«محمدعلي كشاورز» زندگينامهاش را به دخترش تقديم كرد
ارسال شده: چهارشنبه ۴ دی ۱۳۸۷, ۴:۵۸ ب.ظ
به گزارش خبرگزاري فارس،شصت و هفتمين برنامه شبهاي مجله بخارا كه به «محمد علي كشاورز» بازيگر قديمي و پيشكسوت اختصاص داده شده بود،شب گذشته با حضور جمعي از اهالي سينما و تئاتر و ادبيات در فرهنگسراي نياوران برگزار شد.
*علي دهباشي:كمتر هنرمندي چون كشاورز توانسته داراي سبك خاصي شود
بنا بر اين گزارش،در ابتداي اين مراسم علي دهباشي(مدير مجله بخارا) با اشاره به برگزاري شب سينماگران ايراني و خارجي در شبهاي مجله بخارا،گفت: مجله بخارا پيش از اين در عرصه سينماي ايران و جهان شب بهرام بيضايي ، اميرهوشنگ كاووسي ، نصرت كريمي ، لوئيس بونوئل و فاسبيندر را برگزار كرده است .
وي با بيان اين مطلب كه «محمدعلي كشاورز» در خاطره جمعي مردم ايران هنرمندي صاحب سبك، محسوب ميشود،افزود: نمايشها و فيلمهايي كه با نقش آفرينيهاي محمدعلي كشاورز ارائه شده ،گواهي بر اين مدعا است. كمتر هنرمندي اين سعادت نصيبش ميشود كه در طول زندگي هنري خود بتواند داراي استيل و سبك خاص شود.
دهباشي در ادامه به بخشي از سخنان «محمدعلي كشاورز»،اشاره كرد: "من سعي ميكنم خود را تحت تأثير دوران و زمان خاصي قرار ندهم و تاكنون سعي كردهام تا حد توانايي و استعدادم با زمان پيش بروم . يك بازيگر بايد همراه با زمان و تكنيكها و نوع بازيگري روز ، جلو برود . امروز ، ديگر دوران بازي كردن به معناي دروغ گفتن به تماشاگر در دنيا تمام شده است . بازيگر بايد بعد از بازي در يك فيلم از خود سؤال كند كه چرا در اين فيلم بازي كرده است، يعني بايد خود را محاكمه كند،من هميشه اين كار را كردهام ."
مدير مجله بخارا ،برخي كارهاي هنري كشاورز را برشمرد و گفت: خاطره بازيگري آقاي كشاورز در « چوب به دستهاي ورزيل » نمايشنامه زنده ياد غلامحسين ساعدي و « لبخند با شكوه آقاي گيل » اثر زنده ياد اكبر رادي و دهها نمايش ديگر هنوز براي دوستداران تئاتر زنده است .عليرغم گذشت چند دهه از نگارش اين رساله هنوز مباحث مطرح شده از سوي آقاي كشاورز نو و قابل بررسي است . اين همه حكايت از مطالعات عميق و گسترده ايشان در حوزه كاريشان دارد.
وي جامع الاطراف بودن را يكي از ويژگيهاي آقاي محمد علي كشاورز دانست و افزود: هنرمندان ما بويژه در عرصه سينما كم ميخوانند و شايد به تعداد انگشتان دستمان هم نرسد كساني كه اهل مطالعه و تحقيق باشند . آقاي كشاورز از سرآمدان اهل تحقيق و مطالعه در عرصه تئاتر و سينما هستند، كافي است به رساله ليسانس ايشان در دانشكده هنرهاي دراماتيك دانشگاه تهران در سال 1349 مراجعه كنيد كه به موضوع « تأثيرات متقابل جامعه و هنرمند در يكديگر » ميپردازد.
دهباشي، اين بازيگر سينما را خواننده حرفهاي كتاب خطاب كرد و گفت:دامنه كنجكاويها و مطالعات ايشان به زمينه كاريشان محدود نميشود، از رمان معاصر ، شعر و نقد ادبي تا تاريخ ايران و جهان اين مطالعات در دوران ادامه تحصيل دانشگاهي در انگلستان گسترش مييابد و تا به امروز ادامه دارد.
