بررسي جامع استراتژي اعلام نشده نيروي دريايي ايران در اقيانوس هند
ارسال شده: چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷, ۱:۲۳ ق.ظ
دوستان همانطور که در اخبار شنیده اید خلیج فارس به مدت 5 سال به سپاه واگذار شد و ارتش نیز آرام آرام پرسنل و تجهیزاتش زا از خلیج فارس جم آوری و به شرق تنگه هرمز و سواحل دریای عمان منتقل می کند.
با دقتی که در پست های دوستان در تاپیکهای مشابه کردم دیدم که خیلی به این موضوع حساس هستند. بد ندیدم داشته ها و اطلاعات خود را در این زمینه با شما به اشتراک بگذارم. امید که شما نیز در این بحث بنده حقیر را یاری کنید.
پیش از ورو به بحث اصلی مقدمه ای کوتاه را عرض خواهم کرد که می دانم به مذاق بعضی ها در سایت خوش نخواهد آمد.
عزیزان در دهه 50 شمسی و با ورود نسل جدید شناورها مدرن آن زمان از بریتانیاو امریکا و فرانسه به ایران و نیز حضور گسترده مستشاران خارجی در بندرعباس و بوشهر نیروی دریایی ایران به یکی از مجهز ترین و قوی ترین نیروهای دریایی جهان در ان زمان تبدیل گشت و لقب ژاندارم خلیج فارس این خلیج پرارزش و سرشار از هزاران میلیارد ثروت نفتی را یدک می کشیدو این لقب را تا بهمن 57 و سقوط شاهنشهایی ایران حفظ کرد.
با پیروزی انقلاب تغییرات بسیار زیادی در نیروی دریایی رخ داد و بسیاری از فرماندهان آن به دست انقلابیون تیرباران و اعدام شدند و بسیاری نیز از طریق کوههای آذربایجان به ترکیه و سپس به اروپا و امریکا مهاجرت کردند.
البته بعضی اعدام ها که کاملا خودسرانه صورت گرفت و بیشتر به تسویه حساب شخصی شباهت داشت تا محاکمه عادلانه و به شکلی بسیار برق آسا توسط فردی به نام صادق خلخالی انجام می گرفت ضربات شدیدی به ارتش وارد کرد که ضرر و خسارت نبود ان فرماندهان را در 1 سال اول جنگ دیدیم که با بکار گیری افرادی که با درجه ستوانی به فرماندهی تیپ منصوب شدند و در 4 عملیات اولیه جنگ شکست سختی از عراق خوردند تا اینکه با حضور تیمسار سپهبد شهید علی صیاد شیرازی ارتش سر و سامان یافت و اندکی توان تحلیل رفته خود را بازیافت.
البته امروزه از آن 4 عملیات به دلیل اینکه عاملان ان می دانند که چه اشتباهاتی کردند و با بی تدبیری چه سربازان بیگناهی را با ژ 3 به جنگ تانک تی 72 فرستادند حرفی به سخن نمی آورند و کل جنگ را در عملیات های پیروزی چون بیت المقدس و کربلای 5 خلاصه کرده اند.
که انشالله اگر مدیر سایت اجازه دهد و ان را سانسور نکند در تاپیکی جداگانه به ان 4 عملیات بسیار تلخ و عبرت آموز مفصلا خواهم پرداخت.
به هر حال نیروی دریایی قهرمان ایران در 7 آذر 59 طومار نیروی دریایی عراق را در هم پیچید و ناوچه همیشه جاوید پیکان که نامش اشک را بر چشمان من جاری می کند با دلاوری تمام پس از غرق کردن چند شناور اوزاک عراقی در دل آبهای نیلگون خلیج فارس برای همیشه آرام گرفت.
و سپس نیروی دریایی تا پایان جنگ به حراست از نفتکشها و کشتیهای ایرانی در برابر تجاوز عراق مشغول شد و انصافا اگر نبود نیروی دریایی ایران ظرف چند ماه اقتصادش فرو می پاشید.
سپاه نیز در سال 64 به موازات ارتش نیروی دریایی خود را تشکیل داد و 3 پایگاه اصلی خود را در بندرعباس- بوشهر و جنوب آبادان قرار داد و تا انتهای جنگ به آزار نیروهای امریکایی و نیز نابودی چند اسکله عراقی پرداخت.
با پایان جنگ در سال 68 جلسه ای در ستاد فرماندهی کل قوا در خیابان پاستور شرقی تهران تشکیل می شود که در ان بحث ادغام ارتش و سپاه مطرح می شود و با مخالفت رهبری موضوع مسکوت می ماند و تنها تفکیک وظایف بین ارتش و سپاه تعریف می شود.واین روند تا سال 87 ادامه می یابد.
