روشهای مبارزه را مغنیه به فلسطینیان یاد داد
ارسال شده: سهشنبه ۲۴ دی ۱۳۸۷, ۹:۰۲ ب.ظ
به نقل از آینده نیوز
به هيچ وجه مبالغه نيست اگر بخواهيم عمليات نظامى اسرائيل در غزه را يك كشتار دستهجمعى معرفى كنيم كه با توطئه كشورهاى عربى و بيدارى ملل جهان همراه است. آنچه كه در اين جنگ نمود زيادى يافت، شبكه مخابراتى داخلى، شبكه تونلهاى زير زمينى، ساختار هرمى در تشكيلات و انبارى از مهمات بود كه براى ماهها كافى است و اسرائيل از ادامه يافتن اين درگيريها شوكه شده است، در حالى كه توقع داشت در حملات طوفانى روز اول، حماس شوكه شده و تسليم شود.
به گزارش پرس تي وي بيروت، ابراهیم الامین در روزنامه الاخبار مي نويسد: به نظر مىرسد درگيريهاى جارى در غزه، ارتش اسرائيل را با تجارب جديدى آشنا كرد كه سر تيترهاى آن را دو سال قبل در جنوب لبنان خوانده بود. البته در اين ميان ارتش اسرائيل سعى مىكند بر موفقيتهاى خود در مناطق باز و سه كيلومتر اطراف شهرها تکیه کند، ولى در واقع آنها خوب مىدانند آنچه كه در مناطق مسكونى با آن روبرو شدند، سيزده سال قبل كه مىخواستند اين سرزمينها را به فلسطينىها باز پس دهند به ذهنشان خطور نمىكرد.
ضربه غافلگيرانه اول
در اطلاعاتى كه روز به روز گوشههاى ديگرى از آن كشف خواهد شد، مشخص شد كه سيوى ليونى وزير خارجه اسرائيل به حسنى مبارك گفته بود كه اسرائيل تصميم دارد ضربه غافلگيرانهاى به غزه وارد كند كه در همان ضربات اوليه حماس را از قدرت بركنار كرده و زمينه را براى ورود محمود عباس و مردانش باز كند. در رايزنىهاى امنيتى و نظامى بيان شده بود که اين عمليات بسيار سهمگين ولى خيلى كوتاه مدت خواهد بود. نقشه ارتش اسرائيل به اين گونه بود كه در حمله اول با انجام صدها پرواز، تمام زير ساختها و مراكز و تشكيلات فرماندهى نظامى و سياسى حماس را هدف قرار داده و بعد از كشتن تعداد زيادى از مقامات حكومت حماس طى دو يا حداكثر سه روز نيروهاى اسرائيلى به سرعت به داخل مناطق مسكونى باريكه غزه حمله برده و باقيمانده نيروهاى پراكنده در سطح شهر را به صورت كاروانهایى از اسرا بازداشت نمايند. در اين حال نيروهاى متشكل از هزار نفر از دستگاههاى امنيتى سلطه فلسطينى به ریاست محمود عباس براى تحويل گرفتن باريكه غزه پيش قدم خواهند شد.
سخنان ليونى بدون شك صحنههاى چهل سال پيش و سال 1967 را در مبارك زنده كرد كه اسرائيلىها بيشترين موفقيتهاى خود را در چند ساعت به دست مىآوردند. به نظر مىرسد كه سخنان ليونى تاثير قاطعانهاى بر تحليلهاى سران مصر گذاشت به نحوى كه آنها با عجله تلاش كردند برنامهاى براى وضعيت آينده باريكه غزه بچينند. آنها تصميم نداشتند همه چيز را به محمود عباس واگذار كنند و در اين راستا بهاى افرادى مانند محمد دحلان بالا رفت، ولى حوادث بر وفق مراد آنها روى نمىداد. روز اول گذشت، بلكه هفته اول نيز گذشت و هيچ چيز مهمى روى نداد.
تخليه مراكز حساس
مدتى است كه فرماندهان نظامى و مقامات سياسى حماس و برخى فرماندهان گروههاى مقاومت در يك جا متمركز نشده و كمتر در مراكز معروف و علنى نمایان مىشوند. تخليه مراكز علنى به آهستگى و بى سر و صدا صورت گرفته بود.