در ادامه اين برنامه،دهباشي در ادامه سخن به كتاب « اكسير عشق » كار اعظم كيان افراز و ياسين محمدي اشاره كرد كه به زندگي هنري محمد علي كشاورز ميپردازد و به تازگي توسط انتشارات افراز روانه بازار كتاب شده است .
*محمد صنعتي: گفتن كشاورز سختتر از بوف كور يا تاركوفسكي است
سپس محمد صنعتي طي سخناني به نقش تئاتر و ويژگي هاي بازيگري محمد علي كشاورز پرداخت و گفت: وقتي قرار شد درباره محمدعلي كشاورز صحبت كنم،انگار بار ديگر به سالهايي بازميگردم كه با مشتاقان هنر صحنه در اين مرز و بوم از جمله ايشان آشنا شدم و سالهاي سال دوستي و كار مشترك را با هم تجربه كرديم.
وي افزود:از آن سالها چهل سال ميگذرد ولي انگار همين ديروز بود. من سالهايي را هم از ايران دور بودم و نتوانستم همه كارهاي كشاورز را ببينم.آقاي دهباشي كتاب اكسير نقش و فيلم مستند زندگي كشاورز را به من دادند. كتاب را ورق زدم و چشمم به نمايشنامي بختك افتاد، تنها نمايشنامه من كه در آن زمان مجوز اجرا گرفته بود، آقاي كشاورز آن را كارگرداني كردند. با ديدن اين كتاب احساس نوستالژيك مرا منقلب كرد؛ شور و اشتياق براي تئاتري كه از آن دور شده بودم و هميشه دلم ميخواسته كه به آن بازگردم. صنعتي در ادامه سخنانش گفت:نوشتن راجع به بوف كور هدايت يا آثار تاركوفسكي بسيار راحتتر بود ولي وقتي قرار است راجع به محمدعلي كشاورز بگويم نميدانم بايد از چه بگويم، از خاطراتم، از كشاورز بازيگر و كارگردان، يا اينكه اين مناسبت به من فرصتي ميدهد تا مسائلي را مطرح كنم كه مربوط به كشاورز يا اهالي تئاتر ادبيات و هنر و به هرحال جماعتي كه ما هستيم ميشود. احساس غربت و گرفتاريهاي جماعت روشنفكر و اهل انديشه و هنر و همه آنهايي كه بيشتر از مردمان عادي و تودهها از زندگي طلب ميكنند، اما آن گونه كه طلب ميكنند، نمييابند.
وي گفت:بخصوص در جوامع جهان سوم كه ما در آن زندگي ميكنيم، آدم متفاوت دشوار پذيرفته ميشود. محمد علي كشاورز، اگر هم بازيگر و كارگردان است، بايد به گونهاي باشد كه توده مردم طلب ميكنند، وگرنه خريدار نخواهد داشت. يا بايد دنباله رو مردم باشد و در ذهنيت آنها بگنجد، يا محكوم به غربت و زندگي تراژيك است.
صنعتي به بخشي از خاطراتش كه مربوط به ابتداي همكارياش با هنرمندان بود،اشاره كرد و گفت:يادم ميآيد سالهاي اولي كه به ايران برگشته بودم، به درخواست گلشيري در مجله مفيد سه مقاله نوشتم. در بيمارستان روزبه جلساتي گذاشتيم، براي شناساندن رابطي هنر و ادبيات در حيطي روانشناسي و روانپزشكي. در آنجا گفتم كه هنرمندان، انديشمندان و نخبگان هر جامعه اقليت نابهنجار آن جامعهاند. نادر ابراهيمي ناگهان برآشفت كه شما روانپزشكان به هنرمندان بزرگ برچسب بيماري رواني ميزنيد و آنها را زنداني ميكنيد و ... من در جواب گفتم البته بودهاند هنرمندان و نويسندگان بزرگي مانند نيچه، ويرجينيا وولف، ماركي دوساد، ژان ژنه، ون گوگ، و بسياري ديگر كه بيمار بودند ولي ايشان فرهنگ آفرينان بزرگي نيز بودهاند. منظور من بيماري نبود.
