سريال مقصريابي براي ناکامي فوتبال در تلويزيون ملي
ارسال شده: شنبه ۳ تیر ۱۳۸۵, ۱:۴۵ ق.ظ
دقایق ابتدایی روز جمعه 2 تیرماه 85 برنامه ویژه جام جهانی شبکه سه سیما، بی توجه به وظیفه خود که پوشش حاشیه بازی تیم های برزیل، ژاپن و استرالیا، کرواسی بود، به فرمان آتشی تبدیل شد تا به 8 سال حرف هایی که فقط در حد حاشیه و شایعه در جامعه ورزش ما مطرح بودند، بپردازد.
[External Link Removed for Guests]
اما اینکه با کدام رویکرد و به چه هدفی، مشخص نشد!
در این برنامه اردشیر لارودی، غلامحسین شعبانی و محمد مایلی کهن به عنوان کارشناس حاضر شده بودند تا به دلایل ناکامی تیم ملی در جام جهانی بپردازند و البته در اولین موضوع شرایط انتخاب سرمربی تیم ملی را بررسی کنند !
از نکات جالب این برنامه، هدایت عجیب و غریب بحث توسط بعضی دوستان در پشت صحنه بود که حتی در برخی موارد موجب می شد، مایلی کهن و شعبانی ارتباط پانتومیم با پشت صحنه برقرار کنند، یا رضا جاودانی وقتی به میان حرف های مایلی کهن می پرید و نام تیم فراموش شده (شهید قندی) در ذهن او را گوشزد می کرد، این حس را بوجود می آورد که برنامه براساس سناریوی از پیش تعیین شده ای در حال اجراست.
اما به واقع چه شده که رسانه ملی حالا به فکر نقد و چالش عقلانی از تیم ملی افتاده و می خواهد دست های پنهان در فوتبال را آشکار کند ؟!
از یکسال پیش تا حال که رسانه ملی با عنوان یار دوازدهم سپر دفاع از تیم ملی و تفکر پشت سر آن شد، چه انگیزه در پی آن بود و حالا چه شده که ورزش رسانه ملی به فکر اعاده حیثیت از تیم ملی فوتبال افتاده ؟!
آیا غیر از این است که برنامه نود و تفکر حاکم بر ورزش شبکه سه براساس حمایت گارانتی شده از دادکان موجب شد، پای کارشناسان منتقد به برنامه های فوتبال این شبکه نرسیده، تا حدی که مایلی کهن هم در این برنامه به این موضوع انتقاد کرد.
مجری کم تجربه این بحث خاص، بارها به میان حرف های اصولی اردشیر لارودی پرید تا غلظت جنجال را افزایش دهد و حتی مثل شوالیه قهرمان به سراغ کاپیتان تیم ملی هم می رود، و سوال از علی دایی مطرح می کند ! ایشان که در ابتدا تاکید به انصاف کرده و آرزومند نتایج میمون برای تیم ملی است، آیا جرات داشت دو ماه پیش هم همین حرف ها را بزند ؟!
باخت ملی، انحصار در تیم ملی، سلیقه های شخصی حاکم بر فوتبال کشور و هزاران ایراد و اشکال دیگر نیازمند فضایی تخصصی است. وقتی شبکه 3 به بهانه کدینگ شدن پخش ماهواره ای خود اجازه پخش بازی های همزمان گروه ها و مراحل بالاتر را به شبکه دیگری نمی دهد، چرا با فراموشی رقم 5/8 میلیون یورو خرید امتیاز پخش جام جهانی در اوج این بازی ها بی خیال جذابیت و فعالیت تخصصی آن شده و به سراغ مقصریابی آماتوری برای تیم ملی می رود.
متاسفانه وقتی که می بینیم، مسئولان ورزشی این رسانه منت بر سر مردم می گذارند که بازی های جام جهانی را خریده اند و حتی یکی از مسئولین کم اطلاع ماهواره آن می گوید:« تنها 100 شبکه در جهان این بازی ها را خریده است و ما یکی از این شبکه ها هستیم و حتی عربستان بازی های خودش را پخش می کند !» دیگر چه توقعی می توان از برنامه سازی های حرفه ای و بحث های تخصصی در حوزه ورزش و فوتبال این رسانه داشت ؟!
