پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم
ارسال شده: چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷, ۱۰:۴۷ ب.ظ
دوستان روز گذشته در مطلب مربوط به استراتژی نیروی دریایی در اقیانوس هند اشاره ای گذرا به عملیات های ناکام سال اول جنگ کردم بعضی دوستان از من خواستند در رابطه با این مساله مطلب بنویسم که هرچند قلبا تمابلی به بازگو کردن آن ندارم و می دانم بسیاری در سایت مخالف باز شدن جعبه سیاه جنگ هستند و می خواهند جنگ برایشان همان چند عملیات پیروز مثل ثامن الائمه-فتح المبین-بیت المقدس-ولفجر 8 - کربلای 5 باقی بماند و باید به آنها گفت متاسفانه شکستهای ایران در زمان جنگ بیش از پیروزی های آنها بود و تنها دلیل ان عدم تجربه نظامی برخی فرماندهان جوان سال ان زمان بود که این روزها در رسانه ها می ایند و از اشتباهات خود می گویند و انها را می شناسید.
حتی من در کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی خواندم که قصد داشت چند تن از فرماندهان بی تدبیر جنگ را پس از شکست سنگین در عملیات رمضان و والفجر مقدماتی اعدام کند . می توانید از کتابفروشیها خاطرات رفسنجانی را تهیه کنید که بعضی بحث های مطرح در آن واقعا درد آور و تاثر انگیز است.
دوستان تعداد عملیات های ناکام در جنگ زیاد است لکن برای تلخ نشدن کام عزیزان از ذکر همه انها خودداری میکنم و تنها به چند عملیات سال اول جنگ که با فرماندهی عنصر بی لیاقتی چون به اصطلاح دکتر ابوالحسن بنی صدر باعث شهادت مظلومانه چند هزار جوان برومند ایرانی شد می پردازم.
فقط عاجزانه تقاضا مندم در رابطه با موضوع صحبت کنید و بحث انحرافی و بی ربط را در تاپیک دخیل نکنید.یک نکته نیز اینکه من تعداد عملیات های سال اول را 4 عدد ذکر کرده بوده که البته تعدادی عملیات محود نیز در آن سال انجام گرفت که بالطبع تعداد آن را بیشتر می کند.
عملیات پدافندی سومار 5/7/59
ارتش عراق در منطقه غرب کشور ایران سه محور اساسی را مورد هدف قرار داده بود که به ترتیب از سمت شمال منطقه قصر شیرین، سر پل ذهاب به سمت اسلام آباد و در قسمت میانی منطقه سومار و نفت شهر و در قسمت جنوبی منطقه مهران به طرف ایلام و دهلران قرار دارد. سراسر این منطقه پوشیده از رشته کوه هایی است که در امتداد مرز ایران و عراق گسترش یافته و حرکت ستونی، نظامی را در محورهای غرب به شرق و یا برعکس با دشواری فراوانی روبرو می کند، لذا دور از انتظار نبود که یگان های عراقی در همان ارتفاعات مرزی زمین گیر شده و تنها در محور هایی به پیشروی نسبی دست یابند که متکی به خطوط مواصلاتی بین شهرهای ایران باشد.
در منطقه سومار نیز اینچنین شد و به جز تصرف دو شهر کوچک نفت شهر و سومار در خاک جمهوری اسلامی ایران هدف مهمی توسط عراقی ها تصرف نگردید. یگان های تیپ دوم لشگر 81 زرهی از نیروی زمینی ارتش ایران برای مقابله با تهاجم عراق در این منطقه گسترش یافته بودند.
این عملیات به دلیل برتری نیروهای دشمن با تصرف نفت شهر و سومار پایان یافت و سرلشکر شهید منصور وطن پور از خلبانان شجاع هوانیروز در این ایام در منطقه جنوب به شهادت رسید.
عملیات آفندی پای پل کرخه 23/7/59
اولین حمله ارتش در مقابل ارتش عراق اموز 23 مهر ماه انجام می شود. بنی صدر شب قبل تعداد زیادی از مسوولان کشور و فرماندهان نظامی رادر پایگاه چهارم شکاری دزفول جمع و اعلام کرد فردا تا بستان یا شاید هم تا «العماره » عراق پیش خواهیم رفت. این حمله که در آن هیچ نیروی پیاده ای وجود ندارد با تکیه بر تانک و توپخانه آغاز میشود اما تا قبل از ظهر شکست می خورد. رییس جمهور عصبانی و خشمگین به نظر می رسد. بنی صدر چندی بعد حمله دیگری را برای شکست حصر آبادان سازمان می دهد . تفکرات نظامی – سیاسی خاص رییس جمهور باعث شده سپاه رادر این حملات به بازی نگیرد.