وي در ادامه اين مراسم گفت: بسيار روشن است كه اين گروه هنرمند و انديشمند مانند اكثريت جامعه نيستند؛ نه مانند آنان فكر ميكنند و نه مانند آنان زندگي ميكنند. نمي توانند شيوه ها و باورها و وضع موجود را بپذيرند و با آن سازگار باشند. هنجارهاي جامعه عامي مردم هستند. بنابراين گروه اقليت خلاق و فرهنگ ساز اقليتي نابهنجارند، اصولاً به همين دليل هم هست كه ميتوانند فرهنگ آفرين باشند، مي توانند تابوشكن و اسطوره شكن و نوآفرين باشند.
صنعتي خاطر نشان كرد:آنچه مي خواهم بگويم از كاري است كه كساني چون علي نصيريان، عباس جوانمرد، عزت الله انتظامي، فخري خوروش، جميله شيخي، و البته محمدعلي كشاورز و نويسندگاني چون غلامحسين ساعدي، بهرام بيضايي، و اكبر رادي براي تئاتر ملّي ايران كردند؛ تلاش براي اينكه تئاتر جدي و اصيل را در برابر تئاتر لاله زار به جامعه بقبولانند.
وي با بيان اين مطلب كه كساني مثل كشاورز تئاتر را با عشق روي صحنه زندگي ميكردند،گفت:كساني چون او هيچ وقت نخواستهاند جزئي از صنعت فرهنگ باشند و بخاطر كليشه دنبالهرو شوند. اگر با زمانه پيش رويم تئاتر بايد بخشي از صنعت فرهنگ شود و در اين صورت ترديدي نيست كه ممكن است خصوصيات والاي خود را از دست بدهد.
*جمشيد ملكپور: مشايخي از معدود كساني بود كه از تئاتر حمايت ميكرد
به گزارش فارس،قرائت پيام «جمشيد ملكپور» به مناسبت شب «محمدعلي كشاورز» بخش ديگر اين برنامه بود .در متن اين پيام،ملكپور ،كشاورز را يكي از معدودترين مشوقانش در نگارش كتاب ادبيات نمايشي در ايران دانسته و آورده است: حمايت و تشويق كشاورز به سالهاي پيش از انقلاب و اوائل دهه پنجاه برميگردد . او جزو معدود هنرمندان صحنهاي بود كه هميشه از جوانان ( كه آن زمان من هم يكي از آن ها بودم ) حمايت ميكرد و به اصطلاح دستشان را ميگرفت .
وي به بازي كشاورز در نمايش « لبخند با شكوه آقاي گيل » اشاره كرده و آورده است: از همان هنگام دوست داشتم تا نمايشي را با او كار كنم كه اين فرصت در 1358 به من داده شد . در همان سالهاي طوفاني انقلاب كه همه روي صحنه شعار مي دادند ، من نمايش « اديپوس شهريار » را با بازي كشاورز در نقش اديپوس و جعفر والي و زنده ياد هادي اسلامي و شهلا اميربختيار در تالار مولوي كارگرداني كردم كه هنوز هم آن را بهترين كار خود مي دانم. كشاورز به راستي در آن نمايش درخشيد . اين به جز از اخلاق هنرمندانه و مسئول او بود.
اسماعيل شنگله: بازي او در آقاي ممنون شاخصترين بود
بنا بر اين گزارش،در ادامه فيلمي مستند از زندگي محمد علي كشاورز با عنوان « سلسله شوق » ساخته مريم پيربند به نمايش درآمد و سپس اسماعيل شنگله ، دوست و همكار ديرين كشاورز با اشاره به سالها دوستي و همكاري نزديك چنين گفت: از سال 1335 در هنرستان هنرپيشگي با او آشنا شدم. با هم راهي پيموديم، هرچند يكسان نبوديم ولي گويا قسمت آن بود كه از بيراههها به هم برسيم. بازهم راه پيموديم، گاه هماهنگ و پي، گاه ناهماهنگ و ناپي.
اين بازيگر تلويزيون به دورههاي مختلف همكارياش با كشاورز اشاره كرد و گفت:امروز، درست 52 سال و سه ماه و سه روز از اولين روزي است كه من و كشاورز با هم آشنا شديم،ميگذرد و اولين همكاري ما در زمينه بازيگري سال 37-36 بود،دوره هنرستان را تمام كرديم. كشاورز به گروه آناهيتا پيوست و من يكي از اعضاي هنرهاي دراماتيك شدم بعدها آقاي كشاورز به ما پيوست. كارهاي صحنهاي كرديم وتا زماني كه، همان طوركه آقاي صنعتي اشاره كردند، برنامه هفتگي تلويزيون، كه آن موقع به طورزنده ضبط و پخش مي شد، آغازشد.