با آغاز حملات هوايی، حدود 150 هدف به طور همزمان مورد تهاجم نيروى هوايى ارتش اسرائيل در آمد و قرار بود اين حملات نقش تعيينكنندهای در نبرد با حماس داشته باشد، ولى آنچه كه روى داد اين بود كه همه اين مراكز خالى بود و قربانيان اين حملات، افراد غير نظامى بودند كه در نزديك اين مراكز زندگى مىكردند. اما در مورد كشتار نيروى انتظامى، جزئيات بسيار زيادى وجود دارد كه به توطئهای كه در جريان بود مرتبط مىگردد. به عبارت ديگر برخلاف توقع رژيم صهيونيستى، حمله اول نتوانست هيچ يك از اهداف پيشبينى شده را محقق كند.
چرا اسرائيل نتوانست به اهداف از پيش تعيين شده خود در اين حملات طوفانى برسد؟ با اتمام جنگ سال 2006، تمام همّ و غمّ شهید عماد مغنيه اين بود كه تجارب جنگ لبنان را به فلسطينيان غزه منتقل نمايد. وی در اسرع وقت جلساتى را شروع كرد كه تا زمان شهادتش ادامه يافت. حاج رضوان (مغنيه) به همرزمان فلسطينى خود در اين جلسات بر اهميت داشتن شبكه مخابراتى داخلى به عنوان يك سلاح استراتژيك تاكيد كرد و در جلسات ديگر بر اهميت داشتن اماكن پنهانى و مخفيانه تاكيد نمود. در مدت كوتاهى نقشهها و طرحها ريخته شد و دهها تن از سران جنبشهاى مقاومت فلسطينى به سوريه، لبنان و ايران سفر كردند و از اطلاعات داده شده به بهترين نحو استفاده كردند. در كمتر از يك سال غزه به غزهاى ديگر تبديل شده بود كه با ظاهر آن بسيار فرق داشت. تشكيلات هرمى براى ساختار مقاومت بخصوص حماس بوجود آمد و براى هر نوع جنگ جنونآميزى، طرحهایى تهيه شد. همچنين راههایى براى در امان نگاه داشتن امكانات نظامى تهيه شد به نحوى كه بتوان امداد نظامى و پشتيبانى را حفظ نمود و راههاى تماس و ارتباط با گروههاى مقاومت را در بدترين شرايط حفظ كرد. عماد مغنيه در آن زمان به يكى از همرزمان فلسطينى خود گفته بود كه ملت فلسطين روز به روز ثابت خواهد كرد كه ملت قهرمانى است كه مىتواند همه دردها را تحمل كند و توانائى ساكنان غزه در تبديل زير زمين باريكه غزه به یک شهر دیگر نشان مىدهد كه فلسطينىها اگر رهبرى صالحى داشته باشند و ارادهای ملى از آنها حمايت كند، مىتوانند موفقيتهایى را كسب كنند كه ديگران از دستيابى به آن عاجز ماندند.
بدين جهت تنها چيزى كه از حملات اوليه و طوفانى دشمن عايدشان شد، ترس و وحشتى بود كه در دل همه مردم بوجود آورده بود و باعث تنش و التهاب مقامات فلسطينى داخل و خارج شده بود كه امرى غير منتظره نبود و طبيعى بود كه چنين حملاتى بايد چنين تاثيراتى را در بر داشته باشد؛ ولى بعد از دو روز مقاومت توانست ابتكار عمل را به دست گرفته و بر اوضاع صحنه نبرد مسلط شود. عملا همه اين حملات توانست فقط بخش اندكى از امكانات نظامى و توانائىهاى رزمى مقاومت فلسطينى را هدف قرار بدهد و همه آنها بىصبرانه منتظر فرا رسيدن حمله زمينى بودند كه بر خلاف حملات هوايى، ابتكار عمل در دست فلسطينىها بود.