آیا دوستان نمی دانند، چون شبکه تلویزیونی دیگری در ایران وجود ندارد، وظیفه رسانه ملی است که چنین رویدادی را خریداری کند ؟
آیا نمی دانند در جهان کمتر از 190 کشور وجود داشته که از این میان 32 تیم به جام جهانی می روند ؟
آیا نمی دانند براحتی آب خوردن در همین کشورهای عربی با هزینه ای کم می توان مشترک شبکه های حرفه ای ورزش جهان شد ؟
وقتی در همین کشور عربستان بیشترین مخاطبان شبکه کارتی art و به خصوص 5 کانال ورزشی آن و کانال های ویژه جام جهانی وجود دارند، باید هم به خاطر وظیفه مان به سر مردم منت بگذاریم! مگر تفکر حاکم بر تیم ملی غیر از این عمل می کند ؟!
دوستان اول به جای اینکه جوالدوز به تن فوتبال بزنند، سوزنی به تن خودشان زده و وضع برنامه های درهم و برهم ورزشی را بررسی تخصصی کنند !
وقتی در خبر ورزشی نام «لِیتن هییوئیت» تنیسور معروف جهان براحتی آب خوردن توسط گوینده قدیمی خبر ورزشی، «لیتون هی اویت» تلفظ می شود، شاید بسیار ساده و عادی به نظر برسد اما دیگر جایی برای انتقادهای خونی از دیگر بخش های کشور برای رسانه ملی باقی نمی گذارد ؟!
شاگردی پس از رفوزه شدن پیش معلمش رفت و گفت: به چه مَجوزی من را مردود کردی ؟ معلم می گوید: به همان مَجوزی که به مجوز فتحه می دهی !
حالا حکایت رسانه ملی و بخش ورزشی آن شده که به خاطر انحصار خود خواسته بر فعالیت های گروه ورزش شبکه سه، نمی تواند جای خالی جواد خیابانی را پر کند ولی به خلاف رویه یک سال گذشته خود و رسالت رسانه ای خود پای ریشه زنی را به شبکه سه باز می کند !
بعد هم معلوم می شود، به خلاف منع رطب کردن در این برنامه، در این چند سال علی رغم استعدادهای فراوان، این شبکه هم دست کمی از تیم ملی و ماجراهای علی دایی و مدیریت دادکان نداشته است ؟
سوال واقعی این است، آیا مجتبی صادقیان و حسین اسماعیلی توانایی و علم لازم برای گزارش زنده را ندارند که مردم هنوز باید اشتباهات گفتاری «رضا علیفر» مسن را تحمل کنند ؟!
دوستان چه کار به کار علی دایی دارند، اول در ساختار خود نگاهی بیاندازند بعد به توپخانه انتقاد تبدیل شده و جو ورزش مملکت را به آشوب بکشند!
آیا غیر از این است که از خبر ورزشی واحد مرکزی گرفته تا جام هجدهم و یک جهان، یک جام در شبکه سه همه در انحصار یک تهیه کننده کم تجربه است که حتی کوچکترین تجربه ای در تولید برنامه های سنگین جام جهانی گذشته که از شاخص ترین فعالیت های شبکه سه بوده ندارد ؟!
اگر چنین نیست از تیم ملی انتقاد کنید، اما اگر چنین است حداقل نگاهی به داخل مجموعه خودتان بیاندازید ؟
اگر امر به معروف و نهی از منکر باید زنده بماند، آیا رسانه ملی تحمل این انتقادها را دارد ؟
برای اثبات گفته های خودمان از جناب ضرغامی تقاضا می کنیم تنها یک شب بیننده برنامه ساده ولی جذاب World Cup Show که هر شب از شبکه EuroSport1 پخش می شود یا به نحوه پوشش بازی های جام جهانی از شبکه های معتبر بین المللی همچون art، ESPN یا FSN و یا حتی به روش مشابه تلویزیون ایران در شبکه های سوئیسی FSI2 ، TSI2 و TSR2 یا شبکه ماهواره ای کرواسی HRT1، یا شبکه ماهواره ای اسلونی SLO2 نگاهی بیاندازید، تا به میزان بهره گیری بخش های ورزشی رسانه ملی از چنین رویداد بزرگی با قیمت 5/8 میلیون یورو پی ببرید !
