشتري نيز پيدا ميکنند. به عنوان مثال ميتوان به SFW اشاره کرد که 10 بمب کوچک را در بر ميگيرد و با شکافته شدن پوسته آنها را رها ميکند. هر کدام از اين بمب ها چهار بمب ضدزره را با خود حمل ميکند (skeet) که مجهز به سنسورهاي ليزري و فروسرخ هستند.
هنگامي که اين بمب از هواپيما رها ميشود پوسته آن شکافته شده و 10 بمب داخل آن با استفاده از چتر درفضا پراکنده ميشوند. در نزديکي زمين چهار بمب کوچک متصل شده به آنها به صورت شعاعي پرتاب شده و نيروهاي زرهي را هدف قرار ميدهد. هرکدام از Skeet ها قادر است هدف خود را به طور مستقل شناسايي کرده و در مجاورت آن منفجر شود.
يک SFW مي تواند فضايي به مساحت 30 هکتار را با استفاده از 40 Skeet که با خود حمل ميکند پوشش دهد. يک بمب افکن با حمل 30 SFW قادر است در واقع 1200 بمب کوچک هوشمند ضد زره را در فضاي وسيعي رها کرده وميدان نبرد را تحت کنترل درآورد. خود SFW ها ميتوانند توسط يک WCMD حمل شوند و بدين ترتيب عملکرد بهتري در شرايط جوي بد همراه با بادهاي شديد از خود نشان دهند.
در طول جنگ اشغال عراق (2003) حدود 90 SFW عليه ستونهاي زرهي عراقي مورد استفاده قرار گرفت.
همانگونه که ملاحظه می شود ابزار جنگ دقیق در طول دو دهه گذشته رشد زیادی کرده و همچنان در حال پیشرفت و برطرف کردن نقص ها و کاستی های موجود است. اگر در جنگ خلیج فارس در سال 1991، وقوع طوفان شن و یا دود ناشی از سوختن چاههای نفت مانع از موفقیت بمب های لیزری در نشانه روی و هدف گیری می شد، این نقص با بمبهای ارزان قیمت و بسیار دقیق JDAM تا حدود زیادی برطرف گردید.
در حال حاضر یکی از مهمترین چالش های پیش رو در طراحی ابزار جنگی، هدف قرار دادن اهداف متحرک است که به طور گسترده ای، تحقیقات در این زمینه ادامه دارد و نتایج قابل توجهی نیز در این زمینه حاصل شده است.
در قسمت بعدی این مقاله ویژگی های سلاح های هدایت شونده دقیق (PGM) و نقاط ضعف انواع عملیاتی آن ، به اختصار مرور خواهد شد.
منبع
پایگاه اطلاع رسانی هوا فضای ایران
کارشناس ارشد مهندسی هوافضا
اتخاذ مواضع اصولی از سوی کشورمان موجب بروز تعارضاتی با برخی قدرت های منطقه ای و جهانی شده است. این تعارضات گاهی آنچنان پیش می رود که احتمال وقوع حمله در کلام و گفتار مقامات عالی رتبه دیپلماتیک نیز هویدا می شود. اگرچه جمهوری اسلامی بارها عنوان کرده که با هرنوع تعرض به تمامیت ارضی کشور به شکلی کوبنده و با توام قوا مقابله خواهد کرد ولی نباید این گونه تهدیدات را دست کم شمرد. مواجهه با تهدیدات احتمالی دشمن نیازمند هوشمندی و ارتقای دانش و آگاهی نسبت به سناریوهای احتمالی حمله و ابزار احتمالی تهاجم است.
شکل جنگ هاي امروزي به ويژه در دهه اخير تفاوت چشمگيري با گذشته پيدا کرده است. نگاهی به جنگهای اخیر نشان می دهد که کشور بايد آمادگي مواجهه با يک جنگ دقيق، شديد، گسترده و قابل اجرا در تمام شرايط آب و هوايي را داشته باشد.
