صفحه 1 از 1

مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۷, ۱۲:۳۲ ق.ظ
توسط sokuteasemuni
امشب كه شب ميلاد پيغمبر اكرم هست(ضمن عرض تبريك)، اين صفحه رو ايجاد كردم تا اشعاري كه راجع به حضرات معصومين(ع) هست، در يه جا جمع آوري بشه. اميدوارم دوستان با شركت فعال، ياد اون بزرگواران رو در سايت زنده تر نگه دارند(به شخصه معتقدم اگه يكي از ارسالهام سر پل سراط به دردم بخوره،همينه!) :

آمد به جهان نور خدا روح خدا ختم رسالت از بهر جهان پاكي و تقوا و هدايت

شد آمنه مادر بر ختم رسل وباشدش اين حسن افضل به جهان از همه ي ملك و صدارت

خورشيد علي سايه اي از بحر پيمبر باشد به جهان يار و مددكار ولايت

او راست يكي دخت چو زهرا و به حجت بر كل جهان مي كند اين دخت كفايت

بر دوش نبي در حسن ولعل حسين است در هر دو جهان اين تن خمسه است حقيقت

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۷, ۱۲:۵۶ ب.ظ
توسط Morteza313
یه رباعی از حضرت امام:

این عید سعید عید اسعد باشد.................. ملت به پناه لطف احمد باشد

بر پرچم جمهوری اسلامی ما ....................تمثال مبارک محمد باشد

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۷, ۱:۰۸ ب.ظ
توسط Morteza313
یه چیزی ،


خضوع و خشوع امام رو در این شعر در برابر ائمه ببینید، نمیگه من که مجتهد اعلمم ، میدونم ،

یا اینکه در مورد حضرت زهرا سخنرانی نمی کنه تا خودشو نشون بده ، هر چند امام پر مغزترین حاشیه ها رو بر دعاهای حضرت زهرا نوشتن.

فاطی عروس حضرت امام، خانم فاطمه طباطبایی هستن که به امام پدر می گفتن امام هم در شعرهاشون ایشون رو دخترم و فاطی می خوندند:

فاطی از فاطمه خواهد سخنی................. بین چه می خواهد از مثل منی
انکه جبریل پیام اور اوست.................عارف منزلتش ، داور، اوست
کیست در جمع رسل جز احمد .................... کاتب وحی وی از سوی احد
دخترم دست بدار از دل من ......................... عشق من جوی در اب و گل من

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۷, ۱:۳۴ ب.ظ
توسط khashayar1
روح ایمان
ای رخت چون آفتاب خاوری***زیبد از مهر تو ذره پروری
کس نباشد چون تو در عالم دگر***یا مگر در آینه خود بنگری
هر که مهر آل طاها را نداشت***باشد از ایمان و دین حق بری
اوصیا مصطفی را از شرف***هست بر خلق دو عالم سروری
مهر ایشان کوثراست و مست شد***هر که نوشیده ز آن می ساغری
روح ایمان است در اعمال تو***گرکه داری حب شان نیک اختری
گرشود روشن دلت از مهرشان***می نماید از محبت رهبری
پیروی باید ترا از اهلبیت***گر که خواهی ره بقرب حق بری
نور حق بی مهرشان در دل مجو***گر ز پاکی آینه اسکندری
ایکه داری جلوه ها در چشم من***نوبه نو باشی به قصد دلبری
آتش عشقت بجانم زد شرر***جای دل در سینه دارم آذری
در غمت زار است و گریان(معجزه)***خود مگر بر حال زارش بنگری
(حیدر علی معجزه)

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: یک‌شنبه ۲۵ اسفند ۱۳۸۷, ۱۱:۴۰ ب.ظ
توسط sokuteasemuni
خدايا شرح غم خواندن چه سخت است
زداغ لاله پژمردن چه سخت است
تو ميداني كه با دست بريده
ز پشت اسب افتادن چه سخت است
اگر تيري درون چشم باشد
تو ميداني زمين خوردن چه سخت است
تو ميداني كه با چشمان خونين
جمال فاطمه ديدن چه سخت است
كنار علقمه با مشك خالي
ببين شرمنده گرديدن چه سخت است

