صفحه 1 از 1

ابزار کار ادبی

ارسال شده: دوشنبه ۲۴ فروردین ۱۳۸۸, ۶:۴۳ ب.ظ
توسط Mardaviz
  کار  

استاد گرامی آریا ادیب

سرسخن

«آن چه که ما در این بخش آن را " ایزار کار ادبی " می نامیم، معانی و مفاهیمی است که دانستن آن ها برای آموزش و دریافت درست هنر ادبی، نقد و بررسی انواع کارهای ادبی و بهکرد کار علاقه مندان و دست اندرکاران رشته های گوناگون ادبی بایسته و ضروری است. این مفاهیم و معانی جمع بندی نخبه ترین نظرات و اندیشه های سرشناس ترین شاعران و نویسندگان ایران و جهان است که در زمانی به درازای عمر تاریخ بررسی و تدقیق شده و اکنون مورد پذیرش همه ی ادیبان و اهل قلم در سراسر جهان قرار دارد.

این ابزار که همچون هر ابزار دیگری در رشته های گوناگون کار بشری، دارای انواع ساده و پیچیده است، بسته به جای کار برد خود، در فرهنگ های گوناگون و در میان ملت های گوناگون دارای ویژگی های خاص محلی و منطقه ای نیز هست و آن چه که در یک کشور و در میان ملتی به کار می آید، می تواند در کشور و در میان ملت دیگری هیچ گونه کاربردی نداشته باشد.

به عنوان نمونه در زبان فارسی می توان از تعریف مفاهیم ادبی چون وزن، قافیه، مصراع، بند و . . . . آغاز کرد، با تعاریف موجود در شعر گویی و داستان نویسی مانند غزل، قصیده، داستان، حکایت، نمایش نامه، رمان و . . . ادامه داد و سپس انواع قالب ها، سبک ها و مکتب های ادبی را بررسی نمود و سرانجام یه کار بررسی و توضیح مراحل، اجزا و ابزار لازم برای نقد ادبی کار شاعران و نویسندگان پرداخت. که ما در این بخش رفته رفته به همه ی این گستره ها و نیز چند قلمرو دیگر سر خواهیم زد و مفاهیم و معانی مربوط به آن ها را همگی روشن خواهیم کرد.

بسیاری از معانی و مفاهیمی که در گستره ی زبان و ادبیات فارسی وجود دارد البته در زبان و ادبیات ملت های دیگر نیز وجود دارد و به راحتی می توان انبوهی از اصطلاح ها و تعریف های دیگری را نیز که ویژه ی ادبیات ملت های دیگر است بر آن ها افزود، لیکن در آن جا که به کار ما و تارنمای ما که ویژه ی زبان و ادبیات فارسی است، مربوط می شود، توضیح بسیاری از معانی و مفاهیم از ادبیات ملت های دیگر که در زبان و ادبیات فارسی جایگاهی ندارد، کاری غیر ضروری است و ما تنها به بررسی و توضیح آن ابزاری از ادبیات ملت های دیگر می پردازیم که توسط شاعران و نویسندگان ما نیز به کار برده می شود. بررسی و توضیح دیگر معانی و تعاریف از بخش های دیگر ادبیات جهانی بر عهده ی آن دسته از هم کاران ما قرار دارد که در آن قلمرو ویژه کار هستند و وزن کار خود را بر آن نهاده اند.

بخش نخست از مجموعه ی « ابزار کار ادبی » برای آشنایی با تعاریف کلی مفاهیم و اصطلاح های ادبی در نظر گرفته شده است که خود گستره ای بس فراخ است و ما ناگزیریم با مقدمه ای آن را آغاز کرده و رفته رفته بر دامنه ی آن بیافزاییم.

در دیگر بخش های این مجموعه با عنوان های: آشنایی با اصطلاحات ادبی (در دو بخش)، علم بدیع، علم بیان، علم عروض، مکتب های ادبی و هنری و نیز جایزه های ادبی، خوانندگان ما با اصطلاح های رایج در این بخش های گوناگون نیز آشنا می شوند که من نظر آنان را به خواندن آن ها جلب می کنم و امیدوار هستم به افزودن دامنه ی آگاهی های آنان کمکی شده باشد. ایدون باد، آریا ادیب»





تعریف های کلی:

نثر: به معنی پراکندن و انتشاردادن است و دراصطلاح ادبی به سخنی که دارای وزن و قافیه نباشد گفته می شود.

