صفحه 1 از 3

پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم

ارسال شده: چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷, ۱۰:۴۷ ب.ظ
توسط Mil@d
دوستان روز گذشته در مطلب مربوط به استراتژی نیروی دریایی در اقیانوس هند اشاره ای گذرا به عملیات های ناکام سال اول جنگ کردم بعضی دوستان از من خواستند در رابطه با این مساله مطلب بنویسم که هرچند قلبا تمابلی به بازگو کردن آن ندارم و می دانم بسیاری در سایت مخالف باز شدن جعبه سیاه جنگ هستند و می خواهند جنگ برایشان همان چند عملیات پیروز مثل ثامن الائمه-فتح المبین-بیت المقدس-ولفجر 8 - کربلای 5 باقی بماند و باید به آنها گفت متاسفانه شکستهای ایران در زمان جنگ بیش از پیروزی های آنها بود و تنها دلیل ان عدم تجربه نظامی برخی فرماندهان جوان سال ان زمان بود که این روزها در رسانه ها می ایند و از اشتباهات خود می گویند و انها را می شناسید.

حتی من در کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی خواندم که قصد داشت چند تن از فرماندهان بی تدبیر جنگ را پس از شکست سنگین در عملیات رمضان و والفجر مقدماتی اعدام کند . می توانید از کتابفروشیها خاطرات رفسنجانی را تهیه کنید که بعضی بحث های مطرح در آن واقعا درد آور و تاثر انگیز است.

دوستان تعداد عملیات های ناکام در جنگ زیاد است لکن برای تلخ نشدن کام عزیزان از ذکر همه انها خودداری میکنم و تنها به چند عملیات سال اول جنگ که با فرماندهی عنصر بی لیاقتی چون به اصطلاح دکتر ابوالحسن بنی صدر باعث شهادت مظلومانه چند هزار جوان برومند ایرانی شد می پردازم.

فقط عاجزانه تقاضا مندم در رابطه با موضوع صحبت کنید و بحث انحرافی و بی ربط را در تاپیک دخیل نکنید.یک نکته نیز اینکه من تعداد عملیات های سال اول را 4 عدد ذکر کرده بوده که البته تعدادی عملیات محود نیز در آن سال انجام گرفت که بالطبع تعداد آن را بیشتر می کند.

عملیات پدافندی سومار 5/7/59

ارتش عراق در منطقه غرب کشور ایران سه محور اساسی را مورد هدف قرار داده بود که به ترتیب از سمت شمال منطقه قصر شیرین، سر پل ذهاب به سمت اسلام آباد و در قسمت میانی منطقه سومار و نفت شهر و در قسمت جنوبی منطقه مهران به طرف ایلام و دهلران قرار دارد. سراسر این منطقه پوشیده از رشته کوه هایی است که در امتداد مرز ایران و عراق گسترش یافته و حرکت ستونی، نظامی را در محورهای غرب به شرق و یا برعکس با دشواری فراوانی روبرو می کند، لذا دور از انتظار نبود که یگان های عراقی در همان ارتفاعات مرزی زمین گیر شده و تنها در محور هایی به پیشروی نسبی دست یابند که متکی به خطوط مواصلاتی بین شهرهای ایران باشد.
در منطقه سومار نیز اینچنین شد و به جز تصرف دو شهر کوچک نفت شهر و سومار در خاک جمهوری اسلامی ایران هدف مهمی توسط عراقی ها تصرف نگردید. یگان های تیپ دوم لشگر 81 زرهی از نیروی زمینی ارتش ایران برای مقابله با تهاجم عراق در این منطقه گسترش یافته بودند.
این عملیات به دلیل برتری نیروهای دشمن با تصرف نفت شهر و سومار پایان یافت و سرلشکر شهید منصور وطن پور از خلبانان شجاع هوانیروز در این ایام در منطقه جنوب به شهادت رسید.

عملیات آفندی پای پل کرخه 23/7/59
اولین حمله ارتش در مقابل ارتش عراق اموز 23 مهر ماه انجام می شود. بنی صدر شب قبل تعداد زیادی از مسوولان کشور و فرماندهان نظامی رادر پایگاه چهارم شکاری دزفول جمع و اعلام کرد فردا تا بستان یا شاید هم تا «العماره » عراق پیش خواهیم رفت. این حمله که در آن هیچ نیروی پیاده ای وجود ندارد با تکیه بر تانک و توپخانه آغاز میشود اما تا قبل از ظهر شکست می خورد. رییس جمهور عصبانی و خشمگین به نظر می رسد. بنی صدر چندی بعد حمله دیگری را برای شکست حصر آبادان سازمان می دهد . تفکرات نظامی – سیاسی خاص رییس جمهور باعث شده سپاه رادر این حملات به بازی نگیرد.
بنی صدر امیدوار است دراین حمله پس از شکست حصر ابادان و آزاد سازی خرمشهر به سوی بصره حرکت کند. این حمله نیز نتیجه ای در بر ندارد.
دومین حمله بنی صدر هم به نتیجه نمی رسد و آبادان همچنان در محاصره است. کمبود نیرو در جبهه ها کاملا به چشم می خورد ارتش امروز و فردا قرار است در این باره اطلاعیه بدهد، اوضاع جبهه ها، تقویت نیروهای نظامی را ضروری می سازد.
. در این روز امیر سرلشگر شهید محمدرضا ضیایی درسیدر این منطقه به شهادت رسید و عملیات با آتش شدید دشمن به هدف خود نرسید.