تقسیم نوار غزه به بخشهای مختلف
از آنجا كه حملات هوايى ارتش اسرائيل، نتايجى در بر نداشت اسرائيل بايد دز اقدامات نظامى خود را بالا مىبرد، ولى از طرف ديگر نمىخواست متحمل تلفاتى در سربازان خود شود. بدين جهت به تانكها و زرهپوشهاى خود دستور داد كه به مناطق باز و بدون مانع غزه حركت كنند و در اين راستا وجود يك شهرك صهيونيستى سابق كه تخليه شده بود و هنوز كسى در آن مستقر نشده بود اين مسئله را تسهيل مىكرد. با این حال اسراییلیها به زودى دريافتند كه مانند روزهاى اول جنگ با لبنان، با ناكامى اطلاعاتى و امنيتى شديدى روبرو هستند. بعد از آغاز مرحله اول حمله زمينى و مرحله دوم عمليات نظامى تاكنون تمام اقدامات رژيم صهيونيستى صرف اين مىشد كه چگونه با تصرف مناطق باز، باريكه غزه را به راههاى جدا از هم تبديل كنند. با ورود صدها سرباز به همراه اين تانكها و زرهپوشها به مناطق مسكونى نزديك اين مناطق باز آنها توقع داشتند جنگ را پايان یافته بدانند، ولى مشاهده كردند كه در مناطقى كه فكر مىكردند، پاكسازى شده و هيچ مبارز فلسطينى در آن قرار ندارد، به ناگاه افرادى از زير خاك برخواسته و بعد از درگير شدن با اين نيروها فورا ناپديد مىشوند. تمام تلاش مبارزان فلسطينى بر اين بود كه اين نيروها را تشويق به ورود به مناطق مسكونى سازند و برعكس تمام تلاش ارتش اسرائيل اين بود كه در اين مرحله تا جايى كه راه داشته باشد از تماس با مبارزان مقاومت و درگير شدن با آنها طفره برود. البته اين بدان معنى نبود كه ارتش اسرائيل هر از چندگاهى تلاش نکند با تخريب ساختمانها و با خاك يكسان كردن همه موانع و مخفىگاهها راهى براى نفوذ به مناطق مسكونى ايجاد كند؛ ولى در هر بار با دادن تلفاتى مجبور به عقبنشينى شد و تلاشهاى آنها محكوم به شكست شد. علت اين موضوع در واقع به يكى از تجارب جنگ دوم لبنان باز مىگردد كه بر اساس آن برنامهريزى تشكيلاتى و نظامى بايد به گونهاى باشد كه هر مجموعه از مبارزان بايد همه امكانات مورد نياز خود را از جمله سلاح و مهمات و آذوقه و ... را به صورت مستقل داشته باشند و ارتباط آنها با مركز تنها براى انجام هماهنگى باشد نه براى نقل و انتقال نيروها و انجام پشتيبانىهاى مورد نياز. همه اين مسائل باعث مىشد كه اين مجموعههاى كامل داراى قدرت مانور بسيار بالایى باشند. اين قدرت مانور مشمول تلهها و كمينهایى نيز هست كه در صورت آغاز مرحله سوم عمليات نظامى در غزه با آن روبرو خواهند شد.
مهمات و موشکها و تاكتيک
موضوع ديگرى كه عماد مغنيه بر آن تاكيد داشت، انبار تعداد كافى از موشكها بود كه بتوان براى مدت زمان طولانى مقاومت را تامين كند. این موشکها به نحوى باید توزيع میشدند كه روند شليك موشك در حين درگيرى براى مدت زمانى كه كمتر از سه ماه نباشد، متوقف نشود. اين مدت سه ماه كافى خواهد بود كه مقاومت بتواند روند فرسايشى به اين جنگ بدهد.
مبارزان فلسطينى علاوه بر اينكه از لحاظ تعداد موشكها توانست دشمن را غافلگير كنند، همچنين از لحاظ نوع و برد موشكها نيز توانست دشمن را غافلگير كند. به طورى كه در جلسه محرمانهاى كه بين مقامات اسرائيلى و مقامات مصرى در شهر طابا روى داد، گفته شد كه حمله هوايى نتوانست در سركوب حماس كارآمد باشد، ولى آنچه براى آنها نگرانكننده نمود اين است كه ذخاير موشكى موجود نزد حماس، بسيار بيشتر از تعداد موشكهایى است كه در گزارشها احتمال انتقال آن به غزه مطرح شده بود و این گزارشها عموما حاصل همكارى امنيتى بين كشورهاى غربى و عربى بوده است. در همان جلسه بود كه اسرائيلىها مسئوليت همه ناكامىهای خود را بر عهده مصريها گذاشته و بر ضرورت كنترل دقيق مرزهاى مصر و غزه تاكيد كردند، به طورى كه مصريها مجبور شدند از تلاشهاى و موفقيتهاى خود در راه منع قاچاق سلاح به غزه سخن بگويند و سپس اشاره كردند كه با اقدامات آنها مرزهاى زمينى كاملا كنترل شده است و تنها راه ممكن براى انتقال اين موشكها از راه دريا بوده كه تحت كنترل ناوچههاى جنگى اسرائيل است.
