نقد مستند دفاع مفدس سیما
ارسال شده: چهارشنبه ۱۶ بهمن ۱۳۸۷, ۷:۰۴ ب.ظ
دوستان عزیز همانطور که اطلاع دارید امسال به مناسبت هفته ی دفاع مقدس سیمای جمهوری اسلامی ایران برنامه ای را با عنوان "مستند دفاع مقدس" پخش کرد که مورد انتقاد بسیاری از کارشناسان و دلسوزان قرار گرفت. در این مستند به طور کلی نقش ارتش نادیده گرفته شده بود. به عنوان مثال برای عملیات بزرگ مروارید که در جریان ان کل نیروی دریایی عراق نابود شد وقت بسیار بسیار کمی گذاشته شد و در عمل اصلا چیزی بیان نشد. این به اصطلاح مستند حاوی اشکالات زیادی بود که در بسیاری از رسانه ها و مراجع از جمله همین سایت به ان اعتراض شد. چندی پیش ارتش جمهوری اسلامی ایران نیز با دعوت از کارشناسان به نقد این مجموعه پرداخت. اخیرا ارتش جمهوری اسلامی ایران در سایت خود نقدی از این مستند منتشر کرده که خواندن ان خالی از لطف نیست
نقد تحریفات
« مستند دفاع مقدس »
پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران
مهر 1387
امام خمینی (ره) : ملت ایران باید به چنین ارتش مؤمن و وفاداری افتخار کند و نیروهای مسلح و ارتش بزرگ ایران باید بدانند که همه این افتخارات به برکت ایمان به خدا و دفاع از کشور امام زمان- ارواحنا فداه- و در سایه وحدت و انسجام و همدلی و برابری با یکدیگر و پشتیبانی مردم به دست آمده است.
« صحیفه نور ج 21 ص 358 »
مقدمه
ستاد کل نیروهای مسلح (سردار رشید و همکاران) با استفاده از ظرفیت های سیمای جمهوری اسلامی ایران، پس از 27 سال از آغاز جنگ تحمیلی در هفته دفاع مقدس سال 1387 همزمان با ایام ماه مبارک رمضان اقدام به تهیه و پخش« مستند دفاع مقدس» در 19 قسمت نمود که بدلیل اختصاص زمان های مناسب برای پخش و ویژگی های خاص آن با دیدگاههای مثبت و منفی مورد توجه عموم مردم قرار گرفت و از همان ابتدا هدایت سناریو به نحوی بود که یکسویه بودن آن از سوی بینندگان صاحبنظر احساس شد. و همزمان با پخش قسمت اول مستند مذکور عموم کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران به ویژه پیشکسوتان دفاع مقدس، فرماندهان زمان جنگ، کارشناسان و همرزمان ارتش جمهوری اسلامی ایران در زمان دفاع مقدس به اشکال مختلف انتقادات و ایرادات خود را به این مستند اعلام داشتند ولی مسئولین محترم سیما متأثر از پشتوانه هدایت کنندگان آن بدون توجه به این اعتراضات نه تنها بطور کامل این مستند را مکرر پخش کردند بلکه سی دی آن را در شمارگان بالا تهیه و توزیع و فروش آن را نیز آغاز نمودند که صد البته فروش جمعی آن با پشتوانه اعتبارات سازمانی برخی ادارات، سازمانها و ارگانهای همسو می باشد.
ارتش جمهوری اسلامی ایران نه به دلیل ضایع شدن حقوق حقه این سازمان عظیم بلکه به دلیل مورد تهدید قرار گرفتن انسجام ملی و وحدت نیروهای مسلح پس از بررسی کارشناسی دقیق، نظرات و انتقادات ارائه شده را در این دفتر گرد آورده و جهت ارائه به مبادی ذیربط آماده نموده است. این گزارش در چهار قسمت تهیه شده است:
1- کلیات
2- نقد و نظرات کارشناسان
3- نتیجه گیری و تحلیل کلی نقد
4-پیشنهادات
هر چند تلاش شده است که این مستند بسیار دقیق مورد بررسی قرار گیرد ولی زوایای فراوانی در این زمینه وجود دارد که به دلیل توجه به خلاصه بودن نقد در این گزارش به آن اشاره نشده است.
امید است این نقد بتواند ضمن اجر نهادن بر تلاش های خالصانه ای که در جهت ترویج فرهنگ دفاع مقدس صورت می گیرد راهی نو را برای تداوم مناسب این اقدامات در آینده باز نماید.
فهرست اسامی و مشخصات کارشناسانی که از نقطه نظرات ایشان در این نقد استفاده شده است.
1- سرلشکر حسین حسنی سعدی(فرمانده ی نزاجا در زمان جنگ) مسولیت فعلی:معاون هماهنگ کننده ستاد کل نیروهای مسلح
2- سرلشکر عطاء ا... صالحی (مسولیت در زمان جنگ فرمانده لشکر) مسولیت فعلی: فرمانده ارتش
3- سرتیپ سیاری (مسولیت فعلی: فرمانده نداجا)
4- سرتیپ ناصر آراسته (مسولیت فعلی:سرپرست هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی)
5- سرتیپ عبدالرحیم موسوی(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده گردان) مسولیت فعلی: جانشین فرمانده کل ارتش
6- سرتیپ محمدحسین دادرس (مسولیت در زمان جنگ:فرمانده گردان ) مسولیت فعلی: معاون هماهنگ کننده اجا
7- سرتیپ سیدناصر حسینی (مسولیت در زمان جنگ: فرمانده گردان) مسولیت فعلی: مشاور ویژه ی فرمانده ی کل ارتش
8- سرتیپ سیدحسام هاشمی(مسولیت در زمان جنگ:فرمانده قرارگاه شمال غرب) مسولیت فعلی: رئیس دفتر حفاظت عمومی فرمانده کل قوا
9- سرتیپ فرض ا... شاهین راد(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده لشگر 21) مسولیت فعلی: عضو هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی
10- سرتیپ2 والی اویسی(مسولیت در زمان جنگ: خلبان نیروی هوایی) وضعیت فعلی: بازنشسته
11- سرهنگ قاسمی نو(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده لشگر 92) وضعیت فعلی: بازنشسته
12- سرتیپ2رحیم رحمانی(مسولیت در زمان جنگ:فرمانده لشگر 64) وضعیت فعلی: بازنشسته
13- سرتیپ2 موسوی قویدل(مسولیت در زمان جنگ:رییس ستاد قرارگاه خاتم الانبیا) وضعیت فعلی: بازنشسته
14- سرتیپ2 نجات علی صادقی گویا(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده دانشگاه افسری امام علی) وضعیت فعلی: بازنشسته
15- سرتیپ2 فرهاد بهروزی (مسولیت در زمان جنگ:معاون آموزش نزاجا) وضعیت فعلی:بازنشسته
16- سرتیپ2مسعود بختیاری(مسولیت در زمان جنگ :استاد دانشگاه جنگ ) مسولیت فعلی: استاد داعا
17- سرتیپ2غلامحسین مفید(مسولیت در زمان جنگ: معاون اطلاعات قرارگاه خاتم الانبیاء) وضعیت فعلی:بازنشسته
18- سرتیپ2علی بسطامی(وضعیت فعلی: بازنشسته)
19- سرتیپ2 نمکی(مسولیت در زمان جنگ: خلبان نیروی هوایی) وضعیت فعلی:بازنشسته
20- سرتیپ2 ایرج جمشیدی(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده لشگر 16) وضعیت فعلی:بازنشسته
21- سرهنگ حسن سیفی(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده گروهان) مسولیت فعلی:رییس سازمان حفظ اثار ارتش
22- سرهنگ احمد حیدری(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده گروهان) مسولیت فعلی: مدیر حفظ آثار نزاجا
23- سرهنگ علی رضا پوربزرگ(مسولیت در زمان جنگ: فنی هوانیروز) مسولیت فعلی: نویسنده جنگ
24- سرهنگ مجتبی جعفری(مسولیت در زمان جنگ: معاون گردان) مسولیت فعلی: رئیس سازمان ایثارگران نزاجا
25- سرهنگ شاهین تقی خانی(مسولیت فعلی: مدیر روابط عمومی نزاجا)
26- سرتیپ2 نصرت ا... معین وزیری (مسولیت در زمان جنگ: مدیریت پژوهش دافوس) مسولیت فعیل: استاد دافوس
27- سرتیپ2 جوادیان(مسولیت درزمان جنگ: ج- رییس ستاد ارتش) وضعیت فعلی: بازنشسته
28- سرتیپ2 سعید پورداراب(مسولیت در زمان جنگ: ج- اداره سوم سماجا) وضعیت فعلی: بازنشسته
29- دریا دار جعفری(مسولیت در زمان جنگ: استاد دافوس) وضعیت فعلی: بازنشسته
30- دریا دار معنوی(مسولیت در زمان جنگ: معاونت عملیات نداجا) وضعیت فعلی: بازنشسته
31- سرتیپ2 حسن براتی(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده لشگر ذوالفقار) وضعیت فعلی: بازنشسته
32- سرتیپ2زهرایی(مسولیت در زمان جنگ: نیروی هوایی) وضعیت فعلی: بازنشسته
کلیات
بدون هیچ تردیدی پیروزی ایران در مقابل تجاوز عراق در جنگ تحمیلی در سایه وحدت، یکپارچگی و همکاری ارتش و سپاه و پشتیبانی های مردمی که ملهم از انفاس قدسی امام راحل(ره) و تعالیم عالی اسلام بود بدست آمده است، و قطعاً با نبود هر کدام از این دو سازمان یا جنگ به پیروزی جمهوری اسلامی ایران منجر نمی شد و یا حداقل پیروزی به این شکل به دست نمی آمد. بدین ترتیب بسیار بدیهی است که حذف یا نقل ناقص و تحریف شدة تاریخ جنگ هریک از این دو سازمان نه تنها جفا و ظلم به تاریخ و کارکنان این دو سازمان بلکه ستمی خواسته و یا ناخواسته به انقلاب اسلامی و تاریخ پویای این مرز و بوم است و در آستانه ظهور جلوه های تاریخی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، نشانه های تحریف بزرگی را فرا روی محققین و تاریخ پژوهان قرار می دهد.