بنی صدر امیدوار است دراین حمله پس از شکست حصر ابادان و آزاد سازی خرمشهر به سوی بصره حرکت کند. این حمله نیز نتیجه ای در بر ندارد.
دومین حمله بنی صدر هم به نتیجه نمی رسد و آبادان همچنان در محاصره است. کمبود نیرو در جبهه ها کاملا به چشم می خورد ارتش امروز و فردا قرار است در این باره اطلاعیه بدهد، اوضاع جبهه ها، تقویت نیروهای نظامی را ضروری می سازد.
. در این روز امیر سرلشگر شهید محمدرضا ضیایی درسیدر این منطقه به شهادت رسید و عملیات با آتش شدید دشمن به هدف خود نرسید.
8/8/59 عملیات آفندی شمال آبادان
در تاریخ 19 مهر 1359 نیروهای عراقی توانستند بر روی رودخانه کارون در حوالی روستای مارد در خاک جمهوری اسلامی ایران یک دستگاه پل شناور را نصب کرده و در حالیکه نبرد تن به تن در خرمشهر ادامه داشت، به طرف جاده آبادان- اهواز پیشروی کرده و پس از عبور از جاده جهت قطع محور ابادان- ماهشر اقدام کنند. با مقاومت سرسختانه نیروهای ایرانی دشمن پس از تصرف سه راهی ماهشر آبادان به طرف رودخانه بهمنشیر متمایل شد و سعی نمود با عبور از رودخانه محاصره ابادان را کامل نماید. جهت ایجاد سهولت دسترسی زمینی به آبادان لازم بود تا در اولین گام جاده ماهشهر- ابادان از دست دشمن خارج گردد. لذا قرارگاه اروند که در این زمان مسوولیت منطقه را به عهده داشت طرح عملیات شمال آبادان را برای اجرا به یگان های محدود خودی ابلاغ نمود.
هر چند عملیات به اهداف نهایی خود نرسید و طرفین به مواضع قبلی خود بازگشتند.
عملیات آفندی عاشورا 28/8/59
انجام عملیات آفندی به ویژه در منطقه غرب کشور توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران در ماه های اولیه تجاوز دشمن، بسیار سخت و مشکل بود. نیروهای ایرانی به دشواری عراق را متوقف نموده و در حالیکه هنوز انسجام کامل و مناسبی بین یگان های نیروی زمینی ارتش ایران که به عنوان نیروهای اصلی جنگ عمل می کردند با نیروهای مردمی که هنوز سازماندهی نشده بودند و ترکیب مشخصی نداشته اند برقرار نشده بود، انتظار عمومی این بود که دشمن را به عقب رانده و جنگ به پایان برسد. براین اساس انجام عملیات آفندی و حمله به عراق اجتناب ناپذیر بود که نهایتا منجر به بازپس گیری قسمتی از مناطق اشغالی می شد و یا اینکه به انهدام دشمن اکتفا می گردید.این عملیات نیز نتیجه خاصی در بر نداشت .
عملیات نصر 5/10/59 تا 18/10/59
عملیات نصر با فرماندهی ستاد مشترک ارتش طرح ریزی و اجرا شد. در این عملیات علاوه بر یگان های ارتش، سه گروهان نیروی داوطلب از سپاه پاسداران نیز حضور داشتند که شماری از دانشجویان پیرو خط امام هم در میان آنان بودند. طبق طرح عملیات می بایست در چند مرحله انجام می شد و اهداف آن عبارت بود از: انهدام دشمن در جنوب کرخه کور و پیش روی به سمت جوفیر؛ آزادسازی غرب کارون از جمله خرمشهر و تامین مرز؛ عبور از مرز و تعقیب دشمن تا بصره. هرچند توان لازم برای رسیدن به این اهداف فراهم نشده بود، ولی مرحله اول این عملیات با موفقیت چشمگیری اجرا شد و 800 تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. در ادامه براثر فشار دشمن حفظ منطقه ممکن نگردید، لذا با عقب نشینی بدون برنامه، غنایم بدست آمده جاماند و نیروهای خط اول که از سپاه و دانشجویان پیرو خط امام بودند به محاصره دشمن درآمدند و بسیاری از آنان از جمله سیدحسین علم الهدی فرمانده سپاه هویزه به شهادت رسیدند
عملیات توکل 20/10/59
پس از اجرای ناموفق عملیات بزرگ 3/8/59 در منطقه عمومی آبادان، عملیات توکل با فرماندهی ستاد اروند و زیرنظر ستاد مشترک ارتش، طرح ریزی و اجرا شد. طبق طرح، مقرر شده بود که یگان های خودی در این عملیات در چند مرحله از شمال شرقی آبادان تا مرز شلمچه پیشروی کنند. مرحله اول عملیات از سه محور آغاز شد. در دو محور قوای زرهی و در یک محور نیروهای پیاده وارد عمل شدند. در سه راهی آبادان و کوی ذوالفقاریه که یگان های پیاده تک می کردند، خط نیروهای دشمن شکسته شد و تعدادی از آنها به اسارت درآمدند. لیکن نیروهای پیروز این محور - که شامل یگانی از ارتش و شماری از نیروهای سپاه، ستاد مشترک جنگ های نامنظم و فداییان اسلام بودند – به سبب پیشروی نکردن دو محور دیگر، نتوانستند موقعیت خود را تثبیت کنند و به ناچار عقب نشینی کردند. به این ترتیب عملیات در مرحله اول متوقف گردید. با ناکامی در مرحله اول مراحل بعدی نیز متوقف گردید. این آخرین عملیات در سطح گسترده بود و تا پس از عزل ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی کل قوا و تغییر استراتژی جنگ، عملیات بزرگی روی نداد.
