ويراني ممالک به دست اعراب از ديد ابن خلدون
ارسال شده: سهشنبه ۲۳ مهر ۱۳۸۷, ۶:۵۲ ب.ظ
در اینکه هرگاه قوم عرب بر کشورهایی دست یابد بسرعت آن ممالک رو بویرانی میرود
(از کتاب مقدمه ابن خلدون -ج-1 فصل 26 )
زیرا تازیان ملتی وحشی اند و عادات و موجبات وحشیگری چنان در میان انان استوار است که همچون خوی و سرشت ایشان شده است.واین خوی برای ایشان لذت بخش است زیرا در پرتو آن از قیود فرمانبری حکام و قوانین سرباز میزنند و نسبت به سیاست کشورداری نافرمانی میکنند و پیداست که چنین خوی و سرشتی با عمران و تمدن منافات دارد ودر جهت مخالف آنست چنانکه کلیه هدف های عادی انان در زندگی کوچ کردن از این سوی بدان سوی و تاخت و تاز به قبایل دیگر است در صورتیکه چنین هدفی مخالف ارامش واقامت گزیدن میباشد که از مهمترین مبانی تمدن وعمران بشمار میرود.ونیز درمثل آنان از این رو بسنگ نیازمندند که از ان دیگدان بسازند ودیگ غذاپزی خودرا روی آن بگذارند و بهمین سبب بناهارا خراب میکنند(نمونه بارز-تیسپون-مرداویز)وسنگهای انهارا بدین بمنظور مزبور بکار میبرند.ونیاز ایشان بچوب نیز برای برپا ساختن سراپرده ها وخیمه هااست تااز ان میخ ها وستونهایی بسازند ودر برپاداشتن چادر بکاربرند .از این روکاخها وعمارات را بدین منظور ویران سازند.پس سرشت وطبیعت ایشان منافی ساختمانها وبناهاست که اساس شهرنشینی وعمرانست .بطورکلی عادات ورفتار عرب چنین است وگذشته از این.خوی انان غارتگریست که هرچه را دردست دیگران بیابند میربایند وتاراج میکنند و روزی انان در پرتو نیزه های انان فراهم می اید .ودر ربودن اموال دیگران باندازه وحد عینی قائل نیستند بلکه چشم ایشان به هر گونه ثروت یا کالا یا ابزار زندگی بیافتد انرا غارت میکنند.وهرگاه از روی غلبه جویی بر ثروتی دست یابند وفرمانروایی وقدرت انان در ان سرزمین مسلم گردد.آنوقت بسیاست حفظ اموال مردم توجهی ندارند وحقوق واموال همگان پایمال دستبرد زورمندان میشود وازمیان میرود وعمران وتمدن رو بویرانی میگراید.همچنین ان گروه از این رو مایه تباهی عمران واجتماع میشوند که کار هنرمندان وپیشه وران راهیچ میشمرند وبرای ان دستمزد وارزشی قائل نیستند درصورتیکه.چنانکه در اینده یادخواهیم کرد اساس وسرمایه زندگی و معاش مردم را کار صنعتگران وپیشه وران تشکیل میدهد وهرگاه اینگونه کارها تباهی پذیرد ودر برابر اعمال ورنجهای انان مزدوبهایی نباشد ومفت ومجانی تلقی گردد آرزوهای مردم درکسب وپیشه بنومیدی مبدل میشود ومردم از کاروهنر دست میکشند واز سکونت درشهر بیزاری میجویند وپراکنده میشوندودر نتیجه عمران واجتماع تباه میشود.ونیز قوم عرب باحکام وقوانین ومنع مردم ازتباهکاریها وتجاوز بیکدیگر توجهی مبذول نمیدارند بلکه تمام همّ ایشان مصروف ربودن اموال مردم ازراه غارتگری ویا باج ستانی است وهر گاه بدین مقصود برسند بکارهای دیگر مردم عنایتی ندارند ودر راهنمایی انان براه راست واصلاح امور ایشان اقدام نمیکنند ومفسده جویان را ازفساد بازنمیدارند وچه بسا که ازمندی و سودپرستی انانرا وادار میکند که کیفرهای مالی مجری میدارند ولی مقصود انان اصلاح حال عموم نیست .