صفحه 1 از 1

بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۳۴ ب.ظ
توسط STRATEGIST
[External Link Removed for Guests]


<img src="[External Link Removed for Guests]" alt="[linked image]">
<img src="[External Link Removed for Guests]" alt="[linked image]">

<img src="[External Link Removed for Guests]" alt="[linked image]">

<img src="[External Link Removed for Guests]" alt="[linked image]">

Re: بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۳۶ ب.ظ
توسط STRATEGIST
پرسش‌های متداول در باره

نظریه کاربری تقویمی چارتاقی نیاسر

رضا مرادی غیاث آبادی

پیرامون نظریه این نگارنده در زمینه ویژگی‌های تقویمی چارتاقی‌های ایران و به ویژه چارتاقی نیاسر (نخستین انتشار در کتاب «نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران»، 1380)، پرسش‌هایی مطرح می‌شود که برخی از آنها مضمونی یکسان دارند. در اینجا به مرور به پاسخ آنها می‌پردازم و امیدوارم ادامه این روند علاوه بر آشنایی بیشتر علاقه‌مندان با بناهای تقویمی ایران، موجب توجه و پیگیری نگارنده به جوانب دیگری از این راه ناهموار و ناپیموده شود و به سرانجامی نیکوتر برسد.

1- آیا حرکت تقدیمی زمین، به مرور زمان موجب تغییر محل طلوع خورشید در چارتاقی نمی‌شود؟

مسلم است که تأثیر حرکت تقدیمی زمین بر میل خورشید، موجب تغییر در محل طلوع و غروب خورشید می‌شود. اما دامنه این تغییرات به اندازه‌ای نیست که در ساخت هیچیک از بناهای تقویمی لحاظ شده باشند. تغییرات میل خورشید در مدت حدود دو هزار سالی که از ساخت چارتاقی نیاسر می‌گذرد، به اندازه 16 دقیقه بوده است. یعنی در مدت دو هزار سال گذشته، 16 دقیقه از میل 23 درجه و 41 دقیقه‌ای خورشید کاسته شده و به 23 درجه و 26 دقیقه رسیده است. دقت ساخت و کاربری عملی بهترین نمونه‌های بناهای تقویمی در جهان در حدود نیم درجه است و دقتی بیش از این در ساخت بنا ممکن نیست، مگر اینکه فاصله میان دو شاخص اندازه‌گیری بیشتر از چند ده متر باشد که آن نیز موجب ابهام در سایه‌ها و تشکیل نیم‌سایه‌های گسترده می‌شود. حتی اگر سازندگان بنا توانایی اجرای دقیق‌تر از نیم درجه را در ساخت و ساز خود دارا بوده باشند؛ تغییرات زاویه ساعتی خورشید از زمان سرزدن نخستین پرتوها در افق تا زمان پدیدار شدن قرص کامل خورشید، آنرا بدون اثر می‌کند. به عبارت دیگر، در عمل دقتی فراتر از نیم درجه برای مشاهده خورشید، نه ممکن است و نه کاربردی دارد.

اما از سوی دیگر، به این نکته نیز می‌توان اشاره کرد که به دلیل فرسودگی و آسیب‌های وارده به بناهای باستانی، از جزئیات دقیق لبه‌های شاخص‌های اندازه‌گیری اطلاعی در دست نیست. فرسایش‌ها و مرمت‌های چند باره، امکان دستیابی به شکل کامل و دقیق نخستین را دشوار و گاه ناممکن می‌سازد.



2- دقت چارتاقی نیاسر در مقایسه با بناهای دیگر تقویمی در جهان چگونه است؟

شاخص‌ها یا آفتاب‌سنج‌های چارتاقی نیاسر در وضعیت فعلی دارای دقتی در حدود نیم درجه برای انقلاب‌هاب تابستانی و زمستانی، و حدود یک تا دو درجه برای نقطه اعتدال است. هرچند که تاکنون موفق به اندازه‌گیری دقیق دقت نقطه اعتدالین نشده‌ام. ساخت کف‌های کاذب که به ویژه در دو ضلع بنا، ارتفاع زیادی دارند، مانعی برای اندازه‌گیری دقیق هستند.

خطای ناشی از دقت زمان‌سنجی برای برخی بناهای تقویمی جهان از این قرار است: «اِل‌کـاراکُـل» در مکزیک: 2 درجه، «اُآخـاک‌تـون» در گواتمالا: نیم تا 1 درجه، «تخت اینکا» در پرو: نامشخص، «کـوپَـن» در هندوراس: نامشخص، «ایـن‌تـی‌هـواتـانـا» در پرو: 4 درجه، «مـونـتـه آلـبَـن» در مکزیک: 3 درجه، «کـالاسـاسـایـا» در بولیوی: 1 درجه، «تـوررِئون» در مکزیک: نامشخص، «اسـتـون‌هـنـج» در انگلستان: 2 درجه، «وود‌هـنـج» در انگلستان: 3 درجه.

چنانچه چارتاقی نیاسر در بنیاد اصلی خود، حتی دارای دامنه خطایی در حدود 1 تا 2 درجه بوده باشد، جزو ممتازترین بناهای تقویمی در جهان از نظر دقت اندازه‌گیری بشمار می رود.



3- آیا ممکن است چارتاقی نیاسر برای رصد جایگاه ماه و ستارگان نیز کاربردی داشته باشد؟

در چندین بنای تقویمی آمریکای لاتین چنین قابلیتی با ضریب خطای بالایی وجود دارد، اما مشاهده این پدیده‌ها را هنوز در چارتاقی نیاسر به پایان نبرده‌ام و بهتر است تا زمان تکمیل اطلاعات و بدست آمدن شواهد متعدد و مرتبط که بتوان دستکم فرضیه‌ای را مطرح کرد، تأمل کرد.



4- برخی مدعی هستند که شب یلدا، بلندترین شب سال نیست و زمان‌های دیگری را برای بلندترین شب سال اعلام می‌کنند (مثلاً یک هفته پیش و یا یک هفته پس از اول دی) و گاهی هم معتقدند که چند شب پیاپی بلندترین شب‌های سال هستند. آیا در این صورت کاربری تقویمی چارتاقی دچار اختلال نمی‌شود؟

بلندترین شب سال نتیجه طبیعی رسیدن خورشید به نقطه انقلاب زمستانی از دید ناظر زمینی است و با توجه به گاهشماری دقیق ایرانی، این شب با دقت زیادی برابر است با شب پس از آخرین روز فصل پاییز و پیش از نخستین روز فصل زمستان. چنین ادعاهایی، محصول استنباط نادرست از زمان حقیقی خورشیدی و زمان متوسط 24 ساعته خورشیدی تقویمی، و نیز نتیجه تعمیم اوقات شرعی و فقهی به قواعد محاسبات تقویمی است و بی‌توجهی به تفاوت این‌دو با یکدیگر. از سوی دیگر، مدت شب‌های پیش و پس از یلدا با یکدیگر برابر نیستند. چنین ادعاهایی نیز نتیجه بکارگیری جدول‌های اوقات شرعی با دقت اندک یک دقیقه برای کاربری‌های نجوم تقویمی با دقت ثانیه و حتی کسر ثانیه است. درست است که این اختلاف ناچیز است اما به هر حال اختلافی هر چند اندک وجود دارد و شب یلدا از شب پیش و پس از خود، چند ثانیه بلندتر است. اما نکته دیگر اینکه به فرض اینکه یلدا بلندترین شب سال نباشد، موجب هیچ اختلالی در کاربری بناهای تقویمی نخواهد شد. آنچه در این بناها مهم است، جایگاه خورشید در افق است و نه اندازه طول روز یا شب.