و سخنی را که به شکل نثر باشد « منثور» می گویند.



انواع نثر :

« نثرقدیم » از آغاز قرن چهارم هجری تا مشروطه، « نثرمعاصر» از مشروطه تا امروز



نثر قدیم را از نظر نوشتاری می توان به سه دسته بخش کرد:

١- نثرساده :

این نثر را مرسل نیز نامیده اند و به نام های نثر بلعمی ، نثرخراسانی و نثردوره ی اول نیزخوانده می شود.

ویژگی های نثر ساده عبارت است از:

ساده و روشن با جملات کوتاه ، خودداری از کاربرد واژه های دورافتاده ی عربی ، بهره نگرفتن از مترادفات، توصیفات کلی و کوتاه و مربوط به امور بیرونی ، نبود آرایه های لفظی و واژه ها و اصطلاحات پیچیده و دشوار.

از نمونه های نثرمرسل می توان از " تاریخ بلعمی " (ترجمه ی تاریخ طبری ) از ابوعلی بلعمی ، " قابوس نامه " (کتابی اخلاقی که مؤلّف، آن را برای تربیت پسرش گیلان شاه در ۴۴ باب تألیف کرده است )، " سیاست نامه " از عنصرالمعالی کیکاوس بن اسکندر، " سیرالملوک " یا پنجاه فصل ازخواجه نظام الملک توسی ،" ترجمه تفسیرطبری " از محمد بن جریرطبری ،" تاریخ سیستان " از مؤلّفی نامعلوم ، نام برد.


۲ـ نثرمسجّع و فنّی

که دارای ویژگی های زیر است :

الف ) به کاربردن انواع سجع، مترادفات، تشبیهات، استعارات و توصیفات شاعرانه به طورطبیعی و با رعایت اعتدال
ب ) نزدیک شدن به زبان شعر
پ ) بهره گیری از آیات، احادیث، ضرب المثل ها و اشعار


مناجات های خواجه عبدالله انصاری ، کلیله ودمنه نصرالله منشی و گلستان سعدی از این نوع نثر است.


٣ـ نثر مصنوع و متکّلف :
ویژگی های این نوع نثر عبارت است از:

الف ) زیاده روی در بهره گیری از سجع های متوالی و ترکیبات و اصطلاحات دشوار
ب ) سرشار از تکلف
پ ) توجه بیش تر به لفظ و بی توجهی به معنی
پ ) دشواری در دریافت معانی


کتاب های " تاریخ جهانگشا " از عطاملک جوینی ، " مرزبان نامه " از سعدالّدین وراوینی و " مقامات حمیدی " از قاضی حمیدالّدین بلخی، نمونه هایی از نثر مصنوع و متکلف است.

گونه ی دیگری از نثر قدیم نیز وجود دارد که در پایان دوره ی نثر مرسل ( سده ی پنجم هجری ) ) و آغاز دوره ی نثر فنی ، به فاصله ی نیم سده پدید آمده است که به « نثر بینابین » یا « نثر مرسل عالی » معروف است. به ترین نمونه ی این نوع نثر " تاریخ بیهقی " است .

این نثر ویژگی های نثر ساده و برخی از ویژگی های نثر فنّی را دارد.


نثر معاصر

این نثر از نوع گفتاری است که با نام های نثر شکسته و نثرگفتاری نیز خوانده می شود،

در این نوع از نثر، نویسنده همه ی تعبیرات و واژه هایی را که زبان گفتاری در دسترس او می گذارد، به کار می برد. معانی در قالب جمله هایی ساده بیان می گردد.و جمله ها با نظمی ساده در رشته ی کلام جای می گیرد. از تعبیرات مجازی (استعاره ،مجاز، کنایه وتشبیه ) به جز همان اندازه که در زبان گفت و گو رایج است، درآن اثری نیست.
از این نوع نثر در بیان نقل قول ها، نمایش نامه ها، داستان ها و فیلم نامه ها بهره گرفته می شود.

نظم : به معنی یه رشته کشیدن دانه های مروارید است و در اصطلاح ادبی به سخنی گفته می شود که پای بند به وزن و قافیه باشد و سخنی را که به شکل نظم باشد « منظوم » می نامند.