وقتی شبکه های ورزشی کشورهای همسایه مثل ترکیه، قطر و عربستان متاثر از جام جهانی، کوچکترین شاخصی از این بازی ها را از دست نمی دهند. چگونه است که گروه کم تجربه پخش این بازی ها حتی به لطف حمایت گروه ورزش و به دست گیری پخش بازی های خارجی تا همین چند روز گذشته توازن مناسبی برای پخش بازی ها نداشته و حالا هم که سوژه زرد یافته، بازی ها را رها می کنند و سراغ ناکامی های تیم ملی می روند.
از بی اطلاعی این دوستان همین بس که نمی دانند پس از جام جهانی یک ماه سکوت مطلق در فوتبال جهان است و در آن وقت باید به ارزیابی عملکرد تیم ملی پرداخت.
حالا، اگر علی دایی در تیم ملی به دنبال انحصار است، آیا کنده شدن چهره های مختلف ورزشی و محدود شدن برنامه ها به برخی تهیه کنندگان کم سابقه نشانه انحصار در ورزش صداوسیما نیست ؟!
ای کاش همه چیز فوتبالمان مثل هم بود.
هنوز گزارشگر اعزامی باید با موبایل برای تهران گزارش بفرستد ولی می بینیم شبکه های ضعیف تر و کم توان تر از مجموعه IRIB با بهترین کیفیت صدا و تصویر بازی های این جام را برای مخاطبان خود پخش می کنند.
وقتی یکی از مراکز خارجی صداوسیما در شهر برلین قرار دارد ولی تا قبل از بازی با پرتغال یک فریم تصویر زنده از آلمان به تهران ارسال نمی شود، آیا فوتبالی ها حق ندارند به خاطر باری به هر جهت بودن تفکر ورزشی در رسانه ملی از آن انتقاد کرده و درخواست روحیه و تفکر حرفه ای در ساختار اجرایی آن کنند ؟
وقتی ورزش در رسانه ملی وامدار سلیقه های شخصی و عملکرد فردی می شود، با این همه نقطه ضعف و برخی اشکالات که متاثر از نحوه برخورد خود با اتفاقات است. باید هم در چنین موقعیتی قرار بگیرد.
روزی که گزارشگر باشگاه خبرنگاران جوان مورد توهین علی دایی قرار گرفت و برنامه نود این تصویر را پخش کرد و حتی در یک کلام به مذمت چنین حرکتی نپرداخت، سهم این مشکلات برشمرده میان علی دایی و رسانه ملی 50-50 می شود !
به واقع در این روزهای عجیب و غریب نمی دانیم، تعارف و نان قرض دادن ها در برنامه یار دوازدهم پیش از جام جهانی که از شبکه سه پخش می شد را باور کنیم، یا برخوردی که با دکتر زادمهر به دلیل حمایت از برانکو در برنامه یک جهان، یک جام شد ؟!
اما آنچه واضح و آشکار است، وضعیت غیر حرفه ای حاکم بر ورزش صداوسیما است که به تحلیل اشتباه یاردوازدهم منجر شده و موجب می شود، ریاست رسانه ملی از آبروی خود برای آن مایه گذاشته و حتی متواضعانه برای تشکر راهی استودیوی این برنامه ها شده و در جوی دوستانه به بحث با عوامل بپردازد.
اما این در شرایطی است که به خاطر اشتباه در تحلیل و رویکردهای غیر تخصصی ورزش رسانه ملی، نه تنها این انتقادها امروز برای مردم جالب نیست، بلکه موجب کاهش وحشتناک مخاطبانی است که در این 8 سال بارها و بارها چنین مواردی را چه بسا بدتر و دردناک تر شنیدند ولی به خاطر بی تفاوتی و ندیدن چشم های تصمیم گیر رسانه ملی، دچار بی تفاوتی شدند و حالا دیگر چنین توقعی برای شنیدن داستان های کهنه از زبان رسانه ملی ندارند!