5- آیا چارتاقی نیاسر یا دیگر چارتاقی‌ها، تنها برای کاربرد تقویمی و زمان‌سنجی ساخته شده بوده‌اند؟

پاسخ به این پرسش آسان نیست و نیاز به شواهد کافی دارد. به گمان من، کاربری زمان‌سنجی در چارتاقی‌ها هدف اصلی بانیان آن نبوده است. بلکه این گونه معماری در وهله نخست، کوششی برای تثبیت و تجلی زمان برگرفته از حرکت خورشید (به عنوان شاخص‌ترین و ممتازترین مظهر گذر زمان) بر روی زمین و در جایی در دسترس بشر بوده است. چرا که زمان یا زروان همواره برای ایرانیان پدیده‌ای مقدس و حتی آفریننده آفریدگار دانسته می‌شده است. زمان و نظم کیهانی و سامان هستی، در یک بنای تقویمی متجلی می‌شود و آنرا به نمادی از پیوند آسمان و زمین تبدیل می‌سازد. ممکن است در گذشته و در زمان ساخت بنا، آیین‌های ویژه‌ای در هنگام‌های خاص سالیانه برگزار می شده است که امروزه از آن هیچگونه آگاهی در دست نیست.



6- آیا ساختمان‌های اطراف چارتاقی نیاسر که در میانه روستا قرار دارد، مانع رسیدن پرتوهای خورشید به بنا نمی‌شود؟

در اطراف چارتاقی نیاسر و نیز در اطراف هیچیک از چارتاقی‌های ایران، بنای دیگری که در مسیر پرتوهای بامدادی باشند، وجود نداشته است. چارتاقی نیاسر، نه در دل روستا، که بر دامنه صخره‌ای در ارتفاعات مشرف به نیاسر ساخته شده و از سطح دشت دویست متر ارتفاع دارد. در اطراف آن تا فاصله چند صد متری، بنای دیگری وجود نداشته و بلندترین سطح این بناها نیز ارتفاعی کمتر از کوتاه‌ترین سطح چارتاقی دارند. این نکته که همواره چشم‌انداز افق شرقی و گاه غربی چارتاقی‌ها بدون مانع بوده است، دلیلی دیگر بر کاربری تقویمی آنها است.



7- آیا غروب خورشید در هنگام انقلاب‌ها و اعتدالین در چارتاقی از روزنه خاصی قابل تشخیص است؟

بیشتر چارتاقی‌ها و از جمله چارتاقی نیاسر این قابلیت را دارند. عکس‌هایی از این پدیده را که خورشید از روزنه‌های مشابهی در کوه‌های غربی بنا فرو می رود را می‌توانید در بایگانی عکس‌های نیاسر ببینید.



8- تا چه اندازه به نظریه خود باور دارید و چه پاسخی برای کسانی که آنرا رد می‌کنند، دارید؟

بنا به تعریف‌های رایج اخترباستان شناسی و نمونه‌های دیگر موجود در دنیا، یک بنای تقویمی به سازه‌ای گفته می‌شود که دو هنگام سالیانه (و گاه در موارد خاصی، یک هنگام سالیانه) از روزنه یا شاخصی سایه‌دار و یا سطحی محصورشده با دقت یا دامنه خطایی در حدود 3 درجه، قابل تشخیص و مشاهده باشد. این هنگام‌های سالیانه ممکن است نقاط انقلاب‌ها و اعتدالین، میانه فصل‌ها، نقاط برابری طول تاریکی و روشنایی آسمان، و یا مواقع قراردادی تقویمی و آیینی باشد که در متون تاریخی به آنها اشاره‌ای رفته باشد.

به این ترتیب، تردیدی در کاربری تقویمی چارتاقی‌ نیاسر به عنوان نمونه‌ای ممتاز و کمیاب در جهان که برخلاف بسیاری از دیگر بناهای تقویمی، طلوع و غروب خورشید را در ابتدا و میانه هر یک از فصل‌های سال با دقتی بیشتر از حداقل‌های تعریف شده نشان می‌دهد، وجود ندارد. تمامی این ویژگی‌ها به گونه‌ واقعیتی ملموس برای هر ناظر عادی در طول سال مشاهده‌پذیر است. آنچه امروزه بیشتر شایسته پیگیری است، کلیات نظریه کاربری تقویمی بنا نیست، بلکه پی بردن به کارآیی‌های احتمالی آیینی، جزئیات دیگر زمان‌سنجی بنا بر بنیاد خط‌ ‌دیدهای دیگر یا سایه‌های متشکله در داخل بنا، محاسبات لازم برای دریافتن میزان دقت بنا در هنگام‌های مفروض گوناگون، و برخی پژوهش‌های دیگر تقویمی، معماری و باستان‌شناختی است.

اما برای ردکنندگان این نظریه نیز پاسخی ندارم، چرا که هنوز نقد یا انتقادی مکتوب در باره آن ندیده‌ و نخوانده‌ام و بدیهی است که سخنان شفاهی را نمی‌توان جدی گرفت. بخصوص که از این سخنان (تا جایی که شنیده‌ام) انجام نشدن مشاهده عینی و نیز بی‌اطلاعی گوینده از قواعد و تعاریف معمول بناهای تقویمی در جهان بر می‌آید. البته خرده‌ای نیز بر اینان نمی‌توان گرفت، چرا که همانگونه که در آغاز گفته شد، این دانشی نوپا و ناشناخته در ایران است که بسیاری حتی نام آنرا نیز نشنیده‌اند. اما بر این باورم که اظهارنظرهایی که بدون اطلاع کافی از موضوع (در تأیید یا رد) و در عین‌حال با رد قاطع آثار ایرانی و تبلیغ قاطع آثار اروپایی انجام می‌شود، می‌تواند روند مطالعات لازم را به تأخیر اندازد و فرصتی که می‌تواند برای بحث‌های راهگشا و پژوهش بر چارتاقی و رفع کمبودهای مطالعاتی آن صرف شود، بخاطر کشمکش‌های بی‌حاصل که عادت همیشگی ماست، از دست برود.



ادامه دارد

Re: بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۳۹ ب.ظ
توسط STRATEGIST
[img]
[External Link Removed for Guests]
[/img]

Re: بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۴۲ ب.ظ
توسط STRATEGIST
چتوری عکس ميزاری ؟

چارتاقی نویس تفرش

گزارش مقدماتی

رضا مرادی غیاث آبادی

چارتاقی نویس در دامنه ارتفاعات غربی روستای نویس در 17 کیلومتری شمال شرق تفرش (به خط مستقیم)، 180 کیلومتری جنوب غرب تهران، در بخش خلجستانِ استان قم جای دارد. با اینکه این روستا از نظر تقسیمات کشوری تابع استان قم می‌باشد، اما از نظر فاصله و ویژگی‌های اقلیمی و نیز در تداول مردم منسوب به تفرش و استان مرکزی است. این بنا که عموم مردم محلی آنرا به طور سنتی با نام «چارتاق/ چارتاقی» می‌شناسند، با همین نام و با شماره 344 در فهرست آثار ملی ثبت شده است.



دشت برزو و چارتاقی نویس، چشم‌انداز شمالی

همه عکس‌ها از غیاث آبادی

برای رسیدن به این چارتاقی می‌باید در کیلومتر 25 جاده ساوه به سلفچگان و پیش از سه‌راهی تفرش، به سوی غرب و راهی که به قاهان می‌رود، پیچید. پس از طی 22 کیلومتر در این راه کوهستانیِ بسیار بکر و زیبا، و عبور از قاهان و چند روستای دیگر، به روستای کوهستانی و پلکانی‌مانند نویس خواهیم رسید. نزدیک به یک کیلومتر پس از نویس و در ادامه همین جاده، راه مالرویی در سمت راست جدا می‌شود که با گذر از دره‌ای عمیق و رودخانه‌ای نسبتاً بزرگ که آکنده از درختان گردوی کهنسال است، به نزدیکی چارتاقی می‌رسد. این راه نیز حدود یک کیلومتر طول دارد و علاوه بر شیب تند، بسیار سنگلاخ است و خودروهای سواری به ویژه هنگام بارندگی یا یخبندان امکان عبور از آنرا ندارند.