براي روشنتر شدن نحوه وقوع و هدايت حمله احتمالي و نيز ابزار حمله مورد استفاده، در سلسله مقالاتی، مروري اجمالي خواهيم داشت بر استراتژي حمله دقيق و مشخصات آن. این مقاله به عنوان اولین مقاله از این مجموعه مروری کوتاه و مختصر خواهد داشت به نحوه شکل گیری و توسعه جنگ های دقیق. البته مباحث اینچنینی بسیار گسترده و پردامنه اند که پرداختن به تمام وجوه آنها از حوصله این مطلب خارج است و مطمئنا نیروهای دفاعی کشور با بهره گیری از کارشناسان خبره در این زمینه اطلاعات جامع و کاملی در این حوزه داشته و نسبت به کیفیت تهدیدات احتمالی وقوف کامل دارند. به هرحال مطلب حاضر مقدمه ای برای ورود به این حوزه است.
استراتژی جنگ دقیق
در جنگ خليج فارس حدود 7 درصد مواد منفجره به کار گرفته شده عليه عراق را انواع بمبها و موشکهاي هدايت دقيق تشکيل ميداد. آمار اين جنگ نشان ميدهد درصد موفقيت هواپيماهايي که از انواع PGM براي حمله به اهداف خود استفاده ميکردند حدود 10 برابر هواپيماهايي بود که از بمبهاي غير هدايت شونده عليه اهداف خود بهره ميجستند.
در اين جنگ در طول 6 هفته، نيروهاي متحد حدود دو برابر بمبهاي ليزري را که در طول 9 ماه عليه ويتنام استفاده شده بود بر سر عراق ريختند. پس از جنگ خليج فارس نيز در نبردهاي بعدي استفاده از انواع PGM رشد فزاينده و چشمگيري به خود گرفت.
در شش درگيري نظامي از هفت درگيري نظامي اخيري که ايالات متحده در آن نقش داشته، انواع PGM دست کم 60 درصد مواد منفجره روانه شده به سوي اهداف را شامل ميشده است. در جنگ يوگسلاوي سهم تسليحات هدايت شونده مورد استفاده از کل تسليحات حدود 30 درصد بود که رشد بیش از 4 برابري را نسبت به جنگ خليج فارس نشان ميدهد. در اين جنگ نيمي از ساختمانهاي دولتي، پليس، پدافند هوايي و تاسيسات شبکه برق که در طول جنگ مورد هدف قرار گرفت با استفاده از موشکهاي کروز تاماهاوک مورد تهاجم واقع شد.
در اين نبرد همچنين از تاماهاوک براي هدف قرار دادن اهداف متحرک استفاده شد( 26 موشک تاماهاوک عليه 18 هدف متحرک) و از کل 218 موشک تاماهاوک پرتاب شده 181 فروند به اهداف از پيش تعيين شده اصابت نمود.
JDAM براي اولين بار در اين عمليات مورد استفاده قرار گرفت و نشان داد قادر است ضعف هاي بمب هاي ليزري را در شرايط بد آب و هوايي پوشش دهد. ديگر مزيت JDAM در مقابل بمبهاي ليزري امکان رهاسازي آن از ارتفاعات بالاتر بود (20000 پايي). بين 60 تا 70 درصد بمب ها و مواد منفجرهاي که در افغانستان استفاده شد، قابليت استفاده در شرايط بد آب و هوايي و نيز عوامل محدوديتزايي نظير دود، شن و گرد و غبار را داشت که نسبت به جنگ يوگسلاوي افزايش 5 برابري را نشان ميدهد.
در يکي از حملات جنگ افغانستان، 100 JDAM در 20 دقيقه بر سر اهداف ريخته شد (هر دقيقه 5 بمب). در جنگ عراق در سال 2003 تمام موارد منفجرهاي که در بغداد ريخته شد از نوع هدايت شونده بود.
متوسط انحراف 6500 JDAM که بر عليه اهداف عراقي به کار گرفته شد، حدود 10 تا 12 فوت بود. در اين جنگ 750 موشک تاماهاوک پرتاب شد که به معني پرتاب روزانه 35 موشک به طور متوسط در طول جنگ بوده است. اين موشکها از خليج فارس، درياي سرخ و شرق درياي مديترانه به سوي اهداف عراقي شليک ميشدند.
شدت حمله در عمليات OIF(عراق 2003) تقريبا دو برابر شدت حمله در جنگ خليج فارس بود (دو برابر مواد منفجره در يک بازه زماني مشابه).