عملیات رجایی و باهنر 11/6 تا 16/6/1360
درپی موفقیت در عملیات بازی دراز، تصمیم گرفته شد عملیات دیگری به اجرا درآید تا ضمن آزادسازی ارتفاع بازی دراز، ارتفاع قراویز و کوره موش نیز آزاد شوند.
این عملیات که سه روز پس از انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر اجرا شد، عملیات رجایی و باهنر نام گرفت و با فرماندهی مشترک سپاه و ارتش طرح ریزی شد و در سه محور به اجرا درآمد، عملیات در کوره موش چندان به طول نینجامید؛ در قراویز درگیری سنگین بود اما قله های آزاد شده تثبیت نگردید. در بازی دراز قله 1150 آزاد شد اما پس از شش روز تلاش و مقاومت رزمندگان در مقابل پاتک های دشمن، هدف های آزادشده تثبیت نگردید.
نتیجه گیری: به طور کلی سال اول جنگ سال بسیار تلخی برای ایران و ایرانیان بود و بخش عظیمی از خاک میهن در اشغال بعثی ها ماند و عملیات های صورت گرفته نیز فقط پیشروی را کند کرد وگرنه چیز قابل توجهی از مواضع اشغالی به مام میهن باز نگشت و عمده عملیات ها با شکست همراه بود و ایران در هر عملیات تعداد زیادی از افسران و سربازان و تجهیزات نظامی خود را از دست داد.
با آرزوی توفیق روزافزون همگی شما
حتی من در کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی خواندم که قصد داشت چند تن از فرماندهان بی تدبیر جنگ را پس از شکست سنگین در عملیات رمضان و والفجر مقدماتی اعدام کند . می توانید از کتابفروشیها خاطرات رفسنجانی را تهیه کنید که بعضی بحث های مطرح در آن واقعا درد آور و تاثر انگیز است.
دوستان تعداد عملیات های ناکام در جنگ زیاد است لکن برای تلخ نشدن کام عزیزان از ذکر همه انها خودداری میکنم و تنها به چند عملیات سال اول جنگ که با فرماندهی عنصر بی لیاقتی چون به اصطلاح دکتر ابوالحسن بنی صدر باعث شهادت مظلومانه چند هزار جوان برومند ایرانی شد می پردازم.
فقط عاجزانه تقاضا مندم در رابطه با موضوع صحبت کنید و بحث انحرافی و بی ربط را در تاپیک دخیل نکنید.یک نکته نیز اینکه من تعداد عملیات های سال اول را 4 عدد ذکر کرده بوده که البته تعدادی عملیات محود نیز در آن سال انجام گرفت که بالطبع تعداد آن را بیشتر می کند.
عملیات پدافندی سومار 5/7/59
ارتش عراق در منطقه غرب کشور ایران سه محور اساسی را مورد هدف قرار داده بود که به ترتیب از سمت شمال منطقه قصر شیرین، سر پل ذهاب به سمت اسلام آباد و در قسمت میانی منطقه سومار و نفت شهر و در قسمت جنوبی منطقه مهران به طرف ایلام و دهلران قرار دارد. سراسر این منطقه پوشیده از رشته کوه هایی است که در امتداد مرز ایران و عراق گسترش یافته و حرکت ستونی، نظامی را در محورهای غرب به شرق و یا برعکس با دشواری فراوانی روبرو می کند، لذا دور از انتظار نبود که یگان های عراقی در همان ارتفاعات مرزی زمین گیر شده و تنها در محور هایی به پیشروی نسبی دست یابند که متکی به خطوط مواصلاتی بین شهرهای ایران باشد.