در این راستا «مستند دفاع مقدس» با تلاش دست اندرکاران سیما تهیه و در هفته دفاع مقدس به نمایش درآمد؛ در حالیکه میزان تحقیق میدانی انجام شده و مستندات تاریخی دفاع مقدس برای ساخت این مستند مشخص نیست. ذکر نام تعدادی از سازمان های ذیربط آن هم برای تشکر کفایت از اعلام منابع مورد تحقیق نمی کند. اگر از اسناد تهیه این مستند نام منابع مورد مراجعه بدست آید به خوبی انحصاری بودن این منابع آشکار خواهد شد. شاید به همین دلیل تهیه کنندگان از ذکر نام منابع خودداری کرده اند. و این نکته از مهم ترین ضعف های این سریال تبلیغی مستند گونه است که با دسترسی به منابع محدود و روایت های خاص از دفاع مقدس و با استفاده از وسعت رسانه ملی، این طیف تاریخ را آسیب پذیر نموده است.
آسیب های وارد شده از این نقد بر تاریخ دفاع مقدس، غیرقابل احصاء و جبران بوده و چون تأثیر ماهوی دارد در صورت بروز اثرات آن در صحنه عمل، آن هم در زمان وقوع بحران، خسارت و زیان ناشی از آن برای کشور غیرقابل تصور خواهد بود. بی شک بیش از دو میلیون رزمنده ارتشی (افسران، درجه داران و سربازان) شرکت کننده در جنگ که در طول 8 سال در خطوط مقدم نبرد با دشمن جنگیده و بیش از 48000 شهید و بیش از 200000 جانباز و 26000 آزاده تقدیم این انقلاب کرده اند متأثر از این تحریف شده و بر عمل و عکس العمل های اجتماعی ایشان نیز تأثیر منفی خواهد داشت چنانچه در مراجعات و تماسهای مکرر عدم رضایت خود را از نحوه گزارشات مستند مزبور اعلام کرده اند.
بنظر می رسد آنچه به عنوان محور گزینش تصاویر و انتخاب کلمات برای متن مستند دفاع مقدس در نظر بوده است، از مکتوبات موجود در جامعه بدست آمده که عمدتاً توسط مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه تحت عناوین زیر، چاپ و منتشر شده است:
- فصلنامه نگین ایران
- روزشمار جنگ ایران و عراق.
- جزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق
- سیری در جنگ ایران و عراق
- اطلس جنگ ایران و عراق
- اطلس های راهنما و ...
دیدگاه مجموعه منشورات فوق جنگ ایران و عراق را بشرح زیر به تصویر کشیده است:
- عدم آمادگی نیروهای ارتش در برخورد با تجاوز اولیه عراق
- عدم اقدام ارتش برای ممانعت از نفوذ و گسترش نیروهای دشمن یا عدم موفقیت در این زمینه.
- توقف عراق با فشار نیروهای مردمی و سپاه و بسیج
- عدم توانایی ارتش در طرح ریزی برای بیرون راندن دشمن.
- شکست عملیات های سال اول جنگ با محور قرار دادن عملکرد بنی صدر به عنوان فرمانده ارتش (نه فرمانده کل قوا).
- به میدان آمدن نیروها و فرماندهان سپاه به عنوان هدایت کنندگان جنگ.
- آغاز پیروزی های بزرگ توسط سپاه و همکاری ارتش در سایه.
- تداوم جنگ و نفوذ به خاک عراق با جسارت و شجاعت سپاه.
و سرانجام بدون هرگونه تحلیلی از حوادث سال آخر جنگ، اعلام پذیرش قطعنامه و پیروزی ایران بر اساس اعلامیه دبیرکل سازمان ملل از موضوع خارج می شود.
درحالی که واقعیت تاریخ که درحال آشکار شدن است بر خلاف این دیدگاه می باشد که در متن این نقد به آن اشاره شده و سعی می شود مشروحاً مورد بحث قرار می گیرد.
1- درست است که در اثر حوادث اجتناب نا پذیر روزهای آغازین انقلاب ارتش همه توان خود را در اختیار نداشت و این امر بهمراه متشنج بودن اوضاع سیاسی داخلی و مراکز عالی تصمیم گیری کشور، خود عامل مهمی برای آغاز تجاوز دشمن به خاک مقدس ج.ا.ا بود؛ لیکن ارتش غیور و کارکنان سلحشور آن همه امکانات و قدرت موجود را برای مقابله با دشمن و متوقف کردن متجاوزان بعثی بکار گرفته واز هیچ کوششی فرو گذار نکردند.
تاریخ دفاع مقدس گویای این مطلب است که نیروی زمینی ارتش علیرغم درگیر بودن حدود چهار لشگر از آن در منطقه آشوب زده کردستان در هرجا که توانست به سرعت در مقابل دشمنان وارد عمل شد و آنجا که نتوانست با نیروی هوایی، هوانیروز و توپخانه به جنگ نفرات و ادوات دشمن بعثی شتافت. پرواز 140 فروندی نیروی هوایی آن هم با فاصله چند ساعت پس از آغاز جنگ در اول مهر 1359 لرزه بر اندام صدام انداخت و او را متوجه اشتباهی که مرتکب شده بود کرد بطوریکه ناظرین آگاه معتقدند چنانچه صدام روز اول جنگ در مصاحبه با خبرنگاران ادعای رسیدن به تهران را مطرح نمی کرد در روز دوم جنگ پس از مشاهده اقتدار نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا هرگز چنین ادعایی را مطرح نمی کرد.
اسناد باقیمانده از دوران دفاع مقدس بخوبی گواهی می دهد که در ماههای ابتدایی جنگ، ارتش به همراه مردم و نیروهای محلی توانست دشمن را در ارتفاعات شیاکوه، بازی دراز، میمک و کانی سخت در غرب و غرب رودخانه کرخه، دروازه های شوش، سوسنگرد، دب حردان(چهل کیلومتری اهواز)، ذوالفقاریه و پشت دیوارهای آبادان متوقف نموده و استراتژی متجاوز را که حداقل «جدا کردن خوزستان» از پیکره مقدس میهن اسلامی اعلام شده بود به «گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی» تغییر داده و همزمان به آموزش نیروهای مردمی و سپاه همت گمارد.
آنچه تاریخ دفاع مقدس گواهی می دهد و برادران سپاهی خود معترفند این است که سپاه پاسداران در سال دوم جنگ از حالت انتظامی بصورت یک سازمان نظامی در آمده و شکل گردان و تیپ به خود گرفت و این دقیقاً زمانی است که دشمن در مناطق اشغال شده تثبیت شده بود و نیروهای مسلح کشور آماده می شدند تا عملیاتهای بزرگ را برای بیرون راندن دشمن بعثی انجام دهند.
شک نیست که به میدان آمدن بسیج، سپاه و نیروهای مردمی توان نیروهای مسلح را چند برابر کرد و اگر این اتفاق و هماهنگی که با هدایتهای حکیمانه و الهی حضرت امام (ره) بدست آمد نبود ما شاهد عملیاتهای موفق و اثر گذار در سرنوشت جنگ نبودیم. اما این استدلال هم منطقی نیست که بگوییم مردم عادی غیرنظامی، دانشجویان و دانش آموزان مدارس از نظر تکنیک، تاکتیک و آموزش های نظامی بر فرماندهان ارتش برتری داشتند و نحوة چگونه جنگیدن را به آنها آموختند. البته ارتش امروز و در طول جنگ نیز، روزانه بر تجربه و معلومات خود افزوده و هرگز دانش نظامی او در ابتدا و انتهای جنگ قابل مقایسه نبوده است.
چنانچه ارتش به مقتضای حال در مقطعی از جنگ اجباراً تحت فشارها، اصرارها و تأکیدات برادران خود در سپاه پاسداران طرحهایی را پذیرفته است نتیجه را طبق پیش بینی با تلفات و خسارات بیشتری شاهد بوده است
در تحلیل چهار عملیات- به زعم ادبیات بکاررفته در متن مستند گونه دفاع مقدس- ناموفق ارتش در سال اول جنگ، که در مستند بارها به آن اشاره شد، فارغ از هرگونه جنجال و تبلیغات سیاسی و عملیات روانی خودی و دشمن که بر فضای آن روز جنگ حاکم بود بایستی ببینیم اهداف عملیات چه بوده است؟ ترتیب نیرو، ترکیب نیرو، گسترش نیروها و استعداد نیروهای خودی و دشمن چگونه بوده است؟ و آیا با ادعاهای تبلیغاتی اول جنگ تناسبی داشته است؟
در آن زمان که ارتش عراق با حداکثر قوا و پشتیبانی های منطقه ای و بین المللی در سرزمینهای اشغال شده ما مستقر بود آیا با یک و یا حداکثر دو تیپ ارتش آن هم در درجة دوم و سوم آمادگی، امکان بیرون راندن او تا سرحدات که در مأموریت عملیات ها ذکر می شد وجود داشت؟ و آیا عملیات های بزرگی مثل ثامن الائمه، طریق القدس و فتح المبین و... را که تمام نیروهای موجود کشور پای کار آمده بود را می توان با این چهار عملیات مقایسه کرد؟
دیگران استفاده بدون آموزش و آمادگی دفاعی از جوانهای مؤمن و معصوم و انقلابی این کشور و پذیرش تلفات انسانی بالا را، شجاعت و نبوغ خود دانسته، اما عملیاتهایی که با کمترین عده به مصاف بیشترین عده دشمن رفته و حداقل نتیجه آن متوقف کردن دشمن، تبدیل رکود و رخوت حالت پدافندی جبهه ها به حالت آفندی و ایجاد روحیه در نیروهای خودی بوده است را ناموفق می دانند.
با نگاهی به تبلیغات رسانه های منطقه و جهان در ماههای ابتدایی جنگ، کاملاً مشخص است که فشارهای تبلیغاتی و روانی از سوی استکبار جهانی و سران سایر کشورها و سازمانهای بین المللی که داعیه میانجیگری داشتند به جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش آتش بس تحت شرایط قطعنامه های بی خاصیت سازمان ملل و یا بعبارتی پذیرش شکست و تسلیم شدن در مقابل خواسته های صدام متجاوز بی حد و حصر بوده است. شاید این مثال وضعیت را قدری روشن تر کند. دقیقاً ما مثل کشتی گیری بودیم که در مقابل حریف به نفس نفس افتاده و داور صحنه هم اعداد را شمارش می کند تا نام کشتی گیر برنده را اعلام نماید در این وضعیت کشتی گیر ضعیف تر باید حرکتی انجام دهد تا داور و تماشاچیان بدانند او هنوز رمقی برای ادامة مبارزه دارد. لذا ج.ا.ا در سال اول جنگ به دو دلیل عمده دست به عملیات های کوچک و محدود می زد اول اینکه به دنیا، شخصیتها، مجامع بین المللی و میانجیان طرفدار متجاوز که بدنبال تحمیل شکست به جمهوری اسلامی ایران بودند بفهماند که ملت و ارتش ایران هنوز زنده است و برای نبردی بی امان و فرسایشی آماده می شود. دوم اینکه آرامش را از نیروهای دشمن بگیرد و از ادامة پیشروی او در مناطق غرب و جنوب ممانعت بعمل آورد.