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷, ۹:۲۳ ق.ظ
توسط khashayar1
بهشت برین
آن بانویی که طاهر و طهر و مطهراست***باشد بتول و فاطمه زهرای اطهراست
یعنی حبیبه حق و دخت محمد است***کفو ولی حق به علی یار و همسر است
با مهر مادر حسنین است و زینبین***بر اوصیای بعد علی نیز مادر است
تا سر زده ز بطن مشیت بدین صفات***سر مشق بر زنان ستوده ز داور است
انسیه است در بشریت بذات پاک***هم او یگانه مظهر خلاق اکبر است
یک گل به هشت جلوه در آمد که باغ خلد***از بهر دوستان علی هشت منظر است
قهرش بود ز آتش قهر خدا کز آن***آماده دوزخ است که آن پر ز آذر است
چشم امید خلق بود بر شفاعتش***بیچاره آنکه فاطمه از او مکدر است
گر بنگرد به دوزخی از لطف و مرحمت***ماوای او بخلد لب حوض کوثر است
او را صحیفه ای ز حقایق بود که آن***نزد امام عصر ز میراث مادر است
در آن صحیفه جمع تمام علوم هست***در قطعه های هر سخنش گنج گوهر است
قدسیه است مریم و از رفعت و مقام***نزد بتول خادمه از عالم زر است
همچون نبی و همچو علی حلمش از خداست***از انبیا به علم مقامش فزونتر است
سیمرغ جان و جسم محمد گشوده بال***یا فاطمه بخلق جهان سایه گستر است
بر اوج قدر او نرسد صد چو جبرییل***با آنکه شرق و غرب جهان زیر آن پر است
سادات را چو من بجلالت نگر کز او***تاج سیادت و همه با زیب و با فر است
گر نه هزار کنگره بر قصر فاطمه است***از چیست عرش خلوت دخت پیمبر است
یک حرف از کتاب مدیحش نشد تمام***با صد حدیث (معجزه)گر چه سخنور است
(حیدر آقا معجزه)

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷, ۱:۵۷ ب.ظ
توسط sokuteasemuni
روز ازل كه نامه ي ما را نوشته اند
نام تو را به صفحه ي دلها نوشته اند
دلهاي ما حسينييه ي روضه هاي توست
اين ملك را به نام تو مولا نوشته اند
ما از سلاله ي عشقيم و عاشقيم
اين عاشقي به سر خط تقوا نوشته اند
مركب سوار كشتي سالار زينبيم
او را نجات بخش دو دنيا نوشته اند
تا نور چشم فاطمه صاحب لواي ماست
هر شيعه را فدايي زهرا نوشته اند
زينب اسير كوفه و شام خراب نيست
ما را اسير زينب كبري نوشته اند

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: چهارشنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۷, ۱۰:۳۷ ب.ظ
توسط sokuteasemuni
درس آزادي به دنيا داد رفتار حسين
بذر همت در جهان افشاند افكار حسين
با قيام خويش بر اهل جهان معلوم كرد
تابع اهل ستم گشتن بود عار حسين
مرگ با عزت ز عيش در مذلت بهتر است
نغمه اي مي باشد از لعل درر بار حسين

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: پنج‌شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۸۷, ۸:۳۹ ق.ظ
توسط khashayar1
در مدح حضرت فاطمه(س)
قدسیه ای که طاهر و طهر و مطهر است***بانوی قدس حضرت زهرای اطهر است
باشد جلالتی ز جلال خدا در او***یزدان نما و مظهر خلاق اکبر است
هر کس شنید ام ابیها از آن پدر***گفتا چه رازها که در این پاک دختر است
گفتی که فرق نیست میان مقربان***دخت نبی میان همه چیز دیگر است
لبریز عالم است ز نور جمال او***در پیش دیده ای که ز نورش منور است
لرزم به خویشتن چو برم نام فاطمه***بس جلوه گر به دیده ام آن ماه منظر است
آمیزشم چو موج و کنار است ای عجب***آن بحر عشق با من و هم جای دیگر است
تحلیل شد دلی که مرا شد در بتول***در کام جان محبت او شیر و شکر است
انهار جاری است به خلد برین مدام***مهر شراب او است که در حوض کوثر است
پر میکشد همیشه دلم در هوای او***دارم دلی به سینه که همچون کبوتر است
خورشید روی او به جهان میدهد فروغ***بر (معجزه) ز مهر و وفا ذره پرور است
(حیدر علی تهرانی متخلص به معجزه)