بلکه چنانکه عادت ایشان است میخواهند از این راه سودبیشتری بدست اورند وبرمیزان باج وخراج بیافزایند .بهمین سبب چنین کیفرهایی برای سرکوب کردن مفسده جویان وتبهکاران وانانکه به حقوق واموال دیگران تجاوز میکنند کافی نمیباشد .بلکه این روش ایشان برتجاوز وتبهکاری می افزاید زیرا متجاوزان پرداختن باج را دربرابر رسیدن به مقاصد پلید خویش اسان میشمرند در نتیجه رعایا درکشور ایشان بحالت هرج ومرج وبیسروسامانی بسر میبرند چنانکه گویی هیچگاه حاکمیت وقانونی وجود ندارد .هرج ومرج وبیسروسامانی مایه هلاکت بشر وتباهی عمران وتمدنست .ازینروست که درفصول پیش یاد کردیم وجود سلطنت برای انسان ازخصوصیات وامورطبیعی اوست وموجودیت واجتماع وی جز ازراه داشتن آن بشایستگی و صلاح نمیگراید-
دیگرانکه قوم عرب همه ریاست طلبند وکمتر ممکن است یکی از انان فرمانروایی رابدیگری واگذار کند .هرچند پدر یا برادر یا بزرگ قبیله اوباشد.مگر انکه بندرت وبااکراه شرم وحیا مانع ایشان گردد.وبهمین سبب درمیان انان فرمانروایان وامیران متعددی پدید میایند ورعیت درامر خراجگذاری واحکام با قدرتهای گوناگون واشکال متنوعی روبرو میشود ودرنتیجه عمران وابادانی وتمدن بفسادوویرانی منتهی میشود ورشته امورازهم میگسلد .چنانکه عرب بادیه نشین نزد عبدالملک امده بود .هنگامی که عبدالملک درباره طرز رفتارحجاج ازوی پرسید مرد عرب گفت .اورا ترک گفتم در حالی که خودش تنها ستمگری میکرد ومنظور عرب ستایش حجاج از حیث سیاست وعمران بود.
واگر از اغاز خلقت بکشورهایی بنگریم که تازیان انهارا با جهانگشایی وزور متصرف شده اند .خواهیم دید چگونه عمران وتمدن از ان ممالک رخت بربسته وسرزمینهای اباد ومسکون انها ویران وخالی از جمعیت شده است چنانکه گویی ان ممالک بکلی دگرگون گردیده است-----------از انجمله یمن مرکز سکونت تازیان بکلی ویرانه است (البته اکنون نیز همانگونه است و تنها صادراتش تروریسم است-مرداویز)وبجز در یکی دو ناحیه ان اثری از عمران باقی نمانده است .همچنین کلیه عمران وتمدن عراق عرب را که ایرانیان بوجود اورده بودند تازیان از میان برده اند وبناحیه بایری مبدل شده است وشام نیز تا این روزگار بهمین سرنوشت گرفتار است (ابادانی هایی هم که هم اکنون در سوریه مشاهده مبشود .کار ایرانیان میباشد-مرداویز)
واغاز قرن پنجم که قبایل بنی هلال وبنی سلیم بسوی افریقیه ومغرب شتافتند ومدت 350 سال دران نواحی سکونت گزیدند وبزندگی خود ادامه دادند سرتاسر ان کشورها بیرونق وویران شده است .درصورتیکه پیش از مهاجرت انان کلیه سرزمینهای میان سودان ودریای روم ابادان بوده است چنانکه اثار عمران وتمدن پیشین انان مانند نشانه های میان جاده ها ونمونه های باقیمانده ابنیه ویران شده ودیگر علائم و اثار قریه ها ودهکده ها گواه برعمران وتمدن ان نواحی است وخدا وارث زمین وساکنان انست واو بهترین وارثان میباشد -
(نکته :ابن خلدون این مورخ بزرگ عرب .در فصول چندی از کتابش .اعراب را بدور از تمدن و فرهنگ معرفی میکند.و بهمین سبب در این عصر همواره براو تاخته اند واو را مورد نکوهش قرار داده اند .مانند وزیر معارف وقت عراق .که در یک سخنرانی در حضور معلمان ان کشور چنین گفت:او دشمن عرب بود باید کتاب او را سوزاند و قبر او را به نام ملیت عربی ؟نبش کرد-مرداویز)