بنابراین چهار عملیات ارتش در سال اول جنگ به هیچوجه با هدف پاکسازی مناطق اشغالی از لوث وجود متجاوزان تناسب نداشته و چنین انتظاری را در اذهان ایجاد نمی کند. لذا با این تحلیل امروز پس از بیست و هفت سال فاصله از عملیات های مذکور، نام شکست بر آنها زیبنده نیست چرا که تجارب بدست آمده از آنها بود که زمینه ساز عملیاتهای موفق بعدی گردید و نمی توان تفکیکی بین عملیاتهای سال اول و دوم جنگ قائل شد.
2- بنابراین تردیدی نیست که تاثیر اقداماتی از این قبیل در بستر زمان آشکار می شود و بی اعتمادی به رسانه ملی به علت جانبداری یکسویه از سپاه پاسداران نه تنها به رسانه ملی خدشه غیر قابل جبرانی وارد می کند و ملی بودن آن را زیر سؤال می برد بلکه وضعیت برجسته ای را نیز به وجود نخواهد آورد و تعریف و تمجید بیش از حد، مردم را به نوعی عکس العمل منفی وادار می کند که بار ها در وضعیت های گوناگون اجتماعی در دوران کوتاه پس از پیروزی انقلاب شاهد آن بوده ایم.
3- تلقی تمام کارشناسان عالی سپاه که در زمینه مکتوبات جنگ قلم می زنند از کلمه« ارتش»، « نیروی زمینی» می باشد. یعنی حتی در یک عملیات زمینی کوچک که توسط یک یا دو تیپ نیروی زمینی مستقلاً انجام شده در تحلیل کلی برای نقد آن کلمه «ارتش» بکار می رود. در حالیکه مجموعه «ارتش» سازمان عظیمی است که گسترش فقط« نیروی زمینی» آن، هم اکنون از تمام واحدهای موجود سپاه پاسداران از نظر پرسنلی – تجهیزات و پادگان ها به مراتب وسیع تر و بزرگتر می باشد. اشکال این موضوع آن جا آشکار می شود که حتی در عملیات های بزرگ مشترک نقش نیروی دریایی در اسکورت کشتی ها و و باز نگداشتن راههای تدارکاتی ج.ا.ا در خلیج فارس و دریای عمان و بالعکس ممانعت از انجام پشتیبانی عراق از همین مسیر و نقش نیروی هوایی در انهدام اصلی ترین مراکز حمایت خطوط مقدم نیروهای ارتش متجاوز در عمق خاک عراق و پوشش و پدافند هوایی سراسر کشور به ویژه منطقه نبرد اصلاً و ابداً به ذهن تحلیل گر راه ندارد، و این به نوعی کوچک دیدن و کوچک تلقی کردن دفاع مقدس است، و به همین دلیل تهیه کنندگان مستند دفاع مقدس صحنه جنگ را اصطلاحاً از روزنة مگسک تفنگ کلاشینکف و تنها از نگاه یک رزمنده در گوشه ای از خاکریز مقدم 1000 کیلومتری توصیف، تحلیل و روایت می کنند و متأسفانه این تحلیل در تمامی زوایای تاریخ نگاری دفاع مقدس دیده می شود که در آینده نه چندان دور سؤالات زیادی را برای نسل های بعدی ایجاد خواهد کرد. بنابراین گستره اجتماعی جنگ 8 ساله در ابعاد داخلی و خارجی آن بسیار فراتر از آن است که در عینک محدود و نزدیک بین این تحلیل گران منعکس شود که رنگ شیشه های آن را منافع سازمانی و یا شخصی تعیین می کند.
آن چه ارتش جمهوری اسلامی ایران با وضعیت فوق العاده نابسامان ناشی از حوادث پیروزی انقلاب اسلامی ایران بعد از 22 بهمن57 تا کنون در دفاع از آرمانهای انقلاب و جمهوری اسلامی ایران انجام داده است قطعاً معجزه بزرگ و اقدام خارق العاده ای است که تنها بستر تاریخ می تواند عظمت و زیبایی آن را ثبت و ارائه نماید. دیدگاه های تنگ نظرانه و جانبدارانه سازمانی، کی خواهد توانست قله عظمت و شرافتی را که در طول جنگ فقط حضرت امام (ره) بر آن احاطه و آگاهی الهی داشت درک نماید. درکی که در سال 1367 و پس از پایان جنگ به قلم این راد مرد بزرگ جاری شد و عباراتی که در مطلع این نوشتار آمده است خلق گردید.
نقص دیدگاه تحلیل گران آن قدر ناپسند است که حتی به جنگ واژه ها هم رفته اند؛ دو عبارت« کلاسیک» و« تعویض زمین با زمان» به تکرار در زبان و قلم همه کارشناسان سپاه (که مورد استفاده مستند قرار گرفته است) مورد نقد، استهزاء و به عنوان داشتن بار منفی و حتی زشت بکار رفته است. در حالیکه کلمه« کلاسیک» هم اکنون در سطوح عالی تحصیلی سپاه به عنوان ارزش مورد توجه بوده و غالباً با این دیدگاه به تاریخ می نگرند و عبارت « تعویض زمین با زمان» در مقابل دشمن نه تنها اقدام عاقلانه و حتی هشیارانه است و نه تنها در سنت نبوی مشاهده شده بلکه آیات قرآن و کلام الهی صراحتاً در دو حالت « تغییر تاکتیک و پیوستن به عمده قوا برای تداوم جنگ» مجوز این اقدام را صادر کرده است. «... و من یولهم یومئذٍ دبره الا متحرفاً لقتال او متحیزاً الی فئهٍ فقد باء ...» (انفال:16) جای تعجب است که برای وصول به اهداف سازمانی و اثبات نظرات و سلیقه های شخصی آیات قرآن در این زمینه نادیده گرفته می شود.
3- اگر احیاناً این بهانه برای تهیه کنندگان وجود داشته باشد که به منابع ارتشی دسترسی نداشتند کافی بود تا به آرشیو خبری خود و یا روزنامه های زمان جنگ مراجعه کنند.
چنانچه اگر یک درصد تیترها و گزارشات مطبوعات و اخبار زمان جنگ به ویژه در سال های اول و دوم مورد توجه قرار می گرفت مشخص می شد که میزان اثرگذاری کدام سازمان بیشتر بوده است، در آن زمان خبرنگاران و گزارشگران برای اطلاع رسانی مناسب عمده مصاحبه ها و گفتگو های خود را با فرماندهان و رزمندگان ارتش انجام داده اند که متاسفانه در این تحریف به سادگی مکتوم مانده است. عدم دسترسی به منابع ارتش بیشتر از آن که یک واقعیت باشد بها نه ای است برای فرار از تلاش و تحقیق بیشتر. فقط و فقط کفایت می کرد اگر تهیه کننده به خود زحمت می داد کتاب « درکمین گل سرخ» و « ناگفته های جنگ» شهید صیاد شیرازی را مطالعه می کرد، مشخص می گردید که این بهانه محلی از اعراب ندارد.
4- یکی از حوادث جنگ که در طول هشت سال و در عرض 1000 کیلومتر خطوط مقدم درگیری اتفاق افتاد پدافند در مقابل عراق بود که به جز موارد بسیار محدودی در طول سال های جنگ و اقدامات سراسری عراق در سال 67 این خطوط شکست ناپذیر بوده و درحد بالای 90% در اختیار نیروی زمینی ارتش بود. جا داشت که این اقدام حتی در حد یک شوخی رزمنده بسیجی که با آب و تاب ارائه شده مورد توجه قرار می گرفت.
این نقد این نکته را مطرح می کند که مسئولیتی که این زمان متوجه فرماندهان و رزمندگان باقی مانده از جنگ می باشد فراتر از منافع شخصی و سازمانی بوده و الزاماً مسئولین طراز اول نظامی کشور در هدایت این مسئولیت نقش اساسی دارند تا آیندگان مستند دیگری در رد این مستند نسازند و برای پاسخ گویی به سوالات مخاطبین خود به زحمت نیفتند.
5- نیروی دریایی ارتش در همان روزهای آغازین نبرد نیروی دریایی دشمن را درخور عبداله متوقف کرد و سیادت دریایی کامل خود را در مقابل هیبت و حضور گسترده نیروهای دریایی بیگانه بر خلیج فارس و دریای عمان اعمال کرد. اسکورت هزاران کشتی، بازرسی صدها کشتی، کنترل محموله های تجاری به مقصد عراق ،پدافند هوایی ساحلی، حضور در نبرد های زمینی به تناسب، پشتیبانی مداوم از میادین نبرد، انجام پدافند در جزایر خلیج فارس و ده ها اقدام اساسی دیگر که بدون انجام آن مقابله با عراق و تداوم ایستادگی در جنگ غیرممکن بود. از دید تهیه کنندگان مکتوم مانده و حرکت قایق های تندرو و شلیک موثر و یا بی تاثیر به ناوهای بزرگ به عنوان تجلی نبرد دریایی مطرح می شود. بدلیل اینکه در سراسر این مستند نشانی درخور از نیروی دریایی ارتش نیست لذا به حکم «سالبه به انتفاء موضوع» نداجا از ارائه هرگونه نقدی خودداری کرده است. اما جای این سؤال از تحلیلگران محترم مستند گونه دفاع مقدس وجود دارد که آیا می توانند تصور کنند؛ اگر آبهای جنوب کشور بجای حضور قدرتمندانة نیروی دریایی ارتش ج.ا.ا شاهد نیروی دریایی عراق بود، روند جنگ تحمیلی چه تغییری می کرد؟
6- سیاست « یک بام و دو هوا» در سراسر این مستند دنبال شده است. شکست های ارتش در سال اول جنگ، شکست، ضعف، عدم کارایی و احتمالاً شهدای آن، تلفات انسانی قلمداد می شود ولی شکست های سنگین والفجر مقدماتی، کربلای 4 و ... «احدی الحسنین» قلمداد و تعبیر« عدم الفتح» برای آن به کار می رود. گویی ارتش تحت رهبری شخص دیگری برای اهدافی غیر از اسلام و ایران می جنگیده و فقط سپاه تحت زعامت حضرت امام (ره) و برای اعتلای کلمه اسلام نبرد می کرده است.