چارتاقی نویس، چشم‌انداز غربی

چارتاقی نویس یکی دیگر از نمونه‌های چارتاقی‌های منفرد در ایران با شکل متقارن چهار وجهی و با قاعده مربع است. بنا از چهار پایه با چهار تاق تشکیل شده که گنبدی به واسطه چهار فیلپوش بر روی آنها ساخته شده است. مصالح بنا منحصراً عبارت است از قلوه سنگ و لاشه‌ سنگ‌های بدون تراش با ملات گچ. چهار سوی بنا، چشم‌اندازی باز و بدون هیچگونه در یا پنجره و مانعی است.

گنبد بنا و بخش های وسیعی از پایه‌ها و تاق‌ها به مرور زمان تخریب شده‌اند که در چند سال اخیر با دقتی کم بازسازی شده‌اند. در این بازسازی، پایه‌ها و محوطه بنا مستحکم گردیده‌اند و آبراهه کوچکی همراه با دیواری کوتاه برای حفاظت از بنا در فاصله چارتاقی با کوه ساخته شده است. اما از ساخت مجدد گنبد فروریخته و فیلپوش‌ها خودداری شده و چپیره زیر گنبد نه تنها بازسازی نشده که تا اندازه‌ای ناپدید نیز شده است. در مجموع، بازسازی چارتاقی بیشتر یک عملیات بنّایی بوده است تا مرمت یک اثر باستانی با ویژگی‌ها و پیش‌نیازهای لازم خود.

چارتاقی در دامنه دره و در کوهدشتی واقع است که «دشت برزو» نامیده می‌شود. محوطه پیرامون بنا را زمین‌های زراعی و املاک شخصی در برگرفته که نشانه و شواهدی از وجود آثار و سازه‌های باستانیِ دیگر در اطراف آن دیده نمی‌شود. این زمین‌های کشاورزی که با ایجاد دیوارک‌های کوتاه و تسطیح زمین به وجود آمده‌اند، با آب قناتی مرتفع واقع در کوهستان‌های غربی آبیاری می‌شوند.

با اینکه هیچ مراقبی در محل وجود ندارد، اما محوطه بنا در مقایسه با بسیاری از آثار باستانی، تمیز و پاکیزه است و نشانه‌ای از یادگارنوشت‌ها و زباله‌ها به دیده نمی‌آید. دلیل پاکیزگی در این است که پای گردشگران شهرنشین به آنجا باز نشده است.



چارتاقی نویس، چشم‌انداز غربی

مختصات چارتاقی عبارت است از 34 درجه و 44.1 دقیقه شمالی، 50 درجه و 11.48 دقیقه شرقی (دقت اندازه‌گیری 0.01± دقیقه). ارتفاع بنا از سطح دریا 1840 متر و از کف رودخانه مجاور 55 متر است (دقت اندازه‌گیری ارتفاع‌ها 5± متر).

محور بنا با چهار جهت اصلی به اندازه 18 درجه میل غربی دارد و ضلعی از بنا که رو به کوه است، با شمال جغرافیایی 18 درجه غربی فاصله دارد (دقت اندازه‌گیری 1± درجه). ناهمواری‌های افق شرقی در کمان‌ نقطه‌ طلوع انقلاب تابستانی تا نقطه طلوع انقلاب زمستانی عبارت است از کوه‌هایی با ارتفاع 2 تا 5 درجه (دقت اندازه‌گیری 30٪±) از دید ناظر.

مساحت چارتاقی نویس 80.1 متر مربع و طول هر ضلع آن 8.95 متر است (دقت اندازه‌گیری طول‌ها 5± سانتیمتر). طول بیرونی هر یک از پایه‌ها 2.50 متر و فاصله میان پایه‌ها 3.95 متر است. نسبت طول هر یک از پایه‌ها به طول ضلع بنا در این چارتاقی 1:3.58 است.

ویژگی‌های کالبدی و خصوصیات معماری و سازه بنا نشان می‌دهد که هم عصر با دیگر چارتاقی‌های منفرد ایران است و قدمتی در حدود 2000 سال دارد. بنا را می‌توان به اواخر دوره پارتی (اشکانی) و به احتمال کمتر به اوایل دوره ساسانی منسوب کرد.



چارتاقی نویس، انقلاب زمستانی 1387

عکس از خانم نرگس فراهانی

اندازه‌گیری‌های نگارنده نشان می‌دهد که در چارتاقی نویس نیز همچون دیگر چارتاقی‌های منفرد ایران و از جمله چارتاقی مشهور نیاسر، ملاحظات تقویمی و تناسب با نقاط طلوع خورشید به هنگام اعتدالین و نیز انقلاب‌های تابستانی و زمستانی بکار بسته شده است. محور و ساختار بنا و نسبت اندازه طول پایه‌ها به فاصله میان آنها و زاویه‌های منتج شده از آن با توجه به ارتفاع افق محلی به گونه‌ای است که در هنگام‌‌هایی از سال، پرتوهای خورشید در راستاهای سنجیده شده‌‌ای از بنا می‌تابند و از روزنه‌های میان پایه‌ها دیده می‌شوند.

چنانکه در نقشه دیده می‌شود، نقطه طلوع انقلاب تابستانی در امتداد یکی از محورهای بنا است و نقاط طلوع خورشید در اعتدالین و انقلاب زمستانی، هر یک دارای دو خط‌دید مستقل و موازی هستند که تقارن بسیار زیبایی ایجاد کرده‌اند.



چارتاقی نویس تفرش

اندازه‌های بنا و وضعیت طلوع خورشید

اندازه‌گیری و ترسیم: غیاث آبادی، آبان 1387

در اعتدال بهاری و پاییزی یعنی در نوروز و مهرگان باستانی (آغاز ماه مهر) پرتوهای خورشید بامدادی در دو روزنه تشکیل شده میان گوشه‌های cm و iw دیده می‌شوند. در حالیکه در انقلاب زمستانی نیز پرتوهای خورشید بامدادی در دو روزنه تشکیل شده میان گوشه‌های ge و sq دیده می‌شوند. چنانکه در نقشه دیده می‌شود، هر یک از خط‌دیدهای اعتدالین با خط‌دیدهای انقلاب زمستانی، فاصله یکسان و برابری با قطر بنا دارند و تقارن چشمگیری را به وجود آورده‌اند که نشانه توانایی و تخصص پیشینیان در محاسبه و اجرای سازه‌های تقویمی شگفت‌انگیز و بی‌همتا در جهان بوده است.

این گزارش به مرور تکمیل‌تر خواهد شد.



[External Link Removed for Guests]


Persian Studies / Reza Moradi Ghiasabadi :: The Studies of Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه با ذکر مأخذ آزاد است.
© 2006-2008, All Rights Reserved همه حقوق محفوظ

Re: بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۴۴ ب.ظ
توسط STRATEGIST
[External Link Removed for Guests]

چارتاقی کهک

بنایی فروخفته در قلب امامزده زینب خاتون

گزارش مقدماتی

رضا مرادی غیاث آبادی


عکس‌هایی بزرگ‌تر از کهک و کرمجگان

بخش کَهَک در حدود چهل کیلومتری جنوب شهر قم و در منطقه‌ای کوهستانی و ییلاقی واقع است. این منطقه دارای پیشینه مشهور تاریخی و فرهنگی، و نیز آثار و محوطه‌های باستانی فراوان است.

در حدود دوکیلومتری شمال غربی کهک (34.21 درجه شمالی، 50.51 درجه شرقی)، بنای امامزاده‌ای به نام زینب خاتون وجود دارد که یکی از مهم‌ترین زیارتگاه‌های منطقه است. در سال‌های اخیر بنای این امامزاده گسترش یافته و بخش‌های گوناگونی به آن افزوده شده و عملیات مرمت و نوسازی گسترده‌ای در آن انجام شده است و می‌شود.