8/8/59 عملیات آفندی شمال آبادان

در تاریخ 19 مهر 1359 نیروهای عراقی توانستند بر روی رودخانه کارون در حوالی روستای مارد در خاک جمهوری اسلامی ایران یک دستگاه پل شناور را نصب کرده و در حالیکه نبرد تن به تن در خرمشهر ادامه داشت، به طرف جاده آبادان- اهواز پیشروی کرده و پس از عبور از جاده جهت قطع محور ابادان- ماهشر اقدام کنند. با مقاومت سرسختانه نیروهای ایرانی دشمن پس از تصرف سه راهی ماهشر آبادان به طرف رودخانه بهمنشیر متمایل شد و سعی نمود با عبور از رودخانه محاصره ابادان را کامل نماید. جهت ایجاد سهولت دسترسی زمینی به آبادان لازم بود تا در اولین گام جاده ماهشهر- ابادان از دست دشمن خارج گردد. لذا قرارگاه اروند که در این زمان مسوولیت منطقه را به عهده داشت طرح عملیات شمال آبادان را برای اجرا به یگان های محدود خودی ابلاغ نمود.
هر چند عملیات به اهداف نهایی خود نرسید و طرفین به مواضع قبلی خود بازگشتند.

عملیات آفندی عاشورا 28/8/59

انجام عملیات آفندی به ویژه در منطقه غرب کشور توسط نیروهای جمهوری اسلامی ایران در ماه های اولیه تجاوز دشمن، بسیار سخت و مشکل بود. نیروهای ایرانی به دشواری عراق را متوقف نموده و در حالیکه هنوز انسجام کامل و مناسبی بین یگان های نیروی زمینی ارتش ایران که به عنوان نیروهای اصلی جنگ عمل می کردند با نیروهای مردمی که هنوز سازماندهی نشده بودند و ترکیب مشخصی نداشته اند برقرار نشده بود، انتظار عمومی این بود که دشمن را به عقب رانده و جنگ به پایان برسد. براین اساس انجام عملیات آفندی و حمله به عراق اجتناب ناپذیر بود که نهایتا منجر به بازپس گیری قسمتی از مناطق اشغالی می شد و یا اینکه به انهدام دشمن اکتفا می گردید.این عملیات نیز نتیجه خاصی در بر نداشت .

عملیات نصر 5/10/59 تا 18/10/59
عملیات نصر با فرماندهی ستاد مشترک ارتش طرح ریزی و اجرا شد. در این عملیات علاوه بر یگان های ارتش، سه گروهان نیروی داوطلب از سپاه پاسداران نیز حضور داشتند که شماری از دانشجویان پیرو خط امام هم در میان آنان بودند. طبق طرح عملیات می بایست در چند مرحله انجام می شد و اهداف آن عبارت بود از: انهدام دشمن در جنوب کرخه کور و پیش روی به سمت جوفیر؛ آزادسازی غرب کارون از جمله خرمشهر و تامین مرز؛ عبور از مرز و تعقیب دشمن تا بصره. هرچند توان لازم برای رسیدن به این اهداف فراهم نشده بود، ولی مرحله اول این عملیات با موفقیت چشمگیری اجرا شد و 800 تن از نیروهای دشمن به اسارت درآمدند. در ادامه براثر فشار دشمن حفظ منطقه ممکن نگردید، لذا با عقب نشینی بدون برنامه، غنایم بدست آمده جاماند و نیروهای خط اول که از سپاه و دانشجویان پیرو خط امام بودند به محاصره دشمن درآمدند و بسیاری از آنان از جمله سیدحسین علم الهدی فرمانده سپاه هویزه به شهادت رسیدند

عملیات توکل 20/10/59
پس از اجرای ناموفق عملیات بزرگ 3/8/59 در منطقه عمومی آبادان، عملیات توکل با فرماندهی ستاد اروند و زیرنظر ستاد مشترک ارتش، طرح ریزی و اجرا شد. طبق طرح، مقرر شده بود که یگان های خودی در این عملیات در چند مرحله از شمال شرقی آبادان تا مرز شلمچه پیشروی کنند. مرحله اول عملیات از سه محور آغاز شد. در دو محور قوای زرهی و در یک محور نیروهای پیاده وارد عمل شدند. در سه راهی آبادان و کوی ذوالفقاریه که یگان های پیاده تک می کردند، خط نیروهای دشمن شکسته شد و تعدادی از آنها به اسارت درآمدند. لیکن نیروهای پیروز این محور - که شامل یگانی از ارتش و شماری از نیروهای سپاه، ستاد مشترک جنگ های نامنظم و فداییان اسلام بودند – به سبب پیشروی نکردن دو محور دیگر، نتوانستند موقعیت خود را تثبیت کنند و به ناچار عقب نشینی کردند. به این ترتیب عملیات در مرحله اول متوقف گردید. با ناکامی در مرحله اول مراحل بعدی نیز متوقف گردید. این آخرین عملیات در سطح گسترده بود و تا پس از عزل ابوالحسن بنی صدر از فرماندهی کل قوا و تغییر استراتژی جنگ، عملیات بزرگی روی نداد.

عملیات رجایی و باهنر 11/6 تا 16/6/1360
درپی موفقیت در عملیات بازی دراز، تصمیم گرفته شد عملیات دیگری به اجرا درآید تا ضمن آزادسازی ارتفاع بازی دراز، ارتفاع قراویز و کوره موش نیز آزاد شوند.
این عملیات که سه روز پس از انفجار دفتر نخست وزیری و شهادت محمدعلی رجایی و محمدجواد باهنر اجرا شد، عملیات رجایی و باهنر نام گرفت و با فرماندهی مشترک سپاه و ارتش طرح ریزی شد و در سه محور به اجرا درآمد، عملیات در کوره موش چندان به طول نینجامید؛ در قراویز درگیری سنگین بود اما قله های آزاد شده تثبیت نگردید. در بازی دراز قله 1150 آزاد شد اما پس از شش روز تلاش و مقاومت رزمندگان در مقابل پاتک های دشمن، هدف های آزادشده تثبیت نگردید.