مرحله سياسى و بعد سياسى آن
در اين مرحله اين موضوع مطرح مىشود كه به چه علتى اسرائيل قطعنامه شوراى امنيت مبنى بر آتشبس را نپذيرفته است؟ اسرائيل به صراحت اعلام كرد كه نمىخواهد تجربه حزبالله در مورد حماس نيز تكرار شود و هدف اسرائيل از تداوم اين جنگ اين نيست كه حماس را نابود كند، زيرا مىداند كه توانايى انجام اين كار را ندارد، بلكه تنها به دنبال اعمال فشارى است تا جامعه بينالملل راهى براى دوباره مسلح نشدن حماس بيابد. در اين راستا مصر و فرانسه و آلمان قول همكارى كامل با اسرائيل را دادند.
هماهنگى بين مقامات اسرائيلى و مذاكرات آتشبس
در اين شرايط اختلافات شديدى در میان مقامات اسرائيلى حاكم است. ايهود اولمرت خواهان ادامه يافتن عمليات نظامى براى رسيدن به آتشبس مناسب بر اساس خواستههاى اسرائيل است، ولى باراك اميد دارد به سرعت به تفاهمى با مصر برسد و سيوى ليونى كه به شدت خواهان شروع مرحله سوم بود، اكنون خواهان عقبنشينى از غزه بدون هيچ آتشبس است تا بدین ترتیب به محض شليك هر گلوله، دوباره حملات را از نو آغاز كند. باراك از محل آموزش سربازان ذخیره ديدار كرده و به آنها مىگويد كه جنگی طولانى در پيش رو دارند.
فرماندهان ارتش نيز كه خود را نسبت به بندهاى كميته وينوگراد بسيار پايبند نشان دادند، از فرسايشى شدن جنگ و كشيده شدن به باتلاق مناطق مسكونى غزه بسيار نگران هستند و مىدانند آغاز مرحله سوم، تلفات نظامى را بسيار بالا خواهد برد و همچنين كشتار شهروندان غير نظامى زيادى را به دنبال خواهد داشت كه افكار عمومى جهان را بيش از پيش شعلهور خواهد كرد.
به نقل از آینده نیوز
به هيچ وجه مبالغه نيست اگر بخواهيم عمليات نظامى اسرائيل در غزه را يك كشتار دستهجمعى معرفى كنيم كه با توطئه كشورهاى عربى و بيدارى ملل جهان همراه است. آنچه كه در اين جنگ نمود زيادى يافت، شبكه مخابراتى داخلى، شبكه تونلهاى زير زمينى، ساختار هرمى در تشكيلات و انبارى از مهمات بود كه براى ماهها كافى است و اسرائيل از ادامه يافتن اين درگيريها شوكه شده است، در حالى كه توقع داشت در حملات طوفانى روز اول، حماس شوكه شده و تسليم شود.
به گزارش پرس تي وي بيروت، ابراهیم الامین در روزنامه الاخبار مي نويسد: به نظر مىرسد درگيريهاى جارى در غزه، ارتش اسرائيل را با تجارب جديدى آشنا كرد كه سر تيترهاى آن را دو سال قبل در جنوب لبنان خوانده بود. البته در اين ميان ارتش اسرائيل سعى مىكند بر موفقيتهاى خود در مناطق باز و سه كيلومتر اطراف شهرها تکیه کند، ولى در واقع آنها خوب مىدانند آنچه كه در مناطق مسكونى با آن روبرو شدند، سيزده سال قبل كه مىخواستند اين سرزمينها را به فلسطينىها باز پس دهند به ذهنشان خطور نمىكرد.