کهن‌ترین بخش شناخته شده مربوط به امامزاده عبارت است از در چوبی منبت‌کاری شده و زیبایی که تاریخ سال 979 هجری قمری بر آن ثبت شده و اکنون در موزه باغ فین کاشان نگهداری می‌شود. صندوق منبت‌کاری شده پیشین آرامگاه نیز دارای تاریخ سال 999 هجری قمری است. مجموعه آثار و شواهد برجای مانده از بنای امامزاده (همچون در چوبی، صندوق قبر، گنبد دوپوش، ازاره‌ها و ایوان جانبی) نشان می‌دهد که در دوره صفوی توجه خاصی به این امامزاده شده و الحاقات گوناگونی در آنجا ساخته بوده‌اند. افزودن به بخش‌های بنا و آرایه‌های آن (همچون کاشی‌کاری، آینه‌کاری و کتیبه‌نویسی) در دوره قاجاریه و نیز در سال‌های اخیر همچنان ادامه دارد.

در بهمن‌ماه سال گذشته از طریق گزارش دوست گرامی و معمار برجسته، آقای مهندس روزبه خسروی که به وجود یک چارتاقی تقویمی در دل بنا تردید پیدا کرده بود، با این بنا آشنا شدم و دوبار برای بازبینی بنا و محوطه، و نیز اندازه‌گیری‌ها و محاسبات لازم به آنجا رفتم. یکبار در بامداد بسیار سرد و توفانی و پر برف بهمن‌ماه سال 1386 و بار دیگر در روزی بهاری از فروردین‌ماه 1387.

هرچند انجام اندازه‌گیری‌ها و پی‌بردن به لبه‌های اصلی پایه‌های چارتاقی و زاویه‌های میان آنها به دلیل انبوه روکاری‌های افزوده بر آن و سازه‌های پیرامون آن دشوار می‌نمود، اما رسم پلان چارتاقی و زاویه خط دیدهای آن با دقت قابل قبولی انجام شد.

سازه اصلی و بنیادین بنای امامزاده که اتاق آرامگاه را تشکیل می‌دهد، عبارت است از یک چارتاقی که شباهت فراوانی به چارتاقی‌های دیگر ایران و از جمله چارتاقی نیاسر و چارتاقی کرمجگان دارد و دارای کاربری تقویمی است. این سازه در زمان‌های بعدی تبدیل به امامزاده می‌شود. کف چارتاقی در حدود یک تا دو متر بالاتر از کف فعلی اتاق آرامگاه بوده است. این به دلیل حفاری در صخره‌های سنگی کف چارتاقی و پایین‌بردن آن در سال‌های اخیر بوده تا بتوان بر ارتفاع اتاق افزود.

از چهار درگاه چارتاقی، دو درگاه شمال شرقی و جنوب شرقی به سوی دو تالار نوساخته امامزاده با کف هم‌سطح باز می‌شود. یک درگاه در شمال غربی به سوی اتاقی باز می‌شود که به دلیل کف مرتفع‌ ناشی از دامنه کوه، نیاز به ساخت چند ردیف پلکان برای دسترسی به آن بوده است. چهارمین و آخرین درگاه که رو به جنوب غربی دارد با دیواری الحاقی به کلی بسته شده است. در عکسی که در سال 1353 از این ضلع بنا گرفته شده، شکل و سنگ‌های اصلی این درگاه و دیوار افزوده به آن دیده می‌شود اما اکنون به دلیل ساخت‌و‌سازهای تازه، امکان دیدار آن فراهم نیست.

اتاق آرامگاه، دارای گنبدی دوپوش است. گنبد زیرین با سبک و خیز خراسانی و متداول عصر اشکانی، بازمانده‌ای از بنای اصلی چارتاقی بوده که بر بالای آن گنبد دوازده وجهی زیبایی با آجرکاشی‌های هندسی ساخته شده است.

چارتاقی کهک با شباهت زیادی به چارتاقی نیاسر، در دامنه کوهستانی‌‌ صخره‌ای ساخته شده که چشمه آبی از پایین آن می‌گذرد. چشم‌انداز شرقی بنا نیز همچون چارتاقی نیاسر، افقی هموار در نقطه انقلاب تابستانی و افقی کوهستانی در نقطه انقلاب زمستانی و تا اندازه‌ای در افق اعتدالین دارد.

به نظر می‌آید که چارتاقی کهک همچون دیگر چارتاقی‌های ایران، منتسب به اواخر دوره اشکانی و دارای قدمتی در حدود دو هزار سال باشد. کاربری تقویمی این چارتاقی نیز با توجه به زاویه‌های متناسب با تغییرات میل محور خورشید که ناشی از نسبت مناسب اندازه‌های پایه‌ها به فاصله میان آنها و طول هر ضلع بنا است، تأیید می‌شود.



نقشه مقدماتی

چنان‌که در نقشه دیده می‌شود، طول هر ضلع چارتاقی 7 متر، طول فاصله پایه‌ها 2.60 متر، طول فاصله درونی پایه‌ها 4.60 متر، طول خارجی پایه‌ها 2.20 متر و طول داخلی آنها به ترتیب 1.60 و 1.00 متر است. این اندازه‌ها، زاویه و خط دیدهایی را به وجود آورده که در نتیجه آن، روزنه‌هایی برای دیدار خورشید در هنگام‌های طلوع انقلاب‌های تابستانی و زمستانی، و نیز اعتدال‌های بهاری و پاییزی فراهم شده است (دقت اندازه‌گیری‌ها ~ 5 ٪±).

خط دیدهای چارتاقی کهک در مقایسه با دیگر چارتاقی‌های ایران، نمونه جالب و منحصربفردی را عرضه می‌دارد و آن اینکه در این چارتاقی برای هر یک از نقطه‌های اعتدال‌ها و انقلاب تابستانی، دو خط دید مجزا و مستقل وجود دارد که در نقشه دیده می‌شود. همچنین جبهه اصلی و یکی از محورهای تقارن، رو به سوی طلوع خورشید در انقلاب زمستانی دارد. این ویژگی‌ها خصوصیتی ممتاز و استثنایی به این چارتاقی بخشیده است.

هرچند که به دلیل ساخت‌و‌سازها در پیرامون بنا، امکان دیدار طلوع خورشید در چارتاقی در همه زمان‌ها فراهم نیست، اما از آنجا که در بخشی از بناهای الحاقی که رو به سوی جبهه جنوب شرقی بنا دارند، پنجره و درهایی وجود دارد، اکنون نیز می‌توان طلوع خورشید انقلاب زمستانی را از درون چارتاقی مشاهده کرد.

چارتاقی کهک کاملاً سالم است. این یادمان ارزنده تاریخ علم ایران، این فرصت را داشته تا بتواند در قلب یک امامزاده از هرگونه تخریبی در امان بماند. امید می رود که سازمان اوقاف به عنوان متولی این امامزاده، فرصت و امکان ایجاد روزنه‌هایی در دیوارهای محاطی و الحاقی بنا را برای دیدار طلوع خورشید فراهم کنند تا این بنا علاوه بر موقعیت ممتاز زیارتی و دینی خود، جایگاه ارزشمند علمی خود را نیز باز یابد.