شنگله بازي كشاورز را در آقاي ممنون يكي از بازيهاي شاخص وي دانست و گفت:همه كشاورز را به عنوان بازيگرشاخص "هزاردستان" يا "مادر" ميشناسند و گاه به عنوان "پدرسالار". من معتقدم بازي كشاورز در بازي تلويزيوني آقاي ممنون از نظر اجرايي و بازي كمتر از مادر و هزاردستان نيست. اما چون مال زمان قبل ازانقلاب بود و يك باربيشتر پخش نشد مورد توجه قرارنگرفت.
*محمدعلي كشاورز: هنر صرف كافي نيست بايد فضيلت هنر را شناخت
«محمد علي كشاورز» پس از پايان سخنرانيهاي مراسم،با سپاس و قدرداني از سخنرانان و برگزاركنندگان، گفت :از رضا سيدحسيني شروع مي كنم؛ اولين بار با او از طريق كتاب «ادبيات كلاسيك ايران» آشنا شدم .همينطور از دكتر صنعتي ياد ميكنم كه از پيش از انقلاب با هم كار كرديم و ايشان خيلي روي من تأثير داشتند، چون من هر نقشي كه بازي ميكردم بايد جنبههاي روان شناسي آن را ميفهميدم و فضاي كار و روابط پرسوناژها را درك ميكردم.
وي افزود: ايشان نمايشنامهاي هم نوشتند و من در آن بازي كردم به اسم «بختك» كه در كتاب اشتباها نوشتهاند كه مرحوم شكيبايي در آن بازي ميكرده است. افتخار ميكنم كه در اين كار كه من كارگرداني آن را انجام دادم آقاي شنگله بازي كردند. من هميشه به شنگله ميگويم تو مرا به تئاتر كشاندي و در اداره هنرهاي دراماتيك استخدام كردي و مرا از آن روال عادي زندگي وارد دنياي ديگري كردي كه همهاش مهر و محبت و دوستي است.
اين بازيگر پيشكسوت گفت:اعتقاد دارم كه تئاتر دنياي صلح و دوستي و آزادي ميان ملتهاي جهان است.
وي ضمن تشكر از از نويسنده كتاب «اكسير عشق» و استاد پايان نامهاش «اميرحسين آريانپور»گفت: من تزم را با ايشان گرفتم و استاد بسيار بسيار بزرگي بودند و هميشه مرهون لطف استادانم هستم.
كشاورز ضمن بيان اين مطلب كه ما هر چه داريم از مردم سرزمينمان و فرهنگ سرزمينمان داريم،اظهار داشت:آقاي شنگله هميشه به من ميگفتند به ادبيات كهنمان رجوع كن و من اين كار را كردم و پس از سالها حالا مي فهمم كه معناي عشق چيست. ان زمان معناي عشق را نمي فهميدم. و عشق عبارت از دوست داشتن و دوست بودن است. و ما ديگر پير شدهايم؛ چون پير شدي حافظ، از ميكده خارج شو. حالا بايد كنار برويم ديگر نظارهگر مرگ باشيم.
وي در انتهاي سخنانش خطاب به جوانان علاقمند به بازيگري گفت: معناي عشق را بفهميد، هنر را بفهميد و فضيلت هنر را. هنر تنها كافي نيست بايد فضيلت هنر را شناخت. همانطور كه كنفسيوس ميگويد فضيلت هنر را بايد شناخت و فضيلت علم را و فضيلت انسانيت و انسان دوستي را.
كشاورز كتاب من كتاب «اكسير عشق» را به دخترش تقديم كرد و گفت: او واقعا لايق اين تقديم بود و راهنماييهاي زيادي در زندگي به من كرد. ضمنا از خانم پيرمند هم تشكر مي كنم كه به من لطف داشتند و مستندي از زندگي من ساختند.
در اين مراسم طهمورث ساجدي، عليرضا بهنام، سهراب فتوحي، مريم روشن، امير زنجانيان، يوسف عليخاني ،محمد روشن، ترانه مسكوب، جلال سرفراز، فرزانه قوجلو ، سيروس علينژاد، جمشيد ارجمند، مه جبين مهاجر ، محمود فاضلي بيرجندي، ناهيد طباطبايي، محمد گلبن، عباس جعفري، مريم شرافتي ، فريبا ميرشكرابي، حسينعلي طباطبائي، نسترن نسرين دوست، حميد جانيپور ، پرويز جاهد حضور داشتند.