[External Link Removed for Guests]
[External Link Removed for Guests]
اما اینکه با کدام رویکرد و به چه هدفی، مشخص نشد!
در این برنامه اردشیر لارودی، غلامحسین شعبانی و محمد مایلی کهن به عنوان کارشناس حاضر شده بودند تا به دلایل ناکامی تیم ملی در جام جهانی بپردازند و البته در اولین موضوع شرایط انتخاب سرمربی تیم ملی را بررسی کنند !
از نکات جالب این برنامه، هدایت عجیب و غریب بحث توسط بعضی دوستان در پشت صحنه بود که حتی در برخی موارد موجب می شد، مایلی کهن و شعبانی ارتباط پانتومیم با پشت صحنه برقرار کنند، یا رضا جاودانی وقتی به میان حرف های مایلی کهن می پرید و نام تیم فراموش شده (شهید قندی) در ذهن او را گوشزد می کرد، این حس را بوجود می آورد که برنامه براساس سناریوی از پیش تعیین شده ای در حال اجراست.
اما به واقع چه شده که رسانه ملی حالا به فکر نقد و چالش عقلانی از تیم ملی افتاده و می خواهد دست های پنهان در فوتبال را آشکار کند ؟!
از یکسال پیش تا حال که رسانه ملی با عنوان یار دوازدهم سپر دفاع از تیم ملی و تفکر پشت سر آن شد، چه انگیزه در پی آن بود و حالا چه شده که ورزش رسانه ملی به فکر اعاده حیثیت از تیم ملی فوتبال افتاده ؟!
آیا غیر از این است که برنامه نود و تفکر حاکم بر ورزش شبکه سه براساس حمایت گارانتی شده از دادکان موجب شد، پای کارشناسان منتقد به برنامه های فوتبال این شبکه نرسیده، تا حدی که مایلی کهن هم در این برنامه به این موضوع انتقاد کرد.
مجری کم تجربه این بحث خاص، بارها به میان حرف های اصولی اردشیر لارودی پرید تا غلظت جنجال را افزایش دهد و حتی مثل شوالیه قهرمان به سراغ کاپیتان تیم ملی هم می رود، و سوال از علی دایی مطرح می کند ! ایشان که در ابتدا تاکید به انصاف کرده و آرزومند نتایج میمون برای تیم ملی است، آیا جرات داشت دو ماه پیش هم همین حرف ها را بزند ؟!
باخت ملی، انحصار در تیم ملی، سلیقه های شخصی حاکم بر فوتبال کشور و هزاران ایراد و اشکال دیگر نیازمند فضایی تخصصی است. وقتی شبکه 3 به بهانه کدینگ شدن پخش ماهواره ای خود اجازه پخش بازی های همزمان گروه ها و مراحل بالاتر را به شبکه دیگری نمی دهد، چرا با فراموشی رقم 5/8 میلیون یورو خرید امتیاز پخش جام جهانی در اوج این بازی ها بی خیال جذابیت و فعالیت تخصصی آن شده و به سراغ مقصریابی آماتوری برای تیم ملی می رود.
متاسفانه وقتی که می بینیم، مسئولان ورزشی این رسانه منت بر سر مردم می گذارند که بازی های جام جهانی را خریده اند و حتی یکی از مسئولین کم اطلاع ماهواره آن می گوید:« تنها 100 شبکه در جهان این بازی ها را خریده است و ما یکی از این شبکه ها هستیم و حتی عربستان بازی های خودش را پخش می کند !» دیگر چه توقعی می توان از برنامه سازی های حرفه ای و بحث های تخصصی در حوزه ورزش و فوتبال این رسانه داشت ؟!