Re: بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۴۶ ب.ظ
توسط STRATEGIST
تقویم آفتابی مسجد سلیمان

گزارش مقدماتی

رضا مرادی غیاث آبادی

شهر «مسجد سلیمان» در استان خوزستان، نام خود را از بازمانده‌های بنایی باستانی به همین نام گرفته است که در بلندی‌های مشرف به شهر ساخته شده است و از نام اصلی آن اطلاعی در دست نیست. این محوطه باستانی که در گویش مردمان بومی به نام «صفه سرمسجد» نیز شناخته می‌شود، عبارت است از تختانی (صفه‌ای‌) چهارگوش به درازا و پهنای تقریبی 120 در 100 متر که تقریباً تمامی بناهای روی آن از بین رفته و تنها اندکی از شالوده‌های آنها برجای مانده است. برای ساخت این تختان و بناهای روی آن، در آغاز دیوارهایی در پایین شیب کشیده‌اند و آنگاه ناهمواری‌های بالای کوه را زدوده و با آوار آن فرورفتگی‌ها و گودی شیب را پر کرده‌اند تا تختان مناسبی برای ساخت‌و‌سازها فراهم آید. بر روی این تختان، شماری از بناهای گوناگون همراه با محوطه‌های باز، و نیز چندین ردیف پلکان برای دسترسی به آن ساخته بوده‌اند.

در زمینه کاربری بنای مسجد سلیمان هنوز هم آگاهی چندانی در دست نیست. برخی آنرا یک نیایشگاه یا کاخ و یا آتشکده احتمال داده‌اند که البته می‌توان احتمال‌های دیگری همچون بنایی برای گردهمایی‌های عمومی (همچو هگمتانه و تخت‌جمشید) را نیز گمان داد.

امروزه جز بقایای مبهمی از مجموعه بناها، چیزی برجای نمانده است. اما دیوارهای تختان، بسیاری از پلکان محوطه، و همچنین آثار سکونتگاه‌های پیرامون آن، تاکنون بازمانده‌اند و می‌توانند سرچشمه آگاهی‌های فراوانی باشند که تاکنون بگونه‌ای جدی به آن پرداخته نشده است.

بنای مسجد سلیمان شباهت‌های فراوانی با تخت‌جمشید و برخی از دیگر آثار هخامنشی دارد. هر دو، ساخته شده بر تختانی پشت به کوه، دیوارهایی در پایین شیب، سنگ‌های خشکه‌چین بزرگ و بدون ملات، بناهای گوناگون بر بالای تختان، و پلکان‌های سنگی عریض با خیز کم و پاخور زیاد هستند.

اما بنای مسجد سلیمان در مقایسه با آثار هخامنشی، کهن‌تر و بسیار ابتدایی‌تر است. این گمان وجود دارد که شاید این بنا از آن شاهان «انشان» یا هخامنشیان پیش از شاهنشاهی، همچون کمبوجیه یکم، کورش یکم یا چیش‌پیش باشد. به هر روی معماری مسجد سلیمان، پیشینه گونه‌ای از معماری ایرانی است که بعدها با ساخت پاسارگاد و تخت‌جمشید به اوج خود می‌رسد و نشان می‌دهد که این گونه معماری در ایران باستان ناشناخته نبوده است.

اما یکی دیگر از شباهت‌های بنای باستانی مسجد سلیمان با بناهای شاهنشاهی هخامنشی، عبارت است از سازه‌ای نیمه چلیپایی و تاقچه‌مانند که شباهت فراوانی با آفتاب‌سنج‌های بنای تقویمی «کعبه زرتشت» در نقش‌رستم و «زندان سلیمان» در پاسارگاد دارد. نخستین بررسی‌های نگارنده نشان می‌دهد که این سازه نیز همچو خود بنا، نمونه‌ای کهن‌تر، و پیشینه‌ای از آفتاب‌سنج‌های هخامنشی است و زاویه‌های تشکیل‌شده داخلی آن با زاویه میل خورشید به هنگام طلوع در آغاز هر یک از فصل‌های سال مطابقت دارد.


تقویم آفتابی مسجد سلیمان
فروردین 1383


تقویم آفتابی مسجد سلیمان
پلان مقدماتی
آفتاب‌سنج‌های مسجد سلیمان ابزاری برای تشخیص فرارسیدن زمان برگزاری مراسم ناشناخته آیینی در آن جایگاه بوده است و از آنجا که ضلع شمالی بنا (که آفتاب‌سنج نیز بر آن قرار دارد) در امتداد شمال‌ باختری به جنوب خاوری است و خورشید انقلاب زمستانی در امتداد همین ضلع بنا بر می‌دمد، گمان می‌رود که آیین‌های آن با شب یلدا یا زایش خورشید (مبدأ گاهشماری میترایی) در پیوند بوده باشد.

سالم‌ترین این سازه بر نمای خارجی دیوار شمال خاوری بنای مسجد سلیمان قرار دارد که به تمامی از سنگ‌های بزرگ و کوچک زبره‌تراش و خشکه‌چین ساخته شده است. بلندای کلی دهانه این آفتاب‌سنج 96 سانتیمتر و پهنای آن 64 سانتیمتر است در حالیکه دو فرورفتگی آن به ترتیب عمقی در حدود 25 و 28 سانتیمتر، و اضلاع انتهایی آنها به ترتیب پهنایی در حدود 20 و 27 سانتیمتر دارا هستند. ثبت اندازه‌های طول‌ها و زاویه‌ها با اعداد تقریبی، بخاطر فرسودگی و آسیب‌دیدگی اجزای این سازه است که نیاز به بررسی‌های بیشتر و اندازه‌گیری‌های دقیق‌تر پس از مرمت و نوسازی دارد.

در این تقویم آفتابی و به هنگام طلوع خورشید در آغاز هر یک از فصل‌های سال، سایه گوشه خاوری آفتاب‌سنج، به ترتیبی که در نقشه دیده می‌شود بر روی یکی از گوشه‌های داخلی آن ایجاد می‌شده است. البته با اینکه بنای مسجد سلیمان و تقویم آفتابی آن آسیب‌های جدی‌ بخود دیده (به ویژه در سال‌های اخیر) و هیچگونه کوششی برای حفاظت و نگهداری آن انجام نمی‌شود، هنوز هم می‌توان این پرتوها و سایه‌ها را با دقتی متوسط در محل مشاهده کرد.

امید می‌رود تا جوانان مسجد سلیمان و اداره میراث فرهنگی آن، بیش از این در اندیشه نگاهداری و مراقبت از این یادمان کهن دانشی ایرانیان باشند و برای دستیابی به دیگر توانایی‌های زمان‌سنجی آن (که هنوز نگارنده به پایان نرسانده است) بکوشند. مباد که رویدادهای تلخ و ویرانگر بناهای باستانی «برد نشانده» در بیست کیلومتری شمال مسجد سلیمان، در اینجا هم تکرار شود.




Persian Studies / Reza Moradi Ghiasabadi :: The Studies of Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy


[External Link Removed for Guests]

Re: بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۴۸ ب.ظ
توسط STRATEGIST
نظام گاهشماری در چارتاقی بازه‌هور



رضا مرادی غیاث آبادی

هنگام بررسی بناهای تقویمی و گاهشماری در ایران، همیشه پرسشی مرا بخود مشغول می‌داشت و تا بررسی چارتاقی شگفت‌انگیز و یگانه «بازه‌هور» پاسخی برای آن نیافته بودم و آن پرسش این بود كه آیا ممكن نیست بنایی تقویمی با دقتی زیادتر از دیگر چارتاقی‌ها و در عین حال با سازوكاری ساده‌تر وجود داشته باشد و یا بتوان به وجود آورد؟ اما بازه‌هور این پرسش را با قاطعیت تمام پاسخ داد.

چارتاقی بازه‌هور در قلمرو نیشابور باستانی، در سوی چپ راهی كه از نیشابور به تربت‌حیدریه می‌رود و كمی پایین‌تر از روستای رباط‌سفید واقع شده است. در اینجا نیز همچون نیاسر، رودی از كنار چارتاقی می‌گذشته كه امروزه خشك شده است. در پایین‌تر از چارتاقی، جاده از میان دو كوه می‌گذرد كه بر بالای هر كدام از كوه‌ها قلعه‌ای باستانی وجود دارد. یكی از قلعه‌ها را «قلعه دختر» و دیگری را «قلعه پسر» می‌نامند. این بنا نیز همچون دیگر چارتاقی‌های ایران از سنگ و ملات گچ و ماسه ساخته شده است.