و امام موضوع اصلی بحث:
در آغازین ما های امسال و تقریبا اواخر اردیبهشت ماه با ابلاغیه ستاد کل نیروهای مسلح خلیج فارس به سپاه و دریایی عمان به ارتش واگذار می شوند که در تاپیک های قبلی به طور جامع آن را توضیح دادم.
ارتش نیز وسعت کار خود در سواحل این دریا را گسترش داده و با داشتن سه منطقه دریایی بندرعباس - جاسک- چابهار استراتژی جدیدی را برای خود تعریف می کند.
هر سه منطقه مذکور پس از سالها فراموشی و کم اهمیتی به ناگاه مورد توجه قرار می گیرند و گروههای مهندسی ارتش به سرعت و با سه شیفت کاری شروع به ساخت اسکله های جدید و تاسیسات گسترده در این سواحل دست می زنند که واقعا جای بسی تقدیر و تحسین دارد.
زیردریایی کلاس سنگین و نیمه سنگین کیلو(طارق) و قائم به چابهار منتقل شدند و با دستور العملی جدید ونو گشتزنی خود را از سواحل عمان به آبهای اقیانوس هند گسترش دادند .
هنوز اطلاع دقیقی از اقدامات جدید نیروی دریایی در آن منطقه در دست نیست ولی ان چیزهایی که از صحبتهای فرماندهان ارتش و نیز گوشه کنار شنیده می شود این است که ارتش در نظر دارد که در صورت آغاز تجاوز به ایران ناوها را در همان ابتدای ورود به خلیج فارس مورد حمله قرار دهد و دیگر اجازه پشتیبانی به نیروهای موجود در خلیج فارس را ندهد و از سوی دیگر سپاه نیز با خیالی اسوده از اینکه ورو نیروی جدید به خلیج فارس مختل شده است با هزاران قایق تندرو واستشهادی و تعداد زیادی زیر دریایی کوچک به ناوگان باقیمانده موجود در خلیج فارس و پایگاه امریکاییی ها در ساحل امارات- قطر- بحرین و کویت به سرعت حمله ور شود و در صورت وقوع جنگ به این شکل و تلفات زیاد نیروهای دشمن که نقطه ضعف اصلی انهاست(دقت کنید امریکاییها به تلفات خیلی حساسند و به همین دلیل جنگ با ویتنام را با 58000 کشته ناتمام رها کردند) سرنوشت جنگ را تغییر دهند.
امید که مقاله کاملی بوده باشد من را از نظرات خود محروم نکنید.
مرسی
با دقتی که در پست های دوستان در تاپیکهای مشابه کردم دیدم که خیلی به این موضوع حساس هستند. بد ندیدم داشته ها و اطلاعات خود را در این زمینه با شما به اشتراک بگذارم. امید که شما نیز در این بحث بنده حقیر را یاری کنید.
پیش از ورو به بحث اصلی مقدمه ای کوتاه را عرض خواهم کرد که می دانم به مذاق بعضی ها در سایت خوش نخواهد آمد.
عزیزان در دهه 50 شمسی و با ورود نسل جدید شناورها مدرن آن زمان از بریتانیاو امریکا و فرانسه به ایران و نیز حضور گسترده مستشاران خارجی در بندرعباس و بوشهر نیروی دریایی ایران به یکی از مجهز ترین و قوی ترین نیروهای دریایی جهان در ان زمان تبدیل گشت و لقب ژاندارم خلیج فارس این خلیج پرارزش و سرشار از هزاران میلیارد ثروت نفتی را یدک می کشیدو این لقب را تا بهمن 57 و سقوط شاهنشهایی ایران حفظ کرد.
با پیروزی انقلاب تغییرات بسیار زیادی در نیروی دریایی رخ داد و بسیاری از فرماندهان آن به دست انقلابیون تیرباران و اعدام شدند و بسیاری نیز از طریق کوههای آذربایجان به ترکیه و سپس به اروپا و امریکا مهاجرت کردند.
البته بعضی اعدام ها که کاملا خودسرانه صورت گرفت و بیشتر به تسویه حساب شخصی شباهت داشت تا محاکمه عادلانه و به شکلی بسیار برق آسا توسط فردی به نام صادق خلخالی انجام می گرفت ضربات شدیدی به ارتش وارد کرد که ضرر و خسارت نبود ان فرماندهان را در 1 سال اول جنگ دیدیم که با بکار گیری افرادی که با درجه ستوانی به فرماندهی تیپ منصوب شدند و در 4 عملیات اولیه جنگ شکست سختی از عراق خوردند تا اینکه با حضور تیمسار سپهبد شهید علی صیاد شیرازی ارتش سر و سامان یافت و اندکی توان تحلیل رفته خود را بازیافت.