Re: مجموعه ي اشعار پيرامون اهل بيت عصمت (ع)

ارسال شده: پنج‌شنبه ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۸, ۵:۴۲ ب.ظ
توسط sokuteasemuni
امشب علی ولیمه به خلق جهان دهد

امشب زمین فروغ به هفت آسمان دهد

امشب خدا تجلّی خود را نشان دهد

با خطّ نور، بر همه خطّ امان دهد

میلاد شیر دخت علی، شیر داور است

سر تا قدم حقیقت زهرای اطهر است

***

باید دوباره خلقت پیغمبری چنین

آرد ز کعبه بنت اسد حیدری چنین

بخشد خدا به ختم رسل کوثری چنین

کز دامنش ظهور کند دختری چنین

فخررسول وفاطمه"زِینِ اَب"است­این

امّ الکتاب صبر و رضا، زینب است این

***

بَدرُ المنیر و شمس ضُحای علی است این

بعد از بتول عقده­گشای علی است این

یادآور صدای رسای علی است این

آیینة تمام نمای علی است این

گفتار وحی در سخنش آفریده­اند

یا صورتی ز پنج تنش آفریده­اند

***

این مریم مقدس طاهاست، زینب است

این یادگار ام ابیهاست، زینب است

این­نور­چشم حضرت زهراست، زینب است

این افتخار عصمت کبراست، زینب است

در وصف او من آنچه بگویم شکست اوست

آثار بوسه­های علی روی دست اوست

***

زینب که لحظه­هاست همه یادواره­اش

زینب که سال­هاست سراسر هزاره­اش

زینب که دل برد ز پیمبر نظاره­اش

زینب که خلقت است مطیع اشاره­اش

زینب که با صدای علی حرف می­زند

در شهر کوفه جای علی حرف می­زند

***

این است بانویی که پیام­آوری کند

هنگام خطبه معجزة حیدری کند

یک عمر بر حسین و حسن مادری کند

با دست بسته بر اسرا رهبری کند

باران رحمت است که ریزد ز ابر او

دین زنده از قیام حسین است و صبر او

***

ای در تن مطهر تو جان پنج تن

ایمان تو حقیقت ایمان پنج تن

از کودکیت شمع شبستان پنج تن

چشم تو آبیار گلستان پنج تن

یادآور تکلم زهرا بیان توست

اعجاز ذوالفقار علی در زبان توست

***

حیدر ثنات گفته که این حیدر من است

کوثر دعات کرده که این کوثر من است

خون حسین گفته پیام­آور من است

قرآن دهد شعار که احیاگر من است

صبر و رضا به مادری­ات کرده افتخار

خون خدا به خواهری­ات کرده افتخار

***

ایثار و صبر جمله­ای از مکتب تواند

آیات نور گوهر لعل لب تواند

تو آسمانی و شهدا کوکب تواند

بالای نیزه محو نماز شب تواند

بسیار زن که صابر و نستوه بوده است

کی مثل تو "رَأیتُ جَمیلا" سروده است

***

بر شکر قتلگاه تو از داور آفرین

بر استقامت تو ز پیغمبر آفرین

بر ذوالفقار نطق تو از حیدرآفرین

بر خطبة دمشق تو از مادر آفرین

وقتی شدی به کوفه پیام­آور حسین

لبخند فتح زد به سر نی سر حسین

***

از حنجر حسین تو، خنجر شکست خورد

با خطبه تو خصم ستمگر شکست خورد

تنهایی و ز، صبر تو لشکر شکست خورد

طغیان و ظلم تا صف محشر شکست خورد

تو یک تنه تمام سپاه ولایتی

حق است اینکه دختر شاه ولایتی

***

پیغمبر حسین تویی با خطاب فتح

نازل به سینه­ات شد از اوّل کتاب فتح

گردیده امّتت سپه بی­حساب فتح

روی تو شد به برقع خون آفتاب فتح

"میثم" هماره با تو مگر گرم گفتگوست

کز معجز تو بار مضامین به نخل اوست


حاج غلامرضا سازگار