فارس
*علي دهباشي:كمتر هنرمندي چون كشاورز توانسته داراي سبك خاصي شود
بنا بر اين گزارش،در ابتداي اين مراسم علي دهباشي(مدير مجله بخارا) با اشاره به برگزاري شب سينماگران ايراني و خارجي در شبهاي مجله بخارا،گفت: مجله بخارا پيش از اين در عرصه سينماي ايران و جهان شب بهرام بيضايي ، اميرهوشنگ كاووسي ، نصرت كريمي ، لوئيس بونوئل و فاسبيندر را برگزار كرده است .
وي با بيان اين مطلب كه «محمدعلي كشاورز» در خاطره جمعي مردم ايران هنرمندي صاحب سبك، محسوب ميشود،افزود: نمايشها و فيلمهايي كه با نقش آفرينيهاي محمدعلي كشاورز ارائه شده ،گواهي بر اين مدعا است. كمتر هنرمندي اين سعادت نصيبش ميشود كه در طول زندگي هنري خود بتواند داراي استيل و سبك خاص شود.
دهباشي در ادامه به بخشي از سخنان «محمدعلي كشاورز»،اشاره كرد: "من سعي ميكنم خود را تحت تأثير دوران و زمان خاصي قرار ندهم و تاكنون سعي كردهام تا حد توانايي و استعدادم با زمان پيش بروم . يك بازيگر بايد همراه با زمان و تكنيكها و نوع بازيگري روز ، جلو برود . امروز ، ديگر دوران بازي كردن به معناي دروغ گفتن به تماشاگر در دنيا تمام شده است . بازيگر بايد بعد از بازي در يك فيلم از خود سؤال كند كه چرا در اين فيلم بازي كرده است، يعني بايد خود را محاكمه كند،من هميشه اين كار را كردهام ."
مدير مجله بخارا ،برخي كارهاي هنري كشاورز را برشمرد و گفت: خاطره بازيگري آقاي كشاورز در « چوب به دستهاي ورزيل » نمايشنامه زنده ياد غلامحسين ساعدي و « لبخند با شكوه آقاي گيل » اثر زنده ياد اكبر رادي و دهها نمايش ديگر هنوز براي دوستداران تئاتر زنده است .عليرغم گذشت چند دهه از نگارش اين رساله هنوز مباحث مطرح شده از سوي آقاي كشاورز نو و قابل بررسي است . اين همه حكايت از مطالعات عميق و گسترده ايشان در حوزه كاريشان دارد.
وي جامع الاطراف بودن را يكي از ويژگيهاي آقاي محمد علي كشاورز دانست و افزود: هنرمندان ما بويژه در عرصه سينما كم ميخوانند و شايد به تعداد انگشتان دستمان هم نرسد كساني كه اهل مطالعه و تحقيق باشند . آقاي كشاورز از سرآمدان اهل تحقيق و مطالعه در عرصه تئاتر و سينما هستند، كافي است به رساله ليسانس ايشان در دانشكده هنرهاي دراماتيك دانشگاه تهران در سال 1349 مراجعه كنيد كه به موضوع « تأثيرات متقابل جامعه و هنرمند در يكديگر » ميپردازد.
دهباشي، اين بازيگر سينما را خواننده حرفهاي كتاب خطاب كرد و گفت:دامنه كنجكاويها و مطالعات ايشان به زمينه كاريشان محدود نميشود، از رمان معاصر ، شعر و نقد ادبي تا تاريخ ايران و جهان اين مطالعات در دوران ادامه تحصيل دانشگاهي در انگلستان گسترش مييابد و تا به امروز ادامه دارد.
در ادامه اين برنامه،دهباشي در ادامه سخن به كتاب « اكسير عشق » كار اعظم كيان افراز و ياسين محمدي اشاره كرد كه به زندگي هنري محمد علي كشاورز ميپردازد و به تازگي توسط انتشارات افراز روانه بازار كتاب شده است .