نتیجه گیری: به طور کلی سال اول جنگ سال بسیار تلخی برای ایران و ایرانیان بود و بخش عظیمی از خاک میهن در اشغال بعثی ها ماند و عملیات های صورت گرفته نیز فقط پیشروی را کند کرد وگرنه چیز قابل توجهی از مواضع اشغالی به مام میهن باز نگشت و عمده عملیات ها با شکست همراه بود و ایران در هر عملیات تعداد زیادی از افسران و سربازان و تجهیزات نظامی خود را از دست داد.

با آرزوی توفیق روزافزون همگی شما

ارسال شده: چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷, ۱۱:۱۶ ب.ظ
توسط shadro
حاجي دستت درد نکنه ولي بنظر من کل جنگ دردناک بود و...............................مابقي هم فقط سکوت......

ارسال شده: چهارشنبه ۸ آبان ۱۳۸۷, ۱۱:۴۷ ب.ظ
توسط AMIR-Z
موارد تلخ در جنگ بسیارند ، اما چیزی که هست حقایق برای عبرت نسلهای بعد بایست گفته شود . قابل ذکر است که در تعدادی از عملیتهای مهم در طول جنگ شمار زیادی از نیروهای پیاده مان توسط نیرو هوایی و گردانهای توپخانه خودی بوسیله دستیابی دشمن به فرکانسهای رادیوئیمان و دادن اطلاعات غلط به جبهه هایمان به شهادت رسیدند !

ارسال شده: پنج‌شنبه ۹ آبان ۱۳۸۷, ۱:۲۴ ق.ظ
توسط Mil@d
تجاوز سراسری ارتش عراق به ايران در تاریخ ۳۱/۶/۵۹ با هدف شكست نظامي ايران و رسيدن به اهداف زير انجام گرفت:

۱- لغو قرارداد 1975 الجزاير

2- تجزيه خوزستان

3- ودرنهايت براندازي جمهوري اسلامي ايران

مقاومت اندك نيروهاي نظامي در برخي خطوط مرزي سبب گرديد نيروهاي دشمن به سهولت از خطوط مرزي عبور كنند و برخي از شهرهاي ايران را محاصره نمايند. اهميت و جايگاه خوزستان در استراتژي تهاجمي عراق، موجب شد توان اصلي ارتش عراق در اين منطقه متمركز شود. لشكرهاي 1 مكانيزه و 10 زرهي ارتش عراق با پيشروي در منطقه غرب رودخانه كرخه، فاصله 80 كيلومتري مرز تا رودخانه را طي چهار روز پشت سر گذاشتند. در محور بستان - سوسنگرد‍‍‍‍ لشكر 9زرهي ارتش عراق در همان خيز اول بستان را اشغال كرد و سوسنگرد و حميديه را محاصره نمود و به نزيكي اهواز رسيد كه با شبيخون برادران سپاه و بسيج اهواز عقب نشيني كرد. در محور جنوب غربي اهواز لشكر 5 مكانيزه عراق بعد از تصرف جفير و پادگان حميد تا منطقه نورد در 15 كيلومتري جنوب اهواز پيشروي كرد و سپس از حركت ايستاد. در محور شلمچه لشكر 3 زرهي و تيپ 33 نيروي مخصوص براي اشغال خرمشهر و آبادان وارد عمل شدند كه بر اثر مقاومت مردم، بسيج و سپاه در خرمشهر تا چهارم آبان 59 (به مدت 34 روز) دشمن نتوانست اين شهر را تصرف كند. نيروهاي لشكر 3 در 19 مهر 1359 در منطقه اي كه هيچ گونه مواضع دفاعي وجود نداشت، از رودخانه كارون عبور كردند و شهر آبادان را به محاصره در آوردند. در مجموع، ارتش عراق در اين مرحله از تهاجم, بيش از 15000 كيلومتر مربع از اراضي ايران را اشغال كرد و در آن مستقر شد. نواقص و كاستي هاي نظامي ايران، هنگامي كه فرماندهي كل قوا بر عهده بني صدر بود، نقش زيادي در سهولت پيشروي ارتش عراق و محاصره و اشغال شهرها داشت. آرايش دفاعي ايران به شيوه سنتي و بدون بررسي دقيق و در نظر گرفتن احتمالات گوناگون انجام گرفته بود. گسترش عملياتي و تاكتيك نظامي ايران دچارنقص بود، معابر مسدود نشده بود و درك روشني از تلاش اصلي عراق وجود نداشت.