در منطقه سومار نیز اینچنین شد و به جز تصرف دو شهر کوچک نفت شهر و سومار در خاک جمهوری اسلامی ایران هدف مهمی توسط عراقی ها تصرف نگردید. یگان های تیپ دوم لشگر 81 زرهی از نیروی زمینی ارتش ایران برای مقابله با تهاجم عراق در این منطقه گسترش یافته بودند.
این عملیات به دلیل برتری نیروهای دشمن با تصرف نفت شهر و سومار پایان یافت و سرلشکر شهید منصور وطن پور از خلبانان شجاع هوانیروز در این ایام در منطقه جنوب به شهادت رسید.
عملیات آفندی پای پل کرخه 23/7/59
اولین حمله ارتش در مقابل ارتش عراق اموز 23 مهر ماه انجام می شود. بنی صدر شب قبل تعداد زیادی از مسوولان کشور و فرماندهان نظامی رادر پایگاه چهارم شکاری دزفول جمع و اعلام کرد فردا تا بستان یا شاید هم تا «العماره » عراق پیش خواهیم رفت. این حمله که در آن هیچ نیروی پیاده ای وجود ندارد با تکیه بر تانک و توپخانه آغاز میشود اما تا قبل از ظهر شکست می خورد. رییس جمهور عصبانی و خشمگین به نظر می رسد. بنی صدر چندی بعد حمله دیگری را برای شکست حصر آبادان سازمان می دهد . تفکرات نظامی – سیاسی خاص رییس جمهور باعث شده سپاه رادر این حملات به بازی نگیرد.
بنی صدر امیدوار است دراین حمله پس از شکست حصر ابادان و آزاد سازی خرمشهر به سوی بصره حرکت کند. این حمله نیز نتیجه ای در بر ندارد.
دومین حمله بنی صدر هم به نتیجه نمی رسد و آبادان همچنان در محاصره است. کمبود نیرو در جبهه ها کاملا به چشم می خورد ارتش امروز و فردا قرار است در این باره اطلاعیه بدهد، اوضاع جبهه ها، تقویت نیروهای نظامی را ضروری می سازد.
. در این روز امیر سرلشگر شهید محمدرضا ضیایی درسیدر این منطقه به شهادت رسید و عملیات با آتش شدید دشمن به هدف خود نرسید.
8/8/59 عملیات آفندی شمال آبادان
در تاریخ 19 مهر 1359 نیروهای عراقی توانستند بر روی رودخانه کارون در حوالی روستای مارد در خاک جمهوری اسلامی ایران یک دستگاه پل شناور را نصب کرده و در حالیکه نبرد تن به تن در خرمشهر ادامه داشت، به طرف جاده آبادان- اهواز پیشروی کرده و پس از عبور از جاده جهت قطع محور ابادان- ماهشر اقدام کنند. با مقاومت سرسختانه نیروهای ایرانی دشمن پس از تصرف سه راهی ماهشر آبادان به طرف رودخانه بهمنشیر متمایل شد و سعی نمود با عبور از رودخانه محاصره ابادان را کامل نماید. جهت ایجاد سهولت دسترسی زمینی به آبادان لازم بود تا در اولین گام جاده ماهشهر- ابادان از دست دشمن خارج گردد. لذا قرارگاه اروند که در این زمان مسوولیت منطقه را به عهده داشت طرح عملیات شمال آبادان را برای اجرا به یگان های محدود خودی ابلاغ نمود.
هر چند عملیات به اهداف نهایی خود نرسید و طرفین به مواضع قبلی خود بازگشتند.
عملیات آفندی عاشورا 28/8/59
انجام عملیات آفندی به ویژه در منطقه غرب کشور توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران در ماه های اولیه تجاوز دشمن، بسیار سخت و مشکل بود. نیروهای ایرانی به دشواری عراق را متوقف نموده و در حالیکه هنوز انسجام کامل و مناسبی بین یگان های نیروی زمینی ارتش ایران که به عنوان نیروهای اصلی جنگ عمل می کردند با نیروهای مردمی که هنوز سازماندهی نشده بودند و ترکیب مشخصی نداشته اند برقرار نشده بود، انتظار عمومی این بود که دشمن را به عقب رانده و جنگ به پایان برسد. براین اساس انجام عملیات آفندی و حمله به عراق اجتناب ناپذیر بود که نهایتا منجر به بازپس گیری قسمتی از مناطق اشغالی می شد و یا اینکه به انهدام دشمن اکتفا می گردید.این عملیات نیز نتیجه خاصی در بر نداشت .