*محمد صنعتي: گفتن كشاورز سختتر از بوف كور يا تاركوفسكي است
سپس محمد صنعتي طي سخناني به نقش تئاتر و ويژگي هاي بازيگري محمد علي كشاورز پرداخت و گفت: وقتي قرار شد درباره محمدعلي كشاورز صحبت كنم،انگار بار ديگر به سالهايي بازميگردم كه با مشتاقان هنر صحنه در اين مرز و بوم از جمله ايشان آشنا شدم و سالهاي سال دوستي و كار مشترك را با هم تجربه كرديم.
وي افزود:از آن سالها چهل سال ميگذرد ولي انگار همين ديروز بود. من سالهايي را هم از ايران دور بودم و نتوانستم همه كارهاي كشاورز را ببينم.آقاي دهباشي كتاب اكسير نقش و فيلم مستند زندگي كشاورز را به من دادند. كتاب را ورق زدم و چشمم به نمايشنامي بختك افتاد، تنها نمايشنامه من كه در آن زمان مجوز اجرا گرفته بود، آقاي كشاورز آن را كارگرداني كردند. با ديدن اين كتاب احساس نوستالژيك مرا منقلب كرد؛ شور و اشتياق براي تئاتري كه از آن دور شده بودم و هميشه دلم ميخواسته كه به آن بازگردم. صنعتي در ادامه سخنانش گفت:نوشتن راجع به بوف كور هدايت يا آثار تاركوفسكي بسيار راحتتر بود ولي وقتي قرار است راجع به محمدعلي كشاورز بگويم نميدانم بايد از چه بگويم، از خاطراتم، از كشاورز بازيگر و كارگردان، يا اينكه اين مناسبت به من فرصتي ميدهد تا مسائلي را مطرح كنم كه مربوط به كشاورز يا اهالي تئاتر ادبيات و هنر و به هرحال جماعتي كه ما هستيم ميشود. احساس غربت و گرفتاريهاي جماعت روشنفكر و اهل انديشه و هنر و همه آنهايي كه بيشتر از مردمان عادي و تودهها از زندگي طلب ميكنند، اما آن گونه كه طلب ميكنند، نمييابند.
وي گفت:بخصوص در جوامع جهان سوم كه ما در آن زندگي ميكنيم، آدم متفاوت دشوار پذيرفته ميشود. محمد علي كشاورز، اگر هم بازيگر و كارگردان است، بايد به گونهاي باشد كه توده مردم طلب ميكنند، وگرنه خريدار نخواهد داشت. يا بايد دنباله رو مردم باشد و در ذهنيت آنها بگنجد، يا محكوم به غربت و زندگي تراژيك است.
صنعتي به بخشي از خاطراتش كه مربوط به ابتداي همكارياش با هنرمندان بود،اشاره كرد و گفت:يادم ميآيد سالهاي اولي كه به ايران برگشته بودم، به درخواست گلشيري در مجله مفيد سه مقاله نوشتم. در بيمارستان روزبه جلساتي گذاشتيم، براي شناساندن رابطي هنر و ادبيات در حيطي روانشناسي و روانپزشكي. در آنجا گفتم كه هنرمندان، انديشمندان و نخبگان هر جامعه اقليت نابهنجار آن جامعهاند. نادر ابراهيمي ناگهان برآشفت كه شما روانپزشكان به هنرمندان بزرگ برچسب بيماري رواني ميزنيد و آنها را زنداني ميكنيد و ... من در جواب گفتم البته بودهاند هنرمندان و نويسندگان بزرگي مانند نيچه، ويرجينيا وولف، ماركي دوساد، ژان ژنه، ون گوگ، و بسياري ديگر كه بيمار بودند ولي ايشان فرهنگ آفرينان بزرگي نيز بودهاند. منظور من بيماري نبود.
وي در ادامه اين مراسم گفت: بسيار روشن است كه اين گروه هنرمند و انديشمند مانند اكثريت جامعه نيستند؛ نه مانند آنان فكر ميكنند و نه مانند آنان زندگي ميكنند. نمي توانند شيوه ها و باورها و وضع موجود را بپذيرند و با آن سازگار باشند. هنجارهاي جامعه عامي مردم هستند. بنابراين گروه اقليت خلاق و فرهنگ ساز اقليتي نابهنجارند، اصولاً به همين دليل هم هست كه ميتوانند فرهنگ آفرين باشند، مي توانند تابوشكن و اسطوره شكن و نوآفرين باشند.