شاید جای این کلام در این نقد نباشد ولی چاره ای از بیان آن نیست. با توجه به تمایزاتی که در تاریخ دفاع مقدس پیش آمده و در تمام ظواهر جامعه رسوخ کرده، از نام گذاری خیابان ها و میادین تا اشغال مناصب و مشاغل و واگذاری امتیازات به رزمندگان و .... به نظر می رسد اگر توانایی در جداسازی شهدا نیز وجود می داشت الان شهدای ارتش حتماً به دلیل عملکرد ضعیفی که از ارتش در این مستند ارائه شده از صف شهدای دفاع مقدس خارج و به عنوان مثلاً کشته شدگان جنگ در سطح پایین تری قرار می گرفتند. هرچند دراین مستند هم ظواهری از این اقدام به وضوح قابل درک می باشد
نقد و نظرات کارشناسان
الف- نیروی زمینی
موارد متعددی به ترتیب قسمت های پخش شده به شرح زیر به عنوان نقد کارشناسان نیروی زمینی ارتش ارائه می گردد.
قسمت اول :
· در تیتر روزنامه نوشته است « نماینده امام در ارتش ». ولی گوینده می گوید « نماینده امام در شورای عالی دفاع» یعنی حتی از تکرار کلمه ارتش نیز خودداری می کنند.
· در حالیکه به طور مفصل و مشروح در باره بازماندگان ارتش وابسته به رژیم پهلوی در کودتای نقاب صحبت می شود از چگونگی کشف کودتا توسط کارکنان ارتش صحبت نمی شود. کشف این کودتا توسط یکی از کارکنان نیروی هوایی، از معجزات این انقلاب است که به دلایل امنیتی نام ایشان برای همیشه جزء اسرار این انقلاب باقی خواهد ماند.
· در حالی که اشاره می شود عشایر از وجود تانک های عراقی به عنوان جدی بودن جنگ گزارش می دهند ولی به گزارش یگان های ارتش در مورد احتمال حمله عراق اشاره ای نمی شود.
· تحلیل طارق عزیز از اوضاع ایران« هوشیارانه » عنوان می شود ولی مشخص گردید که این تحلیل در عمل بسیار « ناآگاهانه» بود زیرا اگر هوشیارانه بود عراق به حداقل اهدافش می رسید.
·هنگام نام بردن از حسن البکر تصویر عبدالکریم قاسم نشان داده می شود که کاملاً بی ارتباط با موضوع می باشد. این نشان می دهد که تدوین کننده، تسلط آنچنانی بر موضوع ندارد.
· هرچند محور تحریک عراق آمریکا بود ولی نقش شوروی در پشتیبانی عراق بشدت کمرنگ نشان داده می شود.
قسمت دوم :
· دلایل تضعیف اوضاع نظامی ایران بیان نمی شود. با توجه به این که این تضعیف به ارتش بر می گردد بیان دلایل می تواند در روشن شدن حوادث سال اول جنگ کمک نماید.
·دلایل عدم دستیابی عراق به اهدافش بیان نمی شود. این از مکتوم ترین قسمت های تاریخ جنگ ایران و عراق است. در حالیکه در سال اول جنگ به جز ارتش هیچ سازمان منظم دیگری در طول مرز ها وجود ندارد و اگر ارتش اقدامات خود را انجام نداده است چرا عراق در نزدیکی اهداف مهمی چون کرخه، اهواز، شوش و ... متوقف می شود؛ آیا در طرح عراق این حد پیشروی تعیین شده بود؟ یا متجاوز قصد داشت خوزستان را جدا نماید؟ و حتی نقشة عربستان، نام عربی برای شهرها، فرمانداران را نیز از قبل مشخص کرده بود.
·در این قسمت همه تصاویر ارائه شده مجموع رزمندگان است ولی گفته گزارشگر «مردم و سپاه» است. به ویژه در خرمشهر، یعنی متن فیلم با حرف های دیکته شده یکی نیست.
· در رابطه با تحویل سلاح و تجهیز مردم تحریف عجیبی صورت پذیرفته مگر تأمین کننده سلاح ارتش بوده است که باید به مردم سلاح می داد. ضمن این که دستور دهنده عدم واگذاری سلاح، فرمانده کل قوا بوده، آیا باید ارتش از این دستور تبعیت می کرد یا سرپیچی؟ علی رغم این که سلاح موجود در سال اول جنگ در دست سپاه باز هم از ارتش داده شده است این میزان سلاح داده شده مورد تقدیر و توجه هم قرار نمی گیرد.
قسمت سوم :
·صدای گوینده اعلام می کند « عراقی ها چهار روزه به کرخه می رسند» در حالی که سپاه در مکتوبات خود می گوید دو روزه، ارتش به استناد اسناد می گوید هفت روزه و عراقی ها در گزارشات خود می گویند ده روزه، به هر حال این زمان اهمیت خاصی ندارد، اهمیت موضوع آنجاست که آیا هدف عراق کرخه بوده که در ساحل آن به استراحت بپردازد؟
·علت توقف عراق در پل کرخه توضیح داده نمی شود. گزارش مستند سرهنگ قاسمی، فرمانده وقت لشکر 92 زرهی مبنی بر تخریب پل کرخه یکی از دلایل عدم عبور عراقی ها از روی کرخه می باشد.
·علت توقف عراق در داخل منطقه نبرد موج مقاومت مردمی بیان می شود. در حالیکه منهای مناطق مسکونی که مردم آن به پشتیبانی از نیرو های ارتش و سپاه به مقاومت بر می خیزند در مناطقی که مردم حضور ندارند عراق چرا متوقف می شود روشن نیست.
·« غیور اصلی» استوار ارتش است ولی نه به این عنوان و نه به سربازانی که همراه وی بوده و او را در این اقدام یاری کرده اند، هیچ اشاره ای نمی شود.
· مخالفت امام (ره) با انحلال ارتش به چه دلیل بوده است، اثرات مثبت عدم انحلال ارتش و در واقع این اقدام شجاعانه امام (ره) کجاست؟ یعنی به هر حال ارتش چیزی داشته است که امام (ره) مانع انحلال آن شده، این «چیز» چه بوده است؟
· تمام تلاش در طول جنگ برای گرفت زمان بود که این گونه استهزاء می شود. تهیه کننده متن حتی از ابتدایی ترین اقدامات دفاعی که بطور طبیعی در تمام موجودات عالم وجود دارد خبر ندارد. فقط بصورت کپی و رو گرفت از آن چه در برخی مکتوبات وجود دارد استفاده کرده، تعویض زمین و زمان را به مسخره گرفته و آن را نقطه ضعف می داند. در عملیات کربلای 4، بدر، و در سال 67 در فاو، شلمچه و مجنون چرا زمین به دشمن داده شد؟ آیا غیراز استفاده از زمان بعدی بود که نهایتاَ به نفع ایران تمام شد.
قسمت چهارم:
·این قسمت کاملاً خالی از ارتش و متاسفانه حتی ضد ارتش است.
·جمله « کاتیوشا و توپخانه که مردم آن را خمسه خمسه می گویند » اشتباه است. نه تنها تهیه کننده بلکه حتی بسیاری از مورخان جنگ هنوز هم نمی دانند خمسه خمسه چیست.
· این جمله « نیروهای کلاسیک و لشکرهای سازمان یافته کجا بودند؟» که در ترک خرمشهر بیان می شود بسیار استهزاء آمیز است. این کلمات اوج جانبداری و نگاه طلبکارانه و ناآگاهی است که تا انتهای فیلم ادامه می یابد.
قسمت پنجم :
· از لات های جنوب تهران به زیبا ترین شکل تعریف می شود که از نظر رسانه ای جاذب هم هست ولی از فعالیت های ارتش صحبتی نمی شود.
·این جمله «سازمان دفاعی منظمی در مناطق مرزی وجود ندارد» قابل تامل است. واقعاً جملات با اهداف خاصی تدوین شده و از طرف گویندگان نیز با تاکید خاصی بیان می شود
· نمایش حضور گسترده همه اقشار در جبهه به جز ارتش در سراسر این قسمت قابل مشاهده است.
·از طرح سرهنگ قاسمی فرمانده وقت لشکر 92 زرهی در سال 59 برای استفاده از آب جهت متوقف کردن دشمن که با اجرای آن دشمن در چهل کیکومتری اهواز متوقف شد. خبری نیست.
قسمت ششم :
· آخرین اقدام نظامی (عملیات توکل) را بسیار بد و شکست خورده توضیح می دهد.
·نقد چهار عملیات ارتش را اوج عدم کارایی ارتش و عملیات کلاسیک قلمداد می کند. باید دقت کرد که حتی با قبول این نقد توانایی پاسخگویی در مقابل شکست عملیات کربلای 4 از مسئولان مربوطه سلب می شود در حالی که مقایسه این دو « قیاس مع الفارق» است.
·سپاه آرام آرام با عملیات امام مهدی(عج) محور هدایت جنگ قلمداد می شود. در حالیکه اواخر سال 59 هنوز سازمان رزم یگان های سپاه حتی به شکل ظاهری در حد گردان هم نیست، محور قرار دادن سپاه براساس مکتوبات اطلس جنگ ایران و عراق شکل می گیرد که یگان سپاه را در 31/6/59 در مقابل عراق در غرب کشور گروهانی از لشکر 7 نشان می دهد. برای روشن شدن موضوع به اطلس جنگ ایران و عراق، چاپ و نشر مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه مراجعه شود، در حالی که هنوز سپاه حتی گروهان به معنای رده نظامی ندارد در روی نقشه حضور گروهانی را نشان می دهد که تابع لشکر 7 است، لشکری که حداقل دو سال بعد سازماندهی و تشکیل شده است.
قسمت هفتم :
·تصاویر اولیه این قسمت مربوط به زمان جنگ نیست.