شعر: سخنی موزون و خیال انگیز است و تفاوت آن با نظم در آن است که نظم کلامی موزون و قافیه دار است، ولی شعر کلامی موزون و خیال انگیز است. از آن جا که مفهوم شعرکلّی است، اغلب به جای نظم واژه ی شعر به کار برده شده است که نادرست است، زیرا شعر می تواند به نثر نیز باشد.



سبک های شعرفارسی :
گفت و گو درباره ی دگرگونی شعر از جهت قالب ، از لحاظ کاربرد لفظ و از نظر معنی و مفهوم به علمی مربوط می شود که بدان سبک شناسی می گویند. و منظور از آن در قلمرو شعر، شناخت چه گونگی بیان شاعرانه و دگرگونی های آن درطول تاریخ است .
سبک در شعر عبارت است از چه گونگی بیان و تعبیر شاعرانه .از موضوع شعر، و تفاوت آن با نوع شعر آن است که نوع تنها نشان دهنده ی شیوه ی انشاء شعر است (مانند غزل، قصیده و جز آن ).



به طور کلی ادوار سبک شعر فارسی به ترتیب زیر است :



سبک خراسانی : از آن جا که زبان فارسی که پس از ورود اسلام به ایران، به عنوان زبان رسمی ایران شناخته شد، از خراسان آغاز شد و شعرا و نویسندگان نام دار فارسی زبان درآغاز در آن ناحیه ظهور کردند، سبک شاعران این دوره ( یعنی در سده های سوم و چهارم تا اواخرسده ی پنجم ) را سبک خراسانی نامیدند.
در این دوره شاعران نام آوری مانند رودکی، شهیدبلخی، دقیقی، فردوسی، فرخی سیستانی، منوچهری و ناصرخسرو می زیسته اند.

شعر در این سبک، متنوع و گوناگون بود و از میان انواع شعر، قصیده بر دیگر انواع آن برتری داشت.
از ویژگی های این سبک، سادگی و روانی کلام، دوری از ترکیبات دور از ذهن، کاربرد اندک از واژگان عربی و مضامین شعر بیش تر وصف طبیعت، وصف معشوق و یا مدح بوده است و آرایه های ادبی به ندرت و درحد ساده به کارگرفته می شد. شعر روحیه‌ی شاد دارد. واقع‌گراست. تلمیحات به قهرمانان و شاهان پیش از اسلام معمول است. معشوق مقام پستی دارد، یعنی گاه نه زن، بلکه مرد است و گاه کنیز، جنبه‌های عقلانی و تعامل بر جنبه‌های احساسی اغراق چیره است. روحیه حماسی بر لحن اشعار حاکم است. برون‌گرا و آفاقی است یعنی امور عینی را توصیف می‌کند. اشاره به تلمیح به معارف اسلامی اندک است. ساده و روشن و بی‌پیرایه است. تصویرگری بیش‌تر بر تشبیه، آن هم تشبیه محسوس به محسوس استوار است.






سبک عراقی : این سبک در سده ی پنجم آغاز شد و در سراسر سده های ششم، هفتم و هشتم و بخشی از سده ی نهم هجری ادامه یافت .سبک این دوره را از آن جهت عراقی می نامند که زبان فارسی دری با آغاز این سبک در همه ی نقاط ایران پراکنده شد و زبان رسمی مردم ایران گردید و چون اغلب پایه گذاران این سبک از ایران مرکزی بودند و ایران مرکزی را که منطقه ای شامل شهرهایی چون همدان، ری و اصفهان و همچنین آذربایجان و فارس بود عراق عجم می نامیدند، سبک شعراین دوره نیز به سبک عراقی معروف گردید.
عطار، مولوی، سنایی، سعدی، فخرالّدین عراقی، نظامی، حافظ، خاقانی و جامی از نام دار ترین شاعران این دوره اند.
  ترین ویژگی های این سبک عبارت است از:

- غزل از لحاظ کمیت جای قصیده را گرفت.
- درمیان انواع شعر، گرایش به سرودن مثنوی افزایش یافت.
- غزل بیانگر عشق عرفانی شد و از این راه عرفان در شعرفارسی راه یافت و اصطلاحات عرفانی مانند : میخانه، خرابات، خرقه، زاهد و ... در شعرفارسی رواج یافت و یه کار بردن نکته ها و مفهوم های لطیف و استفاده ی بیش تر از واژه های عربی معمول گردید.
- کاربرد آرایه های ادبی ( آرایه های لفظی و معنوی از علم بدیع ) در شعر راه کمال پیمود و برخلاف دوره ی پیش انواع تشبیهات پیچیده، کنایه، استعاره، مجاز، ایهام، جناس و ترصیع در شعر این دوره به کمال دیده می شود. 