ضربه غافلگيرانه اول
در اطلاعاتى كه روز به روز گوشههاى ديگرى از آن كشف خواهد شد، مشخص شد كه سيوى ليونى وزير خارجه اسرائيل به حسنى مبارك گفته بود كه اسرائيل تصميم دارد ضربه غافلگيرانهاى به غزه وارد كند كه در همان ضربات اوليه حماس را از قدرت بركنار كرده و زمينه را براى ورود محمود عباس و مردانش باز كند. در رايزنىهاى امنيتى و نظامى بيان شده بود که اين عمليات بسيار سهمگين ولى خيلى كوتاه مدت خواهد بود. نقشه ارتش اسرائيل به اين گونه بود كه در حمله اول با انجام صدها پرواز، تمام زير ساختها و مراكز و تشكيلات فرماندهى نظامى و سياسى حماس را هدف قرار داده و بعد از كشتن تعداد زيادى از مقامات حكومت حماس طى دو يا حداكثر سه روز نيروهاى اسرائيلى به سرعت به داخل مناطق مسكونى باريكه غزه حمله برده و باقيمانده نيروهاى پراكنده در سطح شهر را به صورت كاروانهایى از اسرا بازداشت نمايند. در اين حال نيروهاى متشكل از هزار نفر از دستگاههاى امنيتى سلطه فلسطينى به ریاست محمود عباس براى تحويل گرفتن باريكه غزه پيش قدم خواهند شد.
سخنان ليونى بدون شك صحنههاى چهل سال پيش و سال 1967 را در مبارك زنده كرد كه اسرائيلىها بيشترين موفقيتهاى خود را در چند ساعت به دست مىآوردند. به نظر مىرسد كه سخنان ليونى تاثير قاطعانهاى بر تحليلهاى سران مصر گذاشت به نحوى كه آنها با عجله تلاش كردند برنامهاى براى وضعيت آينده باريكه غزه بچينند. آنها تصميم نداشتند همه چيز را به محمود عباس واگذار كنند و در اين راستا بهاى افرادى مانند محمد دحلان بالا رفت، ولى حوادث بر وفق مراد آنها روى نمىداد. روز اول گذشت، بلكه هفته اول نيز گذشت و هيچ چيز مهمى روى نداد.
تخليه مراكز حساس
مدتى است كه فرماندهان نظامى و مقامات سياسى حماس و برخى فرماندهان گروههاى مقاومت در يك جا متمركز نشده و كمتر در مراكز معروف و علنى نمایان مىشوند. تخليه مراكز علنى به آهستگى و بى سر و صدا صورت گرفته بود.
با آغاز حملات هوايی، حدود 150 هدف به طور همزمان مورد تهاجم نيروى هوايى ارتش اسرائيل در آمد و قرار بود اين حملات نقش تعيينكنندهای در نبرد با حماس داشته باشد، ولى آنچه كه روى داد اين بود كه همه اين مراكز خالى بود و قربانيان اين حملات، افراد غير نظامى بودند كه در نزديك اين مراكز زندگى مىكردند. اما در مورد كشتار نيروى انتظامى، جزئيات بسيار زيادى وجود دارد كه به توطئهای كه در جريان بود مرتبط مىگردد. به عبارت ديگر برخلاف توقع رژيم صهيونيستى، حمله اول نتوانست هيچ يك از اهداف پيشبينى شده را محقق كند.
چرا اسرائيل نتوانست به اهداف از پيش تعيين شده خود در اين حملات طوفانى برسد؟ با اتمام جنگ سال 2006، تمام همّ و غمّ شهید عماد مغنيه اين بود كه تجارب جنگ لبنان را به فلسطينيان غزه منتقل نمايد. وی در اسرع وقت جلساتى را شروع كرد كه تا زمان شهادتش ادامه يافت. حاج رضوان (مغنيه) به همرزمان فلسطينى خود در اين جلسات بر اهميت داشتن شبكه مخابراتى داخلى به عنوان يك سلاح استراتژيك تاكيد كرد و در جلسات ديگر بر اهميت داشتن اماكن پنهانى و مخفيانه تاكيد نمود. در مدت كوتاهى نقشهها و طرحها ريخته شد و دهها تن از سران جنبشهاى مقاومت فلسطينى به سوريه، لبنان و ايران سفر كردند و از اطلاعات داده شده به بهترين نحو استفاده كردند. در كمتر از يك سال غزه به غزهاى ديگر تبديل شده بود كه با ظاهر آن بسيار فرق داشت. تشكيلات هرمى براى ساختار مقاومت بخصوص حماس بوجود آمد و براى هر نوع جنگ جنونآميزى، طرحهایى تهيه شد. همچنين راههایى براى در امان نگاه داشتن امكانات نظامى تهيه شد به نحوى كه بتوان امداد نظامى و پشتيبانى را حفظ نمود و راههاى تماس و ارتباط با گروههاى مقاومت را در بدترين شرايط حفظ كرد. عماد مغنيه در آن زمان به يكى از همرزمان فلسطينى خود گفته بود كه ملت فلسطين روز به روز ثابت خواهد كرد كه ملت قهرمانى است كه مىتواند همه دردها را تحمل كند و توانائى ساكنان غزه در تبديل زير زمين باريكه غزه به یک شهر دیگر نشان مىدهد كه فلسطينىها اگر رهبرى صالحى داشته باشند و ارادهای ملى از آنها حمايت كند، مىتوانند موفقيتهایى را كسب كنند كه ديگران از دستيابى به آن عاجز ماندند.