"كردزمن" دلايل عدم آمادگي جنگي ايران را فقدان قرارگاه فرماندهي درمناطق جنگي ومستقرنبودن توپخانه وهلي كوپترهاي تهاجمي و كليه يگانهاي ارتش در مرز ذكر مي كند و مي نويسد: «ايران هيچ گونه آرايش نظامي در مناطق بسيار حساس نزديك خرمشهر و آبادان نداشت. نزديك ترين لشكر ايران به منطقه عملياتي دراهواز مستقر بود كه 40 تا 50 كيلومتر تا صحنه جنگ فاصله داشت.»(۱)

وي سهولت پيشروي نيروهاي عراقي را نشانه عدم آمادگي دفاعي ايران دانسته و مي نويسد: «در واقع حتي اعلاميه هاي نظامي عراق نيز نشان مي داد كه ارتش عراق در طول يكي دو روز اول جنگ با مقاومت زيادي روبرو نشده، بنابر اين تمامي شواهد حكايت دارند كه اين عراق بوده است كه با آمادگي كامل و با به كارگيري نيروهاي نظامي، تهاجم همه جانبه اي را عليه ايران سازمان داد، در حالي كه ايران حتي از آمادگي دفاعي كامل برخوردار نبود.»(۲)

نماينده امام در شوراي عالي دفاع حضرت آيت ا.. خامنه اي در تشريح وضعيت دفاعي ايران و ناتواني در بهره برداري از توان و امكانات موجود گفت: «... ازجمله شهرهايي كه به شدت تهديد مي شد دزفول بود، در حالي كه ما در آنجا نيرو كم داشتيم و وقتي به فرماندهان ارتش مي گفتيم، مي گفتند نيرو كم داريم و يا نيرو و تجهيزات هر دو را با هم نداريم، درست هم بود، به اين معنا كه آمادگي لازم را براي خودشان در اين جنگ تهيه نديده بودند. در صورتي كه ابزارهاي زيادي داشتيم ولي از كار افتاده بود و مهمات زيادي داشتيم كه اينها از وجودش خبر نداشتند. افراد زيادي هم داشتيم كه اينها در پادگانها حضور نداشتند و لذا وضعمان خيلي بد بود.»(۳)

مقاومت نيروهاي مردمي و انقلابي به ويژه در شهرها، بسياري از كاستي ها را جبران كرد و نقش تعيين كننده در ناكامي ارتش عراق داشت.

دلايل ناتواني عراق براي بهره برداري از وضعيت سياسي- نظامي و دست نيافتن به پيروزي قاطع و روشن عليرغم توضيحات و نظرياتي كه ناظران و تحليل گران نظامي تا كنون ارائه كرده اند، همچنان مبهم است، اما آنچه بيشتر تأكيد مي شود «عدم وجود يك استراتژي نظامي روشن» است. كه آن رامركز ثقل ناكامي عراق مي دانند، زيرا رفتار نظامي عراق نشان دهنده اين است كه نيروهاي عراقي نمي دانستند تا چه حد بايد پيشروي كنند و اهداف آنها مشخص نبود. به همين دليل عراق با دستور توقف به ارتش در حال پيشروي، دچار يك اشتباه نظامي جبران ناپذير شد. همچنين اطلاعات غلط و نادرست و اشتباه در محاسبات اوضاع داخلي ايران، بخش ديگري از عوامل ناكامي عراق است. در واقع آنچه پس از تهاجم عراق، در داخل ايران روي داد «ظهور جنگ مردمي در شهرها» و «تحكيم موقعيت سياسي ايران» بود. حال آنكه عراقي ها تصور مي كردند كه جبهه نظامي سراسري در زمين و هوا به مثابه يك شوك، به سقوط نظام انقلابي ايران منجر خواهد شد.

رهبري عراق از روح انقلابي مردم كه شاه را ساقط كرده و آماده بودند تا به دفاع از انقلاب برخيزند غافل بوده و رهبري عراق تنها به مشاهده ظواهر و تكيه بر منابع اطلاعاتي امريكا و غرب و اطلاعات عناصر فراري ضد انقلاب اكتفا كرده است، براي همين «قدرت پنهان ايران» را درك نكرده و از همين نقطه آسيب پذير شده است.

تنها يك هفته پس از شروع جنگ، صدام در سخناني خطاب به ملت عراق اعلام كرد: «عراق به مقاصد ارزي خود نائل شده و مايل است خصومت ها را كنار بگذارد و به مذاكره بپردازد.»(۴)

دبير كل سازمان ملل در تاريخ 22 سپتامبر 1980 (31/6/59) در شرايطي كه به ايران تجاوز شده بود به دولت هاي ايران و عراق پيشنهاد كرد: «دو دولت مساعي جميله خود را در جهت كمك به حل مسالمت آميز برخورد ميان دو كشور به كار بندند.»(۵)

روز بعد نخستين جلسه شوراي امنيت سازمان ملل برگزار شد و اولين موضع گيري خود را با جانبداري از عراق با صدور بيانيه اي اتخاذ كرده و از طرفين متخاصم مي خواهد «از استفاده بيشتر از زور خودداري كنند و پيشنهاد صحيح ميانجي گري و مصالحه را بپذيرند.»(۶) در اين بيانيه هيچ اشاره اي به نقض تماميت ارضي ايران نشده است.

جمهوري اسلامي با توجه به تردد هيئت هاي مانجي گري و در خواست هايي كه براي برقراري صلح ارائه مي شد، شرايط خود را اعلام كرد:

1- محكوميت متجاوز 2- عقب نشيني نيروهاي اشغالگر به مرزهاي بين المللي

3- پرداخت غرامت 4- بازگشت پناهندگان.(۷)

در وضعيتي كه ارتش عراق در مناطق اشغالي مستقر بود، كليه هيئت هاي صلح ابتدا از ايران مي خواستند كه آتش بس را بپذيرد!