صنعتي خاطر نشان كرد:آنچه مي خواهم بگويم از كاري است كه كساني چون علي نصيريان، عباس جوانمرد، عزت الله انتظامي، فخري خوروش، جميله شيخي، و البته محمدعلي كشاورز و نويسندگاني چون غلامحسين ساعدي، بهرام بيضايي، و اكبر رادي براي تئاتر ملّي ايران كردند؛ تلاش براي اينكه تئاتر جدي و اصيل را در برابر تئاتر لاله زار به جامعه بقبولانند.
وي با بيان اين مطلب كه كساني مثل كشاورز تئاتر را با عشق روي صحنه زندگي ميكردند،گفت:كساني چون او هيچ وقت نخواستهاند جزئي از صنعت فرهنگ باشند و بخاطر كليشه دنبالهرو شوند. اگر با زمانه پيش رويم تئاتر بايد بخشي از صنعت فرهنگ شود و در اين صورت ترديدي نيست كه ممكن است خصوصيات والاي خود را از دست بدهد.
*جمشيد ملكپور: مشايخي از معدود كساني بود كه از تئاتر حمايت ميكرد
به گزارش فارس،قرائت پيام «جمشيد ملكپور» به مناسبت شب «محمدعلي كشاورز» بخش ديگر اين برنامه بود .در متن اين پيام،ملكپور ،كشاورز را يكي از معدودترين مشوقانش در نگارش كتاب ادبيات نمايشي در ايران دانسته و آورده است: حمايت و تشويق كشاورز به سالهاي پيش از انقلاب و اوائل دهه پنجاه برميگردد . او جزو معدود هنرمندان صحنهاي بود كه هميشه از جوانان ( كه آن زمان من هم يكي از آن ها بودم ) حمايت ميكرد و به اصطلاح دستشان را ميگرفت .
وي به بازي كشاورز در نمايش « لبخند با شكوه آقاي گيل » اشاره كرده و آورده است: از همان هنگام دوست داشتم تا نمايشي را با او كار كنم كه اين فرصت در 1358 به من داده شد . در همان سالهاي طوفاني انقلاب كه همه روي صحنه شعار مي دادند ، من نمايش « اديپوس شهريار » را با بازي كشاورز در نقش اديپوس و جعفر والي و زنده ياد هادي اسلامي و شهلا اميربختيار در تالار مولوي كارگرداني كردم كه هنوز هم آن را بهترين كار خود مي دانم. كشاورز به راستي در آن نمايش درخشيد . اين به جز از اخلاق هنرمندانه و مسئول او بود.
اسماعيل شنگله: بازي او در آقاي ممنون شاخصترين بود
بنا بر اين گزارش،در ادامه فيلمي مستند از زندگي محمد علي كشاورز با عنوان « سلسله شوق » ساخته مريم پيربند به نمايش درآمد و سپس اسماعيل شنگله ، دوست و همكار ديرين كشاورز با اشاره به سالها دوستي و همكاري نزديك چنين گفت: از سال 1335 در هنرستان هنرپيشگي با او آشنا شدم. با هم راهي پيموديم، هرچند يكسان نبوديم ولي گويا قسمت آن بود كه از بيراههها به هم برسيم. بازهم راه پيموديم، گاه هماهنگ و پي، گاه ناهماهنگ و ناپي.
اين بازيگر تلويزيون به دورههاي مختلف همكارياش با كشاورز اشاره كرد و گفت:امروز، درست 52 سال و سه ماه و سه روز از اولين روزي است كه من و كشاورز با هم آشنا شديم،ميگذرد و اولين همكاري ما در زمينه بازيگري سال 37-36 بود،دوره هنرستان را تمام كرديم. كشاورز به گروه آناهيتا پيوست و من يكي از اعضاي هنرهاي دراماتيك شدم بعدها آقاي كشاورز به ما پيوست. كارهاي صحنهاي كرديم وتا زماني كه، همان طوركه آقاي صنعتي اشاره كردند، برنامه هفتگي تلويزيون، كه آن موقع به طورزنده ضبط و پخش مي شد، آغازشد.