زمان ساخت این بنا به دوره اشكانی یعنی حدود دو هزار سال پیش باز می‌گردد و تا این زمان علیرغم زمین‌لرزه‌های پرشمار و شدید در خراسان، هیچیك از بخش‌های بنا و حتی گنبد آن آسیب زیادی ندیده و برخی فروریختگی‌ها در دیوارها و پایه‌ها در سال‌های اخیر بازسازی شده است. اما به لحاظ نبود آگاهی از كاربرد واقعی بنا، اندكی از دقت لبه‌های آفتاب‌سنج‌ها كاسته و در روزنه شرقی بنا دستكاری‌‌هایی شده و آنرا مسدود كرده‌اند. اما هیچكدام از اینها در حدی نیست كه آسیب‌های جدی به بنا وارد ساخته باشد و می‌توان آنها را با صرف وقت و علاقه‌مندی اصلاح كرد.

چارتاقی بازۀ‌هور با دیگر چارتاقی‌های ایران تفاوت قابل ملاحظه‌ای را عرضه می‌دارد. همانگونه كه در نقشه بنا دیده می‌شود، بین پایه‌ها و فاصله بین پایه‌ها و دیگر بخش‌های بنا تقارن موجود در چارتاقی نیاسر به چشم نمی‌خورد و طول ضلع‌های بنا بدون احتساب دیوارهای اضافه جانبی بین 15 تا پانزده و نیم متر در نوسان است. اندازه پهنای پایه‌ها نیز در حدود كمی بیشتر یا كمتر از 6 متر و نیز فاصله بین پایه‌ها در حدود سه و نیم متر متغیر است. در نتیجه در بازه‌هور مانند دیگر چارتاقی‌ها شاهد عدد تناسب بخصوصی بین طول ضلع چارتاقی و پهنای پایه‌ها نیستیم.

نظام گاهشماری در چارتاقی بازه‌هور بسیار جالب، دقیق و ساده طراحی شده و می‌تواند نمونه‌ای برای ساخت نمادین اینگونه تقویم‌های آفتابی باشد. در این چارتاقی زاویه میان بخش‌های داخلی پایه‌های غربی كه آفتاب‌سنج بنا را تشكیل می‌دهند، با زاویه میل خورشید در آغاز هر یك از ماه‌های سال برابر است.

زمان رصد و سنجش پرتوهای خورشید در چارتاقی بازه‌هور مانند دیگر بناهای تقویمی ایران، به دلیل وجود غبار و مه صبحگاهی مدتی دیرتر از زمان طلوع حقیقی خورشید انجام می‌شده و برای اینكه شاخصی مطمئن و بدون تغییر برای وقت دقیق رصد داشته باشند كه در طول ماه‌ها و سال‌های مختلف تغییری در آن حاصل نشود، در سوی شرقی بنا، دیواری با ارتفاع و در فاصله‌ای معین ساخته بودند كه در حكم آن شاخص بود و موجب می‌شد تا وقت دقیق رصد را در زمانی بدانند كه پرتوهای خورشید بامدادی بلافاصله از بالای دیوار و با عبور از روزنه شرقی بنا به آفتاب‌سنج بنا می‌تابد. در چارتاقی بازه‌هور، آفتاب‌سنج عبارت است از بخش داخلی پایه‌های غربی بنا كه در نقشه دیده می‌شود.

بنای چارتاقی بازه‌هور نسبت به چهار جهت اصلی با 14 درجه انحراف شرقی ساخته شده كه اگر 3 درجه میل مغناطیسی منطقه را به آن بیفزاییم. انحراف آن از چهار جهت اصلی به 17 درجه می‌رسد. دیواری كه در سوی شرقی بنا وجود داشته، باعث می‌شده تا طلوع خورشید را به اندازه‌ای عقب اندازد تا خورشید در حین حركت خود به اندازه 17 درجه از مشرق فاصله بگیرد و آنگاه از بالای دیوار دیده شود. این اندازه در چارتاقی نیاسر حدود 13 درجه و به جای دیوار از كوهی در افق استفاده شده بود.

با توجه به نكات بالا در اول فروردینماه یا اعتدال بهاری یعنی درآغازین روز بهار یا روزجشن‌ نوروز كه میل خورشید o درجه است، خورشید پس از سر زدن از بالای دیوار، دقیقاً در امتداد روزنه شرقی و خط میانی بنا قرار دارد و سایه باریك و بلند شاخصی كه در میانه داخلی روزنه، مانند شاغولی آویزان و آونگ بوده (نقطه O) و امروزه محل آن همچنان باقی می‌باشد، بر میانه چارتاقی واقع می‌شود (نقطه A). البته ممكن است كه بجای آونگ از روزنه باریك قیف مانندی كه دهانه تنگ آن در نقطه O واقع می‌شده، استفاده شده باشد. پس هنگامی كه پرتو خورشید یا سایه شاخص خورشیدی O در امتدادA دیده می‌شود، نشان‌دهنده اول فروردین ماه است: (AB = AE)

در اول اردیبهشتماه كه میل خورشید به 11 درجه بالاتر از اعتدال بهاری رسیده، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه B دیده می‌شود و زاویه AOB برابر با 11 درجه است.

در اول خردادماه كه میل خورشید به 20 درجه بالاتر از اعتدال بهاری رسیده، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه C دیده می‌شود و زاویه AOC برابر با 20 درجه است.

در اول تیـرماه یا آغاز فصل تابستـان یا انقـلاب تابستانی كه میــل خورشیـد به بـالاترین حد فاصـله خود از اعتـدال بهـاری یعنی بیست و سه و نیم درجه رسیده، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه D دیده می‌شود و زاویه AOD برابر با بیست و سه و نیم درجه است.

در اول مردادماه كه میل خورشید مجدداً به 20 درجه بالاتر از اعتـدال بهاری می‌رسد، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه C΄ كه همان C است، دیده می‌شود و زاویه AOC΄ برابر با 20 درجه است.

در اول شهریورماه كه میل خورشید مجدداً به 11 درجه بالاتر از اعتدال بهاری می‌رسد، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه B΄ كه همان B است، دیده می‌شود و زاویه AOB΄ برابر با 11 درجه است.

در اول مهرماه یا اعتدال پاییزی یعنی در آغازین روز پاییز میل خورشید مجدداً به o درجه می‌رسد و سایه شاخص خورشیدی O بر نقطهA΄ كه همان A است، دیده می‌شود.

در اول آبان‌ماه كه میل خورشید به 11 درجه پایین‌تر از اعتدال پاییزی رسیده، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه E دیده می‌شود و زاویه A΄OE برابر با 11 درجه است.

در اول آذرماه كه میل خورشید به 20 درجه پایین‌تر از اعتدال پاییزی رسیده، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه F دیده می‌شود و زاویه A΄OF برابر با 20 درجه است.

در اول دی‌ماه یا آغاز فصل زمستان یا انقلاب زمستانی كه میل خورشید به پایین‌ترین حد فاصله خود از اعتدال پاییزی یعنی فاصله 5/23 درجه رسیده است، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه G دیده می شود و زاویه A΄OG برابر با 5/23 درجه است.

در اول بهمن‌ماه كه میل خورشید مجدداً به 20 درجه پایین‌تر از اعتدال پاییزی می‌رسد، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه F΄ كه همان F است، دیده می شود و زاویه A΄OF΄ برابر با 20 درجه است.

در اول اسفند‌ماه كه میل خورشید مجدداً به 11 درجه پایین‌تر از اعتدال پاییزی می‌رسد، سایه شاخص خورشیدی O بر گوشه E΄ كه همان E است، دیده می‌شود و زاویه A΄OE΄ برابر با 11 درجه است. در اول فروردین‌ماه خورشید مجدداً به نقطه‌ای كه در آغاز گفته شد، می‌رسد و این سیر تسلسل همچنان ادامه می‌یابد.

