گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله
ارسال شده: یکشنبه ۴ اسفند ۱۳۸۷, ۱۱:۱۹ ق.ظ
[FONT=Tahoma,sans-serif]متن زير رو از كتاب "پيروزي حزب الله" نوشته سيد عبد استار ترجمه محمدرضا ميرزاجان ،انتشارات قدرولايت برداشتم كه در چند قسمت تقديمتون مي كنم(تايپش وقت ميگيره!):
[FONT=B Nazanin]گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله
[FONT=B Nazanin]به همان ميزان كه در ميدان هاي نبرد، نيروهاي مقاومت توانستند از خود جهاد و رشادت و از خودگذشتگي نشان دهند، شوق و اشتياق ما هم براي ديدن اين قهرمانان شديدتر مي شد، چرا كه آنها معجزه پيروزي بر ارتش اسرائيل [FONT=Times New Roman,serif]– [FONT=B Nazanin]كه در مورد آن عبارت"لايقهر"يعني شكست ناپذير را مي گفتند-آفريدند و ما اينك در كنار يكي از آن دلاور مرداني هستيم كه رودر روي ارتش صهيونيستي قد علم كرد، و طعم تلخ شكست و نگون بختي را به كام او ريخت، يعني همان مرارتي كه ملت ما در طول پنجاه سال از زندگيمان جرعه جرعه مي نوشيد، البته جنبه هاي حفاظتي و امنيتي اتخاذ شده در مورد اين فرمانده نظامي كمتر از حضور آن رهبر سياسي حزب الله نبود، اما به هر ترتيب، طبيعت كار و مأموريت فرماندهي نظامي در وهله اول، ايجاب مي كند كه او از مشخصات بدني ويژه اي برخوردار باشد، البته نيروي بدني او در اينجا آراسته به تواضع، فروتني و صلاحيتهاي اخلاقي و انساني است كه مي توان آنها را-پيش از شروع گفتگو- بوضوح ديد.
[FONT=B Nazanin]پرسشهاي فراواني وجود داشت كه ذهنمان را به خود مشغول كرده بود، پيرامون وقايع روز به روز جنگ و اين كه چگونه نبرد بين «تن» و «تانك» انجام گرفت؟ آن روزها چگونه مي گذشت، در حالي كه همه راهها بسته و امداد رساني هم ممنوع و ناممكن بود؟ احساسات مجاهدين، در آن ايام چگونه بود؟ در حالي كه همه عالم، گويي بسيج شده اند تا سر از تن جدا شده مقاومت را بدست آورند و چون گرگهاي گرسنه، همه مترصد دريدن مقاومت هستند، اما براي برون رفت از اين حالت سكوت و انتظار گريزي نبود، جز اين كه سؤال اول را مطرح كنيم.
[FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال [FONT=B Nazanin]: در اين جنگ، چرا حزب الله به تنهايي حضور داشت؟
[FONT=Tahoma,sans-serif]پاسخ: [FONT=B Nazanin] ما شديدا به هر نوع كمك وپشتيباني مردم لبنان، با هر طايفه و عقيده نيازمنديم، چرا كه اساسا جنگ بخاطر لبنان و براي تمام لبنان بود، اما ما به هر حال، تمامي تجربه هاي قبلي خودمان را در جنگ با دشمن خودمان و دشمن خدا، مورد مطالعه قرار داديم، همچنين تجربيات مقاومت فلسطيني، عربي و جهاني را نيز بررسي كرديم، و در نهايت به اين جمع بندي رسيديم كه يك كار مشترك مي تواند در زمينه هاي زياد و متنوعي انجام شود، در حالي كه استثنائا، مسأله مقاومت مسلحانه آنقدر خطير و خطرناك است كه ما را ملزم مي كند كه رازداري تام و تمامي و سري بودن را در آن رعايت كنيم و از هرگونه تخلف يا تشتت، آن را مصون بداريم، همچنين متوجه شديم كه كارهاي جنگي و نظامي با تعدادي مراجع فكري و عقيدتي نمي تواند دمساز باشد، بلكه ميزان سري بودن آن [FONT=Times New Roman,serif]– [FONT=B Nazanin]كه رزمندگان باخبرند- چه بسا حتي بر اعضاء حزب الله نيز بايد مخفي مي ماند. لذا هيچ گروهي، هيچ اطلاعي نسبت به گروههاي ديگر-كه باآنها كار مشترك انجام نمي دهد-ندارد، ومسأله انواع اسلحه و توانمندي هاي آنها و تعدادشان را كسي نمي داند، مگر عده اندكي كه كارشان مرتبط با قضاياي جنگي است. انبارهاي سلاح و مهمات و طريقه ي رسيدن به آنها، كاملا سري بود و ما در اين زمينه خيلي جدي هستيم و بيش از حد تصور دقت مي كنيم، و خدا را سپاسگذاريم كه در اين زمينه تا به امروز موفق عمل كرده ايم و توانسته ايم كليه دستگاههاي جاسوسي عربي و خارجي را خنثي كنيم، از اين رو آنها نتوانستند اطلاعات قابل ملاحضه اي را از ما بدست آورند.