شنگله بازي كشاورز را در آقاي ممنون يكي از بازيهاي شاخص وي دانست و گفت:همه كشاورز را به عنوان بازيگرشاخص "هزاردستان" يا "مادر" ميشناسند و گاه به عنوان "پدرسالار". من معتقدم بازي كشاورز در بازي تلويزيوني آقاي ممنون از نظر اجرايي و بازي كمتر از مادر و هزاردستان نيست. اما چون مال زمان قبل ازانقلاب بود و يك باربيشتر پخش نشد مورد توجه قرارنگرفت.
*محمدعلي كشاورز: هنر صرف كافي نيست بايد فضيلت هنر را شناخت
«محمد علي كشاورز» پس از پايان سخنرانيهاي مراسم،با سپاس و قدرداني از سخنرانان و برگزاركنندگان، گفت :از رضا سيدحسيني شروع مي كنم؛ اولين بار با او از طريق كتاب «ادبيات كلاسيك ايران» آشنا شدم .همينطور از دكتر صنعتي ياد ميكنم كه از پيش از انقلاب با هم كار كرديم و ايشان خيلي روي من تأثير داشتند، چون من هر نقشي كه بازي ميكردم بايد جنبههاي روان شناسي آن را ميفهميدم و فضاي كار و روابط پرسوناژها را درك ميكردم.
وي افزود: ايشان نمايشنامهاي هم نوشتند و من در آن بازي كردم به اسم «بختك» كه در كتاب اشتباها نوشتهاند كه مرحوم شكيبايي در آن بازي ميكرده است. افتخار ميكنم كه در اين كار كه من كارگرداني آن را انجام دادم آقاي شنگله بازي كردند. من هميشه به شنگله ميگويم تو مرا به تئاتر كشاندي و در اداره هنرهاي دراماتيك استخدام كردي و مرا از آن روال عادي زندگي وارد دنياي ديگري كردي كه همهاش مهر و محبت و دوستي است.
اين بازيگر پيشكسوت گفت:اعتقاد دارم كه تئاتر دنياي صلح و دوستي و آزادي ميان ملتهاي جهان است.
وي ضمن تشكر از از نويسنده كتاب «اكسير عشق» و استاد پايان نامهاش «اميرحسين آريانپور»گفت: من تزم را با ايشان گرفتم و استاد بسيار بسيار بزرگي بودند و هميشه مرهون لطف استادانم هستم.
كشاورز ضمن بيان اين مطلب كه ما هر چه داريم از مردم سرزمينمان و فرهنگ سرزمينمان داريم،اظهار داشت:آقاي شنگله هميشه به من ميگفتند به ادبيات كهنمان رجوع كن و من اين كار را كردم و پس از سالها حالا مي فهمم كه معناي عشق چيست. ان زمان معناي عشق را نمي فهميدم. و عشق عبارت از دوست داشتن و دوست بودن است. و ما ديگر پير شدهايم؛ چون پير شدي حافظ، از ميكده خارج شو. حالا بايد كنار برويم ديگر نظارهگر مرگ باشيم.
وي در انتهاي سخنانش خطاب به جوانان علاقمند به بازيگري گفت: معناي عشق را بفهميد، هنر را بفهميد و فضيلت هنر را. هنر تنها كافي نيست بايد فضيلت هنر را شناخت. همانطور كه كنفسيوس ميگويد فضيلت هنر را بايد شناخت و فضيلت علم را و فضيلت انسانيت و انسان دوستي را.
كشاورز كتاب من كتاب «اكسير عشق» را به دخترش تقديم كرد و گفت: او واقعا لايق اين تقديم بود و راهنماييهاي زيادي در زندگي به من كرد. ضمنا از خانم پيرمند هم تشكر مي كنم كه به من لطف داشتند و مستندي از زندگي من ساختند.
در اين مراسم طهمورث ساجدي، عليرضا بهنام، سهراب فتوحي، مريم روشن، امير زنجانيان، يوسف عليخاني ،محمد روشن، ترانه مسكوب، جلال سرفراز، فرزانه قوجلو ، سيروس علينژاد، جمشيد ارجمند، مه جبين مهاجر ، محمود فاضلي بيرجندي، ناهيد طباطبايي، محمد گلبن، عباس جعفري، مريم شرافتي ، فريبا ميرشكرابي، حسينعلي طباطبائي، نسترن نسرين دوست، حميد جانيپور ، پرويز جاهد حضور داشتند.
فارس