همانگونه كه در نقشه دیده می شود، هرچند كه چارتاقی بازه‌هور احتیاجی به تقارن معمول چارتاقی‌های دیگر نداشت، اما از تقارن زیبا و جالبی در شكل ایجاد سایه‌ها در آفتاب‌سنج خود برخوردار است و در حالیكه دقت اندازه‌گیری در عموم چارتاقی‌ها به یك فصل یا سه ماه می‌رسد، در چارتاقی بازه‌هور این دقت به یك ماه افزایش یافته است.

نكته دیگر جالب توجه در این بنا، راهروی باریك و بلندی است كه از كنار تنها دالان ورودی بنا در ضلع غربی آغاز شده و به شمال بنا هدایت می‌شود و آنگاه به درون چارتاقی راه می‌یابد. این راه بی‌گمان برای رفت و آمد به درون بنا در هنگام رصد پرتوها ساخته شده تا عبور و مرور اشخاص از راه اصلی، مانع دیدار سایه‌های ایجاد شده در آفتاب‌سنج نشود.

در اینجا لازم می‌دانم این نكته را هم یادآوری كنم كه نام «بازه‌هور» اشاره مستقیم و دقیقی به كاربرد تقویمی آن دارد. چرا كه «هور» همان خور یا خورشید است و «بازه» به معنای فاصله میان دو چیز، بریدگی، روزن، و شكاف آمده است كه با هم معنای «شكاف خورشید» یا «روزنه خورشید» را می‌دهد. اما بجز این بازه به معنای «چوبی كه ترازو یا قپان را از آن می‌آویزند» نیز آمده و این معنا نیز با روزنه بنا كه شاخص خورشیدی را از آن می‌آویخته‌اند، هماهنگی دارد. هر دوی این معانی نشان‌دهنده نگهداشت كاربرد چارتاقی در نام آن است و اشاره آشكاری به كاربرد تقویمی و رصدخانه‌ای این بنا می‌كند. بنایی كه یادمان شكوهمند دانش ریاضی و محاسبه‌های دقیق نجومی و معماری ایرانیان باستان در دو هزار سال پیش از این است.

گزارش خبرگزاری سینا در این باره را نیز بنگرید: کشف اسرار نجومی در چهارتاقی بازه‌هور


Persian Studies / Reza Moradi Ghiasabadi :: The Studies of Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy

[External Link Removed for Guests]

Re: بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۵۱ ب.ظ
توسط STRATEGIST
چارتاقی‌های قصرشیرین و خیرآباد

گزارش مقدماتی

رضا مرادی غیاث آبادی

دوچارتاقی قصرشیرین و خیرآباد نمونه‌هایی دیگر از بناهای تقویمی ایران هستند که تاکنون در باره کارکردهای گاه‌سنجی آنان گزارشی ننوشته بودم. این دو اثر از سازوکار ویژ‌ه‌ای برخوردارند که در دیگر چارتاقی‌های ایران دیده نشده است.

چارتاقی قصرشیرین در مجاورت شمال شهر مرزی قصرشیرین در استان کرمانشاه و در میان محوطه‌ و بازماندهای بناهایی باستانی که به عصر ساسانی منسوب می‌باشد، واقع شده است. اما چارتاقی خیرآباد در نزدیکی شهرستان بهبهان قرار دارد و برای رسیدن با این بنا می‌باید حدود 25 کیلومتر در راه بهبهان به دوگنبدان (گچساران) پیش رفت و آنگاه به راهی فرعی در سمت جاده پیچید که بسوی روستای خیرآباد علیا می‌رود. پس از پشت سر نهادن حدود 10 کیلومتر از این راه، چارتاقی در کنار چپ جاده دیده می‌شود و رودخانه بسیار زلال و خروشان خیرآباد به همراه بازمانده‌های پلی باستانی، در مجاورت آن قرار دارند.

چارتاقی قصرشیرین، بزرگترین چارتاقی‌ ایران و طول هر ضلع آن 25 متر است. در نتیجه سطح زیر بنای آن بالغ بر 600 متر مربع می‌شود. اما اندازه‌های چارتاقی خیرآباد اندکی کوچکتر از چارتاقی نیاسر و طول هر ضلع آن 11 متر و مساحت قاعده آن حدود 120 متر مربع است. گنبد این بنا فروریخته اما تمامی پایه‌های چهارگانه آن برجای هستند و تنها آسیب‌دیدگی‌هایی در بدنه آن دیده می‌شود که تا اندازه‌ای مرمت شده‌اند. اما چارتاقی قصرشیرین بر اثر حملات هوایی و توپخانه عراق در زمان جنگ ویرانگر و بی‌حاصل هشت‌ساله، تقریباّ بطور کامل منهدم شد و اکنون بازسازی آن در دست انجام است.

همانگونه که گفته شد، چارتاقی قصرشیرین در میان بازمانده‌های دیگری از آثار باستانی عصر ساسانی قرار دارد و حتی آثار دیوارها و بناهای فروریخته دیگری در میانه آن دیده می‌شود. به این ترتیب به نظر می‌رسد که کارکرد تقویمی این بنا، ویژگی انحصاری آن نبوده و بی‌گمان از این بنا برای کاربری‌های دیگری هم استفاده می‌شده است. اما چارتاقی خیرآباد، بنای منفردی است که به هیچ شهر یا روستایی نزدیک نیست و درست در امتداد پل باستانی خیرآباد که دو سوی دره بزرگ و عمیق رود را به یکدیگر متصل می‌کرده است، قرار دارد.



چارتاقی خیرآباد، بهبهان



چارتاقی قصرشیرین

ویژگی‌های گاه‌سنجی و تقویمی طراحی شده برای این دو تقویم آفتابی بسیار جالب و استثنایی هستند. محور اصلی چارتاقی قصرشیرین همانگونه که در نقشه دیده می‌شود، در امتداد نقطه طلوع خورشید به هنگام اعتدالین (آغاز بهار و پاییز) است و پرتوهای خورشید بامدادی در آغاز این دو فصل در راستای دو درگاه یا تاق شرقی- غربی می‌تابند. اما پرتوهای خورشید بامدادی در آغاز تابستان و آغاز زمستان (شب چله یا یلدا) در روزنه‌های باریکی که در همان درگاه شرقی بنا و بر اثر تغییر میل خورشید به وجود آمده است، تشکیل می‌شوند. بجز این خط‌دیدهای دیگری برای تشخیص آغاز ماه‌های شهریور و اسفند در این بنا وجود دارند.

از سوی دیگر، طراحی تقویمی چارتاقی خیرآباد با بنای پیشین و همچنین با تمامی چارتاقی‌های ایران متفاوت است و محور اصلی آن رو به جایگاه طلوع خورشید در انقلاب زمستانی دارد. در نتیجه پرتوهای خورشید بامدادی در آغاز فصل زمستان در امتداد محور بنا می‌تابند و امتداد خطوط همگی سایه‌ها در بیرون و درون بنا با یکدیگر موازی هستند. برای تشخیص اعتدالین (آغاز بهار و پاییز) و نیز انقلاب تابستانی، خط‌دیدهای سه‌گانه‌ای طراحی و بکار بسته شده است که نمونه آنرا تنها در همین بنا دیده‌ام. بطوریکه فرارسیدن بهار، تابستان و پاییز را می‌توان همانگونه که در نقشه دیده می‌شود، از سه خط دید توأمان و جداگانه در این چارتاقی نظاره کرد.


[External Link Removed for Guests]

Persian Studies / Reza Moradi Ghiasabadi :: The Studies of Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه با ذکر مأخذ آزاد است.