این نکته قابل ذکر است؛ یکی از دلایلی که این مستند را یکسویه و مغرضانه می نمایاند عدم رعایت تناسب و تعادل در نشان دادن فیلم، تصویر و گفتار عباراتی است که از طرف گوینده روی فیلم صدا گذاری شده است. بعنوان مثال نام شخصیت های سپاهی چهار برابر شخصیت های ارتشی شرکت کننده در دفاع مقدس تکرار شده است در صورتی که واقعیت آماری غیر از این می باشد و نام یگانهای سپاه و عملیاتهایی که مورد تأکید سپاه است دو برابر بیشتر از یگانها و عملیاتهای ارتش ذکر گردیده است.
نقد تحریفات
« مستند دفاع مقدس »
پخش شده از سیمای جمهوری اسلامی ایران
مهر 1387
امام خمینی (ره) : ملت ایران باید به چنین ارتش مؤمن و وفاداری افتخار کند و نیروهای مسلح و ارتش بزرگ ایران باید بدانند که همه این افتخارات به برکت ایمان به خدا و دفاع از کشور امام زمان- ارواحنا فداه- و در سایه وحدت و انسجام و همدلی و برابری با یکدیگر و پشتیبانی مردم به دست آمده است.
« صحیفه نور ج 21 ص 358 »
مقدمه
ستاد کل نیروهای مسلح (سردار رشید و همکاران) با استفاده از ظرفیت های سیمای جمهوری اسلامی ایران، پس از 27 سال از آغاز جنگ تحمیلی در هفته دفاع مقدس سال 1387 همزمان با ایام ماه مبارک رمضان اقدام به تهیه و پخش« مستند دفاع مقدس» در 19 قسمت نمود که بدلیل اختصاص زمان های مناسب برای پخش و ویژگی های خاص آن با دیدگاههای مثبت و منفی مورد توجه عموم مردم قرار گرفت و از همان ابتدا هدایت سناریو به نحوی بود که یکسویه بودن آن از سوی بینندگان صاحبنظر احساس شد. و همزمان با پخش قسمت اول مستند مذکور عموم کارکنان ارتش جمهوری اسلامی ایران به ویژه پیشکسوتان دفاع مقدس، فرماندهان زمان جنگ، کارشناسان و همرزمان ارتش جمهوری اسلامی ایران در زمان دفاع مقدس به اشکال مختلف انتقادات و ایرادات خود را به این مستند اعلام داشتند ولی مسئولین محترم سیما متأثر از پشتوانه هدایت کنندگان آن بدون توجه به این اعتراضات نه تنها بطور کامل این مستند را مکرر پخش کردند بلکه سی دی آن را در شمارگان بالا تهیه و توزیع و فروش آن را نیز آغاز نمودند که صد البته فروش جمعی آن با پشتوانه اعتبارات سازمانی برخی ادارات، سازمانها و ارگانهای همسو می باشد.
ارتش جمهوری اسلامی ایران نه به دلیل ضایع شدن حقوق حقه این سازمان عظیم بلکه به دلیل مورد تهدید قرار گرفتن انسجام ملی و وحدت نیروهای مسلح پس از بررسی کارشناسی دقیق، نظرات و انتقادات ارائه شده را در این دفتر گرد آورده و جهت ارائه به مبادی ذیربط آماده نموده است. این گزارش در چهار قسمت تهیه شده است:
1- کلیات
2- نقد و نظرات کارشناسان
3- نتیجه گیری و تحلیل کلی نقد
4-پیشنهادات
هر چند تلاش شده است که این مستند بسیار دقیق مورد بررسی قرار گیرد ولی زوایای فراوانی در این زمینه وجود دارد که به دلیل توجه به خلاصه بودن نقد در این گزارش به آن اشاره نشده است.
امید است این نقد بتواند ضمن اجر نهادن بر تلاش های خالصانه ای که در جهت ترویج فرهنگ دفاع مقدس صورت می گیرد راهی نو را برای تداوم مناسب این اقدامات در آینده باز نماید.
فهرست اسامی و مشخصات کارشناسانی که از نقطه نظرات ایشان در این نقد استفاده شده است.
1- سرلشکر حسین حسنی سعدی(فرمانده ی نزاجا در زمان جنگ) مسولیت فعلی:معاون هماهنگ کننده ستاد کل نیروهای مسلح
2- سرلشکر عطاء ا... صالحی (مسولیت در زمان جنگ فرمانده لشکر) مسولیت فعلی: فرمانده ارتش
3- سرتیپ سیاری (مسولیت فعلی: فرمانده نداجا)
4- سرتیپ ناصر آراسته (مسولیت فعلی:سرپرست هیئت معارف جنگ شهید صیاد شیرازی)
5- سرتیپ عبدالرحیم موسوی(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده گردان) مسولیت فعلی: جانشین فرمانده کل ارتش
6- سرتیپ محمدحسین دادرس (مسولیت در زمان جنگ:فرمانده گردان ) مسولیت فعلی: معاون هماهنگ کننده اجا
7- سرتیپ سیدناصر حسینی (مسولیت در زمان جنگ: فرمانده گردان) مسولیت فعلی: مشاور ویژه ی فرمانده ی کل ارتش
8- سرتیپ سیدحسام هاشمی(مسولیت در زمان جنگ:فرمانده قرارگاه شمال غرب) مسولیت فعلی: رئیس دفتر حفاظت عمومی فرمانده کل قوا
9- سرتیپ فرض ا... شاهین راد(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده لشگر 21) مسولیت فعلی: عضو هیات معارف جنگ شهید صیاد شیرازی
10- سرتیپ2 والی اویسی(مسولیت در زمان جنگ: خلبان نیروی هوایی) وضعیت فعلی: بازنشسته
11- سرهنگ قاسمی نو(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده لشگر 92) وضعیت فعلی: بازنشسته
12- سرتیپ2رحیم رحمانی(مسولیت در زمان جنگ:فرمانده لشگر 64) وضعیت فعلی: بازنشسته
13- سرتیپ2 موسوی قویدل(مسولیت در زمان جنگ:رییس ستاد قرارگاه خاتم الانبیا) وضعیت فعلی: بازنشسته
14- سرتیپ2 نجات علی صادقی گویا(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده دانشگاه افسری امام علی) وضعیت فعلی: بازنشسته
15- سرتیپ2 فرهاد بهروزی (مسولیت در زمان جنگ:معاون آموزش نزاجا) وضعیت فعلی:بازنشسته
16- سرتیپ2مسعود بختیاری(مسولیت در زمان جنگ :استاد دانشگاه جنگ ) مسولیت فعلی: استاد داعا
17- سرتیپ2غلامحسین مفید(مسولیت در زمان جنگ: معاون اطلاعات قرارگاه خاتم الانبیاء) وضعیت فعلی:بازنشسته
18- سرتیپ2علی بسطامی(وضعیت فعلی: بازنشسته)
19- سرتیپ2 نمکی(مسولیت در زمان جنگ: خلبان نیروی هوایی) وضعیت فعلی:بازنشسته
20- سرتیپ2 ایرج جمشیدی(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده لشگر 16) وضعیت فعلی:بازنشسته
21- سرهنگ حسن سیفی(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده گروهان) مسولیت فعلی:رییس سازمان حفظ اثار ارتش
22- سرهنگ احمد حیدری(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده گروهان) مسولیت فعلی: مدیر حفظ آثار نزاجا
23- سرهنگ علی رضا پوربزرگ(مسولیت در زمان جنگ: فنی هوانیروز) مسولیت فعلی: نویسنده جنگ
24- سرهنگ مجتبی جعفری(مسولیت در زمان جنگ: معاون گردان) مسولیت فعلی: رئیس سازمان ایثارگران نزاجا
25- سرهنگ شاهین تقی خانی(مسولیت فعلی: مدیر روابط عمومی نزاجا)
26- سرتیپ2 نصرت ا... معین وزیری (مسولیت در زمان جنگ: مدیریت پژوهش دافوس) مسولیت فعیل: استاد دافوس
27- سرتیپ2 جوادیان(مسولیت درزمان جنگ: ج- رییس ستاد ارتش) وضعیت فعلی: بازنشسته
28- سرتیپ2 سعید پورداراب(مسولیت در زمان جنگ: ج- اداره سوم سماجا) وضعیت فعلی: بازنشسته
29- دریا دار جعفری(مسولیت در زمان جنگ: استاد دافوس) وضعیت فعلی: بازنشسته
30- دریا دار معنوی(مسولیت در زمان جنگ: معاونت عملیات نداجا) وضعیت فعلی: بازنشسته
31- سرتیپ2 حسن براتی(مسولیت در زمان جنگ: فرمانده لشگر ذوالفقار) وضعیت فعلی: بازنشسته
32- سرتیپ2زهرایی(مسولیت در زمان جنگ: نیروی هوایی) وضعیت فعلی: بازنشسته
کلیات
بدون هیچ تردیدی پیروزی ایران در مقابل تجاوز عراق در جنگ تحمیلی در سایه وحدت، یکپارچگی و همکاری ارتش و سپاه و پشتیبانی های مردمی که ملهم از انفاس قدسی امام راحل(ره) و تعالیم عالی اسلام بود بدست آمده است، و قطعاً با نبود هر کدام از این دو سازمان یا جنگ به پیروزی جمهوری اسلامی ایران منجر نمی شد و یا حداقل پیروزی به این شکل به دست نمی آمد. بدین ترتیب بسیار بدیهی است که حذف یا نقل ناقص و تحریف شدة تاریخ جنگ هریک از این دو سازمان نه تنها جفا و ظلم به تاریخ و کارکنان این دو سازمان بلکه ستمی خواسته و یا ناخواسته به انقلاب اسلامی و تاریخ پویای این مرز و بوم است و در آستانه ظهور جلوه های تاریخی انقلاب اسلامی و دفاع مقدس، نشانه های تحریف بزرگی را فرا روی محققین و تاریخ پژوهان قرار می دهد.
در این راستا «مستند دفاع مقدس» با تلاش دست اندرکاران سیما تهیه و در هفته دفاع مقدس به نمایش درآمد؛ در حالیکه میزان تحقیق میدانی انجام شده و مستندات تاریخی دفاع مقدس برای ساخت این مستند مشخص نیست. ذکر نام تعدادی از سازمان های ذیربط آن هم برای تشکر کفایت از اعلام منابع مورد تحقیق نمی کند. اگر از اسناد تهیه این مستند نام منابع مورد مراجعه بدست آید به خوبی انحصاری بودن این منابع آشکار خواهد شد. شاید به همین دلیل تهیه کنندگان از ذکر نام منابع خودداری کرده اند. و این نکته از مهم ترین ضعف های این سریال تبلیغی مستند گونه است که با دسترسی به منابع محدود و روایت های خاص از دفاع مقدس و با استفاده از وسعت رسانه ملی، این طیف تاریخ را آسیب پذیر نموده است.