سبک هندی ( اصفهانی ) :

شعر پارسی در عهد صفویان از حیث الفاظ و كلمات چندان قابل توجه نیست و اگر از چند شاعر معروف قوی بگذریم از دیگر شاعران سخنی كه درخور توجه باشد نمی‏یابیم.
علت این امر آنست كه در این دوره مانند دوره تیموری تربیت معمول شاعران كه در دوره‏های سامانی و غزنوی و سلجوقی و غیره وجود داشت از میان رفته بود و بیش تر گویندگان اطلاعات وسیع و كامل از زبان فارسی و عربی نداشتند.
افزون بر این چون دربارها نسبت به شاعران اظهار پشتیبانی نمی‏كردند شعر از دربار بیرون رفت و در دست عامه مردم افتاد یعنی وضعیتی كه در دوره تیموریان نیرو گرفته بود، در این عصر عمومیت و شدت بیش تر یافت. این امر اگر چه وسیله ایجاد تنوع و تجددی در شعر بود، لیكن از نظر اصول و قواعد زبان مایه شكست آن گردید، از این روی در عین آن كه در اشعار دوره صفویان مضمون ها و مطالب تازه یافت می‏شود، در همان حال كلمات سست نیز بسیار است.
موضوع دیگری كه به سستی عبارات و كلمات در اشعار فارسی این دوره یاری كرد رواج شعر فارسی در سرزمین های غیر ایرانیست كه در عین ایجاد مضامین و معانی تازه، چون محیطی نامساعد برای زبان فارسی بوده است در دور داشتن آن از صحت و استحكام عادی خود مؤثر واقع شد.
در شعر دوره صفوی مرثیه سرایی و مدح دین بسیار معمول بود و این امر نتیجه طبیعی سیاست مذهبی پادشاهان صفوی است.
از نتایج رفتار شاه طهماسب و جانشینان او با شاعران، آن شد كه گویندگان خوش ذوق غزل سرا ومثنوی ساز و داستان پرداز كه در ایران بودند یا از دربارها دوری جستند و یا برای اعاشه به دربارهای مشوق عثمانی و تیموری هند روی آوردند و به ویژه مراكز بسیار معتبری در دستگاه های امیران و سلاطین هند برای شعر فارسی ایجاد كردند مثلن تنها در عهد اكبر شاه گوركانی پنجاه و یك شاعر از ایران به هندوستان رفتند و در دربار پذیرفته شدند و این توجه به حدی بود كه حتا برخی از شاعران از آن به عنوان مضمونی برای بیان كثرت، استفاده كرده‏اند مانند صائب در این بیت:
همچو عزم سفر هند كه در هر دل است / رقص سودای تو در هیچ سری نیست كه نیست
و ابوطالب كلیم كاشانی غزل سرای استاد این عهد در بازگشت از هندوستان از اظهار ندامت و تأثر خودداری نكرد و گفت: اسیر هندم و زین رفتن بی جا پشیمانم / كجا خواهد رساندن پرفشانی مرغ بسمل را
به ایران می‏رود نالان كلیم از شوق همراهان / به پای دیگران هم چون جرس طی كرده منزل را
ز شوق هند زانسان چشم حسرت در قفا دارم / كه روحم گر به راه آرم نمی‏بینم مقابل را


و علیقلی سلیم یكی دیگر از شاعران این عهد گوید:
نیست در ایران زمین سامان تحصیل كمال / تا نیامد سوی هندستان حنا رنگین نشد
سبك هندی مبتنی بوده است بر بیان افكار دقیق و ایراد مضامین بدیع و باریك و دشوار دور از ذهن
.