آنچه که بعدها امام خمینی (ره) بیان کردند, مواضع برحق ایران را نمایان ساخت: «ایران می گوید تا از خانه ما بیرون نروید وتا جرم هایی که کرده اید معلوم نشود که مجرم هستید و تا ضررهایی که به ایران زدید جبران نشود و حکم به جبران نشود, صلح معنی ندارد.»(۸)

رهبری عراق متعاقب نرسیدن به اهداف نظامی و ناکامی در تحمیل صلح به ایران پس از هفته اول جنگ, بیشترین تلاش نظامی خود را روی اشغال شهرهای سوسنگرد, خرمشهروآبادان متمرکز کرد. لیکن مقاومت نیروهای مردمی و سپاه و عناصر ژاندارمری وارتش در سوسنگرد و فرمان امام مبنی بر شکستن محاصره آبادان, طرح دشمن را عقیم گذاشت. تداوم مقاومت در خرمشهر و اشغال این شهر با تأخیر, خسارات فراوانی به دشمن وارد کرد. در این مرحله بیشترین فشار عراق بر اشغال آبادان متمرکز شد تا بتواند با تصرف ساحل شمالی اروند به حداقل اهداف خود مبنی بر لغو قرارداد 1975 دست یابد. امام با درکی که از ماهیت تلاشهای نظامی- سیاسی عراق داشتند فرمان شکستن حصر آبادان را در 14 آبان 59 صادر فرمودند. تشدید مقاومت در آبادان و عقب راندن دشمن در برخی مناطق, این استراتژی عراق را با شکست مواجه کرد.

رژیم عراق که با اقدام به جنگ تحمیلی نتوانسته بود صلح تحمیلی به ایران تحمیل کند, از دو را «عقب نشینی» یا «استقرار در مواضع اشغالی» به دلیل عدم توضیح روشن برای عقب نشینی و همچنین با تصور اینکه قوای ایران قادر به عقب راندن متجاوزان نخواهند بود استقرار در مواضع اشغالی را برگزید. در واقع ناتوانی نظامی ایران برای حمله به نیروهای عراق, ضامن امنیت آنها بود.

عراقی ها در مرحله جدید با اطمینان از تضمین امنیت عراق در مواضع تحت اشغال, در انتظار تشدید بحران داخلی در ایران و مجبور شدن جمهوری اسلامی به پذیرش صلح تحمیلی بودند. در عین حال برای تقویت قوای نظامی و کسب حمایت های سیاسی طارق عزیز حداقل سه بار به فرانسه سفر کرد که یکی از اهداف اصلی این سفر, دریافت هواپیماهای جنگنده میراژ بود. طارق عزیز به مسکو نیز با هدف ترمیم روابط ورفع تحریم تسلیحاتی سفر کرد که نتیجه مطلوبی نداشت.

جمهوری اسلامی, پس از متوقف کردن قوای دشمن با مقاومت های مردمی, در مرحله جدید می بایست متجاوزان را از سرزمین های اشغالی عقب می راند. تداوم استقرار نیروهای متجاوز در مناطق اشغالی سرنوشت سیاسی بنی صدر را تحت تأ ثیر قرار داده بود, بنا بر اين آزادسازي اين مناطق و كسب پيروزي در جنگ مي توانست به ارتقاي موقعيت سياسي وي بانجامد. بني صدر مي پنداشت كه تنها با اتكا به ارتش و استفاده از روشهاي كلاسيك مي تواند به اين مهم دست يابد. او كه در پي حذف نيروهاي خط امام از صحنه سياسي كشور بود، راهكارهاي نيروهاي انقلابي ومردمي را که در مرحله دفاع و مقاومت نقش اصلي را داشتند ناديده مي گرفت.

در اين مرحله با هدف آزادسازي مناطق اشغالي چهارعمليات طرح ريزي و اجرا شد:

1- عمليات نيروهاي ارتش در 23 مهر 59 در منطقه غرب كرخه با هدف آزادسازي اين منطقه تا قبل از ظهر روز عمليات به دليل ناكامي پايان يافت و نيروها به مواضع خود بازگشتند.

2- در 13 آبان 59 متعاقب محاصره آبادان، نيروهاي ارتش براي شكستن محاصره اين شهر عملياتي اجرا كردند ولي بنا به دلايلي از جمله نداشتن اطلاعات كافي وحتي اطلاعات غلط با ناكامي روبرو شدند.

3- در 15 دي عمليات نصر(هويزه) درغرب كارون با هدف آزادسازي خرمشهر اجرا شد. اين عمليات عليرغم موفقيت اوليه به شكست انجاميد. اين عمليات صرف نظر از بعد نظامي به دليل اهانت به دانشجويان پيرو خط امام كه پس ازتحويل گروگانها عازم جبهه شده بودند، انعكاس نسبتأ وسيعي در صحنه مناقشات سياسي داشت.

4- در20دي ماه، عمليات توكل با هدف شكستن حصرآبادان و آزادسازي خرمشهر انجام شد كه نتيجه اي همانند قبلي ها داشت.

نتيجه شكست هاي پي درپي ارتش سبب شد كه در بعد نظامي تفكر تهاجم گسترده به دشمن كنار گذاشته شود.

پيدايش اين وضعيت تا اندازه اي بديهي بود، لذا پس از مواجه شدن با ناكامي جز انديشه پدافندي و اجراي تك هاي محدود و محلي راه حل ديگري تصور نمي شد. با گذشت 4 ماه از تجاوز دشمن اشغالگران همچنان در سرزمين هاي اشغالي مستقر بودند و عمليات هاي انجام شده جز اتلاف وقت و نابودي امكانات موجود كه جايگزيني آن عملا ناممكن بود، نتيجه اي دربرنداشت بني صدر كه موقعيت خود را در مخاطره مي ديد با سازمان مجاهدين خلق (منافقين) و چپ هاي آمريكايي ائتلاف كرد تا با دامن زدن به مناقشات داخلي آنچه نتوانسته بود در بعد نظامي كسب كند را بدست آورد.