بدين جهت تنها چيزى كه از حملات اوليه و طوفانى دشمن عايدشان شد، ترس و وحشتى بود كه در دل همه مردم بوجود آورده بود و باعث تنش و التهاب مقامات فلسطينى داخل و خارج شده بود كه امرى غير منتظره نبود و طبيعى بود كه چنين حملاتى بايد چنين تاثيراتى را در بر داشته باشد؛ ولى بعد از دو روز مقاومت توانست ابتكار عمل را به دست گرفته و بر اوضاع صحنه نبرد مسلط شود. عملا همه اين حملات توانست فقط بخش اندكى از امكانات نظامى و توانائىهاى رزمى مقاومت فلسطينى را هدف قرار بدهد و همه آنها بىصبرانه منتظر فرا رسيدن حمله زمينى بودند كه بر خلاف حملات هوايى، ابتكار عمل در دست فلسطينىها بود.
تقسیم نوار غزه به بخشهای مختلف
از آنجا كه حملات هوايى ارتش اسرائيل، نتايجى در بر نداشت اسرائيل بايد دز اقدامات نظامى خود را بالا مىبرد، ولى از طرف ديگر نمىخواست متحمل تلفاتى در سربازان خود شود. بدين جهت به تانكها و زرهپوشهاى خود دستور داد كه به مناطق باز و بدون مانع غزه حركت كنند و در اين راستا وجود يك شهرك صهيونيستى سابق كه تخليه شده بود و هنوز كسى در آن مستقر نشده بود اين مسئله را تسهيل مىكرد. با این حال اسراییلیها به زودى دريافتند كه مانند روزهاى اول جنگ با لبنان، با ناكامى اطلاعاتى و امنيتى شديدى روبرو هستند. بعد از آغاز مرحله اول حمله زمينى و مرحله دوم عمليات نظامى تاكنون تمام اقدامات رژيم صهيونيستى صرف اين مىشد كه چگونه با تصرف مناطق باز، باريكه غزه را به راههاى جدا از هم تبديل كنند. با ورود صدها سرباز به همراه اين تانكها و زرهپوشها به مناطق مسكونى نزديك اين مناطق باز آنها توقع داشتند جنگ را پايان یافته بدانند، ولى مشاهده كردند كه در مناطقى كه فكر مىكردند، پاكسازى شده و هيچ مبارز فلسطينى در آن قرار ندارد، به ناگاه افرادى از زير خاك برخواسته و بعد از درگير شدن با اين نيروها فورا ناپديد مىشوند. تمام تلاش مبارزان فلسطينى بر اين بود كه اين نيروها را تشويق به ورود به مناطق مسكونى سازند و برعكس تمام تلاش ارتش اسرائيل اين بود كه در اين مرحله تا جايى كه راه داشته باشد از تماس با مبارزان مقاومت و درگير شدن با آنها طفره برود. البته اين بدان معنى نبود كه ارتش اسرائيل هر از چندگاهى تلاش نکند با تخريب ساختمانها و با خاك يكسان كردن همه موانع و مخفىگاهها راهى براى نفوذ به مناطق مسكونى ايجاد كند؛ ولى در هر بار با دادن تلفاتى مجبور به عقبنشينى شد و تلاشهاى آنها محكوم به شكست شد. علت اين موضوع در واقع به يكى از تجارب جنگ دوم لبنان باز مىگردد كه بر اساس آن برنامهريزى تشكيلاتى و نظامى بايد به گونهاى باشد كه هر مجموعه از مبارزان بايد همه امكانات مورد نياز خود را از جمله سلاح و مهمات و آذوقه و ... را به صورت مستقل داشته باشند و ارتباط آنها با مركز تنها براى انجام هماهنگى باشد نه براى نقل و انتقال نيروها و انجام پشتيبانىهاى مورد نياز. همه اين مسائل باعث مىشد كه اين مجموعههاى كامل داراى قدرت مانور بسيار بالایى باشند. اين قدرت مانور مشمول تلهها و كمينهایى نيز هست كه در صورت آغاز مرحله سوم عمليات نظامى در غزه با آن روبرو خواهند شد.