Re: بناهای تقويمی ايران، چهار تاقيها

ارسال شده: شنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۷, ۹:۵۴ ب.ظ
توسط STRATEGIST
چارتاقی کِرمِجِگان

سامانه گاه‌سنجی در دو چارتاقی نویافته دیگر

گزارش مقدماتی

رضا مرادی غیاث آبادی


پس از انتشار کتابی از این نگارنده به نام «نظام گاهشماری در چارتاقی‌های ایران» در تابستان سال 1380 علاقه‌مندان بسیاری از سراسر ایران خبر از نمونه‌های مشابه دیگری در ناحیه خود دادند که تا جای ممکن با سفرهای متعدد به بررسی آنها پرداخته شد و گزارش‌های مقدماتی آن به مرور منتشر خواهند شد.

البته به بسیاری از این نمونه‌های گزارش‌شده نمی‌توان نام چارتاقی را به معنای متداول و شناخته‌شده آن اطلاق کرد. نمونه‌هایی همچون بناهای کوچک و نوساخته‌ای با قدمت حدود یک سده در «کبوران» تفرش و نیز در راه رامهرمز به ایذه که هر دو بر روی گوری ساخته شده و رو به قبله دارند.

اما یکی از بهترین نمونه‌های نویافته از چارتاقی‌های باستانی ایران که تاکنون حتی بنای آن نیز در جایی معرفی و منتشر نشده بود، عبارت است از چارتاقی «کِـرمِـجِـگان» در نزدیکی روستایی به همین نام و در حدود ده کیلومتری جنوب بخش «کهک» در استان قم. این چارتاقی با کوشش و پیگیری آقای موسوی، باستان‌شناس کوشای میراث فرهنگی استان قم شناسایی و در فهرست آثار ملی ثبت شد. از ایشان بخاطر این کار ارزنده و راهنمایی این نگارنده برای دستیابی به آن و نیز از آقای علی زندی برای همراهی و راه‌بلدی، سپاسگزاری می‌کنم.

روستای کرمجگان در دامنه شمالی کوه‌های جنوب کهک و در منطقه‌ای سرسبز و حاصلخیز واقع شده است. این منطقه بجز آثار و سکونتگاه‌های باستانی فراوان که در سراسر منطقه به دیده می‌آیند، از لحاظ بررسی‌های زمین‌شناسی و بازماندهای فسیل‌های چند میلیون ساله نیز غنی و ارزشمند است. این فسیل‌ها که نگارنده به چند نمونه از آنها برخورد کرد، متعلق به انواع ماهی‌ها، صدف‌های دوکفه‌ای، مرجان‌ها، ستاره‌های دریایی و Haplothecia pengilly هستند که برخی از آنها متعلق به دوران پالئوزوئیک بوده و حدود 200 تا 600 میلیون سال دیرینگی دارند.

چارتاقی کرمجگان که ظاهراّ هم‌عصر دیگر چارتاقی‌های ایران و با قدمتی حدود دوهزار ساله است، در فاصله کمی از شمال غربی روستا قرار دارد و نسبت به دیگر چارتاقی‌ها کوچکتر است. گنبد بنا، دو پایه آن و تمامی چهار تاق آن که با سنگ‌های نیمه صیقل‌خورده، لاشه سنگ و ملات گچ ساخته ‌شده بوده‌اند، در حدود ده سال پیش به عمد تخریب شده و مصالح آن صرف ساخت یک منبع آب زمینی در نزدیکی آن شده است. از این چارتاقی تنها بخشی از دو پایه آن برجای مانده است. از آنجا که همگی چارتاقی‌ها دارای محور تقارن چهار وجهی هستند، می‌توان با توجه به جایگاه همین دو پایه و فاصله آنها از یکدیگر، محل دو پایه فروریخته دیگر را مشخص کرد.



چارتاقی کرمجگان

در این بازسازی دانسته می‌شود که هر چهار تاق بنا با سه درجه میل به سوی چهار جهت اصلی و حقیقی (غیر مغناطیسی) باز می‌شوند و در نتیجه طلوع خورشید به هنگام اعتدال‌های بهاری و پاییزی (آغاز بهار و پاییز) و احتساب کوه‌هایی در افق در امتداد محور شرقی- غربی بنا به دیده می‌آید. از این نظر کارآیی این چارتاقی، همانند چارتاقی‌های نطنز، کازرون، فیروز آباد فارس، ایزدخواست و جره است.

طول هر ضلع چارتاقی کرمجگان حدود 7.10 متر، طول خارجی هر پایه حدود 1.80 متر و فاصله میان پایه‌های آن حدود 3.50 متر است.

بنا به محاسبه‌های انجام شده، خط ‌دیدهای انقلاب تابستانی و انقلاب زمستانی (شب یلدا) در این چارتاقی به گونه‌ای که در نقشه رسم شده است، بوجود می‌آیند. البته در حال حاضر، سراسر سوی شرقی بنا در مجاورت با باغ‌های انبوه و درختان بلند قامت قرار دارد که امکان رصدی دقیق در آغاز تابستان امکان‌پذیر نمی‌شود و بهترین هنگام برای رصد چارتاقی کرمجگان، آغاز زمستان و تا حدودی به هنگام آغاز فصل بهار است.



چارتاقی راه قم- کاشان

عکس از غیاث آبادی، تابستان 1384

اما چارتاقی نویافته دوم، عبارت است از چارتاقی‌ای که تنها نیمی از یک پایه آن برجای مانده و تمامی اجزای آن، گنبد، پایه‌ها و تاق‌ها در گذر روزگار فرو پاشیده است. بازماندهای این چارتاقی که عبارت است از حدود 3 متر از بلندای یکی از پایه‌ها، در 15 کیلومتری جاده قدیم قم به کاشان و در حدود 400 متری سمت چپ راه، در میان زمین‌های مسطح کشاورزی قرار دارد و از دوردست‌ها به دیده می‌آید.

بر خلاف کوچکی چارتاقی کرمجگان، این بنا نمونه‌ای از چارتاقی‌های بزرگ ایران بوده و تقریباّ هم‌اندازه چارتاقی نیاسر کاشان است. با توجه و بررسی در نشانه‌های اندکی که از محل دو پایه دیگر بجای مانده و محاسبه محور تقارن بنا، دانسته می‌شود که هر یک از اضلاع این چارتاقی در حدود 12 متر طول و هر یک از پایه‌ها تقریباّ نزدیک به 4 متر پهنا داشته‌اند. از همین روی، نسبت تقریبی یک به سه تا یک به چهار برای تناسب بین پهنای پایه‌ها به طول ضلع چارتاقی که برای پدیدآمدن زاویه‌هایی متناسب با تغییرات میل خورشید لازم است، در اینجا مراعات شده است.



چارتاقی راه قم- کاشان

افق شرقی این بنا کاملاّ یکدست و هموار است و در نزدیکی آن هیچ روستایی وجود ندارد. خط‌دیدهای رصد خورشید در آغاز هر یک از فصل‌های سال در این چارتاقی به گونه‌ای است که در نقشه دیده می‌شود. از آنجا که تنها یکی از پایه‌های این سازه بر جای خود مانده است، امکان دیدار کامل خورشید از روزنه‌ای خاص بدست نمی‌آید؛ اما خوشبختانه هر سه خط‌دید انقلاب‌ها و اعتدالین، از دو سوی همین پایه باقیمانده می‌گذرد و می‌توان در هر چهار هنگام سالیانه، خورشید را با ایستادن در کنار محل پیشین پایه‌های تخریب شده، در مجاورت پایه سالم نظاره کرد.

[External Link Removed for Guests]


Persian Studies / Reza Moradi Ghiasabadi :: The Studies of Persian (Iranian) Culture & Arcaeoastronomy
بازنشر هر یک از نوشتارها منحصراً در محیط وب، بصورت متن کامل و بدون تغییر، همراه با ذکر مأخذ آزاد است.