غائله 14 اسفند 59 در دانشگاه تهران نقطه آغاز مرحله جديد منازعات سياسي بود. عراق با مشاهده ناتواني نظامي ايران و مناقشات داخلي انديشه عمليات آفندي را در خود تقويت كرد.

تداوم بحران سياسي داخلي در حالي كه جبهه ها در وضعيت نامطلوبي به سر مي برد و با وجود تأكيد امام (ره) بر اصل بودن جنگ، سرانجام در خرداد 1360 به درگيري مسلحانه داخلي انجاميد. امام بني صدر را از فرماندهي كل قوا خلع كردند و مجلس كفايت سياسي وي را به بحث گذاشت و در نتيجه عدم كفايت سياسي بني صدر به اتفاق آراء - در حالي كه نمايندگان نهضت آزادي از شركت در مجلس خودداري كرده بودند- به تصويب رسيد. وزير خارجه وقت فرانسه(كلود شسون) رسماً اعلام كرد: «اگر بني صدر از فرانسه تقاضاي پناهندگي كند، چون فرانسه كشور حقوق بشر است! به وي پناهندگي خواهيم داد و از او حمايت خواهيم كرد.»(۹)

صدام نيز درمصاحبه اي گفت: «چنان چه بني صدر تمايل داشته باشد، عراق آماده دادن پناهندگي سياسي به وي مي باشد.»(۱۰)

سرانجام بني صدر به اتفاق مسعود رجوي با كمك خلبان شاه، به فرانسه گريخت و منافقين موجي از ترور و انفجار را به اميد براندازي جمهوري اسلامي در سراسر كشور به راه انداختند.*

صدام كه پيش از اين حوادث در ديدار با كميته حسن نيت، آمادگي خود را براي آتش بس و مذاكره سياسي اعلام كرده بود، پس از مشاهده وضعيت سياسي- نظامي ايران در تير1360 اعلام كرد: «اگر مي خواهيد نظر ما را بدانيد ما ترجيح مي دهيم در حالي كه جنگ ادامه دارد با ايرانيان به قصد رسيدن به توافق به مذاكره بنشينيم. زماني كه به توافق رسيديم مي گوييم جنگ خاتمه يابد.»(۱۱)

بدين ترتيب سال اول جنگ در وضعيتي به پايان رسيد كه هيچ گونه پيروزي نظامي به دست نيامد و كشور در گرداب عميقي از بحران سياسي و امنيتي فرو رفته بود.

ارسال شده: پنج‌شنبه ۹ آبان ۱۳۸۷, ۲:۳۵ ب.ظ
توسط Hadi1001
يک هدف عراق يادت رفت بگي اونم رسيدن به دريا بود

Re: پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم

ارسال شده: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷, ۳:۴۵ ب.ظ
توسط sidewinder
خدا رحمت کنه کسی رو که چنین فرماندهان و تجهیزاتی رو تربیت کرد و بوجود آورد که با ته مونده هاش 8 سال جنگیدیم. آیا واقعا و بالاغیرتا اگر تو 1 سال اول نیروی هوایی نبود ما الان عربی حرف نمیزدیم؟؟؟ خدایش کسانیکه خدمات به چنین نیرویی میدادند از اول چنین توانایی داشتند؟؟ از کجا یاد گرفتند؟ چطوری؟ با کدوم هزینه؟ آیا این هزینه ها تلف شدند؟ تازه اینها همش نبود (شاید بگم 20 درصد توانایی اصلی بود) ولی همون، اونقدر بود که جواب بده. اگر من بی نهایت ایمان داشته باشم بدون فرماندهی و تجهیزات چیکار میتونم بکنم؟؟؟؟ حالا اصلا با موضوعات معنوی کاری نداریم، آیا طراحی چنان عملیاتهای هوایی و زمیبی با نیروی ایمان انجام شد؟ چنان ابتکار و خلاقیتی با نیروی ایمان انجام شد؟ حداقل خود اون کشورهائیکه بصورت نامریی با ما جنگیدند میدونند که ما چیکار کردیم و چطوری جنگیدیم، با همشون با هم. من با ایمان کاری ندارم اون سر جای خودش و امیدوارم افراد منطقی و واقعیت نگر منظور حرف های من رو متوجه بشن (که میدونم میشن). باید واقعیت ها رو قبول کرد، بد و خوبش رو با هم. آمار و رکوردهایکه ایرانیان از تجهیزات ساخت یک کشور در 8 سال ثبت کردند خود اون کشور با ابزار ساخت خودش نتونست کسب کنه. زمانی خلبانی ایرانی گفت من هشت سال با کشوری جنگیدم که اگر نبود من هم مرده بودم. ما داشتیم با دست خودمون چنان پتانسیل عظیمی رو از بین میبردیم تا عراق حمله کرد، تا 1 سال که فقط با تنها چیزی که داشتیم جنگیدیم (نیروی هوایی)، طول کشید تا نیرو تجهیز کنیم حالا شما فکر کنید نیرو رو تجهیز کردیم حالا کی به اینها بگه چیکار کن و از کجا بروند و چه جوری بروند شرطه.
هر آدمی بد و خوب رو با هم داره و اینکه توی این ترازو کفه بدی سنگینتره یا خوبی رو زمان مشخص میکنه.
من نه طرفداری از کسی میکنم و نه بدگویی از کس دیگه، فقط و فقط واقعیتها هستند که مهمند، همیشه اینطور بوده و همیشه خواهد بود. روزی، امروز را وزن خواهند کرد. تصویر