سه روز در اين عمليات طوفان شديد شن به وقوع پيوست که استفاده از بمبهاي ليزري را ناممکن ساخت ولي نبرد با بمبهاي ديگر ادامه داشت.
به نظر ميرسد حرکت به سمت توسعه و به کارگيري مواد منفجره هدايت شونده و قابل استفاده در همه شرايط آب و هوايي با شتاب بيشتري در دهه آينده نيز از سوي ايالات متحده دنبال خواهد شد. نيروهاي نظامي ايالات متحده هم اکنون در حال توسعه انواع جديدي از اين نوع تسليحات هستند که برخي از آنها عبارتند از:
- انواع جديدي از JDAM با برد بيشتر (40 کيلومتر) و با مقاومت افزونتر در برابر Jamming
- بمبهاي کوچک دقيق 250 پوندي (SDB) که بمب افکنها، هواپيماهاي جنگنده و نيز هواپيماهاي بدون سرنشين را قادر ميسازد در يک سورتي پرواز اهداف بيشتري را مورد تهاجم قرار دهند.
- موشک کروزهواپرتاب JASSM با بهبود برد تا 350 کيلومتر و دقت بيشتر تا حدود 3 متر با يک سر جنگي 1000 پوندي
- موشک کروز TacTom يا تاماهاوک تاکتيکال که قادر خواهد بود حدود 3 ساعت بر فراز منطقه هدف به گشت زني بپردازد و بدين ترتيب موقعيت اهداف متحرک را در اين مدت شناسايي کرده و به سوي آن حرکت کند.
PGM ها علاوه بر دقت، روز به روز قدرت تخريب و نيز هوشمندي بيشتري نيز پيدا ميکنند. به عنوان مثال ميتوان به SFW اشاره کرد که 10 بمب کوچک را در بر ميگيرد و با شکافته شدن پوسته آنها را رها ميکند. هر کدام از اين بمب ها چهار بمب ضدزره را با خود حمل ميکند (skeet) که مجهز به سنسورهاي ليزري و فروسرخ هستند.
هنگامي که اين بمب از هواپيما رها ميشود پوسته آن شکافته شده و 10 بمب داخل آن با استفاده از چتر درفضا پراکنده ميشوند. در نزديکي زمين چهار بمب کوچک متصل شده به آنها به صورت شعاعي پرتاب شده و نيروهاي زرهي را هدف قرار ميدهد. هرکدام از Skeet ها قادر است هدف خود را به طور مستقل شناسايي کرده و در مجاورت آن منفجر شود.
يک SFW مي تواند فضايي به مساحت 30 هکتار را با استفاده از 40 Skeet که با خود حمل ميکند پوشش دهد. يک بمب افکن با حمل 30 SFW قادر است در واقع 1200 بمب کوچک هوشمند ضد زره را در فضاي وسيعي رها کرده وميدان نبرد را تحت کنترل درآورد. خود SFW ها ميتوانند توسط يک WCMD حمل شوند و بدين ترتيب عملکرد بهتري در شرايط جوي بد همراه با بادهاي شديد از خود نشان دهند.
در طول جنگ اشغال عراق (2003) حدود 90 SFW عليه ستونهاي زرهي عراقي مورد استفاده قرار گرفت.
همانگونه که ملاحظه می شود ابزار جنگ دقیق در طول دو دهه گذشته رشد زیادی کرده و همچنان در حال پیشرفت و برطرف کردن نقص ها و کاستی های موجود است. اگر در جنگ خلیج فارس در سال 1991، وقوع طوفان شن و یا دود ناشی از سوختن چاههای نفت مانع از موفقیت بمب های لیزری در نشانه روی و هدف گیری می شد، این نقص با بمبهای ارزان قیمت و بسیار دقیق JDAM تا حدود زیادی برطرف گردید.
در حال حاضر یکی از مهمترین چالش های پیش رو در طراحی ابزار جنگی، هدف قرار دادن اهداف متحرک است که به طور گسترده ای، تحقیقات در این زمینه ادامه دارد و نتایج قابل توجهی نیز در این زمینه حاصل شده است.
در قسمت بعدی این مقاله ویژگی های سلاح های هدایت شونده دقیق (PGM) و نقاط ضعف انواع عملیاتی آن ، به اختصار مرور خواهد شد.
منبع
پایگاه اطلاع رسانی هوا فضای ایران