آیا دوستان نمی دانند، چون شبکه تلویزیونی دیگری در ایران وجود ندارد، وظیفه رسانه ملی است که چنین رویدادی را خریداری کند ؟
آیا نمی دانند در جهان کمتر از 190 کشور وجود داشته که از این میان 32 تیم به جام جهانی می روند ؟
آیا نمی دانند براحتی آب خوردن در همین کشورهای عربی با هزینه ای کم می توان مشترک شبکه های حرفه ای ورزش جهان شد ؟
وقتی در همین کشور عربستان بیشترین مخاطبان شبکه کارتی art و به خصوص 5 کانال ورزشی آن و کانال های ویژه جام جهانی وجود دارند، باید هم به خاطر وظیفه مان به سر مردم منت بگذاریم! مگر تفکر حاکم بر تیم ملی غیر از این عمل می کند ؟!
دوستان اول به جای اینکه جوالدوز به تن فوتبال بزنند، سوزنی به تن خودشان زده و وضع برنامه های درهم و برهم ورزشی را بررسی تخصصی کنند !
وقتی در خبر ورزشی نام «لِیتن هییوئیت» تنیسور معروف جهان براحتی آب خوردن توسط گوینده قدیمی خبر ورزشی، «لیتون هی اویت» تلفظ می شود، شاید بسیار ساده و عادی به نظر برسد اما دیگر جایی برای انتقادهای خونی از دیگر بخش های کشور برای رسانه ملی باقی نمی گذارد ؟!
شاگردی پس از رفوزه شدن پیش معلمش رفت و گفت: به چه مَجوزی من را مردود کردی ؟ معلم می گوید: به همان مَجوزی که به مجوز فتحه می دهی !
حالا حکایت رسانه ملی و بخش ورزشی آن شده که به خاطر انحصار خود خواسته بر فعالیت های گروه ورزش شبکه سه، نمی تواند جای خالی جواد خیابانی را پر کند ولی به خلاف رویه یک سال گذشته خود و رسالت رسانه ای خود پای ریشه زنی را به شبکه سه باز می کند !
بعد هم معلوم می شود، به خلاف منع رطب کردن در این برنامه، در این چند سال علی رغم استعدادهای فراوان، این شبکه هم دست کمی از تیم ملی و ماجراهای علی دایی و مدیریت دادکان نداشته است ؟
سوال واقعی این است، آیا مجتبی صادقیان و حسین اسماعیلی توانایی و علم لازم برای گزارش زنده را ندارند که مردم هنوز باید اشتباهات گفتاری «رضا علیفر» مسن را تحمل کنند ؟!
دوستان چه کار به کار علی دایی دارند، اول در ساختار خود نگاهی بیاندازند بعد به توپخانه انتقاد تبدیل شده و جو ورزش مملکت را به آشوب بکشند!
آیا غیر از این است که از خبر ورزشی واحد مرکزی گرفته تا جام هجدهم و یک جهان، یک جام در شبکه سه همه در انحصار یک تهیه کننده کم تجربه است که حتی کوچکترین تجربه ای در تولید برنامه های سنگین جام جهانی گذشته که از شاخص ترین فعالیت های شبکه سه بوده ندارد ؟!
اگر چنین نیست از تیم ملی انتقاد کنید، اما اگر چنین است حداقل نگاهی به داخل مجموعه خودتان بیاندازید ؟
اگر امر به معروف و نهی از منکر باید زنده بماند، آیا رسانه ملی تحمل این انتقادها را دارد ؟
برای اثبات گفته های خودمان از جناب ضرغامی تقاضا می کنیم تنها یک شب بیننده برنامه ساده ولی جذاب World Cup Show که هر شب از شبکه EuroSport1 پخش می شود یا به نحوه پوشش بازی های جام جهانی از شبکه های معتبر بین المللی همچون art، ESPN یا FSN و یا حتی به روش مشابه تلویزیون ایران در شبکه های سوئیسی FSI2 ، TSI2 و TSR2 یا شبکه ماهواره ای کرواسی HRT1، یا شبکه ماهواره ای اسلونی SLO2 نگاهی بیاندازید، تا به میزان بهره گیری بخش های ورزشی رسانه ملی از چنین رویداد بزرگی با قیمت 5/8 میلیون یورو پی ببرید !