(از کتاب مقدمه ابن خلدون -ج-1 فصل 26 )
زیرا تازیان ملتی وحشی اند و عادات و موجبات وحشیگری چنان در میان انان استوار است که همچون خوی و سرشت ایشان شده است.واین خوی برای ایشان لذت بخش است زیرا در پرتو آن از قیود فرمانبری حکام و قوانین سرباز میزنند و نسبت به سیاست کشورداری نافرمانی میکنند و پیداست که چنین خوی و سرشتی با عمران و تمدن منافات دارد ودر جهت مخالف آنست چنانکه کلیه هدف های عادی انان در زندگی کوچ کردن از این سوی بدان سوی و تاخت و تاز به قبایل دیگر است در صورتیکه چنین هدفی مخالف ارامش واقامت گزیدن میباشد که از مهمترین مبانی تمدن وعمران بشمار میرود.ونیز درمثل آنان از این رو بسنگ نیازمندند که از ان دیگدان بسازند ودیگ غذاپزی خودرا روی آن بگذارند و بهمین سبب بناهارا خراب میکنند(نمونه بارز-تیسپون-مرداویز)وسنگهای انهارا بدین بمنظور مزبور بکار میبرند.ونیاز ایشان بچوب نیز برای برپا ساختن سراپرده ها وخیمه هااست تااز ان میخ ها وستونهایی بسازند ودر برپاداشتن چادر بکاربرند .از این روکاخها وعمارات را بدین منظور ویران سازند.پس سرشت وطبیعت ایشان منافی ساختمانها وبناهاست که اساس شهرنشینی وعمرانست .بطورکلی عادات ورفتار عرب چنین است وگذشته از این.خوی انان غارتگریست که هرچه را دردست دیگران بیابند میربایند وتاراج میکنند و روزی انان در پرتو نیزه های انان فراهم می اید .ودر ربودن اموال دیگران باندازه وحد عینی قائل نیستند بلکه چشم ایشان به هر گونه ثروت یا کالا یا ابزار زندگی بیافتد انرا غارت میکنند.وهرگاه از روی غلبه جویی بر ثروتی دست یابند وفرمانروایی وقدرت انان در ان سرزمین مسلم گردد.آنوقت بسیاست حفظ اموال مردم توجهی ندارند وحقوق واموال همگان پایمال دستبرد زورمندان میشود وازمیان میرود وعمران وتمدن رو بویرانی میگراید.همچنین ان گروه از این رو مایه تباهی عمران واجتماع میشوند که کار هنرمندان وپیشه وران راهیچ میشمرند وبرای ان دستمزد وارزشی قائل نیستند درصورتیکه.چنانکه در اینده یادخواهیم کرد اساس وسرمایه زندگی و معاش مردم را کار صنعتگران وپیشه وران تشکیل میدهد وهرگاه اینگونه کارها تباهی پذیرد ودر برابر اعمال ورنجهای انان مزدوبهایی نباشد ومفت ومجانی تلقی گردد آرزوهای مردم درکسب وپیشه بنومیدی مبدل میشود ومردم از کاروهنر دست میکشند واز سکونت درشهر بیزاری میجویند وپراکنده میشوندودر نتیجه عمران واجتماع تباه میشود.ونیز قوم عرب باحکام وقوانین ومنع مردم ازتباهکاریها وتجاوز بیکدیگر توجهی مبذول نمیدارند بلکه تمام همّ ایشان مصروف ربودن اموال مردم ازراه غارتگری ویا باج ستانی است وهر گاه بدین مقصود برسند بکارهای دیگر مردم عنایتی ندارند ودر راهنمایی انان براه راست واصلاح امور ایشان اقدام نمیکنند ومفسده جویان را ازفساد بازنمیدارند وچه بسا که ازمندی و سودپرستی انانرا وادار میکند که کیفرهای مالی مجری میدارند ولی مقصود انان اصلاح حال عموم نیست .بلکه چنانکه عادت ایشان است میخواهند از این راه سودبیشتری بدست اورند وبرمیزان باج وخراج بیافزایند .