[FONT=B Nazanin]گفتگو با يك فرمانده عملياتي نظامي از جنبش حزب الله
[FONT=B Nazanin]به همان ميزان كه در ميدان هاي نبرد، نيروهاي مقاومت توانستند از خود جهاد و رشادت و از خودگذشتگي نشان دهند، شوق و اشتياق ما هم براي ديدن اين قهرمانان شديدتر مي شد، چرا كه آنها معجزه پيروزي بر ارتش اسرائيل [FONT=Times New Roman,serif]– [FONT=B Nazanin]كه در مورد آن عبارت"لايقهر"يعني شكست ناپذير را مي گفتند-آفريدند و ما اينك در كنار يكي از آن دلاور مرداني هستيم كه رودر روي ارتش صهيونيستي قد علم كرد، و طعم تلخ شكست و نگون بختي را به كام او ريخت، يعني همان مرارتي كه ملت ما در طول پنجاه سال از زندگيمان جرعه جرعه مي نوشيد، البته جنبه هاي حفاظتي و امنيتي اتخاذ شده در مورد اين فرمانده نظامي كمتر از حضور آن رهبر سياسي حزب الله نبود، اما به هر ترتيب، طبيعت كار و مأموريت فرماندهي نظامي در وهله اول، ايجاب مي كند كه او از مشخصات بدني ويژه اي برخوردار باشد، البته نيروي بدني او در اينجا آراسته به تواضع، فروتني و صلاحيتهاي اخلاقي و انساني است كه مي توان آنها را-پيش از شروع گفتگو- بوضوح ديد.
[FONT=B Nazanin]پرسشهاي فراواني وجود داشت كه ذهنمان را به خود مشغول كرده بود، پيرامون وقايع روز به روز جنگ و اين كه چگونه نبرد بين «تن» و «تانك» انجام گرفت؟ آن روزها چگونه مي گذشت، در حالي كه همه راهها بسته و امداد رساني هم ممنوع و ناممكن بود؟ احساسات مجاهدين، در آن ايام چگونه بود؟ در حالي كه همه عالم، گويي بسيج شده اند تا سر از تن جدا شده مقاومت را بدست آورند و چون گرگهاي گرسنه، همه مترصد دريدن مقاومت هستند، اما براي برون رفت از اين حالت سكوت و انتظار گريزي نبود، جز اين كه سؤال اول را مطرح كنيم.
[FONT=Tahoma,sans-serif]سؤال [FONT=B Nazanin]: در اين جنگ، چرا حزب الله به تنهايي حضور داشت؟
[FONT=Tahoma,sans-serif]پاسخ: [FONT=B Nazanin] ما شديدا به هر نوع كمك وپشتيباني مردم لبنان، با هر طايفه و عقيده نيازمنديم، چرا كه اساسا جنگ بخاطر لبنان و براي تمام لبنان بود، اما ما به هر حال، تمامي تجربه هاي قبلي خودمان را در جنگ با دشمن خودمان و دشمن خدا، مورد مطالعه قرار داديم، همچنين تجربيات مقاومت فلسطيني، عربي و جهاني را نيز بررسي كرديم، و در نهايت به اين جمع بندي رسيديم كه يك كار مشترك مي تواند در زمينه هاي زياد و متنوعي انجام شود، در حالي كه استثنائا، مسأله مقاومت مسلحانه آنقدر خطير و خطرناك است كه ما را ملزم مي كند كه رازداري تام و تمامي و سري بودن را در آن رعايت كنيم و از هرگونه تخلف يا تشتت، آن را مصون بداريم، همچنين متوجه شديم كه كارهاي جنگي و نظامي با تعدادي مراجع فكري و عقيدتي نمي تواند دمساز باشد، بلكه ميزان سري بودن آن [FONT=Times New Roman,serif]– [FONT=B Nazanin]كه رزمندگان باخبرند- چه بسا حتي بر اعضاء حزب الله نيز بايد مخفي مي ماند. لذا هيچ گروهي، هيچ اطلاعي نسبت به گروههاي ديگر-كه باآنها كار مشترك انجام نمي دهد-ندارد، ومسأله انواع اسلحه و توانمندي هاي آنها و تعدادشان را كسي نمي داند، مگر عده اندكي كه كارشان مرتبط با قضاياي جنگي است. انبارهاي سلاح و مهمات و طريقه ي رسيدن به آنها، كاملا سري بود و ما در اين زمينه خيلي جدي هستيم و بيش از حد تصور دقت مي كنيم، و خدا را سپاسگذاريم كه در اين زمينه تا به امروز موفق عمل كرده ايم و توانسته ايم كليه دستگاههاي جاسوسي عربي و خارجي را خنثي كنيم، از اين رو آنها نتوانستند اطلاعات قابل ملاحضه اي را از ما بدست آورند.