آسیب های وارد شده از این نقد بر تاریخ دفاع مقدس، غیرقابل احصاء و جبران بوده و چون تأثیر ماهوی دارد در صورت بروز اثرات آن در صحنه عمل، آن هم در زمان وقوع بحران، خسارت و زیان ناشی از آن برای کشور غیرقابل تصور خواهد بود. بی شک بیش از دو میلیون رزمنده ارتشی (افسران، درجه داران و سربازان) شرکت کننده در جنگ که در طول 8 سال در خطوط مقدم نبرد با دشمن جنگیده و بیش از 48000 شهید و بیش از 200000 جانباز و 26000 آزاده تقدیم این انقلاب کرده اند متأثر از این تحریف شده و بر عمل و عکس العمل های اجتماعی ایشان نیز تأثیر منفی خواهد داشت چنانچه در مراجعات و تماسهای مکرر عدم رضایت خود را از نحوه گزارشات مستند مزبور اعلام کرده اند.
بنظر می رسد آنچه به عنوان محور گزینش تصاویر و انتخاب کلمات برای متن مستند دفاع مقدس در نظر بوده است، از مکتوبات موجود در جامعه بدست آمده که عمدتاً توسط مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه تحت عناوین زیر، چاپ و منتشر شده است:
- فصلنامه نگین ایران
- روزشمار جنگ ایران و عراق.
- جزیه و تحلیل جنگ ایران و عراق
- سیری در جنگ ایران و عراق
- اطلس جنگ ایران و عراق
- اطلس های راهنما و ...
دیدگاه مجموعه منشورات فوق جنگ ایران و عراق را بشرح زیر به تصویر کشیده است:
- عدم آمادگی نیروهای ارتش در برخورد با تجاوز اولیه عراق
- عدم اقدام ارتش برای ممانعت از نفوذ و گسترش نیروهای دشمن یا عدم موفقیت در این زمینه.
- توقف عراق با فشار نیروهای مردمی و سپاه و بسیج
- عدم توانایی ارتش در طرح ریزی برای بیرون راندن دشمن.
- شکست عملیات های سال اول جنگ با محور قرار دادن عملکرد بنی صدر به عنوان فرمانده ارتش (نه فرمانده کل قوا).
- به میدان آمدن نیروها و فرماندهان سپاه به عنوان هدایت کنندگان جنگ.
- آغاز پیروزی های بزرگ توسط سپاه و همکاری ارتش در سایه.
- تداوم جنگ و نفوذ به خاک عراق با جسارت و شجاعت سپاه.
و سرانجام بدون هرگونه تحلیلی از حوادث سال آخر جنگ، اعلام پذیرش قطعنامه و پیروزی ایران بر اساس اعلامیه دبیرکل سازمان ملل از موضوع خارج می شود.
درحالی که واقعیت تاریخ که درحال آشکار شدن است بر خلاف این دیدگاه می باشد که در متن این نقد به آن اشاره شده و سعی می شود مشروحاً مورد بحث قرار می گیرد.
1- درست است که در اثر حوادث اجتناب نا پذیر روزهای آغازین انقلاب ارتش همه توان خود را در اختیار نداشت و این امر بهمراه متشنج بودن اوضاع سیاسی داخلی و مراکز عالی تصمیم گیری کشور، خود عامل مهمی برای آغاز تجاوز دشمن به خاک مقدس ج.ا.ا بود؛ لیکن ارتش غیور و کارکنان سلحشور آن همه امکانات و قدرت موجود را برای مقابله با دشمن و متوقف کردن متجاوزان بعثی بکار گرفته واز هیچ کوششی فرو گذار نکردند.
تاریخ دفاع مقدس گویای این مطلب است که نیروی زمینی ارتش علیرغم درگیر بودن حدود چهار لشگر از آن در منطقه آشوب زده کردستان در هرجا که توانست به سرعت در مقابل دشمنان وارد عمل شد و آنجا که نتوانست با نیروی هوایی، هوانیروز و توپخانه به جنگ نفرات و ادوات دشمن بعثی شتافت. پرواز 140 فروندی نیروی هوایی آن هم با فاصله چند ساعت پس از آغاز جنگ در اول مهر 1359 لرزه بر اندام صدام انداخت و او را متوجه اشتباهی که مرتکب شده بود کرد بطوریکه ناظرین آگاه معتقدند چنانچه صدام روز اول جنگ در مصاحبه با خبرنگاران ادعای رسیدن به تهران را مطرح نمی کرد در روز دوم جنگ پس از مشاهده اقتدار نیروی هوایی ارتش ج.ا.ا هرگز چنین ادعایی را مطرح نمی کرد.
اسناد باقیمانده از دوران دفاع مقدس بخوبی گواهی می دهد که در ماههای ابتدایی جنگ، ارتش به همراه مردم و نیروهای محلی توانست دشمن را در ارتفاعات شیاکوه، بازی دراز، میمک و کانی سخت در غرب و غرب رودخانه کرخه، دروازه های شوش، سوسنگرد، دب حردان(چهل کیلومتری اهواز)، ذوالفقاریه و پشت دیوارهای آبادان متوقف نموده و استراتژی متجاوز را که حداقل «جدا کردن خوزستان» از پیکره مقدس میهن اسلامی اعلام شده بود به «گرفتار شدن در یک جنگ فرسایشی» تغییر داده و همزمان به آموزش نیروهای مردمی و سپاه همت گمارد.
آنچه تاریخ دفاع مقدس گواهی می دهد و برادران سپاهی خود معترفند این است که سپاه پاسداران در سال دوم جنگ از حالت انتظامی بصورت یک سازمان نظامی در آمده و شکل گردان و تیپ به خود گرفت و این دقیقاً زمانی است که دشمن در مناطق اشغال شده تثبیت شده بود و نیروهای مسلح کشور آماده می شدند تا عملیاتهای بزرگ را برای بیرون راندن دشمن بعثی انجام دهند.
شک نیست که به میدان آمدن بسیج، سپاه و نیروهای مردمی توان نیروهای مسلح را چند برابر کرد و اگر این اتفاق و هماهنگی که با هدایتهای حکیمانه و الهی حضرت امام (ره) بدست آمد نبود ما شاهد عملیاتهای موفق و اثر گذار در سرنوشت جنگ نبودیم. اما این استدلال هم منطقی نیست که بگوییم مردم عادی غیرنظامی، دانشجویان و دانش آموزان مدارس از نظر تکنیک، تاکتیک و آموزش های نظامی بر فرماندهان ارتش برتری داشتند و نحوة چگونه جنگیدن را به آنها آموختند. البته ارتش امروز و در طول جنگ نیز، روزانه بر تجربه و معلومات خود افزوده و هرگز دانش نظامی او در ابتدا و انتهای جنگ قابل مقایسه نبوده است.
چنانچه ارتش به مقتضای حال در مقطعی از جنگ اجباراً تحت فشارها، اصرارها و تأکیدات برادران خود در سپاه پاسداران طرحهایی را پذیرفته است نتیجه را طبق پیش بینی با تلفات و خسارات بیشتری شاهد بوده است
در تحلیل چهار عملیات- به زعم ادبیات بکاررفته در متن مستند گونه دفاع مقدس- ناموفق ارتش در سال اول جنگ، که در مستند بارها به آن اشاره شد، فارغ از هرگونه جنجال و تبلیغات سیاسی و عملیات روانی خودی و دشمن که بر فضای آن روز جنگ حاکم بود بایستی ببینیم اهداف عملیات چه بوده است؟ ترتیب نیرو، ترکیب نیرو، گسترش نیروها و استعداد نیروهای خودی و دشمن چگونه بوده است؟ و آیا با ادعاهای تبلیغاتی اول جنگ تناسبی داشته است؟
در آن زمان که ارتش عراق با حداکثر قوا و پشتیبانی های منطقه ای و بین المللی در سرزمینهای اشغال شده ما مستقر بود آیا با یک و یا حداکثر دو تیپ ارتش آن هم در درجة دوم و سوم آمادگی، امکان بیرون راندن او تا سرحدات که در مأموریت عملیات ها ذکر می شد وجود داشت؟ و آیا عملیات های بزرگی مثل ثامن الائمه، طریق القدس و فتح المبین و... را که تمام نیروهای موجود کشور پای کار آمده بود را می توان با این چهار عملیات مقایسه کرد؟
دیگران استفاده بدون آموزش و آمادگی دفاعی از جوانهای مؤمن و معصوم و انقلابی این کشور و پذیرش تلفات انسانی بالا را، شجاعت و نبوغ خود دانسته، اما عملیاتهایی که با کمترین عده به مصاف بیشترین عده دشمن رفته و حداقل نتیجه آن متوقف کردن دشمن، تبدیل رکود و رخوت حالت پدافندی جبهه ها به حالت آفندی و ایجاد روحیه در نیروهای خودی بوده است را ناموفق می دانند.
با نگاهی به تبلیغات رسانه های منطقه و جهان در ماههای ابتدایی جنگ، کاملاً مشخص است که فشارهای تبلیغاتی و روانی از سوی استکبار جهانی و سران سایر کشورها و سازمانهای بین المللی که داعیه میانجیگری داشتند به جمهوری اسلامی ایران برای پذیرش آتش بس تحت شرایط قطعنامه های بی خاصیت سازمان ملل و یا بعبارتی پذیرش شکست و تسلیم شدن در مقابل خواسته های صدام متجاوز بی حد و حصر بوده است. شاید این مثال وضعیت را قدری روشن تر کند. دقیقاً ما مثل کشتی گیری بودیم که در مقابل حریف به نفس نفس افتاده و داور صحنه هم اعداد را شمارش می کند تا نام کشتی گیر برنده را اعلام نماید در این وضعیت کشتی گیر ضعیف تر باید حرکتی انجام دهد تا داور و تماشاچیان بدانند او هنوز رمقی برای ادامة مبارزه دارد. لذا ج.ا.ا در سال اول جنگ به دو دلیل عمده دست به عملیات های کوچک و محدود می زد اول اینکه به دنیا، شخصیتها، مجامع بین المللی و میانجیان طرفدار متجاوز که بدنبال تحمیل شکست به جمهوری اسلامی ایران بودند بفهماند که ملت و ارتش ایران هنوز زنده است و برای نبردی بی امان و فرسایشی آماده می شود. دوم اینکه آرامش را از نیروهای دشمن بگیرد و از ادامة پیشروی او در مناطق غرب و جنوب ممانعت بعمل آورد.