عملیات نصر 5/10/59 تا 18/10/59
عملیات نصر با فرماندهی ستاد مشترک ارتش طرح ریزی و اجرا شد. در این عملیات علاوه بر یگان های ارتش، سه گروهان نیروی داوطلب از سپاه پاسداران نیز حضور داشتند که شماری از دانشجویان پیرو خط امام هم در میان آنان بودند. طبق طرح عملیات می بایست در چند مرحله انجام می شد و اهداف آن عبارت بود از: انهدام دشمن در جنوب کرخه کور و پیش روی به سمت جوفیر؛ آزادسازی غرب کارون از جمله خرمشهر و تامین مرز؛ عبور از مرز و تعقیب دشمن تا بصره. هرچند توان لازم برای رسیدن به این اهداف فراهم نشده بود، ولی مرحله اول این عملیات با موفقیت چشمگیری اجرا شد و 800 تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. در ادامه براثر فشار دشمن حفظ منطقه ممکن نگردید، لذا با عقب نشینی بدون برنامه، غنایم بدست آمده جاماند و نیروهای خط اول که از سپاه و دانشجویان پیرو خط امام بودند به محاصره دشمن درآمدند و بسیاری از آنان از جمله سیدحسین علم الهدی فرمانده سپاه هویزه به شهادت رسیدند
عملیات توکل 20/10/59
پس از اجرای ناموفق عملیات بزرگ 3/8/59 در منطقه عمومی آبادان، عملیات توکل با فرماندهی ستاد اروند و زیرنظر ستاد مشترک ارتش، طرح ریزی و اجرا شد. طبق طرح، مقرر شده بود که یگان های خودی در این عملیات در چند مرحله از شمال شرقی آبادان تا مرز شلمچه پیشروی کنند. مرحله اول عملیات از سه محور آغاز شد. در دو محور قوای زرهی و در یک محور نیروهای پیاده وارد عمل شدند. در سه راهی آبادان و کوی ذوالفقاریه که یگان های پیاده تک می کردند، خط نیروهای دشمن شکسته شد و تعدادی از آنها به اسارت درآمدند. لیکن نیروهای پیروز این محور - که شامل یگانی از ارتش و شماری از نیروهای سپاه، ستاد مشترک جنگ های نامنظم و فداییان اسلام بودند – به سبب پیشروی نکردن دو محور دیگر، نتوانستند موقعیت خود را تثبیت کنند و به ناچار عقب نشینی کردند. به این ترتیب عملیات در مرحله اول متوقف گردید. با ناکامی در مرحله اول مراحل بعدی نیز متوقف گردید. این آخرین عملیات در سطح گسترده بود و تا پس از عزل ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی کل قوا و تغییر استراتژی جنگ، عملیات بزرگی روی نداد.
عملیات رجایی و باهنر 11/6 تا 16/6/1360
درپی موفقیت در عملیات بازی دراز، تصمیم گرفته شد عملیات دیگری به اجرا درآید تا ضمن آزادسازی ارتفاع بازی دراز، ارتفاع قراویز و کوره موش نیز آزاد شوند.
این عملیات که سه روز پس از انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر اجرا شد، عملیات رجایی و باهنر نام گرفت و با فرماندهی مشترک سپاه و ارتش طرح ریزی شد و در سه محور به اجرا درآمد، عملیات در کوره موش چندان به طول نینجامید؛ در قراویز درگیری سنگین بود اما قله های آزاد شده تثبیت نگردید. در بازی دراز قله 1150 آزاد شد اما پس از شش روز تلاش و مقاومت رزمندگان در مقابل پاتک های دشمن، هدف های آزادشده تثبیت نگردید.
نتیجه گیری: به طور کلی سال اول جنگ سال بسیار تلخی برای ایران و ایرانیان بود و بخش عظیمی از خاک میهن در اشغال بعثی ها ماند و عملیات های صورت گرفته نیز فقط پیشروی را کند کرد وگرنه چیز قابل توجهی از مواضع اشغالی به مام میهن باز نگشت و عمده عملیات ها با شکست همراه بود و ایران در هر عملیات تعداد زیادی از افسران و سربازان و تجهیزات نظامی خود را از دست داد.
با آرزوی توفیق روزافزون همگی شما