بهمین سبب چنین کیفرهایی برای سرکوب کردن مفسده جویان وتبهکاران وانانکه به حقوق واموال دیگران تجاوز میکنند کافی نمیباشد .بلکه این روش ایشان برتجاوز وتبهکاری می افزاید زیرا متجاوزان پرداختن باج را دربرابر رسیدن به مقاصد پلید خویش اسان میشمرند در نتیجه رعایا درکشور ایشان بحالت هرج ومرج وبیسروسامانی بسر میبرند چنانکه گویی هیچگاه حاکمیت وقانونی وجود ندارد .هرج ومرج وبیسروسامانی مایه هلاکت بشر وتباهی عمران وتمدنست .ازینروست که درفصول پیش یاد کردیم وجود سلطنت برای انسان ازخصوصیات وامورطبیعی اوست وموجودیت واجتماع وی جز ازراه داشتن آن بشایستگی و صلاح نمیگراید-
دیگرانکه قوم عرب همه ریاست طلبند وکمتر ممکن است یکی از انان فرمانروایی رابدیگری واگذار کند .هرچند پدر یا برادر یا بزرگ قبیله اوباشد.مگر انکه بندرت وبااکراه شرم وحیا مانع ایشان گردد.وبهمین سبب درمیان انان فرمانروایان وامیران متعددی پدید میایند ورعیت درامر خراجگذاری واحکام با قدرتهای گوناگون واشکال متنوعی روبرو میشود ودرنتیجه عمران وابادانی وتمدن بفسادوویرانی منتهی میشود ورشته امورازهم میگسلد .چنانکه عرب بادیه نشین نزد عبدالملک امده بود .هنگامی که عبدالملک درباره طرز رفتارحجاج ازوی پرسید مرد عرب گفت .اورا ترک گفتم در حالی که خودش تنها ستمگری میکرد ومنظور عرب ستایش حجاج از حیث سیاست وعمران بود.
واگر از اغاز خلقت بکشورهایی بنگریم که تازیان انهارا با جهانگشایی وزور متصرف شده اند .خواهیم دید چگونه عمران وتمدن از ان ممالک رخت بربسته وسرزمینهای اباد ومسکون انها ویران وخالی از جمعیت شده است چنانکه گویی ان ممالک بکلی دگرگون گردیده است-----------از انجمله یمن مرکز سکونت تازیان بکلی ویرانه است (البته اکنون نیز همانگونه است و تنها صادراتش تروریسم است-مرداویز)وبجز در یکی دو ناحیه ان اثری از عمران باقی نمانده است .همچنین کلیه عمران وتمدن عراق عرب را که ایرانیان بوجود اورده بودند تازیان از میان برده اند وبناحیه بایری مبدل شده است وشام نیز تا این روزگار بهمین سرنوشت گرفتار است (ابادانی هایی هم که هم اکنون در سوریه مشاهده مبشود .کار ایرانیان میباشد-مرداویز)
واغاز قرن پنجم که قبایل بنی هلال وبنی سلیم بسوی افریقیه ومغرب شتافتند ومدت 350 سال دران نواحی سکونت گزیدند وبزندگی خود ادامه دادند سرتاسر ان کشورها بیرونق وویران شده است .درصورتیکه پیش از مهاجرت انان کلیه سرزمینهای میان سودان ودریای روم ابادان بوده است چنانکه اثار عمران وتمدن پیشین انان مانند نشانه های میان جاده ها ونمونه های باقیمانده ابنیه ویران شده ودیگر علائم و اثار قریه ها ودهکده ها گواه برعمران وتمدن ان نواحی است وخدا وارث زمین وساکنان انست واو بهترین وارثان میباشد -
(نکته :ابن خلدون این مورخ بزرگ عرب .در فصول چندی از کتابش .اعراب را بدور از تمدن و فرهنگ معرفی میکند.و بهمین سبب در این عصر همواره براو تاخته اند واو را مورد نکوهش قرار داده اند .مانند وزیر معارف وقت عراق .که در یک سخنرانی در حضور معلمان ان کشور چنین گفت:او دشمن عرب بود باید کتاب او را سوزاند و قبر او را به نام ملیت عربی ؟نبش کرد-مرداویز)