بنابراین چهار عملیات ارتش در سال اول جنگ به هیچوجه با هدف پاکسازی مناطق اشغالی از لوث وجود متجاوزان تناسب نداشته و چنین انتظاری را در اذهان ایجاد نمی کند. لذا با این تحلیل امروز پس از بیست و هفت سال فاصله از عملیات های مذکور، نام شکست بر آنها زیبنده نیست چرا که تجارب بدست آمده از آنها بود که زمینه ساز عملیاتهای موفق بعدی گردید و نمی توان تفکیکی بین عملیاتهای سال اول و دوم جنگ قائل شد.
2- بنابراین تردیدی نیست که تاثیر اقداماتی از این قبیل در بستر زمان آشکار می شود و بی اعتمادی به رسانه ملی به علت جانبداری یکسویه از سپاه پاسداران نه تنها به رسانه ملی خدشه غیر قابل جبرانی وارد می کند و ملی بودن آن را زیر سؤال می برد بلکه وضعیت برجسته ای را نیز به وجود نخواهد آورد و تعریف و تمجید بیش از حد، مردم را به نوعی عکس العمل منفی وادار می کند که بار ها در وضعیت های گوناگون اجتماعی در دوران کوتاه پس از پیروزی انقلاب شاهد آن بوده ایم.
3- تلقی تمام کارشناسان عالی سپاه که در زمینه مکتوبات جنگ قلم می زنند از کلمه« ارتش»، « نیروی زمینی» می باشد. یعنی حتی در یک عملیات زمینی کوچک که توسط یک یا دو تیپ نیروی زمینی مستقلاً انجام شده در تحلیل کلی برای نقد آن کلمه «ارتش» بکار می رود. در حالیکه مجموعه «ارتش» سازمان عظیمی است که گسترش فقط« نیروی زمینی» آن، هم اکنون از تمام واحدهای موجود سپاه پاسداران از نظر پرسنلی – تجهیزات و پادگان ها به مراتب وسیع تر و بزرگتر می باشد. اشکال این موضوع آن جا آشکار می شود که حتی در عملیات های بزرگ مشترک نقش نیروی دریایی در اسکورت کشتی ها و و باز نگداشتن راههای تدارکاتی ج.ا.ا در خلیج فارس و دریای عمان و بالعکس ممانعت از انجام پشتیبانی عراق از همین مسیر و نقش نیروی هوایی در انهدام اصلی ترین مراکز حمایت خطوط مقدم نیروهای ارتش متجاوز در عمق خاک عراق و پوشش و پدافند هوایی سراسر کشور به ویژه منطقه نبرد اصلاً و ابداً به ذهن تحلیل گر راه ندارد، و این به نوعی کوچک دیدن و کوچک تلقی کردن دفاع مقدس است، و به همین دلیل تهیه کنندگان مستند دفاع مقدس صحنه جنگ را اصطلاحاً از روزنة مگسک تفنگ کلاشینکف و تنها از نگاه یک رزمنده در گوشه ای از خاکریز مقدم 1000 کیلومتری توصیف، تحلیل و روایت می کنند و متأسفانه این تحلیل در تمامی زوایای تاریخ نگاری دفاع مقدس دیده می شود که در آینده نه چندان دور سؤالات زیادی را برای نسل های بعدی ایجاد خواهد کرد. بنابراین گستره اجتماعی جنگ 8 ساله در ابعاد داخلی و خارجی آن بسیار فراتر از آن است که در عینک محدود و نزدیک بین این تحلیل گران منعکس شود که رنگ شیشه های آن را منافع سازمانی و یا شخصی تعیین می کند.
آن چه ارتش جمهوری اسلامی ایران با وضعیت فوق العاده نابسامان ناشی از حوادث پیروزی انقلاب اسلامی ایران بعد از 22 بهمن57 تا کنون در دفاع از آرمانهای انقلاب و جمهوری اسلامی ایران انجام داده است قطعاً معجزه بزرگ و اقدام خارق العاده ای است که تنها بستر تاریخ می تواند عظمت و زیبایی آن را ثبت و ارائه نماید. دیدگاه های تنگ نظرانه و جانبدارانه سازمانی، کی خواهد توانست قله عظمت و شرافتی را که در طول جنگ فقط حضرت امام (ره) بر آن احاطه و آگاهی الهی داشت درک نماید. درکی که در سال 1367 و پس از پایان جنگ به قلم این راد مرد بزرگ جاری شد و عباراتی که در مطلع این نوشتار آمده است خلق گردید.
نقص دیدگاه تحلیل گران آن قدر ناپسند است که حتی به جنگ واژه ها هم رفته اند؛ دو عبارت« کلاسیک» و« تعویض زمین با زمان» به تکرار در زبان و قلم همه کارشناسان سپاه (که مورد استفاده مستند قرار گرفته است) مورد نقد، استهزاء و به عنوان داشتن بار منفی و حتی زشت بکار رفته است. در حالیکه کلمه« کلاسیک» هم اکنون در سطوح عالی تحصیلی سپاه به عنوان ارزش مورد توجه بوده و غالباً با این دیدگاه به تاریخ می نگرند و عبارت « تعویض زمین با زمان» در مقابل دشمن نه تنها اقدام عاقلانه و حتی هشیارانه است و نه تنها در سنت نبوی مشاهده شده بلکه آیات قرآن و کلام الهی صراحتاً در دو حالت « تغییر تاکتیک و پیوستن به عمده قوا برای تداوم جنگ» مجوز این اقدام را صادر کرده است. «... و من یولهم یومئذٍ دبره الا متحرفاً لقتال او متحیزاً الی فئهٍ فقد باء ...» (انفال:16) جای تعجب است که برای وصول به اهداف سازمانی و اثبات نظرات و سلیقه های شخصی آیات قرآن در این زمینه نادیده گرفته می شود.
3- اگر احیاناً این بهانه برای تهیه کنندگان وجود داشته باشد که به منابع ارتشی دسترسی نداشتند کافی بود تا به آرشیو خبری خود و یا روزنامه های زمان جنگ مراجعه کنند.
چنانچه اگر یک درصد تیترها و گزارشات مطبوعات و اخبار زمان جنگ به ویژه در سال های اول و دوم مورد توجه قرار می گرفت مشخص می شد که میزان اثرگذاری کدام سازمان بیشتر بوده است، در آن زمان خبرنگاران و گزارشگران برای اطلاع رسانی مناسب عمده مصاحبه ها و گفتگو های خود را با فرماندهان و رزمندگان ارتش انجام داده اند که متاسفانه در این تحریف به سادگی مکتوم مانده است. عدم دسترسی به منابع ارتش بیشتر از آن که یک واقعیت باشد بها نه ای است برای فرار از تلاش و تحقیق بیشتر. فقط و فقط کفایت می کرد اگر تهیه کننده به خود زحمت می داد کتاب « درکمین گل سرخ» و « ناگفته های جنگ» شهید صیاد شیرازی را مطالعه می کرد، مشخص می گردید که این بهانه محلی از اعراب ندارد.
4- یکی از حوادث جنگ که در طول هشت سال و در عرض 1000 کیلومتر خطوط مقدم درگیری اتفاق افتاد پدافند در مقابل عراق بود که به جز موارد بسیار محدودی در طول سال های جنگ و اقدامات سراسری عراق در سال 67 این خطوط شکست ناپذیر بوده و درحد بالای 90% در اختیار نیروی زمینی ارتش بود. جا داشت که این اقدام حتی در حد یک شوخی رزمنده بسیجی که با آب و تاب ارائه شده مورد توجه قرار می گرفت.
این نقد این نکته را مطرح می کند که مسئولیتی که این زمان متوجه فرماندهان و رزمندگان باقی مانده از جنگ می باشد فراتر از منافع شخصی و سازمانی بوده و الزاماً مسئولین طراز اول نظامی کشور در هدایت این مسئولیت نقش اساسی دارند تا آیندگان مستند دیگری در رد این مستند نسازند و برای پاسخ گویی به سوالات مخاطبین خود به زحمت نیفتند.
5- نیروی دریایی ارتش در همان روزهای آغازین نبرد نیروی دریایی دشمن را درخور عبداله متوقف کرد و سیادت دریایی کامل خود را در مقابل هیبت و حضور گسترده نیروهای دریایی بیگانه بر خلیج فارس و دریای عمان اعمال کرد. اسکورت هزاران کشتی، بازرسی صدها کشتی، کنترل محموله های تجاری به مقصد عراق ،پدافند هوایی ساحلی، حضور در نبرد های زمینی به تناسب، پشتیبانی مداوم از میادین نبرد، انجام پدافند در جزایر خلیج فارس و ده ها اقدام اساسی دیگر که بدون انجام آن مقابله با عراق و تداوم ایستادگی در جنگ غیرممکن بود. از دید تهیه کنندگان مکتوم مانده و حرکت قایق های تندرو و شلیک موثر و یا بی تاثیر به ناوهای بزرگ به عنوان تجلی نبرد دریایی مطرح می شود. بدلیل اینکه در سراسر این مستند نشانی درخور از نیروی دریایی ارتش نیست لذا به حکم «سالبه به انتفاء موضوع» نداجا از ارائه هرگونه نقدی خودداری کرده است. اما جای این سؤال از تحلیلگران محترم مستند گونه دفاع مقدس وجود دارد که آیا می توانند تصور کنند؛ اگر آبهای جنوب کشور بجای حضور قدرتمندانة نیروی دریایی ارتش ج.ا.ا شاهد نیروی دریایی عراق بود، روند جنگ تحمیلی چه تغییری می کرد؟
6- سیاست « یک بام و دو هوا» در سراسر این مستند دنبال شده است. شکست های ارتش در سال اول جنگ، شکست، ضعف، عدم کارایی و احتمالاً شهدای آن، تلفات انسانی قلمداد می شود ولی شکست های سنگین والفجر مقدماتی، کربلای 4 و ... «احدی الحسنین» قلمداد و تعبیر« عدم الفتح» برای آن به کار می رود. گویی ارتش تحت رهبری شخص دیگری برای اهدافی غیر از اسلام و ایران می جنگیده و فقط سپاه تحت زعامت حضرت امام (ره) و برای اعتلای کلمه اسلام نبرد می کرده است.