Re: پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم

ارسال شده: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷, ۸:۴۰ ب.ظ
توسط Mohammad 1985
این بحث خیلی گسترده تر از اینه بخوایم همه چیزو بندازیم گردن بنی صدر و بگیم کاملا تقصیر اون بوده ! حالا متاسفانه نمیشه بحث رو باز کرد که سیاسی میشه و اینجا هم پست سیاسی ممنوعه !
همین ارتش ایران برای مقابله با ارتش شوروی بسته شده بود ارتش عراق که عددی نبود جلوش حالا بماند چرا در اول جنگ و به چه دلیل به خصوص نیروی زمینی ضعیف عمل کرد ولی همون ارتش ضعیف شده قادر به انجام عملیات هایی در سطح مروارید و کمان 99 بود مثلا شما فکر می کنید اجرا و برنامه ریزی عملیاتی مثل کمان 99 در 24 ساعت ممکنه؟ و بار اصلی جنگ رو نیروی هوایی در ابتدای جنگ به دوش میکشید .
تاریخ بعدا در این مورد قضاوت خواهد کرد. اما به هر حال نکته مهم به زانو در آمدن سردار بزرگ قادسیه ( صدام حسین معدوم ) در غیرت ایرانی بود تسخیر زره ای از خاک ایران که اون این آرزو رو با خودش به گور برد . شکست صدام در جنگ با ایران شکست تمام عربهای ضد ایرانی بود مصر عربستان لیبی و ...
زنده باد ایران پاینده با ایرانی

Re: پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم

ارسال شده: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷, ۹:۰۷ ب.ظ
توسط Mil@d
   ,

حرفت درست...
به هر حال تاریخ گذشته و حرف من و تو چیزی رو عوض نمیکنه...
ولی یکی از نقاط همیشه مغفول جنگ ادامه آن پس از آزادی خرمشهر است و بین بسیاری پیرامون این موضوع اختلاف است.
اگر جنگ را در سال 61 خاتمه می دادیم ایران 6 سال جلوتر می افتاد و حجم خسارت های جنگی نیز قسمت بیشترش مربوط به 6 سال بعد از آزادی خرمشهر است.
البته یک بحث کلیشه شده ای راه میاندازند که اگر جنگ را تمام می کردیم صدام باز هم حمله می کرد چنانکه در پایان جنگ هم حمله کرد.
با این طرز فکر پس در همان سال 67 هم نباید جنگ تمام می شد و جنگ بایستی به طور دائمی ادامه می یافت.

Re: پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم

ارسال شده: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷, ۹:۱۱ ب.ظ
توسط f14tomcat
یادمان نرودکه ارتش بر اساس تاکتیک وبرنامه منظم تلفاتی به مراتب کمتر از سایرنیروهاداشت واگردرعملیاتی عقب نشینی می کرده این شکست نیست بلکه تدبیراست تاجوانهای این مرزوبوم بیش از این تلف نشوند.
اصولادرشکست وپیروزی درجنگ عوامل بسیاری دخیلندواین که همه تقصیرهابرگردن یک نفرانداخته شودصحیح نیست.

Re: پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم

ارسال شده: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷, ۹:۱۸ ب.ظ
توسط hedayat.m
ولی یکی از نقاط همیشه مغفول جنگ ادامه آن پس از آزادی خرمشهر است و بین بسیاری پیرامون این موضوع اختلاف است.
اگرجنگ را در سال 61 خاتمه می دادیم ایران 6 سال جلوتر می افتاد و حجم خسارتهای جنگی نیز قسمت بیشترش مربوط به 6 سال بعد از آزادی خرمشهر است.
البته یک بحث کلیشه شده ای راه میاندازند که اگر جنگ را تمام می کردیم صدام باز هم حمله می کرد چنانکه در پایان جنگ هم حمله کرد.
با این طرز فکر پس در همان سال 67 هم نباید جنگ تمام می شد و جنگ بایستی به طور دائمی ادامه می یافت.


بارها فرماندهان و سیاسیون جواب این مطلب رو دادن و نمی دونم با چه هدفی هر سال این مطلب رو دوباره زنده میکنند. هدف هم کوبیدن سپاه و ارتش و در کل فرماندهان و مسئولان کشوره و کسانی که این مطالب رو عنوان می کنند کوچکترین سررشته ای از اون اوضاع ندارن و صرفا قصد بهره برداری سیاسی مطرحه.(منظور جناب میلاد عزیز نیست)

تنها ارگانی که به صورت رسمی پیشنهاد پایان جنگ رو مطرح کرد نهضت آزادی بود که اون هم 5 ماه بعد از آزادی خرمشهر و در کنگره داخلی خودش و نه بصورت پیشنهاد تدوین شده، درثانی عراق و جهان پایان جنگ رو نمی پذیرفت پایان جنگ بعد از فتح فاو کلید خورد.

به قول امام راحل:
من به خاطر این هشت سال دفاع مقدس یك لحظه هم نادم و پشیمان نیستم.
و همین طور بنده

حتی من در کتاب خاطرات هاشمی رفسنجانی خواندم که قصد داشت چند تن ازفرماندهان بی تدبیر جنگ را پس از شکست سنگین در عملیات رمضان و والفجرمقدماتی اعدام کند . می توانید از کتابفروشیها خاطرات رفسنجانی را تهیهکنید که بعضی بحث های مطرح در آن واقعا درد آور و تاثر انگیز است.


ما کتاب آقای هاشمی رو نه به عنوان سند تاریخی بلکه گزارش و در بعضی موارد توجیه عملکرد خودشان می دونیم.