البته امروزه از آن 4 عملیات به دلیل اینکه عاملان ان می دانند که چه اشتباهاتی کردند و با بی تدبیری چه سربازان بیگناهی را با ژ 3 به جنگ تانک تی 72 فرستادند حرفی به سخن نمی آورند و کل جنگ را در عملیات های پیروزی چون بیت المقدس و کربلای 5 خلاصه کرده اند.
که انشالله اگر مدیر سایت اجازه دهد و ان را سانسور نکند در تاپیکی جداگانه به ان 4 عملیات بسیار تلخ و عبرت آموز مفصلا خواهم پرداخت.
به هر حال نیروی دریایی قهرمان ایران در 7 آذر 59 طومار نیروی دریایی عراق را در هم پیچید و ناوچه همیشه جاوید پیکان که نامش اشک را بر چشمان من جاری می کند با دلاوری تمام پس از غرق کردن چند شناور اوزاک عراقی در دل آبهای نیلگون خلیج فارس برای همیشه آرام گرفت.
و سپس نیروی دریایی تا پایان جنگ به حراست از نفتکشها و کشتیهای ایرانی در برابر تجاوز عراق مشغول شد و انصافا اگر نبود نیروی دریایی ایران ظرف چند ماه اقتصادش فرو می پاشید.
سپاه نیز در سال 64 به موازات ارتش نیروی دریایی خود را تشکیل داد و 3 پایگاه اصلی خود را در بندرعباس- بوشهر و جنوب آبادان قرار داد و تا انتهای جنگ به آزار نیروهای امریکایی و نیز نابودی چند اسکله عراقی پرداخت.
با پایان جنگ در سال 68 جلسه ای در ستاد فرماندهی کل قوا در خیابان پاستور شرقی تهران تشکیل می شود که در ان بحث ادغام ارتش و سپاه مطرح می شود و با مخالفت رهبری موضوع مسکوت می ماند و تنها تفکیک وظایف بین ارتش و سپاه تعریف می شود.واین روند تا سال 87 ادامه می یابد.
و امام موضوع اصلی بحث:
در آغازین ما های امسال و تقریبا اواخر اردیبهشت ماه با ابلاغیه ستاد کل نیروهای مسلح خلیج فارس به سپاه و دریایی عمان به ارتش واگذار می شوند که در تاپیک های قبلی به طور جامع آن را توضیح دادم.
ارتش نیز وسعت کار خود در سواحل این دریا را گسترش داده و با داشتن سه منطقه دریایی بندرعباس - جاسک- چابهار استراتژی جدیدی را برای خود تعریف می کند.
هر سه منطقه مذکور پس از سالها فراموشی و کم اهمیتی به ناگاه مورد توجه قرار می گیرند و گروههای مهندسی ارتش به سرعت و با سه شیفت کاری شروع به ساخت اسکله های جدید و تاسیسات گسترده در این سواحل دست می زنند که واقعا جای بسی تقدیر و تحسین دارد.
زیردریایی کلاس سنگین و نیمه سنگین کیلو(طارق) و قائم به چابهار منتقل شدند و با دستور العملی جدید ونو گشتزنی خود را از سواحل عمان به آبهای اقیانوس هند گسترش دادند .
هنوز اطلاع دقیقی از اقدامات جدید نیروی دریایی در آن منطقه در دست نیست ولی ان چیزهایی که از صحبتهای فرماندهان ارتش و نیز گوشه کنار شنیده می شود این است که ارتش در نظر دارد که در صورت آغاز تجاوز به ایران ناوها را در همان ابتدای ورود به خلیج فارس مورد حمله قرار دهد و دیگر اجازه پشتیبانی به نیروهای موجود در خلیج فارس را ندهد و از سوی دیگر سپاه نیز با خیالی اسوده از اینکه ورو نیروی جدید به خلیج فارس مختل شده است با هزاران قایق تندرو واستشهادی و تعداد زیادی زیر دریایی کوچک به ناوگان باقیمانده موجود در خلیج فارس و پایگاه امریکاییی ها در ساحل امارات- قطر- بحرین و کویت به سرعت حمله ور شود و در صورت وقوع جنگ به این شکل و تلفات زیاد نیروهای دشمن که نقطه ضعف اصلی انهاست(دقت کنید امریکاییها به تلفات خیلی حساسند و به همین دلیل جنگ با ویتنام را با 58000 کشته ناتمام رها کردند) سرنوشت جنگ را تغییر دهند.
امید که مقاله کاملی بوده باشد من را از نظرات خود محروم نکنید.
مرسی