شاید جای این کلام در این نقد نباشد ولی چاره ای از بیان آن نیست. با توجه به تمایزاتی که در تاریخ دفاع مقدس پیش آمده و در تمام ظواهر جامعه رسوخ کرده، از نام گذاری خیابان ها و میادین تا اشغال مناصب و مشاغل و واگذاری امتیازات به رزمندگان و .... به نظر می رسد اگر توانایی در جداسازی شهدا نیز وجود می داشت الان شهدای ارتش حتماً به دلیل عملکرد ضعیفی که از ارتش در این مستند ارائه شده از صف شهدای دفاع مقدس خارج و به عنوان مثلاً کشته شدگان جنگ در سطح پایین تری قرار می گرفتند. هرچند دراین مستند هم ظواهری از این اقدام به وضوح قابل درک می باشد
نقد و نظرات کارشناسان
الف- نیروی زمینی
موارد متعددی به ترتیب قسمت های پخش شده به شرح زیر به عنوان نقد کارشناسان نیروی زمینی ارتش ارائه می گردد.
قسمت اول :
· در تیتر روزنامه نوشته است « نماینده امام در ارتش ». ولی گوینده می گوید « نماینده امام در شورای عالی دفاع» یعنی حتی از تکرار کلمه ارتش نیز خودداری می کنند.
· در حالیکه به طور مفصل و مشروح در باره بازماندگان ارتش وابسته به رژیم پهلوی در کودتای نقاب صحبت می شود از چگونگی کشف کودتا توسط کارکنان ارتش صحبت نمی شود. کشف این کودتا توسط یکی از کارکنان نیروی هوایی، از معجزات این انقلاب است که به دلایل امنیتی نام ایشان برای همیشه جزء اسرار این انقلاب باقی خواهد ماند.
· در حالی که اشاره می شود عشایر از وجود تانک های عراقی به عنوان جدی بودن جنگ گزارش می دهند ولی به گزارش یگان های ارتش در مورد احتمال حمله عراق اشاره ای نمی شود.
· تحلیل طارق عزیز از اوضاع ایران« هوشیارانه » عنوان می شود ولی مشخص گردید که این تحلیل در عمل بسیار « ناآگاهانه» بود زیرا اگر هوشیارانه بود عراق به حداقل اهدافش می رسید.
·هنگام نام بردن از حسن البکر تصویر عبدالکریم قاسم نشان داده می شود که کاملاً بی ارتباط با موضوع می باشد. این نشان می دهد که تدوین کننده، تسلط آنچنانی بر موضوع ندارد.
· هرچند محور تحریک عراق آمریکا بود ولی نقش شوروی در پشتیبانی عراق بشدت کمرنگ نشان داده می شود.
قسمت دوم :
· دلایل تضعیف اوضاع نظامی ایران بیان نمی شود. با توجه به این که این تضعیف به ارتش بر می گردد بیان دلایل می تواند در روشن شدن حوادث سال اول جنگ کمک نماید.
·دلایل عدم دستیابی عراق به اهدافش بیان نمی شود. این از مکتوم ترین قسمت های تاریخ جنگ ایران و عراق است. در حالیکه در سال اول جنگ به جز ارتش هیچ سازمان منظم دیگری در طول مرز ها وجود ندارد و اگر ارتش اقدامات خود را انجام نداده است چرا عراق در نزدیکی اهداف مهمی چون کرخه، اهواز، شوش و ... متوقف می شود؛ آیا در طرح عراق این حد پیشروی تعیین شده بود؟ یا متجاوز قصد داشت خوزستان را جدا نماید؟ و حتی نقشة عربستان، نام عربی برای شهرها، فرمانداران را نیز از قبل مشخص کرده بود.
·در این قسمت همه تصاویر ارائه شده مجموع رزمندگان است ولی گفته گزارشگر «مردم و سپاه» است. به ویژه در خرمشهر، یعنی متن فیلم با حرف های دیکته شده یکی نیست.
· در رابطه با تحویل سلاح و تجهیز مردم تحریف عجیبی صورت پذیرفته مگر تأمین کننده سلاح ارتش بوده است که باید به مردم سلاح می داد. ضمن این که دستور دهنده عدم واگذاری سلاح، فرمانده کل قوا بوده، آیا باید ارتش از این دستور تبعیت می کرد یا سرپیچی؟ علی رغم این که سلاح موجود در سال اول جنگ در دست سپاه باز هم از ارتش داده شده است این میزان سلاح داده شده مورد تقدیر و توجه هم قرار نمی گیرد.
قسمت سوم :
·صدای گوینده اعلام می کند « عراقی ها چهار روزه به کرخه می رسند» در حالی که سپاه در مکتوبات خود می گوید دو روزه، ارتش به استناد اسناد می گوید هفت روزه و عراقی ها در گزارشات خود می گویند ده روزه، به هر حال این زمان اهمیت خاصی ندارد، اهمیت موضوع آنجاست که آیا هدف عراق کرخه بوده که در ساحل آن به استراحت بپردازد؟
·علت توقف عراق در پل کرخه توضیح داده نمی شود. گزارش مستند سرهنگ قاسمی، فرمانده وقت لشکر 92 زرهی مبنی بر تخریب پل کرخه یکی از دلایل عدم عبور عراقی ها از روی کرخه می باشد.
·علت توقف عراق در داخل منطقه نبرد موج مقاومت مردمی بیان می شود. در حالیکه منهای مناطق مسکونی که مردم آن به پشتیبانی از نیرو های ارتش و سپاه به مقاومت بر می خیزند در مناطقی که مردم حضور ندارند عراق چرا متوقف می شود روشن نیست.
·« غیور اصلی» استوار ارتش است ولی نه به این عنوان و نه به سربازانی که همراه وی بوده و او را در این اقدام یاری کرده اند، هیچ اشاره ای نمی شود.
· مخالفت امام (ره) با انحلال ارتش به چه دلیل بوده است، اثرات مثبت عدم انحلال ارتش و در واقع این اقدام شجاعانه امام (ره) کجاست؟ یعنی به هر حال ارتش چیزی داشته است که امام (ره) مانع انحلال آن شده، این «چیز» چه بوده است؟
· تمام تلاش در طول جنگ برای گرفت زمان بود که این گونه استهزاء می شود. تهیه کننده متن حتی از ابتدایی ترین اقدامات دفاعی که بطور طبیعی در تمام موجودات عالم وجود دارد خبر ندارد. فقط بصورت کپی و رو گرفت از آن چه در برخی مکتوبات وجود دارد استفاده کرده، تعویض زمین و زمان را به مسخره گرفته و آن را نقطه ضعف می داند. در عملیات کربلای 4، بدر، و در سال 67 در فاو، شلمچه و مجنون چرا زمین به دشمن داده شد؟ آیا غیراز استفاده از زمان بعدی بود که نهایتاَ به نفع ایران تمام شد.
قسمت چهارم:
·این قسمت کاملاً خالی از ارتش و متاسفانه حتی ضد ارتش است.
·جمله « کاتیوشا و توپخانه که مردم آن را خمسه خمسه می گویند » اشتباه است. نه تنها تهیه کننده بلکه حتی بسیاری از مورخان جنگ هنوز هم نمی دانند خمسه خمسه چیست.
· این جمله « نیروهای کلاسیک و لشکرهای سازمان یافته کجا بودند؟» که در ترک خرمشهر بیان می شود بسیار استهزاء آمیز است. این کلمات اوج جانبداری و نگاه طلبکارانه و ناآگاهی است که تا انتهای فیلم ادامه می یابد.
قسمت پنجم :
· از لات های جنوب تهران به زیبا ترین شکل تعریف می شود که از نظر رسانه ای جاذب هم هست ولی از فعالیت های ارتش صحبتی نمی شود.
·این جمله «سازمان دفاعی منظمی در مناطق مرزی وجود ندارد» قابل تامل است. واقعاً جملات با اهداف خاصی تدوین شده و از طرف گویندگان نیز با تاکید خاصی بیان می شود
· نمایش حضور گسترده همه اقشار در جبهه به جز ارتش در سراسر این قسمت قابل مشاهده است.
·از طرح سرهنگ قاسمی فرمانده وقت لشکر 92 زرهی در سال 59 برای استفاده از آب جهت متوقف کردن دشمن که با اجرای آن دشمن در چهل کیکومتری اهواز متوقف شد. خبری نیست.
قسمت ششم :
· آخرین اقدام نظامی (عملیات توکل) را بسیار بد و شکست خورده توضیح می دهد.
·نقد چهار عملیات ارتش را اوج عدم کارایی ارتش و عملیات کلاسیک قلمداد می کند. باید دقت کرد که حتی با قبول این نقد توانایی پاسخگویی در مقابل شکست عملیات کربلای 4 از مسئولان مربوطه سلب می شود در حالی که مقایسه این دو « قیاس مع الفارق» است.
·سپاه آرام آرام با عملیات امام مهدی(عج) محور هدایت جنگ قلمداد می شود. در حالیکه اواخر سال 59 هنوز سازمان رزم یگان های سپاه حتی به شکل ظاهری در حد گردان هم نیست، محور قرار دادن سپاه براساس مکتوبات اطلس جنگ ایران و عراق شکل می گیرد که یگان سپاه را در 31/6/59 در مقابل عراق در غرب کشور گروهانی از لشکر 7 نشان می دهد. برای روشن شدن موضوع به اطلس جنگ ایران و عراق، چاپ و نشر مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ سپاه مراجعه شود، در حالی که هنوز سپاه حتی گروهان به معنای رده نظامی ندارد در روی نقشه حضور گروهانی را نشان می دهد که تابع لشکر 7 است، لشکری که حداقل دو سال بعد سازماندهی و تشکیل شده است.
قسمت هفتم :
·تصاویر اولیه این قسمت مربوط به زمان جنگ نیست.
این نکته قابل ذکر است؛ یکی از دلایلی که این مستند را یکسویه و مغرضانه می نمایاند عدم رعایت تناسب و تعادل در نشان دادن فیلم، تصویر و گفتار عباراتی است که از طرف گوینده روی فیلم صدا گذاری شده است. بعنوان مثال نام شخصیت های سپاهی چهار برابر شخصیت های ارتشی شرکت کننده در دفاع مقدس تکرار شده است در صورتی که واقعیت آماری غیر از این می باشد و نام یگانهای سپاه و عملیاتهایی که مورد تأکید سپاه است دو برابر بیشتر از یگانها و عملیاتهای ارتش ذکر گردیده است.