Re: پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم

ارسال شده: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷, ۹:۳۰ ب.ظ
توسط Mil@d
hedayat.m,

برای رفع هرگونه سوتفاهم بنده هیچ قصد و غرضی از ابراز این موضوع ندارم...به هر حال چشم بسته که نمی گویم یک سری مستندات و واقعیات ثبت شده تاریخی حتی در روزنامه های آن زمان هست.
یعنی موضوع پیشنهاد جبران خسارت های ایران توسط اعراب(حالا چه میدادن چه نمیدادن) رو رد میکنی؟ قطعنامه 514 نیز صادر شد و بازگشت به مرزهای بین المللی و ترک جنگ نیز مورد تاکید قرار گرفت.
البته به مساله خسارات جنگی که به ایران باید پرداخت شود نپرداخت ولی خوب فرقی هم نمی کرد همین 97.2 میلیارد دلار اعلام شده از سوی سازمان ملل هم نتوانستیم بگیریم.

به هر حال نزدیک به 27 سال از آزادی خرمشهر می گذرد و بهتر است در فضایی آرام و منطقی به بحث پیرامون آن پرداخته شود هرچند که چیزی عوض نخواهد شد و زمان برنمیگردد.

Re: پشت پرده شکست ايران در عمليات هاي سال 1359 را بهتر بشناسيم

ارسال شده: شنبه ۳ اسفند ۱۳۸۷, ۱۰:۰۰ ب.ظ
توسط hedayat.m
قطعنامه 514 نیز صادر شد و بازگشت به مرزهای بینالمللی و ترک جنگ نیز مورد تاکید قرار گرفت.
البته به مساله خساراتجنگی که به ایران باید پرداخت شود نپرداخت ولی خوب فرقی هم نمی کرد همین97.2 میلیارد دلار اعلام شده از سوی سازمان ملل هم نتوانستیم بگیریم.


شروط ما برای پایان جنگ:
شناسایی متجاوز
بازگشت به مرز های بین المللی
دریافت غرامت

که تمامی اینها در قطعنامه 598 تجلی یافت و عراق و قدرت ها برای پذیرش و اجرای اون آماده بودند. ضمانت اجرایی قطعنامه 514 چی بود؟ وقتی به ضرر ما و به نفع عراق بود.

حتما بعد از قضیه انرژی هسته ای متوجه شدید که صدور قطعنامه الزاما منجر به اطاعت کشور ها نمیشه. فقط در صورتی قطعنامه اجرا میشه که از لحاظ سیاسی هم مقبولیت برای همه طرف های درگیر داشته باشه.

قطعنامه 514 فاقد هر یک از شروط بالاست و کلا به صورت "توصیه" صادر شد. ولی بهتر از قطعنامه 479 بود.

قطعنامه شماره 514 (1982)
«شوراي امنيت‌، با بررسي مجدد موضوع تحتعنوان «وضعيت مابين ايران و عراق‌» با نگراني عميق در مورد ادامه مناقشهميان دو كشور كه منجر به خسارات سنگين انساني و مادي گرديده و صلح و امنيترا در معرض خطر قرار داده است‌.
با يادآوري مفاد مادة 2 منشور ملل متحد و يادآوري اين كه لازمه استقرار صلح و امنيت در منطقه رعايت كامل اين مفاد است‌.
با يادآوري ماده 24 منشور كه به موجب آن مسئوليت اوليه حفظ صلح و امنيت بين‌المللي به عهده شوراي امنيت واگذار گرديده است‌
با يادآوري قطعنامه 476 (1980) كه به اتفاق آرأ در 28 سپتامبر 1980 تصويب شد و نيز بيانيه مورخ 5 نوامبر 1980 (14244 S/) رئيس شورا.
بادرنظر گرفتن كوشش هايي كه مخصوصاً دبيركل سازمان ملل متحد و نماينده او ونيز جنبش كشورهاي غيرمتعهد و سازمان كنفرانس اسلامي درجهت ميانجي‌گريمبذول داشته‌اند.
1ـ خواستار آتش بس و خاتمة فوري كلية عمليات نظامي است‌.
2ـ علاوه برآن خواستار عقب كشيدن نيروها به مرزهاي شناخته شده بين المللي است‌.
3ـتصميم مي‌گيرد كه گروهي از ناظران سازمان ملل متحد را به منظور بررسي‌،تائيد و نظارت بر آتش بس و عقب نشيني اعزام دارد و از دبيركل مي‌خواهد كهگزارش خود را در مورد ترتيباتي كه بدين منظور مورد نياز است به شورايامنيت تسليم نمايد.
4ـ مصرانه مي‌خواهد كه كوشش‌هاي ميانجي‌گرانه بهنحو هماهنگ شده از طريق دبيركل به منظور نيل به حل جامع اختلاف به نحوعادلانه و شرافتمندانه كه مورد قبول هر دو طرف در زمينه كليه مسائل مهمبراساس اصول منشور ملل متحد من جمله احترام به حاكميت‌، استقلال‌، تماميتارضي و عدم مداخله در امور داخلي كشورها باشد ادامه يابد.
5ـ از همهكشورهاي ديگر درخواست مي‌نمايد كه از هر اقدامي كه مي‌تواند به ادامهاختلافات دامن زند خودداري ورزند و اجراي قطعنامه حاضر را تسهيل كنند.
6ـ از دبيركل تقاضا مي‌نمايد كه ظرف سه ماه در مورد اجراي اين قطعنامه گزارش خود را تسليم نمايد.»

یعنی موضوع پیشنهاد جبران خسارت های ایران توسط اعراب(حالا چه میدادن چهنمیدادن) رو رد میکنی؟


این پیشنهاد کجا مکتوب ارائه شده؟ یک بند بیانیه پایانی شورای همکاری خیلج فارس یا یکی از شورا ها بود.