مهمات و موشکها و تاكتيک
موضوع ديگرى كه عماد مغنيه بر آن تاكيد داشت، انبار تعداد كافى از موشكها بود كه بتوان براى مدت زمان طولانى مقاومت را تامين كند. این موشکها به نحوى باید توزيع میشدند كه روند شليك موشك در حين درگيرى براى مدت زمانى كه كمتر از سه ماه نباشد، متوقف نشود. اين مدت سه ماه كافى خواهد بود كه مقاومت بتواند روند فرسايشى به اين جنگ بدهد.
مبارزان فلسطينى علاوه بر اينكه از لحاظ تعداد موشكها توانست دشمن را غافلگير كنند، همچنين از لحاظ نوع و برد موشكها نيز توانست دشمن را غافلگير كند. به طورى كه در جلسه محرمانهاى كه بين مقامات اسرائيلى و مقامات مصرى در شهر طابا روى داد، گفته شد كه حمله هوايى نتوانست در سركوب حماس كارآمد باشد، ولى آنچه براى آنها نگرانكننده نمود اين است كه ذخاير موشكى موجود نزد حماس، بسيار بيشتر از تعداد موشكهایى است كه در گزارشها احتمال انتقال آن به غزه مطرح شده بود و این گزارشها عموما حاصل همكارى امنيتى بين كشورهاى غربى و عربى بوده است. در همان جلسه بود كه اسرائيلىها مسئوليت همه ناكامىهای خود را بر عهده مصريها گذاشته و بر ضرورت كنترل دقيق مرزهاى مصر و غزه تاكيد كردند، به طورى كه مصريها مجبور شدند از تلاشهاى و موفقيتهاى خود در راه منع قاچاق سلاح به غزه سخن بگويند و سپس اشاره كردند كه با اقدامات آنها مرزهاى زمينى كاملا كنترل شده است و تنها راه ممكن براى انتقال اين موشكها از راه دريا بوده كه تحت كنترل ناوچههاى جنگى اسرائيل است.
مرحله سياسى و بعد سياسى آن
در اين مرحله اين موضوع مطرح مىشود كه به چه علتى اسرائيل قطعنامه شوراى امنيت مبنى بر آتشبس را نپذيرفته است؟ اسرائيل به صراحت اعلام كرد كه نمىخواهد تجربه حزبالله در مورد حماس نيز تكرار شود و هدف اسرائيل از تداوم اين جنگ اين نيست كه حماس را نابود كند، زيرا مىداند كه توانايى انجام اين كار را ندارد، بلكه تنها به دنبال اعمال فشارى است تا جامعه بينالملل راهى براى دوباره مسلح نشدن حماس بيابد. در اين راستا مصر و فرانسه و آلمان قول همكارى كامل با اسرائيل را دادند.
هماهنگى بين مقامات اسرائيلى و مذاكرات آتشبس
در اين شرايط اختلافات شديدى در میان مقامات اسرائيلى حاكم است. ايهود اولمرت خواهان ادامه يافتن عمليات نظامى براى رسيدن به آتشبس مناسب بر اساس خواستههاى اسرائيل است، ولى باراك اميد دارد به سرعت به تفاهمى با مصر برسد و سيوى ليونى كه به شدت خواهان شروع مرحله سوم بود، اكنون خواهان عقبنشينى از غزه بدون هيچ آتشبس است تا بدین ترتیب به محض شليك هر گلوله، دوباره حملات را از نو آغاز كند. باراك از محل آموزش سربازان ذخیره ديدار كرده و به آنها مىگويد كه جنگی طولانى در پيش رو دارند.
فرماندهان ارتش نيز كه خود را نسبت به بندهاى كميته وينوگراد بسيار پايبند نشان دادند، از فرسايشى شدن جنگ و كشيده شدن به باتلاق مناطق مسكونى غزه بسيار نگران هستند و مىدانند آغاز مرحله سوم، تلفات نظامى را بسيار بالا خواهد برد و همچنين كشتار شهروندان غير نظامى زيادى را به دنبال خواهد داشت كه افكار عمومى جهان را بيش از پيش شعلهور خواهد كرد.
به نقل از آینده نیوز