مقدمات ایجاد این سبك، از فترت بین دوره ایلخانان مغول و ظهور تیمور به تدریج پیدا شد و در دوره تیموری و به ویژه در حوزه ی ادبی هرات مراحل ترقی را پیمود و در عهد صفوی به اوج كمال رسید. علت عمده پیدا شدن این سبك وضع اجتماعی آن ایامی است كه باعث شد مردم بیش تر به اوهام و افكار دقیق متوجه گردند و از عوالم مادی منحرف شوند و از طرف دیگر زبان فارسی در آن روزگار، به نحوی كه دیده‏ایم، به تدریج از روش قدیم دور شد و سبك و روش تازه‏یی كه مبتنی بوده است بر اصطلاحات عمومی، به میان آمد. این دو امر باعث شد كه شعر فارسی از طرفی دارای افكار و خیالات باریك شود و از طرفی دیگر از حیث زبان و سبك ظاهری سخن، ساده و گاهی بی‏مایه باشد.
در سبك هندی توجه شاعران بیش تر به آوردن مضامین بكر و تازه در هر بیت معطوف و معمولن مضامین با دقت خیال و رقت احساسات و تصورات دور و دراز همراه بوده است و در حقیقت باید گفت كه علاقه شاعر به فكر و خیالات و تصورات بیش تر بوده است تا به زبان و صحت استعمالات و متانت و جزالت كلام و همین امر باعث شد كه اغلب در ادبیات سبك هندی معانی مهم و زیبا و دقیق نهفته باشد.
علت تسمیه این سبك به «هندی» آنست كه بیش تر گویندگان طرفدار این سبك كه معاصر با پادشاهان صفوی و گرفتار عدم توجه آنان به شاعران بوده‏اند به دربار گوركانیان هند می‏رفته و در آنجا می‏زیسته‏اند و به همین سبب سبك مذكور در هندوستان و افغانستان رواج بسیار یافت و هنوز هم در آن حدود رایج است. در سبك هندی غزل بیش از هر نوع شعر دیگر معمول بود زیرا بیان مضامین دقیق و باریك در غزل آسان تر است

سده های نهم و دهم و نیمی از سده ی یازدهم دوره ی سبک هندی است . سبک این دوره را همان گونه که گفتیم از آن جهت هندی می گویند که بسیاری از شاعران پارسی گوی در دربار شاهان هند بودند و شمار زیادی از شاعران ایرانی به هند مهاجرت کردند و چنانچه دیدیم علاقه ی مهاجرت به هند آن اندازه ذهن شاعران را به خود مشغول کرده بود که اغلب آنان آرزوی این سفر را درشعر خود اظهار می کردند و از سوی دیگر، وجود شاعران پارسی گوی هندی تبار نیز موجب این نام گذاری بوده است. با این حال برخی از استادان سخن پارسی بر این باورند که سبک شعر این دوره را باید اصفهانی نامید.
ویژگی های این سبک عبارت است از :

- تخیل دقیق و آوردن نکته های باریک و پیچیده و دور از ذهن، استفاده از واژه های ساده و رایج در میان مردم، برخی ترکیبات نو و نیز وارد شدن واژه های ترکی در شعر این دوره.
- برخی از واژه های کهن و شیوای فارسی یا عربی در شعر از میان رفت .
- قالب شعری در این سبک غزل است، گرچه قصیده و مثنوی نیز وجود دارد اما به پایه ی غزل نمی رسد.
- از مهم ترین وبژگی های این دوره به کار بردن صنعت های کنایه و استعاره و نیز ارسال مثل، اسلوب معادله و تمثیل ( از علم بدیع ) است.
- کاربرد استعارات پیچیده و معما و لغز و ترکیبات بدیع از دیگر ویژگی های این دوره است.
- یکی از مضامین شعری ستایش و مرثیه گویی برای امامان شیعه است و شعرا بیش تر کوشش خود را صرف سرودن اشعار در ستایش امامان و مرثیه برای آنان، به ویژه کشته شدگان کربلا کردند که محتشم کاشانی بزرگ ترین و نام دار ترین آنان است .
- از نظر معنی شعرای این دوره گرد تقلید نمی گشتند و آن چه سبک هندی بدان معروف گشته است، ابتکار مضمون و معنی است.
از شاعران این دوره باید صائب تبریزی، کلیم کاشانی، محتشم کاشانی، وحشی بافقی، بیدل دهلوی، نویدی اصفهانی،طالب آملی، ظهوری ترشیزی، فیضی دکنی، عرفی شیرازی، نظیری نیشابوری، سحابی استرآبادی، صفی اصفهانی، ارسلان طوسی ، نوعی خبوشانی، اشکی قمی، وحشی جوشقانی، حکیم قراری گیلانی، کاهی کابلی، جعفر قزوینی، عارف ایگی، فقیر دهلوی، قاسم مشهدی، انیسی شاملو، منصف اصفهانی و رفیعی کاشانی را نام برد.