وقتی شبکه های ورزشی کشورهای همسایه مثل ترکیه، قطر و عربستان متاثر از جام جهانی، کوچکترین شاخصی از این بازی ها را از دست نمی دهند. چگونه است که گروه کم تجربه پخش این بازی ها حتی به لطف حمایت گروه ورزش و به دست گیری پخش بازی های خارجی تا همین چند روز گذشته توازن مناسبی برای پخش بازی ها نداشته و حالا هم که سوژه زرد یافته، بازی ها را رها می کنند و سراغ ناکامی های تیم ملی می روند.
از بی اطلاعی این دوستان همین بس که نمی دانند پس از جام جهانی یک ماه سکوت مطلق در فوتبال جهان است و در آن وقت باید به ارزیابی عملکرد تیم ملی پرداخت.
حالا، اگر علی دایی در تیم ملی به دنبال انحصار است، آیا کنده شدن چهره های مختلف ورزشی و محدود شدن برنامه ها به برخی تهیه کنندگان کم سابقه نشانه انحصار در ورزش صداوسیما نیست ؟!
ای کاش همه چیز فوتبالمان مثل هم بود.
هنوز گزارشگر اعزامی باید با موبایل برای تهران گزارش بفرستد ولی می بینیم شبکه های ضعیف تر و کم توان تر از مجموعه IRIB با بهترین کیفیت صدا و تصویر بازی های این جام را برای مخاطبان خود پخش می کنند.
وقتی یکی از مراکز خارجی صداوسیما در شهر برلین قرار دارد ولی تا قبل از بازی با پرتغال یک فریم تصویر زنده از آلمان به تهران ارسال نمی شود، آیا فوتبالی ها حق ندارند به خاطر باری به هر جهت بودن تفکر ورزشی در رسانه ملی از آن انتقاد کرده و درخواست روحیه و تفکر حرفه ای در ساختار اجرایی آن کنند ؟
وقتی ورزش در رسانه ملی وامدار سلیقه های شخصی و عملکرد فردی می شود، با این همه نقطه ضعف و برخی اشکالات که متاثر از نحوه برخورد خود با اتفاقات است. باید هم در چنین موقعیتی قرار بگیرد.
روزی که گزارشگر باشگاه خبرنگاران جوان مورد توهین علی دایی قرار گرفت و برنامه نود این تصویر را پخش کرد و حتی در یک کلام به مذمت چنین حرکتی نپرداخت، سهم این مشکلات برشمرده میان علی دایی و رسانه ملی 50-50 می شود !
به واقع در این روزهای عجیب و غریب نمی دانیم، تعارف و نان قرض دادن ها در برنامه یار دوازدهم پیش از جام جهانی که از شبکه سه پخش می شد را باور کنیم، یا برخوردی که با دکتر زادمهر به دلیل حمایت از برانکو در برنامه یک جهان، یک جام شد ؟!
اما آنچه واضح و آشکار است، وضعیت غیر حرفه ای حاکم بر ورزش صداوسیما است که به تحلیل اشتباه یاردوازدهم منجر شده و موجب می شود، ریاست رسانه ملی از آبروی خود برای آن مایه گذاشته و حتی متواضعانه برای تشکر راهی استودیوی این برنامه ها شده و در جوی دوستانه به بحث با عوامل بپردازد.
اما این در شرایطی است که به خاطر اشتباه در تحلیل و رویکردهای غیر تخصصی ورزش رسانه ملی، نه تنها این انتقادها امروز برای مردم جالب نیست، بلکه موجب کاهش وحشتناک مخاطبانی است که در این 8 سال بارها و بارها چنین مواردی را چه بسا بدتر و دردناک تر شنیدند ولی به خاطر بی تفاوتی و ندیدن چشم های تصمیم گیر رسانه ملی، دچار بی تفاوتی شدند و حالا دیگر چنین توقعی برای شنیدن داستان های کهنه از زبان رسانه ملی ندارند!
[External Link Removed for Guests]