دوره ی بازگشت ادبی :

دوره ی سبک هندی که پس از دو سده به نهایت تکلف و پیچیدگی رسیده بود، در نیمه ی سده ی دوازدهم پایان یافت و شاعران پس از این دوره، به تغییر این سبک دست زدند و بر آن شدند که سبک شعر فارسی را به دوره عراقی و خراسانی بازگردانند و از این روی سبک این دوره را بازگشت ادبی یا تجدید حیات ادبی نام نهادند. علت این تغییر، تکلف و پیچیدگی شعر بود. دوره ی این سبک از پایان عهد صفوی آغاز شد و در سده های دوازدهم و سیزدهم تا اوایل سده ی چهاردهم ادامه داشت .
از میان پیشگامان این تغییر سبک باید از هاتف اصفهانی نام برد.


دوره ی شعر معاصر :

دوره ی معاصر را معمولن باید از اواخر دوره ی قاجار تا امروز به حساب آورد. روابط ایران و اروپا و آوردن کارشناسان فنی و نظامی و گشودن مدارس و اعزام دانش جویان ایرانی به کشورهای اروپایی، آشنایی ایرانیان با علوم و ادبیات اروپا و ترجمه ی کتاب ها ی گوناگون سبب شد تا تحولاتی در ذهن ادیبان و هنرمندان ایرانی پدید آید.
شعر و نثر فارسی با الهام گرفتن از آثار اروپاییان دچار دگرگونی شد و رفته رفته انقلابی درسبک شعر پدیدار شد و شعر نو پدید آمد.

البته نوآوری در شعر را جسته و گریخته در بیان شاعران اواخر سده ی سیزدهم و اوایل سده ی چهاردهم چون «ایرج میزرا» و «میرزاده عشقی » می بینیم، اما تحول کامل آن توسط «نیمایوشیج» (علی اسفندیاری ) آشکار شد و از آن پس بود که شاعران نوپرداز در صحنه ی شعرفارسی رخ نمودند و با شکستن قالب شعر از جهت وزن و قافیه مسیر دگرگونی شعر را پس از دوران بازگشت ادبی، یا به تر بگوییم تقلید از گذشتگان، بار دیگر باز نمودند.



شعر معاصر (شعرنو) پس از نیما تا کنون در سه شکل ادامه یافته است :


١- شعرآزاد (نیمایی) : که آهنگ و وزن عروضی دارد اما جا ی قافیه درآن مشخص نیست. مانند برخی از سروده های سهراب سپهری، اخوان ثالث و قیصر امین پور.

شعر نیمایی را از دو دیدگاه می توان بررسی کرد:
الف ) درون مایه
از جهت درون مایه، نگاه به طبیعت و جهان، جهت گیری اجتماعی و بهره گیری از نماد ها در طرح مسائل اجتماعی، بازتاب فضاهای طبیعی و رنگ محلّی در شعر، از ویژگی های محتوایی شعر نیمایی است.
ب ) شکل و قالب
از نظر قالب و شکل، کوتاه و بلند شدن مصراع ها و جا به جایی قافیه ها از ویژگی های شعر نیمایی به شمار می آید.

منظومه ی "افسانه" نیما سرآغاز شعر نو به شمار می آید.



۲ـ شعرسپید (شعرمنثور) : آهنگ دارد اما وزن عروضی ندارد و جای قافیه درآن مشخص نیست. مانند برخی از اشعارسهراب سپهری، اخوان ثالث، موسوی گرمارودی و احمد شاملو


٣- موج نو : که نه آهنگ و وزن عروضی دارد و نه قافیه، و فرق آن با نثر در تخّیل شعری است. مانند برخی از اشعار احمد رضا احمدی
شعر موج نو به دشواری و پیچیدگی مشهور است .



گرداوری:مرداویز